صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آثار تقوی و متقین در قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آثار تقوی و متقین در قرآن




    می شه لیست آیاتی رو که در مورد متقین صحبت شده رو بذارید؟

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    513
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا
    با عرض سلام
    در فرهنگ قرآن كريم «متقى » كسى است كه با ايمان و عمل صالح براى خود ملكه اى نفسانى فراهم مى سازد تا او را از آسيب هاى درونى (هواى نفس ) و بيرونى (شيطان ) مصون دارد .
    خداوند متعال ، در آيات فراوانى از قرآن كريم برخى از اوصاف و ويژگى هاى " متقين " و نيز مقام و جايگاه پارسايان را به تناسب ، ترسيم كرده است كه به برخى از آن ها اشاره مى شود:
    1 . .. . إِنَّ الأَْرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَـقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ.... (اعراف ،آیه 128) زمين از آنِ خداست آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد مى دهد ; و فرجام ]نيك[ براى پرهيزگاران است
    2 . "متقين " ، دوستان خدايند و خداوند آن ها را دوست دارد . "إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ " (سوره توبه ،آیه 4) خداوند پرهيزگاران را دوست دارد
    3 . " متقين " ، در بهشت و باغ ها و در كنار چشمه ساران بهشت جاى دارند . "إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّـت وَعُيُون " (سوره حجر ،آیه 45) بى گمان ، پرهيزگاران در باغ ها و چشمه سارانند .
    4 . "متقين " رستگار و عاقبت به خير هستند . "إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا " (سوره نبأ ، آیه 31) مسلماً پرهيزگاران را رستگارى است
    5 . خداوند متعال در جايى ديگر درباره "متقين " مى فرمايد: " الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَـهُمْ يُنفِقُونَ * وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَآ أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَ بِالأَْخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ * أُوْلَـئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ " (سوره بقره ،ایه 3ـ5) پرهيزكاران كسانى هستند كه به غيب ]آن چه از حس پوشيده و پنهان است ايمان مى آورند و نماز بپا مى دارند و از تمام نعمت ها و مواهبى كه به آنان روزى داديم انفاق مى كنند و آنان كه به آن چه بر تو نازل شده ، و آن چه پيش از تو بر پيامبران پيشين نازل گرديده ايمان مى آورند و به رستاخيز يقين دارند آنان بر طريق هدايت پروردگارشانند و آنان رستگارانند
    و.. .
    یا حق


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۵
    نوشته
    977
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    55
    آپلود
    5
    گالری
    56



    از نشانه های متقین


    - سوره مبارکه آل عمران:

    وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضهَا السمَوَت وَ الأَرْض أُعِدَّت لِلْمُتَّقِينَ(133)

    و بشتابيد به سوى مغفرت پروردگار خود و به سوى بهشتى كه پهناى آن همه آسمانها و زمين را فرا گرفته و مهيّا براى پرهيزكاران است.


    الَّذِينَ يُنفِقُونَ فى السرَّاءِ وَ الضرَّاءِ وَ الْكظِمِينَ الْغَيْظ وَ الْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يحِب الْمُحْسِنِينَ(134)


    آنهايى كه از مال خود در حال وسعت و تنگدستى انفاق كنند و خشم خود فرونشانند و از (بدىِ) مردم درگذرند، و خدا دوستدار نكوكاران است.


    وَ الَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَحِشةً أَوْ ظلَمُوا أَنفُسهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاستَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوب إِلا اللَّهُ وَ لَمْ يُصرُّوا عَلى مَا فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ(135)


    و آنان كه اگر كار ناشايسته كنند و يا ظلمى به نفس خويش نمايند خدا را به ياد آرند و از گناه خود (به درگاه خدا) توبه كنند-و كيست جز خدا كه گناه خلق را بيامرزد؟-و آنها كه اصرار در كار زشت نكنند چون به زشتى معصيت آگاهند.


    أُولَئك جَزَاؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ جَنَّتٌ تجْرِى مِن تحْتِهَا الأَنهَرُ خَلِدِينَ فِيهَا وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعَمِلِينَ(136)


    آنهايند كه پاداش عملشان آمرزش پروردگار است و باغهايى كه زير درختان آنها نهرها جارى است، جاويدان در آن بهشت‏ها متنعّم هستند، چه نيكو است پاداش نيكوكاران!


    دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
    مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نمیدانی چه حاصل


    و ناگهان چه زود دیر می شود، ولی هیچگاه برای شروع دیر نیست...!!!



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۵
    نوشته
    977
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    55
    آپلود
    5
    گالری
    56



    متقین
    آثار تقوی و متقین در قرآن
    «تقوا» در اصل از ماده «وقایه» به معنی نگهداری یا خویشتن داری است. به تعبیر دیگر یک نیروی کنترل درونی است که انسان را در برابر طغیان شهوات حفظ می کند، و در واقع نقش ترمز نیرومندی را دارد که ماشین وجود انسان را در پرتگاه ها حفظ و از تندرویهای خطرناک ، باز می دارد.
    به همین دلیل امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، تقوا را به عنوان یک دژ نیرومند در برابر خطرات گناه شمرده است و می فرماید:

    «اعلموا عبادالله ان التقوی دار حصن عزیز»[1] ؛

    «ای بندگان خدا، بدانید که تقوی دژی است مستحکم و غیر قابل نفوذ.»

    همین طور آن حضرت می فرمایند:

    «الا و ان التقوی مطایا ذلل ، حمل علیها اهلها و اعطوا ازمتها فأوردتهم الجنة»
    [2]
    ؛

    «تقوی همچون مرکبی است راهوار، که صاحبش بر آن سوار است و زمامش در دست اوست، تا دل بهشت او را پیش می برند.»

    بعضی تقوا را به حالت کسی تشبیه کرده اند که از یک سرزمین پر از خار عبور می کند، سعی دارد دامن خود را کاملاً برچیند و با احتیاط گام برمی دارد، مبادا نوک خاری در پایش بنشیند و یا دامنش را بگیرد.

    امام علی (علیه السلام) می فرماید:

    «ان تقوی الله مفتاح سداد و ذخیره معاد و عتق من کل ملکه و نجاة من کل هلکه»[3] ؛

    «تقوا و ترس از خدا کلید گشودن هر در بسته ای است. ذخیره رستاخیز و سبب آزادی از بردگی شیطان و نجات از هر هلاک است.»


    حقیقت تقوی همان احساس مسئولیت درونی است و تا این احساس مسئولیت نباشد انسان به دنبال هیچ برنامه سازنده ای حرکت نمی کند. تقوی انگیزه بهره گیری از آیات الهی است.
    اصولاً خمیرمایه تقوی دو چیز است: یاد خدا، یعنی توجه به مراقبت دائمی الله و حضور او در همه جا همه حال و توجه به دادگاه عدل خداوند، و نامه اعمالی که هیچ کار صغیر و کبیری وجود ندارد، مگر آن که در آن ثبت شود، به همین دلیل است که توجه به این دو اصل مهم در سرلوحه برنامه های تربیتی انبیاء و اولیاء قرار داشته و تأثیر آن در پاکسازی فرد و اجتماع کاملاً چشمگیر است.[4]
    قرآن کریم تقوی را به لباس تشبیه کرده است: «و لباس التقوی ذلک خیر»[5]
    تشبیه تقوی و پرهیزگاری به لباس، تشبیه بسیار رسا و گویایی است؛ زیرا همان طور که لباس هم، بدن انسان را از سرما و گرما حفظ می کند و هم، سپری است در برابر بسیاری از خطرها و هم، عیوب جسمانی را می پوشاند و هم، زینی است برای انسان. روح تقوی و پرهیزگاری نیز علاوه بر پوشانیدن بشر، از زشتی گناهان و حفظ از بسیاری از خطرات فردی و اجتماعی زینت بسیار بزرگی برای او محسوب می شود و زینتی است چشمگیر که بر شخصیت او می افزاید.[6]

    منظور از لباس تقوی چیست؟

    برخی لباس تقوی را به معنی عمل صالح گرفته اند و بعضی حیاء و بعضی لباس عبادت و بعضی به معنی لباس جنگ مانند زره و خود و حتی سپر گرفته اند. زیرا تقوی از ماده وقایه به معنای نگهداری و حفظ است

    در سوره نحل داریم:

    «و جعل لکم سرابیل تقیکم الحر و سرابیل تقیکم باسکم»[7] ؛

    «و برای شما پیراهن هایی قرار داد که شما را از گرما حفظ کند و هم پیراهن هایی که شما را در میدان جنگ محفوظ دارد.»

    اما از آنجا که لباس تقوی در مقابل لباس جسمانی قرار گرفته، به نظر می رسد، که منظور از آن همان روح تقوی است که جان انسان را حفظ می کند و معنی حیا، عمل صالح و امثال آن در آن جمع است، که این لباس قوی برای انسان نشانه ای است تا انسان نعمت های خداوند را یاد کند.
    پس، تقوی نعمتی است که خداوند به انسان متقی عنایت فرموده است. در برخی از آیات اشاره شده است که عبادت خداوند عامل بوجود آمدن تقوی است «یا ایها الناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم و الذین من قبلکم لعلکم تتقون».[8] نتیجه این پرستش، تقوا و پرهیزگاری است. بنابراین عبادت ها و نیایش های ما چیزی بر جاه و جلال خداوند نمی افزاید، همانگونه که ترک آنها چیزی از عظمت مقام او نمی کاهد، این عبارتها کلاس های تربیت برای آموزش تقوی است.[9]

    دعوت به تقوی

    «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته».[10]
    علاوه بر این آیه، در آیات دیگر هم خداوند از انسانها می خواهد که به سوی خدا رفته و تقوی پیشه کنند. تقوی، نخستین برنامه بندگان مؤمن خداست، تقوی، سپری است در مقابل آتش و عاملی است بازدارنده در برابر انحرافات. تقوی سرمایه بزرگ بازار قیامت و معیار شخصیت و کرامت انسان در پیشگاه پروردگار است.
    البته انجام این دستور؛ همانند همه دستورات الهی، بستگی به میزان توانایی انسان دارد. بنابراین در آیه 16 سوره تغابن می فرماید: «فاتقوا الله مااستعتم» تا آنجا که توانایی دارید، پرهیزگاری کنید.
    آغاز دعوت همه انبیاء تقوی و دعوت به پرهیزگاری بوده است. هرچند در داستان بسیاری از انبیاء معمولاً دعوت به توحید و یگانگی است، ولی تا حداقل تقوی یعنی حق طلبی و حق جویی در انسان نباشد، نه دعوت به توحید در او مؤثر است و نه چیز دیگر.
    حضرت نوح در آغاز دعوت خود مردم را به سوی تقوی می خواند: «اذ قال لهم اخوهم نوح الا تتقون انی لکم رسول امین فاتقوا الله و اطیعون».[11] «هنگامی که برادرشان نوح به آنها گفت: آیا تقوی پیشه نمی کند من برای شما رسول امینی هستم تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید.» مقدم دانستن تقوی بر اطاعت نمایید. مقدم دانستن تقوی بر اطاعت، به خاطر این است که تا ایمان و اعتقادی نسبت به الله و ترس از او در میان نباشد، اطاعت از فرمان پروردگارش صورت نخواهد گرفت.
    دقیقاً عین همین آیات در مورد هود هم در قرآن آمده،[12] که هود هم در آغاز دعوت به خداوند امر به تقوا و پرهیزگاری دارد و می فرماید: «فاتقوا الله و اطیعون».
    همین طور در مورد بقیه انبیا، مثل شعیب، لوط، صالح، الیاس، عیسی، لقمان و پیامبر گرامی اسلام هم این دعوت به تقوی در آغاز دعوت وجود داشته است.

    صفات متقین در دیدگاه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)

    حضرت علی (علیه السلام) در خطبه همام، که یکی از زیباترین خطبه های نهج البلاغه است، به توصیف پرهیزگاران پرداخته اند. حضرت، زندگی دنیای پرهیزگاران را شرح می دهد و رابطه آنها با اجتماع و مردم را بازگو می فرماید. سپس به بیان نشانه های پرهیزگاران می پردازد.
    حضرت، در وصف سیمای متقین می فرماید: «فالمتقون فیها هم اهل الفضایل منطقهم الصواب ملبسهم الاقتصاد»؛ اما پرهیزگاران در دنیا دارای فضیلت های برترند. سخنانشان راست و پوشش آنها میانه روی است.
    حضرت، متقین را به صابرین تشبیه فرموده و ادامه می دهد: «صبروا ایاما قصیره اعقبتهم راحه طویله». در روزگار کوتاه دنیا صبر کرده، تا آسایش جاوادنه قیامت را بدست آورند.
    متقین با قرآن مأنوسند و در آیه آیه قرآن تأمل کرده و به گوش جان می خرند: «تالین لأجزاء القرآن یرتلونها ترتیلاً، یحزنون به انفسهم و یستثیرون به دواء دائهم» قرآن را جزء به جزء وبا تفکر و اندیشه می خوانند. با قرآن جان خود را محزن و داروی درد خود را می یابند.»
    امیرالمؤمنین، سپس نشانه های پرهیزگاران را برمی شمارند، تا انسانهای متقی خود را با آن نشانه ها تطبیق دهند. کاستی ها را برطرف کنند. متقین در دینداری نیرومند، نرمخو و دور اندیش است. دارای ایمانی یقینی، در علم حریص، در عمل بردبار، در توانگری میانه رو، و... .[13]
    پي نوشتها:

    1- نهج البلاغه، خطبه 157.

    2- نهج البلاغه، خطبه 16.

    3- نهج البلاغه، خطبه 230.

    4- تفسیر نمونه، ج23، ص 540.

    5- سوره اعراف، آیه 26.

    6-تفسیر نمونه، ج6، ص 132.

    7- سوره نمل، آیه 18.

    8 - سوره بقره، آیه 21.

    9- تفسیر نمونه، ج1، ص 118.

    10- سوره آل عمران، آیه 102.

    11- سوره شعراء، آیه 124 تا 126.

    12 - سوره شعراء، آیات 124 تا 126.

    13 - نهج البلاغه، خطبه همام، (خطبه 186).


    - منبع: http://www.m-narjes.org/maaref/etrat/andisheh33.htm

    دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
    مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نمیدانی چه حاصل


    و ناگهان چه زود دیر می شود، ولی هیچگاه برای شروع دیر نیست...!!!


  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۵
    نوشته
    977
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    55
    آپلود
    5
    گالری
    56



    خطبه متقین

    گفته شد یکی از یاران پرهیزکار امام به نام همّام گفت : ای امیر مؤمنان پرهیزکاران را برای من آنچنان وصف کن که گویا آنها را با چشم می نگرم . امام
    علیه السلام در پاسخ او درنگی کرد و فرمود « ای همّام ! از خدا بترس و نیکوکار باش که خدا با پرهیزکاران و نیکوکاران است » اما همّام دست بردار نبود و اصرار ورزید ، تا آنکه امام علیه السلام تصمیم گرفت صفات پرهیزکاران را بیان فرماید . پس خدای را سپاس و ثنا گفت و بر پیامبرش درود فرستاد و فرمود :

    سیمای پرهیزکاران

    پس از ستایش پروردگار ! همانا خداوند سبحان پدیده ها را در حالی آفرید که از اطاعتشان بی نیاز و از نافرمانی آنان در امان بود زیرا نه معصیت گناهکاران به خدا زیانی می رساند و نه اطاعت مؤمنان برای او سودی دارد ، روزی بندگان را تقسیم و هرکدام را در جایگاه خویش قرار داد . اما پرهیزکاران ! در دنیا دارای فضیلت های برترند ، سخنانشان راست ، پوشش آنان میانه روی و راه رفتنشان با تواضع و فروتنی است ، چشمان خود را بر آنچه حرام کرده می پوشانند و گوش های خود را وقف دانش سودمند کرده اند و در روزگار سختی و گشایش حالشان یکسان است و اگر نبود مرگی که خدا بر آنان مقدر فرموده روح آنان حتی به اندازه بر هم زدن چشم در بدن قرار نمی گرفت ، از شوق دیدار بهشت و از ترس عذاب جهنم . خدا در جانشان بزرگ و دیگران کوچک مقدارند ، بهشت برای آنان چنان است که گویی آن را دیده و در نعمت های آن به سر می برند و جهنم را چنان باور دارتد که گویی آن را دیده و در عذابش گرفتارند . دلهای پرهیزکاران اندوهگین ،و مردم از آزارشان در امان تن هایشان لاغر و درخواست هایشان اندک و نفسشان عفیف و دامنشان پاک است . در روزگار کوتاه دنیا صبر کرده تا آسایش جاودانه قیامت را بدست آوردند ؛ تجارتی پر سود که پروردگارشان فراهم فرموده دنیا می خواست آنها را بفریبد اما عزم دنیا نکردند ، می خواست آنها را اسیر خود گرداند که با فدا کردن جان خود را آزاد ساختند.

    شب پرهیزکاران

    پرهیزکاران در شب برپا ایستاده مشغول نمازند ، قرآن را جزء جزء و با تفکر و اندیشه می خوانند ، با قران جان خود را محزون و داروی درد خود را می یابند . وقتی به آیه ای برسند که تشویق در آن است با شوق و طمع بهشت به آنها روی آورند و با جان پر شوق در آن خیره شوند و گمان می برند که نعمتهای بهشت برابر دیدگانشان قرار دارد . و هرگاه به آیه ای میرسند که ترس از خدا در آن باشد گوش دل می سپارند و گویا صدای برهم خوردن شعله های آتش در گوششان طنین افکن است ، پس قامت به شکل رکوع خم کرده پیشانی و دست و پا بر خاک مالیده و از خدا آزادی خود را از آتش جهنم می طلبند .

    روز پرهیزکاران

    پرهیزکاران در روز دانشمندانی بردبار و نیکوکارانی با تقوا هستند که ترس الهی آنان را چونان تیر تراشیده لاغر کرده است ، کسی که به آنها می نگرد می پندارد که بیمارند اما آنان را بیماری نیست و می گوید مردم در اشتباهند ! در صورتیکه آشفتگی ظاهرشان نشان از امری بزرگ است از اعمال اندک خود خوشنود نیستند و اعمال زیاد خود را بسیار نمی شمارند . نفس خود را متهم می کنند و از کردار خود ترسناکند. هرگاه یکی از آنان را بستایند از آنچه در تعریف او گفته شد در هراس افتاده می گوید :« من خودرا از دیگران بهتر می شناسم و خدای من مرا بهتر از من می شناسد ، بار خدایا ، مرا بر آنچه می گویند محاکمه نفرما و بهتر از آن قرارم ده که می گویند و گناهانی که نمی دانند بیامرز!»

    نشانه های پرهیزکاران

    و از نشانه های یکی از پرهیزکاران این است که او را اینگونه می بینی : در دینداری نیرومند ، نرمخو و دوراندیش است ، دارای ایمانی پر از یقین ، حریص در کسب دانش ، با داشتن علم بردبار ، در توانگری میانه رو، در عبادت فروتن ، در تهیدستی آراسته ، در سختی ها بردبار ، در جستجوی کسب حلال ، در راه هدایت شادمان و پرهیزکننده از طمع ورزی می باشد . اعمال نیکو انجام می دهد و ترسان است ، روز را به شب می رساند با سپاسگزاری و شب را به روز می آورد با یاد خدا شب می خوابد اما ترسان و برمیخیزد شادمان ، ترس برای اینکه دچار غفلت نشود و شادمانی برای فضل و رحمتی که به او رسیده است . اگر نفس او در آنچه دشوار است فرمان نبرد ، از آنچه دوست دارد محرومش می کند . روشنی چشم پرهیزکار در چیزی قرار دارد که جاودانه است و آن را ترک می کند که پایدار نیست بردباری را با علم و سخن را با عمل در می آمیزد . پرهیزکار را می بینی که : آرزویش نزدیک ، لغزش هایش اندک ، قلبش فروتن ، نفسش قانع ، خوراکش کم ، کارش آسان ، دینش حفظ شده ، شهوتش در حرام مرده و خشمش فروخورده است. مردم به خیرش امیدوار و از آزارش در امانند . اگر در جمع بیخبران باشد نامش در گروه یادآوران خدا ثبت می گردد و اگر در یادآوران باشد نامش در گروه بیخبران نوشته نمی شود . ستمکار خود را عفو می کند ، به آنکه محرومش ساخته می بخشد ، به آنکس که با او بریده می پیوندد ، از سخنان زشت دور و گفتارش نرم ، بدی های او پنهان و کار نیکش آشکار است . نیکی های او به همه رسیده ، آزار او به کسی نمی رسد . در سختی ها آرام و در ناگواریها بردبار و در خوشی ها سپاسگزار است . به آنکه دشمن دارد ستم نکند و نسبت به آنکه دوست دارد به گناه آلوده نشود . پیش از آنکه بر ضد او گواهی دهند به حق اعتراف می کند و آنچه را به او سپرده اند ضایع نمی سازد و آنچه را به او تذکر دادند فراموش نمی کند . مردم را با لقبهای زشت نمی خواند ، همسایگان را آزار نمی رساند ، در مصیبتهای دیگران شاد نمی شود و در کار ناروا دخالت نمی کند و از محدوده حق خارج نمی شود . اگر خاموش است سکوت او اندوهگینش نمی کند و اگر بخندد آواز خنده او بلند نمی شود و اگر به او ستمی روا دارند صبر می کند تا خدا انتقام او را بگیرد. نفس او از دستش در زحمت ولی مردم در آسایشند . برای قیامت خود را به زحمت می افکند ولی مردم را به رفاه و آسایش می رساند . دوری او از برخی مردم از روی زهد و پارسایی و نزدیک شدنش با بعضی دیگر از روی مهربانی و نرمی است. دوری او از تکبر و خودپسندی و نزدیکی او از روی حیله و نیرنگ نیست.

    ( سخن امام که به اینجا رسید ناگهان همّام ناله ای زد و جان داد . امام علیه السلام فرمود: )

    سوگند به خدا من از این پیشامد بر همّام می ترسیدم. سپس گفت : آیا پند های رسا با آنان که پذیرنده آنند چنین می کند ؟

    شخصی رسید و گفت : چرا با تو چنین نکرد ؟ امام (ع) پاسخ داد :

    وای بر تو هر عجلی وقت معینی دارد که از آن پیش نیفتد و سبب مشخصی دارد که از آن تجاوز نکند . آرام باش و دیگر چنین سخنانی مگو که شیطان آن را بر زبانت رانده است .


    خطبه 193 نهج البلاغه ترجه استاد محمد دشتی

    منبع: http://www.mamjevd.blogfa.com/post-12.aspx

    ویرایش توسط parsa : ۱۳۸۶/۱۲/۱۴ در ساعت ۰۲:۱۱
    دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
    مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نمیدانی چه حاصل


    و ناگهان چه زود دیر می شود، ولی هیچگاه برای شروع دیر نیست...!!!


  9. تشکرها 3


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۵
    نوشته
    742
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 6 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    119

    راهنما تقوا و اثرات آن در زندگي




    «تقوا» در اصل «وقوى» و اسم مصدر از فعل «اتّقى» از ماده وقايه است . واژه «تقوا» در لغت به معناى انجام كارى براى در امان ماندن از خطرى است .
    «تقوا» در قرآن عامل سعادت و رستگارى انسان معرفى شده و رعايت آن ، مورد تأكيد فراوان قرار گرفته است . تقوا در بينش قرآنى آن است كه آدمى از خطرى كه از فعل اختيارى خود او نشأت مى گيرد و متوجه سعادت ابدى اوست ، بترسد و كارى كند كه از آسيب آن در امان ماند; بنابراين در تقوا ويژگيهايى ملحوظ است :

    1 . خطر پرهيز شده ، ازناحيه فعل اختيارى خود شخص است .
    2 . آن خطر متوجه سعادت ابدى انسان است .
    3 . شخص در حقيقت از خداوند مى ترسد و در برابر او تقوا مى ورزد .
    http://sshams.andishvaran.ir/fa/scholarmainpage.html
    صفحه شخصی


  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    158
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    برخى از امور و دستورها كه مى تواند تأثير فراوانى در مبارزه با رذايل اخلاقى و تقويت اصول فضايل اخلاقى و تقوا و ايمان داشته باشد ، عبارتند از :
    1 . پاك بودن محيط : خداوند متعال مى فرمايد : «والبلد الطيّب يخرج نباته بإذن ربّه و الذى خبث لا يخرج إلاّ نكداً كذلك نصرّف الأيـت لقوم يشكرون ; (اعراف ، 58) سرزمين پاكيزه (و شيرين) ، گياهش به فرمان پروردگار مى رويد ; اما سرزمين هاى بدطينت ]و شوره زار[ ، جز گياه ناچيز و بى ارزش ، از آن نمى رويد ، اين گونه آيات ]خود[ را براى آنها كه شكر گزارند ، بيان مى كنيم » .
    بى ترديد محيط اجتماعى انسان ، در روحيات و اعمال او اثر فراوانى دارد ; زيرا انسان بسيارى ازصفات خود را از محيط كسب مى كند . محيط هاى پاك ، غالباً افراد پاك پرورش مى دهد و محيط هاى آلوده ، نيز غالبا افراد را آلوده مى كند .
    2 . نقش معاشران و دوستان : خداوند در سوره فرقان از زبان ستمكاران مى گويد : «.. . اى كاش با رسول خدا راهى برگزيده بودم ! اى واى بر من ! كاش فلان شخص گمراه را دوست خود انتخاب نكرده بودم ! او مرا از يادآورى حق گمراه ساخت .. .» (فرقان ، 27 و 28)
    معمولا دوستان و معاشران ناباب و آلوده ، باعث آلودگى افراد پاك مى شوند ; گرچه عكس اين مسأله نيز صادق است .
    پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد : «المرءُ على دين خليله و قرينه » انسان بر همان دينى است كه دوست و رفيقش از آن پيروى مى كند .•
    3 . تأثير تربيت خانوادگى و وراثت در اخلاق : كانون خانواده اولين مركز آموزش و پرورش است و بسيارى از زمينه هاى مسايل اخلاقى در آنجا رشد مى كند و بديهى است كه اگر محيطِ خانه سالم باشد ، فضايل اخلاقى و تقوا و ايمان رشد و تحكيم مى يابند .
    4 . علم و آگاهى : اين عامل نيز در تقويت و افزايش ايمان و تقوا مؤثر است و معرفت و شناخت با فضايل اخلاقى در ارتباطند ; زيرا جهل ، سرچشمه فساد و انحراف ، بى بند و بارى ، عامل حسادت ، تعصب و لجاجت ، عامل سوء ظن و بدبينى ، بى ادبى ، نفاق و . . مى باشد و بيشتر دوزخيان جاهلانند .•
    5 . يكى ديگر ازراه هاى تقويت و تحكيم تقوا و ايمان ، عمل به دستورهاى خداوند ; يعنى انجام واجبات و ترك محرمات است ; چنان كه امام صادق(عليه السلام) فرمود : «.. . الايمان عمل كله ... ; ايمان ، تمامى اش عمل است .»•
    انسان ، براى تقويت فضايل اخلاقى بايد گام هاى عملى مانند : توبه ، مشارطه ، مراقبه ، محاسبه ، معاتبه و معاقبه را بردارد .•
    پاورقي ها:

    1 .سوره اعراف ، 179 .
    2 . بحارالانوار ، علامه مجلسى(رحمه الله) ، ج 66 ، ص 23 ، داراحياءالتراث العربى ،
    3.پيام قرآن ، اخلاق در قرآن ، آيت الله مكارم شيرازى و
    4 .الميزان ، علامه طباطبايى ، ج 19 ، ص 195 ، نشر اسلامى / تفسير نمونه ،

    ویرایش توسط manteqi : ۱۳۸۷/۰۴/۰۵ در ساعت ۰۹:۰۱

  13. تشکر


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10



    در سوره «مريم» در بيان خطر بي تقوايي فرمود: «فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلوه واتبعوا الشهوات فسوف يلقون غياَ» مريم/59 پس حضرت ابراهيم(ع ) و دست پروردگان آن حضرت گروهي آمدند كه نمازي را كه «قُربان ُ كل تقيٍ» (نهج البلاغه، حكمت 136) است و هر انسان با تقوايي به وسيله نماز ، متقرب الي الله مي شود ، ضايع كردند و پيرو شهوت ها شدند . قهراًَ از خداي سبحان دور ماندند .

    آنان كه در پرتو اعمال عبادي به خداوند نزديكند ، خداي سبحان نيز لطف و رحمت خاص خويش را به آنان نزديك مي كند؛ چنان كه فرمود : « إني قريب» بقره/186 ولي بي تقواها از رحمت مخصوص حق دورند ، لذا فرمود: «أُولئك ينادون من مكان بعيد» فصلت/44 ( از جاي دور مورد ندا واقع شده و مخاطب مي شوند . تقواي عبادي موجب تقرب متقي به خداست و چون خداي سبحان حق محض است . نزديكي به او اساس شهود حق و عصمت از باطل است ، لذا مقربان به خدا از اشتباه مصون هستند و درجات عصمت آنان از لحاظ شدت و ضعف به مراتب قرب آنان به خدا وابسته است ؛ ولي انسان بي تقوا از حق دور است ، از اين رو معيار تشخيص حق و باطل در اختيار او نيست و حق را نمي بيند و بيراهه مي رود . يعني نتيجه ضايع نمودن نماز و ثمره تلخ پيروي شهوت آن است كه سرانجام غوايت و بي هدفي و نيز گمراهي را كه تجسم اعمال خودشان است، مشاهده ميكنند.

    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم

  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    بنام خدا
    یکی از اثرات تقوا حل شدن مشكلات و آسان شدن كارها و بیرون آمدن از تنگناها و مضایق است كه در سوره طلاق آیه 2 می فرماید: « و من یتق الله یجعل له مخرجا» یعنی هر كس كه تقوای الهی داشته باشد خداوند برای او راه بیرون شدن از شدائد قرار می دهد. ایضا در همان سوره، بعد از دو آیه می فرماید: «و من یتق الله یجعل له من امره یسرا؛ هر كس كه تقوای الهی داشته باشد خداوند یك نوع آسانی در كار او قرار می دهد».

  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آثار تقوا در زندگی دنیا و آخرت




    آثار تقوا، حس الهام

    تقوا و مجاهده اخلاقی و طهارت روح، در آنچه مربوط به حوزه عقل نظری است هیچگونه تأثیری ندارد. حتی فلسفه نیز وابستگی به این معانی اخلاقی ندارد. در عین حال به نحو دیگری تقوا و مجاهده اخلاقی در تحصیل معارف الهی مؤثر است. از قدیم، بسیاری از دانایان به این نکته رسیده اند که در انسان علاوه بر همه قوای عقلانی و ادراکی یک حس مرموز دیگر نیز وجود دارد که می توان نام آن را حس الهام گیری گذاشت. علم امروز هم تدریجاً این نظر را تأیید می کند و می گوید یک حس اصیلی در انسان وجود دارد که از هر قوه و حس دیگر مستقل است. این حس نیز به نوبه خود کم و بیش در همه افراد با اختلاف و شدت و ضعف موجود است و مانند سایر احساسهای آدمی قابل رشد و نمو و تربیت است. حالا باید دید چه چیز این حس را در انسان رشد و نمو و پرورش می دهد؟ چیزی که این حس را رشد می دهد تقوا و طهارت و مجاهدت اخلاقی و مبارزه با هواهای نفسانی است. از نظر منطق دین این خود امری غیرقابل انکار است.
    در اینجا فقط چند جمله از نهج البلاغه در این زمینه نقل می کنیم که در آن امام علی علیه السلام در خطبه 220 می فرماید: «قد احیی عقله، و امات نفسه حتی دق جلیله، و لطف غلیظه، و برق له لامع کثیر البرق، فابان له الطریق، و سلک به السبیل، فتدافعته الابواب الی باب السلامه؛ عقل خویش را زنده کرده و نفس اماره را میرانده است تا آنجا که اثر این مجاهدت در بدن وی ظاهر شده و استخوان وی را نازک و غلظت وجود وی را تبدیل به لطافت کرده. در این موقع برقی شدید برای وی می جهد و راه را به او نشان می دهد و او را در راه می اندازد و پیوسته از این در به آن در و از این مرحله به آن مرحله او را حرکت می دهد تا می رسد به آنجا که باب سلامت مطلق است».

    در
    قرآن کریم نیز می فرماید: «یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور باذنه و یهدیهم الی صراط مستقیم؛ خداوند به سبب آن، کسانی را که خشنودی او را می جویند به راههای سلامتی هدایت می کند، و به اذن خویش ایشان را از تاریکیها به سوی نور بیرون می برد، و به راه راست هدایت می نماید» (سوره مائده، آیه 16).

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود