صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رابطه عقل و اعتقادات

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    283
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    رابطه عقل و اعتقادات




    با سلام

    با توجه به اینکه تنها ابزار شناخت انسان عقل او میباشد و انسان با استفاده از عقل و نتیجه گیری های منطقی به درست بودن و یا نادرست بودن موضوعی پی میبرد، با توجه به اینکه در برخی موارد مسائل اعتقادی دینی و مذهبی همسویی مشهودی با عقلانیت و نتیجه گیری های منطقی مغز آدمی ندارند، رابطه و یا تقدم وتاخر عقلانیت و مسائل اعتقادی را چگونه میتوان تعریف کرد؟

    با تشکر


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 1
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۴/۰۲ در ساعت ۱۱:۳۱


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7

    آیا عقل با مسائل اعتقادی در تضاد است؟




    با سلام به شما دوست عزیز
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 0202 نمایش پست
    ببا توجه به اینکه تنها ابزار شناخت انسان عقل او میباشد و انسان با استفاده از عقل و نتیجه گیری های منطقی به درست بودن و یا نادرست بودن موضوعی پی میبرد، با توجه به اینکه در برخی موارد مسائل اعتقادی دینی و مذهبی همسویی مشهودی با عقلانیت و نتیجه گیری های منطقی مغز آدمی ندارند، رابطه و یا تقدم وتاخر عقلانیت و مسائل اعتقادی را چگونه میتوان تعریف کرد؟
    منظور شما از همسو نبودن در کدام محیط است؟
    محیط مسایل اعتقادی یا فقهی و شرعی؟

    اگر مراد، مسایل فقهی و شرعی باشد، در این صورت لازم نیست به تأیید عقل برسد، زیرا مسایل فقهی و شرعی پس از تأیید اصل ضرورت آن طبق عقل است، زیرا رجوع به خبره (و به عبارت دیگر، عقل برتر) یک اصل عقلائی و غیر قابل استثنا می باشد، یعنی اگر چیزی نمی دانی از بزرگتر بپرس، از این اصل عقلی در طول شبانه روز استفاده کرده و سراغ بنّا و نجار و معمار و پزشک و مهندس و مرجع تقلید و غیره می رویم.

    حال سؤال اینجاست، آیا عقل، چرایی همه دستورات ریز و درشت این متخصصین را می فهمد؟ قطعا خیر که اگر می فهمید نیازی به مراجعه به آنان نبود! عقل، اصل نیاز به آنها را می فهمد و بس.

    تفاوت میان داروهایی که شش ساعته یا هشت ساعته، قبل غذا و پس از غذا مصرف شوند را چگونه میتوان فهمید؟ آیا نتیجه گیری منطقی دارد؟ تنها پاسخ منطقی که عقل آن را می پذیرد این است که پزشک چیزی را می داند که من نمی دانم و همین کافی است که خود را درگیر تناقضات نکرده و چشم بسته، دانسته و ندانسته به دستورات عقل برتر عمل می کند.

    طبیعی است که بحث «تقدم و تأخر دستورات پزشک با قضاوتهای عقل» منتفی خواهد بود.

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7

    تفاوت میان اصل و فرع دین





    باید میان اصل و فرع دین تفاوت قایل شد، اصول دین متکی بر باورهای عقلی بوده و باید به تأیید عقل برسد، که اگر نرسد تقلیدی بوده و ارزشی نخواهد داشت، در هيچ ديني از اديان دنيا به اندازه اسلام از عقل يعني از حجيت عقل و از سنديت و اعتبار عقل حمايت نشده است، در این زمینه مستندات قرآنی فراوانی وجود دارد،‌ قرآن کریم توصیه های فراوانی به بهره گیری از نیروی عقل(49 بار) و علم (حدودا20 مرتبه) و فکر (در 18 آیه) و تدبر در امور
    (4 مرتبه) نموده و در این بین برای تعقل عمیق و ریشه ای (اولوالالباب، 16 بار) حساب ویژه ای باز نموده است،‌ و متقابلا نکوهش کرده کسانی را که از شعورشان بهره نمی برند (حدودا 25 آیه) از آن همه فقط به نکوهش تبعیت کورکورانه اشاره می شود:
    وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُون‏، و هنگامى كه به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده است، پيروى كنيد!» مى‏گويند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتيم، پيروى مى‏نماييم.» آيا اگر پدران آنها، چيزى نمى‏فهميدند و هدايت نيافتند (باز از آنها پيروى خواهند كرد)؟!(1)


    اما فروع دین و مسایل فقهی و شرعی پس از ضرورت اصل دین بوده و محیطی تخصصی است که کلیات آن از غیب و وحی سرچشمه می گیرد،‌ در آن وادی، عقل راهی برای درک جزئیات فلسفه و حکمت آن ندارد، طبیعتا قضاوتی نیز ندارد و نسبت به تطابق آنها با عقل ساکت است.

    توضیح بیشتر:
    عقل، درک خود را محدود به ابزار و لوازم محدودی که همراه دارد دانسته لذا در برابر عظمت بیکران آفرینش به عجز خود اعتراف کرده و می داند قادر به کشف راز و رمز آفرینش نیست، به همین دلیل خود را محتاج راهنمایی دین می داند.

    دلایل عقلی ضرورت توحید و نبوت و معاد همگی بر اصل مراجعه به دین و احساس تکلیف تأکید نموده اند، و وقتی ضرورت دین برای عقل مشخص و مسجّل شد، نسبت به جزئیات مسائل آن ساکت خواهد ماند، اینکه نماز صبح دو رکعت است و سه رکعت نیست، روز رمضان یک ماه است نه بیشتر و نه کمتر، زن در ایام حیض نماز و روزه ندارد و پس از پاک شدن روزه اش را قضا می کند نه نمازش را و... همگی به معنای محدودیت ابزار درک عقل نسبت به چرایی احکام است، لذا عقل سکوت می کند، ساکت ماندن عقل به معنای تضاد و تناقض احکام شرع با قضاوت عقل نیست و طبیعتا نوبت به بحث تقدم و تأخر احکام دین با عقل نمی رسد.

    ضمنا برای تکمیل بحث، بهتر است تناقض یکی از مسایل اعتقادی با قضاوتهای عقلی را بیان نمایید.
    موفق باشید.
    ــــــــــــ
    (1) سوره بقره آیه 170.

    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۱/۰۴/۰۷ در ساعت ۲۳:۲۵
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    283
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام و تشکر از پاسخ شما

    همانطور که از متن سوال بنده در اولین پست مشخص است، سوال من در مورد (همسویی رابطه عقل و اعتقادات دینی و مذهبی) بود و اصولا در مورد احکام و فقه سوالی نپرسیده بودم. اما با توجه به اینکه شما مطالب و توضیحات مبسوطی در مورد رابطه عقلانیت و مسائل فقهی و شرعی بیان فرموده اید لازم میدانم ابهامی که در این مورد نیز برای من وجود دارد را ذکر کنم:


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 1 نمایش پست
    رجوع به خبره (و به عبارت دیگر، عقل برتر) یک اصل عقلائی و غیر قابل استثنا می باشد، یعنی اگر چیزی نمی دانی از بزرگتر بپرس، از این اصل عقلی در طول شبانه روز استفاده کرده و سراغ بنّا و نجار و معمار و پزشک و مهندس و مرجع تقلید و غیره می رویم.
    تفاوتی که بین خبرگانی چون بنا و نجار و معمار و پزشک و مهندس با مراجع تقلید وجود دارد این است که وقتی در یک مورد تخصصی به پزشک یا مهندسی مراجعه میشود، پزشک یا مهندس از روی علم خود راهنمایی لازم را میکند و به دلایل این راهنمایی اشراف کامل دارد. از مثال خود شما استفاده میکنم، ممکن است بیمار علت مصرف دارو را هر شش ساعت یکبار یا قبل و یا بعد از غذا نداند ولی اگر از پزشک خود بپرسد او علم این مطلب را دارد و با علم به بیمار پاسخ میدهد و بر اساس همین علم به تدریج تجویز پزشکی خود و روش درمان بیمار را بهبود میدهد. قطعا پاسخ پزشک این نخواهد بود که این سوال جایز نیست و در کتب پزشکی از قدیم الایم چنین نوشته اند و توی بیمار هم باید رعایت کنی. اما وقتی علت یک حکم شرعی را از یک عالم خبره میپرسند او جوابی برای این سوال ندارد. تنها تلاش یک عالم این است که مراقبت کند آنچه از بیش از هزار سال قبل به صورت حدیث یا روایت نقل گردیده دستخوش تغییر نشود و به همان صورت به نسل فعلی و نسل های بعدی (شاید تا هزاران سال دیگر) منتقل شود. با این توضیح متوجه میشویم علم بنا و نجار و مهندس در حال پیشرفت و رو به رشد است اما برای علم عالم پیشرفتی متصور نیست.


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 1 نمایش پست
    عقل، درک خود را محدود به ابزار و لوازم محدودی که همراه دارد دانسته لذا در برابر عظمت بیکران آفرینش به عجز خود اعتراف کرده و می داند قادر به کشف راز و رمز آفرینش نیست، به همین دلیل خود را محتاج راهنمایی دین می داند.
    1- این فرمایش شما جمله ای اثبات شده نیست و میتواند فقط یک فرض باشد. حتی برخلاف این گفته، چنین به نظر میرسد که درصد معتقدین به ادیان در افراد عامی بیشتر از افرادی است که به نوعی با علوم و دانشهای مختلف ارتباط دارند.
    2- حتی با فرض صحت این مطلب این سوال پیش میاید که (کدام دین؟) و در پاسخ این سوال قطعا عقل شیوه ارزیابی منطقی خود را اعمال کرده و با دینی همسو میشود که بیشتر با عقلانیت و منطق سرو کار داشته باشد تا خرافه و تعصب. و اگر احیانا چنین دینی را نیابد از این تلاش سرخورده میشود. (در این بحث بنده مطلقا اشاره ای به دین خاصی ندارم)


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 1 نمایش پست
    وقتی ضرورت دین برای عقل مشخص و مسجّل شد، نسبت به جزئیات مسائل آن ساکت خواهد مان
    در عمل چنین نیست و این جمله نیز یک فرض میباشد و به تمام افراد قابل تعمیم نیست.


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 1 نمایش پست
    ضمنا برای تکمیل بحث، بهتر است تناقض یکی از مسایل اعتقادی با قضاوتهای عقلی را بیان نمایید
    نم مطلقا از تناقض بین مسایل اعتقادی با قضاوت های عقلی سخنی نگفته ام و نمیدانم شما چگونه این برداشت را داشته اید. عرض بنده همسویی و یا ناهمسویی عقلانیت و پاره ای اعتقادات دینی بود که پس از اخذ پاسخ شما در موارد بالا و در آینده بیشتر توضیح خواهم داد.

    با تشکر

  6. تشکر


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 1 نمایش پست
    باید میان اصل و فرع دین تفاوت قایل شد، اصول دین متکی بر باورهای عقلی بوده و باید به تأیید عقل برسد، که اگر نرسد تقلیدی بوده و ارزشی نخواهد داشت، در هيچ ديني از اديان دنيا به اندازه اسلام از عقل يعني از حجيت عقل و از سنديت و اعتبار عقل حمايت نشده است، در این زمینه مستندات قرآنی فراوانی وجود دارد،‌ قرآن کریم توصیه های فراوانی به بهره گیری از نیروی عقل(49 بار) و علم (حدودا20 مرتبه) و فکر (در 18 آیه) و تدبر در امور(4 مرتبه) نموده و در این بین برای تعقل عمیق و ریشه ای (اولوالالباب، 16 بار) حساب ویژه ای باز نموده است،‌ و متقابلا نکوهش کرده کسانی را که از شعورشان بهره نمی برند (حدودا 25 آیه) از آن همه فقط به نکوهش تبعیت کورکورانه اشاره می شود:
    وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُون‏، و هنگامى كه به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده است، پيروى كنيد!» مى‏گويند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتيم، پيروى مى‏نماييم.» آيا اگر پدران آنها، چيزى نمى‏فهميدند و هدايت نيافتند (باز از آنها پيروى خواهند كرد)؟!(1)
    اما فروع دین و مسایل فقهی و شرعی پس از ضرورت اصل دین بوده و محیطی تخصصی است که کلیات آن از غیب و وحی سرچشمه می گیرد،‌ در آن وادی، عقل راهی برای درک جزئیات فلسفه و حکمت آن ندارد، طبیعتا قضاوتی نیز ندارد و نسبت به تطابق آنها با عقل ساکت است.
    توضیح بیشتر:
    عقل، درک خود را محدود به ابزار و لوازم محدودی که همراه دارد دانسته لذا در برابر عظمت بیکران آفرینش به عجز خود اعتراف کرده و می داند قادر به کشف راز و رمز آفرینش نیست، به همین دلیل خود را محتاج راهنمایی دین می داند.
    دلایل عقلی ضرورت توحید و نبوت و معاد همگی بر اصل مراجعه به دین و احساس تکلیف تأکید نموده اند، و وقتی ضرورت دین برای عقل مشخص و مسجّل شد، نسبت به جزئیات مسائل آن ساکت خواهد ماند، اینکه نماز صبح دو رکعت است و سه رکعت نیست، روز رمضان یک ماه است نه بیشتر و نه کمتر، زن در ایام حیض نماز و روزه ندارد و پس از پاک شدن روزه اش را قضا می کند نه نمازش را و... همگی به معنای محدودیت ابزار درک عقل نسبت به چرایی احکام است، لذا عقل سکوت می کند، ساکت ماندن عقل به معنای تضاد و تناقض احکام شرع با قضاوت عقل نیست و طبیعتا نوبت به بحث تقدم و تأخر احکام دین با عقل نمی رسد.
    ضمنا برای تکمیل بحث، بهتر است تناقض یکی از مسایل اعتقادی با قضاوتهای عقلی را بیان نمایید.
    موفق باشید.
    ــــــــــــ(1) سوره بقره آیه 170.
    سلام به پاسخگوی گرامی و هم چنین صاحب تاپیک


    چند وقتیست همین مسیله ذهن منو به خودش مشغول کرده
    با توجه به این صحبتهایی که از شما نقل قول کردم یک سری تناقضاتی دیدم ،که شاید از نظر من تناقض هستند
    1- بالاخره بنده متوجه نشدم عقل فی نفسه مشکل شناخت داره و ناقص محسوب میشه یا ابزارهای عقل مثل حواس پنجگانه ،فطرت و غیره محدودند و عقل در هر دو حالت توانایی شناخت نداره .

    2- وقتی عقل توانایی شناخت نداره اثبات کنید که عقل در شناخت کلیات و اصول توانایی دارد ولی در اصول فرعی توانایی درک و شناخت ندارد ؟ چطور همچین مسیله ای ممکن میشه ؟
    از کجا معلوم عقل در شناخت اصول دچار خطا نشود همچون خطایی که در شناخت فروع دین به وجود میاد به خاطر وجود ابزارهای کمکی شناخت در کنار عقل مثل حواس پنجگانه و غیره که در بند اول گفتم . در واقع برای این دلیل میخام .
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  8. تشکرها 2


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7




    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 0202 نمایش پست
    تفاوتی که بین خبرگانی چون بنا و نجار و معمار و پزشک و مهندس با مراجع تقلید وجود دارد این است که وقتی در یک مورد تخصصی به پزشک یا مهندسی مراجعه میشود، پزشک یا مهندس از روی علم خود راهنمایی لازم را میکند و به دلایل این راهنمایی اشراف کامل دارد. از مثال خود شما استفاده میکنم، ممکن است بیمار علت مصرف دارو را هر شش ساعت یکبار یا قبل و یا بعد از غذا نداند ولی اگر از پزشک خود بپرسد او علم این مطلب را دارد و با علم به بیمار پاسخ میدهد و بر اساس همین علم به تدریج تجویز پزشکی خود و روش درمان بیمار را بهبود میدهد. قطعا پاسخ پزشک این نخواهد بود که این سوال جایز نیست و در کتب پزشکی از قدیم الایم چنین نوشته اند و توی بیمار هم باید رعایت کنی. اما وقتی علت یک حکم شرعی را از یک عالم خبره میپرسند او جوابی برای این سوال ندارد. تنها تلاش یک عالم این است که مراقبت کند آنچه از بیش از هزار سال قبل به صورت حدیث یا روایت نقل گردیده دستخوش تغییر نشود و به همان صورت به نسل فعلی و نسل های بعدی (شاید تا هزاران سال دیگر) منتقل شود. با این توضیح متوجه میشویم علم بنا و نجار و مهندس در حال پیشرفت و رو به رشد است اما برای علم عالم پیشرفتی متصور نیست.
    حال اگر مریض از توضیحات دکتر قانع نشد چی؟ پس در مثال مناقشه نیست، یعنی وجه شباهت را توجه کنید نه اشکالات وارده به مثال را، و الا این اشکال، به شما نیز وارد است که چرا توضیحات پزشک را خلاصه کردید در مطالب قابل عرضه برای مریضهایی که سواد و درک درستی دارند، لذا اگر کسی سواد درستی نداشت یا از درک بالائی برخوردار نبود یا اصلا کر و کور بود چگونه عقل او در برابر عقل برتر پزشک خاضع است؟
    مثال بنده برای ضرورت نیاز به متخصص و عمل به توصیه های او بود چه عقل، جزئیات آن را درک کند چه نکند، چه توضیحات متخصص قانع کننده باشد و چه نباشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 0202 نمایش پست
    این فرمایش شما جمله ای اثبات شده نیست و میتواند فقط یک فرض باشد. حتی برخلاف این گفته، چنین به نظر میرسد که درصد معتقدین به ادیان در افراد عامی بیشتر از افرادی است که به نوعی با علوم و دانشهای مختلف ارتباط دارند.
    در جایگاه بیان دلائل عقلی ضرورت دین اسلام نبودم،‌ تنها تفاوت میان اصل و فرع دین مطرح شد، و گرنه مباحث آن بصورت مفصل در جای خودش باید بحث شود، لذا از این جهت با شما موافقم
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 0202 نمایش پست
    این جمله نیز یک فرض میباشد و به تمام افراد قابل تعمیم نیست.
    بله فرض است،‌ تمام مسلمانان و مسیحیان و کلیمیان و همه موحدان دنیا فرض را بر این گرفتند که آفرینش عبث نیست لذا به توحید و نبوت و معاد باور دارند.
    ضمن اینکه آمار دادن باید مستند باشد، اینکه معتقدان خدا در میان کدام قشر بیشتر یا کمترند نیاز به اطلاعات آماری دقیق دارد.
    ــــــــــــــ
    در پایان منتظر یکی از همان موارد نا همسوئی عقلانیت و پاره ای از اعتقادات دینی هستیم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 0202 نمایش پست
    عرض بنده همسویی و یا ناهمسویی عقلانیت و پاره ای اعتقادات دینی بود

    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۱/۰۴/۰۸ در ساعت ۲۲:۳۷
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    با سلام به شما دوست عزیز
    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    عقل فی نفسه مشکل شناخت داره و ناقص محسوب میشه یا ابزارهای عقل مثل حواس پنجگانه ،فطرت و غیره محدودند و عقل در هر دو حالت توانایی شناخت نداره .
    عقل راه را می تواند بشناسد، ضرورت رفتن به آن را راه درک می کند و با تدبیر خودش برای این جهان آفریننده ای باور دارد و با نگاه به عظمت آفرینش، آفریننده را حکیم می داند،‌ سپس عظمت آفرینش را بیهود و عبث ندانسته و برای آن هدفی می یابد، او می فهمد خالق هستی تنها کسی است که آن هدف را می داند، و همو راه رسیدن به هدف را به انسان آموزش داده تا از این طریق به کمال برسد، تنها طریق آشنائی انسان با هدف، رسولان الهی با مدد وحی هستند و ... توضیح مفصل دلائل عقلی دینمداری را به جای خود ارجاع می دهیم.

    مهم آن است که عقل یگانه حجت الهی است که از درون انسانها کلیات مسائل اعتقادی را درک و به سوی آنها حرکت می نماید، اگر عقل انسان نمی توانست راه را بشناسد اصل آمدن پیامبران و نزول کتاب آسمانی و دستورات دینی و وعده بهشت و جهنم همگی بیهوده بود، به همین دلیل در ابتدای رساله های علمیه برای مجنون هیچ تکلیفی قائل نیستند.

    برای منحرف نشدن بحث، به همین مقدار اکتفا می شود، اجازه دهید سراغ مواردی که گمان شده معتقدات ما با عقل همسو نیست بپردازیم.

    موفق باشید.

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی

  11. تشکر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    283
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 1 نمایش پست
    حال اگر مریض از توضیحات دکتر قانع نشد چی؟ پس در مثال مناقشه نیست، یعنی وجه شباهت را توجه کنید نه اشکالات وارده به مثال را، و الا این اشکال، به شما نیز وارد است که چرا توضیحات پزشک را خلاصه کردید در مطالب قابل عرضه برای مریضهایی که سواد و درک درستی دارند، لذا اگر کسی سواد درستی نداشت یا از درک بالائی برخوردار نبود یا اصلا کر و کور بود چگونه عقل او در برابر عقل برتر پزشک خاضع است؟
    مثال بنده برای ضرورت نیاز به متخصص و عمل به توصیه های او بود چه عقل، جزئیات آن را درک کند چه نکند، چه توضیحات متخصص قانع کننده باشد و چه نباشد.
    دوست بزرگوار، بیمار اگر بیسواد مطلق هم باشد میداند وقتی برای مداوا به فردی بعنوان پزشک مراجعه میکند، در واقع به فردی مراجعه کرده که از علم و دانش کافی برای تجزیه و تحلیل علت بیماری و راه های مقابله با آن برخوردار است، پزشک بیماری را میشناسد، نجار و بنا هم آنقدر خلاقیت دارند که وقتی با مشتری جدیدی روبرو شدند بتوانند ایده های جدید به او بدهند و نیاز او را برطرف کنند. مهندس هم آنقدر با فرمول ها و روابط فیزیکی و یا شیمیایی بین اشیائ و پارامتر های مختلف بازی میکند تا محصول جدید ارائه دهد و تمام اینها صرفنظر از این است که مشتری سواد دارد یا بیسواد است. اما در مورد احکام دینی و مسایل مطروحه در رساله احکام موضوع اینطور نیست و از علل احکام، خبره آن مسئله همانقدر میداند که مقلد باسواد یا بیسوادش میداند. در واقع هیچکدام آنها چیزی نمیدانند. این موضوع، موضوع کوچکی نیست که بتوان از آن در مثالی که شما زده اید و هزاران بار دیگر بزرگواران دیگری چون شما در محافل و کتب آن را مطرح میکنند، گذشت. به عبارت دیگر بر پایه همان عقلی که محور بحث این تاپیک میباشد نمیتوان به علل فوق الذکر دو خبره احکام توضیح المسائل و بنا یا نجار یا پزشک را معادل هم دانست.


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 1 نمایش پست
    ضمن اینکه آمار دادن باید مستند باشد، اینکه معتقدان خدا در میان کدام قشر بیشتر یا کمترند نیاز به اطلاعات آماری دقیق دارد.
    فرمایش شما صحیح است. البته منابع آماری هم متفاوتند و باید دید ایا این منابع مورد تایید هستند یا نه و اصولا مورد تایید که هستند و مورد تایید که نیستند؟! در هر صورت فقط برای عرض پاسخ بخشی از یک مطلب از The National Bureau of Economic Research را برای شما آورده ام:
    The Effect of Education on Religion: Evidence from Compulsory Schooling Laws
    Daniel M. Hungerman

    NBER Working Paper No. 16973
    Issued in April 2011
    NBER Program(s): CH ED PE

    For over a century, social scientists have debated how educational attainment impacts religious belief. In this paper, I use Canadian compulsory schooling laws to identify the relationship between completed schooling and later religiosity. I find that higher levels of education lead to lower levels of religious participation later in life. An additional year of education leads to a 4-percentage-point decline in the likelihood that an individual identifies with any religious tradition; the estimates suggest that increases in schooling can explain most of the large rise in non-affiliation in Canada in recent decades.
    البته شما در صورت تمایل میتوانید نگاهی هم به اطراف خود داشته باشید که این هم یکی دیگر از روش های ارزیابی میباشد.



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 1 نمایش پست
    در پایان منتظر یکی از همان موارد نا همسوئی عقلانیت و پاره ای از اعتقادات دینی هستیم.
    بعنوان یک اعتقاد شیعی، ما ائمه (ع) را معصوم میدانیم و معصوم را فردی مصون از گناه و اشتباه تعریف میکنیم. در خطبه اشباح از نهج البلاغه حضرت علی (ع) بیانی در مورد نحوه پیدایش شب و روز و ماه و سال دارند که با علم نجوم امروزی تناسب ندارد. بر اساس فرمایش ایشان این حرکت خورشید اشت که موجب پیدایش شب و روز و ایجاد تقویم میشود. این مبحثی است که در حال حاضر در تاپیکی با نام (آیا ائمه (ع) از گرد بودن زمین و گردش آن به دور خورشید اطلاع داشتند ؟) در حال بحث است و متاسفانه تا کنون پاسخگوی محترم تاپیک جوابی برای این موضوع نداشته اند.
    حال اگر ما علم کنونی را که بر اساس آن تمام فعالیت های نجومی در تمام دنیا شکل میگیرد و اثبات شده است را ملاک قرار دهیم دیگر نمیتوانیم به مصونیت از اشتباه امام معتقد باشیم و این یکی از موارد ناهمسویی میباشد. البته از شما تقاضا میکنم در صورت تمایل به پاسخ به این سوال، پاسخ خود را در همان تاپیک مطرح بفرمایید.

    هدف من در اینجا در حال حاضر ارائه شواهد نیست. قبل از ارائه هر شاهد دیگر میخواهم نظر شما را در این خصوص بدانم که:
    آیا اصولا امکان ناهمسو بودن علوم اثبات شده و نظریه های اعتقادی در اسلام وجود دارد؟
    اگر بفرمایید (نه) آنگاه بصورت موردی مانند مثال بالا به بحث خواهیم نشست
    اگر بفرمایید (بلی)، آنگاه از شما تقاضای دلیل قانع کننده ای برای چشم پوشی از علوم اثبات شده و اعتقاد به موارد ناهمسو با علم را خواهم داشت.

    با تشکر فراوان

  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    با سلام مجدد به محمد آقای عزیز

    برای پاسخ دقیق تر سؤالات شما
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 0202 نمایش پست
    آیا اصولا امکان ناهمسو بودن علوم اثبات شده و نظریه های اعتقادی در اسلام وجود دارد؟
    اگر بفرمایید (نه) آنگاه بصورت موردی مانند مثال بالا به بحث خواهیم نشست
    اگر بفرمایید (بلی)، آنگاه از شما تقاضای دلیل قانع کننده ای برای چشم پوشی از علوم اثبات شده و اعتقاد به موارد ناهمسو با علم را خواهم داشت.
    به سه نکته دقت نمائید:
    نکته اول
    برتري علمي اشخاص را در مطالعه همه نظرات آنان مي توان يافت، اميرالمؤمنين عليه السلام را اگر به لحاظ ديني قبول نداشته باشيد لااقل بعنوان يک شخصي که آثار به جا مانده از او دليل بی مانند بودن کلامش (در همه ابعاد) است نگاه کنيد، مانند جرداق مسيحي، او حتي مسلمان نيز نيست چه رسد به اينکه شيعه باشد، چرا مجذوب اميرالمؤمنين گشته است؟
    جرداق معتقد است، فرمايشات اميرالمؤمنين عليه السلام بـيـانى رساتر از هر بيانى اسـت كـه تـا انسـان هسـت و انديـشه انسانى وجود دارد، با ذوق هنرى و ادبى انسان پيوند ناگسسـتـنى خواهد داشت، او آنچنان شيفته مطالب غني حضرت مي شود که مي گويد دويست بار نهج البلاغه را خواندم.

    به هر حال اين تاپيک مجالي براي توصيف عظمت فرمایشات مولا و مکانت علمی ایشان نيست،‌ با ذکر يک مثال بحث را ادامه مي دهم،‌ اگر کلام نا صواب يا حداقل مشکوکي از شخصي مانند ابن سينا يا انيشتاين بشنويد چه ميکنيد؟ مقام علمي آنان مانع از اين است که با مطالعه چند کتاب سخنشان را رد کنيد! چرا؟ چون باور شما به مقام علمي آنان عميق بوده و براحتي نمي توانيد از سخن آنان دست برداريد.

    حال اگر مقام علمي اميرالمؤمنين براي کسي فوق العاده باشد هيچگاه به راحتی و بدون تحقیق عمیق نمی تواند مکانت علمي ایشان را زير سؤال ببرد.

    تفاوت علي شناسان (نه مؤمنان به ايشان، که آن وادي ديگريست که در نکته سوم خواهد آمد) با دیگران همين است،‌ لذا بايد طرف مقابل را شناخت سپس سعي در فهم کلام ايشان نمائيم و اگر کلام او را نفهميديم و قادر به توجيه نبوديم آنگاه علمش را به عالمش واگذار کرده و از قضاوت عجولانه خودداري مي کنیم.


    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۱/۰۴/۱۰ در ساعت ۲۱:۲۶
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7

    نسبت حرکت به خورشید و ماه صحیح است




    نکته دوم
    اميرالمؤمنين عليه السلام در ادامه توصيف ماه و خورشيد فرمودند:
    و أجراهما في مناقل مجراهما و قدّر سيرهما في مدارج درجهما ليميز بين الليل و النهار بهما و ليعلم عدد السنين و الحساب بمقاديرهما، و آن دو را در مجراى معين خودشان به جريان انداخت، و حركتشان را در راهى كه بايد به پيمايند مقرر فرمود، تا به واسطه رفت و آمدشان شب را از روز متمايز سازد، و با گردش آنها عدد سالها و حساب دانسته شود.(1)
    اميرالمؤمنين عليه السلام در اينجا شب و روز را منتسب به حرکت خورشيد و ماه نموده است، در حالي «حقيقت امر» اين است که شب و روز در اثر گردش زمين است، اما آيا در محاورات عرفي اين «حقيقت امر» لحاظ مي شود؟ يعني شب و روز را در اثر گردش زمين مي دانيم يا آن را به رفت و آمد خورشيد منتسب مي کنيم؟

    شايد اشکال شود که از انسانهاي انديشمند چنين خطايي سزاوار نيست بلکه دقيق صحبت مي کنند در پاسخ مي گوييم اين خطا نيست، لذا اگر سري به کتب و سايتهاي نجومي بزنيد مي بينيد که خود منجمين نيز از واژه طلوع و غروب استفاده مي کنند، اين چرخش زمين است که ما مي پنداريم خورشيد طلوع کرد، خورشيد غروب کرد، در حالي که طلوع و غروب حقيقت خارجي نداشته بلکه خورشيد هميشه طالع است و فروزان و غروبي در کار نيست، پس چرا مردم عادي و متخصصين علم نجوم همگي مي گويند هنگام طلوع خورشيد فلان هنگام غروب خورشيد بهمان؟! تنها يک دليل دارد، و آن محور قرار دادن «خود» است براي قضاوت نسبت ميان اشياء، همان «خود»ي که اولين معروف انساني بوده که از ابتداي طفوليت با آن خو گرفتيم، کلماتي مثل بالا و پائين و بزرگ و کوچک و گرم و سرد و... را به همين دليل به کار مي بريم(دقت کنيد)

    آسمان بالاي سر با همين ظاهري که در ابتداي امر برداشت مي کنيم مبناي قضاوت بوده و هست، به واژه «گنبد کبود» يا «گنبد گردون» در منابع قديمي دقت کنيد،‌ مگر بالاي سر ما گنبد است؟ دوربين گاليله صدها سال قبل (و قرآن کريم پيش از آن) اين تفکر را باطل ساخته بود اما چرا هيچ دانشمندي نيامده در رد چنين کاربردهايي مقاله بنويسد؟ جز اينکه پايگاه عرفي محاوره اي قوي­ي دارد؟ البته هم اکنون نيز واژه هاي «گنبد گردون» يا «چرخش ماه و خورشيد» در محاورات و مقالات ادبي جديد نيز استفاده مي شود.

    فارغ از بحث خودمان به اين بيت حافظ شيرازي دقت کنيد:

    جلوه گاه رخ او ديده من تنها نيست × ماه و خورشيد همين آينه مي‌گردانند

    آيا به ذهن شما خطور مي کند که چون حافظ در زمان خودش مي زيسته حق داشته خورشيد را گردان بداند؟ قطعا خير! چرا پاسخ منفي است؟ چون «چرخش خورشيد» يک کاربرد عرفي است.
    خلاصه اينکه مواردي مثل:
    1.طلوع و غروب خورشيد.
    2.رسيدن خورشيد به نصف النهار يا فلان زاويه.
    3.ماه کامل شد.
    4.کسوف و خسوف.
    5.عمود تابيدن خورشيد هنگام ظهر شرعي بر بام کعبه در 7 خرداد و 25 تير،‌ جهت تعيين قبله.
    و مثالهايي از اين دست (که حرکت و تغییر حالت را در ظاهر به خورشيد و ماه نسبت مي دهد) هيچکدام غلط نبوده و بر پايه محاورات عرفي است، لذا هيچ دانشمندي نسبت به تغيير اين نوع ادبيات واکنشي نشان نداده و تبصره اي بدان نزده است.

    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۱/۰۴/۱۰ در ساعت ۲۱:۴۳
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی

صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود