جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ارتباط ازادی معنوی و اجتماعی چیست ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ارتباط ازادی معنوی و اجتماعی چیست ؟




    سلام

    مگر ازادی معنوی یک مسیله شخصی و درونی نیست پس چرا د اسلام در کنار ازادی اجتماعی
    قرار میگیرد
    ازادی معنوی و اجتماعی چه ربطی به هم دارند ؟

    با سپاس


    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 2

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۵/۰۱ در ساعت ۱۸:۲۱
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    815
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    59 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    سلام

    مگر ازادی معنوی یک مسیله شخصی و درونی نیست پس چرا د اسلام در کنار ازادی اجتماعی
    قرار میگیرد
    ازادی معنوی و اجتماعی چه ربطی به هم دارند ؟

    با سپاس


    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 2
    با عرض سلام و احترام
    لطفا سوال را بیشتر باز کرده و منظور خود را دقیقتر توضیح دهید.ممنونم

    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ،كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ-سوره مبارکه صف-آیه 2 و 3

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    در حال خواندن مبحثی بودم اشاره ای کوچک به ازادی معنوی و ازادی اجتماعی داشت . با توجه به نوشته های اون مقاله که نوشته بود ازادی اجتماعی و ازادی معنوی به هم وابستگی دارند و لازم و ملزوم یکدیگرند و بدون اینکه جامعه ای به ازادی
    معنوی برسد ،برای ان جامعه رسیدن به ازادی اجتماعی مقدور نیست .

    در صورتی که ازادی معنوی یعنی شخص از اسارت خودش خارج بشود و یک مقوله شخصیه ولی ازادی اجتماعی یعنی اینکه شخص از اسارت دیگران خارج بشود و این یک مقوله اجتماعیه .
    این دوتا چه ربطی به هم دارند و هدف هر دو از هم جداست اما اسلام این دو تا رو به هم ربط داده . ممکنه کسی نخواهد دین دار باشد اما مایل هم نیست زیر پرچم کسی هم باشد .پس ازادی معنوی و اجتماعی ربطی به هم ندارند.

    ویرایش توسط *zohreh* : ۱۳۹۱/۰۵/۰۲ در ساعت ۱۴:۵۶
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    815
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    59 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    سلام
    در حال خواندن مبحثی بودم اشاره ای کوچک به ازادی معنوی و ازادی اجتماعی داشت . با توجه به نوشته های اون مقاله که نوشته بود ازادی اجتماعی و ازادی معنوی به هم وابستگی دارند و لازم و ملزوم یکدیگرند و بدون اینکه جامعه ای به ازادی
    معنوی برسد ،برای ان جامعه رسیدن به ازادی اجتماعی مقدور نیست .

    در صورتی که ازادی معنوی یعنی شخص از اسارت خودش خارج بشود و یک مقوله شخصیه ولی ازادی اجتماعی یعنی اینکه شخص از اسارت دیگران خارج بشود و این یک مقوله اجتماعیه .
    این دوتا چه ربطی به هم دارند و هدف هر دو از هم جداست اما اسلام این دو تا رو به هم ربط داده . ممکنه کسی نخواهد دین دار باشد اما مایل هم نیست زیر پرچم کسی هم باشد .پس ازادی معنوی و اجتماعی ربطی به هم ندارند.
    با سلام و عرض ادب
    این بحث نیز تخصصا مربوط به حوزه جامعه شناسی است و بنده به قدر وسع خودم نکاتی عرض می کنم:
    1- تعریف شما از آزادی معنوی را بنده تا به حال در هیچ کتابی ندیده ام ،چه کتاب های جامعه شناسی و چه غیر آن،منظور این نویسنده بنابر آنچه شما نقل کرده اید ؛اینست که اگر جامعه ای به آزادی معنوی که عبارت از حق بیان عقاید در جایگاه خودش و حق دین داری و انجام وظایف دینی در جایگاه خودش است ،نرسیده باشد و دیگران را از این حوق منع کند نمی تواند ادعا کند که جامعه ای است دارای آزادی اجتماعیست، زیرا آزادی اجتماعی شامل حقوق فردی هم می شود و اصلا بستر پرداختن به حقوق اجتماعی ،رسیدگی به حقوق فردی است.
    2- برخی جوامع غربی با ادعای آزادی مطلق اجتماعی(مثلا آزادی عمل دادن به همجنس گرایان)، به طور واضحی حقوق معنوی برخی ادیان را نادیده گرفته و آنرا منع می کنند مانند منع حجاب در فرانسه.
    نتیجه اینکه آزادی معنوی با تعریفی که بنده عرض کردم زمینه و لازمه آزادی اجتماعی است.
    نمی دانم منظور شما را درست فهمیده ام و شما پاسخ خود را گرفته اید یا نه؟

    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ،كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ-سوره مبارکه صف-آیه 2 و 3

  8. تشکرها 3


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    312
    مورد تشکر
    72 پست
    حضور
    7 روز 1 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11

    جمع بندی




    پرسش:
    آزادی معنوی و اجتماعی چه ربطی به هم دارند؟ ممکن است کسی نخواهد دین دار باشد اما مایل هم نیست زیر پرچم کسی هم باشد. بر این اساس می توان مدعی شد آزادی معنوی و اجتماعی ربطی به هم ندارند.


    پاسخ:
    در ابتدا لازم است با هر دو نوع از آزادی که در سوال شما مطرح شده است، آشنا شویم :
    1. آزادی اجتماعی:
    شهید مطهری در بیان آزادى اجتماعى در قرآن‏ می فرماید :
    "به نصّ قرآن مجيد، يكى از هدف هايى كه انبياء داشته‏ اند اين بوده است كه به بشر آزادى اجتماعى بدهند، يعنى افراد را از اسارت و بندگى و بردگى يكديگر نجات بدهند ... یكى از حماسه ‏هاى قرآنى، همين موضوع آزادى اجتماعى است.

    من خيال نمى‏ كنم كه شما بتوانيد جمله‏ اى زنده تر و موج دارتر از جمله‏ اى كه در اين مورد در قرآن هست پيدا كنيد؛ شما در هيچ زمانى پيدا نخواهيد كرد، نه در قرن هجدهم، نه در قرن نوزدهم و نه در قرن بيستم، در اين قرن هايى كه شعار فلاسفه آزادى بشر بوده است و آزادى بيش از اندازه زبانزد مردم بوده و شعار واقع شده است. شما جمله ‏اى پيدا كنيد زنده ‏تر و موج دارتر از اين جمله‏ اى كه قرآن دارد: «قُلْ يا اهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا الى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ الّا نَعْبُدَ الَّا اللَّهَ وَلانُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَلا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً ارْباباً مِنْ دونِ اللَّهِ»(1)

    اى پيغمبر! به اين كسانى كه مدعى پيروى از يك كتاب آسمانى گذشته هستند، به اين يهودی ها، مسيحی ها، زرتشتی ها- و حتى شايد به اين صابئی ها كه در قرآن اسمشان آمده است- و به همه ملت هايى كه پيرو يك كتاب قديم آسمانى هستند اين‏طور بگو: بياييد همه ما جمع شويم دور يك كلمه، زير يك پرچم. آن پرچم چيست؟ دو جمله بيشتر ندارد.
    يك جمله ‏اش اين است: «الّا نَعْبُدَ الَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً»؛ در مقام پرستش، جز خداى يگانه چيزى را پرستش نكنيم؛ نه مسيح را بپرستيم نه غير مسيح را و نه اهرمن را، جز خدا هيچ موجودى را پرستش نكنيم.

    جمله دوم : «وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً ارْباباً مِنْ دونِ اللَّهِ»؛ هيچ كدام از ما ديگرى را بنده و برده خودش نداند و هيچ كس هم يك نفر ديگر را ارباب و آقاى خودش نداند ... .
    دنياى امروز هم آزادى اجتماعى را يكى از مقدسات خودش مى‏ شمارد.
    اگر مقدمه اعلاميه جهانى حقوق بشر را خوانده باشيد، اين را مى‏ فهميد. در آنجا مى‏ گويد: علة العلل تمام جنگ ها، خونريزی ها و بدبختی ها كه در دنيا وجود دارد اين است كه افراد بشر به آزادى ديگران احترام نمى‏ گزارند.
    آيا منطق انبياء تا اينجا با منطق امروز موافق است؟ آيا آزادى مقدس است؟ بله مقدس است و بسيار هم مقدس است."(2)

    2. آزادی معنوی :
    شهید مطهری در بیان آزادى معنوى می فرماید:
    "نوع ديگر آزادى، آزادى معنوى است. تفاوتى كه ميان مكتب انبياء و مكتب هاى بشرى هست در اين است كه پيغمبران آمده ‏ا ند تا علاوه بر آزادى اجتماعى به بشر آزادى معنوى بدهند، و آزادى معنوى است كه بيشتر از هر چيز ديگر ارزش دارد ... انسان يك موجود مركب و داراى قوا و غرايز گوناگونى است. در وجود انسان هزاران قوه نيرومند هست. انسان شهوت دارد، غضب دارد، حرص و طمع دارد، جاه طلبى و افزون طلبى دارد. در مقابل، عقل دارد، فطرت دارد، وجدان اخلاقى دارد. انسان از نظر معنا، باطن و روح خودش‏ ممكن است يك آدم آزاد باشد و ممكن است يك آدم برده و بنده باشد؛ يعنى ممكن است انسان بنده حرص خودش باشد، اسير شهوت خودش باشد، اسير خشم خودش باشد، اسير افزون طلبى خودش باشد و ممكن است از همه اينها آزاد باشد.

    ممكن است انسانى باشد كه همان‏طور كه از نظر اجتماعى آزاد مرد است، زير بار ذلت نمى‏ رود، زير بار بردگى نمى‏ رود و آزادى خودش را در اجتماع حفظ مى‏ كند، از نظر اخلاق و معنويت هم آزادى خود را حفظ كرده باشد، يعنى وجدان و عقل خودش را آزاد نگه داشته باشد. اين آزادى همان است كه در زبان دين «تزكيه نفس» و «تقوا» گفته مى‏ شود."(3)

    با توجه به این دو بیان از آزادی اجتماعی و آزادی معنوی می گوییم :
    "تنها آزادى اجتماعى مقدس نيست، بلكه آزادى معنوى هم مقدس است. اما آزادى اجتماعى بدون آزادى معنوى ميسر و عملى نيست. در جامعه بشرى امروزی، بشر امروز مى‏ خواهد آزادى اجتماعى را تأمين كند ولى به دنبال آزادى معنوى نمى‏ رود؛ يعنى نمى‏ تواند، قدرتش را ندارد، چون آزادى معنوى را جز از طريق نبوت، انبياء، دين، ايمان و كتاب هاى آسمانى نمى‏ توان تأمين كرد. لذا به آزادی اجتماعی هم نمی رسد. زیرا آزادى اجتماعى به آزادى معنوى‏ به یکدیگر وابسته هستند.

    هر چند برخی می خواهند بگویند بشر می تواند آزادى اجتماعى داشته باشد ولى آزادى معنوى نداشته باشد. اما این ممکن نیست زیرا این بدان معناست که بگوییم بشر اسير شهوت و خشم و حرص و آز خودش باشد و در عين حال چنين بشرى كه اسير خودش است، آزادى اجتماعى را محترم بشمارد. اين يكى از نمونه‏ هاى كوسه و ريش پهن است. يكى از تضادهاى اجتماع امروز بشر همين است."(4)

    "بشرِ دوران قديم آزادى را محترم نمى ‏شمرد و پايمال مى‏ كرد و دلیل کارش نیز منفعت طلبی اش بود و لذا شما می بیند با تغییر قوانینی مثل لغو بردگی در آمریکا و ... روش بشر تغییر نکرد و بلکه صرفا شكل و فرمش عوض شد، محتوا همان محتواست. این حس منفعت طلبی در بشر امروزی هم هست. فرقى نكرده است. دهان بشرِ امروز براى بلعيدن، اگر بيشتر از دهان بشر ديروز باز نباشد كمتر هم نيست. نه علم توانسته است جلوى آز را بگيرد نه تغيير قوانين. تنها كارى كه كرده اين است كه شكل و فرم قضيه را عوض نموده است، محتوا همان محتواست؛ يك روپوش، يك زر ورق روى آن مى‏ گذارد.

    بشر قديم يك موجود صريح بود، هنوز به حد نفاق و دو رويى نرسيده بود. روپوش روى استثمار و استعباد خودش نمى‏ گذاشت. اما بشر امروز به نام جهان آزاد و دفاع از صلح و آزادى، تمام سلب آزادي ها، سلب حقوق ها، بندگی ها و بردگی ها را دارد، دلیلش آن است که آزادى معنوى ندارد و در ناحيه روح خودش آزاد نيست و چون تقوا ندارد."(5)
    على (عليه السلام) مى‏ فرمايد:
    «انَّ تَقْوَى اللَّهِ مِفْتاحُ سَدادٍ وَ ذَخيرَةُ مَعادٍ وَ عِتْقٌ مِنْ كُلِّ مَلَكَةٍ وَ نَجاةٌ مِنْ كُلِّ هَلَكَةٍ»(6) تقواى الهى كليد هر راه راستى است. بدون تقوا انسان به راه راست نمى‏ رود، راه خود را كج مى‏ كند. بدون تقوا انسان اندوخته‏ اى براى آخرت ندارد. بدون تقوا بشر آزادى ندارد. تقواست كه بشر را از هر رقّيتى آزاد مى‏ كند.

    _______
    (1) آل عمران/ 62 .
    (2) شهيدمطهرى، مرتضی، مجموعه ‏آثار، انتشارات صدرا، تهران، ج‏23، ص 338، با اندکی دخل و تصرف.
    (3) همان، ص 441، با اندکی دخل و تصرف.
    (4) همان، ص 440، با اندکی دخل و تصرف.
    (5) همان، ص 442، با اندکی دخل و تصرف.
    (6) على بن ابى طالب عليه السلام، نهج البلاغه، انتشارات دار الهجره ق، ص 351 .


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۴/۱۱ در ساعت ۰۱:۵۱ دلیل: همکار ویراستار تدوین


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود