جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفاوت های تکاثر و کوثر ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2

    تفاوت های تکاثر و کوثر ؟




    با سلام و عرص ادب
    لطفا بفرمایید
    تفاوت های تکاثر و کوثر چیست؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 4


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۴/۰۲ در ساعت ۱۱:۱۸

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0




    با سلام و عرض ادب
    در مورد سوال شما عرض کنم که «كوثر» و «تكاثر» نام دو سورهٔ قرآن‌اند و از واژهٔ «كثرت» (فزونی) گرفته شده‌اند. كلمهٔ «كوثر» فقط یك بار در قرآن كریم آمده است ولی واژهٔ «تكاثر» دوبار بكار رفته است.(1)«كوثر» به معنی شیئی خوب و پسندیده و خیر فراوان(2) كه شأنش كثرت و فزونی باشد و چیزی از آن افزون نباشد و سعادت دنیا و آخرت را در برداشته، اطلاق شده است. و آن جلوه‌ای از ذات حق و خیرخواه مطلق است و از او سر منشأ گرفته است.
    فخررازی در تبیین معنی واژهٔ كوثر می‌گوید:
    معنای خیر كثیر(كوثر) را هنگامی می‌توان بهتر یافت كه آن را با«متاع قلیل» كه وصف دنیا است مقابل هم قرار دهیم.(3)
    همهٔ جهان به همراه تمام نعمت هایش «متاع قلیل» است و در برابر آن هدیهٔ خدا خیر كثیر است. از اینجا معلوم می‌شود «كوثر» متاع دنیوی نیست و الاخیر كثیر نبود، بلكه مشمول آن صفت«قلیل» می‌شد و متاع دنیا كه تكاثر طلبان به دنبال آن دوان هستند به وصف «قلیل» موصوف شده است و چون قلیل است نزاع انگیز است و هر چه كه تزاحم بر می‌دارد و موجب رقابت و نزاع می‌شود از جنس دنیایی است كه تكاثر طلبان جهنمی بر سرآن به تخاصم بر می‌خیزند:ان ذلك لحق تخاصم اهل النار (4)
    ولی كوثر خیر فراوان، و سراسر نعمت است. هر كس به اندازهٔ ظرفیتش از آن بهره‌مند می‌شود و هیچ‌گونه نزاع، اختلاف و جدالی بر سر آن وجود ندارد.
    در روایات مصداق‌ها و مظاهر گوناگونی برای آن ذكر شده است، توحید و تجلی تام اسم جامع الهی(5)، نبوت، قرآن، مقام محمود، نور قلب پیامبر(ص)، سخاوت(6)، علم و حكمت، گنج مخفی خضر(7)، نهری در بهشت(8)، و اولاد رسول خدا(ص) بالاخص صدیقهٔ طاهره حضرت فاطمه(س)(9). همهٔ این موارد، نمودی از خیر كثیر و حلقهٔ اتصال محبّ و محبوب(10)، خدا و پیامبرش می‌باشند و به چشمهٔ همیشه جوشان می‌مانند كه از اقیانوس بی‌كران جداشده و به سوی او روانند.زیرا هر خیری از خداست و به او منتهی می‌شود پس اتصال به حق، كوثر و خیر كثیری است كه هدیهٔ خدا به پیامبرش وهمهٔ رهروان او می‌باشد.(11)، سرّ این كه نفرمود ما به تو خیر مطلق دادیم، بلكه فرمود ما خیر كثیر به تو عطا فرمودیم، این است كه ملاك خیر بودن هر چیزی كمال داشتن آن است و چون خدا همهٔ كمالات را داراست پس خیر مطلق و علی الاطلاق اوست.

    منابع:
    1. سورهٔ تكاثر، و سورهٔ حدید/20 .
    2. ابن عاشور، التحریر و التنویر، 3/573.
    3. تفسیر كبیر،7/72.
    4. فخررازی، تفسیر كبیر،32/124.
    5. تفسیر کبیر، 32/126.
    6. راغب اصفهانی، المفردات/443.
    7. ناصر مكارم شیرازی و همكاران، تفسیر نمونه، 12/516.
    8. علامهٔ طباطبایی می‌فرماید: بالغ بر 26قول در تفسیر كوثر مفسّران ذكر كرده‌اند.المیزان/350.
    9. همان/370.
    10. سید قطب، فی ظلال القرآن/3988.
    11. ذیل آیهٔ«عینا یشرب بها عباداللّه و یفجّرونها تفیجیرا»، چشمهٔ شراب طهور چنان در اختیار ابرار و عباداللّه است كه هر جا اراده كند از همانجا سربر می‌آورد، حدیثی از امام باقر(ع) نقل شده كه در توصیف آن فرمود:«هی عین من دارالنبی(ص)، تفجر الی دور الانبیاء و المؤمنین» این چشمه‌ای است كه در خانهٔ پیامبر اسلام(ص) است و از آنجا به خانهٔ سایر انبیا و مؤمنان جاری می‌شود. آلوسی، روح المعانی، 29/155.

    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۱/۰۹/۱۳ در ساعت ۱۲:۰۳
    تفاوت های تکاثر و کوثر ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اما واژهٔ تكاثر مصدر باب تفاعل است و در چند معنا به كار رفته است:تفاخر و سرگرمی از روی جهل و غفلت؛ و زیاده‌طلبی و كثرت خواهی(1)در اعتقادات، اموال، اولاد(2)، نفرات، مقام، اعمال و هر آنچه به دنیا و لذت‌ها و شهوات دنیایی ارتباط پیدا می‌كند،(3)كثراتی كه امور قلیل و اندك(4) یا مرهوم‌اند و توجه به آن خطای حضرت آدم(ع) بود(5)و شجرهٔ ممنوعه‌ای است زوال پذیر كه لیاقت دلبستن را ندارد و سرگرم كنندهٔ انسان‌های غافل در بهترین و آخرین مرحلهٔ زندگی آنان می‌باشد.

    اعلموا انّما الحیوة الدنیا لعب و لهو وزینة و تفاخر بینكم و تكاثر فی الاموال و الاولاد كمثل غیث اعجب الكفّار نباته ثّم یهیج فترئه مصفّرا ثّم یكون حطاما و فی الاخرة عذاب شدید و مغفرة من اللّه و رضوان و ماالحیوة الدنیا الاّمتاع الغرور.(حدید،57/20)
    بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی، و تجمل پرستی و تفاخر در میان شما و افزون طلبی در اموال وفرزندان است همانند بارانی كه محصولش كشاورزان را در شگفتی فرو برد سپس خشك می‌شود به گونه‌ای كه آن را زرد رنگ می‌بینی، سپس تبدیل به كاه می‌شود و در آخرت عذاب شدید (برای دنیا طلبان) است و مغفرت و رضای الهی، (برای متدینان) زندگی دنیا چیزی جز متاع غرور نیست.

    منابع:
    1. پلورالیسم مكتبی كه اصل و مبنای خود را بر تعهد و تكثر گرایی می‌داند و در مقابل مونیسم monism وحدت طلبی است و خود به زیر مجموعه‌های تكثیرگرایی سیاسی، اخلاقی، فرهنگی، دینی و … دسته بندی می‌شود.
    2. المیزان، 20/350.
    3. بحارالانوار، 77/23 و تفسیر كبیر، 32/76.
    4. تفسیر كبیر، 32/73 و فی ظلال القرآن، 6/3988.
    5. امام خمینی(ره)، شرح حدیث جنود عقل و جهل/42.


    تفاوت های تکاثر و کوثر ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام و عرض ادب
    کوثر ارزش است و تکاثر ضد ارزش
    کوثر عطیه الهی است و دنبالش ذکر خداست(فصلّ)
    تکاثر یک رقابت منفی که دنبالش غفلت از خداست (الهاکم التکاثر)
    کوثر مارا به مسجد میبرد برای نماز
    تکاثر به گورستان برای سرشماری اموات می برد.
    در عطای کوثر بشارتست
    درتکاثر تهدیدهای پی در پی
    کوثر عامل رابطه با خالقست تکاثر، وسیله ای برای سرگرمی با مخلوق



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    كوثر گرایی و تكاثر طلبی در قرآن
    متن
    كسی كه بر لب كوثر كشید جام مراد دهان خویش از آب شورتر نكند
    كسی كه سایهٔ طوباش پرورید به ناز وطن به زیر سپیدار بی ثمر نكند1
    كوثر گرایی و تكاثر طلبی دو اندیشه و گرایش متضادند كه ریشه در جهان بینی و انواع آن دارند و به میزان معرفت و شناخت انسان نسبت به عالم هستی بستگی دارند. در اعتقادات، اخلاق و اعمال مؤثرند و آثار و تبعات متفاوتی را بروز می‌دهند ونتایج بسیار متباینی را ببار می‌آورند. مصداقی از دو دریای شیرین و شورند كه مانعی بزرگ برای تلاقی آن دو ایجاد شده، و چشیدن از یكی زندگی جاودانه و نوشیدن از دیگری هلاكت ابدی را در پی دارد.
    هوالذّی مرج البحرین هذا عذب فرات و هذا ملح اجاج و جعل بینهما برزخاً و حجراً محجورا. (فرقان، 25/53)
    او كسی است كه دو دریا را كنار هم قرار داد یكی گوارا و شیرین، دیگری تلخ و شور و در میان آنها برزخی قرار داد گویا هر یك به دیگری می‌گوید دور باش و نزدیك شدن تو به من حرام است.
    كوثرگرا، انسانی آگاه، موحد، آزاده، سخاوتمند، ایثارگر، عزیز، حكیم و تحت
    ولایت خاصه الهی است. او شخصیتی آرام، مطمئن، شاكر و جاوید دارد كه از بندگی حق به امارت2 و از عبودیت به ربوبیّت3 و از همّت بلند به غنای روح4 و از بندگی خدا به حیات طیّب رسیده است. می‌داند كه او را به كنه خدا و خیر مطلق راهی نیست5 لذا جهت سیراب شدن از كوثر حق وخیر كثیر در تلاش است. به دنبال بدست آوردن شرابی است جاودانه، كه جرعه‌ای از آن، احساس تشنگی و نیازمندی به هر آب و شراب اعتباری و مجازی را از بین می‌برد.
    خیر كثیری كه هدیهٔ خیر مطلق حضرت حق جلّ و علاست، صاحب آن پیامبر(ص) انا اعطیناك الكوثر وساقی آن علی (ع) ـ كه به منزلهٔ جان رسول و ساقهٔ درخت رسالت اوست ـ 6می‌باشد.
    زمانی كه ساقی بود «هاشـــمی» می‌اش نیز در خم نگیرد كمی �
    تو خود گو كدامین می و ساقی است كه جان در خمش جاودان باقی است
    همی روز وشب گر كه بگـــساریا مـی‌لعـل فامـــش به لب داریــــا
    نگردد تهی، هیچ خنــــبش ز مـی بهــارش ندارد خـــــزانی ز پــی7
    بدین جهت كوثرگرا، تنها از دنیا به عنوان سكوی پرشی برای رسیدن به كوثر حق‌بهره می‌گیرد و هیچ گونه دلبستگی به دنیا و زرق و برق آن ندارد. او نه تنها به دنبال تكاثر طلبی و فزون خواهی نمی رود، بلكه نگه داشتن رشتهٔ اعتدال و حد وسط ـ كه برای متوسطین مطلوب است ـ هم بر او دشوار می‌شود، و هر چه دارد انفاق می‌كند.8
    رشتهٔ تسبیح ار بگسست معذورم بدار دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود
    در حالی كه تكاثر طلب، بشری نادان، مشرك و نگونسار، بردهٔ شركای متشاكس و ستیزه‌جوی9 و اسیر اربابان متفرق می‌باشد. شخصیتی بخیل، شحیح، مستأثر و ناسپاس دارد كه همیشه در ذلّت و خواری و بی‌یاوری بسر می‌برد و عمرش را در اضطراب و سرگردانی و بی‌خبری10 سپری می‌كند:الهاكم التكاثر. حتی زرتم المقابر. كلا سوف تعلمون (تكاثر، 102/1ـ3). به دنبال سراب11 امپرالیسم و آب شور تكاثر طلبی آن دوان12 است و در نهایت در تیه و ظلمات آن هلاك خواهد شد. این است نتیجهٔ فطانت بترا و زیركی و هوشی كه در راه حق به كار نیاید و این است زیركی بی‌فرجام، ببین تفاوت راه از كجا تا بكجاست. یكی نعل سم ستور است دیگری آئینهٔ شاهی:
    آن یكی خورشید علییـن بــود وین دگر خفاش كز سجــین بود
    آن یكی نوری ز هر عیبـی بری وین دگـر كوری گـدای هر دری
    آن یكی ماهی كه بر پروین زند وین دگر كرمی كه بر سرگین تند
    و تنها راه نجات تكاثر طلب از این گرداب هایل و از سرگردانی در تیه‌فزون خواهی، و رسیدنش به كوثر سعادتمندی، گذشتن از تكاثر طلبی و همراهیش با مردان موحد و شاكر و نماز گزاران ایثارگر می‌باشد.
    دو راست سرآب دراین‌بادیه هشدار تا غــول بیابان نفریبد به سـرابت

    تحقیقی در معنای كوثر و تكاثر
    «كوثر» و «تكاثر» نام دو سورهٔ قرآن‌اند و از واژهٔ «كثرت» (فزونی) گرفته شده‌اند. كلمهٔ «كوثر» فقط یك بار در قرآن كریم آمده است ولی واژهٔ «تكاثر» دوبار بكار رفته است.13«كوثر» به معنی شیئی خوب و پسندیده و خیر فراوان14 كه شأنش كثرت و فزونی باشد و چیزی از آن افزون نباشد و سعادت دنیا و آخرت را در برداشته، اطلاق شده است. و آن جلوه‌ای از ذات حق و خیرخواه مطلق است و از او سر منشأ گرفته است.
    فخررازی در تبیین معنی واژهٔ كوثر می‌گوید:
    معنای خیر كثیر(كوثر) را هنگامی می‌توان بهتر یافت كه آن را با«متاع قلیل» كه وصف دنیا است مقابل هم قرار دهیم.15
    همهٔ جهان به همراه تمام نعمتهایش «متاع قلیل» است و در برابر آن هدیهٔ خدا خیر كثیر است. از اینجا معلوم می‌شود «كوثر» متاع دنیوی نیست و الاخیر كثیر نبود، بلكه مشمول آن صفت«قلیل» می‌شد و متاع دنیا كه تكاثر طلبان به دنبال آن دوان هستند به وصف «قلیل» موصوف شده است و چون قلیل است نزاع انگیز است و هر چه كه تزاحم بر می‌دارد و موجب رقابت و نزاع می‌شود از جنس دنیایی است كه تكاثر طلبان جهنمی بر سرآن به تخاصم بر می‌خیزند:ان ذلك لحق تخاصم اهل النار (ص،38/64)
    ولی كوثر خیر فراوان، و سراسر نعمت است. هر كس به اندازهٔ ظرفیتش از آن بهره‌مند می‌شود و هیچ‌گونه نزاع، اختلاف و جدالی بر سر آن وجود ندارد.
    در روایات مصداق‌ها و مظاهر گوناگونی برای آن ذكر شده است، توحید و تجلی تام اسم جامع الهی16، نبوت، قرآن، مقام محمود، نور قلب پیامبر(ص)، سخاوت17، علم و حكمت، گنج مخفی خضر18، نهری در بهشت19، و اولاد رسول خدا(ص) بالاخص صدیقهٔ طاهره حضرت فاطمه(س)20. همهٔ این موارد، نمودی از خیر كثیر و حلقهٔ اتصال محبّ و محبوب21، خدا و پیامبرش می‌باشند و به چشمهٔ همیشه جوشان می‌مانند كه از اقیانوس بی‌كران جداشده و به سوی او روانند.زیرا هر خیری از خداست و به او منتهی می‌شود پس اتصال به حق، كوثر و خیر كثیری است كه هدیهٔ خدا به پیامبرش وهمهٔ رهروان او می‌باشد.22، سرّ این كه نفرمود ما به تو خیر مطلق دادیم، بلكه فرمود ما خیر كثیر به تو عطا فرمودیم، این است كه ملاك خیر بودن هر چیزی كمال داشتن آن است و چون خدا همهٔ كمالات را داراست پس خیر مطلق و علی الاطلاق اوست.
    علامه طباطبایی (ره) در این رابطه می‌فرماید:
    ان اللّه سبحانه هوالخیر علی الاطلاق لانه ینتهی الیه كل شیی ویرجع الیه كل شیی و یطلبه و یقصده كل شیی.23
    خدا علی الاطلاق خداست زیرا مرجع و منتهای هرچیزی اوست و همهٔ موجودات طالب او و به سوی او روانند.
    همانند قطراتی كه به سوی اقیانوس روانند وتا به آن نرسند آرامش پیدا نمی‌كنند. همان‌گونه كه قطره نمی‌تواند بر اقیانوس احاطه پیدا كند. هیچ موجودی هم به كنه ذات خدا نمی‌رسد و به حقیقت ذات او نمی‌تواند پی ببرد. چرا كه ذات او از هر نظر بی‌نهایت است وانسان محدود و متناهی هیچ‌گاه نمی‌تواند به كنه حقیقت نامحدود او برسد. و حدیث معروف نبوی:«ما عرفناك حق معرفتك»، ما هرگز تو را آن چنان كه حق معرفت توست نشناختیم، بیان اوج شناخت انسان و معرفت نسبت به خداست و بیانگر این نكته كه چرا خدای سبحان نفرمود: ما به تو خیر مطلق دادیم، بلكه فرمود: ما به تو خیر كثیر دادیم، زیرا هیچ‌كس حتی پیامبران و ملائكهٔ مقرّبین نمی‌توانند به حقیقت او پی ببرند.24 او محیط علی الاطلاق است:ألا انّه بكل شیی محیط (فصلت،41/54)
    بنابراین با عنایت به پیام سورهٔ «كوثر» بندگان عاشق و آگاه به پیروی از محمّد (ص) می‌توانند با قرار گرفتن تحت ولایت خاصهٔ الهی و خارج شدن از ظلمات به سوی نور و انتخاب تنها شاهراه مستقیم به سوی حق از چشمهٔ معرفت كوثر سیراب شوند.
    دلا بنوش از این كوثر و زنده شو جاوید مگو كه چشمهٔ‌حیوان فسانه است ومحال
    و با اعتقاد كامل به ذات احدیت و شكر قلبی (سجدهٔ همهٔ جان در برابر او) و سپاسگزاری در برابر نعمت‌های بی‌كران او، زبانی (نماز و دعا) و عملی (انفاق و ایثار) از این نعمت پاسداری كنند:فصلّ لربّك وانحر(كوثر، 108/2). و با استغراق روحشان در نور الهی و اشتغال به پرستش و اطاعت او و نگهداری نفس از تكاثر طلبی و اشتغال به لذات زودگذر و شهوات‌آنی و ابتر، و گذر دادن جان از راه‌های فرعی و رساندن آن با سلامت به صراط مستقیم و مقام عبودیت محض و لیاقت اتصال به معبود و گام نهادن در دار الوصال، به حق برسند تا خود ابتر نباشند. زیرا حق و خیر دائمی، ثابت و پایدار است و آنچه ذایل شدنی و فانی شدنی است كفر و باطل و شرك است و اهل آن ابتر می‌باشند:ان شانئك هو الابتر(كوثر/3)
    دوری‌طلب‌ازكثرت،بگریزازا ین وحشت یك رنگ‌شو ازوحدت‌ای دوست‌لقا این‌است
    این است راه كوثرگرایان وانبیا واولیای الهی وانسان‌های كامل و مخلَص كه مشمول رحمت خاصهٔ حضرت حق و انعام دائمی و همیشگی او هستند و هماهنگ با كل نظام به سوی او در حركتند و به قول عارفان:«النهایات هی الرجوع الی البدایات»
    جزئها را روی‌ها سوی كل است بلبلان را عشق با روی گل است
    آنچه از دریا به دریـــا مــی‌رود از همانـجا كآمد آنـــجا می‌رود
    همهٔ موجودات در یك سیر تكوینی وغیر اختیاری كه لازمه ناموس هستی است به سوی خداوند در حركت و صیرورتند: ألاإلی اللّه تصیر الامور (شوری،42/53)، انّ الی ربّك المنتهی. (نجم، 53/42)
    و انسان‌ها نیز به عنوان جزئی از این موجودات محكوم به این حكم‌اند: یا ایّها الانسان انّك كادح الی ربّك كدحا فملاقیه. (انشقاق، 84/6)
    پس باید شیشه‌های متنوع و رنگارنگ و تیره و تار تكاثر طلبی را شكست، كنگره‌ها را ویران كرد، دیوارهای خودخواهی ومنیت و بخل را فرو ریخت تا به منبع نور و خورشید حقیقی عالم و شعاع های خالص نور راه پیدا كنیم. همان حالتی كه در موقع بروز مشكلات ظاهر می‌شود و می‌یابیم كه جز خدا هیچ كسی نمی‌تواند دست ما را بگیرد و به فریاد ما برسد.
    به همین دلیل در حدیثی از امام صادق(ع) می‌خوانیم كه شایسته است هر مسلمانی قبل از طلوع آفتاب و قبل از غروب آن ده مرتبه این ذكر را بگوید:«لا اله الا اللّه وحده لا شریك له له الملك و له الحمد یحیی و یمیت و هو حی لا یموت بیده الخیر و هو علی كل شیی قدیر.»25
    امام علی(ع) در تفسیر كلمهٔ «اللّه» به همین نكته اشاره می‌كند و می‌فرماید:
    «هو الذی یتأله الیه عند الحوائج و الشدائد كل مخلوق عند انقطاع الرجاء من جمیع من هو دونه و تقطع الاسباب من كل من سواه.»26
    خدا كسی است كه هنگام نیازها و سختی‌ها، هر آفریده‌ای وقتی امیدش از غیر او قطع شد و دستش از علل طبیعی كوتاه شد به او پناهنده می‌شود.
    واین منطق و عمل به آن است كه فضایی سرشار از عطر ایمان و ایثار و پاكی و صفا را ایجاد می‌كند و جهانیان را صلای عشق سر می‌دهد، و صحنهٔ زندگی را بوستانی می‌سازد و «عشق باریده بود و زمین ترشده چنانكه پای مرد به گلزار فرو شد.»27 پای هر انسانی در آن به عشق فرو می‌شود و به زندگی روح و هدف می‌دهد و انسان را با حقیقت عالم آشنا می‌گرداند و از نعمتها به منعم و از فرع به اصل و از تجلیلات به تجلی كننده می‌رسد.
    بهر نان شخصی سوی نانوا دوید داد جان را چون حسن نانوا را بدید
    بهر فرجه شــد یكی تا گلــستان فرجــهٔ او شــــد جمــال باغبــان �
    همچو اعرابی كه آب از چه كشید آب حیوان از رخ یوســف چشـید
    رفت موسی كاتشـی آرد بدســت آتشی دیـد او كه از آ‌تش برست28
    وجان كوثرگرا را ابر رحمتی می‌سازد كه بر همگان می‌بارد و سرانجام به مأوی و خانه‌اش بر‌می‌گردد كه به فرمودهٔ علی (ع): «الجنة دار الاسخیا»29 بهشت خانهٔ دوم سخاوتمندان است.
    واژهٔ تكاثر مصدر باب تفاعل است و در چند معنا به كار رفته است:تفاخر و سرگرمی از روی جهل و غفلت؛ و زیاده‌طلبی و كثرت خواهی30در اعتقادات، اموال، اولاد31، نفرات، مقام، اعمال و هر آنچه به دنیا و لذت‌ها و شهوات دنیایی ارتباط پیدا می‌كند،32كثراتی كه امور قلیل و اندك33 یا مرهوم‌اند و توجه به آن خطای حضرت آدم(ع) بود34و شجرهٔ ممنوعه‌ای است زوال پذیر كه لیاقت دلبستن را ندارد و سرگرم كنندهٔ انسان‌های غافل در بهترین و آخرین مرحلهٔ زندگی آنان می‌باشد.
    اعلموا انّما الحیوة الدنیا لعب و لهو وزینة و تفاخر بینكم و تكاثر فی الاموال و الاولاد كمثل غیث اعجب الكفّار نباته ثّم یهیج فترئه مصفّرا ثّم یكون حطاما و فی الاخرة عذاب شدید و مغفرة من اللّه و رضوان و ماالحیوة الدنیا الاّمتاع الغرور.(حدید،57/20)، بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی، و تجمل پرستی و تفاخر در میان شما و افزون طلبی در اموال وفرزندان است همانند بارانی كه محصولش كشاورزان را در شگفتی فرو برد سپس خشك می‌شود به گونه‌ای كه آن را زرد رنگ می‌بینی، سپس تبدیل به كاه می‌شود و در آخرت عذاب شدید (برای دنیا طلبان) است و مغفرت و رضای الهی، (برای متدینان) زندگی دنیا چیزی جز متاع غرور نیست.
    علامه طباطبایی به نقل از شیخ بهایی(ره) در ارتباط با این آیه می‌نویسد:
    این آیه براساس مراحل سنی و عمر انسان مرتب شده است زیرا غفلت، سرگرمی، تجمل پرستی، تفاخر و تكاثر دوران‌های پنجگانهٔ عمر آدمی را تشكیل می‌دهند كه آخرین مرحله و اوجش تكاثر طلبی است و چون حساس‌ترین مرحلهٔ زندگی و آخرین فرصت طلایی حیات است لذا غفلت كه خود زیان آورترین و خطرناك‌ترین دشمن است در این مرحله مساوی با سقوط انسان است و این همان حرمان و فقر واقعی است لذا علی(ع) می‌فرماید: «و حكم علی مكثر منها بالفاقه» حكم قطعی این گونه انسانها محرومیت و فقر است.35
    اینان همّ و غمی جز فزون طلبی ندارند و عمرشان را در این راه تباه می‌كنند36 و خدا را و كوثر او را از یاد برده‌اند و به هیچ چیز قابل اعتنایی نرسیده‌اند.
    ماذا وجد من فقدك و ما الذی فقد من وجدك لقد خاب من رضی دونك بدلا، و لقد خسر من بغی عنك متحولا.37
    كسی كه تو را ندارد چه چیز را یافته است و كسی كه تو را یافته چه چیز را از دست داده است. به تحقیق زیان كرده كسی كه به غیر تو خشنود باشد و به تحقیق گرفتار خسران شده است كسی كه از تو روی گردان شود.
    بستهٔ دام بلا باد چو مرغ وحشی طایر سدره اگر در طلبت طایر نیست38
    باید توجه داشت تكاثر طلبان همانند كوثرگرایان بالفطره عاشق خیر مطلق و به دنبال تحصیل خیر كثیرند. همه خدا را می‌خواهند. علی(ع) می‌فرماید:«و كلمة الاخلاص هی الفطره» فطرت انسان توحید است ولی از سر جهل مسیر را گم كرده‌اند، در بیراهه می‌دوند لذا هر چه از كثرات بدست آورند قانع نمی‌شوند.
    در این زمینه استاد گرانقدر آیت اللّه جوادی آملی، به نقل از حكیم و عارف نامور شاه آبادی می‌نویسد:
    ما اگر به فطرت رجوع كنیم می‌یابیم كه او عاشق كمال مطلق است به طوری كه اگر به همهٔ حقایق كیهانی آگاه شود و احتمال وجود اكمل از آنها در او منقدح گردد، آن را نیز آرزو می‌كند و با این تحلیل چند امر روشن می‌شود؛ اول آن‌كه هیچ‌كدام از حقایق مقیده و محدوده، معشوق واقعی فطرت نیستند چون مناط معشوق بودن آن است كه عاشق با رسیدن به وی آرام گیرد و از او نگذرد در حالی كه بر هر كدام از آنها برسد از وی می‌گذرد و مطلوب كامل‌تری را طلب می‌نماید.
    دوم حدی برای عشق فطری نیست چون به هرمرتبهٔ كمال نائل شد زیباتر از او را می‌خواهد و به هركاملی كه رسید كامل‌تر از او را در صورت احتمال می طلبد.
    سوم آن‌كه خستگی و فتور برای فطرت نیست اگر چه همهٔ راهها را طی كرده باشد و‌آنگاه پس از روشن شدن این امور از فطرت خویش بپرس و بگو تو از من چه می‌خواهی. سپس گوش كن كه فطرت بالسان الهام این چنین می‌گوید:«انی عاشق للكمال البحت والجمال الصرف، من خواهان كمال و جمال صرف هستم» و چون عشق به كمال مطلق بالفعل در هر انسانی هست به طوری كه در فطرت مطلق خواهی همهٔ انسان‌ها یكسانند چه سعادتمند و چه شقاوتمند … عشق معشوق می‌خواهد…و معشوق یعنی كمال مطلق بالفعل موجود است زیرا عاشق بالفعل، بدون معشوق بالفعل نخواهد بود.39

    نیمه زرنگ‌های تكاثر طلب
       
    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــ
    1. الهی قمشه‌ای، دیوان اشعار
    2. علامه مجلسی، بحارالانوار، 77/242.
    3. محمد محمدی ری شهری، میزان الحكمه، 6/124.
    4. كلینی، كافی،2، كتاب الایمان و الكفر، باب حبّ الدنیا.
    5. علامه طباطبائی، المیزان، 3/133.
    6. شیخ طوسی، امالی /338.
    7. شاهنامهٔ فردوسی براساس چاپ مسكو، 7/256.
    8. طبرسی، مجمع البیان، 6-5/635.
    9. سورهٔ زمر/29.
    10. فخررازی، تفسیر كبیر،32/124.
    11. امام خمینی(ره)، شرح چهل حدیث، حدیث24.
    12. كافی، 2، باب ذم الدنیا، حدیث 24.
    13. سورهٔ تكاثر، و سورهٔ حدید/20 .
    14. ابن عاشور، التحریر و التنویر، 3/573.
    15. تفسیر كبیر،7/72.
    16. همان، 32/126.
    17. راغب اصفهانی، المفردات/443.
    18. ناصر مكارم شیرازی و همكاران، تفسیر نمونه، 12/516.
    19. علامهٔ طباطبایی می‌فرماید: بالغ بر 26قول در تفسیر كوثر مفسّران ذكر كرده‌اند.المیزان/350.
    20. همان/370.
    21. سید قطب، فی ظلال القرآن/3988.
    22. ذیل آیهٔ«عینا یشرب بها عباداللّه و یفجّرونها تفیجیرا»، چشمهٔ شراب طهور چنان در اختیار ابرار و عباداللّه است كه هر جا اراده كند از همانجا سربر می‌آورد، حدیثی از امام باقر(ع) نقل شده كه در توصیف آن فرمود:«هی عین من دارالنبی(ص)، تفجر الی دور الانبیاء و المؤمنین» این چشمه‌ای است كه در خانهٔ پیامبر اسلام(ص) است و از آنجا به خانهٔ سایر انبیا و مؤمنان جاری می‌شود. آلوسی، روح المعانی، 29/155.
    23. المیزان، 3/133.
    24. همان، 14/182 و 183.
    25. تفسیر نمونه، 3/338.
    26. میزان الحكمه، واژهٔ الصانع باب اثبات الصانع.
    27. عطار نیشابوری، تذكرة الأولیاء/155.
    28. مولانا، مثنوی معنوی/15.
    29. مجمع البیان، 10-9/838.
    30. پلورالیسم مكتبی كه اصل و مبنای خود را بر تعهد و تكثر گرایی می‌داند و در مقابل مونیسم monism وحدت طلبی است و خود به زیر مجموعه‌های تكثیرگرایی سیاسی، اخلاقی، فرهنگی، دینی و … دسته بندی می‌شود.
    31. المیزان، 20/350.
    32. بحارالانوار، 77/23 و تفسیر كبیر، 32/76.
    33. تفسیر كبیر، 32/73 و فی ظلال القرآن، 6/3988.
    34. امام خمینی(ره)، شرح حدیث جنود عقل و جهل/42.
    35. نهج البلاغه، حكمت 367.
    36. مجمع البحرین، 3/471 و زمخشری، كشّاف، 4/792.
    37. اقبال الاعمال/349.
    38. حافظ.
    39. جوادی آملی، پیرامون مبدأ و معاد/87 و 88.
    40. نهج البلاغه، نامهٔ 27، بند 10.
    41. مرتضی مطهری، آشنایی با قرآن، 1 و 2/158.
    42. الحویزی، نورالثقلین، 5/661.
    43. تفسیر نمونه، 1/278.
    44. المیزان، 2/81.
    45. عن ابی جعفر و ابی عبداللّه(ع) قالا:«المحروم الرجل لیس یعقله بأس و لا یبسط اللّه فی الرزق و هو المحارف»، نور الثقلین، 5/123.
    46. البروسوی، روح البیان، 7/39، ذیل آیهٔ 37 سورهٔ روم.
    47. بحارالانوار، 75/152.
    48. جوادی آملی، تسنیم، 1/433.
    49. «كیس المنی لا یفرغ».
    نویسنده: علی رضایی بیرجندی
    [منبع:
    [S


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نیمه زرنگ‌های تكاثر طلب
    تكاثر طلبان مورد غضب الهی قرار دارند و در جهنم تكاثر طلبی و جایگاهی كه بویی از رحمت و مهربانی در آن وجود ندارد40 اسیرند. آنان به جای همراهی با پیامبر(ص) و اولیای الهی و طی كردن مسیر انسانیت به دشمنی با اندیشه، عمل و آرمان‌های پیامبر(ص) بر می‌خیزند و به راه‌های حیوانی می روند، انسانیتشان مسخ گردیده وحركتی ارتجاعی دارند. اینان همواره كارهای خود را خردمندانه می‌دانند در حالی كه این گونه افراد بی‌مایه‌ترین مردم و گرفتارترین آنها هستند.
    بوعلی سینا در كتاب اشارات می‌گوید:
    «ایّاك و فطانة البتراء» بترس از زرنگی ابترها، چون در بعضی مواردِ دنیایی زرنگ هستند، خیال می‌كنند در همهٔ كارها زرنگ‌اند41. افراد خدعه و نیرنگ باز معمولاً همین انسان‌های«نیمه» هستند یعنی نیم زرنگی دارند، به همین دلیل كالاهای پست و پایین را گرفته‌اند و در عوض آنچه بهتر و ارزشمندتر است را از دست داده‌اند.
    امام علی(ع) می‌فرماید:
    «التكاثر لهو و شغل و استبدال الذی هو ادنی بالذی هوخیر»42تكاثر طلبی بازیچه و سرگرمی(كودكانه) است و گزینش آن‌چه پایین‌تر و بی‌ارزش‌تر است و از دست دادن آن‌چه با ارزش‌تر است.
    آنچه از دست داده‌اند همان خیر كثیر و كوثر می‌باشد و این همان زرنگی بنی‌اسرائیل است كه فریادِ:لن نصبر علی طعام واحد.(بقره، 2/61) سر می‌دادند و شكایت از یكنواختی غذای بهشتی و روحانی خویش داشتند و تنوع و تكثیر غذای دنیایی را از موسی(ع) طلب می‌كردند، و موسی(ع) پیامبر منادی توحید آنان را سرزنش كرد:اتستبدلون الّذی هو ادنی بالذّی هو خیر (بقره/61) و نتیجهٔ این نیمه زرنگی، خواری و درماندگی وغضب الهی بود كه به عنوان سرنوشت حتمی و همیشگی آنان رقم خورد.
    بنی اسرائیل وقتی قدر نعمت رهبری الهی و نعمت‌های خدادادی را ندانستند و تنوع طلبی و تكاثر طلبی پیشه ساختند و شعار لن نصبر علی طعام واحد سر دادند به آنان خطاب شد اكنون كه چنین است كوشش كنید وارد شهر شوید زیرا آنچه می‌خواهید (از تنوع و تكثر و زرق و برق) در آنجاست. اهبطوا مصراً فانّ لكم ما سألتم (بقره/61)، سپس قرآن اضافه می‌كند كه مهر ذلت و فقر بر پیشانی آنها زده شد:ضربت علیهم الذّله و المسكنه؛ و بار دیگر به غضب الهی گرفتار شدند و این به خاطر آن بود كه آنها آیات الهی را انكار می كردند و پیامبر را به ناحق می‌كشتند و گناه می‌كردند و تعدّی و تجاوز داشتند. بعضی از مفسران معتقدند كه مصر این در این آیه اشاره به همان مفهوم كلی شهر است، یعنی شما اكنون در این بیابان در یك برنامهٔ خودسازی قرار دارید؛ اینجا غذای متنوع نیست، بروید به شهرها گام بگذارید(محیط تمدن ظاهری و تكاثر طلبی) و در آنجا همهٔ اینها هست ولی برنامهٔ خودسازی در آنجا نیست. دلیل اینكه مفسّران«مصر» را مفهوم كلی شهر گرفته‌اند نه كشور مصر است كه بنی اسرائیل نه تقاضای بازگشت به مصر پایتخت حكومت فرعون را داشتند و نه هرگز به آن بازگشتند. علاوه بر آن تنوین«مصراً» دلیل بر نكره بودن آن است، بنابراین نمی‌تواند اشاره به كشور مصر باشد و این تفسیر از همهٔ تفاسیر دیگر مناسب‌تر است.43
    آری این سرنوشت همهٔ تكاثر طلبان ناسپاس و متخلفان از فرامین خدا و روی‌گردانان از كوثر حق است. همهٔ كسانی كه در برابر مائده‌های آسمانی صبر و تحمل پیشه نمی‌سازند و به زرق و برق ظاهری زندگی شهرنشینی دل خوش كرده‌اند و برخلاف مسیر انبیا و اولیای الهی حركت می‌كنند. اینان در واقع رفاه زدگی را بر حق محوری ترجیح می‌دهند، و این خواری دائمی و فقر همیشگی را برای آنان در پی دارد.
    قرآن كریم انسان‌ها را به دو گروه تقسیم می‌كند، گروه اوّل كوته فكران نیمه زرنگ و دنیا پرست كه فقط دنیا را می‌خواهند، هر چه باشد واز هر راهی بدست آید. اینها فقط ظواهر را نگاه می‌كنند و در آخرت هیچ نصیبی ندارند:فمن الناس من یقول ربّنا آتنا فی الدّنیا و ما له فی الاخره من خلاق. (بقره/200) تلاشهای این گروه بی‌ثمر و بی‌نتیجه است44 چون دل به خیالات بسته‌اند و اهداف عالیه راگم كرده‌اند. گروه دوّم دوراندیشان تمام زرنگ كه دنیای زیبا و نیكو(نه فقط دنیای زیاد و فراوان را) در كنار آخرت زیبا و نیكو را به همراه بودن از هر گونه آتش می‌خواهند: و من الناس من یقول ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه و قنا عذاب النار. اولئك لهم نصیب ممّا كسبوا و اللّه سریع الحساب. (بقره/201ـ202)
    كوثر گرایان به معنای حقیقی كلمه زرنگ و همتی بلند دارند. دنیا و آخرت را با هم و با همهٔ زیبایی‌هایش و بدور از هرگونه نقص می‌خواهند. خدای سبحان برای عبرت گیری تكاثر طلبان در مواردی به افراد عادی امكانات و ثروت فراوان می‌بخشد و بعضی با همهٔ زرنگی‌های دنیائیشان محروم می مانند كه در روایات از آنان به«محارف» یاد می‌شود.45 ابو العلاء معرّی ضمن اظهار تحیّر از این قضیّه در این زمینه سروده است:
    كــم من عاقل اعیت مذاهبه و جاهل جاـهل تلقاه مرزوقا
    هذا الذی ترك الاوهام حائره و صیّر العالم النحریر زندیقا
    چه بسا انسان‌های زرنگی كه همهٔ راه‌ها بر آنان بسته شده و نادانانی كه به همه چیز رسیده‌اند و این همان نكته‌ای است كه اذهان را متحیر و عالمان بزرگ را به سوی زندیق شدن سوق می‌دهد.
    شاعر توجه نكرده كه روزی تابع زرنگی نیست و طبع عالم را خدا این‌گونه قرار داده كه بیشترین نعمت پیش كسانی است كه استغنا پیشه كنند. علاوه نشان داده، كه نظام این عالم تحت اراده‌ای حكیمانه قرار دارد.
    در همین راستا از عالمی پرسیدند به چه دلیل عالم خالقی یكتا دارد؟ گفت به سه دلیل: ذلّ البیب و فقر الادیب و سقم الطبیب» عقب ماندگی افراد زرنگ و هوشیار، تنگدستی هنرمند و سخنور و بیماری طبیبان.46 آری وجود این استثناها نشانهٔ این است كه كار بدست دیگری است.
    گسترهٔ بلای تكاثرطلبی
    تكاثر طلبی بلایی است كه منحصر به مال پرستان و زراندوزان نیست بلكه در شؤون مختلف عقیدتی، سیاسی، علمی، اجتماعی، عملی وجود دارد و افراد گوناگون گرفتار آن می‌شوند. در این ارتباط آیت‌اللّه جوادی آملی در تفسیر تسنیم می‌نویسند:
    جز اندكی از انسان‌ها همه گرفتار تكاثرند:«كل القوم الهاكم التكاثر»47، برخی گرفتار تكاثر در مال، برخی تكاثر در اولاد و قبیله و گروهی نیز در طریق علمی و فرهنگی هستند. تكاثر در مستمع، شاگرد، خواننده، مأموم و… چنین نیست كه شیطان دام تكاثر را تنها برای زراندوزان و مال دوستان گسترده باشد و در حوزه‌های علمی و فرهنگی سخن از تكاثر نباشد. در قیامت آشكار خواهد شد كه بها دادن به اقبال و ادبار شاگرد، مأموم و مانند آن چه عذابی را در پی دارد.48
    بنابراین تكاثر طلبی بلایی گسترده و فراگیر است و عطشی است كه با نوشیدن جام‌های متعدد و متنوع آب شور ماده پرستی و هواپرستی رفع نخواهد شد و انبانی است كه از آرزوهای واهی خالی نمی‌شود.49 از منظر قرآن كریم و روایات معصومان تكاثرطلبی یك پدیدهٔ ضد ارزشی و از عوامل ویرانگر بنیاد انسانیت و معنویت است و در جهت خلاف رشد فضیلت‌های انسانی می‌باشد.
    امام صادق(ع) در حدیث مهم ومعروف«جنود عقل و جهل»،«تكاثر» را یكی از سپاهیان جهل می‌شمارد كه فرد و جامعه را از پیروی عقل و دین باز می‌دارد. از بین بردن این عامل جاهلیت آفرین و خِرد تباه كن درهر جامعه‌ای به حكم عقل و نقل از ضروریات است و قرآن دوای این درد بزرگ را، گذشتن از تكاثرطلبی و گرایش به كوثرگرایی می‌داند.



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود