جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونه میشود کینه کاربد دیگران را از دل بیرون کرد ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چگونه میشود کینه کاربد دیگران را از دل بیرون کرد ؟




    سلام

    چگونه میشود کینه کاربد دیگران راازدل بیرون کرد ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 2
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۴/۰۷ در ساعت ۱۱:۰۹


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    815
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    59 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط roshan_del نمایش پست
    سلام

    چگونه میشود کینه کاربد دیگران راازدل بیرون کرد ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 2
    با عرض سلام خدمت شما
    در مورد کینه باید خدمت شما عرض کنم در قدم اول باید فردی که در دلش کینه دارد خود را قانع کند که مسأله ای که باعث ناراحتیش شده برای او کافی است و نباید با این کینه بیشتر خود را ناراحت کند، در واقع انسان عاقل اینرا درک می کند که باید سعی در بهبود شرایط خود داشته باشد و کینه و افکار ناشی از آن قطعا وضعیت موجود را بدتر می کند.
    قدم دوم اینست که فرد مذکور در عوض ضرری که به او وارد شده با کسی معامله کند که نه تنها ضرر او را جبران می کند بلکه بهای بیشتری نیز به او می دهد و آن کسی جز خداوند جبار(بسیار جبران کننده) نیست. اوست که وعده داده اگر بنده اش را ببخشید او هم خطاها و گناهان شما را می بخشد. حال اختیار با شماست.
    قدم سوم اینست که وقتی دو قدم مذکور طی شد ،برای از بین رفتن این حال از قلب حداقل برای او دعا کنیم و اگر توانستیم در حق او خوبی کنیم.
    این سه قدم شاید کمی طول بکشد ولی شدنی است.
    سوال بود در خدمتم.

    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ،كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ-سوره مبارکه صف-آیه 2 و 3


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام واحترام
    یکی از دوستان این مشکلوداره لطفا راهنمایی کنید
    یک سالی است که پدرم منو ازخونش بیرون انداخته (شرح مفصلی داره)ومجبور شدم غرورم رو زیر پا بگذارم ودست به سوی کسانی دراز کنم که...
    به قول معروف بد جوری زیر پامو خالی کرد وکمرموشکست واز این حرفا و95درصد مقصر بوده ویک سالی است که با خانواده ام که تواون ساختمون زندگی میکنند حتی زنگ هم نمی زنم هرچند دل خوشی ازاونا هم ندارم وهرموقع پدرمو تومراسمای مشترک دیگران میبینم به حدی ازش دگیر میشم که نمی خوام روشو ببینم بی ادبیه نمی تونین درک کنین که چقدر ازش دلگیرم ازطرفی دین مون یه چیز دیگه میگه که باید بهش اف هم نگیم توی مجالسا ازش میگریزم که نبینمش نمی دونم چکار کنم

  5. تشکرها 3


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    815
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    59 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سینجلی نمایش پست
    باسلام واحترام
    یکی از دوستان این مشکلوداره لطفا راهنمایی کنید
    یک سالی است که پدرم منو ازخونش بیرون انداخته (شرح مفصلی داره)ومجبور شدم غرورم رو زیر پا بگذارم ودست به سوی کسانی دراز کنم که...
    به قول معروف بد جوری زیر پامو خالی کرد وکمرموشکست واز این حرفا و95درصد مقصر بوده ویک سالی است که با خانواده ام که تواون ساختمون زندگی میکنند حتی زنگ هم نمی زنم هرچند دل خوشی ازاونا هم ندارم وهرموقع پدرمو تومراسمای مشترک دیگران میبینم به حدی ازش دگیر میشم که نمی خوام روشو ببینم بی ادبیه نمی تونین درک کنین که چقدر ازش دلگیرم ازطرفی دین مون یه چیز دیگه میگه که باید بهش اف هم نگیم توی مجالسا ازش میگریزم که نبینمش نمی دونم چکار کنم
    با عرض سلام خدمت شما
    یکی از چیزهائی که معمولا افراد رو ناراحت می کنه اینه که دیگران به اصطلاح کنار گود بایستند و بگن لنگش کن. در واقع خواستم عرض کنم با توجه به اینکه بنده می دونم مشکل بسیار بدی دارید و کمی شما را درک می کنم ،چند کلمه ای خدمتتان عرض می کنم:
    1- احترام به پدر و مادر که در دین ما چیز بی بدیلی است در واق احترام به اصل خود است. به این مثال توجه فرمائید:می شود شاخه های یک درخت را قطع کرد و باز هم درخت زنده باشد و آسیب اساسی نبیند و به مرور ترمیم شود ولی نمی شود ریشه را قطع کرد و درخت باز هم درخت باشد.
    پدر و مادر هم در نظام تکوین عالم دقیقا مانند ریشه هستند و اگر بی احترامی و قطع رابطه صورت گیرد تکوینا آسیب جدی به معنویت و روح انسانی ما وارد می شود که آنقدر شدید است که خداوند حتی اف را نیز ممنوع کرده و توصیه به احترام گرفتن در هر وضعیتی (به جز دعوت به گناه) کرده است.
    2- در دین اسلام چنین نیست که پدر و مادر فقط بر فرزند حق داشته باشند و از روایات چنین بر می آید که عاق فرزند در حق والدین نیز وجود دارد و برخی والدین را که فرزندشان را آزار می دهند رسول خدا صل الله علیه و آله لعنت کرده اند- ولی با وجود این کلام حتی در صورت عاق شدن والدین وظیفه ما ساقط نمی شود.
    3-باید دید ریشه این قضیه چه بوده و به وسیله افراد مختلف سعی کنیم مسأله را حل کنیم البته تصدیق می کنید که مشکل پیچیده شده و نیاز به صبر و تلاش بیشتری دارد.
    4-دلگیری یا کینه ای که برای شما ایجاد شده قطعا با رفع مسئله حل می شود.
    5-در خلوت خود دادگاهی تشکیل دهید و فقط تمام اعمال خود را در مورد آن اتفاق بررسی کنید و اصلا به رفتار دیگران کاری نداشته باشید.خواهید دید که مسائل جدیدی برایتان مشخص می شود.
    6-مقابله به مثل کار درستی نیست در واقع هنر نیست، هنر آنست که انسان کار مورد رضای خدا را تشخیص داده و انجام دهد.
    7- دنیا محل امتحان و ابتلا است، خوشا به حال کسی که در این گذرگاه با غرور و انانیت نفس خویش به مبارزه بر خیزد که این جهاد اکبر است.این شما و این هم میدان جهاد اکبر . . . . . . . . . . . . .

    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ،كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ-سوره مبارکه صف-آیه 2 و 3


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    312
    مورد تشکر
    72 پست
    حضور
    7 روز 1 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11

    جمع بندی




    پرسش:
    چگونه می شود کینه دیگران را از دل بیرون کرد؟
    یک سالی است که پدرم من را ازخانه بیرون کرده و ... دل خوشی از خانواده ام ندارم و هر موقع پدرم را در مراسمات مشترک دیگران می بینم به حدی از او دلگیر می شوم که نمی خواهم رویش را ببینم، از طرفی دین می گوید که نباید به والدین حتی یک اف هم بگوییم، توی مجالس از او می گریزم که او را نبینم. نمی دانم چکار کنم؟


    پاسخ:
    رذايل اخلاقى و از جمله کينه، بيماری هايی هستند که برای درمان آن بايد علت آن را ريشه يابی کرد. يعنی براى ريشه كن كردن اين صفت رذيله (کينه) نخست به سراغ ريشه ها برويم، چرا كه تا ريشه ها قطع نشود، اين نهال شوم همچنان پابرجاست.
    معنی کينه داشتن نسبت به کسی، اين است که در دل از او بغض و تنفر داشته باشی.
    اگر انگيزه کينه، عقده درونی حاصل از غضب و خشم است - که در اکثر موارد چنين است -، بايد از راهکار های کنترل خشم و غضب و روش های بالا بردن صبر و بردباری بهره برد و آنها را تقويت كرد، خدا را منتقم حقيقی دانست و ...، تا ضعف هايى كه سبب کينه مى شود برطرف گردد. زیرا هنگامی که انسان غضب می کند، اگراز انتقام ناتوان باشد ،چاره ای ندارد جز اين که خشم خود را فرو برد، اين خشم و غضب به باطن بر می گردد و عقده درونی ايجاد می کند و تبديل به کينه می شود.
    اگر انگيزه آن حسد و تحقير و غرور و ... است بايد به درمان آن ها پرداخت و به يقين اگر اين ريشه ها تدريجاً قطع شود، کينه نيز از وجود فرد رخت بر خواهد بست.

    الف) آثار کینه:
    کينه، چندين صفت ناپسند را در وجود انسان به ارث می گذارد از جمله : قطع رحم، دروغ، غيبت، افشاء سرّ، هتک حرمت و به وضوح برخی از این آثار را در مورد سوال شاهدیم.

    ب) درمان:
    برای بيرون راندن صفات رذيله‏ ای همچون کينه ، به خصوص وقتی در وجود فرد ريشه دوانده است، علاوه بر شناخت و اراده جدّی، صبر و مقاومت در برابر مشکلات و سختی ‏های درمان، توجه به راهکار های ذیل لازم است :

    1. اندیشه در آثار و پيامدهاى سوء زيانبار کينه در دنیا و آخرت:
    کينه، انسان را از قرب الهی و از وصول به ملکوت اعلی و همدمی ساکنان عالم قدس باز می‏ دارد. صاحب خود را از شيوه اهل ايمان و از شکفتگی، رفق، مهربانی، فروتنی و تلاش برای برآوردن نيازهای مردم و همنشينی با آنان و رغبت به ياری و غمخواری منع مي کند.
    آری، تامل در آثار و پيامدهاى سوء زيانبار کينه كه سبب تيره روزى و بدبختى و رسوايى در دنيا و آخرت مى شود و انديشيدن در آنها به يقين تأثير مهم و بازدارنده اى دارد.

    در کلمات گهربار معصومين (علیهم السلام) گفته‏ های فراوانی درباره نکوهش کينه‏ توزی و آثار زيان بار آن بيان شده است، مثلا امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمود: «رنجورترين و کم آسايش ‏ترين مردمان، فرد کينه ‏توز است.»(1)
    شخص با کينه توزی و خشم و نفرت بيش از همه به خود ‌آسيب می زند؛ بنابر اين برای بر طرف کردن اين حالت از درون خود باید به این بينديشد که جز به خود کمک نمی کند.

    2. عفو و گذشت:
    بدی‏ دیگران را نسبت به خودتان که موجب به دل گرفتن کينه و نفرت از ایشان شده را، فراموش کرده و از او در گذريد. او را مورد بخشش و گذشت خويش قرار دهيد. بنابر اين در صورت خشم و کينه، خودت را همانند کساني خواهي کرد که از آنان متنفر هستي. . براي بيرون‌ آمدن از اين حالت کافی است که به خود تلقين کنی و بفهمانی که مانند آنان نيستی. بدی را با بدی جواب نمی دهي، البته اگر واقعاً ‌آنان قصد بدی نداشتند. شايد دلايل بسياری بوده که ما و شما از آن بی خبريم؛ دلايلی که فکر می کردند، درست است، اگر چه در واقع درست نباشد.

    در قرآن خطاب به مسلمانان آمده است: «ادفعْ بالتي هي أحسن فإذا الذي بينک و بينه عداوة کأنّه وليٌ حميم»؛ همواره به نيکوترين وجهی پاسخ ده، تا کسی که ميان تو و او دشمنی است چون دوست مهربان تو گردد.(2)
    رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: می‏ خواهيد شما را از بهترين اخلاق دنيا و آخرت آگاه سازم؟ عفو از کسی که به تو ستم کرده و پيوند با کسانی که با تو قطع رابطه کرده‏ و نيکی به کسی که به تو بدی کرده و بخشش به آن کس که تو را محروم کرده است.(3)

    خوبی و محبت کردن به ديگران را، نه برای نيکی به شما، بلکه به عنوان اطاعت از دستور خدا و معامله با حضرت حق بدانيد. چنانچه طرف مقابل محبت خود و صله رحم را خدا و دستور خدا بدانيد، اين عمل براي شما ‌آسان خواهد شد، زيرا جواب نيک دادن پدر و یا هر کس دیگری که از او کینه به دل دارید، يا جواب مثبت ندادن آنها، شما را از کاری که کرديد، پشيمان نخواهد کرد.

    فراموش نکنید در دين اسلام حق و حقوق امری طرفينی است، يعنی همان طور که والدين نسبت به فرزندان دارای حقوقی هستند، فرزندان نيز حقوقی بر گردن پدر و مادر دارند. همان گونه که برای فرزندان در مقابل پدر و مادر وظايفی تعيين شده، برای والدين در مقابل فرزندان نيز وظايفی تعيين شده است. هر کس که از آن وظايف تخطی کند، دچار معصيت شده است. اگر جبران نکند، مواخذه می شود.
    با اين همه؛ فرزندان به هيچ ‌صورت نمی توانند زحمات و تلاشی را که پدر و مادر برای رشد و تربيت فرزند متحمل شده‌اند، ادا کنند. لذا دستور اسلام در احترام به مادر و پدر مطلق است، يعنی به هر مادر و پدری بايد احترام کرد، خواه با انسان رفتار خوبی داشته باشند و خواه بد.

    3. هدیه دادن: يکی از راه های بيرون‌ آمدن از کينه هديه دادن است. پيامبر فرمود: «هديه دادن کينه‏ ها و کدورت‏ ها را از سينه‏ ها می‏ زدايد.»(4)

    4. مهمانی دادن: مهمانی دادن نيز موجب از بين رفتن کينه می‏ شود. امام صادق (علیه السلام) می‏ فرمايد: «آتش کينه‏ ها را با مهمانی دادن خاموش کنيد.»(5)

    ___________
    (1) حرانی، تحف العقول، ص 263 .
    (2) فصلت/ 34.
    (3) علامه مجلسي، بحارالانوار، مؤسسةالوفاء بيروت، ج 71، ص 399، ح 1.
    (4) شيخ صدوق‏، الخصال‏، جامعه مدرسين‏، قم‏، 1362 ش‏، اول‏، ج1، ص 27.
    (5) ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 هجرى شمسي، ج 6، ص 318.


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۴/۲۱ در ساعت ۲۲:۵۲ دلیل: همکار ویراستار تدوین


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود