صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا در قرآن اختلاف وجود ندارد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا در قرآن اختلاف وجود ندارد؟





    سلام

    علت اینکه در قرآن اختلاف نمی توان یافت, چیست؟ در واقع می خوام سوال کنم یعنی چی که اختلاف وجود ندارد . یا چه اختلافی ممکن بود در قرآن وجود داشته باشه که خداوند فرموده اختلافی در این قران وجود نداره ؟

    متشکرم از پاسخگویی شما


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 2

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۴/۳۱ در ساعت ۱۷:۱۲
    يارب نظر تو برنگردد

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    سلام به شما پرسشگر گرامی

    معنا و مفهوم اختلاف روشن است. وقتی می گوییم در فلان کتاب اختلاف هست یعنی در یک مطلب دو گونه سخن گفته، به نحوی که آن دو مطلب عاقلانه قابل جمع نیست و توجیه منطقی و عقلی ندارد و هر آدم عاقلی به ذهن سالم خود می فهمد که یا سخن اول درست است یا سخن دوم و نمی توان هر دو حرف را پذیرفت. نیز اختلاف به اینست که در دو مساله به گونه ای سخن گفته باشد که پذیرش یکی از آنها، مساوی رد و انکار دومی باشد؛ مثلا اگر خداوند در جایی بفرماید همه گناهان با توبه و اصلاح بخشیده می شوند و در جای دیگر از قوم و افرادی صحبت کند که ایمان آورده و از گناهانشان توبه کرده و در صدد اصلاح برآمده اند ولی جهنمی شده اند، این به معنای وجود اختلاف است. همین که ما نتوانیم موردی از اختلاف در قرآن بیابیم و هر موردی که به نظرمان اختلاف است دارای توجیه معقول و پذیرفتنی و قانع کننده باشد، برای اثبات نبود اختلاف در قرآن کافی است.

    اختلاف و دوگانگی و تنافی مطالب، یا ناشی از جهل خالق اثر است یا ناشی از عدم قدرت او و یا ناشی از سایر محدویت ها و ضعف های دیگر؛ پس خدای متعال که قادر و عالم مطلق است و بر همه چیز احاطه دارد و چیزی از او مخفی نیست و گذشته و آینده برایش یکسان است و فراموشی و چرت و خواب و کسالت و هیچ محدودیت دیگر در او راه ندارد، اختلاف و دوگانگی هم در سخنش راه ندارد.

    اگر به زعم باطل منکران، قرآن _معاذ الله_ ساخته ذهن و روح پیامبر است، از آنجا که پیامبر هم از نگاه آنان انسانی مانند انسان های دیگر است که امکان فراموشی و سهو و نسیان و خطا دارد، پس به طور طبیعی در سخن او هم اختلاف وجود خواهد داشت، زیرا قرآن در طول 23 سال و در اوضاع و شرایط کاملا متفاوت مانند جنگ و صلح و شکست و پیروزی و غم و شادی و سفر و حضر و مكّه و مدینه و خلاصه در همه جور اوضاعی که در طول 23 سال زندگی یک فرد متصور است، نازل شده است!

    اگر خالق این قرآن غیر خدای متعال بلکه یک انسان می بود، بدون تردید در طول این 23 سال و در اوضاع و شرایط مختلف و متفاوت، به خاطر محدودیت های انسان (مانند جهل و سهو و نسیان و فراموشی و خطا و اشتباه و تغییر حالات درونی و تحت تأثیر خشم و غضب و غم و شادی قرار گرفتن و ...)، دچار دوگانگی و اختلاف گویی می شد و مطلبی که مثلا 10 سال پیش گفته بود را امروز نقض می کرد یا مثلا دستوری که 20 سال پیش داده بود، را اشتباه می خواند و اصلاح می کرد یا در روش و اصول مبارزه و روابط اجتماعی و سیاسی و اقتصادی خود، به گونه ای که با اصول اولیه منافات داشته باشد، تجدید نظر می کرد و...! انسان همواره در حال طول زندگی اش در حال تحول و تغییر و تکامل جسمی و روحی است و افکار و اندیشه ها و بیانات و تصمیم هایش نو به نو می شود و دگرگون می گردد.

    قرآن می فرماید: در این کتاب و آیات نازل شده در طول 23 سالش دقت کنید، ببینید اثری از اختلاف و دوگانه گویی و مانند آن که ناشی از خطای انسانی و محدویت های بشری است، می یابید! اگر یافتید، بدانید این سخن انسانی است که به آن محدودیت ها دچار است، و اگر نیافتید، بدانید که خالق اثر، آن محدودیت ها را ندارد و از هر گونه جهل و سهو و نسیان و خطا و اشتباه و مانند آن مبراست، و او کسی نیست جز ذات اقدس اله.

    توجه دارید که دشمنان قرآن و اسلام و پیامبر، در طول تاریخ و از زمان نزول قرآن تا کنون، در طول قرن های متمادی، انگیزه های بسیار قوی و زیادی برای به زانو درآوردن و بی اعتبار جلوه دادن قرآن داشته اند اما از پس این کار برنیامده اند؛ نه تحدی اش را پاسخ داده اند و نه اختلاف گویی اش را!

    وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزيزٌ
    لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ(فصلت/41و42)
    و اين كتابى است قطعاً شكست ناپذير
    كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى‏ آيد چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است



    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۵/۰۵ در ساعت ۱۶:۵۳
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    فرض بگیریم به شخصی کتابی میدهند و میگویند این کتاب الهی است که در ان هیچ اختلاف و تنافی وجود ندارد .فرد مذکور هم با یقین به این مطلب میخواند و ازان استفاده میکند .طی زمان متوجه میشود که در ان اختلافاتی دیده میشود .بعد به خود میگوید ان کسی که این کتاب را به من داده گفت در ان هیچ اختلافی نیست .پس چگونه است که الان در ان اختلاف میبینم؟؟؟؟؟!!!
    چون یقین دارد کتاب اختلافی ندارد ! شروع میکند برای اختلافات موجود در ان کتاب برای خود دلیل اوردن . اینقدر به این کار ادامه میدهد تا به جایی میرسد که برای دلیل تراشیهایش به یک نظام و اسلوب ناخواسته میرسد و برای توجیه اختلافات در ان دست به دامان همین اسلوبها و قواعد( مثلا دو دو تا چهار تا میشود ) می اندازد .

    چند وقتیست که دارم برای قران هم به این فکر میکنم که اینقدر از زمان صدر اسلام تا به الان مسلمانان و اندیشمندان برای توجیه عقلانی اختلاف در قران دست به دلیل تراشی زده اند که خود یک رشته علوم قران به وجود اوردند و در این رشته از اسلوب و قاعده هایی که قبلا برای موجه جلوه دادن قران به صورت خواسته و ناخواسته اختراع کردند، استفاده میکنندبرای مقابل با کسانی که معتقدند در قران اختلاف وجود دارد و یا قران معجزه نیست و غیره ....

    در اخر این رو میخواهم بگویم که اگر هر کتاب ناقصی و پر از اختلاف و حرفای ضد و نقیض هم به دست یک عده ادم دانشمند و متفکر میدادند و به اونها میگفتند تمام سعی خودتون رو بکنید تا این کتاب از معرض اتهامات خارج بشه .دقیقا میشد یک کتاب بی عیب و نقص .
    چون علم بشری خاصیتش همینه !!!

    شما قبول دارین یا نه ؟؟؟؟؟؟
    ویرایش توسط *zohreh* : ۱۳۹۱/۰۵/۰۵ در ساعت ۱۴:۲۵
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    سلام
    فرض بگیریم به شخصی کتابی میدهند و میگویند این کتاب الهی است که در ان هیچ اختلاف و تنافی وجود ندارد .فرد مذکور هم با یقین به این مطلب میخواند و ازان استفاده میکند .طی زمان متوجه میشود که در ان اختلافاتی دیده میشود .بعد به خود میگوید ان کسی که این کتاب را به من داده گفت در ان هیچ اختلافی نیست .پس چگونه است که الان در ان اختلاف میبینم؟؟؟؟؟!!!
    چون یقین دارد کتاب اختلافی ندارد ! شروع میکند برای اختلافات موجود در ان کتاب برای خود دلیل اوردن . اینقدر به این کار ادامه میدهد تا به جایی میرسد که برای دلیل تراشیهایش به یک نظام و اسلوب ناخواسته میرسد و برای توجیه اختلافات در ان دست به دامان همین اسلوبها و قواعد( مثلا دو دو تا چهار تا میشود ) می اندازد .
    چند وقتیست که دارم برای قران هم به این فکر میکنم که اینقدر از زمان صدر اسلام تا به الان مسلمانان و اندیشمندان برای توجیه عقلانی اختلاف در قران دست به دلیل تراشی زده اند که خود یک رشته علوم قران به وجود اوردند و در این رشته از اسلوب و قاعده هایی که قبلا برای موجه جلوه دادن قران به صورت خواسته و ناخواسته اختراع کردند، استفاده میکنندبرای مقابل با کسانی که معتقدند در قران اختلاف وجود دارد و یا قران معجزه نیست و غیره ....
    در اخر این رو میخواهم بگویم که اگر هر کتاب ناقصی و پر از اختلاف و حرفای ضد و نقیض هم به دست یک عده ادم دانشمند و متفکر میدادند و به اونها میگفتند تمام سعی خودتون رو بکنید تا این کتاب از معرض اتهامات خارج بشه .دقیقا میشد یک کتاب بی عیب و نقص .
    چون علم بشری خاصیتش همینه !!!
    شما قبول دارین یا نه ؟؟؟؟؟؟
    سلام به شما پرسشگر گرامی،
    نکته ای که محور نوشته شماست و اشکالتان بر اساس آن طراحی شده اینست که: قواعدی که در علوم قرآنی و تفسیری مطرح می شود و احیانا در موضوع مورد بحث هم مورد استفاده قرار می گیرد، اگر چه اکنون از نظام و اسلوب خاصی برخوردار است و طی سالهای سال تراش خورده تا بدین سبک دقیق رسیده، اما فاقد پشتوانه عقلی است!

    البته اگر مشخصا می فرمودید که منظورتان کدام قاعده است که از نظر شما غیر عقلی است و در موضوع مورد اشاره مورد استفاده قرار می گیرد، جرئی تر و دقیق تر می توانستیم بحث کنیم، اما چون کلی گفته اید، پاسخ بنده هم کلی خواهد بود و آن اینکه:

    اینکه دانشمندان علوم قرآنی سالها برای دستیابی به آن قواعد زحمت کشیده اند، مطلب درستی است،
    اینکه چارچوب های قواعد حوزه علوم قرآنی، قاعده مند و دارای نظام علمی دقیق و خاص است، درست است،
    اینکه قرن ها دانشمندان علوم قرآنی که خود از متخصصان فن در حوزه صرف و نحو و ادبیات عرب و منطق و اصول و فقه و کلام و فلسفه بوده اند و در این راه تدبّرها کرده اند و سالهای سال اندیشیده اند و تلاش ها داشته اند و صدها جلد از ارزشمندترین کتاب ها در این عرصه به رشته نوشته درآورده اند، درست است اما، به طور قطع و یقین، آنچه که این تلاش ها را ماندگار کرده است، پشتوانه عقلی محکم و قابل قبول است.

    یقینا اگر قرآن و معارف آسمانی اش، در طول 14 قرن، کمترین آسیبی از ناحیه پشتوانه عقلی می خورد، دوام نمی آورد و مانند بسیاری از مکاتب مدعی عدالت و آزادی و مانند آن، به تاریخ می پیوست و تنها به عنوان ذکر وقایع تاریخی از آن یاد می شد.

    بهترین دلیل داشتن این پشتوانه علمی و عقلی هم این است که معتبرترین و قوی ترین دانشمندان نامدار جهان اسلام در حوزه علوم عقلی، فقهی، فلسفی، کلامی، ادبیات عرب و ... پا در این عرصه گذاشته و با تمام توان درباره علوم و معارف قرآنی به بحث و کاوش های دقیق پرداخته و در این اقیانوس بی منتها شناور گشته اند، اما چیزی که هست اینست که جز زانوی ادب، جز احترام و خاکساری در برابر ساحت مقدس قرآن و جز اعتراف به حقانیت و اعجاب این کتاب مقدس نتیجه نداده اند!

    ادامه...
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۵/۰۵ در ساعت ۱۶:۴۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    ادامه پست قبلی...




    یکی از راه های کشف ارزش و اهمیت یک علم یا فن یا موضوع و نحوه بررسی علمی آن، اینست که بدانیم در طول سالهای متمادی (بلکه در طول قرن ها)، چه کسانی حامی و تلاش گر آن بوده و هستند و به آن اهمیت می دهند و در آن راه تلاش می کنند. اگر دانشمندان و متخصصان فن بودند، معلوم می شود آن موضوع دارای اهمیت و قابلیت و ارزش و اعتبار خاص و قابل دفاعی است که آنها عمر و ذهن و تلاش و آبروی علمی خود را در آن راه صرف می کنند و به طور طبیعی تلاششان هم از جنس همان تخصصشان بوده است و با استفاده از همان تخصص در آن راه کوشیده اند، و اگر کسانی بودند که خود در حوزه علوم وزنه ای نداشتند، معلوم می شود آن موضوع، چندان دارای اهمیت و ارج و ارزش و قابل دفاع نبوده است که از سوی متخصصان و بزرگان فن، وانهاده شده و رها گشته است؛

    حامیان و مفسران و دانشمندانی که در حوزه علوم قرآنی پا گذاشته اند و در این تلاش نموده اند، از بهترین متخصصان فن در رشته های نامبرده هستند؛ و این بدان معناست که این کتاب مقدس، آن قدر ارزش داشته و دارد و آن قدر قابل دفاع هست که بهترین های فن، سال های سال از عمر ارزشمند خود را در پی کسب معارف و شرح دلایلش صرف کرده اند و به تدبر و کنکاش دقیق در آن پرداخته اند؛

    علامه طباطبایی که در حوزه علوم عقلی شهره عام و خاص است، دست کم در طول 20 سال، زحمت و تلاش علمی و با دقیق ترین بررسی های عقلی و اجتماعی، معارف قرآنی را بررسی می نماید و گوهری ارزشمند به نام «المیزان فی تفسیر القرآن» را به عصر حاضر هدیه می نماید که در تفسیر قرآن به قرآن هم گوی سبقت را از همگان می رباید و در این راه، خدمتی بزرگ به قرآن می کند.
    فاضل مقداد که از فقهای نامدار شیعه است، کنزالعرفان فی فقه القرآن را می نوسید. مقدس اردبیلی زبدة البیان را، قطب الدین راوندی فقه القرآن را، و مسالک الافهام کاظمی که پر از دقایق و نکات مهم فقهی است به عنوان کتابی مرجع در این موضوع مورد رجوع علما قرار می گیرد.
    در تحقیق دقیق لغات قرآنی، راغب اصفهانی که شهره عام و خاص است، مفردات القرآن را می نویسد و طریحی، مجمع البحرین را.
    در تفسیر کلامی و اجتهادی، شیخ طوسی که از نامداران عرصه فقه و حدیث و اصول و کلام و رجال می باشد، التبیان فی تفسیر القرآن را می نگارد که تا سالها بر سایر تفاسیر سایه می افکند و با آمدن امین الاسلام طبرسی، تفسیر تبیان، به سبکی دیگر و با دسته بندی و ترتیب و نظامی بهتر به صورت مجمع البیان عرضه می شود.
    در باب ادبیات کشاف زمخشری که متخصص این فن است، نگاشته می شود و کتابهای بسیار دیگر اعراب القرآن زجاج و ... به رشته نوشته در می آید.* برخی قواعدی که در آیات الاحکام و سایر علوم قرآنی مورد استفاده قرار می گیرد، طی ده ها سال در پیچیده ترین و سخت ترین بحث های اصولی، در دروس خارج حوزه نقادی می شود تا به صورت قواعدی قابل دفاع که از پشتوانه قوی و محکم عقلی برخوردار باشد، در خدمت فقه و تفسیر قرار گیرند.

    غرض اینکه بهترین ها در این عرصه وارد شده اند و با دقیق ترین مباحث علمی و عقلی چنان قواعد عقلانی و قابل دفاعی را سامان بخشیده اند و این مطلب ساده ای نیست که شما بدون مطالعه و بدون دلیل، آنها را «چکش خورده ی فاقد بار عقلی» می نامید و آنها را متهم می نمایید که قواعدی بدون پشتوانه عقلی سر هم کرده اند و در تفسیر و فقه القرآن و سایر مباحث علوم قرآنی از آن استفاده می کنند!


    -------------------
    تنها چند نمونه عرض شد؛ برای آشنایی بیشتر رجوع کنید به: تفسیر و مفسران (2 جلدی)، استاد محمد هادی معرفت
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۵/۰۵ در ساعت ۱۷:۰۵
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فکر میکنم سوالم ارتباط زیادی به اینجا نداره ولی بی ارتباط هم نیست و اگر لازم هست شما بفرمایید یک تاپیک جداگانه برایش میزنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 2 نمایش پست
    نکته ای که محور نوشته شماست و اشکالتان بر اساس آن طراحی شده اینست که: قواعدی که در علوم قرآنی و تفسیری مطرح می شود و احیانا در موضوع مورد بحث هم مورد استفاده قرار می گیرد، اگر چه اکنون از نظام و اسلوب خاصی برخوردار است و طی سالهای سال تراش خورده تا بدین سبک دقیق رسیده، .
    تا اینجا منظورم را درست متوجه شدید ولی در جمله اخرشما
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 2 نمایش پست
    اما فاقد پشتوانه عقلی است !.
    اصلا منظورم این نیست که اینها فاقد پشتوانه عقلی و منطقی هستند و اتفاقا خودم هم میدانم که حساب شده و دقیق هستند .
    در جملات اخر پست قبلیم نوشته بودم که اگر هر کتاب ناقصی و پر از اختلاف و حرفای ضد و نقیض هم به دست یک عده ادم دانشمند و متفکر میدادند و به اونها میگفتند تمام سعی خودتون رو بکنید تا این کتاب از معرض اتهامات خارج بشه .دقیقا میشد یک کتاب بی عیب و نقص و فاقد اختلاف .

    اگر کتابی بدون عیب و نقص باشه و هیچ اختلافی در اون دیده نمیشه که اصلا احتیاجی به این مقدمات و اصول و قواعد نداره .احتیاج به دلیل تراشی نداره .
    امیدوارم اینبار منظورم رو خوب رسانده باشم
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  11. تشکرها 2


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    تا اینجا منظورم را درست متوجه شدید ولی در جمله اخرشما اصلا منظورم این نیست که اینها فاقد پشتوانه عقلی و منطقی هستند و اتفاقا خودم هم میدانم که حساب شده و دقیق هستند .
    در جملات اخر پست قبلیم نوشته بودم که اگر هر کتاب ناقصی و پر از اختلاف و حرفای ضد و نقیض هم به دست یک عده ادم دانشمند و متفکر میدادند و به اونها میگفتند تمام سعی خودتون رو بکنید تا این کتاب از معرض اتهامات خارج بشه .دقیقا میشد یک کتاب بی عیب و نقص و فاقد اختلاف .

    اگر کتابی بدون عیب و نقص باشه و هیچ اختلافی در اون دیده نمیشه که اصلا احتیاجی به این مقدمات و اصول و قواعد نداره .احتیاج به دلیل تراشی نداره .
    امیدوارم اینبار منظورم رو خوب رسانده باشم
    سلام مجدد خدمت شما،

    خودتان هم اذعان دارید که این قواعد با پشتوانه تفکر عقلی و منطقی به وجود آمده، پس متن قرآن متنی است که با قواعد عقلی و منطقی، همخوانی و سازگاری کامل دارد.

    اینکه کتابی را با ضوابط دقیق عقلی بسنجیم و برای کشف بیشتر و درک عمیق تر معارفش، آن را با ضابطه و قواعدی منظم که منطقی و عقلانی هم هست بررسی نماییم، آیا چنین پژوهشی از نظر شما ایراد دارد؟! یعنی اگر ضابطه مند نبود و قواعد پذیر نمی شد، از نظر شما منطقی تر و عقلانی تر می بود؟!

    شما می فرمایید «هر کتاب دیگری هم بود، اختلافات صوری اش، با آن ضوابط عقلی قابل حل بود»! صدر و ذیل این عبارت شما، تناقض دارد! معنا ندارد بگوییم در فلان کتاب، اختلاف از نوع مثلا تناقض یا تضاد وجود دارد، ولی قواعد علم منطق (که قواعدی دقیق و عقلی است)، تناقض و تضادش را انکار می کند! که اگر چنین باشد، پس باید بگوییم: یا معنای تناقض و تضاد و اختلاف عوض شده، و یا اینکه علنا بر تناقض و تضاد موجود سرپوش گذاشته می شود!

    شما کجا سراغ دارید که به تمام متفکران عالم بگویند: «بیایید فلان کتاب را بررسی کنید، اگر اختلافی داشت صاحب اثر را تکذیب نمایید»، و بعد تمام متفکران بیایند و در طول قرن ها، نوشتارهای آن کتاب را مورد تجزیه و تحلیل دقیق قرار دهند و نتیجه نهایی این شود که همگی با هم دست به یکی کنند و خودشان را گول بزنند و بگویند، با اینکه این کتاب پر از اختلاف هست اما ما می گوییم اختلافی ندارد! این تبانی توهمی را هیچ عاقلی نمی پذیرد.

    هر ساله در جهان صدها کتاب و مقاله مورد تجزیه و تحلیل و نقد علمی قرار می گیرد و به خوبی تناقضات و تضادهایشان بیان می گردد و اشتباهاتش رو می شود؛ چه داعی وجود دارد که صاحب قرآن به همه عالم و آدم بگوید: «تناقضات کتاب من را رو کنید و اگر یافتید، با همان تناقضات مرا تکذیب نمایید»! ولی از این همه دشمنی که دارد، در گفتمان منطقی، صدایی جز سکوت و تسلیم بلند نمی شود! بله، هیاهویی می کنند، اما غباری است که با اندکی صبر می نشیند و جلوه حق دوباره نمایان می گردد. کجاست متفکر آزاد اندیشی از مادی گرایان و آتئیست ها و ... که بدون تعصبات مادی گرایانه، با گفتمانی سالم و منطقی و عقلانی، تناقضات قران را رو نماید!

    همه جور متخصص و اهل فن آمدند و برخی 10 سال و برخی 20 سال، عمرشان را متمحض در تفکرات قرآنی نمودند، اما سر آخر در برابر این کتاب بزرگ، سر تعظیم و ستایش فرود آوردند که بارقه ای از آن را در پست قبلی عرض نمودم.

    همانطور که در اولین پاسخ عرض کردم، معنای اختلاف بدیهی است، و آن به اینست که دو سخن ناظر به یک موضوع، با دلیل موجه عقلی و منطقی، با هم قابل جمع نباشد؛ یعنی مطلب به گونه ای باشد که یا سخن اول درست است، یا سخن دوم، و نمی توان هر دو حرف را پذیرفت. نیز اختلاف به اینست که در دو مساله به گونه ای سخن گفته باشد که پذیرش یکی از آنها، مساوی رد و انکار دومی باشد. اختلاف به این معنا در قرآنی که در طول 23 سال با شرایط مختلف نازل شده، وجود ندارد.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۵/۱۰ در ساعت ۱۷:۳۷
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  13. تشکرها 2


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    274
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 16 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت دوستان
    باید عرض کنم که جناب پاسخگو نکات خوبی را بیان کردند ولی از نظر بنده جناب zohree-jOon قصدشان را خوب بیان نفرمودند چون حرفهایی که میزنند با اعتقادی که دارند تناقص دارد (منظور بنده ایشان به قران اعتقاد دارند که از جانب خداست ولی می گویند قران دارای تناقض است )
    از نظر بنده بهتر است بفرمایند در قران از نظر ترجمه و تفسیر اختلاف نظر وجود دارد نه در خود قران اختلاف وجود دارد بدلیل اینکه اگر در قران اختلاف وجود دارد ضعف خالق را بیان می کند (که صد در صد اینطور نیست)
    أفلا يتدبرون القرآن ولو كان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلافا كثيرا /نساء/82
    آيا در قرآن نمى‏انديشند اگر از جانب غير خدا بود قطعا در آن اختلاف بسيارى مى‏يافتند

    برای روشن شدن موضوع یک مثال ساده بیان میکنم
    مثلا یک بار در قران بگوید مومنان به بهشت می روند و در جایی دیگر بگوید مومنان به بهشت نمی روند

    هیچ کسی نمیتواند این را ثابت کند که این دو جمله دارای تضاد نیست .و اگر در قران تضاد وجود داشته باشد

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 2 نمایش پست
    یقینا اگر قرآن و معارف آسمانی اش، در طول 14 قرن، کمترین آسیبی از ناحیه پشتوانه عقلی می خورد، دوام نمی آورد و مانند بسیاری از مکاتب مدعی عدالت و آزادی و مانند آن، به تاریخ می پیوست و تنها به عنوان ذکر وقایع تاریخی از آن یاد می شد.
    در حالی که هر چقدر به جلو میرویم عظمت قرآن را بیشتر متوجه میشویم
    پس تضاد در تفسیر که توسط اشخاص مختلف صورت میگیرد وجود دارد نه در خود قران


    با تشکر

    ...ربنا لا تؤاخذنا إن نسينا أو أخطأنا...
    ...پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خطا رفتيم بر ما مگير...

    دور می بینی سراب و می دوی *** عاشق آن بینش خود می شوی








  15. تشکرها 2


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام خواهشا ازم خرده نگیرین که چرا بعد از چند روز جواب میدم
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 2 نمایش پست
    خودتان هم اذعان دارید که این قواعد با پشتوانه تفکر عقلی و منطقی به وجود آمده، پس متن قرآن متنی است که با قواعد عقلی و منطقی، همخوانی و سازگاری کامل دارد.
    بله قبول دارم مثل همه قواعدی که ساخته عقل بشر است مثل قواعد موجود در ریاضی فیزیک و غیره .بر خلاف نظر شما بنده میگویم: پس این قران نیست که با انها همخوانی دارد بلکه قواعد ساخته عقل بشر است که با قران همخوانی پیدا کرده و از ان یک کتاب خالی از ابهام و اختلاف و تناقض ساخته است .
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 2 نمایش پست
    اینکه کتابی را با ضوابط دقیق عقلی بسنجیم و برای کشف بیشتر و درک عمیق تر معارفش، آن را با ضابطه و قواعدی منظم که منطقی و عقلانی هم هست بررسی نماییم، آیا چنین پژوهشی از نظر شما ایراد دارد؟! یعنی اگر ضابطه مند نبود و قواعد پذیر نمی شد، از نظر شما منطقی تر و عقلانی تر می بود؟!
    خیلی هم خوب است که برای درک معارفش با ضوابط عقلی مورد تجزیه تحلیل قرار داد نه اینکه بر تناقضات ان سرپوش گذاشت !!!خیلی از قواعد برای درک کردن نیست برای سرپوش گذاشتن است

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 2 نمایش پست
    شما می فرمایید «هر کتاب دیگری هم بود، اختلافات صوری اش، با آن ضوابط عقلی قابل حل بود»! صدر و ذیل این عبارت شما، تناقض دارد! معنا ندارد بگوییم در فلان کتاب، اختلاف از نوع مثلا تناقض یا تضاد وجود دارد، ولی قواعد علم منطق (که قواعدی دقیق و عقلی است)، تناقض و تضادش را انکار می کند! که اگر چنین باشد، پس باید بگوییم: یا معنای تناقض و تضاد و اختلاف عوض شده، و یا اینکه علنا بر تناقض و تضاد موجود سرپوش گذاشته می شود!
    هیچ کدام از دو موردی که شما گفتید نیست ،نه معنای اختلاف عوض شده ،نه علنا برا انها سرپوش گذاشته میشود .بلکه همانطور که گفتم قواعد طوری تنظیم شده اند که برای حل مسیله اختلاف قابل استفاده باشد .البته فقط برای قران قابل استفاده میباشند .چون در کتابهای دیگر اختلافات طور دیگریست و به روش دیگر باید بررسی شود .هر چند همان طور که در پست شماره 3(سه ) گفتم اگر کتاب مقدس و از طرف خداوند شمرده شود بران سپوش میگذارند و اگر نه کسی نادان نیست هر کتابی (غیر از قران ) رو سالها در ان تفکر کند برای انکه اختلافاتش را حل کند . وقت خود را صرف کتابی میکند که از نظرش خیلی ارزشمند و مقدس است .
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 2 نمایش پست
    شما کجا سراغ دارید که به تمام متفکران عالم بگویند: «بیایید فلان کتاب را بررسی کنید، اگر اختلافی داشت صاحب اثر را تکذیب نمایید»، و بعد تمام متفکران بیایند و در طول قرن ها، نوشتارهای آن کتاب را مورد تجزیه و تحلیل دقیق قرار دهند و نتیجه نهایی این شود که همگی با هم دست به یکی کنند و خودشان را گول بزنند و بگویند، با اینکه این کتاب پر از اختلاف هست اما ما می گوییم اختلافی ندارد! این تبانی توهمی را هیچ عاقلی نمی پذیرد.

    هر ساله در جهان صدها کتاب و مقاله مورد تجزیه و تحلیل و نقد علمی قرار می گیرد و به خوبی تناقضات و تضادهایشان بیان می گردد و اشتباهاتش رو می شود؛ چه داعی وجود دارد که صاحب قرآن به همه عالم و آدم بگوید: «تناقضات کتاب من را رو کنید و اگر یافتید، با همان تناقضات مرا تکذیب نمایید»! ولی از این همه دشمنی که دارد، در گفتمان منطقی، صدایی جز سکوت و تسلیم بلند نمی شود! بله، هیاهویی می کنند، اما غباری است که با اندکی صبر می نشیند و جلوه حق دوباره نمایان می گردد. کجاست متفکر آزاد اندیشی از مادی گرایان و آتئیست ها و ... که بدون تعصبات مادی گرایانه، با گفتمانی سالم و منطقی و عقلانی، تناقضات قران را رو نماید!
    متاسفانه دارید با مثالتان فرافکنی میکنید .
    بنده هم یک مثال برای شما میزنم در همین انجمن یک تاپیک زده ام که اگر به ان یک نیم نگاهی بیندازید متوجه اختلاف در نحوه حسابرسی در قران میشوید ( http://www.askquran.ir/thread32477.html
    )که در یک جا سخی گفته است و در جای دیگر سخن دیگری که ان سخن اول را نقض کرده است .پاسخگوی قرانی 1 زحمت کشیدن و جوابی داده اند که اتفاقا بنده چون جوابشان منطقی و عقلانی بود در مقابل ان سکوت کردم .

    حالا نکته اینجاست ایشون در جوابشان از قواعد منطقی استفاده کرده است . نوشته اند که با حبط کلی و جزیی دیگر در این ایات اختلافی نیست .در صورتی که این حبط کلی و جزیی از کجا امده است ؟؟؟؟
    مشخص است دیگر ،ساخته عقل همان اندیشمندان است و با کمک همین توانسته اند برا این اختلاف سرپوش بگذارند

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 2 نمایش پست
    همانطور که در اولین پاسخ عرض کردم، معنای اختلاف بدیهی است، و آن به اینست که دو سخن ناظر به یک موضوع، با دلیل موجه عقلی و منطقی، با هم قابل جمع نباشد؛ یعنی مطلب به گونه ای باشد که یا سخن اول درست است، یا سخن دوم، و نمی توان هر دو حرف را پذیرفت. نیز اختلاف به اینست که در دو مساله به گونه ای سخن گفته باشد که پذیرش یکی از آنها، مساوی رد و انکار دومی باشد. اختلاف به این معنا در قرآنی که در طول 23 سال با شرایط مختلف نازل شده، وجود ندارد.
    مثالی که اوردم گویای همین است که ایا سخن اول را بپذیرم یا سخن دوم یا سوم را ؟؟؟ و دقیق مفهوم اختلاف را نشان میدهد
    ویرایش توسط *zohreh* : ۱۳۹۱/۰۵/۲۱ در ساعت ۱۵:۱۶
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط wintryflame نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام خدمت دوستان
    باید عرض کنم که جناب پاسخگو نکات خوبی را بیان کردند ولی از نظر بنده جناب zohree-jOon قصدشان را خوب بیان نفرمودند چون حرفهایی که میزنند با اعتقادی که دارند تناقص دارد (منظور بنده ایشان به قران اعتقاد دارند که از جانب خداست ولی می گویند قران دارای تناقض است )
    از نظر بنده بهتر است بفرمایند در قران از نظر ترجمه و تفسیر اختلاف نظر وجود دارد نه در خود قران اختلاف وجود دارد
    با تشکر
    سلام
    فکر میکنم با پست اخیری که نوشتم دقیق منظورم مشخص شد
    به قران اعتقاد دارم ولی اعتقادی که از روی شناخت نباشد و نتواند سوالات و ابهاماتم را پاسخ بدهد چه فایده ای میتواند داشته باشد ؟
    اختلاف در تفسیر هم که دیگر جای خود را دارد و به نظرم همین هم باید بررسی شود ،نمیدانم شایدم هم در همین انجمن بررسی شده

    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود