جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اخلاق معاشرت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    437
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 18 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اخلاق معاشرت




    اخلاق معاشرت
    زندگي مكتبي


    پايداري و استحكام رابطه‏ هاي مردمي، در سايه رعايت نكاتي است كه برگرفته از «حقوق متقابل» افراد جامعه باشد.
    در اينكه «چگونه بايد زيست» و چه سان با ديگران بايد رابطه داشت، نكته‏ اي است كه در بحثِ «آداب معاشرت» مي‏گنجد.
    بر خلاف فرهنگ غربي، روح و محتواي فرهنگ ديني ما بر پايه «ارتباط»، «صميميّت»، «تعاون»، «همدردي» و «عاطفه» استوار است. جلوه ‏هاي اين فرهنگ بالنده نيز در دستورالعمل هاي اخلاقي اسلام ديده مي‏شود. «زندگي مكتبي»، در سايه شناختِ اين رهنمودها و به كار بستن آنها در صحنه ‏هاي مختلف زندگي است، نه با شعار و ادّعا. به هر ميزان كه معيشت و معاشرت ما با اينگونه هدايت هاي ديني در مقوله رفتار، هماهنگ باشد، به همان اندازه زندگي هايمان «مكتبي» است. مسلمان بايد به ‏گونه‏اي در چارچوب اصول و سنن فرهنگ ديني خودش زندگي كند كه با شهامت و افتخار، بتواند «امضاي دين» را پاي همه رفتارش بگذارد و زندگيش «برچسب اسلام» داشته باشد.
    با اين مقدمه، به موضوع «اخلاق معاشرت» پرداخته و از مسأله «رفت و آمد» آغاز مي‏كنيم.

    اخلاق معاشرت

    خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم،
    تورا بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم،
    تورا وفادار دیدم و هرجا که رفتم بازگشتم،
    تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...4055335451.gif


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    437
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 18 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اخلاق معاشرت



    رابطه‏ ها


    «ديد و بازديد» و «رفت و آمد»هاي خانوادگي و دوستانه، از جلوه‏ هاي بارز اخلاق معاشرت است. اين‏گونه رابطه‏ هاي اجتماعي، با عنوان هاي مختلف و در شرايط گوناگون انجام مي‏گيرد. گاهي به صورت «صله ‏رحم» است؛ در ارتباط با اقوام و بستگان. گاهي نام «عيادت» به خود مي‏گيرد؛ در مورد بيماران. گاهي نسبت به برادران و خواهران ديني، عنوان «زيارت» مي‏يابد، گاهي با همسايگان است، گاهي با مستمندان. گاهي هم بر محور اطعام است و گاهي به شكل مسافرتهاي دور و نزديك و بردن هديه و آوردنِ «سوغات سفر». گاهي هم براي شركت در مجلس عقد و عروسي يا مشاركت در مراسم سوگ و تسليت‏گويي است.

    * بر خلاف فرهنگ غربي، روح و محتواي فرهنگ ديني ما بر پايه «ارتباط»، «صميميّت»، «تعاون»، «همدردي» و «عاطفه» استوار است.
    به هر حال، همه اينها نوعي «رابطه» و «معاشرت» است و نشان‏ دهنده منشِ انساني و فرهنگ اخلاقي هر فرد. اسلام نيز در اين باره ‏ها بسيار سخن گفته و رهنمود داده است كه به اختصار، گوش ه‏اي از معارف و آموزش هاي دين در اين زمينه را مرور مي‏كنيم.

    اخلاق معاشرت

    خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم،
    تورا بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم،
    تورا وفادار دیدم و هرجا که رفتم بازگشتم،
    تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...4055335451.gif


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    437
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 18 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اخلاق معاشرت

    صله رحم


    خويشاوندان، ارتباط خوني با هم دارند. شاخ و برگهاي يك درختند و گلهاي يك بوستان. پس، ارتباطشان هم طبيعي است و قطع رابطه و رفت و آمد ميان اقوام، عارضه ‏اي ثانوي و يك بيماري اجتماعي و «آفت خانوادگي» به حساب مي‏آيد و اگر بي ‏دليل باشد، زشت و نارواست. اگر دليلي هم داشته باشد، قابل رفع و شايسته تجديد رابطه است.
    حضرت علي(ع) مي‏فرمايد:
    «صِلَةُ الرِّحِمِ توُجِبُ المَحَبَّةَ»(1)
    پيوند با خويشاوندان (صله‏رحم) محبّت مي‏آورد.
    روشن است كه قطع اين رابطه هم، سردي و كدورت و جدايي دلها را در پي دارد. در احاديث، از صله رحم به عنوان «محبوب‏كننده انسان ميان بستگان» ياد شده است: «صِلَةُ الرَّحِمِ ... مُحَبَّةٌ فيِ‏الأهل».(2)
    سفارش اكيد دين، بر اين است كه حتّي با آنان كه با شما بريده و قطع رابطه كرده ‏اند، صله رحم و تجديد رابطه كنيد (صِلْ مَنْ قَطَعَك) كه
    * سنّتِ «صله رحم»، از نيكوترين برنامه‏هاي ديني در حيطه معاشرت است. گرچه شكل نوين زندگي و مشغله‏ هاي زندگي هاي امروزي، گاهي فرصت اين برنامه را از انسانها گرفته است، ولي حفظ ارزشهاي ديني و سنّتهاي سودمند و ريشه‏ دار ديني، از عوامل تحكيم رابطه ‏ها در خانواده‏ ها است.
    اين، نوعي ايثار و گذشتِ فوق‏ العاده مي ‏طلبد.
    محدوده اين پيوند نيز گسترده است و هر بهانه را از دستِ انسان مي‏گيرد. امام‏ صادق(ع) مي‏فرمايد:
    «صِلْ رَحِمَكَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ ماءِ»(3)
    صله رحم كنيد، هر چند در حدّ خوردن جرعه آبي باشد.
    در حديث معروف ديگري آمده است:
    «صِلوُا اَرْحامَكُمْ وَ لَوْ بِالسَّلام».
    هر چند با سلام گفتن، با خويشاوندان پيوند برقرار كنيد.
    آنچه گاهي مانع رفت و آمدهاي خانوادگي و ديدارهاي خويشاوندان يا دوستان مي‏شود، توقّعات بالا، هزينه و مخارج، معطلي رفت و برگشت، وقت نداشتن افراد و ... است. اما اگر به حداقل هم راضي باشيم و لحظه‏ اي نشستن و حالي پرسيدن و آبي و چايي خوردن و
    برخاستن، يا از همان دم در، سلام كردن و جوياي حال شدن و برگشتن هم باشد، «صله رحم»ها بيشتر و ارتباط ها قوي تر خواهد گشت.



    اخلاق معاشرت

    خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم،
    تورا بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم،
    تورا وفادار دیدم و هرجا که رفتم بازگشتم،
    تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...4055335451.gif


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    437
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 18 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اخلاق معاشرت

    آثار و نتايج


    اين نوع پيوند، فوايد بسيار و آثار دنيوي و اخروي فراواني دارد كه از احاديث بسيار آن، تنها به دو نمونه زير، اكتفا مي‏كنيم:
    حضرت امام باقر(ع) فرموده است:
    «صِلَةُ الأرحامِ تُزَكّيِ الأ عمالَ و تُنْمِي الأموالَ وَ تَدْفَعُ الْبلَوْي و تُيَسِّرُ الحسابَ و تُنْسِي‏ءُ في الأَجَلِ».(4)
    صله ارحام، «اعمال» را پاك، «اموال» را افزون، بلاها را دفع، حساب را آسان مي‏كند و «اجل» را به تأخير مي‏اندازد.
    همچنان كه مي‏بينيد، نتايج ياد شده، برخي به امور دنيوي مربوط است، برخي هم نتايج اخروي و پاداشهاي خدايي را نسبت به اين عمل، بازگو مي‏كند.
    حديث ديگر از امام صادق(ع) است:
    «صِلَةُ الأرحامِ تُحسِنُ الْخُلْقَ وَ تُسَمِّحُ الكَفَّ وَ تُطَيِّبُ النَّفْسَ وَ تَزيدُ فِي الرِّزقِ وَ تُنْسِي‏ءُ الأجَلَ.»(5)
    صله رحم، اخلاق را نيكو، دست را بخشنده، دل و جان را خوش مي‏سازد، رزق را مي‏افزايد و اجل و مرگ را به تأخير مي‏اندازد.
    اين كار نيك و ساده، آن‏قدر سازنده و مفيد است و آنچنان مورد رضاي پروردگار، كه گاهي تقدير الهي به خاطر آن عوض مي‏شود و خداوند به پاداش اين عمل نيكو، بر عمر كسي مي‏افزايد. در مقابل، قطع رابطه ‏ها و بريدن از خويشاوندان، به حدّي شوم و نفرت‏بار و در نظر خداوند، ناپسند است كه عمر را مي‏كاهد.

    به اين حديث تكان‏ دهنده توجه كنيد:

    امام صادق(ع) فرمود: «ما چيزي را جز «صله رحم» سراغ نداريم كه عمر را زياد كند، تا آنجا كه گاهي تا زمان مرگ يك نفر، سه سال مانده است، ولي او اهل صله رحم مي‏شود. آنگاه خداوند، سي سال بر عمرش مي‏افزايد و سي و سه سال ديگر زنده مي‏ماند. و گاهي اجل كسي سي و سه سال است، به خاطر قطع رحم و گسستن رابطه‏ هاي خويشاوندي، كاهش مي‏يابد و اجلش سر سه سال فرا مي‏رسد.»(6)

    اخلاق معاشرت

    خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم،
    تورا بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم،
    تورا وفادار دیدم و هرجا که رفتم بازگشتم،
    تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...4055335451.gif


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    437
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 18 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اخلاق معاشرت

    مرز صله رحم


    اين ادب معاشرت، اختصاص به بستگانِ پاك و با تقوا و حزب اللهي هم ندارد. يك وظيفه اخلاقي است، حتي نسبت به آنان كه اهل گناهند. چه بسا به بركت رفت و آمدهاي بستگانِ صالح، فاجران هم راه صلاح پيش گيرند و تأثير بپذيرند. گاهي ترك مراوده و رفت و آمد، سبب مي‏شود كه بستگانِ معصيت‏كار، در گناه و بيراهه خود، بيشتر پيشروي كنند، ولي حفظ رابطه، جلوي بدتر شدن آنان را مي‏گيرد. در اين صورت، تكليف، همچنان نگهباني از اين خطّ ارتباط و پيوند خويشاوندي است.
    يكي از شيعيان از امام صادق(ع) مي‏پرسد: برخي خويشاوندانم خطّ و تفكّر ديگري دارند، غير از فكر و مرامي كه من دارم. آيا آنان بر من حقّي دارند؟ حضرت فرمود: آري، حق قرابت و خويشاوندي را چيزي قطع نمي‏كند. اگر با تو همفكر و هم عقيده باشند، دو حق بر تو دارند: يكي حق خويشاوندي، دوّم حق اسلام و مسلماني.(7)
    حتّي اگر بستگان، مايه آزار انسان را هم فراهم كنند، باز حقّ گسستن پيوند را نداريم. در حديث آمده است:
    مردي خدمت رسول خدا(ص) آمد و عرض كرد: يا رسول اللّه‏! من خويشاونداني دارم كه من با آنان پيوند مي‏كنم و رابطه دارم، امّا آنان آزارم مي‏دهند. تصميم گرفته ‏ام آنان را ترك كنم. حضرت رسول فرمود: آنگاه، خدا هم تو را ترك مي‏كند! ... گفت: پس چه كنم؟ رسول خدا فرمود: به كسي كه محرومت كرده، عطا كن، با كسي كه از تو بريده، رابطه برقرار ساز، كسي كه بر تو ستم كرده، از او درگذر. هر گاه چنين كردي، خداوند پشتيبان تو خواهد بود.(8)

    از علي(ع) نقل شده كه فرمود:
    «صِلُوا اَرْحامَكُمْ وَ اِنْ قَطَعُوكُم»(9)
    با خويشاوندانتان پيوند و رفت و آمد داشته باشيد، هر چند آنان با شماقطع ‏رابطه‏ كرده‏ باشند.
    سنّتِ «صله رحم»، از نيكوترين برنامه ‏هاي ديني در حيطه معاشرت است. گرچه شكل نوين زندگي و مشغله‏ هاي زندگيهاي امروزي، گاهي فرصت اين برنامه را از انسانها گرفته است، ولي حفظ ارزشهاي ديني و سنّتهاي سودمند و ريشه‏ دار ديني، از عوامل تحكيم رابطه‏ ها در خانواده ‏ها است. بويژه در مناسبت هاي ملّي، در اعياد و وفيات و آغاز سال جديد، فرصت طبيعي و مناسبي براي عمل به اين «سنّت ديني» است.
    باشد كه بر دستورالعمل هاي مكتب در بعد اجتماعي و خانوادگي، وفادار بمانيم و صفاي زندگي را در سرابِ غربزدگي و تقليد از «فرهنگ بيگانه» نبازيم.


    اخلاق معاشرت

    خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم،
    تورا بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم،
    تورا وفادار دیدم و هرجا که رفتم بازگشتم،
    تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...4055335451.gif


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    437
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 18 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اخلاق معاشرت

    منابع:


    اصول كافي,جلد =2,صفحه =151
    اصول كافي,جلد =2,صفحه =150
    ميزان‏الحكمه,جلد =4,صفحه =83
    بحارالانوار,جلد =71,صفحه =100
    بحارالانوار,جلد =71,صفحه =92
    1ـ غررالحكم.
    2ـ اصول كافي، ج2، ص151.
    3ـ همان.
    4ـ همان، ص150.
    5ـ همان، ص150 و 151 (حديث 6 و 12).
    6ـ همان، ص152 حديث17.
    7ـ ميزان‏الحكمه، ج4، ص83.
    8ـ بحارالانوار، ج71، ص100.
    9ـ همان، ص92.

    اخلاق معاشرت

    خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم،
    تورا بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم،
    تورا وفادار دیدم و هرجا که رفتم بازگشتم،
    تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...4055335451.gif

  8. تشکر


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    593
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 23 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شناخت و مراعات حقوق ديگران
    شناخت وظيفه ، پايه انجام وظيفه است .
    انـسـانـهـا در جـامـعـه نـسـبت به يكديگر وظايف متقابل دارند و به تعبيرى ديگر، بر عهده خـويـش نـسـبـت بـه افراد ديگر حقوق متقابل دارند. شناخت اين حقوق و انجام آن و مراعات دو جانبه ، ضامن تصحيح روابط و سالم سازى معاشرتها و زدودن كدورتها و كاهش اختلافها و گله منديهاست .
    در جامعه انسانى ، جز با مراعات ديگران و حقوقشان ، وضع رفتارى سامان نمى پذيرد. مـثـلا پـدر و مـادر نـسـبـت به فرزندان و به عكس ، وظايفى دارند. زن در برابر شوهر و شـوهـر در بـرابـر زن ، تـعهداتى دارد. فرمانده و سرباز، نسبت به هم حقوق و وظايفى دارنـد. دو شـريـك بـا يـكـديـگـر، كـارفـرما و كارگر، رئيس و مرئوس ، معلم و شاگرد، هـمـسايه با همسايه ، مشاور و مشورت خواه ، خويشاوندان و ارحام نسبت به هم ، برادران و خـواهـران ديـنـى نسبت به يكديگر، مسلمان با مسلمان و... نمونه هاى ديگرى از ارتباطهاى اجـتـماعى ، هر كدام نسبت به هم محدوده و مجموعه اى از تكاليف را دارند كه در آيين اسلام ، به انجام آنها توصيه شده است . اين وظايف و تكاليف و حقوق ، اگر:
    1 - شناخته شود،
    2 - به آنها عمل شود،
    3 - عمل هم دو سويه و متقابل باشد،
    بسيارى از مشكلات ، يا پيش نخواهد آمد، يا برطرف خواهد گشت .
    شـبـيـه ايـن در قـوانين راهنمايى و رانندگى وجود دارد و رانندگان اگر آن آيين نامه ها را بـدانـنـد و بـه آنـهـا عـمـل كـنـنـد و عـمـل هـم بـه صـورت مـتـقابل و از سوى همه رانندگان باشد، نه يكجانبه و ناقص ، طبيعى است كه بسيارى از تصادفات و حوادث و ضايعات رانندگى پيش ‍ نخواهد آمد.

    http://www.ayehayeentezar.com/galler...1235724085.gif


    خوشبختي يعني اينكه خداوند آنقدر عزيزت كند كه مايه آرامش ديگري شوي


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    593
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 23 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حقوق مسلمانى

    جـامـع تـريـن مـتـن حـديـثـى كـه بـه بـيـان ايـن حـقـوق و وظـايـف مـتـقـابـل پـرداخـتـه اسـت ، رسالة الحقوق از امام زين العابدين (عليه السلام ) است كه در كتابهاى روايى (از جمله در تحف القول و مكارم الاخلاق و...) آمده است . حق برادر دينى ، حق هـمـسـايـه ، حـق خـويـشاوند، حق فرزند و اولاد و پدر و مادر، حق زن و شوهر، حق شاگرد و اسـتـاد، حق مولا و بنده ، حق همنشين و دوست و شريك ، حق والى و رعيت ، حق مشير و مستشير از جمله حقوقى است كه در آن حديث ارزشمند بيان شده است .
    در جـامـعـه اسـلامـى ، مـسـلمـان مـتـعـهـد خـود را نـسـبـت بـه بـرادران ديـنـى مـسـؤ ول احساس مى كند و تكاليفى بر عهده او است . طبعا هر مسلمانى بايد اين حق را بر گردن خـويـش احـسـاس كـند و آن گونه كه ياد شد، مراعات و به كار بستن اينها طرفينى بايد بـاشـد، تا اثر خويش را بگذارد. اين حقوق بسيار است ، به برخى از آنها كه در احاديث اسلامى آمده است ، اشاره مى شود:
    1 - ايـنـكـه مـسـلمـان آنـچه را براى خود دوست دارد، براى برادر دينى خودش هم بپسندد و آنـچـه را بـراى خـود نـمـى پـسـنـدد، بـراى ديـگـران هم نپسندد و روا نشمارد. اين اولين و مـهـمـتـريـن حـقـى اسـت كـه هـر مـسـلمـان بـر گـردن مـا دارد و روايات بسيارى در اين زمينه نقل شده است ، حقى بسيار مهم ، اما بسيار آسان و اندك !
    امـام صـادق (عـليـه السـلام ) بـه مـعـلى بـن خـنيس در حديثى كه به برشمارى اين حقوق پرداخته است ، مى فرمايد:
    ايسر حق منها ان تحب له ما تحب لنفسك و تكره له ما تكره لنفسك (1)
    آنچه براى خود دوست مى دارى ، براى او هم دوست بدارى و آنچه براى خويش ناخوشايند مـى دانـى ، بـراى او هـم نـاخـوشـايـنـد بـدانـى !... البـتـه گفتن اين سخن آسان است ، اما عمل به آن بسى دشوار!
    2 - اينكه مسلمان ، مسلمان ديگر را با دست و زبان نرنجاند.
    خدا را بر آن بنده بخشايش است
    كه خلق از وجودش در آسايش است
    و ايـن از مـهـمـتـريـن اصول اخلاقى و معاشرتى اسلام و نشانه مسلمانى است . تا آنجا كه رسـول خـدا (صـلى الله عـليـه و آله و سـلم ) فـرمـوده اسـت : المـسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده ؛(2)
    مسلمان كسى است كه مسلمانان از زبان و دست او در سلامت و آسايش باشند.
    3 - اينكه مسلمان در برابر مسلمان ، متواضع باشد و از تكبير بپرهيزد.
    4 - حرف ديگران را درباره مؤ من و مسلمان نشنود و نپذيرد و به سخن چينيها گوش ندهد و در پـى خـطـاها و عيوب نباشد و اگر هم نقطه ضعفى از كسى شنيد يا فهميد، آن را فاش نـسـازد و آبـرويـش را نـبـرد. كسى كه در پى عيوب مسلمين باشد از نظر مسلمانى و دينى گرفتار سقوط است و از ولايت خدا بيرون رفته ، در ولايت شيطان قرار مى گيرد. پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
    يـا مـعـشـر مـن اسلم بلسانه و لم يسلم بقلبه ، لا تتبعوا عثرات المسلمين فانه من تتبع عثرات المسلمين تتبع الله عثرته و من تتبع الله عثرته يفضحه ؛(3)
    اى گروه كسانى كه به زبان مسلمان شده ايد ولى دلها مسلمان نشده است ! در پى عيبها و لغـزشـهـاى مـسـلمـانـان نـبـاشـيـد، چرا كه هر كس در پى شمارش و يافتن عيبهاى مسلمانان باشد، خدا هم پى جوى عيب او خواهد شد و هر كه را كه خدا در پى عيوبش افتد، رسوايش ‍ مى سازد.
    5 - پـرهـيـز از قهر كردن و قطع رابطه ، و اگر هم مفارقت و قطع ارتباط پيش آمد، آن را بـيـش از سـه روز طـول نـدهد. و فضيلت از آن كسى است كه زودتر آشتى كند و در صلح كـردن پـيـشـگـام و پـيـش قـدم گـردد. هـر انـدازه كـه ايـن جـدايـى بـيـشـتـر شـود، شـيطان خـوشـحـال تـر مـى گـردد. در ايـن زمـيـنـه هـم احـاديـث بـسـيـارى نقل شده است .
    6 - بـى اجـازه و سـرزده وارد بـر خـانـه بـرادر مـؤ مـن نـشـود و اگـر مـى خـواهـد داخـل خـانـه يـا اتـاق يـا مـحـل كـار او بـشـود، قـبـلا اجـازه بـگـيـرد (در ايـن زمـيـنـه ، در فصل حريم خانه و زندگى مفصلا بحث شده است ).
    7 - بـرخـورد بـا افـراد، بـا چهره اى گشاده و خندان و كدورت زدا، و زدودن غم و اندوه از دل بـرادر ايـمـانـى و ادخـال سـرور و شـادمـانى بر يك مسلمان ، كه اين كار، نزد خداوند، پاداشى عظيم دارد.
    8 - وفـاى به عهد و عمل كردن به وعده و پرهيز از خلف وعده ، يكى ديگر از حقوقى است كـه در روايـات آمـده و مـسـلمـان در برابر مسلمان خود را به آن موظف بداند. به تعبير امام سـجـاد (عـليـه السـلام ): آن كـس كـه وعـده مـى دهـد و عمل نمى كند، منافق است . و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
    من كان يؤ من بالله واليوم الاخر فليف اذا وعد؛(4)
    هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، هرگاه كه وعده مى دهد، به آن وفا كند.
    9 - انصاف در برخورد با مسلمانان ، يعنى آن گونه كه دوست دارد با خودش رفتار كنند و بـا او بـرخـورد داشته باشند، خودش هم همان گونه معاشرت كند. اين فضيلت اخلاقى در احـاديـث ، مـايـه عـزت نـزد خـدا و نـجـات از آتـش دوزخ در قيامت به شمار آمده است و در سـخنى از امام صادق (عليه السلام )، به عنوان يكى از سخت ترين تكاليفى كه خدا بر بـنـدگـانـش مـقـرر كرده ، به حساب آمده و در كنار انصاف ، مواسات و ذكر خداوند در همه حال بيان شده است (5).
    10 - احترام به بزرگترها و محبت و رفق نسبت به كوچكترها

    http://www.ayehayeentezar.com/galler...1235724085.gif


    خوشبختي يعني اينكه خداوند آنقدر عزيزت كند كه مايه آرامش ديگري شوي


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    593
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 23 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    11 - اصـلاح مـيـان افراد و آشتى دادن آنان ، كه اين وصيت پيامبر اسلام در همه دورانها و تـوصـيـه حـضـرت عـلى (عـليـه السـلام ) در بـسـتـر شهادت و سفارش ائمه ديگر است و رسـول خـدا آن را به عنوان افضل الصدقه دانسته است و حتى دروغ مصلحتى براى زدودن اختلاف و ايجاد آشتى بين دو مسلمان مجاز شمرده شده است (6).
    12 - پـوشـانـدن عـيـوب مـسـلمـانـان جـهـت حـفـظ آبـروى آنـان . بـه تـعـبـيـر رسـول خـدا (صـلى الله عـليه و آله و سلم ): هر كس عيب پوش ‍ مسلمانى باشد، خداوند هم عيب او را در دنيا و آخرت مى پوشاند.
    13 - پرهيز از حضور در جاهايى كه سوءظن مسلمانان را بر مى انگيزد. پرهيز از مواضع تهمت يك تكليف است و چون ناپرهيزى از حضور در جاهايى كه بدگمانى ديگران را سبب مـى شـود، مـوجـب بـه گـنـاه افـتـادن آنـان مـى شـود، پـس در مـقـابـل مـؤ منان وظيفه داريم كه از اين گونه حضورهاى شائبه دار و سوءظن آور و مساءله ساز بپرهيزيم تا موجب به گناه افتادن ديگران نشويم .
    14 - رفـع نـيـاز مـؤ مـنان و تلاش در راه قضاء حاجت او و برطرف كردن مشكلاتش ، يكى ديـگر از حقوق مسلمانى است و در روايات ، ثوابى بيش از نماز و روزه و حج و طواف بر آن بـر شـمـرده شده است . بهره گيرى از مال و قدرت و آبرو و وجهه خويش ، باى يارى يـك مـسـلمـان و بـرطـرف كـردن رنـج و مـشـكـل و گرفتارى او از عظيم ترين تكاليف ما در برابر برادران دينى است .
    تا توانى به جهان خدمت محتاجان كن
    به دمى يا درمى يا قلمى يا قدمى
    15 - حـفـظ عرض و آبروى مسلمان در غياب او و اگر كسى به يك مسلمان تهمتى زد، دفاع از او واجـب اسـت و اگـر بـتواند دفاع كند و تهمت را دفع كند ولى كوتاهى و سستى كند، بـه مـقتضاى روايات ، در گناه تهمت زنندگان شريك است . كسى نزد پيامبر اكرم (صلى الله عـليـه و آله و سـلم ) از مـسـلمـانـى بـدگـويـى كـرد و بـه آبـروى او مـعـتـرض شد. رسـول خـدا آن سـخـن را رد كـرد و از او دفـاع نـمود، سپس ‍ فرمود: هر كس از آبرو و حيثيت برادر دينى اش دفاع كند، اين دفاع در قيامت حجابى از آتش مى شود و او را حفظ مى كند: من رد عن عرض اخيه كان له حجابا من النار(7).
    16 - سـلام و مـصافحه و معانقه . در روايات بى شمارى است كه مسلمان وقتى به مسلمان ديـگـر مـى رسـد، سـلام دهـد، دسـت بـدهـد و مصافحه و معانقه كند، اگر او عطسه كرد، در پاسخ عطسه اش دعا كند و از خداوند براى او رحمت بطلبد.
    17 - عيادت ، ديدار، تشييع جنازه ، زيارت قبور، تسليت و تعزيت به خانواده ، دعا پس از فـوت و... ايـنها از جمله حقوقى است كه بر عهده مسلمان است . اگر برادر دينى اش بيمار شـد، بـه عـيـادت او بـرود. اگـر از سفر آمد يا از حج برگشت ، او را زيارت كند، يا كلا مسئله ديد و بازديد و رفت و آمد با برادر دينى . و اگر از دنيا رفت ، در تشييع جنازه اش شركت كند و براى تسليت گويى به بستگان و فرزندان او، به خانه اش سركشى كند، سـر قبر او حاضر شود، دعا و فاتحه بخواند، پس از فوت ، كارهاى صالح و شايسته به نيت و نيابت از برادر دينى انجام دهد و ثوابش را هديه به روح او كند.
    حـقـوقى كه ياد شد، نه همه حقوق ، بلكه برخى از حقوق مسلمانى است كه براى هر كدام احاديث فراوانى در منابع ما نقل شده است كه جهت پرهيز از طولانى شدن بحث ، به اشاره اى بسنده كرديم .
    امـا مـنـاسـب اسـت كـه چـنـد حـديـث نسبتا جامع هم در همين معقوله ها عرضه كنيم ، تا با حقوق متقابل دينى آشنا گرديم .
    امـام بـاقـر (عـليـه السـلام ) فرمود: از جمله حقوق مؤ من بر برادر دينى اش اين است كه : گـرسـنـگـى او را بـرطـرف سـازد، راز و عـيب او را بپوشاند، رنج و اندوهش را برطرف سـازد، قـرض و بدهى او را بپردازد و هرگاه از دنيا رفت ، جايگزين او در رسيدگى به وضع خانواده و فرزندانش باشد(8).
    پـيـامـبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: مؤ من هفت حق بر گردن مؤ من دارد كه از سوى خدا واجب شده است .
    1 - در پيش رو، احترامش كند
    2 - در دل ، محبت او را داشته باشد
    3 - در مال خود، مواسات نسبت به او داشته باشد
    4 - غيبت او را حرام شمارد
    5 - هنگام بيمارى به عيادتش رود
    6 - پس از مرگ ، در تشييع جنازه او شركت كند
    7 - پس از فوت او، درباره اش جز خير و نيكى نگويد(9).

    http://www.ayehayeentezar.com/galler...1235724085.gif


    خوشبختي يعني اينكه خداوند آنقدر عزيزت كند كه مايه آرامش ديگري شوي


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    593
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 23 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    مـعـلى بـن خـنـيـس گويد: از امام صادق (عليه السلام ) پرسيدم : حق مؤ من بر مؤ من چيست ؟ حـضـرت فـرمـود: مـى تـرسـم كـه بـدانـى و عـمـل نـكنى و آنها را تباه سازى . گفتم : لا حـول ولا قـوه الا بـالله (يـعـنـى ان شـاءالله بـه يـارى خـدا عـمـل خواهم كرد). فرمود: مؤ من بر گردن مؤ من هفت حق دارد كه همه واجب است و اگر هر كدام را ضايع و تباه كند از ولايت خدا بيرون رفته و طاعت الهى را نافرمانى كرده است :
    اول : ايـنكه آنچه براى خود دوست مى دارى براى او هم دوست بدارى و آنچه بر خود نمى پسندى براى او هم نپسندى .
    دوم : اينكه با جان و مال و زبان و دست و پايت او را يارى كنى .
    سـوم : آنـكـه در پـى جـلب رضـاى او باشى و او را به خشم نياورى و دستورش را اطاعت كنى .
    چهارم : آنكه براى او چشم و راهنما و آينه باشى (ان تكون عينه و دليله و مرآته )
    پـنجم : آنكه چنين نشود كه تو سير باشى و او گرسنه ، تو سيراب باشى و او تشنه ، تو پوشيده باشى و او عريان !
    ششم : آنكه اگر خادم يا همسرى دارى كه كارهاى تو را انجام مى دهد و او بى همسر است ، خـدمـتـگـذار خـودت را بـفـرسـتى كه لباسهايش را بشويد. برايش غذا بپزد و برايش جا بيندازد.
    هـفـتـم : آنـكـه قـسـم خـوردن او را بـپـذيـرى ، دعـوتـش را قبول كنى ، در بيماريش به عيادتش بروى ، در مرگش براى تشييع جنازه حاضر شوى و اگـر حـاجـت و نـيـازى دارد، در رفع آن نياز بكوشى و نگذارى كه او از تو درخواست كند (يعنى ، پيش از آنكه او درخواست كند، خودت به رفع مشكلش اقدام كنى ).
    هـرگـاه چـنـيـن كـردى (و بـه ايـن وظـايـف عـمـل نـمـودى ) ولايـت تـو بـه ولايـت خـدا متصل مى گردد(10).
    مراعات اين وظايف متقابل ، جامعه اى آرمانى ، با صفا و صميميت ، همبسته و منسجم ، عاطفى و نـيـرومـنـد پـديـد مـى آورد كـه از حـرارت ايمان و شوق برخوردار است و آحاد و افراد، در سـايـه ايـن مـودت و صـداقـت و مـراعـات ، بـه قـدرتـى اسـتـوار و مـجـمـوعـه اى مستحكم و خلل ناپذير تبديل مى شوند و جامعه اسلامى به عزت و اقتدار مى رسد.
    پـايـان اين بحث را با حديثى از امام صادق (عليه السلام ) قرار مى دهيم كه درباره اداى حق مؤ منان فرمود:
    ما عبد الله بشى ء افضل من اداء حق المؤ من ؛(11)
    خداوند به چيزى برتر از اداى حق مؤ من ، عبادت نشده است .

    http://www.ayehayeentezar.com/galler...1235724085.gif


    خوشبختي يعني اينكه خداوند آنقدر عزيزت كند كه مايه آرامش ديگري شوي


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود