جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا قرآن به عنوان سند زنده بر حقانیت پیامبر انتخاب شده است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا قرآن به عنوان سند زنده بر حقانیت پیامبر انتخاب شده است؟






    با سلام

    چرا از میان معجزات پیامبر(ص) قرآن به عنوان سندی زنده بر حقانیت آن حضرت برگزیده شده است؟ در حالیکه اعراب قران را معجزه نمی دانستند و کتابی حاوی سحر می دانستند . ایا پیامبر معجزه دیگری نداشتند که نشانه حقانیتشون باشه ؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 2



    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۴/۳۱ در ساعت ۱۷:۱۷
    يارب نظر تو برنگردد

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط نتگرد نمایش پست
    چرا از میان معجزات پیامبر(ص) قرآن به عنوان سندی زنده بر حقانیت آن حضرت برگزیده شده است؟
    سلام به شما پرسشگر گرامی

    از میان معجزات و خارق عاداتى كه از پیامبر اسلام (صلى اللَّه علیه و آله) صادر شده، قرآن برترین سند زنده حقانیت او است.

    پیامبران، یک دعوت دارند كه هدایت به سوى خداست و با استدلال و موعظه انجام مى‏ دهند و یک ادعا دارند كه از سوى خدا براى مردم پیام هدایت آورده اند و براى نشان دادن حقانیت ادعای خود، معجزه ارائه می دهند یعنی کاری که فوق بشری است و همگان از هماوردی آن عاجزند، به مردم نشان می دهند. ایشان در انجام معجزه خود، هماوردی و «تحدی» نموده و حقانیت ادعای نبوت خود را با آن ثابت می نمایند؛ ارائه معجزه یکی از راه های ابطال مدعیان دروغین پیامبری است.

    خداوند سبحان در قرآن کریم، بارها کسانی که در حقانیت الهی بودن قرآن تردید دارند را به هماوردی دعوت نموده و از آنان خواسته تا کتابی یا سوره ای مانند قرآن بیاورند، و ادعا نموده که اگر تمام عالم و آدم، پشت در پشت هم بپا خیزند و بر این هماوردی تمام نیروهای خود را بکار گیرند، از پس آن بر نمی آیند:

    وَ إِنْ كُنْتُمْ في‏ رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ
    فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتي‏ وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرينَ (بقره/23و24)
    و اگر در باره آنچه بر بنده خود [پيامبر] نازل كرده‏ ايم شک و ترديد داريد، (دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد و گواهان خود را -غير خدا- براى اين كار فرا خوانيد اگر راست مى‏ گوييد
    پس اگر چنين نكنيد -كه هرگز نخواهيد كرد- از آتشى بترسيد كه هيزم آن، بدن هاى مردم (گنهكار) و سنگ ها [بتها] است، و براى كافران، آماده شده است

    صاحب قرآن، تمام جن و انس را دعوت نموده که با همین ابزار ساده که در دسترس همگان است (یعنی حروف ساده الفبا)، دست کم سوره ای که در صلابت معنا و بلندای محتوا و اوج فصاحت و بلاغت الفاظ و عبارات بتواند با قرآن برابری نماید، بیاوند؛ معنای چنین ادعایی این می شود که اگر جن و انس نتوانستند چنان کنند، معلوم می شود این کلام از جنس کلام بشری و جنی نیست بلکه کلامی است که گویش و بیانش خاص خدای سبحان است، و نتیجه گرفته می شود که آیات کریمه قرآن را خود حضرت باری تعالی گفته است و سخن و کلام اوست.

    به دیگر سخن، قرآن در استدلالش می فرماید: «فَأْتُوا بِسُوره مِنْ مِثْلِهِِ»(بقره/23)، (سوره ‏اى مانند يک سوره قرآن بیاورید) و اگر نتوانستید با همین حروف ساده الفبا سوره ای همانند قرآن بیاورید، پس بدانید که این قرآن گفته بشر نیست بلکه گفته خدای متعال است، زیرا اگر گفته بشر بود، هماوردی با آن برای شما ممکن بود؛ پس، از عجز و ناتوانی بشر در هماوردی با قرآن، بشری نبودن آیات قرآن ثابت می شود. در اینجا بین مقدمه و نتیجه، تناسب لازم منطقی وجود دارد.

    در آیات قرآن، به آوردن کتابی مانند قرآن یا دست کم آوردن یک سوره مانند سوره های قرآن تحدی شده است:

    1. در آيه «بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآن؛ (اسراء/88) مانند اين قرآن».
    2. در آيه «بِحدِيث مِثْلِهِ؛ « (طور/44)، گفتارى مانند اين قرآن».
    3. در آيه «فَأْتُوا بِسُوره مِنْ مِثْلِهِِ؛ (بقره/23)، سوره ‏اى مانند يك سوره قرآن».
    4. در آيه «فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِه ِ؛ (هود/13) ده سوره مانند سوره ‏هاى قرآن».

    و تصریح می کند بر اینکه تمام عالم و آدم جمع شوند از پس چنین کاری بر نمی آیند. (بقره/24)


    ادامه...
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۵/۰۲ در ساعت ۰۰:۱۴
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    اگر موردی از اعجاز، برای اهل دانش یک جامعه ثابت شود، ارزش چنین اعجازی نسبت به سایر اعجازها از یک جنبه والاتر است و آن تخصصی بودن و به زانو در آوردن بزرگان فن است، خصوصا اینکه اگر آن معجزه به گونه ای باشد که بنای ماندگاری داشته باشد و درستی ادعایش توسط متخصصین فن و در طول سال های متمادی و با روش هایی که روز به روز پیشرفته تر می شود، آزمون و خطا شود!

    اژدها شدن عصا و ید بیضا، فقط در زمان حیات موسای کلیم پابرجا بود و مردمان بعدی، آن دو معجزه این پیامبر بزرگ را نمی دیدند و تنها به گواهی پیشینیان اکتفا می کردند که چنان معجزاتی وجود داشته، ولی خود هرگز چنان معجزاتی را به چشم ندیده بودند و موفق به آزمون و خطایش نمی شدند!

    فَأَلْقى‏ عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبينٌ
    وَ نَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرينَ (اعراف/107و108)
    (موسى) عصاى خود را افكند ناگهان اژدهاى آشكارى شد
    و دست خود را (از گريبان) بيرون آورد سفيد (و درخشان) براى بينندگان بود

    جان بخشی به گلی به شکل پرنده و بینا کردن کور و شفای پیسی، فقط در زمان حیات حضرت مسیح وجود داشت و مردمان بعدی این معجزات را نمی دیدند!

    وَ رَسُولاً إِلى‏ بَني‏ إِسْرائيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ في‏ بُيُوتِكُمْ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ (آل عمران/49)
    و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوى بنى اسرائيل (قرار داده، كه به آنها مى‏ گويد من نشانه‏ اى از طرف پروردگار شما، برايتان آورده ‏ام من از گِل، چيزى به شكل پرنده مى‏ سازم سپس در آن مى‏ دمم و به فرمان خدا، پرنده ‏اى مى‏ گردد. و به اذن خدا، كورِ مادرزاد و مبتلايان به برص [پيسى‏] را بهبودى مى ‏بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى ‏كنم و از آنچه مى‏خوريد، و در خانه‏ هاى خود ذخيره مى‏ كنيد، به شما خبر مى‏ دهم مسلماً در اينها، نشانه ‏اى براى شماست، اگر ايمان داشته باشيد!

    حتی معجزاتی که حضرت رسول در حیات مبارکشان داشته اند و در روایات و نقل های مختلف ذکر شده، هم چنین حالتی دارد که تنها برای معاصرین آن زمان قابل رؤیت و مشاهده بوده و الان ما تنها از طریق نقل روایات به رخدادش پی می بریم، اما قرآن کریم که معجزه جاوید رسول خداست، و قرار است بعد از حیات مبارک ایشان تا قیام قیامت ماندگار باشد، می بایست اقتضائات ماندگاری را با خود به همراه داشته باشد؛ یعنی از جنس چیزی باشد که به طور مستقیم با تعقل و تفکر بشر سر و کار داشته باشد و ماندگاری اش را تضمین نماید و بتواند تا قیام قیامت از خود دفاع نماید و سندی جاودانه بر وحیانی بودن خود و نبوت آخرین پیامبر باشد.

    اینجا دیگر عصا و ید بیضا کارگر نیست! بینا کردن کور و شفا دادن پیسی و زنده کردن مردگان هم جواب نمی دهد زیرا محدود به دوران حیات پیامبر است و بعد از رحلتش ماندگاری ندارد!

    این اعجاز اگر قرار است همیشگی و ماندگار باشد، باید با عقل و دانش بشر گره بخورد و در تکاپوی تغییرات روزمره و پیوسته ی نظریات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و ... ، ثبات و ماندگاری خود را ثابت نماید و در عرصه قلم و دانش، قوت و قدرت بی منتهای خود را به رخ همگان بکشد و بگوید: راه حق این است و جز این نیست! و به بشر بفهماند و ثابت نماید که یگانه راه سعادتش، بازگشت به فطرت توحیدی اش است و تمام چراغ سبزهای دیگر بیراهه ای بیش نیست:

    وَ أَنَّ هذا صِراطي‏ مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (153انعام/)
    اين راه مستقيم من است، از آن پيروى كنيد! و از راه‏هاى پراكنده (و انحرافى) پيروى نكنيد، كه شما را از طريق حق، دور مى‏سازد! اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مى‏ كند، شايد پرهيزگارى پيشه كنيد!»

    این معجزه جاوید که با عقل و فکر و اندیشه بشر سر و کار دارد، باید کتابی باشد که با تمام قوا ادعا نماید استوارترین راه سعادت و خوشبختی را به بشر می آموزد و تمام مشخصات این راه و برنامه پیمایش آن را هم برای او تبیین نماید:

    إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي‏ هِيَ أَقْوَمُ... (اسراء/9)
    اين قرآن، به راهى كه استوارترين راه‏هاست، هدايت مى‏ كند...

    کتابی باشد که گرد هیچ باطلی، در هیچ زمانی، هرگز ساحت پاکش را آلوده نسازد:

    ...وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزيزٌ (41)
    لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ
    حَكيمٍ حَميدٍ (فصلت/41و42)
    ...و اين كتابى است قطعاً شكست ناپذير ...
    كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى ‏آيد چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است!

    آری، چنین کتابی با چنین ویژگی هایی یقینا معجزه است و اعجاز آور و سندی جاوید و زنده بر حقانیت آورنده آن!

    اینها ویژگی های درخشانی است که قرآن را به کتابی پاینده و چراغی بی فروغ و خورشیدی که هرگز نمی میرد، بدل کرده است:

    يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبيناً (نساء/174)
    اى مردم! دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد و نور آشكارى به سوى شما نازل كرديم

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۳/۱۲/۱۸ در ساعت ۲۰:۱۷
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط نتگرد نمایش پست
    در حالیکه اعراب قران را معجزه نمی دانستند و کتابی حاوی سحر می دانستند
    در عصر نزول قرآن، دشمنان اسلام وقتی قدرت بیان و قوت محتوای آیات کریمه قرآن را می دیدند و نمی توانستند جلوی نفوذ خارق العاده قرآن در دل های بیدار و حقجو را بگیرند، از در اتهام در آمدند و گفتند: این کلمات، الفاظ ساده ای نیست بلکه سحر و جادوست! دارد مردم را جادو می کند و شنوندگان را شیفته خود می نماید:

    فَقالَ إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ يُؤْثَرُ (مدثر/24)
    و سرانجام گفت: «اين (قرآن) چيزى جز افسون و سحرى همچون سحرهاى پيشينيان نيست!

    برای همین می گفتند:
    مردم! پنبه در گوش های خود بگذارید تا صدای قرائت محمد (ص) را نشنوید مبادا سخن سحرآمیزش در گوش جانتان اثر بگذارد!
    هنگام قرائتش هلهله کنید تا نوای دلنشین تلاوتش به گوش کسی نرسد!

    غافل از اینکه همین اتهام های ساده نشان می داد که به قدرت فوق العاده نفوذ قرآن در دل های بیدار به خوبی پی برده بودند و خود را عاجز از هماوردی با آن می دیدند!

    «سحر نامیدن» قرآن به این دلیل نبود که آنان واقعا قرآن را سحر و جادو می دانستند، زیرا بیان قرآن با ورد و اوراد ساحران هیچگونه شباهتی نداشت، بلکه تعبیری نداشتند که درباره قوت و قدرت نفوذ قرآن در دل ها و بلاغت و فصاحت بی نظیر و بلندای محتوایش بکار برند، لذا از روی عجز و درماندگی در برابر آن زانو می زدند و چون نمی توانستند هماوردی کنند، سحرش نامیدند!

    قرآن کریم در سوره مدثر، ماجرای ولید بن مغیره مخزومی _ که از کفار ثروتمند و دارای مال و اولاد بسیار بود و از دشمنان سرسخت رسول گرامی اسلام به شمار می رفت و در این انديشه بود كه پيامبر و قرآن را به چيزی متهم كند _ را چنین بازگو می کند:

    إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ
    فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ
    ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ
    ثُمَّ نَظَرَ
    ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ
    ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ
    فَقالَ إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ يُؤْثَرُ
    إِنْ هذا إِلاَّ قَوْلُ الْبَشَرِ
    سَأُصْليهِ سَقَرَ
    وَ ما أَدْراكَ ما سَقَرُ
    لا تُبْقي‏ وَ لا تَذَرُ
    لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ (مدثر18تا29)

    كُشته بادا، چگونه [او] سنجيد؟
    [آرى،] كشته بادا، چگونه [او] سنجيد
    آن گاه نظر انداخت
    سپس رو ترش نمود و چهره در هم كشيد
    آن گاه پشت گردانيد و تكبّر ورزيد
    و گفت: «اين [قرآن‏] جز سحرى كه [به برخى‏] آموخته ‏اند نيست
    اين غير از سخن بشر نيست»
    زودا كه او را به سَقَر در آورم
    و تو چه دانى كه آن سَقَر چيست؟
    نه باقى مى‏ گذارد و نه رها مى‏ كند
    پوست ها را سياه مى‏ گرداند

    وی که از سخندانان برجسته عرب بود، در جایی دیگر، وقتی برای قضاوت درباره قرآن انتخاب می‌شود، آن را این گونه ارزیابی می‌کند: ..ان‌ له لحلاوة و ان‌ علیه لحلاوة و ان‌ اعلاه‌ لمثمر و اسفله لمعذق و انّه یعلو و لایعلی علیه‌; سخن او شیرینی خاص و زیبایی مخصوص دارد و شاخسارش پرمیوه است و ریشه‌هایش پربرکت؛ سخنی است بلند و برجسته و هیچ سخنی از آن برتر نیست.

    وی این سخنان را پس از آن که از مخاطبانش بر برتری خود در شعر و نثرشناسی اقرار می‌گیرد، بیان کرده است‌. (ر.ک‌: التمهید، محمدهادی معرفت‌، ج 4، ص 191 ـ 193)

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۵/۰۳ در ساعت ۱۸:۱۳
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  8. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود