صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شفاعت یا پارتی؟؟؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۶
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شفاعت یا پارتی؟؟؟




    من تازه گیها اومدم توی کانون وعضو شدم وخیلی خوشحال شدم از اینکه می بینم جایی پیدا شده که فقط توش بحثهای قرآنی مطرح میشود و باید دست مریزاد گفت به مدیران این کانون.
    سوالی که برای من مطرح است اینه که موضوع عدالت خداوند و شفاعت بندگان چطور با هم جمع می گردند .منکه نمیتونم قبول کنم .از طرفی می گوییم خدا عادل است و از طرفی هم بحث شفعات برخی انسانها را پیش می کشیم و در صورتی که عدالت به این معناست که همه بندگان نزد خدا برابر هستند و فقط اعمال انسانهاست که ارزش آنها را بالا میبرد .که پاداش کار خوبشان را هم از خدا می گیرند .پس دیگه شفاعت کردن چه معنایی دارد؟؟؟؟

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    نقل قول : شفاعت یا پارتی؟؟؟




    دوست عزیز خدمت شما سلام عرض می کنم و ورود شما را به کانون گفتما ن قرآن تبریک عرض می کنم ....
    امّا راجع به سوالتون باید عرض کنم که ::
    شـفـاعـت در لـغـت بـه مـعـنـى ضميمه كردن چيزى به چيز ديگر و جفت نمودن آن است و دراصطلاح مذهبى به معنى كمك كردن اولياى خدا ( پيامبران , امامان و مردم صالح ودرستكار ) براى نجات افرادى است كه در طول زندگى مرتكب لغزش‌هايى شده اند .
    الـبته كمك به نجات افراد گنهكار دو صورت دارد : يك شكل آن به اصطلاح پارتى بازى و ظلم و ستم و تبعيض نارواست و شكل ديگر آن يك نوع درس تربيت , روزنه اميدو وسيله تكامل مى باشد . اگر افرادى كه مورد شفاعت واقع مى شوند هيچ گونه شايستگى نداشته باشند , و درعين حال به آنها بدون جهت كمك شود و بر ديگران مقدم گردند , اين كار يك نوع تبعيض ناروا و تشويق مردم به گناه و تامين دادن به آنها در برابر جنايات است . ايـن هـمـان شـفـاعـت غلط و ناروايى است كه بايد گفت موجب جرات جنايتكاران از انجام هيچ جنايتى كوتاهى نكنند , ولى مسلما هدف آيات , اين نوع شفاعت نيست كه عقل وخرد آن را محكوم مى كند .

    ولـى اگـر بـعـضـى از گناهكاران به خاطر پيوندهاى معنوى كه با خدا داشتند و به خاطر ارتباط ايمانى كه با اولياى پروردگار برقرار ساخته بودند مورد كمك شفيعان روز رستاخيز قرار گيرند , در اين صورت نويد شفاعت نه تنها موجب تشويق و مستلزم تبعيض ناروا نيست , بلكه عين عدالت و وسيله تربيت و بازگشت افراد گنهكار ازنيمه راه است .


  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    نقل قول : شفاعت یا پارتی؟؟؟




    قابل توجه آقا یا خانم نسیم بزرگوار::::
    هـمـان طـور كه قرآن مجيد بيان مى كند , شفاعت اولياى خدا منوط به اذن پروردگار جهان است و تا اجازه خدا نباشد هيچ كس نمى تواند شفاعت نمايد ,ناگفته پيداست كه اذن خـدا بـى جـهـت و بـدون حكمت نخواهد بود ; در اين صورت بايد گفت اذن خدا شامل حال كـسـانى مى شود كه براى عفو و اغماض شايستگى دارند و اگر در طول زندگى لغزش و گناهى داشـتـنـد بـه مـرحله پرده درى و طغيان نرسيده و اگر رابطه خود رادر بعضى از جهات ضعيف كـرده اند , ولى بكلى آن را از بين نبرده اند , چنين افرادى كه پيوندهاى گوناگون خود را با حق و حقيقت نگسسته اند مشمول و شايسته شفاعت مى شوند. نويد شفاعت با اين شرط خود هشدارى است به افرادى كه گاهى مرتكب گناه مى شوند كه بهوش بـاشند و هر چه زودتر از ادامه گناه باز گردند و همه پيوندها را پاره نكنندو پرده ها را ندرند و از شعاع شفاعت دور نگردند كه در غير اين صورت , راه نجاتى براى آنان نخواهد بود . هـمـين احساس و توجه , در بازگشت افراد گناهكار به راه حق و تجديد نظر دربرنامه هاى غلط مـوثـر مـى گـردد و در حـقـيقت , روزنه اميدى براى پاك ساختن برنامه زندگى از نقاط تاريك محسوب مى شود .

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    نقل قول : شفاعت یا پارتی؟؟؟




    تجربه نشان داده است كه اگر روزنه اميدى به روى افراد مجرم گشوده و احساس نمايند كه اگر در برنامه غلط نارواى خود تجديد نظر كنند , راه نجاتى براى آنهاهست , در اين صورت بسيارى از آنان از بيراهه به راه باز مى گردند .
    در قـوانـيـن جـزايـى و كيفرى جهان , قانونى به نام عفو زندانيان و مجرمان بزرگ ومحكومان به حـبـس ابـد وجـود دارد ; نـكـته آن اين است كه روزنه اميدى براى اين افراد باز شود و در برنامه زنـدگـى خـود تـجـديد نظر نمايند و اگر اين روزنه نبود ,علت نداشت كه در همان محيط آرام بنشينند و دست به جنايت نزنند زيرا بالاتر ازسياهى ( زندان ابد ) رنگى نيست .
    شـفـاعـت دربـاره افـراد لايق و شايسته جز روزنه اميد براى امكان تجديد حيات دينى واخلاقى , چـيـزى نـيست و مخصوص كسانى است كه روابط خود را با خدا و اولياى دين حفظكرده اند ولى كـسى كه داراى اعمال نيك نبوده و از ايمان به خدا بهره نداشته باشد و عمرى در گناه و فساد به سر برده است هرگز مشمول شفاعت نخواهد بود . فرق اين دو گروه را مى توان در ضمن مثالى مجسم ساخت :فرض كنيد سربازانى مامور گشودن دژى بـر فـراز كوهى مى باشند و گشودن آن دژ , درحفظ كشور آنان از تجاوز خارجى فوق العاده مـوثـر اسـت ; فـرمـانـده ماهر و ورزيده ,وسايل لازم براى صعود و گشودن دژ را در اختيار آنان مى گذارد و فرمان بالا رفتن را صادر مى نمايد . آن گروه از سربازان بى انضباط و ترسو كه گوش به فرمان فرمانده نداده و در پايين كوه مى مانند هـيـچ گـاه مـشـمول حمايت او نمى گردند , اما آن گروهى كه فداكارند و به سرعت از كوه بالا مـى رونـد , اگـر در ميان آنان افرادى ضعيف و ناتوان باشند و دربعضى از گذرگاهها بلغزند , يا صـعود و بالا رفتن به تنهايى در بعضى از نقاط حساس كوه براى آنها مشكل باشد , فرمانده دلسوز مراقب حال آنان بوده و در نقاط حساس به آنها كمك كرده و از لغزشگاه عبورشان مى دهد . ايـن نـوع مـراقـبـت و كـمك , يك نوع شفاعت است و از آن افرادى است كه در مسير هدف گام بـرمـى دارنـد و اشـكالى ندارد كه فرمانده دلسوز پيش از صعود به كوه , اين مطلب را اعلام كند و بگويد اگر شما در نقاط حساسى از صعود باز بمانيد از كمك هاى بى دريغ من محروم نخواهيد ماند و من با تمام قوا كوشش مى كنم كه شما را در اين هدف كمك كنم . يـك چـنـين اعلام قبلى , افراد را براى كار دلگرم كرده و نور اميد را در دل آنان پديد مى آورد و بر قدرت و پايدارى آنان مى افزايد و در حقيقت يك نوع تربيت ووسيله تكامل است . آيا اگر شفاعت يك نوع كمك به نجات افراد در زمينه هاى مساعد باشد , مستلزم تبعيض نارواست و يا ترجيح بدون دليل و تشويق به گناه و پارتى بازى بى جهت محسوب مى شود.
    البته يك نكته مهمّ را بايد در آخر مطالب خودم بايد ياد آوري كنم::: كه خداوند با دادن مقام شفاعت به برخي از بندگان خويش ارزش ومنزلتي به آنها داد ،كه در پرتو زندگي نيك واعمال صالح شان بدست آورده اند.در حقيقت بايد گفت كه خداوند با دادن اين مقام به آنها قصد نشان دادن جايگاه رفيع آنها نزد خود و بها دادن آنها آنان در نزد بندگان خويش مي باشد


  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۶
    نوشته
    29
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : شفاعت یا پارتی؟؟؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط شهسوار نمایش پست
    سلام آقای مشکات بزرگوار
    توی این بحث یک سوالی برای بنده پیش اومده
    اینکه::اصل شفاعت به چه معناست؟؟؟
    دوست دارم مفصّل در این باره توضیح بدهید

  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    نقل قول : شفاعت یا پارتی؟؟؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط شهسوار نمایش پست
    دوست دارم مفصّل در این باره توضیح بدهید
    شهسوار بزرگوار سلام
    امیدوارم که حالتون خوب باشه
    امّا پاسخ سوال شما::
    شفاعت از ماده «شفع»، به معناى ضميمه کردن چيزى به مثل اوست (ضَمُّ الشىء الى مثله); از اين عبارت روشن مى شود که بايد نوعى شباهت و همانندى ميان آن دو باشد، هر چند تفاوت هايى نيز در ميان آن ها ديده شود.
    فرض كنيم كه كسي توي دريا در حال غرق شدن باشد ،وغريق نجات بخواهد كه او را نجات دهد ،غريق با اين اميد كه امكان نجات دادن شخص هست جان خود را به خطر انداخته واقدام به نجات شخص در حال غرق شدن مي كند ..در حالي كه اگر روزنه اميدي به نجات شخص غرق شده نباشد، غريق نجات نيز جان خويش را به خطر نينداخته واقدامي نمي كند.ويا اگر بين آندو وجه اشتراكي نباشد ،مثلا اگر كاميون در دريا افتاده باشد ،در اينجا ديگر از نجات غريق كاري بر نمياد لذا اقدام او براي نجات آن كاميون ،كاري بيهوده است.
    پس در اينجا بين شخص در حال غرق شده و غريق نجات يك وجه اشتراكي مانند توان نجات دادن ويا وجود برخي اسباب نجات بايد وجود داشته باشد تا اقدامي براي نجات شخص صورت گيرد وگرنه اگر هيچ روزنه اميدي به نجات موجود نباشد ،اقدام براي نجات نتيجه مثبتي نخواهد داشت.
    شفاعت در قرآن نيز بهمين صورت مي باشد يعني شفاعت در قرآن، يعنى شخص گنه کار به خاطر پاره اى از جنبه هاى مثبت (مانند ايمان يا انجام دادن بعضى از اعمال صالح) شباهتى با اولياى خدا پيدا کند و آن ها با عنايات و کمک هاى خود او را به سوى کمال سوق دهند و از پيشگاه خدا تقاضاى عفو کنند. حقيقت شفاعت، قرار گرفتن موجودى قوى تر و برتر، در کنار موجودى ضعيف تر و کمک کردن به او براى پيمودن مراتب کمال است.به اين خاطر، در بحث شفاعت، بر خلاف تصور عاميانه که فکر مى کنند نوعى پارتى بازى و رابطه مندى است، نوعى شباهت و همانندى بايد ميان آن دو موجود باشد و شخص گنه کار، به خاطر پاره اى از جنبه هاى مثبت، شباهتى با اولياى خدا پيدا مى کند و با عنايت آن ها مسير خود به سوى کمال را مى پيمايد.•
    شفاعت به معناى صحيح آن بر محور دگرگونى و تغيير موضع «شفاعت شونده» دور مى زند; يعنى شخص شفاعت شونده موجباتى فراهم مى سازد که از يک وضع نامطلوب و در خور کيفر بيرون آمده و به وسيله ارتباط با شفيع خود را در وضع مطلوبى قرار دهد که شايسته و مستحق بخشودگى گردد و ايمان به اين نوع شفاعت در واقع يک مکتب عالى تربيت و وسيله اصلاح افراد گناهکار و آلوده، و بيدارى و آگاهى است.


  11. تشکرها 2


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    نقل قول : شفاعت یا پارتی؟؟؟




    شفاعت در قيامت بر اساس شرايط ويژه اى و استحقاق و لياقت افراد انجام مى گيرد و هر کس آن شرايط را داشت، شفاعت شامل حال او مى شود، در غير اين صورت شفاعت شامل حال او نمى شود. از شرايط شفاعت ايمان، محبت اهل بيت، رضايت خداوند متعال و... مى باشد! چنان که قرآن کريم مى فرمايد: «ولا يَشفَعونَ اِلاّ لِمَنِ ارتَضى» (انبياء،28) کسى مورد شفاعت قرار مى گيرد که مقام ارتضاء ]خشنودى خداوند[ را داشته باشد.» و در جايى ديگر مى فرمايد: «آن ها ]عهد شکنان و مجرمان[ هرگز مالک شفاعت نيستند، مگر کسى که نزد خداوند رحمان، عهد و پيمانى دارد.» (مريم،87)

    شفاعت اساساً تفضل خداوند مهربان نسبت به بندگانش است، در شفاعت پايمال شدن حق کسى در کار نيست تا نتيجه آن ظلم باشد و اگر شفاعت شامل حال کسى که شرايط لازم را ندارد نشود بى عدالتى نيست، بلکه تفضّل و عنايت خداوند شامل حال او نشده است; به عنوان مثال در مورد فقدان شرايط اگر در اداره اى بر اساس شرايط و ضوابطى گزينش و استخدام دارند، و عده اى که شرايط لازم را دارند پذيرفته شوند و عده اى هم که شرايط لازم را ندارند، پذيرفته نشوند، عاقلان هرگز تصور بى عدالتى را در اين باره نمى کنند، چون آن هايى که پذيرفته نشده اند، در واقع شرايط لازم را نداشته اند.•شفاعت باعث تجّرى بر گناه نمى شود، چون حريم شکنى آگاهانه و جرأت پيدا کردن بر معصيت از امورى است که ممکن است باعث از بين بردن شايستگى فرد براى مشمول شفاعت شدن شده، بلکه شفاعت از يأس از رحمت خدا جلوگيرى مى کند. و در صورت نبودن آن، فرد گنهکار گناه را با جرأت و وسعت بيش ترى انجام مى دهد چون همه راه هاى سعادت را در مقابل خود بسته مى بيند.


  13. تشکرها 2


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۶
    نوشته
    29
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : شفاعت یا پارتی؟؟؟




    سوالی که برای بنده به وجود آمده این هست که آيا اسلام اجازه خودكشي را به كسي كه هيچ روزنه اميدي در زندگي خود ندارد،ميدهد يا خير؟؟؟ وآیا اصلا شفاعت در قیامت شامل چنین افرادی نیز می شود؟

  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما نقل قول : شفاعت یا پارتی؟؟؟




    بنام خدا
    جناب شهسوار بزرگوار اجازه میخوام پاسخ شما را از نقل یک داستان آغاز کنم:
    حضرت ايوب مردي نيکوکار ،داراي اموال زياد و فرزندان بسياري بود .روزي يکي از غلامان ايوب آمد و گفت :عدّه اي غلامان تو را کشته اند و گاوها را به غارت برده اند.چند لحظه بعد غلام ديگري آمده وگفت:آتش عظيمي از آسمان فرود آمده و همه چوپانان وگوسفندان تو در آتش سوختند، غلام سوّمي آمد وگفت :ساربانان کشته شدند و شترانت به غارت رفتند،در اين هنگام مردي با عجله اومد نزد ايوب وگفت:اي ايوب فرزندانت به خوردن غذا مشغول بودند ،ناگهان سقف بر سر آنان خراب شده و همه شان مردند .حضر ت ايوب در اين هنگام با کمال مقاومت ،صبر وتحمّل کرده وسر به سجده نهاده وعرض کرد:{اي خدا!اي آفريننده شب وروز،برهنه به دنيا آمدم وبرهنه به سوي تو مي آيم ،پروردگارا !خودت به من دادي وخودت هم از من پس گرفتي،بنابراين هرچه تو بخواهي خوشنودم}.ايوب به درد پا مبتلاء شد،ساق پايش زخم شده وبه بيماري بسيار سختي دچار گرديد که قدرت حرکت نداشت .هفت يا هفده سال با اين وضع در سنّ 80سال (نه در جواني)زندگي کرد وهمواره به شکر خدا مشغول بود.او چهارتا همسر داشت که سه تا از همسرانش او را تنها گذاشتند و رفتند ،تنها يکي از آنان به نام «رحمه» به او وفادار ماند.کا ر ايوب به جايي رسيد که او را از محل سکونتش بيرون کردند وآواره بيابان شد وحتِّي در اواخر همسر چهارمش نيز اورا تنها گذاشت .حضرت ايوب با همه اين مشکلات ،اظهار نارضايتي نکرد ،زبان حالش با خدا اين بود::
    تو را خواهم نخواهم نعمتت، گر امتحان خواهي در رحمت به رويم بنده،ودر رهاي بلاءبگشا
    اسلام تحت هيچ شرايطي به انسان اجازه خودکشي نمي دهد* وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً * وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ ناراً وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً *(نساء 29،30)
    احترام خون وحرمت قتل نفس ،از مسايلي است که همه شرايع آسماني وقوانين بشري در آن اتفاق نظر دارند،و اين مورد از کمالات تمام شرايع است به دليل اينکه قتل نفس وخودکشي اثرات سوء اخلاقي ،انساني واجتماعي متعدّد وگسترده اي در جامعه وخانواده ايجاد مي کند .بنظر من بايد در هر مشکلي ،راه حلّ آن را پيدا کرد نه اينکه دست به کاري بزنيم که بدبختي ابدي براي ما داشته باشد در برخي روايات آمده است که يک فرد مؤمن ومسلمان با سخت ترين شرايط و در زير هولناک ترين فشارهاي مادّي وروحي هرگز دست به خودکشي نخواهد زد،زيرا مرگ او به هر صورت که باشد براي او گواراتر از خودکشي خواهد بود،چون عاقبت خودکشي گرفتاري پس از مرگ ومجازات در آتش جهنّم خواهد بود.
    از ديدگاه قرآن كريم كفر،شرك،ارتداد،نفاق از عواملي هستند كه باعث عذاب ابدي (خلود وجاودانگي در آتش جهنّم) مي گردند.در مقابل ،ايمان وعمل صالح،دليل سعادت ورهايي از آتش جهنّم هستند««من امن بالله واليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون»»(بقره62)
    شخصي كه ايمان آورده است :ولي بخاطر ضعف ايمان ،گناهان كبيره را انجام داده _هرچند كه توبه نكرده باشد _اهل نجات است.وبا سختي جان دادن يا عذاب برزخ يا شفاعت يا تحمّل عذاب جهنّم و يا.. پاك گرديده و به بهشت مي رود.يكي از گناهان كبيره خودكشي است و در اسلام ،حرام وغير قابل بخشش مي باشد. چه بهتر كه از قرآن كريم كمك بخواهيم آنجائيكه مي فرمايد:«وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً * وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ عُدْوَاناً وَظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَاراً وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللّهِ يَسِيراً »(نساء29و30) خداوند مهربان نه تنها راضي به قتل ما توسط ديگران نيست بلكه به خود ما هم اجازه اين كار را نمي دهد.در روايات اهل بيت(ع) نيز به شدّت از اين كارمنع شده استبعنوان نمونه امام صادق(ع) مي فرمايد::«كسي كه به عمد خودكشي كند ،براي مدّت طولاني ،در آتش جهنّم خواهد ماند»
    بنابراين ،بعد از عذاب الهي،بخشش خداوند متعال،شامل شخص مسلماني كه مرتكب چنين گناهي شده است نيز ميشود..
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۶/۰۶/۰۶ در ساعت ۰۸:۰۴

  16. تشکر


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۶
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دعوت نقل قول : شفاعت یا پارتی؟؟؟




    قطعاًچنین کاری پسندیده نیست ومطمئناًکسانی که که این عمل قبیح را انجام میدهند جای هیچگونه شفاعتی را ندارند:بسی خوشحال

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. سرکوب نکردن میل جنسی یعنی چی؟؟؟
    توسط Ahmadreza در انجمن نوجوان و جوان
    پاسخ: 58
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۱/۱۱, ۲۲:۵۴
  2. حاجی شدن به چه قیمتی؟؟؟
    توسط Angel1943 در انجمن ولایت و پایداری
    پاسخ: 58
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۰۰:۵۷
  3. دلت می خواهدچی به امام زمانت بگی؟؟؟
    توسط پاک.مقدس در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۲/۰۲, ۱۳:۴۳
  4. عرفان امامیه !!! تحلیلی یا ترکیبی؟؟؟
    توسط ••ostad•• در انجمن نقد مكتب هاي اخلاقي و عرفاني
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۲/۰۹, ۱۱:۰۷
  5. فویل للمصلین - وای بر نمازگزاران - یعنی؟؟؟
    توسط گل مرداب در انجمن نماز
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۸/۱۹, ۱۰:۱۵

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود