جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا در قیامت میتوان از مسیحیان و یهودیان هم شفاعت کرد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    3,203
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    96 روز 16 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا در قیامت میتوان از مسیحیان و یهودیان هم شفاعت کرد؟




    بسم الله الرحمن الرحیم


    در احادیث خواندیم که روز قیامت علاوه بر معصومین، شهدا و مومنین هم میتوانند از دوستانشان شفاعت کنند و به بهشت ببرند

    سوالم اینه که آیا میشه از آشنایانی که مسیحی/یهودی هستند (و البته به وحدانیت خدا و پیامبری حضرت محمد (ص) اعتقاد دارند) هم شفاعت کرد؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 2
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۳/۲۱ در ساعت ۰۴:۱۷
    شبی مجنون به لیلی گفت کِی معشوق بی همتا
    تو را عاشق شود پیدا ولی......

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    در احادیث خواندیم که روز قیامت علاوه بر معصومین، شهدا و مومنین هم می توانند از دوستانشان شفاعت کنند و به بهشت ببرند، سوالم این است که آیا می شود از آشنایانی که مسیحی/ یهودی هستند (و البته به وحدانیت خدا و پیامبری حضرت محمد (صلوات الله علیه) اعتقاد دارند) هم شفاعت کرد؟


    پاسخ:
    در بحث شفاعت سه رکن ایفای نقش می کنند:

    1. خداوند متعال. که تنها موثر در عالم است و کسی که شفاعت کردن شفاعت کننده ها و شفاعت شدن شفاعت شونده ها منوط به اذن و رضایت اوست.(1)

    2. شفاعت کنندگان. همان کسانی که به اذن خداوند و با توجه جایگاهشان شفاعت می کنند.

    3. شفاعت شوندگان. کسانی که مورد شفاعت واقع می شوند.

    از آنجا که رکن دوم و سوم منوط به اذن و خواست خداوند متعال محقق است؛ این دو رکن دارای شرایطی هستند که در آیات قران ور وایات مورد توجه قرار گرفته است. و از آنجا که بار اصلی سوال بر شفاعت شوندگان است در مورد رکن دوم فقط به همین نکته اشاره می کنیم:

    شفاعت کردن هر شفاعت کننده منوط به اذن خداوند متعال و دقیقا در راستای خواست، اراده و اذن خداوند متعال است. یعنی اینطور نیست بخواهند حتی از کسی که خداوند به هیچ وجه از او راضی نیست شفاعت کنند.

    و نکته دیگر اینکه در بحث شفاعت شدن ما نمی توانیم در مورد افراد یا گروه ها و یا اقوام قاعده و قانونی کلی را بیان کنیم بلکه صرفا می توانیم بر اساس اوصاف
    شرایطی که خود خداوند متعال برای آنهاب یان کرده است بحث کنیم. مثلا بگوییم کسانی که مومن هستند امید به شفاعت دارند و یا کسانی که کافر هستند مشمول شفاعت نمیشوند؛ ولی اینکه حالا چه کسی حقیقتا با صفت ایمان یا با صفت کفر در پیشگاه خداوند حاضر می شود علمش فقط نزد خداوند است و کسانی که به علم الهی متصل هستند.

    و اما شرایط بهره مند شدن از شفاعت:
    1- رضای الهی. مهمترین شرط بهره مندی از شفاعت رضای خداوند متعال است.

    «يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضى‏ وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ»؛ او اعمال امروز و آينده و اعمال گذشته آنها را مى‏داند و آنها جز براى كسى كه خدا راضى (به شفاعت براى او) است شفاعت نمى‏كنند و از ترس او بيمناكند.(2)

    طبق این آیه شریفه هر کسی که خداوند متعال از او راضی نباشد مشمول شفاعت نخواهد شد. مانند:

    الف: «فَإِنَّ اللَّهَ لا يَرْضى‏ عَنِ الْقَوْمِ الْفاسِقِين»؛ در این ایه شریفه خداوند متعال عدم رضایت خود را از فاسقین اعلام می کند.(3)

    ب: «إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَ لا يَرْضى‏ لِعِبادِهِ الْكُفْر»؛ اگر كفران كنيد، خداوند از شما بى‏نياز است و هرگز كفران را براى بندگانش نمى پسندد. خداوند متعال راضی به کفر و کفران کردن نیست.(4)

    ج: کسانی که بعد از ایمان کافر می شوند. از رحمت خدا دور و مورد لعن و نفرین او قرار می گیرند.(5)

    د: «إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِينا»؛ آنها كه خدا و پيامبرش را آزار مى‏دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خواركننده‏اى آماده كرده است.(6)

    و موارد دیگری که در آیات و روایات اشاره شده است:
    2- ظالم نبودن. کسی که ظالم باشد از شفاعت محروم است.

    «ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَ لا شَفِيعٍ يُطاع»؛ براى ستمكاران دوستى وجود ندارد، و نه شفاعت كننده‏اى كه شفاعتش پذيرفته شود.(7)

    کسانی که ظالم باشند از شفاعت محرومند مانند:
    الف: «وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون»؛ کسانی که از حد و حدود الهی تجاوز می کنند و حریم های الهی را نادیده می گیرند.(8)

    ب: «فَمَنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون»؛ کسانی که (عمدا) بر خداوند دروغ ببندند.(9)

    ج: «وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون» هر کس بر اساس احکام الهی حکم نکند و زیر بار آنها نرود.(10)

    د: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمانِ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هر گاه پدران و برادران شما، كفر را بر ايمان ترجيح دهند، آنها را ولىّ (و يار و ياور و تكيه‏گاه) خود قرار ندهيد! و كسانى از شما كه آنان را ولىّ خود قرار دهند، ستمگرند.(11)

    هـ: و موارد دیگر.

    3- کافر و مشرک نباشد. کسانی که منکر خدا هستند و یا برای خدا شریک قرار می دهند از شفاعت بی نصیبند.(12)

    4- منکران/ اهل لهو و لعب بودن/ تارک الصلاه از شفاعت محروم است.(13)

    5- اهل ایمان به خداوند متعال و موحد باشد: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): "وَ الشَّفَاعَةُ لَا تَكُونُ‏ لِأَهْلِ‏ الشَّكِ‏ وَ الشِّرْكِ‏ وَ لَا لِأَهْلِ الْكُفْرِ وَ الْجُحُودِ بَلْ يَكُونُ لِلْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَهْلِ التَّوْحِيدِ."(14)

    6- ایمان داشتن به شفاعت پیامبر اسلام: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): "وَ مَنْ لَمْ‏ يُؤْمِنْ‏ بِشَفَاعَتِي‏ فَلَا أَنَالَهُ اللَّهُ شَفَاعَتِي"؛ هرکس به شفاعت من ایمان نداشته باشد شفاعتم شامل حالش نمی شود.(15)

    7- ناصبی و دشمن اهل بیت نباشد: "وَ لَوْ أَنَّ نَاصِباً شَفَعَ لَهُ كُلُّ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ‏ وَ مَلَكٍ‏ مُقَرَّبٍ‏ مَا شُفِّعُوا"؛ اگر همه ملائک و پیامبران برای ناصبی شفاعت کنند قبول نخواهد شد.(16)

    8- عامل به شریعت اسلامی باشند. در برخی روایات حضرت عامل به دستورات شرعی را از ویژگی های شفاعت شوندگان بر می شمارد.(17)

    9- غیر مسلمانانی که خداوند از دین و دیانت آنها راضی باشد نیز شفاعت می شوند.

    "وَ الشَّفَاعَةُ جَائِزَةٌ (لَهُمْ وَ) لِلْمُسْتَضْعَفِينَ‏ إِذَا ارْتَضَى‏ اللَّهُ عَزَّ وَ جَل‏ دینهم"؛ و شفاعت برای مستضعفینی (مستضعف دینی= کسی که جاهل قاصر است و به این سسب به دین حق راه نیافته است) که خدا به دین آنها راضی باشد جایز است.(18)

    10- البته در روایات شرایط و ویژگی هایی دیگری نیز برای بهره مندی از شفاعت مطرح است.

    به توجه به آنچه گذشت در مجموع می توان گفت برای بهره مندی شفاعت این افراد شایستگی دارند:
    کسانی که مومن و موحد باشند.
    دارای عقاید و باورهای صحیح باشند.
    منکر خداوند متعال یا پیامبران او نباشند.
    عامل به شریعت (مورد تایید خداوند باشند).
    دشمن اهل بیت پیامبر اسلام نباشند.
    ظالم کافر و مشرک نباشند.
    اگر دینی غیر از اسلام دارند، علتش استضعاف دینی و فکری باشد.

    و اما در مورد خصوص مسیحیان چند نکته را باید مورد توجه قرار داد:
    اول: چنانچه عدم پذیرش اسلام از سوی ایشان از روی هوای و هوس باشد تبعا منکر پیامبر بوده و خود را از این شفاعت محروم کرده اند.
    دوم: با توجه به اینکه مسیحیت امروزی (طبق باورهای خود مسیحیان) مستند به حضرت عیسی (علیه السلام) نیست؛ اگر ایشان دلیل قانع کننده برای عمل نکردن به شریعت و دستورات و احکام خاص دینی نداشته باشند از شفاعت محروم خواهند بود.
    سوم: از آنجا که اندیشه تثلیث و خدا انگاری در مورد حضرت عیسی (علیه السلام) مخالف با توحید و ایمان راستین به خداوند متعال است اگر یک شخص مسیحی حقیقتا به آن باور داشته باشد از جرگه مومنین خارج شده و خود را از شفاعت محروم شاخته است.
    با این حال بر فرض اینکه یک مسیحی پیدا شود که که در تمام این موارد مصداق مستضعف دینی باشد و در عین حال در باورهایی که برگزیده است راه درست و مورد رضای الهی را طی کرده باشد شفاعت در مورد او جایز است.

    _______________
    (1) «يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلا»، طه/ 109؛ «وَ لا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضى» انبیاء/ 28.
    (2) انبیا/ 28.
    (3) توبه/ 96.
    (4) زمر/ 7.
    (5) ال عمران/ 86-87.
    (6) احزاب/ 57.
    (7) غافر/ 18.
    (8) بقره/ 229.
    (9) آل عمران/ 94.
    (10) مائده/ 45.
    (11) توبه/ 23.
    (12) شعرا/ 90 - 100.
    (13) مدثر/ 43 - 48.
    (14) شیخ صدوق، اعتقادات الامامیه، ص 66.
    (15) امالی صدوق، ص 7.
    (16) المحاسن برقی، ج‏1، ص186.
    (17) امالی شیخ صدوق، ص 486.
    (18) شیخ صدوق، خصال، ج2، ص 609.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۶/۰۴/۲۷ در ساعت ۱۲:۲۲ دلیل: همکار ویراستار تدوین


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود