جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: احترام به عقل انسانها در قران (؟)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما احترام به عقل انسانها در قران (؟)




    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ

    به نام یار

    با سلام به دوستان

    آیا در قران آیه ای برای احترام به عقل مردم آمده است ؟ (مومنین و مردم به تفکیک چطور ؟)

    ایا می توان این سوره را به این موضوع ربط داد؟
    تفسیر این سوره چیست؟ بخصوص منظور از پیمانه و ترازو؟

    وَيَا قَوْمِ أَوْفُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿۸۵﴾
    و اى قوم من پيمانه و ترازو را به داد تمام دهيد و حقوق مردم را كم مدهيد و در زمين به فساد سر برمداريد (۸۵)

    سوره هود ایه 85


    پیشا پیش ممنون از پاسخ دهی شما



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 6


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۳/۱۶ در ساعت ۱۹:۲۳

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    عقل در دین اسلام از جایگاه ویژه ای برخوردار است تا جایی که یکی از منابع اربعه در شناخت احکام لحاظ شده است. دین ما نه تنها به مقابله با عقل و تعقل بر نخواسته بلکه به گونه ای شگفت آور به آن اهمیت داده تا آنجا که بیش از 900 بار واژه عقل و فکر و مشتقات آن در قرآن آمدا استدر بیشتر موارد، تکرار این کلمات حول دعوت به تعقل و اندیشیدن در نشانه‌های خدا و دنیا هستی می‌چرخد و اندیشیدن از نشانه‌های مومنان ذکر شده است همچنانکه پرفسور هانری كربن فيلسوف معاصر فرانسوی می‌ گوید: «اگر انديشه‌ی محمد خرافی بود و اگر وحی او وحی الهی نبود، هرگز جرأت نمی‌كرد بشر را به علم دعوت كند. هيچ يك از افراد بشر و هيچ شيوه‌ی تفكری به اندازه‌ی محمد و قرآن، انسان را به دانش دعوت نكرده‌اند، تا آنجا كه در قرآن، نهصد و پنجاه بار از علم، فكر و عقل سخن به ميان آمده‌است»(1)


    قرآن کریم با عبارت های مختلفی از عقل تجلیل کرده است ومردم را به تفکر در امور مختلفی امر کرده است که به قسمتی از آنها اشاره می کنیم:
    1-خداوند متعال‌ از ميان‌ موجودات‌ فراوان‌ و خلايق‌ گوناگون‌- كه‌هريك‌ نشاني‌ بر قدرت‌ و علم‌ لايزال‌ اويند- انسان‌ را اشرف‌ و افضل‌و برتر از اكثريت‌ آنان‌ قرار داده‌ است‌:
    وَلَقَدْ كَرَّمْنَابَنِي‌ءَ ادَمَ... وَ فَضَّلْن'هُمْ عَلَي‌' كَثِيرِ مِمَّنْ خَلَقْنَاتَفْضِيلاً(2 )
    «و ما فرزندان‌ آدم‌ را بسيار گرامي‌ داشتيم‌... و بر بسياري‌ ازمخلوقات‌ خود برتري‌ و فضيلت‌ بزرگ‌ بخشيديم‌.»
    بي‌شك‌ وجه‌ اين‌ تمايز در ساختمان‌ بدن‌ و جسم‌ انسان‌خلاصه‌ نمي‌شود، چراكه‌ بعضي‌ حيوانات‌ از لحاظ‌ برخي‌ ويژگي‌هاي‌فيزيكي‌. از انسان‌ قوي‌تر و مجهزترند، مثلاً در حواس‌ پنجگانه‌، وسرعت‌ دويدن‌، و امكانات‌ حركتي‌ نظير پرواز، و.... بنابراين‌ رازتفاوت‌ را بايد در جاي‌ ديگري‌ جست‌وجو كرد. انسان‌ از نظر داشتن‌عقل‌ و قدرت‌ انديشه‌ است‌ كه‌ از حيوان‌ متمايز مي‌شود، قدرتي‌ كه‌شايد در هيچ‌ مخلوق‌ ديگري‌، (به‌ قدر انسان‌) يافت‌ نشود. به‌ همين‌سبب‌ است‌ كه‌ «انسان‌ بي‌فكر كه‌ از عقل‌ خداداد استفاده‌ نكند، ونينديشد، با حيوان‌ فرقي‌ ندارد. بلكه‌ فرق‌ انسان‌ و حيوان‌ در كيفيت‌زندگي‌ است‌، اين‌ كيفيت‌ و چگونگي‌ آن‌ كه‌ زندگي‌ انسان‌ها را اززندگي‌ جانوران‌ جدا مي‌كند، آگاهي‌ است‌. زندگي‌ انسان‌، زندگي‌آگاهانه‌ است‌ و تنها با زندگي‌ آگاهانه‌ است‌ كه‌ انسان‌ها به‌ سعادت‌مي‌رسند... در قرآن‌ راه‌ رسيدن‌ به‌ زندگي‌ آگاهانه‌ گفته‌ شده‌ است‌، وآن‌، تفكر و انديشيدن‌ است‌»(3)(بانک جامع اطلاعات قرآن کریم)

    2-تعقل زیر بنای اصول دین(4)

    3-تشویق به تفکر در در قرآن و سنت
    كَذَ'لِكَ يُبَيِّنُ اللهُ لَكُمْ ءَايَ'تِهِ لَعَلَّكُم ْتَعْقِلُونَ(5)«خدا آيات‌ خود را اين‌گونه‌ روشن‌ براي‌ شما بيان‌ سازد،باشد كه‌ خردمند شويد»

    4-حمایت قرآن از عقل در برابر عادات و رسوم اجتماعی:
    وَاِذَا قيِلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ اِلَي‌' مَآأَنزَلَاللهُ وَاِلَي‌ الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَاوَجَدْنَا عَلَيْهِ ءَابَآءَنَآ أَوَلَوْكَانَ ءَاَبآؤُهُمْ لاَيَعْلَمُونَ شَيْئاً وَلاَيَهْتَدُونَ(6)
    «و چون‌ به‌ آنها گفته‌ شود از حكم‌ كتابي‌ كه‌ خدا فرستاد و ازدستور رسول‌ او پيروي‌ كنيد گويند آن‌ ديني‌ كه‌ پدران‌ خود را بر آن‌يافتيم‌ ما را كفايت‌ است‌ آيا بايد از پدران‌ خود در صورتي‌ كه‌ آنهامردم‌ جاهلي‌ بوده‌ و به‌ حق‌ راه‌ نيافته‌ باشند باز پيروي‌ كنند؟»

    5-حمایت از عقل در برابر اکثریت:إِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ (7) اگر از اکثريتی که در اين سرزمينند پيروی کنی ، تو را از راه خدا گمراه سازند زيرا جز از پی گمان نمی روند و جز به دروغ سخن نمی گويند.

    6-قرآن بدترین مردم را کسانی می داند که تعقل نمی کنند
    «ان شر الدواب عند الله الصمم البكم الذين لايعقلون»(8)بدترين‌ جانوران‌ (و شقي‌ترين‌ مردم‌) نزد خدا كساني‌ هستندكه‌ (از شنيدن‌ و گفتن‌ حرف‌ حق‌) كر و لالند و اصلاً (در آيات‌ خدا)تعقل‌ نمي‌كنند.

    7-قرآن رسيدن‌ به‌ عمق‌ و كنه‌ معرفت‌ رامختص‌ صاحبان‌ تفكر و انديشه‌ قرار مي‌دهد:... لایات لِقَوْم ٍيَعْقِلُونَ «براي‌ عاقلان‌ ادلّه‌اي‌ واضح‌ است‌»( 9 )در قرآن‌ اين‌اشخاص‌ با تعابيري‌ نظير أُوليِ الالباب (10)، أُوْليِ الاَبْصر(11) واُوْلي ِالنُّهَي‌'(12) ياد شده‌اند.

    8-آیاتی که از تعقل و تفکر نکردن نهی می کند:
    أَفَلاَ تَعْقِلُونَ (13)چرا انديشه‌ نمي‌كنيد؟
    أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَالقُرْءانَ (14)چرا در قران‌ تدبر نمي‌كنند؟
    أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ( 15)يا انديشه‌ نمي‌كنيد؟
    أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ(16) آيا متذكر نمي‌شويد؟

    این ها همه گوشه ای از اهمیت عقل و تعقل انسانی در قرآن بود ما در روایات هم تاکید ویژه ای بر اهمیت عقل دارد تا جایی که آن را حجت باطنی می داند.
    قال الامام الكاظم - عليه السّلام - : اِنّ لِلّهِ عَلَي النّاسِ حُجَّتَينِ، حُجّةً ظاهرةً و حُجّةً باطِنةً ... .
    امام كاظم - عليه السّلام - فرمودند: همانا براي خداوند بر مردم دو حجت است، حجت ظاهري و حجت باطني، اما حجت ظاهري همان رسولان و انبياء و ائمه - عليهم السّلام - هستند و حجت باطني عقولشان مي باشد.(17)
    التماس دعا



    منابع:
    1-قرآن از دیدگاه 114 دانشمند، محمد مهدی علیقلی
    2-سوره مباركه اسراء ، آيه شريفه 70
    3- محمدرضا حكيمي ، « فرياد الحياه » مجله قرآني بشارت ، شماره 3 ،‌صفحه 7
    4- آل عمران / 190 و 191
    5-بقره / 242
    6-مائده / 104
    7-انعام 116
    8-انفال22
    9-بقره / 164
    10-بقره / 179 ، 197 و 269 ،‌آل عمران / 7 و 190 ، مائده / 100 ،‌يوسف / 111 ، رعد / 19 ، و ....
    11- آل عمران / 13 ، نور / 44
    12-طه / 54 و 128
    13-آل عمران / 65 ، اعراف / 169 ، هود / 51 ، انبياء / 10 و 67 ،‌صافات / 138
    14-نساء / 82
    15-انعام / 50
    16-يس / 3 ، هود / 24 و 30 ، نحل / 17 ، مؤمنون / 85 ، صافات / 155 ، جاثيه / 23
    17-الکافي، ج 1، ص 16

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط غارنشین نمایش پست
    تفسیر این سوره چیست؟ بخصوص منظور از پیمانه و ترازو؟

    وَيَا قَوْمِ أَوْفُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿۸۵﴾
    و اى قوم من پيمانه و ترازو را به داد تمام دهيد و حقوق مردم را كم مدهيد و در زمين به فساد سر برمداريد (۸۵)
    سوره هود ایه 85
    با سلام
    این که این آیه تفسیرش چیست تفسیر مختصری آورده و شما را به تفسیر المیزان و نمونه ارجاع می دهم :
    (ايفاء)يعني پرداخت حق به طور تمام وكمال و(بخس )يعني نقص وعيب . در اين آيه به جهت اهميت مطلب و شدت اهتمام آن حضرت نسبت به اين امر مجددامسأله نهي از كم فروشي را تأكيد و تكرار مي نمايد و اين مطلب يعني اينكه صرف اجتناب از كم فروشي در پيمانه و ميزان كافي نيست ، بلكه واجب است ترازودار و پيمانه دار حق آن را ادا نمايند، يعني امانات و اشياء مورد معامله را به طور كامل به مردم بدهند و هرگز در اموال ديگران عيب جويي نكنند ونسبت نقص به اموال مردم ندهند تا بتوانند آن را به بهايي كمتر معامله كنند وآنگاه آنها را از فساد در زمين نهي مي كند كه فساد شامل كشتن و زخمي كردن مردم ، يا هر ظلم مالي يا عرضي و ناموسي است و شايد هم نهي جديد و تأكيدي دوباره براي نهي در كم فروشي و خيانت در ترازو و ميزان باشد، چون اين مطلب هم مصداقي از فساد در زمين است . زيرا اجتماع مدني حقيقتا بر اساس مبادله و داد و ستد بنا شده ، و بناچار افرادجامعه در شئون زندگي خود تعاون دارند و با يكديگر مبادله و معامله مي نمايند،بنابراين اگر در معامله نقص پيمانه و ميزان راه يابد تدبير انسان در معيشت زندگيش تباه و باطل مي شود و نظام زندگي از دو جهت مختل مي گردد، يكي ازجهت كالايي كه انسان مي خرد و ديگر از جهت آنچه به عنوان بها مي پردازد. يعني اولا) احتياجات انسان آنطور كه بايد برآورده نمي شود، و ثانيا) پولي بيشتر از آنچه گرفته است مي پردازد، و در نتيجه انسان ديگر نمي تواند به درستي نظر و حسن تدبير خود اعتماد كند و در مسير زندگي سرگردان و گيج مي شود واين عين فساد است و شيوع اين مسائل در معاملات باعث سلب امنيت عمومي مي شود و اجتماعي كه بايد براساس تعاون باشد مبدل به جامعه اي مبتني بر مكرو نيرنگ مي گردد و جامعه فاسد مي شود و حيات آن تباه خواهد شد.

    رجوع شود :ترجمة الميزان ج : 10ص :539



    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط غارنشین نمایش پست
    ایا می توان این سوره را به این موضوع ربط داد؟
    با سلام
    اما این که آیا ربطی به مساله ما دارد یا نه باید گفت که خدا برای دارایی های عقل بشری احترام زیادی قایل است -همان گونه که اشاره شد-و در احکامی که وضع می کند گاهی برخی از آموزه های عقل انسان را مورد تاکید قرار میدهد و گرد غفلت را از آن میزداید مثلا آیه مذکور که خدا امر مواسات در جامعه کرده و مردم را از ظلم و تعدی در حقوق دیگران منع کرده است یک ارشاد به حکم عقل انسانی است انسان بالفطره ظلم را بد و عدل و قسط را خوب و لازم می داند به این احکام احکام ارشادی گویند

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    آیا در قرآن آیه ای برای احترام به عقل مردم آمده است؟ (مومنین و مردم به تفکیک چطور؟). تفسیر آیه 85 سوره هود چیست؟ بخصوص منظور از پیمانه و ترازو.
    «وَيَا قَوْمِ أَوْفُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ»؛ و اى قوم من پيمانه و ترازو را به داد تمام دهيد و حقوق مردم را كم مدهيد و در زمين به فساد سر برمداريد.


    پاسخ:
    عقل در دین اسلام از جایگاه ویژه ای برخوردار است تا جایی که یکی از منابع اربعه در شناخت احکام لحاظ شده است. دین ما نه تنها به مقابله با عقل و تعقل بر نخواسته بلکه به گونه ای شگفت آور به آن اهمیت داده تا آنجا که بیش از 900 بار واژه عقل و فکر و مشتقات آن در قرآن آمدا است در بیشتر موارد، تکرار این کلمات حول دعوت به تعقل و اندیشیدن در نشانه‌های خدا و دنیا هستی می‌چرخد و اندیشیدن از نشانه‌های مومنان ذکر شده است هم چنانکه پرفسور هانری كربن فيلسوف معاصر فرانسوی می‌ گوید: «اگر انديشه‌ محمد خرافی بود و اگر وحی او وحی الهی نبود، هرگز جرأت نمی‌كرد بشر را به علم دعوت كند. هيچ يك از افراد بشر و هيچ شيوه‌ تفكری به اندازه‌ محمد و قرآن، انسان را به دانش دعوت نكرده‌اند، تا آن جا كه در قرآن، نهصد و پنجاه بار از علم، فكر و عقل سخن به ميان آمده‌است»(1)

    قرآن کریم با عبارت های مختلفی از عقل تجلیل کرده است و مردم را به تفکر در امور مختلفی امر کرده است که به قسمتی از آن ها اشاره می کنیم:
    1- خداوند متعال‌ از ميان‌ موجودات‌ فراوان‌ و خلايق‌ گوناگون‌ -كه‌ هر يك‌ نشانی بر قدرت‌ و علم‌ لايزال‌ اويند- انسان‌ را اشرف‌ و افضل‌ و برتر از اكثريت‌ آنان‌ قرار داده‌ است‌: «وَلَقَدْ كَرَّمْنَابَنِي‌ءَ ادَمَ... وَ فَضَّلْنا'هُمْ عَلَي‌' كَثِيرِ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً»؛ «و ما فرزندان‌ آدم‌ را بسيار گرامي‌ داشتيم‌... و بر بسياري‌ از مخلوقات‌ خود برتري‌ و فضيلت‌ بزرگ‌ بخشيديم‌.(2)
    بی شك‌ وجه‌ اين‌ تمايز در ساختمان‌ بدن‌ و جسم‌ انسان‌ خلاصه‌ نمی شود، چرا كه‌ بعضي‌ حيوانات‌ از لحاظ‌ برخی ويژگي‌های فيزيكي‌. از انسان‌ قوی تر و مجهزترند، مثلاً در حواس‌ پنجگانه‌، و سرعت‌ دويدن‌، و امكانات‌ حركتی نظير پرواز، و.... بنا بر اين‌ راز تفاوت‌ را بايد در جای ديگری جست‌وجو كرد.
    انسان‌ از نظر داشتن‌ عقل‌ و قدرت‌ انديشه‌ است‌ كه‌ از حيوان‌ متمايز می شود، قدرتی كه‌ شايد در هيچ‌ مخلوق‌ ديگری، (به‌ قدر انسان‌) يافت‌ نشود. به‌ همين‌سبب‌ است‌ كه‌ «انسان‌ بی فكر كه‌ از عقل‌ خدا داد استفاده‌ نكند، و نينديشد، با حيوان‌ فرقی ندارد. بلكه‌ فرق‌ انسان‌ و حيوان‌ در كيفيت‌ زندگی است‌، اين‌ كيفيت‌ و چگونگی آن‌ كه‌ زندگی انسان‌ها را از زندگی جانوران‌ جدا می كند، آگاهي‌ است‌.
    زندگی انسان‌، زندگی آگاهانه‌ است‌ و تنها با زندگی آگاهانه‌ است‌ كه‌ انسان‌ها به‌ سعادت‌ می رسند... در قرآن‌ راه‌ رسيدن‌ به‌ زندگی آگاهانه‌ گفته‌ شده‌ است‌، و آن‌، تفكر و انديشيدن‌ است‌»(3)

    2- تعقل زیر بنای اصول دین.(4)

    3- تشویق به تفکر در در قرآن و سنت: «كَذَ'لِكَ يُبَيِّنُ اللهُ لَكُمْ ءَايَ'تِهِ لَعَلَّكُم ْتَعْقِلُونَ»؛ خدا آيات‌ خود را اين‌گونه‌ روشن‌ براي‌ شما بيان‌ سازد، باشد كه‌ خردمند شويد.(5)

    4- حمایت قرآن از عقل در برابر عادات و رسوم اجتماعی: «وَاِذَا قيِلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ اِلَي‌' مَآأَنزَلَاللهُ وَاِلَي‌ الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَاوَجَدْنَا عَلَيْهِ ءَابَآءَنَآ أَوَلَوْكَانَ ءَاَبآؤُهُمْ لاَيَعْلَمُونَ شَيْئاً وَلاَيَهْتَدُونَ»؛ و چون‌ به‌ آن ها گفته‌ شود از حكم‌ كتابي‌ كه‌ خدا فرستاد و از دستور رسول‌ او پيروي‌ كنيد گويند آن‌ ديني‌ كه‌ پدران‌ خود را بر آن‌ يافتيم‌ ما را كفايت‌ است‌ آيا بايد از پدران‌ خود در صورتي‌ كه‌ آن ها مردم‌ جاهلي‌ بوده‌ و به‌ حق‌ راه‌ نيافته‌ باشند باز پيروي‌ كنند.؟(6)

    5- حمایت از عقل در برابر اکثریت: «إِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ»؛ اگر از اکثريتی که در اين سرزمينند پيروی کنی ، تو را از راه خدا گمراه سازند زيرا جز از پی گمان نمی روند و جز به دروغ سخن نمی گويند.(7)

    6- قرآن بدترین مردم را کسانی می داند که تعقل نمی کنند: «ان شر الدواب عند الله الصمم البكم الذين لايعقلون»؛ بدترين‌ جانوران‌ (و شقی ترين‌ مردم‌) نزد خدا كسانی هستندكه‌ (از شنيدن‌ و گفتن‌ حرف‌ حق‌) كر و لالند و اصلاً (در آيات‌ خدا)تعقل‌ نمی كنند.(8)

    7- قرآن رسيدن‌ به‌ عمق‌ و كنه‌ معرفت‌ را مختص‌ صاحبان‌ تفكر و انديشه‌ قرار می دهد: «... لایات لِقَوْم ٍيَعْقِلُونَ «براي‌ عاقلان‌ ادلّه‌اي‌ واضح‌ است‌»(9 ) در قرآن‌ اين‌ اشخاص‌ با تعابيری نظير أُولی الالباب(10)، أُوْليِ الاَبْصر(11) و اُوْلي ِالنُّهَي‌'(12) ياد شده‌اند.

    8-آیاتی که از تعقل و تفکر نکردن نهی می کند:
    «أَفَلاَ تَعْقِلُونَ»؛ چرا انديشه‌ نمی كنيد.؟(13)
    «أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَالقُرْءانَ» ؛ چرا در قران‌ تدبر نمی كنند.؟(14)
    «أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ»؛ يا انديشه‌ نمی كنيد.؟(15)
    «أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ»؛ آيا متذكر نمی شويد.؟(16)

    این ها همه گوشه ای از اهمیت عقل و تعقل انسانی در قرآن بود ما در روایات هم تاکید ویژه ای بر اهمیت عقل دارد تا جایی که آن را حجت باطنی می داند.
    «قال الامام الكاظم (عليه السّلام) : اِنّ لِلّهِ عَلَي النّاسِ حُجَّتَينِ، حُجّةً ظاهرةً و حُجّةً باطِنةً ... .»؛ امام كاظم (عليه السّلام) فرمودند: همانا برای خداوند بر مردم دو حجت است، حجت ظاهری و حجت باطنی، اما حجت ظاهری همان رسولان و انبياء و ائمه (عليهم السّلام) هستند و حجت باطنی عقولشان می باشد.(17)

    _ تفسیر آیه 85 سوره هود
    این که این آیه تفسیرش چیست تفسیر مختصری آورده و شما را به تفسیر المیزان و نمونه ارجاع می دهم :
    (ايفاء) يعنی پرداخت حق به طور تمام و كمال و (بخس ) يعنی نقص و عيب.
    در اين آيه به جهت اهميت مطلب و شدت اهتمام آن حضرت نسبت به اين امر مجددا مسأله نهی از كم فروشی را تأكيد و تكرار می نمايد و اين مطلب يعنی اين كه صرف اجتناب از كم فروشی در پيمانه و ميزان كافی نيست، بلكه واجب است ترازو دار و پيمانه دار حق آن را ادا نمايند، يعنی امانات و اشياء مورد معامله را به طور كامل به مردم بدهند و هرگز در اموال ديگران عيب جويی نكنند و نسبت نقص به اموال مردم ندهند تا بتوانند آن را به بهايي كمتر معامله كنند و آنگاه آن ها را از فساد در زمين نهي مي كند كه فساد شامل كشتن و زخمي كردن مردم، يا هر ظلم مالی يا عرضی و ناموسی است و شايد هم نهی جديد و تأكيدی دوباره برای نهی در كم فروشی و خيانت در ترازو و ميزان باشد، چون اين مطلب هم مصداقي از فساد در زمين است.
    زيرا اجتماع مدنی حقيقتا بر اساس مبادله و داد و ستد بنا شده، و به ناچار افراد جامعه در شئون زندگي خود تعاون دارند و با يكديگر مبادله و معامله مي نمايند.

    بنا بر اين اگر در معامله نقص پيمانه و ميزان راه يابد تدبير انسان در معيشت زندگيش تباه و باطل می شود و نظام زندگی از دو جهت مختل می گردد، يكی از جهت كالايی كه انسان می خرد و ديگر از جهت آنچه به عنوان بها می پردازد. يعني:
    اولا) احتياجات انسان آن طور كه بايد برآورده نمی شود،
    ثانيا) پولی بيشتر از آنچه گرفته است می پردازد، و در نتيجه انسان ديگر نمی تواند به درستی نظر و حسن تدبير خود اعتماد كند و در مسير زندگي سرگردان و گيج می شود و اين عين فساد است و شيوع اين مسائل در معاملات باعث سلب امنيت عمومی می شود و اجتماعی كه بايد براساس تعاون باشد مبدل به جامعه ای مبتنی بر مكر و نيرنگ می گردد و جامعه فاسد می شود و حيات آن تباه خواهد شد.(18)

    __________________
    (1) قرآن از دیدگاه 114 دانشمند، محمد مهدی علیقلی.
    (2) سوره مباركه اسراء ، آيه شريفه 70.
    (3) محمدرضا حكيمي ، « فرياد الحياه » مجله قرآني بشارت ، شماره 3 ،‌صفحه 7.
    (4) آل عمران / 190 و 191.
    (5) بقره / 242.
    (6) مائده / 104.
    (7) انعام/ 116.
    (8) انفال/ 22.
    (9) بقره / 164
    (10) بقره / 179 ، 197 و 269؛ آل عمران / 7 و 190؛ مائده / 100؛ يوسف / 111؛ رعد / 19؛ و ... .
    (11) آل عمران/ 13؛ نور/ 44.
    (12) طه/ 54 و 128.
    (13) آل عمران/ 65؛ اعراف/ 169؛ هود/ 51؛ انبياء/ 10 و 67؛ صافات/ 138.
    (14) نساء/ 82.
    (15) انعام/ 50.
    (16) يس/ 3؛ هود/ 24 و 30؛ نحل/ 17؛ مؤمنون/ 85؛ صافات/ 155؛ جاثيه/ 23.
    (17) الکافي، ج 1، ص 16.
    (18) رجوع شود :ترجمة الميزان ج : 10ص :539.



    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۲/۱۱ در ساعت ۲۳:۲۷ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود