جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا قرآن برده داری رو منسوخ نکرد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    71
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا قرآن برده داری رو منسوخ نکرد؟




    سلام خوبید یه سوال دارم

    چرا قرآن برده داری رو منسوخ نکرد؟

    منتظر پاسختون میمونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 5

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۳/۲۶ در ساعت ۱۷:۲۳


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    برده داری




    نقل قول نوشته اصلی توسط sakhre نمایش پست
    سلام خوبید یه سوال دارم

    چرا قرآن برده داری رو منسوخ نکرد؟

    منتظر پاسختون میمونم
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    قرآن کریم اساس دعوت دینى را بر این نهاده است که همه انسانها بندگان خدا هستند ; حتى علاوه بر انسان ، ملائکه و جنّ را نیز همین گونه توصیف کرده است ; زیرا خداوند به معناى واقعى کلمه ، مالک هر چیزى است هیچ موجودى در آسمانها و زمین نیست ; جز آنکه فرمانبردار خداست . (مریم ، 93)•آیین اسلام ، آیین آزادى و آزادگى است . آیین رحم و مروت است و قوانین و شیوه هاى برخورد اسلام ، با مسأله برده دارى نیز یکى از مصادیق همین آزادى و آزادى خواهى است . چون در عصر ظهور اسلام ، برده دارى در سراسر جهان معمول بوده است ، لذا مناسب است ابتداء به تاریخ برده دارى نگاهى کوتاه بکنیم ریشه و اساس برده گیرى یکى از سه چیز است : 1 . زور و قلدرى : مثلاً رئیس قبیله به زور مى توانست دیگران را به بردگى بگیرد ; 2 . داشتن ولایت ارث و شوهرى ، و غیره ; به عنوان مثال : پدر مى توانست فرزند خود را بفروشد ; 3 . جنگ که از همه بیشتر برده گیرى در جنگ معمول بوده است و حتى در بین ملل داراى تمدن ، نظیر روم ، هند ، یونان ، ایران ; نیز معمول بوده است ; زیرا ابتدا این گونه بود که قبیله پیروز در جنگ ، تا آخرین نفر از طرف مغلوب را مى کشت ; امّا در طول زمان ، و نیز از باب نوع دوستى ، بنا را بر این گذاشتند که اسیران جنگى را به عنوان غنیمت تملک کنند ، هر چند در آن دوران هم روش ها فرق مى کرد و رومى ها و یونانى ها سخت گیرتر بودند .•دین اسلام قانونى به نام برده دارى تأسیس نکرد ; بلکه از سه روش ; دو روش را ردّ و یک روش را تحت شرایطى امضا کرد تا به مرور زمان و با شرایطى که قرار داده است ، زمینه هاى آن نوع برده دارى را هم از بین ببرد .بر اثر این تمهیدات اسلام بود که به مرور زمان و در نهایت ، در صد سال پیش و به تبعیت از اسلام ، نظام برده دارى آن هم فقط در یک بخش ، یعنى بخش «زور و قلدرى » ملغا اعلام گردید ; زیرا تمام مبارزات ضد برده دارى ، مربوط به بردگان آفریقایى بود و بیشتر بردگان جهان هم آفریقایى بودند ، و در آفریقا هم که جنگ نشده بود ; بلکه بوسیله قهر و غلبه مردم را دستگیر مى کردند مى فروختند ; پس دنیا چیزى را الغا کرد که اسلام از قرن ها پیش آن را ملغا اعلام کرده بود .•اما این که چرا اسلام راه سوم برده گیرى را مردود ندانست ; بلکه تضییقاتى در آن ایجاد کرد ؟بدان خاطر بود که 1 . اصلاح عادات غلط به زمان نیازمند است ; 2 . در آن زمان بردگان فراوانى وجود داشته اند و گاهى بخش عظیمى از جامعه را بردگان تشکیل مى دادند ، و اگر از ابتدا بردگى به طور کلّى ملغا مى شد ، خود رهایى بردگان باعث نابودى آنان و خانواده هایشان مى شد ; زیرا بردگان در آن زمان نه کسب و کار مستقلى داشتند و نه زندگى مستقلى .• حداقل اثر سوء آزاد کردن این جمعیت انبوه ، مختل کردن امنیت جامعه بود . بررسى این نکته نشان مى دهد که برخورد ضربتى و دفعى با مسأله برده دارى ، امرى غیر حکیمانه ، بلکه غیر ممکن است
    اسلام نه تنها برده دارى را تأسیس نکرده ; بلکه براى حل تدریجى اما سریع آن راه حل هایى را ارائه داده است که در محورهاى زیر آنها را مورد توجه قرار مى دهیم :الف ) بستن سرچشمه هاى بردگى : و چنانچه گفتیم اسلام از بین سه راه معمول برده گیرى در آن زمان ، دو راه را بکلى ردّ کرد و نپذیرفت (زور و قلدرى ، ولایت شوهر ، ارث و غیره )و به عللى که گذشت ، براى از بین بردن راه سوم (راه برده گیرى در جنگ) تضییقاتى ایجاد کرد ، حتى در صورت پیروزى در جنگ هم گرفتن برده الزامى نبوده است ، بلکه دستور اسلام در این مورد این است که بعد از خاتمه جنگ با کفار ، افرادى که اسیر مى شوند ، به چند صورت با آنان برخورد مى شود : ـ از آنان فدیه گرفته شده ، آزاد مى شوند ; ـ با اسیران مسلمان مبادله مى شوند ; ـ و در نهایت ، در مواردى که دو راه قبلى صلاح نبود ، به جاى این که آنها را بکشند ، اسیرشان کرده و براى خدمت ، به کار بگمارند و بین مردم تقسیم کنند .•ب ) گشودن دریچه آزادى : اسلام ، تمهیداتى دیگر براى آزادى بردگان اندیشیده است ، از جمله :ـ آزادى اسیر را یکى از کفارات قرار داده است •ـ با ازدواج زنى که برده است با یک انسان آزاد و بچه دار شدن آن زن ، فروش آن زن ممنوع مى شود تا از سهمیه ارث فرزند آزاد شود .•ـ در زکات براى خرید برده و آزاد کردن آن سهمى قرار داده شد .که بدین ترتیب یک بودجه دایمى براى این کار از بیت المال در نظر گرفته شده است که تا آزادى کامل همه بردگان ادامه خواهد یافت .•ـ آزادى بردگان یکى از عبادات شمرده شده و بزرگان در این زمینه پیش قدم بوده اند تا آن جا که گفته شده حضرت على بن ابى طالب(علیه السلام) با دسترنج خود هزار بنده را آزاد کرد .•ـ هر کس سهم خود از برده مشترک را آزاد کند ، سهم شریک دیگر به طور قهرى آزاد مى شود .•ـ هرگاه کسى مالک یکى از پدر ، مادر ، اجداد ، فرزندان ، عمو ، عمّه ، دایى ، خاله ، برادر ، خواهر ، برادرزاده و یا خواهرزاده خود شود ، آنها فوراً آزاد مى شوند .•ـ در برخى موارد ، اگر صاحب بَرده نسبت به برده اش مجازاتهاى سختى انجام دهد ، آن برده خود به خود آزاد خواهد شد .•و.. .ج ) احیاى شخصیت بردگان : در دورانى که بناست بردگان بتدریج آزاد شوند ; دین مبین اسلام براى اِحیاى حقوق آنان اقدامات وسیعى کرده است ; به طورى که هیچ فرقى بین بردگان و آزادها قرار نمى دهد ; جزء به تقوا و پرهیزکارى ; لذا به بردگان اجازه مى دهد همه گونه پُست هاى اجتماعى را عهده دار شوند و از فرماندهى گرفته تا پست هاى حساس دیگر که به عنوان نمونه سلمان ، بلال و قنبر را مى توان نام برد .•د) رفتار انسانى با بردگان ، در اسلام دستورهاى زیادى در مورد مدارا با بردگان آمده است از جمله : ـ پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود : جبرئیل آن قدر براى آزادى برده سفارش کرد که من فکر کردم براى آزادى برده مهلت معینى مقرر گردید .•روایاتى داریم که در مورد بردگان ، أجل هفت سال را مطرح کرده اند و فرموده اند : بعد از هفت سال برده را از کار معاف و او را آزاد کنید .•حضرت امام صادق(علیه السلام) مى فرمود : هرگاه پدرم به غلامش دستورى مى داد و ملاحظه مى کرد که آن کار ، سخت است خودش بسم الله مى گفت و کمک مى کرد .•خوش رفتارى نسبت به بردگان در این دوران انتقالى ، به حدى است که حتى بیگانگان نیز روى آن تمجید کرده اند ; به عنوان نمونه ، جرجى زیدان مى گوید : اسلام نسبت به بردگان فوق العاده مهربان است و پیامبر این دین در مورد بردگان سفارش بسیار نموده است ; به عنوان مثال : «کارى که برده تاب آن را ندارد به او واگذار نکنید» یا «هرچه خودتان مى خورید به او بدهید»

    موفق باشید



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    346
    تشکر:
    1
    حضور
    90 روز 2 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    5



    منتسکیو درباره (مفاسد) رها ساختن دسته جمعی بردگان چنین مینویسد :

    آزاد کردن عده بیشماری از غلامان به وسیله وضع یک قانون مخصوص صلاح نیست زیرا موجب اختلال نظم اقتصادی جامعه میگردد و حتی معایب اجتماعی و سیاسی دارد مثلا در ولسینی چون غلامان ازاد شده حق رای دادن در انتخابات را پیدا کردند و حائز اکثریت شدند قانونی وضع کردند که به موجب ان هر کس از افراد ازاد عروسی نماید یکی از غلامان ازاد شده باید در شب عروسی با دختر تازه عروس بخوابد و شب دوم او را تسلیم داماد نماید !




    سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در اسلام برده داری منسوخ نشده است بدین علت که عملا امکانپذیر نیست با توجه به اینکه در اسلام برده ها تنها به اسیران جنگی اطلاق می شود. مثلا چگونه ممکن است که جنگی روی دهد و اسیری گرفته نشود مگر اینکه حکم شود که اسیر نگیرید و همه را بکشید که این عملی غیر اخلاقی و غیر انسانی است. در حال حاضر معمولا دولتها متولی نگهداری اسیران هستند ولی در زمان پیامبر مسلمانان اسیران را نگهداری می کردند.

    آیاتی چند در قران در خصوص نحوه برخورد با اسیران جنگی است ، از جمله:

    النحل : 71 وَ اللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلى‏ بَعْضٍ فِي الرِّزْقِ فَمَا الَّذينَ فُضِّلُوا بِرَادِّي رِزْقِهِمْ عَلى‏ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَهُمْ فيهِ سَواءٌ أَ فَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَجْحَدُون‏ : خداوند برخى از شما را بر بعضى ديگر از جهت روزى برترى داد امّا آنان كه برترى داده شده‏اند، حاضر نيستند از روزى خود به بردگانشان بدهند و همگى مساوى شوند، آيا نعمت خدا را انكار مى‏كنند؟



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    68
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 4 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نظر من برده کردن یک انسان زشت ترین کاری بود که درحق او میشد. شما حس خفت و خواری اونا و سختی هایی که میکشیدند را میتونید تصور کنید؟
    کسی کتاب grand design از stephen hawking رو نداره؟


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    346
    تشکر:
    1
    حضور
    90 روز 2 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    5



    نقل قول نوشته اصلی توسط ghazal-1 نمایش پست
    به نظر من برده کردن یک انسان زشت ترین کاری بود که درحق او میشد. شما حس خفت و خواری اونا و سختی هایی که میکشیدند را میتونید تصور کنید؟
    با عرض سلام خدمت شما

    دوست عزیز اسلام شروع و مبداء برده داری نیست(البته اگر اینگونه تصور میکنید) بلکه اسلام در شرایطی ظهور کرد که علاوه بر عربستان میشه گفت در سراسر جهان برده داری و اصول فئودالیسم حاکم بود و اصولا این رویه از ضروریات اولیه زندگی اقتصادی ان زمان به حساب میومد و امکان این هم نبود که به صورت ناگهانی ابطال و لغو شود به عبارتی نظم اقتصادی که بر پایه های غلط برده و اربابی استوار بود بهم میخورد و اوضاع زندگی هم بشدت از هم میپاشید .

    اما اسلام راههایی که برای برده ساختن انسان ها در ان زمان رواج داشت از جمله گرفتن اسیر از طریق حمله ناگهانی و یا گرفتن برده از طریق مدیون شدن افراد (اشخاصی که توان پرداخت دینشان را نداشتند) و یا فروختن انسان های ازاد مثل فرزندان و بستگان و غیره را نامشروع اعلام کرد .

    همانطوری که جناب لاچینی اشاره فرمودند اسلام هیچ راهی برای بردگی جز جنگ رو قانونی نمیشناسد که حاکم اسلامی در صورتی که صلاح بداند میتواند با گرفتن فدیه و یا عفو و بخشش اسیر را ازاد نماید.
    ویرایش توسط az4deh : ۱۳۹۱/۰۷/۰۵ در ساعت ۱۴:۲۹


    سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پست جمع بندی مطلب




    پرسش :
    چرا قرآن برده داری رو منسوخ نکرد؟

    پاسخ :

    قرآن کریم اساس دعوت دینى را بر این نهاده است که همه انسانها بندگان خدا هستند ; حتى علاوه بر انسان ، ملائکه و جنّ را نیز همین گونه توصیف کرده است ; زیرا خداوند به معناى واقعى کلمه ، مالک هر چیزى است هیچ موجودى در آسمانها و زمین نیست ; جز آنکه فرمانبردار خداست . (مریم ، 93) آیین اسلام ، آیین آزادى و آزادگى است . آیین رحم و مروت است و قوانین و شیوه هاى برخورد اسلام ، با مسأله برده دارى نیز یکى از مصادیق همین آزادى و آزادى خواهى است . چون در عصر ظهور اسلام ، برده دارى در سراسر جهان معمول بوده است ، لذا مناسب است ابتداء به تاریخ برده دارى نگاهى کوتاه بکنیم ریشه و اساس برده گیرى یکى از سه چیز است : 1 . زور و قلدرى : مثلاً رئیس قبیله به زور مى توانست دیگران را به بردگى بگیرد ; 2 . داشتن ولایت ارث و شوهرى ، و غیره ; به عنوان مثال : پدر مى توانست فرزند خود را بفروشد ; 3 . جنگ که از همه بیشتر برده گیرى در جنگ معمول بوده است و حتى در بین ملل داراى تمدن ، نظیر روم ، هند ، یونان ، ایران ; نیز معمول بوده است ; زیرا ابتدا این گونه بود که قبیله پیروز در جنگ ، تا آخرین نفر از طرف مغلوب را مى کشت ; امّا در طول زمان ، و نیز از باب نوع دوستى ، بنا را بر این گذاشتند که اسیران جنگى را به عنوان غنیمت تملک کنند ، هر چند در آن دوران هم روش ها فرق مى کرد و رومى ها و یونانى ها سخت گیرتر بودند . دین اسلام قانونى به نام برده دارى تأسیس نکرد ; بلکه از سه روش ; دو روش را ردّ و یک روش را تحت شرایطى امضا کرد تا به مرور زمان و با شرایطى که قرار داده است ، زمینه هاى آن نوع برده دارى را هم از بین ببرد .بر اثر این تمهیدات اسلام بود که به مرور زمان و در نهایت ، در صد سال پیش و به تبعیت از اسلام ، نظام برده دارى آن هم فقط در یک بخش ، یعنى بخش «زور و قلدرى » ملغا اعلام گردید ; زیرا تمام مبارزات ضد برده دارى ، مربوط به بردگان آفریقایى بود و بیشتر بردگان جهان هم آفریقایى بودند ، و در آفریقا هم که جنگ نشده بود ; بلکه بوسیله قهر و غلبه مردم را دستگیر مى کردند مى فروختند ; پس دنیا چیزى را الغا کرد که اسلام از قرن ها پیش آن را ملغا اعلام کرده بود . اما این که چرا اسلام راه سوم برده گیرى را مردود ندانست ; بلکه تضییقاتى در آن ایجاد کرد ؟بدان خاطر بود که 1 . اصلاح عادات غلط به زمان نیازمند است ; 2 . در آن زمان بردگان فراوانى وجود داشته اند و گاهى بخش عظیمى از جامعه را بردگان تشکیل مى دادند ، و اگر از ابتدا بردگى به طور کلّى ملغا مى شد ، خود رهایى بردگان باعث نابودى آنان و خانواده هایشان مى شد ; زیرا بردگان در آن زمان نه کسب و کار مستقلى داشتند و نه زندگى مستقلى . حداقل اثر سوء آزاد کردن این جمعیت انبوه ، مختل کردن امنیت جامعه بود . بررسى این نکته نشان مى دهد که برخورد ضربتى و دفعى با مسأله برده دارى ، امرى غیر حکیمانه ، بلکه غیر ممکن است
    اسلام نه تنها برده دارى را تأسیس نکرده ; بلکه براى حل تدریجى اما سریع آن راه حل هایى را ارائه داده است که در محورهاى زیر آنها را مورد توجه قرار مى دهیم :الف ) بستن سرچشمه هاى بردگى : و چنانچه گفتیم اسلام از بین سه راه معمول برده گیرى در آن زمان ، دو راه را بکلى ردّ کرد و نپذیرفت (زور و قلدرى ، ولایت شوهر ، ارث و غیره )و به عللى که گذشت ، براى از بین بردن راه سوم (راه برده گیرى در جنگ) تضییقاتى ایجاد کرد ، حتى در صورت پیروزى در جنگ هم گرفتن برده الزامى نبوده است ، بلکه دستور اسلام در این مورد این است که بعد از خاتمه جنگ با کفار ، افرادى که اسیر مى شوند ، به چند صورت با آنان برخورد مى شود : ـ از آنان فدیه گرفته شده ، آزاد مى شوند ; ـ با اسیران مسلمان مبادله مى شوند ; ـ و در نهایت ، در مواردى که دو راه قبلى صلاح نبود ، به جاى این که آنها را بکشند ، اسیرشان کرده و براى خدمت ، به کار بگمارند و بین مردم تقسیم کنند . ب ) گشودن دریچه آزادى : اسلام ، تمهیداتى دیگر براى آزادى بردگان اندیشیده است ، از جمله :ـ آزادى اسیر را یکى از کفارات قرار داده است ـ با ازدواج زنى که برده است با یک انسان آزاد و بچه دار شدن آن زن ، فروش آن زن ممنوع مى شود تا از سهمیه ارث فرزند آزاد شود . ـ در زکات براى خرید برده و آزاد کردن آن سهمى قرار داده شد .که بدین ترتیب یک بودجه دایمى براى این کار از بیت المال در نظر گرفته شده است که تا آزادى کامل همه بردگان ادامه خواهد یافت . ـ آزادى بردگان یکى از عبادات شمرده شده و بزرگان در این زمینه پیش قدم بوده اند تا آن جا که گفته شده حضرت على بن ابى طالب(علیه السلام) با دسترنج خود هزار بنده را آزاد کرد . ـ هر کس سهم خود از برده مشترک را آزاد کند ، سهم شریک دیگر به طور قهرى آزاد مى شود . ـ هرگاه کسى مالک یکى از پدر ، مادر ، اجداد ، فرزندان ، عمو ، عمّه ، دایى ، خاله ، برادر ، خواهر ، برادرزاده و یا خواهرزاده خود شود ، آنها فوراً آزاد مى شوند . ـ در برخى موارد ، اگر صاحب بَرده نسبت به برده اش مجازاتهاى سختى انجام دهد ، آن برده خود به خود آزاد خواهد شد . و.. .ج ) احیاى شخصیت بردگان : در دورانى که بناست بردگان بتدریج آزاد شوند ; دین مبین اسلام براى اِحیاى حقوق آنان اقدامات وسیعى کرده است ; به طورى که هیچ فرقى بین بردگان و آزادها قرار نمى دهد ; جزء به تقوا و پرهیزکارى ; لذا به بردگان اجازه مى دهد همه گونه پُست هاى اجتماعى را عهده دار شوند و از فرماندهى گرفته تا پست هاى حساس دیگر که به عنوان نمونه سلمان ، بلال و قنبر را مى توان نام برد .د) رفتار انسانى با بردگان ، در اسلام دستورهاى زیادى در مورد مدارا با بردگان آمده است از جمله : ـ پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود : جبرئیل آن قدر براى آزادى برده سفارش کرد که من فکر کردم براى آزادى برده مهلت معینى مقرر گردید . روایاتى داریم که در مورد بردگان ، أجل هفت سال را مطرح کرده اند و فرموده اند : بعد از هفت سال برده را از کار معاف و او را آزاد کنید . حضرت امام صادق(علیه السلام) مى فرمود : هرگاه پدرم به غلامش دستورى مى داد و ملاحظه مى کرد که آن کار ، سخت است خودش بسم الله مى گفت و کمک مى کرد . خوش رفتارى نسبت به بردگان در این دوران انتقالى ، به حدى است که حتى بیگانگان نیز روى آن تمجید کرده اند ; به عنوان نمونه ، جرجى زیدان مى گوید : اسلام نسبت به بردگان فوق العاده مهربان است و پیامبر این دین در مورد بردگان سفارش بسیار نموده است ; به عنوان مثال : «کارى که برده تاب آن را ندارد به او واگذار نکنید» یا «هرچه خودتان مى خورید به او بدهید»


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود