صفحه 35 از 54 نخست ... 51525333435363745 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: *** سوالات متفرقه در مورد نماز و احکام نماز ***

  1. #341

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    2,043
    مورد تشکر
    4,157 در 1,611 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zarif razavi نمایش پست
    خيلي ممنون بخاطر توضيحاتتون

    لطف مي كنيد حال، منابع معتبر اهل سنت كه كيفيت و علل نماز خواندن و وضو گرفتن را به روش خودشان را با شماره جلدهايش ذكر شده اند را نام ببريد؟
    و پرسش ديگر اينكه،

    نظر شيعيان درباره روايات آنان چيست؟آيا شيعه روايات آنان را جعلي و از حيث گوينده حديث ضعيف مي داند يا به دلايل ديگر رد مي كند؟
    در واقع شيعيان براي اثبات حقانيت نمازشان از چه منابع شيعي و سني و به چه طريقي در بحث ها شركت مي كنند؟
    با سلام و عرض ادب

    نه تنها شيعه روايات آن ها را جعلي مي داند بلكه اين موضوع يك توطئه از قبل طراحي شده مي داند ؛ شيعه براي اثبات مدعاي خود دلايل فراوان قرآن و روايي دارد كه در ادامه خدمت شما ارائه خواهد شد ، در ابتدا
    براي پاسخگويي به سوال شما لازم است منشاء اختلاف در وضو روشن و آشكار بشود :

    برای هر مسلمان عاقلی این سوال باید مطرح باشد که اساساً چرا در موضوع وضوء ، كه پيامبر صلى الله عليه و آله و صحابه به مدّت بیست و سه سال و روزى چند بار آن را تكرار مى‏كرده‏اند اختلاف هست؟ اگر در مساله ای غیر شایع چنین اختلاف گسترده ای وجود داشت، جای عجب نبود؛ امّا در موضوع وضو که هم موضوعی است شایع و هم علنی و جلوی دیدگان مردم، چگونه ممکن است به طور طبیعی چنین اختلاف عظیمی به وجود آید؟!!! موضوعى كه اين همه مورد تأكيد رسول خدا صلى الله عليه و آله بوده، و شرط صحت نماز است.

    بى ترديد در صدر اسلام هيچ گونه اختلافى در مسأله وضو نبوده است و اگر چنين مى‏بود، در تاريخ به آن اشاره مى‏شد. بدين دليل كه شخص شارع مقدّس نزد آنان حاضر بود و هرگونه اختلاف را زائل مى‏كرد.

    هم چنين با مراجعه به تاريخ، اثرى از اختلاف بين مسلمين در عصر خليفه ی اوّل و دوم در امر وضو نمى‏بينيم، مگر در يک فرع جزئى كه مسح بر خفين (کفشها) است. اختلاف در وضو، از زمان «عثمان بن عفان» شروع شده است. عالم برجسته ی اهل سنّت، جناب متّقی هندی در کتاب کنزالعمال، ج9،ص443،حدیث26890 از ابى مالك دمشقى نقل مى‏كند: اختلاف در وضو از زمان خلافت عثمان شروع شد.

    بخارى و مسلم با سند خود از حمران نقل مى‏كنند: عثمان بن عفان آبى خواست تا وضو بگيرد، آن گاه دست راستش را تا آرنج سه بار شست، سپس دست چپ خود را نيز چنين كرد؛ آن گاه سر خود را مسح كرده و پاى راست و چپ خود را با برآمدگى‏ها هركدام سه بار شست، سپس گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله را ديدم كه اين گونه وضو مى‏گرفت. (صحیح بخاری،ج1،ص52 و صحیح مسلم،ج1،ص204،حدیث3)

    حمران نقل مى‏كند كه عثمان گفت: مردم را مى‏بينم كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله احاديثى در باب وضو نقل مى‏كنند و نمى‏دانم كه اينها چيست، ولى من ديدم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله اين گونه وضو مى‏گرفت. (مسلم،ج1،ص207،حدیث8)

    عثمان با وجود آن كه قليل الروايه بوده و مجموع احاديثش 146 حديث است، در اين موضوع حدود بيست روايت از او نقل شده كه بيشترين روايات در اين باب است و اين مسأله انسان منصف و بی تعصّب را به تفكر وا می دارد كه چرا وی این همه روایت در این باب ذکر نموده؟ و چرا این همه اصرار داشته که وضوی خودش را به عنوان وضوی پیامبر به مردم معرّفی کند؟ مگر مردم زمان عثمان خود پیامبر(ص) و وضوی او را ندیده بودند؟ مگر آنها زمان پیامبر(ص) و بعد از آن چگونه وضو می گرفتند؟! عثمان در زمان دوری از پیامبر نبود، که بگوییم در زمان او افرادی وضو را تغییر داده اند. گیریم که کسانی وضو را تغییر داده باشند، چرا در این همه اخبار و تواریخ یک کلمه نیامده که کسی وضوی پیامبر را تغییر داده است. اینها را اضافه کنید به مخالفت های برخی از اصحاب مثل ابوذر غفاری با عثمان. چرا برخی اصحاب بر ضدّ عثمان شوریدند؟ تا آنجا که وی ابوذر را تبعید نمود؟ مروان بن حکم که خودش و پدرش مطرود رسول خدا(ص) بودند، در خلافت او چه می کردند؟ معاویه که تا فتح مکّه با رسول خدا(ص) جنگید و از سر ناچاری مسلمان شد و جز اندکی محضر آن حضرت را درک نکرد، چطور بر آن همه اصحاب باسابقه رجحان یافته بود که به صدارت سرزمین شام رسید؟ چه شد که مرد مصر و جاهای دیگر بر ضدّ او شوریدند و او را به قتل رساندند؟ همه ی این قرائن را که کنار هم می گذاریم، بوی این معنا به مشام می رسد که وی با سنّت رسول خدا(ص) موافق عمل نمی کرده.

    نشان این که وضوی وی بدعت بوده آن است که اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام در زمان خلافتش عملاً با اين بدعت به مخالفت برخاست، و در مسجد از قنبر كوزه آبى براى وضو طلبيد و دو كف دست و صورت و دو دستش را از آرنج شست؛ آن گاه سر را يک بار مسح كرده و هر دو پايش را تا برآمدگى پاها مسح كرد و سپس فرمود: «اى كسى كه از وضوى رسول خدا سؤال كردى، حضرت اين گونه وضو مى‏گرفت.» (مسند احمد حنبل، ج1،ص108)



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : 1390/10/26 در ساعت 13:27
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  2. #342

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    2,043
    مورد تشکر
    4,157 در 1,611 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دليل اماميه بر وجوب مسح پاها

    قرآن كريم‏


    خداوند متعال مى‏فرمايد: « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَ ... ـــ ‏اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! چون به نماز برخيزيد، پس بشویید صورت و دستهايتان را تا آرنجها ؛ و مسح کنید به سرتان و پاهاى خودتان را تا برآمدگى پيشين. و ... » (مائده:6)

    الف ـ در این آیه، « ارجلکم » دو گونه قرائت شده است، قرائت به نصب لام و قرائت به جرّ لام ؛ و هر دو قرائت نیز جزء قرائتهای معتبر می باشند؛ و قرائب جرّ کمتر از قرآئت به نصب نمی باشد. طبق قرائت به جرّ ، ارجلِکم عطف شده است بر ظاهر رؤسکم. لذا هر دو معمول امسحوا می باشند. و طبق قرائت نصب، ارجلَکم عطف شده است بر محلّ رؤسکم. چرا که رؤسکم ، مفعول امسحوا است و باید نصب می شد؛ لکن چون حرف جرّ باء بر سر آن آمده، جرّ گرفته است. لذا رؤسکم محلّاً منصوب می باشد. پس در اصل چنین بوده « وَ امْسَحُوا رُؤُسَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ » امّا چون خداوند متعال خواسته بگوید بر قسمتی از سر مسح کنید، نه تمام آن، لذا باء تبعیض بر سر آن آورده است؛ و این جرف آن را جرّ داده.


    امّا اهل سنّت در مورد قرائت جرّ گفته اند: جرّ آن از باب عطف بالجوار است؛ یعنی اعراب آن در حقیقت نصب است ولی چون با یک کلمه ی مجرور همسایه است، جرّ آن را به خود گرفته است.


    این سخن حقیقتاً لجبازی است؛ وقتی از نظر نحوی جرّ آن به راحتی با عطف متعارف قابل توجیه است، چرا باید آن را از باب عطف بالجوار گرفت. این یعنی تفسیر خودسرانه ی قرآن برای توجیه اعتقاد خود. افزون بر آن، عطف بالجوار و مجرور شدن یک کلمه به جهت نزديكى با کلمه ی مجرور دیگر، در کلام عادی و فصیح، قبيح می باشد و تنها به هنگام ضرورت شعرى جايز است؛ که در آیه ی مورد بحث چنین ضرورتی وجود ندارد. همچنین عطف بالجوار هنگامى صحيح است كه انسان را به اشتباه نيندازد، در حالى كه در اين آيه اگر كسر از اين باب باشد انسان اشتباه كرده و گمان مى‏كند كه به جهت عطف متعارف است. لذا از متکلّم حکیم قبیح است که چنین کلامی را بیان کند.


    امّا در مورد قرائت نصب، اهل سنّت گفته اند: نصب آن به خاطر عطف بر محلّ رؤسکم نیست بلکه به خاطر عطف بر وجوهکم و ایدیکم است.


    امّا اشکال این سخن چیست؟


    1ـ به فرض که عطف ارجلکم بر وجوهکم درست باشد، در این صورت ، حکم آیه در مورد پاها متشابه خواهد بود. چون شکّ نیست که عطف ارجکلم بر محلّ رؤسکم نیز درست است. پس چرا باید بدون دلیل، یک وجه را بر وجه دیگر برتری دهیم؟ لذا به حکم آیه 7 آل عمران باید به راسخین در علم مراجعه کنیم؛ و از آنها بپرسیم که تفسیر صحیح آیه چیست؟ البته حقیقت آن است که عطف بر وجوهکم درست نمی تواند باشد؛ که چرایی آن را ذیلاً بیان می کنیم.


    2ـ علمای نحو مى‏گويند: حق معطوف آن است كه به نزديکترين كلمه ی مناسب عطف شود و نزديكترين كلمه ی مناسب، «رؤسكم» است. پس ارجلکم ـ به هر دو قرائت ـ یا بر ظاهر رؤسکم عطف می شود یا بر محلّ آن.


    3ـ اگر ارجلکم عطف بر وجوهکم یا ایدیکم باشد، لازم مى‏آيد كه بين معطوف و معطوف عليه با جمله‏اى اجنبى فاصله ايجاد شود كه اين امر طبق بیان علمای نحو، در باب عطف جايز نيست.


    4ـ اهل سنّت می گویند، ارجلکم ادامه ی جمله ی قبل از جمله ی « و امسحوا برؤسکم » است؛ که خداوند آن را به تأخیر انداخت تا اعمال وضو را به ترتیب گفته باشد. لذا ارجلکم عطف بر وجوهکم یا ایدیکم باشد. می گوییم: در این صورت، لازم مى‏آيد كه قبل از حاصل شدن غرض جلمه و تمام شدن مفاد آن، به جمله‏اى ديگر منتقل شود كه هيچ ارتباطى با آن نداشته باشد؛ که این امر اوّلاً از نظر ادبی جایز نیست. ثانیاً به فرض جایز بودن، خلاف فصاحت و بلاغت می باشد. حال آنکه قرآن کریم خود را از حیث فصاحت و بلاغت، معجزه مغرّفی می کند. اگر خدا می خواست بگوید: پاها را بشویید، لازم نبود که چنین جمله ی به شدّت غیر فصیح و بلیغی را به کار ببرد، بلکه می فرمود: « وامسحوا برؤسکم و اغسلوا ارجلکم »


    نتيجه اين كه: آيه صريح است در مسحى كه اماميه به آن قائلند.


    جالب توجّه آن كه برخى از علماى اهل سنت تصريح نموده‏اند بر اين كه آيه ظهور در مسح پاها دارد نه شستن، ولى به جهت وجود روايات غسليّه و ترجيح آنها بر ظاهر كتاب، روايات را بر آيه مقدّم داشته‏اند كه از آن جمله: ابن حزم، فخر رازى، شيخ‏ ابراهيم حلبى، شيخ ابوالحسن سندى حنفى، شيخ محمّد عبده، شيخ برهان الدين حلبى را مى‏توان نام برد.




    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  3. #343

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    2,043
    مورد تشکر
    4,157 در 1,611 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    2ـ دلائل روایی شیعه‏


    با مراجعه به روايات هر دو مذهب، به وجود روايات فراوانى پى مى‏بريم كه تصريح در مسح هر دو پا دارد كه تعداد زيادى از آنها صحيح السند است:


    الف: روايات اهل سنت‏


    1ـ حميدى به سند خود از ابن عبد خير نقل مى‏كند: على بن ابى طالب عليه السلام را ديدم كه روى هر دو پايش را مسح نمود .... (مسند الحمیدی،ج1،ص26،حدیث47)

    2ـ عبداللَّه بن احمد بن حنبل با سند خود از ابن عبد خير نقل مى‏كند: ديدم على عليه السلام را كه وضو گرفت و سپس روى دو پاى خود را مسح نمود. (مسند احمد حنبل،ج1،ص124)


    سند اين دو حديث طبق نظر رجاليين اهل سنت صحيح است كه ما به دليل طولانى نشدن بحث؛ به آن نمى‏پردازيم.


    3ـ ابوداود به سند خود از نزال بن سبره نقل مى‏كند كه گفت: علىّ عليه السلام نماز ظهر را در «رحبه» خواند، آن گاه مشغول برآوردن حوائج مردم شد تا وقت عصر شد. كوزه‏اى از آب بر او حاضر كردند، مشتى از آب برداشته و صورت و دو دستش را شست، سپس سر و پايش را مسح كرد ... آن گاه فرمود: ديدم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله اين گونه وضو گرفت و اين وضوى كسى است كه در دين بدعت وارد نكرده است. (مسند ابی داود طیالسی،ج22، حدیث148)


    به همين مضمون نيز، از عبداللَّه بن احمد بن حنبل و نسائى نقل شده است. (مسند احمد حنبل،ج1،ص159 و سنن نسائی،ج1،ص84)


    4ـ تميم مازنى نيز نقل مى‏كند: رسول خدا صلى الله عليه و آله را ديدم كه وضو گرفت و هر دو پاى خود را مسح كرد. (کنزالعمال،ج9،ص429، حدیث 26822 و الاصابة،ج1،ص187)


    اينها برخى از روايات صحيح السند است كه ذكر شد و در جاى خود بيش از پنجاه روايت از پيامبر صلى الله عليه و آله آورده شده كه دلالت بر وجوب مسح هر دو پا در وضو دارند.



    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  4. #344

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    2,043
    مورد تشکر
    4,157 در 1,611 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    3ـ عرض سنت بر قرآن‏


    شاطبى از علمای اهل سنّت مى‏نويسد: «در اعتبار، رتبه ی سنّت متأخر از قرآن است به دليل:


    الف) قرآن قطعى است و سنت ظنّى ...


    ب) سنت يا بيان قرآن است و يا دلالت بر امرى زائد بر قرآن دارد؛ اگر بيان قرآن است در مرتبه ی بعد از قرآن قرار دارد ... و اگر بيان قرآن نيست اعتبارش بعد از آن است كه در كتاب خدا يافت نشود و اين دليل بر تقدّم اعتبار قرآن است.


    ج) به دليل اخبار و آثار مانند حديث معاذ كه از او سؤال شد: به چه حكم مى‏كنى؟ عرض كرد: به كتاب خدا. سپس فرمود: اگر در كتاب خدا نيافتى؟ گفت: به سنت رسول خدا ... . ( الموافقات،ج4،ص 7ـ 9)


    پس واضح است كه در صورت تعارض بين دو طائفه از روايات، احاديثى مقدّمند كه با كتاب خدا مطابقت داشته باشد؛ و ثابت نمودیک که قرآن کریم دلالت بر مسح پا دارد؛ و دلائل قائلین به غیر این قول را نقد نمودیم و ملاحظه نمودید که تا چه اندازه دلائلشان سست و بی مایه بود.


    4ـ روایات دالّ بر شستن پا از سوی رسول خدا(ص) از کجا آمده اند؟


    بسیاری اتّفاق می افتد که ما شیعیان بعد از مسح دو پا آنها را می شوییم؛ امّا نه از باب وضو، بلکه صرفاً برای تمیزی پاها از گرد و خاک و چرک و غیره. چه بسا رسول خدا(ص) نیز گهگاه همین کار را می کرده است؛ کسانی خیال کرده اند که حضرتش آن را به عنوان جزئی از وضو انجام می دهد. و البته در این میان افرادی نیز این موارد را مناسب دیدند برای ایجاد تحریف در مسأله ی وضو.


    البته می دانم که اهل سنّت خلفای خودشان را پاکتر از آن می دانند که حاضر شوند بپذیرند که آنها دین را تحریف می نموده اند. لذا بد نیست که اینجا چند روایت از خودشان رو کنیم، که به صراحت دلالت بر این ادّعا دارند.


    امام احمد بن حنبل (رئیس مذهب حنبلی) در مسند
    خود ، ج3 ، ص325 به نقل از جابر بن عبدالله ـ صحابی رسول خدا ـ آورده است: « متعتانکانتا علی عهد النبیّ (ص) فنهانا عنهما عمر (رض) ـــ دو متعه اند که در زمان نبیخدا جایز بودند و عمر (رض) ما را از آن نهی نمود.» که مراد از دو متعه ، متعةالحجّو متعةالنساء است.
    جناب ذهبی عالم بزرگ اهل سنّت نیز در کتاب تاریخ الاسلام ، ج15 ، ص 418 از خلیفهی دوم نقل نموده که گفت : « دو متعه اند که در زمان رسول الله (ص) جایز بودند و مناز آن دو نهی می کنم و بر آن دو مجازات می کنم و آن دو ، متعة الحج و متعة النساءاست.»

    جناب ذهبی در میزان الاعتدال ، ج3 ، ص552 به نقل از جابر آورده است: «دو متعه هستند که ما در زمان رسول خدا آن دو را انجام می دادیم که عمر ما را آن نهینمود.»
    این روایات به وضوح دلالت دارند که عمر بن خطّاب سنّت رسول الله(ص) را تغییر داده است. وقتی عمر بن خطّاب چنین کند، حساب عثمان با آن دار و دسته ای که داشت، همچون معاویه و مروان و کعب الاحبار و ... معلوم است.



    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  5. #345

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند 1390
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    8 در 3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    میخواستم بدونم که نماز صبح را بعد از طلوع خورشید (مثلا ساعت 11) باید نیت به غضا کرد یا باید نماز را ادا کنم؟
    ویرایش توسط mns : 1390/12/09 در ساعت 01:28

  6. تشكر


  7. #346

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن 1388
    نوشته
    3,503
    مورد تشکر
    8,502 در 3,051 پست
    حضور
    32 روز 3 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mns نمایش پست
    سلام
    میخواستم بدونم که نماز صبح را بعد از طلوع خورشید (مثلا ساعت 11) باید نیت به غذا کرد یا باید نماز را ادا کنم؟

    با سلام و درود

    نماز اگر در وقت خود خوانده شود اداء محسوب می شود لذا اگر در وقت معین خوانده نشود دیگر اداء محسوب نمی شود و باید با نیت قضا خوانده شود.

    وقت معین برای نماز صبح، از فجر صادق ـ اذان صبح ـ تا طلوع آفتاب است و پس از آن دیگر وقت نماز تمام شده و کسی که نمازش را در وقت نخوانده، نمازش فوت شده و باید به نیت قضا بخواند.

    خواندن نماز قضا، وقت خاصی ندارد و در هر موقع از شبانه روز می توان نماز قضا را انجام داد.

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  8. #347

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند 1390
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    8 در 3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ممنون از پاسخ

  9. تشكر


  10. #348

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن 1388
    نوشته
    3,503
    مورد تشکر
    8,502 در 3,051 پست
    حضور
    32 روز 3 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط yas135 نمایش پست
    سلام یه سوال شرعی:شرایط یه خوابگاهی اینه که هرکی ازدواج کنه حق موندن تو خوابگاه رو نداره حالا اگه یکی نامزد کرده باشه و همسرشم چند ماه1بار ببینه و پنهان کنه ازدواجش رو موندن تو اون خوابگاه و نماز خواندن در اونجا چه حکمی داره؟مرجع تقلید هم رهبر

    با سلام و درود

    1. تخلف از قوانین و مقررات، جایز نیست.

    2. اگر شرط ماندن در خوابگاه، مجرد بودن باشد، شخص متأهل اجازه ماندن ندارد لذا استفاده او از امکانات خوابگاه جایز نیست. فرقی هم نمی کند کس دیگری بداند یا نداند.

    3. در صورت اجازه ماندن نداشتن، مکان غصبی محسوب می شود و نماز خواندن در مکان غصبی نیز باطل است.

    4. البته باید دید منظور از ازدواج کردن چیست؟ اگر منظور صرف خوانده شدن صیغه ازدواج است، پس از آن اجازه استفاده از امکانات خوابگاه را ندارد؛ ولی اگر منظور از ازدواج کردن، شروع زندگی مشترک است، در دوران عقد هم استفاده اشکالی ندارد.
    بنابر این باید دید محدوده قوانین و مقررات چگونه است و طبق همان عمل شود.

    5. ضمنا به دوران نامزدی، که هنوز صیغه ازدواج خوانده نشده است، متأهل بودن و ازدواج کردن گفته نمی شود.



    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  11. #349

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن 1390
    نوشته
    217
    مورد تشکر
    270 در 148 پست
    حضور
    6 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام در مورد سوالم اینو بگم جایی که اون دانشجو داره تحصیل میکنه خیلی دور تر از محل زندگیشه و امکان این رو نداره که جایه دیگه ای رو بگیره و زندگی کنه چون دختر هم هست محدوده حالا باید چی کار کنه؟
    و اینکه عقد بینشون خونده شده ولی زندگیشونو شروع نکردن طرفای آذربایجان عقد خونده هارو میگن نامزد
    ویرایش توسط yas135 : 1390/12/12 در ساعت 18:07

  12. تشكر


  13. #350

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن 1388
    نوشته
    3,503
    مورد تشکر
    8,502 در 3,051 پست
    حضور
    32 روز 3 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط yas135 نمایش پست
    سلام در مورد سوالم اینو بگم جایی که اون دانشجو داره تحصیل میکنه خیلی دور تر از محل زندگیشه و امکان این رو نداره که جایه دیگه ای رو بگیره و زندگی کنه چون دختر هم هست محدوده حالا باید چی کار کنه؟
    و اینکه عقد بینشون خونده شده ولی زندگیشونو شروع نکردن طرفای آذربایجان عقد خونده هارو میگن نامزد

    با سلام و درود

    حکم شرعی، همان است که خدمتتان عرض شد، یعنی اگر خوابگاه مختص کسانی است که هنوز صیغه ازدواج نخوانده اند، استفاده حتی برای کسی که عقد کرده و صیغه ازدواج خوانده است اشکال دارد.

    توجه داشته باشید که جواز استفاده متوقف بر رضایت و اجازه مسئولین مربوطه است. لذا بهتر است با مسئولین مربوطه، طرح مشکل نماید، در صورت اجازه دادن ایشان، استفاده بلامانع و جایز است.

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




صفحه 35 از 54 نخست ... 51525333435363745 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود
کوچک نمایی
بزرگ نمایی
بستن
برگشت به عقب
پاسخگویی آنلاین