جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بعد از حضرت نوح بیشترین طول عمر ازان کیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بعد از حضرت نوح بیشترین طول عمر ازان کیست؟




    سلام بعد از حضرت نوح بیشترین طول عمر ازان کیست؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی ا
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۳/۱۹ در ساعت ۱۱:۴۳

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط roshan_del نمایش پست
    سلام بعد از حضرت نوح بیشترین طول عمر ازان کیست؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی ا
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    در پاسخ به اين سوال شما بايد عرض كنم:

    آنچه از منابع مختلف استفاده می شود،در طول تاریخ برخی از افراد بوده اند كه دارای عمری طولانی تر از حضرت نوح بوده و برخی نیز كمتر از ایشان عمر كرده اند،لذا ارائه پاسخی قطعی و مشخص به این سوال كه بعد از حضرت نوحه چه كسی بیشترین عمر را داشته است،كمی مشكل بنظر می رسد.

    همانگونه كه شما هم می دانید عمر حضرت نوح را 2500سال ذكر كرده اند كه 950 سال آن مربوط به مدت تبلیغ دین بوده است.

    شاید بتوان بعد از حضرت نوح،حضرت عیسی بن مریم را دارای بیشترین طول عمر دانست که هم اکنون بیش از 2012 سال از عمر شریفشان می گذرد و در یکی از کرات آسمان چهارم زندگی می کنند؛ خدای تعالی در قرآن کریم می فرماید:

    وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يقِينًا(النساء/157)
    و گفتارشان که: «ما، مسيح عيسي بن مريم، پيامبر خدا را کشتيم!» در حالي که نه او را کشتند، و نه بر دار آويختند؛ لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کساني که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پيروي مي‌کنند؛ و قطعا او را نکشتند!

    بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيهِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا(النساء/158)
    بلکه خدا او را به سوي خود، بالا برد. و خداوند، توانا و حکيم است.



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    61
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    3



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی تاریخی 1 نمایش پست
    و در یکی از کرات آسمان چهارم زندگی می کنند؛
    سلام بر شما
    ممکنه در این خصوص بیشتر توضیح بدید؟ حدیثی در این مورد داریم؟
    و البته گرچه از موضوع تاپیک خارج میشه، ولی: آسمان چهارم یعنی چی؟
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۳/۲۱ در ساعت ۱۸:۳۳


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ايراني مسلمان نمایش پست
    سلام بر شما
    ممکنه در این خصوص بیشتر توضیح بدید؟ حدیثی در این مورد داریم؟
    و البته گرچه از موضوع تاپیک خارج میشه، ولی: آسمان چهارم یعنی چی؟



    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    همانگونه كه شما هم اشاره كرده ايد،بحث از اينكه آسمان چهارم كجاست؟ و منظور از آن چيست؟ خارج از موضوع تاپيك است،با اين حال بنده مطالبي پيرامون آسمانهاي هفتگانه خدمت شما عرض مي كنم،اگر خواستار بحث و گفتگوهاي بيشتر پيرامون آن هستيد،بايد در تاپيكي مستقل بدان پرداخته شود.

    در قرآن كريم در ايات متعددي از هفت آسمان و هفت زمین سخن گفته شده است كه از جمله سوره‏ هاى بقره، 29- اسراء، 44- مؤمنون، 17- فصلت، 12- ملك، 3- نوح، 15- نبأ، 12 را مى ‏توان نام برد و از ظاهر یك آیه برمى ‏آید كه در مقابل هفت‏ آسمان، هفت زمین هم وجود دارد. «الله الذى خلق سبع سموات و من الارض مثلهن خدا كسى است كه هفت آسمان را آفرید و زمین را نیز مانند آن آفرید»،(1).

    روایات نیز به وجود هفت ‏آسمان و هفت ‏زمین تصریح دارند اما درباره هفت آسمان و هفت زمین نظریات مختلفى بیان شده است كه براى اطلاع از آنها مى ‏توانید به تفاسیر ذیل آیات مذكور مراجعه كنید. اما اجمالًا دو نظریه اصلى درباره حقیقت هفت آسمان و هفت زمین وجود دارد:

    1- آنها مادى و جسمانى هستند.

    2- آنها مجرد و معنوى هستند.

    استاد مطهرى در كتاب «آشنایى با قرآن»، ج 8، صص 75- 67 و 173- 167 به این دو نظر پرداخته ‏اند. منتها با نظر دقیق به آیات قرآن این احتمال كه هفت‏ آسمان و هفت‏ زمین معنوى و مجرد هستند، دقیق‏تر به نظر مى ‏رسد زیرا آیات اشاره دارند كه آسمان‏ها محل حاملان الهى یعنى ملائكه هستند و ملائكه مجرد و غیرمادى هستند و محل آنها نیز باید غیرمادى و مجرد باشد. البته این مسأله هنوز جاى بحث و تحقیق بسیار دارد.

    احتمالات متعددى در معناى هفت ‏آسمان وجود دارد:

    الف) منظور كثرت آسمان‏ها باشد (و آسمان به معناى مجموعه كرات و سیارات‏ است).

    ب) منظور تعداد زیادى از طبقات جو زمین باشد.

    ج) منظور مراتب معنوى و مقامات قرب و حضور باشد.

    د) منظور هفت ‏آسمان پر از ستاره و سیاره باشد (مثل آسمان زمین).

    ه) منظور مراتب وجودى نظام هستى از عالم ماده تا عوالم برتر باشد.

    رفتن حضرت عیسى (ع) به آسمان چهارم نیز طبق این احتمالات، قابل تفسیر است.

    آنچه صحيحتر به نظر مى رسد، اين است که مقصود از سماوات سبع همان معنى واقعى آسمانهاى هفتگانه است ، تکرار اين عبارت در آيات مختلف قرآن نشان مى دهد که عدد سبع در اينجا به معنى تکثير نيست ، بلکه اشاره به همان عدد مخصوص است .

    منتها از آيات قرآن چنين استفاده مى شود که تمام کرات و ثوابت و سياراتى را که ما مى بينيم همه جزء آسمان اول است ، و شش عالم ديگر وجود دارد که از دسترس ديد ما و ابزارهاى علمى امروز ما بيرون است و مجموعا هفت عالم را به عنوان هفت آسمان تشکيل مى دهند.
    شاهد اين سخن اينکه : قرآن مى گويد: و زينا السماء الدنيا بمصابيح : (ما آسمان پائين را با چراغهاى ستارگان زينت داديم ) (فصلت 12).
    در جاى ديگر مى خوانيم : انا زينا السماء الدنيا بزينة الکواکب : (ما آسمان پائين را با کواکب و ستارگان زينت بخشيديم ) (صافات 6).
    از اين آيات بخوبى استفاده مى شود که همه آنچه را ما مى بينيم و جهان ستارگان را تشکيل مى دهد همه جزء آسمان اول است ، و در ماوراى آن شش آسمان ديگر وجود دارد که ما در حال حاضر اطلاع دقيقى از جزئيات آن نداريم .

    و اما اينکه گفتيم شش آسمان ديگر براى ما مجهول است و ممکن است علوم از روى آن در آينده پرده بردارد، به اين دليل است که علوم ناقص بشر به هر نسبت که پيش مى رود از عجائب آفرينش تازه هائى را بدست مى آورد، مثلا علم هيئت هم اکنون بجائى رسيده است که بعد از آن ، تلسکوپها قدرت ديد را از دست مى دهند، آنچه رصدخانه هاى بزرگ کشف کرده اند، فاصلهاى به اندازه هزار ميليون يک ميليارد) سال نورى مى باشد، و خود معترفند که تازه اين آغاز جهان است نه پايان آن ، پس چه مانع دارد که در آينده با پيشرفت علم هيئت آسمانها و کهکشانها و عوالم ديگرى کشف گردد.(2)


    درباره عوالم وجود باید گفت:

    جهان هستى داراى عوالم گوناگونى است: عالم اسماى الهى، عالم تجرد، عالم مثال و عالم مادى. میان عالم مادى و اسماى الهى دو عالم تجرد و مثال وجود دارد. در فلسفه اسلامى- به ویژه در حكمت متعالیه- مستدل شده است كه عوالم هستى با نظام و ترتیب خاصى از ذات حق- كه در مظاهر اسما متجلى است- سرچشمه گرفته است. عوالم وجود از آثار و جلوه‏ هاى اسماى الهى ‏اند.

    نخستین عالم پس از عالم اسماى الهى عالم تجّرد و جبروت است. این عالم از آثار ضعف وجود پاك است، و از این‏رو عالم «جبروت» نامیده مى‏ شود یعنى، عالمى كه با قرب به مبدأ متعال و برخوردارى از اشراق‏هاى ربانى، كمبودهایش جبران گشته و جاى آنها را كمالات گرفته است.

    عالم بعدى، عالم مثال، برزخ یا ملكوت است. این عالم مترتب بر عالم تجرد، و نشأت گرفته از آن است. این عالم، جلوه آخرین عوالم تجرد است كه در آن حقایق مجرد، در مرتبه نازل و در حد و اندازه ‏ها و قالب‏ها جلوه ‏گر است. عالم برزخ هم داراى عوالم دیگرى است كه برخى برتر از برخى دیگر و بعضى مترتب بر بعضى دیگر و نشأت گرفته از آن مى ‏باشند.

    عالم آخر، عالم جسم و نظام مادى است كه عالم «ناسوت» و در اصطلاح قرآن عالم «شهادت» نیز نامیده مى‏ شود. این عالم متأخر از عالم برزخ و نشأت گرفته از آن است. عالم مادى، دورترین عالم از مبدأ متعال بوده، از وجود ضعیف‏ترى برخوردار است. حقایق عالم مادى، ظهورات و تابش‏هاى نازله و محدود حقایق مثالى است كه در ماده جلوه مى ‏كند.

    تطابق عوالم وجود:

    بر اساس ترتیب عوالم وجود و ارتباط آنها با یكدیگر آنچه در عالم ماده موجود است، صورت‏هاى بالاتر و كامل‏ترى در عالم مثال دارند. اما به صورت مثالى و متناسب با احكام، قوانین و آثار عالم مثال مى‏ باشند و آنچه در عالم مثال موجود است، صورت بالاتر و كامل‏تر آن در عالم تجرد وجود دارد لكن به صورت تجردى كه با عالم تجّرد و معیارهاى آن متناسب است. صورت بالاتر و كامل‏تر آنچه در عالم تجّرد موجود است، در عالم اسماى الهى وجود دارد، ولى به صورت اسمى و متناسب با احكام و سنن مختص به عالم اسمى است.

    بنابراین، عوالم وجود باهم تطابق داشته، از یكدیگر جدا نیستند بلكه باطن و اصل عالم مادى، عالم مثال است و این عالم، بر عالم مادى محیط است.

    باطن و اصل عالم مثال نیز همان عالم تجرد است كه بر عالم مثال محیط است. باطن و اصل عالم تجرد نیز، همان عالم اسماى الهى است البته در این مرتبه، كامل‏تر و متناسب با قوانین، احكام و آثار آن این مرتبه مى ‏باشد. به عنوان مثال آب به عنوان یك حقیقت، در عالم مثال موجود است ولى نه با كم و كیف آب عالم مادى بلكه با خصوصیات متناسب با عالم مثال. همچنین آب در عالم تجرد نیز موجود است، ولى آبى متناسب با قوانین عالم تجرد. حتى روابط و نسبتى هم كه میان آب و موجودات دیگر در عالم مادى وجود دارد (مثل اصل رابطه آب و آتش یا آب و خاك) در عالم مثال، تجرد و اسما نیز وجود دارد ولى نوع آن به اقتضاى احكام و سنن آن عوالم، با یكدیگر متفاوت است.

    آیات قرآنى نیز این تحلیل عقلى را تأیید مى ‏كند كه فرصت طرح آن نیست.



    پى ‏نوشت‏

    (1). طلاق، آیه 12.

    (2). براى آشنایى بیشتر ر. ك: تفسیر نمونه، ج 1، ص 159، ذیل آیه 29؛ ج 20، ص 221، ذیل آیه 12 ؛ج 24، ص 260، ذیل آیه 21.



  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    بعد از حضرت نوح بیشترین طول عمر از آنِ کیست؟

    پاسخ:
    آنچه از منابع مختلف استفاده می شود، در طول تاریخ برخی از افراد بوده اند كه دارای عمری طولانی تر از حضرت نوح بوده و برخی نیز كمتر از ایشان عمر كرده اند، لذا ارائه پاسخی قطعی و مشخص به این سوال كه بعد از حضرت نوح چه كسی بیشترین عمر را داشته است، كمی مشكل به نظر می رسد.
    درباره عمر حضرت نوح (علیه السلام) اقوال مختلف وجود دارد. قرآن مي‌گويد: حضرت نوح (علیه السلام) نهصد و پنجاه سال به امر تبليغ دين و سالت پرداخت. امّا سرانجام طوفان قومش را فرا گرفت، در حالى كه ظالم بودند.(1)

    از ظاهر اين آيه فهميده می شودكه مدت پيامبری حضرت نوح تا قبل از طوفان نهصد و پنجاه سال بود؛ بعد از اين چه مدت زندگى كرد، معلوم نيست. در برخى از روايات آمده است كه مدت عمر حضرت نوح هزار و پنجاه سال بود، چهل سال قبل از بعثت، نهصد و پنجاه سال از بعثت تا طوفان و شصت سال بعد از توفان.(2) بعضی منابع ديگر عمر حضرت نوح (علیه السلام) را، 1450 سال ذكر كرده اند.(3)
    در بعضی روایات آمده است که عمر حضرت نوح (علیه السلام ) دو هزار و پانصد سال بود.(4)
    در روایت دیگری آمده است که حضرت نوح (علیه السلام ) دو هزار و چهار صد و پنجاه سال عمرداشت.(5)
    علامه مجلسی در ضمن این حدیث آورده است که درباره عمر آن حضرت اختلاف نظر هست و اخبار معتبر اهل بیت دلالت بر دو هزار و پانصد سال دارد.(6)
    در هر حال نمى توان با قاطعيت درباره مدت عمر حضرت نوح اظهار نظر كرد.

    بنابراین شاید بتوان بعد از حضرت نوح، حضرت عیسی بن مریم را دارای بیشترین طول عمر دانست که هم اکنون بیش از 2015 سال از عمر شریفشان می گذرد و طبق تفسیر برخی آیات قرآن در یکی از کرات آسمان چهارم زندگی می کنند؛ خدای تعالی در قرآن کریم می فرماید:
    «وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يقِينًا»؛ و گفتارشان که: «ما، مسيح عيسي بن مريم، پيامبر خدا را کشتيم!» در حالي که نه او را کشتند، و نه بر دار آويختند؛ لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کساني که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پيروي مي‌کنند؛ و قطعا او را نکشتند.!(7)
    «بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيهِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا»؛ بلکه خدا او را به سوي خود، بالا برد. و خداوند، توانا و حکيم است.(8)

    _____________
    (1) عنكبوت/ 14؛ رك: ناصرمكارم شيرازى و ديگران، تفسيرنمونه، دارالكتب الإسلامية،‏ ج16، ص 228.
    (2) سيوطى جلال الدين، الدرالمنثور فى تفسير المأثور، قم، كتابخانه آية الله مرعشى نجفى، 1404 ق، ج5، ص 143.
    (3) رسولي محلاتي، تاريخ انبياء، انتشارات علميه اسلاميه ،ج1، 452.
    (4) بحار الانوار، ج 11، ص 284؛ به نقل از امالی صدوق، ص287 .
    (5) بحار الانوار، ج 11، ص 289 .
    (6) همان، ص290 .
    (7) نساء/ 157.
    (8) نساء/ 158.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۳/۲۹ در ساعت ۰۰:۰۳ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود