صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جدايي

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جدايي




    با سلام پسري 27 ساله داراي مدرك كارشناسي ارشد و اطلاعات ديني بالايي هستم. اما دچار مشكلي شدم!براثر يك اشتباه شخصي يه دوست خوب رو از دست دادم! حالا حوصله هيچ كاري رو ندارم خسته‌ام و توان روحي و جسمي را از دست دادم. تلاسم براي ارتباط مجدد به شكست خورده و بايد بدون او زندگي كنم اما نمي‌دونم چه جوري؟شركت در فعاليت ها ي اجتماعي، دوستان خانواده نمي‌تونه آرومم كنه! نمي تونم درست كار كنم و دارم كارم و هم از دست مي‌دم!توسل و توكل رو هم با ادعيه مجربي مثل زيارت جامعه تجربه كردم! اما همچنان مشكل دارم براي خروج از اين فشار روحي راهي نمي يابم . حتي سعي كردم فكر كنم مرده و براش عزاداري كنم ولي نمي تونم از فكرش بيام بيرون! خسته‌ام، خيلي خسته! لطفا يه راهي نشونم بدين بتونم زيندگي را از نو شروع كنم!

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۶
    نوشته
    74
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اولا اگر اون دوست خوبی بوده چرا معذرت خواهی شما رو قبول نمی کنه؟
    ثانیا بعضی چیزا زمان می بره. کسی که پاش میشکنه نمیشه توقع داشت بلافاصلاه بعد از یک روز پاشه بدوه باید کمی صبر داشته باشه تا به تدریج آثار آن از بین برود پس ناامید نشوید

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,188
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کاربر گرامي من درک میکنم که یه همچین مواقعی ادم دست و دلش به هیچ کاری نمیره و خیلی اذیت میشه اما شما مطمئن باش این موارد توی زندگی ما پیش میاد تا مقدار صبر و طاقت ادم رو بالا ببره و ادم رو محکم و استوار کنه
    یه جور دیگه به قضیه نگاه کن از اینکه مثل یه مرد داری درد میکشی و صدات در نمیاد حس قدرت کن
    از اینکه یه جایی تو دلت زخم شده و کسی حرفت رو نمیفهمه با خدا درد دل کن
    از اینکه کاری از دستت برنمیاد و باید تحمل کنی توکل کردن رو یاد بگیر بگو هرچه بادا باد هر چی خدا بخواد همون میشه میدونم که خدا همیشه بهترین چیز رو برام میخواد
    موفق باشی
    ویرایش توسط seyyed : ۱۳۸۷/۰۴/۰۳ در ساعت ۱۸:۱۸ دلیل: تصحیح عبارت



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام ممنونم
    یه سوال، به نظرتون این زجرها و چیزهای دنیایی واقعا می تونه روح آدم صیقل بده یا یه روز که پرده ها بیافته باید افسوس بخورم ؟ می دونی اینطوری بگم عشق و دوستی دنیایی می تونه مرحله ای از عشق الهی باشه یا مثل کسانی هستم که فکر می کنند عمل صالح دارند و یه می فهمم همه اش خسران بوده؟ من فکر می کنم چون باعث می شه آدم از خودخواهی دست برداره و به چیزی غیر خودش فکر کنه و آداب عشق ورزیدن را در همین سطح پایین هم بیاموزه مفیده؟ شرمنده که وقتتون می گیرم

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,183
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جناب شهاب
    بله دوست خوب نعمته ، آدم باید قدر بدونه ، ولی یک وصیت از خواهر کوچیکتون : هیچ وقت به هیچ کس وابسته نشید که جدایی ازش توی زندگی روزمره تون تاثیر گذار باشه
    علاقه داشتن به دیگران با وابسته شدن خیلی فرق می کنه
    مهدیا کعبه شد از تاب تو بی تاب بتاب


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,245
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسمه تعالي
    برادرم!
    بر اين دنياي فاني هيچ دل نبند كه چه زود بايد از همه دل بريد. فقط به آنچه جاودانه است دل ببند.
    كل من عليها فان و يبقي وجه ربك ذوالجلال والاكرام



  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۶
    نوشته
    74
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام ممنونم
    یه سوال، به نظرتون این زجرها و چیزهای دنیایی واقعا می تونه روح آدم صیقل بده یا یه روز که پرده ها بیافته باید افسوس بخورم ؟ می دونی اینطوری بگم عشق و دوستی دنیایی می تونه مرحله ای از عشق الهی باشه یا مثل کسانی هستم که فکر می کنند عمل صالح دارند و یه می فهمم همه اش خسران بوده؟ من فکر می کنم چون باعث می شه آدم از خودخواهی دست برداره و به چیزی غیر خودش فکر کنه و آداب عشق ورزیدن را در همین سطح پایین هم بیاموزه مفیده؟ شرمنده که وقتتون می گیرم
    بعضی ها یک چیزهایی در این باره می گن. من نه اون رو رد می کنم نه تایید (چون در این موضوع صاحب نظر نیستم) اما موضوعی است که به اون عقیده دارم:
    1. اگر ما می دونیم معشوق حقیقی خداست چرا به بهانه رسیدن به خدا به دیگران می پردازیم
    2. این می تونه ( بلا تشبیه ) برای شما تجربه ای باشه که از دست دادن دوست خوب چقدر سخت است و انسان چقدر افسوس می خورد و چه مصیبت عظیمی است اگر انسان روز قیامت بفهمد که آن دوستهای حقیقی و آن معشوق واقعی از او دوری می کنند و انسان آنها را از دست داده است. در دعای کمیل از این موارد بیان شده آنجایی که امام می فرماید خدایا اگر بتوانم عذاب تو را تحمل کنم، فراق تو را چگونه تحمل کنم؟
    3. باید اصل یادمان نرود. در راه تقرب به خدا اصل و تنها اصل تقوا و عقیده صحیح و محکم است باید به اینها بپردازیم. اگر گاهی چیزهایی از بعضی افراد درباره بعضی ها میشنویم آن مطالب هم حول همین دو اصل می چرخد و هدفش باید همین دو اصل باشد. برای شناخت تقوا و عقیده صحیح و محکم نمودن عقیده باید به کتب فراوان در دسترس مراجعه کنیم. از کتب حدیث معتبر گرفته تا شرحها و نوشته های عالمان مخلص دانا



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,188
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط shahab نمایش پست
    سلام ممنونم
    یه سوال، به نظرتون این زجرها و چیزهای دنیایی واقعا می تونه روح آدم صیقل بده یا یه روز که پرده ها بیافته باید افسوس بخورم ؟ می دونی اینطوری بگم عشق و دوستی دنیایی می تونه مرحله ای از عشق الهی باشه یا مثل کسانی هستم که فکر می کنند عمل صالح دارند و یه می فهمم همه اش خسران بوده؟ من فکر می کنم چون باعث می شه آدم از خودخواهی دست برداره و به چیزی غیر خودش فکر کنه و آداب عشق ورزیدن را در همین سطح پایین هم بیاموزه مفیده؟ شرمنده که وقتتون می گیرم
    کاربر گرامی
    من از قران و احادیث صحبت نمیکنم اما اگه یه کم به تجربیات شخصی خودمون رجوع کنیم متوجه میشیم که هر جایی که ما هر سختی ای رو کشیدیم بعدا یه جایی زمینه یه موفقیت و پیشرفتی رو برامون فراهم کرده و یه جایی بالاخره به دردمون خورده
    اما اون چیزی که حقیقتا باید افسوسش رو بخوریم اون لحظه های دوری از خدا و غفلت و گناهه
    این بیت حافظ رو شنیدید:
    اوقات خوش ان بود که با دوست به سر رفت
    باقی همه بیحاصلی و بی خبری بود
    اگرچه برای رسیدن به سرمنزل مقصود باید سختیهایی رو پشت سر بزاریم اما همه اش به نوعی در پیشبرد اهداف ما موثره و هدف واقعی از زندگی شناخت خداوند وکمال خودمونه و وقتهایی که ما داریم یه راه دیگه رو می ریم توی بی حاصلی و بی خبری هستیم و وقتی پرده ها کنار بره دچار افسوس میشیم که دلبر واقعی رو ول کردیم و چیزهای دیگه رو برای خودمون بت کردیم
    اما همیشه اگه ادم ته دلش بخواد به خدا برسه و به حقیقت دست پیدا کنه خدا هر چیزی رو براش مقدمه وصل قرار میده و مسیرش هموارتر میشه







  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    شاید برای پیدا کردن راهی برای حل کردن مشکل ، بهتر باشه اول اصل مساله رو تحلیل کنید تا راه منطقی تری برای حل اون پیدا کنید .
    شما اول باید ببینید دوستی ابتداییتان با ایشان مبنای صحیحی داشته است یا خیر .
    و بعد از آن ، آیا رفتار های متقابل در دنیای دوستانه شما و دوستتان بر پایه قابل قبولی بوده و یا اینکه این رفتارها و تعاملات دو جانبه بیش از حد لازم برای یک ارتباط درست دوستانه اعمال می شده است به گونه ای که ایشان را از شما و شما را از ایشان بشدت متوقع نموده .
    اگر مبنای دوستی شما مبنای صحیحی نبوده است و اکنون به هر دلیلی این رابطه دوستانه قطع شده ، شما باید خدا را شکر کنید و از این فرصت برای صیقل دادن روحتان استفاده کنید ، اگر مبنای این دوستی به لحاظ شرعی صحیح نبوده باشد ، شما باید لحظات استغفار و انابه و پشیمانی را جایگزین لحظات گناه آلوده نمایید و این محبت کاذب را با توکل و توسل و تفکر منطقی درباره اصل موضوع دوستیتان ، در وجودتان کمرنگ و کمرنگ نمایید ، درگیری های عاطفی و مشغولیت های ذهنی و فکری ناشی از آن ؛ ضربات جبران ناپذیری وارد خواهند کرد و موفقیتهای دم دست را از شما دور خواهند نمود بنابراین همانگونه که عرض شد ، اگر اصل ارتباط نادرست بوده است با این قبیل استدلال و باور با مساله برخورد کنید که خداوند خیر شما را خواسته است که این مسیر تغییر کرده و این را به فال نیک بگیرید ؛ برخی مواقع آغاز یک خیر عظیم ممکن است با یک اتفاق دردناک ، یک جدایی ، یک مصیبت ظاهری یا... همراه باشد ، بنابراین شما باید از این فرصت استفاده کنید و این موقعیت را با تاسف بر گذشته ای که گناه آلود بوده ، از دست ندهید ، از آن برای بازسازی شخصیت حقیقی خودتان استفاده کنید و موقعیت های خوب کاری و ... را با افکار ملامت بار و تاسف آور ، از خودتان دور نسازید .
    و اما اگر مبنای دوستی شما مبنای صحیحی بوده و شما مسبب از میان رفتن این رابطه صحیح دوستانه بوده اید ، در صدد جبران بر آیید ، به هر نحوی که می توانید ، ملامت نمودن خودتان ، کاری را از پیش نخواهد برد ؛ اگر به دوستتان دسترسی دارید ، به هر نحوی که صلاح می دانید ، جبران مافات نمایید ، اگر از دست شما عصبانی است کمی به او فرصت دهید تا خودش را پیدا کند و سپس در صدد توضیح یا جبران برآیید ، بهر حال اگر شما مقصر قطع این دوستی نبودید ، یا حتی بودید ولی تلاش شما برای جبران ، به نتیجه ای نمی رسد ، این مساله را هم مد نظر قرار دهید که الخیر فی ما وقع ، شاید خیری در قطع این ارتباط است .
    به هر حال قطع هر دلبستگی و علاقه ای تبعاتی دارد و زمان مرهم خوبی است
    سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل
    بیرون نمی توان کرد الا به روزگارا
    متاسفانه آنچه از نوع دوستیتان و سابقه آن بیان کردید بسیار کم بود و تنها می شود همین راه کارهای کلی را ارائه داد . اگر نیاز به توضیح بیشتری یا بیان راهکار های کاربردی تری است توضیح بیشتری در خصوص مساله تان بفرمایید در خدمتیم.
    اگر مایل نیستید توضیحات را بطور عمومی بفرمایید می توانید از طریق پیام خصوصی با مدیر انجمن مشاوره ( همین انجمن ) جناب از قران بپرس مطرح کنید .
    موفق باشید



  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    راهنما توضيح بيشتر




    پسري 27 ساله داراي مدرك كارشناسي ارشد و اطلاعات ديني بالايي هستم. اما دچار مشكلي شدم!براثر يك اشتباه شخصي يه دوست خوب رو از دست دادم! حالا حوصله هيچ كاري رو ندارم خسته‌ام و توان روحي و جسمي را از دست دادم. تلاشم براي ارتباط مجدد به شكست خورده و بايد بدون او زندگي كنم اما نمي‌دونم چه جوري؟شركت در فعاليت ها ي اجتماعي، دوستان و خانواده نمي‌تونه آرومم كنه! نمي تونم درست كار كنم و دارم كارم و هم از دست مي‌دم!توسل و توكل رو هم با ادعيه مجربي مثل زيارت جامعه تجربه كردم! اما همچنان مشكل دارم براي خروج از اين فشار روحي راهي نمي يابم . حتي سعي كردم فكر كنم مرده و براش عزاداري كنم ولي نمي تونم از فكرش بيام بيرون! خسته‌ام، خيلي خسته! لطفا يه راهي نشونم بدين بتونم زيندگي را از نو شروع كنم!
    بسم الله الرحمن الرحيم
    باسلام و آرزوي موفقيت
    كاربرگرامي! آنچه اشاره كرديد خيلي كلي است، بنابراين انتظار نداشته باش مشاوره خوبي هم در قبال آن داده شود، تنها به نحو عمومي مي توان كلياتي را بيان كرد:
    1.از اين كه از اطلاعات بالاي ديني برخورداريد معلوم مي شود نبايد عشق و علاقه شما غير شرعي بوده باشدو از اين علاقه هاي كوچه بازاري نيست.
    2. سن شما اگر درست باشد نشان مي دهد شما آدم با تجربه اي هستيد و نبايد به راحتي تحت تاثير عواطف كه معمولا مخصوص خانم ها است قرار بگيريد مگر اين كه اصولا آدم احساسي و عاطفي باشيد.
    3.منظور خود از اشتباه را خيلي روشن نكرديد چون آدماي عاطفي گاهي ممكن است اشتباه طرف مقابل رو هم اشتباه خودشون بدونن در حالي كه اين به نحوه تعاملي كه به صورت عاطفي از خود نشان داده، برميگردد.
    4.با توجه به آنچه اشاره شد تلاش شما براي ارتباط مجدد هم غلط بوده چرا كه شما نخست مي بايست زيرسازهاي نحوه ارتباط و تعامل با دوست را درست كنيد بعد تصميم به بازگشت بگيريد مثلا چه بسا همين احساسي و عاطفي بودن شما مشكلاتي در رابطه شما ايجاد مي كرد، اگر دوباره اين كار صورت گيرد به زودي همان مشكل تكرار خواهدشد.
    5.با سن و سالي كه داريدفكر نمي كنم مشكلي در ساختن زندگي جديد با رويكردي جديد داشته باشيد منتهي همانطور كه ديگر كاربران نيز اشاره كردند صبر و حوصله بايد به خرج بدين و اين مرد را آبديده مي كند.
    یه سوال، به نظرتون این زجرها و چیزهای دنیایی واقعا می تونه روح آدم صیقل بده یا یه روز که پرده ها بیافته باید افسوس بخورم ؟ می دونی اینطوری بگم عشق و دوستی دنیایی می تونه مرحله ای از عشق الهی باشه یا مثل کسانی هستم که فکر می کنند عمل صالح دارند و یه می فهمم همه اش خسران بوده؟ من فکر می کنم چون باعث می شه آدم از خودخواهی دست برداره و به چیزی غیر خودش فکر کنه و آداب عشق ورزیدن را در همین سطح پایین هم بیاموزه مفیده؟ شرمنده که وقتتون می گیرم
    اتفاقا دوري از اين وابستگي هاي دنيايي مي تونه خيلي آدم رو خودساخته كنه بدون تشبيه ديديد معمولا آدمايي كه زندان مي رن آنجا متنبه مي شوند چون اونجا تنها مي شن و فرصت به خود اومدن پيدا مي كنن و بهتر مي تونن به خدا نزديك بشن، و همانطور كه خودتون هم اشاره كردين آداب عشق ورزيدن اگه مشكل داشته باشه براي هم دوستان و مرتبطين اين مشكل رو در پي خواهد داشت، پس خانه از بن ويرانه است، به فكر اصلاح آن بايد بود
    اميدوارم راهنمايي هام خوب بوده باشه، چرا كه توضيحات ناكافي بود.

  13. تشکرها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 116
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۲۷, ۱۸:۳۱
  2. جن و فرشته چه تفاوتهايي دارند ؟
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۲۱, ۱۷:۰۶
  3. زيبايي و اصل و نصب بدون اخلاق ارزش ندارد!
    توسط غريب در انجمن عرفان ناب
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۲۰, ۲۰:۱۵
  4. گفتگوبين صدف وعروس دريايي
    توسط نجم الثاقب در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۰۶, ۰۸:۳۲
  5. بررسي روايي مساله فتنه و امتحان الهي
    توسط theological در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸, ۱۶:۴۲

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود