جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ارواح

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    12 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ارواح




    آیا ارواح پاک و یا ارواح شرور برای برخی از امور به این دنیا وارد می شوند:Gig:




    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 3
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۴/۱۱ در ساعت ۱۳:۱۶

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط دخان نمایش پست
    آیا ارواح پاک و یا ارواح شرور برای برخی از امور به این دنیا وارد می شوند




    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 3
    با سلام و عرض ادب

    اينكه آيا ارواح مي توانند به عالم دنيا رفت و امد داشته باشند از ديدگاه روايات امري مسلم است ؛(شواهد بسياري بر اين نكته وجود دارد كه انشاءالله چند نمونه را اشاره خواهم كرد ) همانطور كه هر عملي به اذن خداوند تبارك و تعالي صورت مي پذيرد رفت و آمد ارواح به دنيا نيز فقط باذن و اراده خداوند صورت مي گيرد و اگر ارواح از جانب خداوند اذن داشته باشند قدرت بر انجام اموري را خواهند داشت .

    اما مسلما رفت و امد ارواح به دنيا جهت استكمال نفس و امثال ان نيست لذا بازگشت به دنيا جهت انجام برخي امور و به تبع آن استكما نفس امكان پذير نيست «وَ لَوْ تَرى‏ إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً إِنَّا مُوقِنُون‏ » (سجده 12) و كاش هنگامى را كه مجرمان پيش پروردگارشان سرهاشان را به زير افكنده‏اند مى‏ديدى [كه مى‏گويند:] «پروردگارا، ديديم و شنيديم ما را بازگردان تا كار شايسته كنيم، چرا كه ما يقين داريم‏.

    رابطه روح با افرادی كه در دنیا هستند، امری محال و غیرممكن نیست‌، امّا چنین نیست كه روح هر فردی بتواند با هر كسی كه بخواهد رابطه برقرار كند، چنان كه انسان‌های زنده هم نمی‌توانند با ارواح مردگان تماس بگیرند.
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آن چه مسلّم است این كه ارتباط با ارواح در عالم بیداری و خواب‌، برای برخی اتفاق افتاده :

    پیامبر اكرم به سلمان فارسی فرمود: هنگامی كه مرگت نزدیك شود، مرده‌ای با تو سخن می‌گوید در مرضی كه سلمان‌(رض‌) در آن از دنیا رفت‌، دستور داد او را به قبرستان ببرند؛ با صدای بلند بر مردگان سلام كرد و گفت‌: من سلمان فارسی هستم‌، دوست دارم یكی از شما با من سخن بگوید؛ روح مرده‌ای پاسخ او را داده گفت‌: هر چه می‌خواهی بپرس‌، سلمان پرسید:
    آیا اهل بهشتی یا دوزخ‌، گفت‌: بهشتی هستم‌، هم چنین او درباره چگونگی مرگش و اوضاع و احوال پس از مرگ‌، پرسش‌هایی نمود و پاسخ شنید، سپس فرمود او را به منزل بردند، شهادتین بر زبان جاری كردو جان به جان آفرین تسلیم نمود.[ بحارالانوار، علامه مجلسی‌، ج 22، ص 374، نشر مؤسسه وفأ، بیروت‌]

    بنابراین‌، رابطه روح مرده یا افراد دیگر، در مواردی امكان‌پذیر است‌، لكن چنین نیست كه در هر شرایطی این امر تحقق پیدا كند؛ البته از روایات استفاده می‌شود كه روح مرده در بعضی اوقات‌، به ویژه در شب و روزهایی كه انتظار مردگان برای احسان و نیكی به آن‌ها بیش‌تر است‌، مانند شب‌های جمعه و قدر، به خانوادة خود سركشی كرده التماس می‌كند كه به یاد من باشید و به من كمك كنید؛ با سیر كردن گرسنه‌ای و یا پوشاندن برهنه‌ای‌، مرا یاری كنید، لیكن چنین نیست كه بستگان وی ندای او رابشنوند، و این هشداری است كه باید به یاد مردگان بود و با انجام كارهای نیك به نیّت آن‌ها، كمی از مشكلات آن‌ها در جهان برزخ را كاهش داد.
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در مورد دیدار روح مرده از بستگان خود، روایات فراوان رسیده كه چند نمونه از آن‌ها در این جا بیان می‌شود:

    1. اسحاق بن عمّار می‌گوید: از موسی بن جعفر(ع)پرسیدم‌: آیا روح مؤمن كه مرده‌، به زیارت خانواده خود می‌آید، فرمود: آری‌، عرض كردم‌: در چه مدت و زمان‌، فرمود: به مقدار رتبه و فضیلتی كه مؤمن دارد، بعضی از آن‌ها هر روز به كسان خود سر می‌زنند، بعضی دو روز یك بار، برخی در سه روز یك مرتبه و كم‌ترین فرد مؤمن از نظر منزلت‌، در هر جمعه به بستگان و خانواده خود سركشی می‌كند، اسحاق می‌پرسد در چه ساعتی‌؟ حضرت فرمود: هنگام زوال خورشید، روح مؤمن وقتی می‌بیند بستگان او در طاعت وبندگی خدا مشغول هستند، مسرور و شادمان می‌شود.[ بحارالانوار، علامه مجلسی‌، ج 6، ص 257، نشر موسسة وفأ، بیروت‌]

    در روایت دیگر امام صادق(ع) می‌فرماید: هیچ فرد مؤمن و كافری نیست‌، مگر این كه هنگام زوال شمس‌، به خانه خود می‌آید، هنگامی كه خانواده و بستگان خود را مشغول به عمل صالح می‌بیند، مسرور می‌شود و حمد و ثنای الهی به جای می‌آورد، ولی كافر اگر خانواده خود را مشغول به كار خیر ببیند، باعث حسرت و حُزن او می‌شود، زیرا خود او به واسطه ترك اعمال خیر، گرفتار عذاب شده‌.[ همان]
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در حديثى از امام صادق (ع ) مى خوانيم :

    اِنَّ الْمـُؤْمـِنَ لَيَزُورُ اَهْلَهُ فَيَرى ما يُحِبُّ وَيُسْتَرُ عَنْهُ ما يَكْرَهُ وَاِنَّ الْكافِرَ لَيَزُورُ اَهْلَهُ فَيَرى ما يَكْرَهُ وَيُسْتَرُ عَنْهُ ما يُحِبُّ (كافى ، ج 3، ص 330) هـمـانـا مـؤ مـن بـه ديدار خانواده خود مى آيد و چيزهايى [ از كارهاى پسنديده ] را كه دوست دارد، مشاهده مى كند. ولى كارهاى ناپسند از او پوشيده مى ماند و كافر نيز به ديدار خانواده خود مى آيد و كارهاى ناپسند آنان را مى بيند و كارهاى پسنديده و خوب از ديده او پوشيده مى ماند.
    اسحاق بن عمار مى‏گويد: از امام كاظم (عليه السلام) پرسيدم، آيا ميت افراد خانواده‏اش را ديدار مى‏كند؟
    امام كاظم (عليه السلام) فرمود: آرى.
    پرسيدم: در چه مقدار از زمان ديدار مى‏كنند؟
    امام فرمود: فى الجمعه و فى الشهر و فى السنه على قدر منزلته در هر جمعه، و در هر ماه، و در هر سال، به اندازه مقامى كه آن مومن در پيشگاه خدا دارد
    پرسيدم: آنها به چه شكلى به ديدار افراد خانواده خود مى‏آيند؟
    فرمود: فى صورة طائر لطيف يسقط على جدرهم و يشرف عليهم، فان راهم بخير فرح، و ان راهم بشر و حاجه و حزن اغتم
    به شكل پرنده لطيفى كه خود را به ديوارها مى‏زند، و بر آنها اشراف پيدا مى‏كند، پس اگر آنها را در خير و خوبى بنگرد، خوشحال مى‏شود، و اگر آنها را در بدى و نياز و اندوه ببيند، غمگين مى‏گردد( بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏58، ص: 53)
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مطالعه آیات قرآن و احادیث وارده از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و تحقیق و بررسی بیشتر در آنها بیانگر این واقعیت است که کنه و حقیقت روح و نفس بر همگان مجهول بوده، بزرگان اهل تحقیق به عجز خود در این باره معترفند .
    صریح متن قرآن و روایات وارد در ذیل این آیات نشانگر این جریان تاریخی است که مشرکین یا اهل کتاب از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره حقیقت روح سؤال کردند در پاسخ آنان این آیه نازل گردید:
    «یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا» (1).
    «از تو درباره روح سؤال می کنند بگو: روح از فرمان پروردگار من است و جز اندکی از دانش به شما درباره روح داده نشده است » .
    از مجموع قرائن موجود در این آیه و ملاحظه روایات پیشوایان اسلام و نظرات دانشمندان و صاحب نظران در این مورد چنین استفاده می شود که پرسش کنندگان، از حقیقت روح آدمی سؤال می کردند، همین روح عظیمی که ما را از حیوانات جدا می سازد و برترین شرف انسانها است و تمام قدرت و فعالیت ما از آن سرچشمه می گیرد و به کمک آن زمین و آسمان را جولانگاه خود می دهیم و اسرار علوم را می شکافیم! و تا اعماق موجودات راه می یابیم! سؤال کنندگان می خواستند بدانند که حقیقت این اعجوبه عالم آفرینش چیست؟! (2).
    از آنجا که روح، ساختاری مغایر با ساختار ماده داشته، اصول حاکم بر آن غیر از اصول حاکم بر ماده و خواص فیزیکی و شیمیایی آن است . پیامبر صلی الله علیه و آله مامور می شود در یک جمله کوتاه و پرمعنی بگوید: «روح از عالم امر است » . یعنی روح خلقتی اسرارآمیز و شگفت انگیز و مرموز دارد .
    سپس برای توضیح این پاسخ در ذیل آیه وارد است که: بهره شما انسانها از علم و دانش مربوط به روح و حقیقت آن بسیار کم و ناچیز است، بنابراین جای شگفتی نیست که رازهای روح را نشناسید هرچند از همه چیز به شما نزدیک تر است (3).
    در شان نزول این آیه روایات و احادیثی از علمای بزرگ اهل سنت و پیشوایان اسلام وارد شده که یهود به طائفه قریش گفتند: از محمد صلی الله علیه و آله از سه چیز سؤال کنید، اگر از دو چیز آن پاسخ داد و از دادن پاسخ سؤال سوم خودداری کرد، بدانید که او پیامبر خدا است!
    1 . از داستان اصحاب کهف .
    2 . داستان و سرگذشت ذی القرنین .
    3 . از روح و حقیقت آن .
    کفار قریش نیز از پیامبر این سؤالات سه گانه را انجام دادند و رسول خدا صلی الله علیه و آله در پاسخ آنها فرمود:
    «غدا اخبرکم و لم یقل ان شاء الله ثم فسر قصة اصحاب الکهف و قصة ذی القرنین و ابهم قصة روح فنزل (و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا)» .
    «پیامبر در پاسخ سؤال آنها فرمود: منتظر باشید فردا پاسخ می دهم، سپس داستان اصحاب کهف و جریان تاریخی ذوالقرنین را توضیح داد ولی قصه و جریان حقیقت روح را مبهم بیان کرد و منتظر نزول آیه ای از ناحیه خداوند بود که این آیه نازل گردید: «به انسانها درباره روح و حقیقت آن اطلاعات زیادی داده نشده است » (4).
    اشکال برخی از اهل سنت به شان نزول آیه مذکور

    گرچه برخی از علمای اهل سنت به شان نزول آیه بالا که گفته شد، ایراد گرفته اند که مساله روح بالاتر و با عظمت تر از خداوند نیست پس هنگامی که شناخت خداوند ممکن است، بلکه حاصل است، پس چه نکته ای مانع از شناخت روح می شود؟ درحالی که مساله روح از مطالب سطح پائین تری برای فلاسفه و متکلمین به شمار می رود پس چگونه پیامبر حقیقت روح را نمی داند؟ درحالی که او داناترین علما و افضل فضلاء می باشد (5).
    پاسخ اشکال

    این اشکال برخی از علمای اهل سنت پاسخ های متعددی دارد:
    اولا: ذات پروردگار قابل شناسایی نیست ولی وجود او و وصف کمالاتش با دلائل عقلی و فلسفی و علمی قابل اثبات است پس تشبیه حقیقت روح به حقیقت باریتعالی صحیح نیست .
    ثانیا: به اعتراف صریح جمع کثیری از فلاسفه و ادیان بزرگ آسمانی و عقلاء، شناخت حقیقت روح برای انسانها ممکن و میسور نیست .
    و ثالثا: به اعتراف صریح قرآن در آیات مبارکه، اطلاعات انسانها درباره روح و حقیقت آن کم است .
    به هر حال، روح; ساختار مغایری با ساختار ماده دارد و اصول حاکم بر آن غیر از اصول حاکم بر ماده و خواص فیزیکی و شیمیایی آن است . از این رو پیامبر صلی الله علیه و آله مامور می شود در یک جمله کوتاه و پرمعنی بگوید: «روح از عالم امر است » . یعنی خلقتی شگفت انگیز و اسرارآمیز دارد .
    آری حقیقت و کنه روح بر همگان مجهول است و بزرگان اهل تحقیق به عجز خود در این باره معترفند تا آنجا که بزرگان و دانشمندان معروف اسلام کلام گهربار علی علیه السلام را که می فرماید:
    «من عرف نفسه فقد عرف ربه » . «کسی که خودش را بشناسد خدایش را شناخته است » . اشاره به این حقیقت دانسته اند که هم چنانکه هیچ کس به حقیقت خود نتواند دست یابد، به حقیقت ذات خداوند خود نیز نتواند دست یابد و آیه ذکر شده درباره روح «یسئلونک عن الروح الخ ... .» . نیز مبین این مطلب است که علم بشر نسبت به روح محدود است و بشر توان درک حقیقت روح را ندارد حتی اگر پیامبر صلی الله علیه و آله در صدد توضیح آن برآید .
    امام صادق علیه السلام فرمود: روح را نتوان به سنگینی و سبکی توصیف نمود، روح موجودی رقیق است (مانند هوا که فضا را اشغال می کند اما محسوس نیست) که قالبی تیره بر آن پوشانیده شده است، از آن حضرت سؤال شد آیا روح پس از آن که از بدن جدا گشت، متلاشی (ونابود) می شود یا باقی می ماند؟ فرمود: باقی است تا گاهی که در صور دمیده شود (6).
    و نیز امام صادق علیه السلام فرمود:
    «روح آمیخته به بدن نمی باشد، بلکه پوششی است که بدن را احاطه نموده و فرمود: خداوند ارواح را دو هزار سال پیش از اجسام بیافرید» ! .
    «اصبغ بن نباته » می گوید: مردی خدمت امام علی علیه السلام آمده گفت: روح چیست، آیا روح غیر از جبرئیل است؟ فرمود: جبرئیل از ملائکه بوده، قرآن می فرماید: «ینزل الملائکة بالروح من امره علی من یشاء من عباده ...» (7). «خداوند فرشتگان با روح (الهی) به فرمانش بر هرکس از بندگانش بخواهد نازل می کند ...» .
    و نیز می فرماید: «... تنزل الملائکة و الروح فیها ...» (8) «فرشتگان و (روح) در آن شب (شب قدر) به اذن پروردگارشان برای تقدیر هرکاری نازل می شوند» .
    و نیز در قرآن این آیه ذکر شده است:
    «یوم یقوم الروح و الملائکة صفا ...» (9) «روزی که (روح) و (ملائکه) در یک صف می ایستند» . پس روح غیر از ملائکه است و خداوند درباره سجده به آدم، به ملائکه که جبرئیل نیز در میان آنها بود، فرمود: «فاذا سویته و نفخت فیه من روحی » (10) ذکر شده که مراتب ارواح نورانی بشری یک روح می باشد (11).
    پس روح از جمله مخلوقات با عظمت پروردگار عالم بوده، دارای قوت و قدرت و ... بوده، ولی حقیقت آن بر انسانها مجهول مانده است .
    در تفسیر عیاشی از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نقل شده است که در تفسیر آیه: «یسئلونک عن الروح » (12). فرمود: «انما الروح خلق من خلقه و له بصر و قوة و تایید بجعله فی قلوب الرسل و المؤمنین » «روح از مخلوقات خداوند است، بینائی و قدرت و قوت دارد، خدا آن را در دلهای پیامبران و مؤمنان قرار داده است » (13).
    و در برخی از روایات که از طرق اهل بیت علیهم السلام در تفسیر آیه مذکور به ما رسیده می بینیم که روح به معنای مخلوقی برتر از جبرئیل و میکائیل معرفی شده که همواره با پیامبر و امامان علیهم السلام بوده است و آنان را در خط سیرشان از هرگونه انحرافی باز می داشت (14).

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود