صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: در باره روح

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    283
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    در باره روح




    سلام

    آیا از دیدگاه اسلامی حیوانات هم روح دارند؟ گیاهان و سایر موجودات زنده ذره بینی و تک سلولی چطور؟

    با تشکر


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 8
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۴/۱۷ در ساعت ۰۱:۳۷

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما


    شواهدي وجود دارد كه بيان كننده وجود روح(به معناي حقيقتي غير از جسم مادي و مبدا اراده و تفكر) در حيوانات و گياهان است هرچند روح و نفس آن ها با نفس و روح انساني تفاوت دارد.در ذيل به برخي از شواهدي كه دلالت مي كند حيوانات نيز داراي روح هستند اشاره مي كنيم:

    1-درباره حشر حیوانات در آخرت از بعضى آیات چنین به دست مى ‏آید که حیوانات در آخرت محشور مى ‏شوند:

    ما من دابه من الارض و لا طائر یطیر بجناحیه الاّ امم امثالکم ما فرطّنا فى الکتاب من شى‏ء ثمّ الى ربّهم یُحشرون؛
    هیچ جنبنده ‏اى در زمین، و هیچ پرنده ‏اى که با دو بال خود پرواز مى‏ کند، نیست مگر این که امّت‏هایى همانند شما هستند. ماهیچ چیز را در این کتاب، فرو گذار نکردیم، سپس همگى به سوى پروردگارشان محشور مى ‏شوند، .[1]

    در آیه 5 سوره تکویر نیز مى ‏خوانیم
    و اذا الوحوش حشرت؛ هنگامیکه وحوش محشور مى ‏شوند

    اگر معنى این آیه را حشر در قیامت بگیریم (نه حشر و جمع بهنگام پایان این دنیا)یکى از دلایل نقلى بحث فوق خواهد بود.

    ظاهر آیه ـ از این جهت که در سیاق آیات توصیف کننده قیامت قرار دارد ـ بیانگر این است که حیوانات وحشى هم در روز قیامت، مانند انسان‏ها محشور خواهند شد. اما این که پس از محشور شدن چه وضعى خواهند داشت و سر انجام کارشان چه خواهد شد، در کلام خداى تعالى و روایات معتبر، چیزى نیامده است. حال باید دید،ملاک حشر و بازگشت انسان به سوى خدا چیست؟ و آیا همان ملاک، مشترکا در حیوانات نیز وجود دارد؟ بدیهى است که ملاک محشور شدن در انسان، جز نوعى از زندگى ارادى و شعورى ـ که راهى به سوى سعادت یا بدبختى نشان مى ‏دهد ـ نیست.

    حشر حيوانات شبيه حشر انسان است، و آنها هم مبعوث شده، و اعمالشان حاضر گشته و بر طبق آن پاداش و يا كيفر مى‏ بينندزيرا حشر به معناى جمع كردن افراد و آنها را از جاى كندن و به سوى كارى بسيج دادن است. اجتماعات حيوانى هم مانند اجتماعات بشرى، ماده و استعداد پذيرفتن دين الهى در فطرتشان وجود دارد، همان فطرياتى كه در بشر سر چشمه دين الهى است و وى را براى حشر و بازگشت به سوى خدا، قابل و مستعد مى ‏سازد، در حيوانات نيز هست. گو اينكه حيوانات بطورى كه مشاهده مى‏ كنيم، جزئيات و تفاصيل معارف انسانى را نداشته و مكلف به دقائق تكاليفى كه انسان از ناحيه خداوند مكلف به آن است، نيستند.

    اين را هم بايد خاطر نشان ساخت كه لازمه انتقام از حيوانات، در روز قيامت، اين نيست كه حيوانات در شعور و اراده با انسان مساوى بوده و در عين بى زبانى همه آن مدارج كمال را كه انسان در نفسانيات و روحيات سير مى‏ كند، آنها نيز سير كنند، تا كسى اشكال كند و بگويد: اين سخن مخالف با ضرورت است، و شاهد بطلان آن آثارى است كه از انسان و حيوانات بروز مى ‏كند، براى اينكه: صرف شريك بودن حيوانات با انسان در مساله" مؤاخذه" و" حساب" و" اجر" مستلزم شركت و تساويشان در جميع جهات نيست، به شهادت اينكه افراد همين انسان، در جميع جهات با هم برابر نيستند و جميع افراد انسان در روز قيامت از جهت دقت و سخت‏گيرى در حساب، يك جور نبوده، عاقل و سفيه، رشيد و مستضعف به يك جور حساب پس نمى ‏دهند.


    ویرایش توسط اندیشمند : ۱۳۹۱/۰۶/۲۹ در ساعت ۲۳:۱۶

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2-آياتي كه دلالت بر نوعي شعور و درك براي حيوانات مي كند آن جا كه خداى تعالى از پاره ‏اى از حيوانات لطائفى از فهم و دقائقى از هوشيارى حكايت كرده كه هيچ دست كمى از فهم و هوش انسان متوسط الحال در فهم و تعقل ندارد، مانند داستانى كه از مورچه و سليمان حكايت كرده و فرموده است:

    " حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى‏ وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ" [2]
    تا به وادی مورچگان رسيدند مورچه ای گفت : ای مورچگان ، به لانه های خود برويد تا سليمان و لشکريانش شما را بی خبر در هم نکوبند

    و نيز مانند مطلبى كه از قول هدهد در داستان غايب شدنش حكايت كرده و فرموده است:

    " فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ، إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ، وَجَدْتُها وَ قَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ ..." [3].
    و گفت : به چيزی دست يافته ام که تو دست نيافته بودی و از سبا برايت خبری درست آورده ام. زنی را يافته ام که بر آنها پادشاهی می کند از هر نعمتی برخوردار است و، تختی بزرگ دارد. ديدم که خود و مردمش به جای خدای يکتا آفتاب را سجده می کنند و شيطان اعمالشان را در نظرشان بياراسته است و از راه خدا منحرفشان کرده است ، چنان که روی هدايت نخواهند ديد

    خواننده هوشيار اگر در اين آيات و مطالب آن دقت نموده و آن مقدار فهم و شعورى را كه از اين حيوانات استفاده مى ‏كند وزن كرده و بسنجد، ترديد برايش باقى نمى ‏ماند كه تحقق اين مقدار از فهم و شعور موقوف به داشتن معارف بسيارى ديگر و ادراكات گوناگونى است از معانى بسيطه و مركبه.



    ویرایش توسط اندیشمند : ۱۳۹۱/۰۴/۱۸ در ساعت ۱۸:۱۴

  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3-در روایات اسلامى نیز احادیث متعددى در زمینه رستاخیز حیوانات دیده مى ‏شود، از جمله: از ابوذر نقل شده که مى ‏گوید: ما خدمت پیامبر(ص) بودیم که در پیش روى ما دو بز به یکدیگر شاخ زدند، پیغمبر(ص) فرمود، مى ‏دانید چرا اینها به یکدیگر شاخ زدند؟ حاضران عرض کردند: نه، پیامبر(ص) فرمود ولى خدا مى ‏داند چرا؟ و به زودى در میان آنها داورى خواهد کرد.[4]


    4-مى ‏توان گفت حيوانات هم تا اندازه ‏اى مختار هستند و احتمالا به تكاليفى مناسب با افق فهم و اختيارشان مكلف هستند:

    دقت در آنچه گذشت آدمى را مطمئن و جازم مى ‏كند به اينكه حيوانات نيز مانند آدميان تا اندازه ‏اى از موهبت اختيار بهره دارند، البته نه به آن قوت و شدتى كه در انسانهاى متوسط هست. شاهد روشن اين مدعا اين است كه ما به چشم خود بسيارى از حيوانات و مخصوصا حيوانات اهلى را مى ‏بينيم كه در بعضى از موارد كه عمل مقرون با موانع است. حيوان از خود حركاتى نشان مى ‏دهد كه آدمى مى‏ فهمد اين حيوان در انجام عمل مردد است، و در بعضى از موارد مى‏ بينيم كه به ملاحظه نهى صاحبش و از ترس شكنجه‏ اش يا به خاطر تربيتى كه يافته از انجام عملى خوددارى مى ‏كند.

    اينها همه دليل بر اين است كه در نفوس حيوانات هم حقيقتى به نام اختيار و استعداد حكم كردن به سزاوار و غير سزاوار، هست. او نيز مى ‏تواند يك جا حكم كند به لزوم فعل و جايى ديگر حكم كند به وجوب ترك، ملاك اختيار هم همين است، و لو اينكه اين صلاحيت بسيار ضعيف‏تر از آن مقدارى باشد كه ما آدميان در خود سراغ داريم.


    5- براساس تحقیقات فلاسفه اسلامى، گیاهان و حیوانات نیز روح وبه تعبیر دیگر نفس دارند. البته روح یا نفس آنها متفاوت با نفس انسان است و نفس گیاه نیز متفاوت با نفس حیوان است.


    ملاصدرا از جمله کسانى است که براى تکوین موجودات مادى، قایل به مراحلى است که از بسیط ترین و ساده ‏ترین اشیا شروع و تا مرحله پیدایش ترکیبات کامل پیش مى ‏رود.
    در بعضى از این مراحل، صرف ترکیبات مادى کارساز نیست و تکمیل آن مرحله و پیدایش موجودى که اقتضائات نظام آفرینش را تأمین کند، نیازمند پیوستن یک نیروى غیر مادى[نیروى غیر مادى؛ یعنى عاملى که به هر حال غیر از سنخ ماده است.] که ترکیب است. از: جمله این مراحل، مرحله ایجاد حیوان است. نیرویى که به ترکیب این مرحله مى ‏پیوندد و حیوان را به وجود مى ‏آورد، "نفس حیوانى" نامیده شده است. پس نه تنها حیوان، نفس دارد، بلکه اصلاً بدون نفس حیوانى، حیوان نخواهد بود. پیوستن نفس به ترکیبات مادى حیوان یکى از اقتضائات نظام عالم ماده است.[5] تفاوت رتبه نفس در موجودات دارنده آن، موجب تفاوت سطح آنها مى گردد. نفس گیاه در پایین‏ترین رتبه قرار دارد، نفس انسان در بالاترین درجه و نفس حیوان، حد وسط است.

    ویرایش توسط اندیشمند : ۱۳۹۱/۰۴/۱۸ در ساعت ۱۸:۱۸

  9. تشکرها 2


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    6- زندگى بسیارى از حیوانات آمیخته با نظام جالب و شگفت‏ انگیزى است که روشنگر سطح عالى فهم و شعور آنها است:

    الف) کیست که درباره مورچگان و زنبور عسل و تمدن عجیب آنها و نظام شگفت‏ انگیز لانه و کندو، سخنانى نشنیده باشد، و بر درک و شعور تحسین‏ آمیز آنها آفرین نگفته باشد؟ گرچه بعضى میل دارند همه اینها را یک نوع الهام غریزى بدانند، اما هیچ دلیلى بر این موضوع در دست نیست که اعمال آنها به صورت ناآگاه (غریزه بدون عقل) انجام مى ‏شود.

    ب)بسیار مى ‏شود که حیوانات بدون تجربه قبلى در برابر حوادث پیش‏بینى نشده دست به ابتکار مى ‏زنند، مثلاً گوسفندى که در عمرش گرگ را ندیده براى نخستین بار که آن را مى ‏بیند به خوبى خطرناک بودن این دشمن را تشخیص داده و به هر وسیله که بتواند براى دفاع از خود و نجات از خطر متوسل مى ‏شود.

    ج)علاقه ‏اى که بسیارى از حیوانات تدریجا به صاحب خود پیدا مى ‏کنند شاهد دیگرى براى این موضوع است، بسیارى از سگ هاى درنده و خطرناک نسبت به صاحبان خود و حتى فرزندان کوچک آنان مانند یک خدمتگذار مهربان رفتار مى‏ کنند.

    د)داستانهاى زیادى از وفاي حیوانات و اینکه آنها چگونه خدمات انسانى را جبران مى‏ کنند در کتابها و در میان مردم شایع است که همه آنها را نمیتوان افسانه دانست. و مسلم است آنها را به آسانى نمى ‏توان ناشى از غریزه دانست، زیرا غریزه معمولاً سرچشمه کارهاى یکنواخت و مستمر است، اما اعمالى که در شرایط خاصى که قابل پیش‏بینى نبوده بعنوان عکس العمل انجام مى ‏گردد به فهم و شعور شبیه‏ تر است تا به غریزه.

    ه)امروز بسیارى از حیوانات را براى مقاصد قابل توجهى تربیت مى ‏کنند، سگهاى پلیس براى گرفتن جنایتکاران، کبوترها براى رساندن نامه ‏ها، و بعضى از حیوانات براى خرید جنس از مغازه‏ ها، و حیوانات شکارى براى شکار کردن، آموزش مى ‏بینند و وظائف سنگین خود رابا دقت عجیبى انجام مى‏ دهند.

    ن)زيست‏ شناسان در بسيارى از انواع حيوانات، مانند: مورچه، زنبور عسل و موريانه به آثار عجيبى از تمدن و ظرافت كاريهايى در صنعت، و لطائفى در طرز اداره مملكت، بر خورده‏ اند كه هرگز نظير آن جز در بعضى از ملل متمدن ديده نشده است.


    [1] انعام / 38
    [2]سوره نمل،آيه18
    [3]همان،آيه22-24
    [4] تفسیر مجمع البیان و نور الثقلین ذیل آیه بالا
    [5] ر.ک: ملاصدرا، شواهد الربوبیة، ص 187 و المبدأ و المعاد، ص 338،به نقل از سايت اسلام كوئست

    براي اطلاعات بيشتر ر.ك:
    تفسير نمونه و الميزان،ذيل آيه 38 سوره انعام
    http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa22273
    http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa2380


    ویرایش توسط اندیشمند : ۱۳۹۱/۰۴/۱۸ در ساعت ۱۸:۲۴

  11. تشکرها 2


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    علاوه بر آنچه ذكر كرديم كه برخي از موارد مشترك بين حيوان و گياهان بود ، در باب حشر گياهان، جمادات و نباتات دو نظريه است عده‌اي معتقدند كه گياهان جمادات و نباتات هم حشر دارند و براي تأييد مدعايشان به چند آيه از قرآن استشهاد نموده‌اند:

    آيه شريفه مي‌فرمايد:

    «وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ»[1]
    و هر موجودي تسبيح و حمد او مي‌گويد ولي شما تسبيح آنها را نمي‌فهميد.

    تسبيح گفتن هر موجودي نشان از درك و شعور آن موجود دارد وگرنه تسبيح معنا ندارد.

    خداوند متعال می فرماید:

    « أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبيحَهُ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِما يَفْعَلُون[2]
    آيا نديدى تمام آنان كه در آسمانها و زمينند براى خدا تسبيح مى ‏كنند، و همچنين پرندگان به هنگامى كه بر فراز آسمان بال گسترده‏ اند؟! هر يك از آنها نماز و تسبيح خود را مى ‏داند؛ و خداوند به آنچه انجام مي دهند داناست»

    و فرمود:

    « وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلاً يا جِبالُ أَوِّبي‏ مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَديد.
    و ما به داوود از سوى خود فضيلتى بزرگ بخشيديم؛ (ما به كوه‏ها و پرندگان گفتيم اى كوه‏ها و اى پرندگان! با او هم‏ آواز شويد و همراه او تسبيح خدا گوييد! و آهن را براى او نرم كرديم‏»[3]

    از این آیه شریفه نیز معلوم می شود که عبادت کوهها و پرندگان همراه با شعور و آگاهی بوده است چون خداوند متعال عبادت آنها را در کنار عبادت حضرت داوود قرار داده است که عبادت آگاهانه بود.

    آية شريفه سوره يونس است كه مي‌فرمايد:

    «وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكانَكُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَكاؤُكُمْ فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ وَ قالَ شُرَكاؤُهُمْ ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُون[4]
    به خاطر بياوريد روزي را كه همة آنها را جمع مي‌كنيم سپس به مشركان مي‌گوئيم شما و معبودهايتان در جاي خود باشيد (تا به حساب‌تان رسيدگي شود) سپس آنها را از همديگر جدا مي‌كنيم (تا از هر يك جداگانه سؤال شود) در اينجا معبودهايشان به آنها مي‌گويند شما هرگز ما را عبادت نمي‌كرديد.[5]

    [1] اسراء: 44
    [2] نور:41
    [3] سبأ : 10
    [4]يونس: 28
    [5] براي توضيحات بيشتر ر.ك :
    http://www.porsemanequran.com/node/23698 و سايت انديشه قم



  13. تشکرها 3


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    283
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام و تشکر از پاسخ مبسوط شما.

    از جمع فرمایشات شما اینطور نتیجه گرفتم که حیوانات و گیاهان هم دارای روح هستند و علاوه بر آن تمام اشیاء نیز دارای روح میباشند:

    1- با توحه به نکته ای که شما اشاره فرمودید و قطعا هم همینطور است و به عبارتی ضریب هوشی انسان، حیوان و گیاه با هم متفاوت است، آیا ریشه این تفاوت از روح آنها ناشی میشود یا از توان فیزیولوژیک (مغز) آنها؟

    2- با توجه به اینکه خداوند در جایی از قرآن فرمایشی با این مضمون دارد که برای هر امتی پیامبری برگزیده و از سوی دیگر جنبندگان و پرندگان را نیز امت نامیده، آیا برای آنها نیز پیامبری یا پیامبرانی بوده؟

    3- با توجه به اینکه در مورد انسان خداوند میفرماید از روح خود در او دمیدم، در مورد حیوانات، گیاهان و اشیاء این موضوع جگونه طرح میشود؟

    با تشکر


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 0202 نمایش پست
    1- با توحه به نکته ای که شما اشاره فرمودید و قطعا هم همینطور است و به عبارتی ضریب هوشی انسان، حیوان و گیاه با هم متفاوت است، آیا ریشه این تفاوت از روح آنها ناشی میشود یا از توان فیزیولوژیک (مغز) آنها؟


    با سلام و عرض ادب


    دوست گرامي گاهي در مورد روح و ظرفيت هاي آن به تنهايي صحبت مي كنيم و از اين منظر به آن مي نگريم كه روح انسان نسبت به روح حيوان چه تفاوت هايي دارد و يك مرتبه در مورد انساني صحبت مي كنيم كه در اين دنياست و رابطه خاصي بين روح و جسم برقرار است و روشن است جسم در درك و هوش انسان تاثير دارد و ما نبايد بين اين دو خلط كنيم.

    نفس آدمى موجودى است مجرد، موجودى است ما وراى بدن و احكامى دارد غير احكام بدن و هر مركب جسمانى ديگر (خلاصه موجودى است غير مادى كه نه طول دارد و نه عرض و نه در چهار ديوارى بدن مى ‏گنجد) بلكه با بدن ارتباط و علقه ‏اى دارد و يا به عبارتى با آن متحد است و بوسيله شعور و اراده و ساير صفات ادراكى، بدن را اداره مى ‏كند.روحى كه در انسان هست مادى و جسمانى نيست هر چند كه با ماده تعلق و ارتباط دارد.
    انسان در آغاز بجز يك جسمى طبيعى نبود و از بدو پيدايشش صورت‏هايى گوناگون به خود گرفت، تا در آخر خداى تعالى همين موجود جسمانى و جامد و خمود را، خلقتى‏ ديگر كرد كه در آن خلقت انسان داراى شعور و اراده گشت، كارهايى مى ‏كند كه كار جسم و ماده نيست، چون شعور و اراده و فكر و تصرف و تسخير موجودات و تدبير در امور عالم، به نقل دادن و دگرگون كردن و امثال آن از كارهايى كه از اجسام و جسمانيات سر نمى ‏زد نيازمند است-، پس معلوم شد كه روح جسمانى نيست، بخاطر اينكه موضوع و مصدر افعالى است كه فعل جسم نيست.
    پس نفس بالنسبه به جسمى كه در آغاز مبدأ وجود او بوده،- يعنى بدنى كه باعث و منشا پيدايش آن بوده- به منزله ميوه از درخت و بوجهى به منزله روشنايى از نفت است.[1]


    در مباحثي مانند ضريب هوشي و يا حتي افسردگي و اضطراب و ناراحتي هاي روحي و رواني نمي توان نقش جسم را منكر شد و اين به خاطر ارتباطي است كه در اين عالم بين روح و جسم وجود دارد.

    براى روح سه خاصيت عمده را مى‌توان اثبات كرد:

    1) اصل درك و شعور، مخصوصاً در مرتبه خودآگاهى. افرادى هستند كه درك و شعور دارند، اما خودآگاهى ندارند. «خودآگاهى» از ويژگيهاى روح انسان است. اين‌كه درك مى‌كند كه وجود دارد؛
    2) تمايلات و رغبتها. اينكه انسان از چيزى خوشش مى‌آيد يا از چيزى متنفر مى‌شود، حالتى است كه با درك توأم است. گرايشهايى كه در درون انسان وجود دارد، از خواص روح است. چيزى كه روح ندارد، نمى‌تواند ميل، رغبت، عشق و علاقه و تنفر داشته باشد.
    3) قدرت تصميم گيرى و اراده.



    [1]الميزان،علامه طباطبايي(ره)،ذيل آيه 154 سوره بقره ،با دخل و تصرف



    ویرایش توسط اندیشمند : ۱۳۹۱/۰۴/۲۱ در ساعت ۱۷:۱۱

  16. تشکرها 2


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 0202 نمایش پست
    2- با توجه به اینکه خداوند در جایی از قرآن فرمایشی با این مضمون دارد که برای هر امتی پیامبری برگزیده و از سوی دیگر جنبندگان و پرندگان را نیز امت نامیده، آیا برای آنها نیز پیامبری یا پیامبرانی بوده؟

    براي روشن شدن پاسخ اين سوال به مطالبي اشاره مي كنم:

    الف) همانطور كه گفتيم با توجه به آيات قرآن حيوانات نيز در آخرت حشر دو حساب و جزاء دارند.

    ب) نخستين شرط حساب و جزا مسئله عقل و شعور و بدنبال آن تكليف و مسئوليت است و مداركى در دست است كه نشان مى دهد حيوانات نيز به اندازه خود داراى درك و فهمند.

    ج) تكليف مراحلى دارد و هر مرحله ادراك و عقلى متناسب خود ميخواهد، تكاليف فراوانى كه در قوانين اسلامى براى يك انسان وجود دارد بقدرى است كه بدون داشتن يك سطح عالى از عقل و درك انجام آنها ممكن نيست و ما هرگز نميتوانيم چنان تكاليفى را براى حيوانات بپذيريم.

    علامه طباطبايي (ره) در اين مورد مي فرمايد:

    حيوانات هم مانند انسان داراى آراء و عقايد فردى و اجتماعى هستند، و حركات و سكناتى كه در راه بقاء و جلوگيرى از نابود شدن از خود نشان مى ‏دهند، همه بر مبناى آن عقايد است، مانند انسان كه در اطوار مختلف زندگى مادى، آنچه تلاش مى‏ كند، همه بر مبناى يك سلسله آراء و عقائد مى ‏باشد.
    اختلافى كه انواع حيوانات در شؤون و هدفهاى زندگى دارند خود مؤيد اين معنا است كه حيوانات هم مثل انسان احكامى دارد، خير و شر و عدالت و ظلم را تشخيص مى ‏دهد.

    اجتماعات حيوانى هم مانند اجتماعات بشرى، ماده و استعداد پذيرفتن دين الهى در فطرتشان وجود دارد، همان فطرياتى كه در بشر سر چشمه دين الهى است و وى را براى حشر و بازگشت به سوى خدا، قابل و مستعد مى ‏سازد، در حيوانات نيز هست. گو اينكه حيوانات بطورى كه مشاهده مى‏ كنيم، جزئيات و تفاصيل معارف انسانى را نداشته و مكلف به دقائق تكاليفى كه انسان از ناحيه خداوند مكلف به آن است، نيستند، چنان كه آيات قرآنى نيز اين مشاهده را تاييد مى ‏نمايد، زيرا جميع اشياء عالم را مسخر انسان مى ‏داند و او را از ساير حيوانات افضل مى ‏شمارد. اين منتها چيزيست كه در باره حيوانات مى ‏توان اظهار داشت.

    آن چيزى كه در انسان ملاك حشر، و بازگشت به سوى خدا است هر چه باشد همان ملاك در حيوانات هم خواهد بود، و معلوم است كه آن ملاك در انسان جز نوعى از زندگى ارادى و شعورى كه راهى به سوى سعادت و راهى به سوى بدبختى، نشانش مى‏ دهد، چيز ديگرى نيست.

    حيوانات نيز مانند آدميان تا اندازه‏اى از موهبت اختيار بهره دارند، البته نه به آن قوت و شدتى كه در انسانهاى متوسط هست.
    و وقتى صحيح باشد كه بگوييم حيوانات هم تا اندازه‏اى خالى از معناى اختيار نيستند و آنها هم از اين موهبت سهمى دارند، هر چه هم ضعيف باشد، چرا صحيح نباشد احتمال دهيم كه خداى سبحان حد متوسط از همان اختيار ضعيف را ملاك تكاليف مخصوصى قرار دهد كه مناسب با افق فهم آنان باشد، و ما از آن اطلاعى نداشته باشيم؟ و يا از راه ديگرى با آنها معامله مختار بكند و ما به آن معرفت نداشته باشيم، و خلاصه راهى باشد كه از آن راه پاداش دادن به حيوان مطيع و مؤاخذه و انتقام از حيوان سركش، صحيح باشد.[1]




    ویرایش توسط اندیشمند : ۱۳۹۱/۰۴/۲۱ در ساعت ۱۷:۲۵

  18. تشکر


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اما در مورد آيه اي كه فرموديد:

    وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ
    وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ [2]


    مشرکان گفتند : اگر خدا می خواست ، ما و پدرانمان هيچ چيز جز او را، نمی پرستيديم و آنچه را حرام کرده ايم ، حرام نمی کرديم مردمی هم که پيش از ايشان بودند چنين می گفتند آيا پيامبران را جز تبليغ روشنگر وظيفه ديگری است ?
    به ميان هر ملتی پيامبری مبعوث کرديم ، که خدا را بپرستيد و از بت دوری ، جوييد بعضی را خدا هدايت کرد و بر بعضی گمراهی مقرر گشت پس در زمين بگرديد و بنگريد که عاقبت کار کسانی که پيامبران را به دروغ نسبت می دادند ، چگونه بوده است


    از اين آيه نمي توان چنين استدلالي كرد زيرا آيه در مورد امت هاي انساني است و آيات بيان مي دارند: اين طريقى كه مردم معاصر پيامبر(ص) پيش گرفته ‏اند عينا همان طريقى است كه مشركين گذشته پيمودند و غير خدا را پرستيدند، و از پيش خود چيزهايى را كه خدا حرام نكرده بود حرام كردند، و وقتى فرستادگان خدا به نزدشان مى ‏آمدند و از اين اعمال، نهيشان مى‏ كردند همين را مى‏ گفتند: كه:" لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ نَحْنُ وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ" و سپس آيه در ادامه مي گويد:" فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ"- يعنى رسالت خدايى را به بلاغى آشكار ابلاغ كن، و حجت را عليه ايشان تمام كن، زيرا تنها وظيفه فرستادگان خدا ابلاغ مبين و ابلاغ آشكار است و بس.

    و اينكه فرمود:
    " لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا" اشاره است به اينكه مساله بعثت رسول، امرى است كه اختصاص به امتى ندارد، بلكه سنتى است كه در تمامى مردم و همه اقوام جريان مى ‏يابد، و ملاكش هم احتياج است، و خدا به حاجت بندگان خود واقف است، هم چنان كه در آيه قبلى بطور اجمال به عموميت بعثت رسول اشاره نموده و فرمود:
    " كَذلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ".

    و جمله
    " أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ"- بطورى كه از سياق بر مى‏آيد- بيان بعثت رسول است، و معنايش اين است كه حقيقت بعثت رسول جز اين نيست كه بندگان خداى را به عبادت خدا و اجتناب از طاغوت دعوت كند، زيرا امر و نهى از يك بشر به ساير افراد بشر، مخصوصا وقتى كه آمر و ناهى رسول باشد جز دعوت عادى، معناى ديگرى ندارد، و معنايش الجاء و اضطرار تكوينى نيست، و خود رسول نمى ‏تواند چنين ادعايى بكند تا كسى در رد ادعايش بگويد:" اگر خدا بخواهد ما غير او را نمى‏ پرستيم، و اگر نخواهد ديگر فرستادن رسول معنا ندارد".[3]


    [1] تفسير الميزان،ذيل آيه 38 سوره انعام
    [2] نحل ،35و36
    [3]ر.ك تفسير الميزان،ذيل آيه 35 و 36 سوره نحل





  20. تشکر


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود