جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفاوت شیطان و انسان در رسیدن به مقام یقین در چیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تعجب تفاوت شیطان و انسان در رسیدن به مقام یقین در چیست؟




    سلام و ضمن خوش امد گویی

    داشتم در مورد شیطان فکر میکردم که با وجود اینکه به یقین شهودی رسیده بود و برایش همه چیز مشخص و واضح بود از یقین به وجود و حضور خدا تا فرشتگان و خیلی از مسایل مجردی که انسانها هیچ گونه علم و دانشی به اونها ندارند ولی سرکشی کرد و رانده شده درگاه خدا نامیده شد .

    برای ما انسانها رسیدن به مقام یقین از طریق دلایل نقلی و عقلی هست و برای رسید به مقام شهودی چاره ای جز مرگ نیست .که بعد از مرگ خود انچه رو که انکار میکردند و یا به ان شک داشتند تازه واضح میبینند .
    در قران هم امده است که بعد از مرگ پرده ها به کنار میروند و انسان انچه را باید ببیند میبیند و یا اینکه امده است بعد از مرگ همه چیز برایشان مشهود میشود ولی کار از کار گذشته و نمیتوانند برگردند .

    مگر میشود کسی به یقین شهودی برسد و باز سرکشی و گناه کند ؟و یا سقوط کند ؟
    وقتی همه پرده های اسرار از مقابل چشم مخلوقی برداشته و به عقل کل نزدیک تر شود ،پس چگونه است که باز هم سرکشی میکند ؟؟


    با سپاس



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 1
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۴/۲۸ در ساعت ۰۲:۱۲
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    با سلام به شما دوست عزیز

    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    داشتم در مورد شیطان فکر میکردم که با وجود اینکه به یقین شهودی رسیده بود و برایش همه چیز مشخص و واضح بود از یقین به وجود و حضور خدا تا فرشتگان و خیلی از مسایل مجردی که انسانها هیچ گونه علم و دانشی به اونها ندارند ولی سرکشی کرد و رانده شده درگاه خدا نامیده شد .

    برای ما انسانها رسیدن به مقام یقین از طریق دلایل نقلی و عقلی هست و برای رسید به مقام شهودی چاره ای جز مرگ نیست .که بعد از مرگ خود انچه رو که انکار میکردند و یا به ان شک داشتند تازه واضح میبینند .
    در قران هم امده است که بعد از مرگ پرده ها به کنار میروند و انسان انچه را باید ببیند میبیند و یا اینکه امده است بعد از مرگ همه چیز برایشان مشهود میشود ولی کار از کار گذشته و نمیتوانند برگردند .

    مگر میشود کسی به یقین شهودی برسد و باز سرکشی و گناه کند ؟و یا سقوط کند ؟
    وقتی همه پرده های اسرار از مقابل چشم مخلوقی برداشته و به عقل کل نزدیک تر شود ،پس چگونه است که باز هم سرکشی میکند ؟؟
    یقین شهودی چیست؟
    اصلا واقعیت خارجی دارد؟

    شیطان گرچه به معاد اعتقاد داشت (که اگر معتقد به معاد نبود معنا نداشت از خدا بخواهد تا روز قیامت مهلت بده(1)) اما او قبلا کافر بود (کفر عملی) و کفرش او را به وادی تمرد از دستور الهی کشاند:
    فَسَجَدَ الْمَلَئكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُون‏، إِلاَّ إِبْليسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرين‏، در آن هنگام همه فرشتگان سجده كردند، جز ابليس كه تكبّر ورزيد و از كافران بود!(2)

    در واقع کفر ابلیس مخفی بوده و خداوند با چنین صحنه ای آن را برملا کرد، پس او قبل از اين فرمان نيز حساب خود را از مسير فرشتگان و اطاعت فرمان خدا جدا كرده بود و در سر فكر استكبار مى‏پروراند، و شايد به خود مى‏گفت اگر دستور خضوع و سجده بمن داده شود قطعا اطاعت نخواهم كرد.

    چگونه می توان شیطان را دارای یقین شهودی دانست در حالی که اختیاراً عذاب و غضب و لعنت خدا را به جان خرید؟!

    وانگهی رسیدن به بالاترین مرحله علم و یقین، و به تعبیر شما بالا رفتن پرده ها به معنای مجبور بودن و بسته شدن راه تمرد و لجاجت نیست، یقین هیچگاه مانع سرپیچی از دستورات خدا نیست،‌ بلکه خود بزرگ بینی، یقین انسانی را بی خاصیت می سازد، خدای بزرگ در قرآن کریم می فرماید:
    وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوا، و آن را از روى ظلم و سركشى انكار كردند، در حالى كه در دل به آن يقين داشتند! پس بنگر سرانجام تبهكاران (و مفسدان) چگونه بود!(3)

    بلعم باعورا نیز آنچنان پله های ترقی بندگی را طی کرد که اسم اعظم خدا را بلد بود،‌و با اسم اعظم دعا مي كرد و خدای کریم دعايش را اجابت مي كرد در آخر به طرف فرعون ميل كرد و از درباريان او شد. روزي فرعون براي دستگيري كردن موسي و يارانش در طلب ايشان مي گشت. عبورش به بلعم افتاده گفت: از خدا بخواه موسي و اصحابش را به دام ما بيندازد. بلعم شروع به زدن حيوان كرد. قفل از زبان الاغ برداشته شد و به زبان آمد و گفت: واي بر تو براي چه مرا مي زني؟ آيا مي خواهي با تو بيايم تا تو بر پيغمبر خدا و مردي با ايمان نفرين كني؟ بلعم اين را كه شنيد آن قدر آن حيوان را زد كه كشت و همان جا اسم اعظم از زبانش برداشته شد(4)

    خلاصه اینکه آنچه باعث شد علم و یقین شیطان به کارش نیاید همان تکبر او بود و بس.

    موفق باشید.

    ــــــــــــ
    (1) قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْني‏ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُون‏، گفت: «پروردگارا! مرا تا روز رستاخيز مهلت ده (و زنده بگذار!)»سوره حجر آیه 36 و سوره ص آیه 79.
    (2) سوره ص آیه 74.
    (3) سوره نمل آیه 14.
    (4)و قرآن درباره‌اش فرمود: وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِى ءَاتَيْنَاهُ ءَايَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَنُ فَكاَنَ مِنَ الْغَاوِين، وَ لَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بهَِا وَ لَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلىَ الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَوَئهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تحَْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَترُْكْهُ يَلْهَث ذَّالِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بَِايَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون‏، و بر آنها بخوان سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم ولى (سرانجام) خود را از آن تهى ساخت و شيطان در پى او افتاد، و از گمراهان شد! و اگر مى‏خواستيم، (مقام) او را با اين آيات (و علوم و دانشها) بالا مى‏برديم (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست پس او را به حال خود رها كرديم) و او به پستى گراييد، و از هواى نفس پيروى كرد! مثل او همچون سگ (هار) است كه اگر به او حمله كنى، دهانش را باز، و زبانش را برون مى‏آورد، و اگر او را به حال خود واگذارى، باز همين كار را مى‏كند (گويى چنان تشنه دنياپرستى است كه هرگز سيراب نمى‏شود! (اين مثل گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند اين داستانها را (براى آنها) بازگو كن، شايد بينديشند (و بيدار شوند)! سوره اعراف آیه 175-176.


    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۱/۰۵/۰۲ در ساعت ۰۳:۱۹
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام به كارشناس اعتقادي عزيز

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 1 نمایش پست
    یقین شهودی چیست؟
    اصلا واقعیت خارجی دارد؟
    يقين شهودي همان درجه از يقين است كه از راه شهود حقيقت حاصل ميشود و از آن با عنوان عين اليقين نيز ياد مي كنند
    قرآن كريم نيز در اين باره در داستان حضرت ابراهيم مي فرمايد:
    الأنعام : 75 وَ كَذلِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنينَ
    و اين گونه، ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نمايانديم تا از جمله يقين‏كنندگان باشد

    ويا در سوره مباركه تكاثر مي فرمايد:
    كلاََّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ(5)لَترََوُنَّ الجَْحِيمَ(6)ثُمَّ لَترََوُنهََّا عَينْ‏َ الْيَقِينِ(7)
    هرگز چنين نيست، اگر علم اليقين داشتيد! (5)به يقين دوزخ را مى‏بينيد. (6)سپس آن را قطعاً به عين اليقين درمى‏يابيد. (7)
    ويا در سوره مطففين مي فرمايد:
    وَ مَا أَدْرَئكَ مَا عِلِّيُّونَ(19)كِتَابٌ مَّرْقُومٌ(20)يَشهَْدُهُ المُْقَرَّبُونَ(21)
    و تو چه دانى كه «علّيّون» چيست؟ (19)كتابى است نوشته شده. (20)مقرّبان آن را مي نگرند. (21)
    نتيجه آنكه اگر استفهام شما استفهام انكاري است وجهي ندارد و اگر استفهام حقيقي است شايد آيات بالا بتواند تا حدودي مطلب را روشن نمايد.
    باز هم از شما كارشناس عزيز متشكرم

    ویرایش توسط لسان صدق : ۱۳۹۱/۰۵/۰۳ در ساعت ۱۰:۴۷

  7. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود