جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونه می توان ذهن خود را از عقاید مثبت پر کرد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چگونه می توان ذهن خود را از عقاید مثبت پر کرد؟




    سلام

    چگونه می توان ذهن خود را از عقاید مثبت پر کرد؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۴/۱۴ در ساعت ۱۱:۴۶



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت مثبت اندیشی




    نقل قول نوشته اصلی توسط r-roshan نمایش پست
    سلام

    چگونه می توان ذهن خود را از عقاید مثبت پر کرد؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 1
    با سلام
    مثبت اندیشی به معنای عام آن، راهکارهای روانشناسی دارد که ضمن اشاره به برخی از آن راهکارها، شما را در این زمینه به سایت اسک دین قسمت مشاوره ارجاع می دهم .
    1- نسبت به خودمان احساس خوبي داشته باشيم و خود را خوب ، دانا و با ارزش بدانيم.
    2- ليستي از صفات مثبت خود تهيه كنيم و راه هاي تقويت آنها را بيابيم و تجربه كنيم.
    3- ليستي از افكار منفي خود در طي روز تهيه و سعي كنيم براي هر فكر منفي يك فكر مثبت معادل بيابيم تا به كمك آن بتوانيم با افكار منفي مقابله كنيم.
    4- سعي كنيم در گفتار و برخوردهاي روزانه از كلمات و جملات مثبت استفاده كنيم . مثلا در ملاقات با ديگران به جاي استفاده از كلمه "خسته نباشيد" كه داراي بار منفي و القاي حس خستگي است ، بگوييم "خدا قوت" ، "شاد باشيد" و امثال آنها.
    5- افكار خود را متوجه خوبيها و جنبه هاي مثبت زندگي كنيم تا به مرور مثبت نگر شويم.
    6- با خوش بيني ، سعي كنيم دستوراتي را به ذهن خود بدهيم كه انديشه هاي جديد مثبت شكل گيرند.
    7- هر روز صبح كه از خواب برميخيزيم با نگاه كردن به منظره اي زيبا ، روز خود را با نشاط آغاز كنيم.
    8- از افراد منفي نگر يا موقعيتهايي كه باعث ايجاد افكار ناخوشايند يا منفي ميشوند دوري و يا سعي كنيم كمتر با آنها برخورد داشته باشيم.
    9- به مشكلات به عنوان محكي براي ارزيابي توانايي هاي خود نگاه كنيم و هرگز نتيجه بدي را پيش بيني نكنيم زيرا مشكلات فقط به اندازه اي مهم هستند كه ما آنها را مهم مي پنداريم.
    10- به لحظات و خاطرات زيبا و دوست داشتني گذشته خود فكر كرده و سعي كنيم آنها را تكرار نماييم.(1)
    -----------------------------------------------------------------
    (1)-
    (میگنا - www.migna.ir)
    ادامه دارد
    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۱/۰۴/۱۷ در ساعت ۲۲:۰۶
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت مثبت اندیشی




    اما مثبت اندیشی به این معنا که ذهن خود را از عقاید مثبت پرکنیم:بدان تفكر آگاهى در امرى كه مربوط به دین است جریان مى یابد و زمانى در آنچه مربوط به دین نیست صورت مى گیرد و مقصود ما در این جا تفكر در چیزهایى است كه تعلق به دین دارد و قسم دیگر مورد نظر ما نیست. مقصود ما از دین امورى است كه میان بنده و پروردگار واقع مى شود بنابراین افكار عبد یا به خودش و صفات و افعالش تعلق دارد و یا متعلق به معبود و صفات و افعال اوست و ممكن نیست كه تفكر از این دو قسم بیرون باشد. اما قسم اول كه تعلق به بنده دارد یا تفكر در چیزهایى است كه نزد خداوند محبوب است و یا در امورى است كه نزد خداوند مكروه است و به افكارى كه غیر از این دو قسم باشد نیازى نیست آنچه به خداوند مربوط مى شود نیز یا تفكر در صفات و اسماى حسناى اوست و یا در افعال و ملك ملكوت و آسمانها و زمینهاست و آنچه در میان آنهاست !(1)
    --------------------------------------------------------------------------------------
    (1)- المحجه البیضاء / ج9/ ص 200

    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۱/۰۴/۱۷ در ساعت ۲۲:۳۸
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت مثبت اندیشی




    با سلام
    بدان هر چه در جهان وجود است بجز خداوند متعال همه فعل و آفریده شده اوست، و هر ذره یا از ذرات اعم از جوهر و عرض و صفت و موصوف در آن شگفتیها و غرایبى است كه بیانگر حكمت و قدر و جلال و عظمت خداوند است و شمارش آنها غیر ممكن است، چه اگر براى نوشتن كلمات پروردگار دریاها مركب شود دریاها پایان مى یابد پیش از آن كه كلمات پروردگار بلكه جز ناچیزى از آن به آخر برسد ما به بخشى از آنها اشاره مى كنیم تا مثالى براى باقى باشد از این رو مى گوییم: موجوداتى كه مخلوقند دو قسمند:
    1 - موجوداتى كه اصل آنها شناخته نمى شود و در نتیجه تفكر درباهر براى ما ناممكن است و بسیارند موجوداتى كه ما آنها را نمى شناسیم چنان كه خداوند متعال فرموده است: سیحا الذى خلق الازواج كلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لا یعلمون " 50 ".
    2 - موجوداتى كه اصل آنها به اجمال شناخته مى شود اما تفصیل دانسته نیست و براى ما ممكن است كه در تفصیل آنها بیندیشیم اینها دو قسمند: یكى آن كه با حس بیناى درك مى شود و دیگر آن كه باحس بینایى درك نمى شود مانند فرشتگان و جن و شیاطین.
    اما آنچه به حس باصره درك مى شود عبارتند از آسمانها هفتگانه و زمین و آنچه میان آنهاست چه آسمان با ستارگان و خورشید و ماه و حركت و دور آن در طلوع و غروب مشهود است همچنین زمین با آنچه در آن است اعم از كوهها و معدنها و نهرها و دریاها و جانوران و گیاهان دیدنى و مشاهده كردنى است و آنچه میان آسمان و زمین است عبارت از جو است كه با ابرها و بارانها و برفها و رعد و برقها و صاعقه ها و شهابها و تندبادهاى آن قابل درك است.آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست اجناسى قابل مشاهده اند و هر جنسى از آنها به انواعى و هر نوعى به اقسامى و هر قسمى به اصنافى منقسم مى شود و انشعاب و انقسام آنها از نظر اختلاف در صفات و حیات و معانى طاهرى و باطنى نهایت ندارد، و همه آنها زمینه ها و مواردى براى تفكر كنند چه ذره اى از جماد و نبات و حیوان و افلاك و ستارگان در آسمانها و زمین نمى جنبد جز این كه جنبنده، خداوند متعال است و در جنبش آنها حكمتى یا دهها و یا هزارها حكمت نهفته است آنها همه بر یگانگى خداوند گواهى مى دهند و گویاى جلال و كبریایى او مى باشند آنها همان آیاتى هستند كه به سوى او دلالت مى كنند و قرآن انسان را به تفكر در آنها تشویق مى كند چنان كه فرموده است: آن فى خلق السماوات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لایات الاولى الالباب " 51 " همچنین جمله و من آیاته (و از نشانه هاى اوست) از اول تا آخر قرآن زیاد است از این رو باید ما كیفیت تفكر در برخى از آیات را ذكر كنیم .(1)
    -----------------------------------------------------------------
    (1)- همان
    ادامه دارد

    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۱/۰۴/۱۷ در ساعت ۲۲:۳۴
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مثبت اندیشی




    با سلام
    از آیات او انسان یعنى وجود تو است كه از نطفه آفریده شده اى و نزدیكترین چیز به تو نفس تو است، و در آن شگفتیهایى است كه گویى عظمت حق تعالى است، براى آگاهى به آنها عمرها سپرى مى شود و بر جزء ناچیزى از آنها اطلاع حاصل نمى گردد، و همچنان از آنها غافلى اى كسى كه از خویشتن غافل و به نفس خود جاهلى چگونه ایمان دارى كه غیر خود را بشناسى خداوند در كتاب عزیز خود به تو دستور داده كه درباره نفس خویش بیندیشى و فرموده است: و فى انفسكم افلا اتبصرون " 52 " و بیان كرده است كه تو از نطفه اى گندیده آفریده شده اى و فرموده است: قتل الانسان ما اكفره من اى شى خلقه من نطفة خلقه فقدره، ثم السبیل یسره ثم اماته فاقبره، ثم اذا شاء انشره " 53 " و نیز فرموده است: و من ایاته آن خلقكم من تراب ثم اذا انتمم بشر تنتشرون " 54 " و نیز: الم یك نطفة من منى یمنى، ثم كان علقة فخلق فسوى " 55 " ؛ و نیز: الم نخلقكم من ماء مهین، فجعلنا فى قرار مكین " 56 " ؛ و نیز: اولم یر الانسان انا خلقناه من نطفة فاذا هو خسیم مبین " 57 " ؛ و نیز: انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج نبتلیه " 58 ". سپس بیان مى كند كه چگونه نطفه را علقه؛ و علقه را مضغه، و مضغه را استخوان قرار دادیم، و فرموده است: و لقد خلقنا الانسان من سلالة من طین، ثم جعلناه فى قرار مكین، ثم خلقنا النطفة علقه " 59 ".تكرار واژه نطفه در قرآن براى آن نیست كه لفظ آن را بشنوند و در معناى آن تاءمل نكنند هم اكنون بنگر كه قطره آب گندیده اى است كه اگر ساعتى آن را رها كنى تا هوا بر آن بوزد تباه و بدبوى مى شود چگونه آن از تیره كمر و استخوانهاى سین بیرون مى آید و نر و ماده گرد هم مى آیند و لافت و محبت میان آنها برقرار و با رشته محبت و شهوت با هم جمع مى شوند و با عمل مباشرت این نطفه از مرد بیرون كشیده مى شود و چگونه خون حیض از اعماق عروق زن جذب و در رحم او جمع مى گردد، سپس چگونه نوزاد از نطفه خلق و به او خون حیض خورانده یم شود تا پرورش مى یابد آنگاه چگونه خداوند نطفه را كه سفید و روشن است به علقه سرخ و سپس به مضغه مبدل مى سازد، پس از آن چگونه اجزاى نطفه را كه شبیه و برابرند به استخوان و اعصاب و رگ و پى و گوشت منقسم مى كند سپس بنگر چگونه اعضاى ظاهر را از گوشت و اعصاب و عروق مركب گردانیده است سر را گرد قرار داد و براى گوش و چشم و بینى و دهان و جز آنها منافذ معین كرد، سپس دست و پا را كشیده آفرید و سر آنها را به انگشتانى و هر انگشت را به بندهایى منقسم كرد آنگاه چگونه اعضاى درونى را اعم از دل معده، جگر، سپرز، ریه، رحم، مثانه، و روده ها را كه هر یك داراى شكل و مقدار و عمل مخصوصى است به هم پیوند داد پس از آن چگونه هر عضوى از این اعضا را به اجزاى دیگرى منقسم ساخته است چشم را از هفت طبقه مركب كرده و هر طبقه داراى صفت و شكل مخصوصى است اگر یكى از این طبقات از میان رود وى صفتى از صفات آن از كار افتد چشم از دین باز مى ماند ما اگر بخواهیم اندكى از شگفتهاى و آیتهاى بسیارى را كه در این اعضاست شرح دهیم عمرها سپرى خواهد شد و از عهده بر نخواهیم آمد.(1)
    خلاصه، مجموعه این افکار، عقاید مثبت را در ذهن و جان ما مستحکم میکند.
    ------------------------------------------------------------------------------------------------------
    (1)- همان

    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود