صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چه دلیلی بر انحصار عصمت در امامان و پیامبران وجود داره؟ چرا معصوم دیگه ای نباشه؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چه دلیلی بر انحصار عصمت در امامان و پیامبران وجود داره؟ چرا معصوم دیگه ای نباشه؟




    سلام بر همگی

    همونطور که می دونید امامان و پیامبران هم می تونستند گناه و معصیت کنند، ولی به خاطر ایمان و شناخت بالایی که داشتند، از گناه پرهیز کرده و معصوم هستند. (البته اگر درست گفته باشم، این چیزی هست که در ذهن من هست، اگر اشتباه گفتم ممنون میشم تصحیحش کنید.)

    اگر این حرف درسته، چند سوال دارم:

    1- چه دلیلی بر انحصار عصمت در امامان و پیامبران وجود داره؟ چرا معصوم دیگه ای وجود نداشته باشه؟

    2- مثلا چرا حضرت زینب سلام الله علیها یا حضرت عباس علیه السلام هم معصوم نباشند؟ آیا گناه و معصیتی از این دو بزرگوار دیده شده یا نقل شده است؟

    3- و یا چرا ممکن نیست که مثلا در زمان ما یک فردی یا افرادی اینقدر با ایمان و با شناخت کامل باشند که مرتکب هیچ معصیتی نشده باشند و بتونند به درجه عصمت برسند؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 8

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۴/۱۱ در ساعت ۱۲:۳۹
    دوستي مثل يک کتابه
    فقط چند ثانيه طول مي کشه که آتيش بگيره
    ولي سالها طول مي کشه تا نوشته بشه



  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما كاربر گرامي

    عصمت از گناه منحصر در 14 معصوم و انبياء نيست بلكه بسياري از اولياي الهي مانند حضرت زينب و حضرت عباس(عليهما السلام) داراي عصمت بودند ودليلى بر ارتكاب گناه از سوى حضرت زينب(سلام الله عليها) و حضرت عباس(عليه السلام) وجود ندارد[1](هرچند مقام عصمت براي ايشان از ضروريات دين نيست).

    عصمت درجات مختلفي دارد و روشن است كه 14 معصوم و انبياء در بالاترين درجه آن هستند.اينگونه نيست كه عصمت مقامي دور از دسترس انسان باشد بلكه بندگان ديگر غير از انبياء و 14 معصوم نيز مي توانند به مراتبي از عصمت دست يابند.

    انسان ها توانايي اين را دارند كه از گناه دوري كنند و در زندگي به گناه آلوده نشوند و معصوم از گناه باشند اما تفاوتي كه معصوم بودن در انبياء و امامان با ساير بندگان دارد اين است كه عصمت در انبياء و امامان يك ملكه و صفتي است در فرد معصوم كه وي را از انجام هرگونه گناه باز مي دارد،يعني با داشتن چنين حالت و صفتي براي انجام گناه انگيزه اي در او پديد نمي آيد و در نتيجه مرتكب گناه نمي شود.
    خداوند بنا بر مصلحت و حكمت خود ، گروهي از بندگان خود را، كه معلمان بشر و هدايتگران انسان‌‌ها هستند، به نيرويي مجهّز مي‌كند كه در عين قدرت بر گناه، از آن بپرهيزند و از خطا و اشتباه مصون بمانند.

    پيامبران الهى، در عمل به احكام شريعت، از هرگونه گناه و لغزش مصونيت دارند، و اصولاً هدف از بعثت پيامبران در صورتى تحقق مى پذيرد كه آنان از چنين مصونيتى برخوردار باشند. زيرا اگر آنان به احكام الهى كه خود ابلاغ مى كنند دقيقاً پايبند نباشند، اعتماد به صدق گفتار آنها از ميان مى رود و در نتيجه هدف نبوت تحقق نمى يابد.

    محقق طوسى در عبارت كوتاه خود به اين برهان چنين اشاره كرده است:
    «وَ يجبُ في النبيّ العِصْمةُ ليحصُلَ الوثوقُ فيحصلَ الغرضُ»[2]: عصمت براى پيامبران لازم است تا وثوق به گفتار آنها حاصل شود، وغرض از نبوت تحقق يابد.

    آية تطهير كه دربارة اهل بيت(علیهم السلام) سخن مي‌گويد، يادآور مي‌شود كه ارادة تكويني و قطعي خدا بر اين تعلق گرفته است كه آنان را از هر نوع پليدي پاك گرداند.
    اين اراده، ارادة ويژه‌اي است؛ زيرا در غير اين صورت، اراده گسترده خواهد بود(اراده تشريعي) كه برهمگان تعلق گرفته است. از اين جهت بايد بگوييم كه مقصود، اراده تكويني و آفرينشي است كه عوامل پاكي در وجود آنان تعبيه شده، ولي در عين حال قدرت انجام گناه را از آنان سلب نكرده است.






  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بى ترديد پيامبران الهى به مراتب گوناگونى از قرب و كمال دست يافته و هر كدام به جاى گاه ويژه اى بار يافته اند. چنان كه در سوره ى اسراء مى خوانيم: (وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى بَعْض)[3]; و به راستى برخى از پيامبران را بر برخى ديگر برترى بخشيده ايم.

    برترى پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) بر ديگر معصومان، به گواهى روايات فراوان، انكارناپذير است.[4]

    همه ى پيامبران الهى در چهار گونه عصمت هم سان يك ديگرند:
    الف. عصمت در دريافت وحى و ابلاغ آن
    ب. عصمت در اعتقادات
    ج. عصمت از گناهان
    د. عصمت از خطا و نسيان.

    عصمت امامان نيز تفاوت چندانى با عصمت پيامبران ندارد; جز اين كه در اين جا به جاى دريافت و ابلاغ وحى، از تبيين و توضيح معارف وحيانى سخن مى رود. نكته در خور توجه اين است كه مقصود از گناهانى كه هيچ پيامبر و امامى به گِرد آن نمى گردد، سرپيچى از مقرّراتى است كه در شريعتى آسمانى، به صورت تكليفى همگانى در آمده است. با اين حال، بسيارى از كارها كه بر همگان روا است، شايسته ى مقرّبان درگاه الهى نيست; چرا كه «حَسَناتُ الابرار سَيِّئاتُ المُقرَّبين». در اين جا است كه گاه معصومان نيز دچار لغزش مى گردند و عملى از آنان سر مى زند كه هر چند حرام شرعى نيست، امّا در خور مقام والاى معصومان نبوده، در اصطلاح
    «ترك اولى» خوانده مى شود. شمار ترك اولاى يك معصوم، يكى از معيارهايى است كه مى تواند مقدار قرب و كمالش را مشخص سازد.

    از سوى ديگر، پرهيز از گناه و ترك اولى، يگانه معيار فضيلت نيست; ميزان راز و نياز و عبادت و چگونگى بردبارى در برابر مشكلات از عوامل ديگرى است كه مى تواند معصومان را در درجات متفاوتى جاى دهد. از اين رو است كه گاه امامى معصوم، عبادات خود را در برابر حالات معنوى معصومى ديگر ناچيز مى شمارد و حسرت آن را در دل مى پروراند.[5]





  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نتيجه آنكه:

    الف) معصوم بودن از گناه تنها شامل انبياء و امامان نمي باشد و انسان هاي ديگر نيز مي توانند به مراتبي از عصمت برسند .

    ب)عصمت درجات مختلفي دارد وبرخي از انبياء بر برخي ديگر از انبياء برتري دارند و 14 معصوم(عليهم السلام) در بالاترين درجات عصمت قرار دارند.

    ج)عصمت در انبياء و 14 معصوم ملكه و صفتي است كه خدا به معصوم داده است كه باعث مي شود انگيزه اي براي گناه نداشته باشند.

    د)انبياء و ائمه علاوه بر عصمت از گناه در موارد ديگري نيز از جمله مسائل مربوط به هدايت انسان ها معصومند.

    ه)پرهيز از گناه يگانه ملاك فضيلت نيست بلكه براي رسيد به قرب الهي عوامل ديگري نيز دخيل هستند.



    [1]. بـر اسـاس روايتـى كه مـرحـوم سپهر در ((ناسخ)) از امام رضا(ع) روايت كـرده, لقب ((معصـومه)) را به حضـرت معصـومه, امام هشتـم اعطـا كـرده انـد. طبق ايـن روايت امـام رضـا(ع) فـرمود:
    ((من زار المعصومه بقـم كمـن زارنى)) ((هركس حضرت معصومه را در قـم زيارت كند, همانند كسى است كه مرا زيارت كرده باشد.)) ايـن روايت را مـرحـوم محلاتـى نيز به هميـن تعبيـر نقل كـــرده است.
    با تـوجه به ايـن كه عصمت به چهارده معصـوم(عليهم السلام) منحصر نيست, بلكه همه پيامبـران, امامـان و فـرشتگـان معصـوم هستنـد.
    و علت اشتهار حضـرت رسـول اكـرم, فـاطمه زهـرا و امامـان(عليهم السلام) به ((چهارده معصوم)) آن است كه آنها علاوه بر مصـونيت از گناهان صغيره و كبيره, از ((ترك اولـى)) نيز كه منافات با عصمت ندارد, پاك و مبرا بودند.
    مرحوم مقرم در كتابهاى ارزشمند:
    ((العباس)) و ((علـى الاكبـر)) دلائل عصمت حضرت ابـوالفضل و حضرت علـى اكبر(عليهماالسلام) را بر شمرده است. و مرحـوم نقـدى در كتاب ((زينب الكبـرى)) از عصمت حضـرت زينب ـ سلام الله عليهاـ سخـــن گفته است. و مولف ((كريمه اهلبيت)) شـواهد عصمت حضرت معصومه(س) را بازگو نموده است.
    و با تـوجه به ايـن كه حضرت معصـومه(س) نام شـريفشان ((فاطمه)) است و در حال حيات به ((معصـومه)) ملقب نبـودند, تعبير امام(ع) دقيقا به معناى اثبـات عصمت است, زيـرا بـر اسـاس قاعده معروف:
    ((تعليق حكـم به وصف مشعر بـر عليت است)) دلالت حـديث شـريف بـر عصمت آن بزرگـوار بـى تـرديـد خـواهـد بـود.(ر.ك: ويژگي هاي حضرت معصومه(س)،هادي دانشور،مجله كوثر-ش:33)
    [2]. كشف المراد، ص 349، بحث نبوت
    [3]. سوره ى اسرا، آيه ى 55; هم چنين ر.ك: سوره ى بقره، آيه ى 253.
    [4]. ر.ك: بحارالانوار، ج 5، ص 236 و ج 36، ص 223.
    [5]. ر.ك: بحارالانوار، ج 46، ص 57.


    براي اطلاع بيشتر رجوع كنيد:

    عقايد استدلالي(2) ،استاد علي رباني گلپايگاني،ص55-63
    الهيات ،آيت الله جعفر سبحاني ، ج3ص155-200
    منشور عقائد اماميه،آيت الله سبحاني،ص110
    پرسمان عصمت ،حسن يوسفيان





  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بر شما و ممنون

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 8 نمایش پست
    خداوند بنا بر مصلحت و حكمت خود ، گروهي از بندگان خود را، كه معلمان بشر و هدايتگران انسان‌‌ها هستند، به نيرويي مجهّز مي‌كند كه در عين قدرت بر گناه، از آن بپرهيزند و از خطا و اشتباه مصون بمانند.
    این قسمت از پاسخ رو متوجه نشدم؟؟؟

    اگر واقعا اینطور باشه که این گروه از بندگان خاص به خاطر اینکه به نیرویی مجهز شدند که بقیه بشر به آن نیرو تجهیز نشدند، از گناه دوری می کنند؛ خب این که نوعی بی عدالتیست! چون شاید اگر من (من نوعی) هم به این نیرو مجهز بودم، همانند اونها از گناه پرهیز می کردم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 8 نمایش پست
    آية تطهير كه دربارة اهل بيت(علیهم السلام) سخن مي‌گويد، يادآور مي‌شود كه ارادة تكويني و قطعي خدا بر اين تعلق گرفته است كه آنان را از هر نوع پليدي پاك گرداند.
    اینجا هم همینطور...! اگر اداره تکوینی خداوند بر این قرار گرفته که این بزرگواران معصوم باشند، خب پس از یه عاملی برخوردار بودند که ما نبودیم. پس نباید انتظار هم یکسان باشه.

    منظورم اینه که مثلا من نوعی می تونم روز قیامت بگم: خدایا، اگر من هم به اون نیرو که اون گروه مجهز بودم، و اراده تکوینی تو بر این قرار گرفته بود که از هر پلیدی پاک باشم، خب منم معصوم می شدم..؟!

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 8 نمایش پست
    اين اراده، ارادة ويژه‌اي است؛ زيرا در غير اين صورت، اراده گسترده خواهد بود(اراده تشريعي) كه برهمگان تعلق گرفته است. از اين جهت بايد بگوييم كه مقصود، اراده تكويني و آفرينشي است كه عوامل پاكي در وجود آنان تعبيه شده، ولي در عين حال قدرت انجام گناه را از آنان سلب نكرده است.
    با عرض معذرت، این توضیح رو هم متوجه نشدم. یه جورایی برا من سنگین بود.
    اگر ممکنه با یه بیان ساده تری بفرمایید که منظورتون از این اراده چی هست.

    تشکر
    دوستي مثل يک کتابه
    فقط چند ثانيه طول مي کشه که آتيش بگيره
    ولي سالها طول مي کشه تا نوشته بشه



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 8 نمایش پست
    بى ترديد پيامبران الهى به مراتب گوناگونى از قرب و كمال دست يافته و هر كدام به جاى گاه ويژه اى بار يافته اند. چنان كه در سوره ى اسراء مى خوانيم: (وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى بَعْض)[3]; و به راستى برخى از پيامبران را بر برخى ديگر برترى بخشيده ايم.

    برترى پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) بر ديگر معصومان، به گواهى روايات فراوان، انكارناپذير است.[4]

    همه ى پيامبران الهى در چهار گونه عصمت هم سان يك ديگرند:
    الف. عصمت در دريافت وحى و ابلاغ آن
    ب. عصمت در اعتقادات
    ج. عصمت از گناهان
    د. عصمت از خطا و نسيان.

    عصمت امامان نيز تفاوت چندانى با عصمت پيامبران ندارد; جز اين كه در اين جا به جاى دريافت و ابلاغ وحى، از تبيين و توضيح معارف وحيانى سخن مى رود. نكته در خور توجه اين است كه مقصود از گناهانى كه هيچ پيامبر و امامى به گِرد آن نمى گردد، سرپيچى از مقرّراتى است كه در شريعتى آسمانى، به صورت تكليفى همگانى در آمده است. با اين حال، بسيارى از كارها كه بر همگان روا است، شايسته ى مقرّبان درگاه الهى نيست; چرا كه «حَسَناتُ الابرار سَيِّئاتُ المُقرَّبين». در اين جا است كه گاه معصومان نيز دچار لغزش مى گردند و عملى از آنان سر مى زند كه هر چند حرام شرعى نيست، امّا در خور مقام والاى معصومان نبوده، در اصطلاح
    «ترك اولى» خوانده مى شود. شمار ترك اولاى يك معصوم، يكى از معيارهايى است كه مى تواند مقدار قرب و كمالش را مشخص سازد.

    از سوى ديگر، پرهيز از گناه و ترك اولى، يگانه معيار فضيلت نيست; ميزان راز و نياز و عبادت و چگونگى بردبارى در برابر مشكلات از عوامل ديگرى است كه مى تواند معصومان را در درجات متفاوتى جاى دهد. از اين رو است كه گاه امامى معصوم، عبادات خود را در برابر حالات معنوى معصومى ديگر ناچيز مى شمارد و حسرت آن را در دل مى پروراند.[5]


    با عرض پوزش، این قسمت از پاسخ شما ارتباطی به سوال من نداشت.

    من از اثبات عصمت پیامبران و فرقش با عصمت امامان سوال نکردم.
    دوستي مثل يک کتابه
    فقط چند ثانيه طول مي کشه که آتيش بگيره
    ولي سالها طول مي کشه تا نوشته بشه



  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 8 نمایش پست
    نتيجه آنكه:

    الف) معصوم بودن از گناه تنها شامل انبياء و امامان نمي باشد و انسان هاي ديگر نيز مي توانند به مراتبي از عصمت برسند .

    .
    .
    .


    من مورد (الف) رو متوجه نشدم!!

    بقیه انسان ها هم می توانند یعنی چی؟ چطور وقتی اون نیرو و ملکه و اون اراده تکوینی که خداوند به اونها داده، به بقیه انسان ها نداده، اونوقت می تونند به درجه عصمت برسند؟

    موارد دیگر نتیجه گیری هم که پاسخ سوال من نبود. چون سوالم از دلایل عصمت پیامبران و امامان و اثباتش و فرق این دو عصمت با هم نیست.


    ویرایش توسط آهنگران : ۱۳۹۱/۰۴/۱۳ در ساعت ۰۱:۴۵
    دوستي مثل يک کتابه
    فقط چند ثانيه طول مي کشه که آتيش بگيره
    ولي سالها طول مي کشه تا نوشته بشه



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط آهنگران نمایش پست
    اگر واقعا اینطور باشه که این گروه از بندگان خاص به خاطر اینکه به نیرویی مجهز شدند که بقیه بشر به آن نیرو تجهیز نشدند، از گناه دوری می کنند؛ خب این که نوعی بی عدالتیست! چون شاید اگر من (من نوعی) هم به این نیرو مجهز بودم، همانند اونها از گناه پرهیز می کردم.
    بسيارى از افراد هنگامى كه بحث عصمت انبياء را مطالعه مى كنند، فوراً از خود سؤال مى نمايند كه مقام عصمت يك موهبت الهى است كه الزاماً به پيامبران و امامان داده شده، و هركس مشمول اين «موهبت» گردد در برابر گناه و خطا بيمه شده است، بنابراين معصوم بودن آنها فضيلت و افتخارى محسوب نخواهد شد، هر كس مشمول چنين موهبتى گردد از تمام گناهان و خطاها فاصله خواهد گرفت، و اين يك الزام الهى است.
    اینكه افرادی وجود دارند كه هیچ گناهی انجام نمی‌دهند و اصلاً هیچ انگیزه‌ای برای انجام گناه ندارند معنایش این نیست كه قدرت انجام گناه از آنها سلب شده است و اصلاً هیچ گونه اختیاری ندارند و كاملاً مجبور می‌باشند بلكه این افراد هم از نظر شناخت و آگاهی چنان قوی هستند كه زشتی هر كار بدی را مشاهده می‌كنند و هم دارای اراده بسیار قوی‌ای هستند كه مغلوب جاذبه‌های شیطانی و خلاف حق نمی‌شوند[1] انسان معصوم به خاطر تقوی و آگاهی عمیق و كامل او به آثار و عواقب گناهان و توجه به عظمت خداوند از ارتكاب معاصی خودداری می‌كند.[2]

    مصونیت معصومین در برابر گناه از مقام معرفت و علم و تقوای آنها سرچشمه می‌گیرد درست همانند پرهیز از پاره‌ای از گناهان برای فرد فرد ما كه به خاطر علم و آگاهی و معرفت آن را ترك می‌كنیم مثلاً هرگز با بدن لخت و عریان قدم در كوچه و خیابان نمی‌گذاریم عملی كه از روی اجبار صورت نگرفته بلكه كاملاً با اختیار و اراده و علم و آگاهی انجام شده است ترك گناه و خطا از صاحبان عصمت محال عادی است نه محال عقلی و محال عادی با اختیاری بودن عمل منافاتی ندارد همانطوری كه مثالی كه ذكر كردیم محال عادی است یعنی عادتاً محال است كه چنین عملی از كسی سربزند و این با اختیاری بودن این كار كاملاً سازگار است.[3]

    كوتاه سخن اينكه: سطح بالاى معرفت و ايمان انبياء كه خود يك افتخار و فضيلت است سبب افتخار و فضيلت ديگرى كه مقام عصمت است مى گردد.



  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر گفته شود آنها اين ايمان و معرفت را از كجا آورده اند مى گوئيم اين از امدادات الهى است، ولى با اين قيد كه امدادهاى الهى بى حساب نيست و لياقتهائى در اينها وجود داشته است.[4]
    برخى ازآيات، موهبتي بودن «عصمت» را به گونه اى تأييد مى كنند.

    در آيه 47سوره ى «ص» پس از يادآورى «ابراهيم» و «اسحاق» و «يعقوب» آنان را چنين توصيف مى كند:

    ( وَإِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ المُصْطَفَيْنَ الأَخْيارِ ) .
    «آنان نزد ما از برگزيدگان و نيكان مى باشند».

    در آيه 33 سوره احزاب قرآن در باره ى «اهل بيت پيامبر» مى فرمايد:

    ( ...إِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً )
    «خداوند مى خواهد پليديها را از شما اهل بيت ببرد و شما را پاك گرداند».


    خداوند پیش از آفرینش آدمیان، با علم ازلى خود مى دانست که گروهى از آنان، بیش از سایرین از اختیار خود بهره مى گیرند و حتى اگر مورد موهبت هاى ویژه قرار نگیرند، با اعمال اختیارى خود، سر آمد همگان خواهند شد این منزلتى که اینان با سیر اختیارى خویش بدان مى رسیدند، سبب گردید که خداوند، موهبت ویژه خویش را به آنان عطا نماید و ایشان را از علم و اراده اى برخوردار کند که به واسطه آن، به مصونیت کامل برسند و در پرتو آن، راهنمایانى مطمئن براى همه افراد بشر گردند. به عبارت دیگر، دلیل اعطاى چنین موهبتى، علاوه بر پاداش به خود آنها، فراهم نمودن وسایل هدایت براى سایر انسان ها است. این نکته را مى توان به خوبى از فرازهاى آغازین دعاى ندبه استفاده نمود.

    همچنین در روایتى از امام صادق(علیه السلام) در باره موهبت هاى ویژه پیامبران، چنین آمده است:

    از آنجا که خداوند به هنگام آفرینش پیامبران مى دانست که آنان از او فرمانبردارى مى کنند و تنها او را عبادت نموده، هیچ گونه شرکى روا نمى دارند [از موهبت هاى ویژه خویش، برخوردار شان ساخت]. پس اینان به واسطه فرمانبردارى از خداوند به این کرامت و منزلت والا رسیده اند.[5][6]

    از سوى ديگر اگر پيامبران مشمول چنين مواهبى شده اند به موازاتش مسئوليتهاى سنگينى بر دوش آنان گذارده شده، يا به تعبير ديگر خداوند به همان مقدار كه مسئوليت به كسى مى دهد توان و نيرو به او مى بخشد، و سپس در انجام مسئوليت او را امتحان مى كند.

    افتخار آنها در اين است كه حتى ترك اولى نمى كنند، و اين يك امر اختيارى براى آنهاست، و اگر به ندرت ترك اولى از بعضى از انبياء سرزده به همان نسبت مورد خطاب و عتاب شديد الهى، و گاه گرفتار پاره اى از محروميتها شده اند، چه فضيلتى از اين برتر و بالاتر كه آنها به خاطر اطاعت فرمان حق حتى به سراغ ترك اولى نروند.
    بنابراين افتخار انبياء در اين است كه به مقدار اين مواهب مسئوليت مى پذيرند، و حتى به سراغ ترك اولى نمى روند. و اگر در موارد استثنائى ترك اولائى از آنها سرزده به زودى جبران كرده اند.



    [1] مصباح یزدی، محمدتقی، راهنما شناسی، مركز مدیریت حوزه علمیه قم، 1367، چاپ اول، ص 157
    [2] سبحانی، جعفر، الالهیات، قم، المركز العالمی للدراسات الاسلامیه، 1411ق، چاپ دوم، ج 2، ص 162
    [3] مكارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، تفسیر موضوعی، مدرسه امام امیرالمؤمنین انتشارات هدف، 1371، چاپ اول، ج 7، ص 194
    [4]يکصد و هشتاد پرسش و پاسخ بر گرفته از تفسیر نمونه / نویسنده: آيت الله مکارم‌شیرازی و جمعي از نويسندگان، ناشر:دارالكتب الاسلاميه
    [5] بحارالانوار، ج 10، ص 170
    [6]پرسمان عصمت ، حسن يوسفيان،پرسش دوم، موسسه تحقيقات و نشر معارف اهل البيت (ع)




    ویرایش توسط اندیشمند : ۱۳۹۱/۰۴/۱۳ در ساعت ۱۹:۳۸


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط آهنگران نمایش پست
    با عرض معذرت، این توضیح رو هم متوجه نشدم. یه جورایی برا من سنگین بود.
    اگر ممکنه با یه بیان ساده تری بفرمایید که منظورتون از این اراده چی هست.
    برخي از اهل سنت در مورد آيه تطهير مي گويند معناي اراده اي كه خداوند در اين آيه مي فرمايد اراده تشريعي است.
    ارادة الهي را مي‌توان به دو نوع تشريعي و تكويني تقسيم نمود. ارادة تشريعي به فعل ديگري تعلق مي‌گيرد و بايد شخص آن فعل را با اختيار خود انجام دهد و اين ارادة خداوند شامل احكام و دستورهاي الهي مي‌شود و ممكن است از طرف بندگان نقض شود و شخص يا اشخاصي بر خلاف آن عمل نمايند كه در اين مورد مي‌توان از بسياري از احكام شريعت اسلامي نام برد.
    اما منظور از اراده تكويني اراده اي است كه به فعل خود مريد و به تكوين و ايجاد آن تعلق مي‌گيرد. بدون شك اين نوع از ارادة الهي هرگز توسط ديگران نقض نمي‌شود و مسئله اي تخلف ناپذير است.

    به تعبیر دیگر آیا خداوند فرمان داده اهل بیت گرد گناه و پلیدى ها نگردند، یا این که پاکى را در وجود آنها ایجاد کرده است؟
    کلمه «اِنَّما» دلیل بر این است که این موهبت، مخصوص خاندان پیامبر(صلى الله علیه وآله) است و جمله يريد اشاره به اراده تكوينى پروردگار است ، و گرنه اراده تشريعى ، و به تعبير ديگر لزوم پاك نگاهداشتن خويش ، انحصارى به خاندان پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) ندارد، و همه مردم بدون استثناء به حكم شرع موظفند از هر گونه گناه و پليدى پاك باشند.




صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود