جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ََشـــطـــحـــیـــات!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,279
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    4
    گالری
    98

    ََشـــطـــحـــیـــات!




    به نام خدا.
    سلام علیکم.
    شطحیات چیست؟ ( با ذکر جزئیات)



    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 6


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۴/۲۱ در ساعت ۱۲:۳۹
    امام خمینی (ره) :

    ما میگوییم تا شرک و کفر هست،مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم...


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط .:MOBAREZ:. نمایش پست
    به نام خدا.
    سلام علیکم.
    شطحیات چیست؟ ( با ذکر جزئیات)



    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 6

    باسمه تعالی
    حدیث وماجرای شطح وطامات/خیال خلوت و نور کرامات(1)
    -ابو نصر سرّاج طوسی (وفات 873 هـ) می‌گود شطح به معنی حرکت است و آسیاب را هم به این جهت مشطاح گویند که آردهمواره در آن حرکت می‌کند وچه بسا که‌ از شدت پری،از هر دو جانب،آرد سرریز گردد شطح مانند آب سرشاری است که از جویبار تنگ می‌گذرد و لذا از شدت سرشاری به طرفین سرریز کند و خرابی به بار آورد به‌ همین خاطر در این گونه مواردمی‌گویند شطح الماء فی النهر؛یعنی آب باشدت در جوی‌ جاری شد و سرریزگردید

    واز جهت مناسبت بین معنای لغوی و اصطلاحی شطح مرید سالکی هم که دچار جذبه و هیجان روحی می‌گردد،وتوان‌ و تحمل نور و نیروی آب معنا را ندارد،با سخنانی شگفت و شگرف ازیافته‌های درون، پرده برمی‌دارد و جمالی را نشان می‌دهد که جز اندکی،توان ادراک آن راندارند،این‌«سرریزهای روح»در زبان تصوف همان شطحاتست.(2) پس شطح در اصطلاح عرفا عبارت است از سخنانی که در حال فنا و بی خودی و غلبه شهود حق تعالی بر عرفا ،از آنها صادر می گردد به نحوی که در آن هنگام جز حق تعالی نمی بینند(3)و چه بسا در ظاهر مخالف عقل ،شرع ،عرف باشد
    در نتیجه منشاء شطیحات حالت وجد و مستی و بیخودی عارف می باشدکه اینگونه سخنان بر اساس اصول عرفان نظری و عملی صحیح است زیرا عارف در راه رسیدن به خدا وپیمودن منازل گوناگون و رد شدن از حجاب های ظلمانی و نورانی آهسته آهسته به جایی می رسد که غیر از وحدت چیزی را نمی بیند و این باعث می شود که وجودش الهی شود و غیر از خدا چیزی نبیند و به علت اینکه فانی در خدا شده حرف هایی می زند که حکایت از غرق شدن او در وجود حق تعالی می کند و اگر عارفی به این مقام نرسیده باشد نمی تواند این حرف ها را بزند بنابراین اگر کسی بخواهد بدون رسیدن به این مقام این کلمات را بگوید به غیر از تاریکی باطن چیزی برای او ندارد (4)
    البته شطحیاتی که از عرفا سر می زند دلالت بر نقصان وجودی انها می کند و شاهدش ائمه دینمان و حضرات معصومین علیهم السلام هستند با اینکه در اوج کمال و معرفت نسبت به حق تعالی بودند ولی هرگز شطحیاتی مانند انا الحق ،لیس فی جبتی غیر الله .....از آن بزرگواران صادر نشده است لذا حضرت علامه حسن زاده آملی در آثارشان بیان می دارند :
    شطحیاتی که از اکابر علما و اعاظم عرفا و افاخم حکما و اماجد سلاک مشاهده می شود دلیل بر عظمت وسعه وجودی پیغمبر و آلش وهمه سفرای الهی است که با آنهمه مقامات علمی و رویت ملکوت وقدرت تصرف بر ماده کائنات یک جمله شطح از آنها دیده نشده است (فتدبر)(5)
    و یا حضرت امام خمینی (ره)فرموده اند :و الشطحیات کلها من نقصان السالک و السلوک (شطحیات جملگی از نقصان سالک وسلوک است (6)
    پی نوشت
    1- شبستری در گلشن راز
    2- اللمع،ص 404
    3- تاج العروس; ط مصر، 2/172
    4آشتیانی -سید جلال الدین شرح مقدمه قیصری ص 389 -
    5- هزار ویک نکته -نکنه 260
    6- مصباح الهدایة ص 207



    ]

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۱/۰۴/۲۵ در ساعت ۰۱:۴۴


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,426
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    22 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    28

    ارزیابی و منشا شطحیات از دیدگاه عرفا و دانشمندان




    به نام خدا

    بسیاری از عرفا، منشا شطحیات را حالت وجد و مستی و بی خودی عارف می دانند، و آن را به عنوان نشانه کمال و عظمت و وصول ذکر می کنند، و جمله های بالا و بلند در مورد آن به کار می برند، از قبیل "غلبه شهود حق" "غلبه سلطان حقیقت" و امثال این عبارات که مختصری از آنها را در اوایل بحث ملاحظه فرمودید.

    مولوی حکایت "سبحانی ما اعظم شانی" گفتن با یزید را آورده و آن را با کرامتی از وی نیز مقرون ساخته است:

    با مریدان آن فقیر محتشم با یزید آمد که نک یزدان منم
    گفت مستانه عیان آن ذوفنون لااله الاانا ها فاعبدون
    چون گذشت آن حال و گفتندش صباح تو چنین گفتی و این نبود صلاح
    گفت این بار ار کنم این مشغله کاردها در من زنید آن دم هله
    حق منزه از تن و من با تنم چون چنین گویم بباید کشتنم
    چون وصیت کرد آن آزاد مرد هرمریدی کاردی آماده کرد
    مست گشت او باز از آن سغراق زفت آن وصیتهاش از خاطر برفت
    عقل آمد نقل او آواره شد صبح آمد شمع او بیچاره شد
    تا آنجا که می گوید:
    چون همای بیخودی پرواز کرد آن سخن را با یزید آغاز کرد
    عقل را سیل تحیر در ربود زان قویتر گفت کاول گفته بود
    نیست اندر جبه ام الا خدا چندجویی در زمین و در سما
    آن مریدان جلمه دیوانه شدند کاردها در جسم پاکش می زدند
    هر یکی چون ملحدان گرد کوه کارد می زد پیر خود را بی ستوه
    هر که اندر شیخ تیغی می خلید باژگونه او تن خود می درید
    یک اثر نی بر تن آن ذوفنون وان مریدان خسته در غرقاب خون
    هر که او سوی گلویش زخم برد حلق خود ببریده دید و زار مرد
    وانکه او را زخم اندر سینه زد سینه اش بشکافت شد مرده ابد
    وآنکه آگه بود از آن صاحب قران دل ندادش که زند زخم گران. مثنوی; ط کلاله خاور، دفتر چهارم، ص 249.

    ...



    به نام خدا

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,426
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    22 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    28



    به نام خدا
    ...

    گروهی از دانشمندان بر صاحبان شطحیات خشمگین شدند. حتی تا به مرز تکفیر پیش رفتند.
    در این میان ، برخی از بزرگان اهل عرفان، صدور جملاتی مانند "سبحانی ما اعظم شانی" و امثال اینها را از با یزید و اقران او منکر شدند، یا محمل صحیح برای آنها تصور کردند.
    صدرالمتالهین می فرماید: "و اما ابویزید البسطامی فلایصح ماحکی عنه لالفظا ولا مفهوما و معنی. و ان ثبت انه سمع منه ذلک، فلعله کان یحکی عن الله تعالی فی کلام یردد فی نفسه، کما لو سمع منه و هو یقول: انا الله لااله الا انافاعبدونی. فانه ما کان ینبغی ان یقال ذلک الا علی سبیل الحکایة. "
    ترجمه: و اما ابویزید بسطامی، آنچه را که از او نقل می کنند صحیح نیست، نه از حیث لفظ، و نه از حیث مفهوم و معنا، و اگر ثابت شود که آن جمله از او شنیده شده، می توان گفت که او آن جمله را از قول خدای تعالی با خود تکرار می کرده، مانند اینکه از او شنیده باشند که از قول خدا می گوید: اناالله لااله الا انافاعبدونی، پس براستی سزاوار و جایز نیست که این جمله جز بر سبیل حکایت گفته شود.
    غزالی در صحت صدور آن جمله مشهور از بایزید با شک و تردید سخن گفته، و در صورت فرض صحت صدور، سه محمل صحیح برای آن ذکر کرده که خلاصه و عصاره آن محامل چنین است:
    اول - اینکه او آن جمله را بر سبیل حکایت از خداوند گفته، و این همان محملی است که از صدرالحکما نقل کردیم.
    دوم - اینکه او خود را از دام شهوات و نفسانیات رها ساخته و با قدم معرفت از موهوم و. . . گذشته بود، پس باشد که با گفتن "سبحانی" اشاره به تنزه نفس خود، و با گفتن "ما اعظم شانی" اشاره به عظمت شانش نسبت به شان سایر خلق که مانند او نیستند کرده باشد.
    سوم - آن جمله در حال سکر و غلبه حال از او صادر شده، و این همان محملی است که از صاحبان عین الرضا نسبت به شطحیات نقل گردید. عبارات غزالی چنین است:
    "و قول ابی یزید ان صح عنه سبحانی ما اعظم شانی: اما ان یکون ذلک جاریا علی لسانه فی معرض الحکایة عن الله تعالی، کما لوسمع و هو یقول: لااله الا انافاعبدنی. لکان یحمل علی الحکایة، و اما ان یکون قد شاهد کما لاحظه من صفة القدس، علی ما ذکرنا فی الترقی بالمعرفة عن الموهومات و المحسوسات و بالهمة عن لحظوظ و الشهوات، فاخبر عن قدس نفسه فقال: سبحانی، و رای عظم شانه بالاضافة الی شان عموم الخلق فقال: ما اعظم شانی. . . و یکون قدجری هذااللفظ علی لسانه فی سکر و غلبة حال"المقصد الاسنی; ط مصر، ص 149

    ...

    به نام خدا

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,426
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    22 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    28



    به نام خدا

    نظر مبارک امام

    پیش از بیان نظر امام - رضوان الله تعالی علیه - ذکر یک مطلب ضرورت دارد، و آن اینکه عرفا به چهار سیر یا چهار سفر معتقدند به این ترتیب:
    السفر من الخلق الی الحق. السفر بالحق فی الحق. السفر من الحق الی الخلق بالحق. السفر فی الخلق بالحق.
    و این همان اسفار اربعه است که بر لسان اهل عرفان دائر و سائر است.
    عارف کامل آقا محمد رضا قمشه ای - رضوان الله تعالی علیه - که حضرت امام از او به عنوان "شیخ مشایخنا" یاد می کند، رساله ای در تحقیق اسفار اربعه معمول داشته است. این رساله (تا آنجا که این فقیر می داند) بار اول در آخر شرح هدایه ایثریه صدرالمتالهین، چاپ سنگی شیخ احمد شیرازی، و بار دوم در اول اسفار چاپ جدید به طبع رسیده است. حضرت امام - قدس سره - در اواخر "مصباح الهدایه" ملخص رساله اسفار اربعه عارف قمشه ای را آورده، سپس نظر خود را در مورد اسفار اربعه ذکر کرده و در ضمن همان بیان، رای خود را در مورد شطحیات اظهار فرموده است.
    بنابراین نیست که در این وجیزه به ذکر تمام مطالب امام یا آقا محمد رضا در خصوص اسفار اربعه پرداخته شود، بلکه همان طور که از عنوان مقاله پیداست، تنها به ذکر محل شاهد یعنی بیان نظر حضرت امام در مورد شطحیات مبادرت می شود.
    در اوایل این وجیزه گفتیم که بسیاری از اهل عرفان منشا شطحیات را حالت مستی و بیخودی عارف می دانند، و گروهی از آنان عقیده بر این دارند که آن نشانه کمال و عظمت و وصول است. اکنون جای مناقشه روی این مطلب نیست، و برای اینکه این مختصر، مطول نگردد، بعضی از مطالب را مسکوت می گذاریم، ولی می گوییم: با دقت در سخنان امام نکته بسیار باریک به دست می آید، و پرده دیگری از این راز برداشته می شود، و آن اینکه به نظر حضرت امام، مستی و وجد و غلبه حال، قرار گرفتن عارف در آخر سفر اول، یا وارد شدن او در سفر دوم، منشا اصلی و مستقل صدور شطحیات نیست. امام پس از اینکه بیانی در مورد سفر اول و دوم ایراد می فرماید، اشاره به عامل اصلی و منشا صدور شطحیات می کند و آن را نقصان سالک و سلوک می داند: "والشطحیات کلها من نقصان السالک و السکوک. (1) "

    سپس به یک اصل مهم اشاره کرده و می فرماید: "ولذلک بعقیدة اهل السلوک لابد للسالک من معلم یرشده الی طریق السلوک، عارفا کیفیاته غیر معوج عن طریق الریاضات الشرعیة، فان طرق سلوک الباطنی غیر محصور و بعدد انفاس الخلائق. "
    ترجمه: و از اینجاست که به عقیده اهل سلوک، سالک باید معلم و استادی داشته باشد که راه سلوک را به او نشان دهد، استادی که کیفیات سلوک را بشناسد، و سالک را از راه ریاضات شرعی منحرف نسازد، زیرا راههای سلوک باطنی نامحدود و به عدد نفسهای آفریده هاست.
    بیان امام در مورد استاد، حاوی نکات عمیق و اشارات علمی و عملی فراوان است. اگر این قسم از سخن حضرت امام به قلم یک صاحبنظر (نه راقم این سطور که اصلا اهلیت ندارد) شرح گردد، خود رساله ای می شود. مسئله استاد مهم است، ریاضت، شرعی و غیر شرعی دارد، اگر ریاضتی را به دستور غیر اهل متحمل شدیم و آثاری را نیز مشاهده کردیم، نباید دل به آن آثار خوش داریم، زیرا اثر من حیث هو اثر که مطلوبیت ندارد، سم هم اثر دارد، ریاضات شرعیه منتهی به نور است، اگر کسی به آنجا برسد، دستش را می گیرند و غریب نوازی می کنند، تادیب لازم در حضرت ربوبیت را یادش می دهند، چنانکه ماثورات بیت وحی و عصمت این حقیقت گواه، و سخن در این مرحله زیاد است.
    برگردیم به مسئله شطحیات. ناگفته نماند سخنی که از اهل عرفان در علت و منشا صدور شطحیات نقل کردیم که عبارت باشد از حالت مستی و بیخودی، یا تعاریفی که در کتب و رسایل از شطحیات شده، خلاصه ای از گفتار آنان در این خصوص است. به طور مسلم اهل عرفان مطالبی در مورد علل خود مستی و بیخودی دارند. مانند انتهای سفر اول و عروض حالت محو به سالک، و مطلب دیگر، و گفتیم که بنا نیست به آن مطالب پرداخته شود، نکته مهم و ظریف مستفاد از بیان حضرت امام این است که آن بزرگمرد علم و عرفان، مجموعه عوملی را که گروهی از اهل عرفان منشا صدور شطح می دانند، علت و منشا مستقل نمی داند، چنانکه پیش از این به آن اشاره شد، و تاکید این فقیر روی مفهوم کلمه (مستقل) است، پس به قول علما "فتامل".

    بیان دیگری از حضرت امام

    در جای دیگر کتاب می فرماید: "و ما وقع من الشطحیات من بعض اصحاب المکاشفة والسلوک و ارباب الریاضة فهو لنقصان سلوکهم." (2)

    ترجمه: شطحیاتی که از بعضی از صاحبان مکاشفه و سلوک و صاحبان ریاضت واقع شده، به علت نقصان سلوکشات بوده است.



    1.مصباح الهدایة، ص 207
    2.همان; ص 111

    مطالب ارسالی برگرفته شده از سایت حوزه ،
    پدید آورنده : حجت الاسلام و المسلمین فاطمی نیا

    یا علی(ع)

    به نام خدا

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,279
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    4
    گالری
    98



    الان باید شطحیات رو برای عارفان یک امتیاز به حساب بیاوریم یا یک نقص؟

    امام خمینی (ره) :

    ما میگوییم تا شرک و کفر هست،مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم...

  8. تشکرها 2


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط .:MOBAREZ:. نمایش پست
    الان باید شطحیات رو برای عارفان یک امتیاز به حساب بیاوریم یا یک نقص؟
    باسمه تعالی
    باسلام:
    با توجه به مطالب مطرح شده شطحیات یک نوع نقص است وهمان طور که عرض شد شاهدش دعاها وبیانات امامان دینمان علیهم السلام است با این که در عالی ترین مرحله عرفان بودند ولی اصلا ذره ای شطح از آن بزرگواران سر نزده است
    موفق باشید

    موفق باشید



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط .:MOBAREZ:. نمایش پست
    الان باید شطحیات رو برای عارفان یک امتیاز به حساب بیاوریم یا یک نقص؟
    باسمه تعالی
    باسلام:
    با توجه به مطالب مطرح شده شطحیات یک نوع نقص است وهمان طور که عرض شد شاهدش دعاها وبیانات امامان دینمان علیهم السلام است با این که در عالی ترین مرحله عرفان بودند ولی اصلا ذره ای شطح از آن بزرگواران سر نزده است
    موفق باشید


  11. تشکرها 2


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسمه تعالی

    جمع بندی

    شطحیات

    پرسش:

    شطحیات چیست؟





    پاسخ:

    حدیث وماجرای شطح وطامات/خیال خلوت و نور کرامات(1)


    -ابو نصر سرّاج طوسی (وفات 873 هـ) می‌گود شطح به معنی حرکت است و آسیاب را هم به این جهت مشطاح گویند که آردهمواره در آن حرکت می‌کند وچه بسا که‌ از شدت پری،از هر دو جانب،آرد سرریز گردد شطح مانند آب سرشاری است که از جویبار تنگ می‌گذرد و لذا از شدت سرشاری به طرفین سرریز کند و خرابی به بار آورد به‌ همین خاطر در این گونه مواردمی‌گویند شطح الماء فی النهر؛یعنی آب باشدت در جوی‌ جاری شد و سرریزگردید

    واز جهت مناسبت بین معنای لغوی و اصطلاحی شطح مرید سالکی هم که دچار جذبه و هیجان روحی می‌گردد،وتوان‌ و تحمل نور و نیروی آب معنا را ندارد،با سخنانی شگفت و شگرف ازیافته‌های درون، پرده برمی‌دارد و جمالی را نشان می‌دهد که جز اندکی،توان ادراک آن راندارند،این‌«سرریزهای روح»در زبان تصوف همان شطحاتست.(2) پس شطح در اصطلاح عرفا عبارت است از سخنانی که در حال فنا و بی خودی و غلبه شهود حق تعالی بر عرفا ،از آنها صادر می گردد به نحوی که در آن هنگام جز حق تعالی نمی بینند(3)و چه بسا در ظاهر مخالف عقل ،شرع ،عرف باشد
    در نتیجه منشاء شطیحات حالت وجد و مستی و بیخودی عارف می باشدکه اینگونه سخنان بر اساس اصول عرفان نظری و عملی صحیح است زیرا عارف در راه رسیدن به خدا وپیمودن منازل گوناگون و رد شدن از حجاب های ظلمانی و نورانی آهسته آهسته به جایی می رسد که غیر از وحدت چیزی را نمی بیند و این باعث می شود که وجودش الهی شود و غیر از خدا چیزی نبیند و به علت اینکه فانی در خدا شده حرف هایی می زند که حکایت از غرق شدن او در وجود حق تعالی می کند و اگر عارفی به این مقام نرسیده باشد نمی تواند این حرف ها را بزند بنابراین اگر کسی بخواهد بدون رسیدن به این مقام این کلمات را بگوید به غیر از تاریکی باطن چیزی برای او ندارد (4)
    البته شطحیاتی که از عرفا سر می زند دلالت بر نقصان وجودی انها می کند و شاهدش ائمه دینمان و حضرات معصومین علیهم السلام هستند با اینکه در اوج کمال و معرفت نسبت به حق تعالی بودند ولی هرگز شطحیاتی مانند انا الحق ،لیس فی جبتی غیر الله .....از آن بزرگواران صادر نشده است لذا حضرت علامه حسن زاده آملی در آثارشان بیان می دارند :
    شطحیاتی که از اکابر علما و اعاظم عرفا و افاخم حکما و اماجد سلاک مشاهده می شود دلیل بر عظمت وسعه وجودی پیغمبر و آلش وهمه سفرای الهی است که با آنهمه مقامات علمی و رویت ملکوت وقدرت تصرف بر ماده کائنات یک جمله شطح از آنها دیده نشده است (فتدبر)(5)
    و یا حضرت امام خمینی (ره)فرموده اند :و الشطحیات کلها من نقصان السالک و السلوک (شطحیات جملگی از نقصان سالک وسلوک است (6)
    پی نوشت
    1- شبستری در گلشن راز
    2- اللمع،ص 404
    3- تاج العروس; ط مصر، 2/172
    4آشتیانی -سید جلال الدین شرح مقدمه قیصری ص 389 -
    5- هزار ویک نکته -نکنه 260
    6- مصباح الهدایة ص 207




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود