جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: گفتگوي خواندني نويد شاهد با مادر شهيد ديالمه: عبدالحميد هر چه گفت، اتفاق افتاد!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89

    گفتگوي خواندني نويد شاهد با مادر شهيد ديالمه: عبدالحميد هر چه گفت، اتفاق افتاد!




    [IMG]del.askquranhavd69psm2mvvzuxhmz.png[/IMG]
    [IMG]del.askquranjs2532q1o5ejtks01q47.gif[/IMG]


    گفتگوي خواندني نويد شاهد با مادر شهيد ديالمه:

    عبدالحميد هر چه گفت، اتفاق افتاد!

    نويد شاهد: به دنبال شناسنامه اش كه آمدند، گمان كردم مي خواهد ازدواج كند. گفتم عبدالحميد چه خبر است شناسنامه را براي چه مي خواهي؟ مي خواهي داماد شوي؟ خنديد و گفت...
    گفتگوي خواندني نويد شاهد با مادر شهيد ديالمه: عبدالحميد هر چه گفت، اتفاق افتاد!
    سي و يك سال از شهادت نماينده اولين دوره مجلس شوراي اسلامي مي گذرد، نماينده اي كه قبل از راي آوردن، محبوبيتش در دل علماي مشهد باعث شد، انتخاب مردم اين شهر هرگز به خطا نرود... همراه با صحبت هاي مادر شهيد عبدالحميد ديالمه مي شويم تا از بُعدي تازه شخصيتش را كنكاش كنيم.
    خانم طاهره افجه در گفتگو با خبرنگار نويد شاهد از فرزند شهيد خود مي گويد:



    [IMG]del.askquranjqz80z54ck4yj6ejlwvf.gif[/IMG]

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    اول استاد بعد مادر

    عبدالحميد فرزند اولم بود. من كه مادرش بودم او را نشناختم. مي گفت:" شما استاد من هستي بعد مادرم." رابطه صميمانه اي داشتيم. در عين حال كه احترام خاصي براي پدر و مادر قائل بود، حرف هاي خصوصي اش را با من در ميان مي گذاشت. مي گفتم عبدالحميد چرا به پدرت نمي گويي؟ چرا مقابل پدرت ساكت مي نشيني و حرفي نمي زني؟ مي گفت مادر جان من با شما راحت تر مي توانم حرف هايم را بزنم و از مشكلاتم بگويم.

    هديه تولد اسباب بازي نه، كتاب!

    من ديپلم از دانشسرا داشتم و پدرش دندانپزشك بود. از سه سالگي خواندن و نوشتن را به عبدالحميد آموختيم. علاقه عجيبي به مطالعه كتاب داشت. يادم مي آيد تولد سه سالگي اش بود كه دختر عمه اش براي اسباب بازي هديه آورد. نگاهي به كادو انداخت و مكثي كرد. دختر عمه اش گفت از اين هديه راضي نيستي؟ گفت بله دوستش دارم اما اگر برايم كتاب هديه مي آورديد، خوشحال تر مي شدم. اين حرف را عبدالحميد در سن 5 سالگي به زبان آورد. زماني كه بايد در دنياي كودكانه خود با اسباب بازي هايش سرگرم مي شد.

    پاسخ هاي آماده

    به حدي با كتاب انس داشت كه اگر خواهرهايش تماس مي گرفتند و مساله اي را از او مي پرسيدند، آدرس دقيق مي داد و مي گفت:" برو سراغ قفسه كتابخانه ام در فلان طبقه، فلان كتاب، فلان صفحه جواب سوالت را پيدا مي كني."


    [IMG]del.askquranjqz80z54ck4yj6ejlwvf.gif[/IMG]

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    گفتگوي خواندني نويد شاهد با مادر شهيد ديالمه: عبدالحميد هر چه گفت، اتفاق افتاد!
    آرزوي همسر شهيد مطهري

    وابستگي به دنيا و ماديات آن نداشت. به دنبال كسب علم و خدمت بود و نزد علامه عسگري، مقام معظم رهبري و شهيد مطهري علوم و معارف اسلامي را فرا مي گرفت. آنقدر محبوبيت داشت كه همسر شهيد مطهري مي گفت دوست دارم عبدالحميد داماد من بشود.

    نمايندگي تبريك ندارد!

    به دنبال شناسنامه اش كه آمدند، گمان كردم مي خواهد ازدواج كند. گفتم عبدالحميد چه خبر است شناسنامه را براي چه مي خواهي؟ مي خواهي داماد شوي؟ خنديد و گفت:" نه مادر چند تا از علماي مشهد با من صحبت كردند كه نماينده شدن براي تو واجب است." وقتي هم مردم مشهد با او راي دادند و به خانه آمد، خواهرش رفت جلو و گفت:"مباركه داداش" رو كرد به دخترم و گفت:"نمايندگي يعني مسووليت، تبريك نداره!"

    حرف حميد، فصل الخطاب

    در مجلس هم جايگاه ويژه اي بين نمايندگان داشت؛ وقتي شهيد شد، يكي از نمايندگان گفت:" ديالمه تك بود و همتا نداشت، هر چه مي گفت مدتي بعد همان ماجرا اتفاق مي افتاد."

    مسلمانم و معذور!

    پسرم به مسائل شرعي پايبند بود. در يك مهماني وقتي دختر دايي اش با او روبه رو شد، براي مصافحه دستش را به سمت او دراز كرد. عبدالحميد خيلي مودبانه عذر خواهي كرد و گفت: "من مسلمانم و معذور."


    [IMG]del.askquranjqz80z54ck4yj6ejlwvf.gif[/IMG]

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    گفتگوي خواندني نويد شاهد با مادر شهيد ديالمه: عبدالحميد هر چه گفت، اتفاق افتاد!
    شعله اي كه هنوز خاموش نشده...

    شايد ديگران از صحبت هاي من اين برداشت را كنند كه چون مادر هستم، محبت فرزند باعث مي شود كه از او تعريف كنم؛ اما اگر بخواهم حس مادري خود را كنار بگذارم و درباره عبدالحميد صحبت كنم، مي توانم بگويم او كم نظير بود؛ سخنان دوستان، همكاران و اطرافيان او بهترين شاهد بر اين ادعاست. هنوز هم سوز از دست دادنش عمق سينه ام را مي سوزاند...

    شهيد ديالمه در چهارم ارديبهشت سال 1333 در تهران و خانواده اي مذهبي چشم به جهان گشود. پس از گذراندن دوره دبستان، دروس متوسطه را در دبيرستان "هدف" فراگرفت. در سال 1352 وارد دانشگاه مشهد شد. شش سال بعد با درجه دكتراي داروسازي فارغ التحصيل شد.عرفان، فلسفه و منطق را نزد استاد شهيد مطهري خواند. سپس به فراگيري علوم جديد در رشته پزشكي در دانشگاه مشهد ادامه داد.

    زبانهاي عربي، انگليسي و فرانسوي را نيز به طور كامل آموخت و پس از اخذ مدرك دكترا در سال 1358 از دانشگاه مشهد، به تهران آمد. شهيد ديالمه فعاليت اعتقادي و مبارزاتي خود را از دوران دانشگاه آغاز كرد. از جمله در اولين سال تحصيل خود اقدام به تاسيس كتابخانه اسلامي در خوابگاه دانشگاه مشهد نمود و از طريق اين كتابخانه افراد مؤمن را شناسايي كرد. تشكيل جلسات سخنراني تحت عنوان «صراط مستقيم» با هدف احياء تفكرات شيعي از ديگر كارهاي او. تفكراتش از مرز دانشگاه مي گذشت و در سطح شهر گسترش مي يافت، به همين جهت و به بهانه شركت در مبارزات مسلحانه، بارها توسط ساواك زنداني شد. پس از تاسيس «مجمع احياء تفكرات شيعي» به همراه يار نزديكش، دكتر قاسم صادقي، مبارزات خود را عليه منافقين سازمان دهي كرد.

    وي از بينش سياسي عميقي برخوردار بود و از اولين كساني بود كه انحراف از خط اسلام را در بني صدر و روزنامه وابسته به او مشاهده كرد و به قصد افشاگري با جمعي از دوستان خود در مجمع احياء تفكرات شيعي مشهد به تهران آمد و در محل روزنامه به اصطلاح «انقلاب اسلامي» تحصن كرد. فعاليتهاي شهيد در مشهد، محبوبيتي خاص به او بخشيد و موجب شد تا چند تن از علماي طراز اول مشهد از جمله، آقا ميرزا حسن علي مرواريد، مرحوم ميرزا مهدي نوقاني و مرحوم ميرزا جوادآقا تهراني به هنگام انتخابات مجلس شوراي اسلامي، از او خواستند از شهر مشهد كانديدا شود.

    شهيد ديالمه با راي اكثريت مردم به مجلس شوراي اسلامي راه يافت و به اين ترتيب از سن 26 سالگي، فعاليتهاي خود را در سنگر مجلس آغاز كرد. او يكي از اولين كساني بود كه با استدلال و شيوه اي منطقي خطوط التقاطي از جمله بني صدر كه در مقابل خط امام صف كشيده بودند را افشاء كرد و خط ليبراليسم را كه تحت نام خط مصدق مطرح بود، بازشكافت.

    او در مجلس عضو «كميسيون امور شوراها» بود و با اينكه به طور منظم در حوزه به تعليم نپرداخته بود، ولي در بسياري از موارد با افرادي كه در سطح خارج حوزه بودند، به بحث مي نشست.

    شهيد ديالمه به مقابله با ارتجاعي هاي داخلي (منافقين، ملحدين و ليبرالها) با امام و امت پرداخت. وي با انتشار خبر كانديداتوري بني صدر براي رياست جمهوري، در جلسات عمومي و هفتگي با دلايل مستند اظهار داشت «رياست جمهوري بني صدر براي جمهوري اسلامي فاجعه است »! او هرگز حاضر نشد از اين ديدگاه خود برگردد. در همان زمان با اصرار زياد در جلسه نطق انتخاباتي «بني صدر» در مشهد، داوطلب بحث آزاد، در مورد موضوعات ولايت فقيه، حقوق زن در اسلام و اقتصاد اسلامي، با او شد، البته اين پيشنهاد هرگز عملي نشد.

    سرانجام يكشنبه 7 تيرماه 1360 در حادثه انفجار بمب كينه توسط منافقين در حزب جمهوري اسلامي به همراه 72 تن ديگر از ياران امام (ره) به شهادت رسيد. پيكر پاكش درقم در صحن مطهر حضرت معصومه (س) ( مقبره شهيد مفتح ) به خاك سپرده شد.
    منبع: نوید شاهد

    [IMG]del.askquranjqz80z54ck4yj6ejlwvf.gif[/IMG]

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود