جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا واجب است از زندگی و سخنان امامان که به ما رسیده ،عمل کنیم ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ایا واجب است از زندگی و سخنان امامان که به ما رسیده ،عمل کنیم ؟




    سلام و عرض ادب

    در قران اطاعت از پیامبرص و سخنان ایشان واجب است و بعد شیعه معتقد است که چون امام جانشین پیامبر ص است اطاعت از او هم واجب است .نمیخام برام این قضیه رو اثبات کنید .

    سوالاتم :1-در واقع این مسیله رو برایم باز کنید که اطاعت از احادیث و سخنان و سیره اهل بیت در حال حاضر برا من نوعی که در عصر کنونی زندگی میکنم و با توجه به اینکه امام زمان من غایب میباشد ، با توجه به اینکه دیگر امامان هیچ کدام امام زمان من محسوب نمیشوند ، واجب است یا خیر ؟؟چرا ؟؟

    2-و ایا میتوان با احادیث سلیقه ای و طبق عرف برخورد کرد ؟؟
    با سپاس

    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 10
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۵/۰۷ در ساعت ۱۶:۴۴
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    24
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    سلام و عرض ادب

    در قران اطاعت از پیامبرص و سخنان ایشان واجب است و بعد شیعه معتقد است که چون امام جانشین پیامبر ص است اطاعت از او هم واجب است .نمیخام برام این قضیه رو اثبات کنید .

    سوالاتم :1-در واقع این مسیله رو برایم باز کنید که اطاعت از احادیث و سخنان و سیره اهل بیت در حال حاضر برا من نوعی که در عصر کنونی زندگی میکنم و با توجه به اینکه امام زمان من غایب میباشد ، با توجه به اینکه دیگر امامان هیچ کدام امام زمان من محسوب نمیشوند ، واجب است یا خیر ؟؟چرا ؟؟

    2-و ایا میتوان با احادیث سلیقه ای و طبق عرف برخورد کرد ؟؟
    با سپاس

    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 10
    بنام خدا

    پرسشگر محترم ضمن عرض سلام و ادب و آرزوي توفيق بيشتر


    در پاسخ به سؤال شما توجه به چند نكته حائز اهميت است:

    اولاً؛ چنانكه خود شما اشاره كرده ايد خداوند متعال در قرآن مي فرمايد: "يا ايّها الذين آمنوا اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم" اطاعت در آيه مذكور، مطلق و بي قيد و شرط ذكر شده است معلوم مي شود همانطوري كه بطور مطلق و در تمام زمينه ها بايد از خدا و رسولش، اطاعت كرد از ائمه اطهار عليهم السلام كه اولي الامر هستند نيز اطاعت واجب است.

    و اين اطاعت بايد در همه امور باشد يعني مقصود از اطاعت امام، فقط در امور عادي و وظايف فردي نيست بلكه در امور سياسي، اجتماعي و... هم بايد اطاعت كرد زيرا امام معصوم(ع) رهبري معنوي و مادي، ظاهري و باطني و خلاصه رهبري همه جانبه جامعه اسلامي را بر عهده دارد.

    ثانياً؛ با رجوع به عقل، ضرورت و وجوب اطاعت از امامان معصوم (ع) نيز روشن مي شود زيرا اگر اطاعت از راه و طريق امامان معصوم (ع) بعنوان اولواالامر واجب نبود خداي حكيم آن را واجب نمي شمرد. از آنجائيكه اطاعت بصورت مطلق ذكر شده همه ابعاد و شئون، از گفتار و رفتار و سنت و سيره ي زندگي آنها را شامل مي شود.

    ثالثاً سخناني از نبي اكرم (ص) و امامان معصوم (ع) صادر شده كه ضرورت و وجوب اطاعت از ايشان را روشن مي كند:

    امير بيان علي (ع) از قول پيامبر اكرم (ص) در نهج البلاغه مي فرمايد: "... والامامة نظاماً لِلاُمّةِ و الطاعَةَ تَعظيماً للامامَة"(1) خدا امامت را براي نظام اجتماع و امت واجب كرده و اطاعت از امام را به منظور بزرگداشت مقام امامت فريضه قرار داده است.

    و نيز فرموده: "اُنظروا اَهل بيت نبيّكم سَمْتَهم واتّبعوا اَثَرَهم فَلَن يُخرِجُكم مِنْ هُدي ولَنْ يُعيدوكم في رَدي فَاِن لَبَدوا فالبدوا و اِن نَهَضُوا فَانْهَضوا وَ لا تَسْبِقُوهُم فَتَضِلّوا وَ لا تَتَاَخّروا عَنْهُم فَتَهْلِكُوا"(2) اي مردم! به اهل بيت پيامبرتان بنگريد از آنسو كه گام بر مي دارند برويد قدم جاي قدمشان بگذاريد آنها شما را هرگز از راه هدايت بيرون نمي برند و به پستي و هلاكت باز نمي گردانند اگر سكوت كردند سكوت كنيد و اگر قيام كردند قيام كنيد از آنها پيشي نگيريد كه گمراه مي شويد و از آنان عقب نمانيد كه نابود مي شويد.

    اما اگر از امام معصوم خود اطاعت كنيم دينمان حفظ مي ماند و از كج فهمي ها نجات پيدا مي كنيم چرا اينكه آنها چراغ هدايت و كشتي نجات هستند و همچنين شناخت ما نسبت به دين كامل مي شود زيرا امامان عليهم السلام مفسران واقعي قرآن و دين مي باشند.

    پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم فرمودند: "يا ايها الناس انّي تَرَكْتُ فيكُمْ ما اِنْ اَخَذْتُم بِه لَنْ تَضِلّوا كتاب اللّه و عترتي اهل بيتي"(3)؛ اي مردم من ميان شما دو چيز گرانبها گذاشته ام اگر به آن دو چيز اخذ كنيد و پيرو آنها باشيد هرگز گمراه نخواهيد شد و آن قرآن و عترت و اهل بيت من هستند."

    در حديث ديگر كه معروف است به حديث سفينه، پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم چنين مي فرمايند: "اِنَّما مثَلَ اَهْلَ بَيتي في اُمتي كَمَثَل سفينة نوح مَنْ رَكَبَها نَجا وَ مَن تَخَلَّفَ عَنّها غَرَقَ"(4) مَثَل اهل بيت من در ميان امت مانند مثل كشتي نوح مي ماند كه هر كسي كشتي نوح را سوار شد نجات پيدا كرد و هر كسي تخلف كرد و كشتي را سوار نشد غرق شد".

    بنابراين اگر از راه و روش زندگي امامان معصوم عليهم السلام اطاعت بكنيم در دنيا و آخرت نجات پيدا خواهيم كرد و اگر از مسير آنها منحرف شويم گمراه و نابود خواهيم شد.

    رابعاً در زمان غيبت (حال حاضر) كه ما به امام معصوم (ع) دسترسي نداريمیکی دیگر از تکالیف مردم؛ اولاً: معرفت و شناسایی راویان حدیث و دانشمندان دین و آگاهان اخبار اهل بیت «علیهم السلام»، به ویژه عاملین آنها یعنی همان سلسله جلیله فقهای عظام و علمای ربانی و ثانیاً فرمان برداری از آنان است، و این از اهم تکالیف عباد در عصر غیبت و بلکه حتی در عصر ظهور ان حضرت می باشد.

    پیروی و تقلید از یک نفر از مجتهدان آنان، بر مقلدان، واجب و الزامی است که شرح و تفضیل آن در این مختصر نمی گنجد. اما به طور مختصر باید بیان داشت که مؤمن باید در عصر غیبت، یا خود مجتهد باشد و یا در همه اعمال، عمل به احتیاط کند و یا مقلد باشد و در فروغ دین از یک مجتهد جامع الشرایط تقلید نماید و این یک فرع و شاخه از تکلیفی است که بیان شد.

    آنچه تنها در این مختصر می توان اظهار داشت، این است که به حکم عقل و شرع، رجوع به اهل خبره در هر امر و راهی نه تنها صحیح است، بلکه تنها راه پیروزی و نیل به اهداف و مقاصد است و تمام عقلای علم نیز بر آن انفاق دارند.

    چنانكه خداوند دستور داده: "فَاسئَلُوا اَهلَ الذِکرِ اِن کُنتُم لا تَعلَمُونَ."(5) از اهل ذکر بپرسید اگر شما نمی دانید.

    چنانكه حضرت بقیه الله – عجّل الله تعالی فرجه الشریف- در نامۀ خود به اسحاق بن یعقوب می نویسند: "وَ اَمّا الحَوادِثُ الواقِعَةُ فَارجِعُوا فیها اِلی رُوّاةِ حَدیثِنا (اَحادیثنا) فَاِنَّهُم حُجَّتی عَلَیکُم وَ اَنَا حُجَّةُ اللهِ (عَلَیهِم)"(6) "و امّا دربارۀ رویدادها و پیش آمدهایی که در آینده روی خواهد داد، به راویان حدیث ما رجوع نمایید؛ زیرا آنان حجّت من هستند بر شما و من جحّت خدا می باشم (برایشان)."

    و امام حسن عسکری علیه السّلام می فرمایند: "فَأَمّا مَن کانَ مِنَ الفُقَهاءصائِناً لِنَفسِهِ حافِظاً لِدینِهِ مُخالّفَاً عَلی هَواهُ مُطیعاً لِأَمرِ مَولاهُ فَلِلعَوامِ اَن یُقَلِّدُوهُ وَ ذلِکَ لا یَکُونُ اِلّا بَعضَ فُقَهاءِ الشّیعَةِ لا جَمیعُهُم."(7) و امّا، هر فقیه که نگهدار نفس خویش و حافظ دین خود و مخالف با هوا و خواهش خویش و مطیع امر مولای خود باشد، بر عوام لازم است تا از او تقلید کنند و این گونه نمی باشند مگر بعضی از فقهای شیعه، نه همۀ آنان."

    با توجه به توضيحي كه گذشت فهم آيات و روايات، الزاماتي دارد و هر كسي نمي تواند با توجه به فهم و درك سطحي، آيات و روايات را تفسير كند و در اين خصوص، چنانكه گفتيم بايد به اهل خبره و علماي دين رجوع كرد.

    موفق باشيد ...


    پاورقي______________________________________ ____
    1) نهج البلاغة فيض، حكمت 244 .
    2) نهج البلاغه، خطبه 97، تأليف محمد دشتي.
    3) صحيح مسلم، ج 7، ص 122. سنن الترمذي، ج 2، ص 307 .
    4) مستدرك الحاكم، ج 2، ص 151. الخصائص الكبري للسيوطي، ج 2، ص 266 .
    5) نحل، 43.
    6) بحارالأنوار: ح 2، ص 90، ح 13، و53، ص 181، س 3، وج 75، ص 380، ح 1.
    7) وسائل الشیعه، ج 27، ص 131.

    ویرایش توسط صفا : ۱۳۹۱/۰۵/۰۸ در ساعت ۲۰:۱۸
    هوالحي

    مفاتيح الجنان، اين كليدهاي بهشتي كه ثمره ي يك عمر تلاش جناب حاج شيخ عباس قمي (رحمه الله) است را وارد زندگي مان كنيم.


    چه تأسف بار است كه آدمي در كنار چشمه ي زلال معارف اهل بيت (ع) كه از طريق دعا و اعمال معنوي (روز و هفته و ماه و سال) بر او وارد شده تشنه و محروم باشد.

    خدايا تو دلهاي ما را به زلال چشمه سارهاي معارف اهل بيت (ع) متصل بفرما. آمين


  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 10 نمایش پست

    رابعاً در زمان غيبت (حال حاضر) كه ما به امام معصوم (ع) دسترسي نداريمیکی دیگر از تکالیف مردم؛ اولاً: معرفت و شناسایی راویان حدیث و دانشمندان دین و آگاهان اخبار اهل بیت «علیهم السلام»، به ویژه عاملین آنها یعنی همان سلسله جلیله فقهای عظام و علمای ربانی و ثانیاً فرمان برداری از آنان است، و این از اهم تکالیف عباد در عصر غیبت و بلکه حتی در عصر ظهور ان حضرت می باشد.

    پیروی و تقلید از یک نفر از مجتهدان آنان، بر مقلدان، واجب و الزامی است که شرح و تفضیل آن در این مختصر نمی گنجد. اما به طور مختصر باید بیان داشت که مؤمن باید در عصر غیبت، یا خود مجتهد باشد و یا در همه اعمال، عمل به احتیاط کند و یا مقلد باشد و در فروغ دین از یک مجتهد جامع الشرایط تقلید نماید و این یک فرع و شاخه از تکلیفی است که بیان شد.

    آنچه تنها در این مختصر می توان اظهار داشت، این است که به حکم عقل و شرع، رجوع به اهل خبره در هر امر و راهی نه تنها صحیح است، بلکه تنها راه پیروزی و نیل به اهداف و مقاصد است و تمام عقلای علم نیز بر آن انفاق دارند.

    چنانكه خداوند دستور داده: "فَاسئَلُوا اَهلَ الذِکرِ اِن کُنتُم لا تَعلَمُونَ."(5) از اهل ذکر بپرسید اگر شما نمی دانید.
    سلام و عرض ادب
    در مورد مطالبتان که نقل قول کردم : پس ما در زمان غیبت و عدم حضور امام عقلاً موظف به تقلید از کسانی هستیم که همان اشخاص در دین و شرح حال امامان تحقیق کرده و حکم دینی را استخراج کرده اند .
    چون در ایه مذکور فقط ولایت خدا پیامبر و اولی الامر که بنا به نوشته خودتان امام هستند جایز است و کسی نمیتواند داخل در این ولایت شود با گستردگی کامل اطاعت در نتیجه نمیتوان گفت ان گستردگی ولایتی که اطاعت از امام دارد اطاعت از مرجع تقلید دارد .

    و حوزه تقلید مرجع محدود میشود به همان احکام دینی و فقهی و فراتر از ان دیگر جایز نیست مثلا در باب مسایل اجتماعی سیاسی و غیره نباید از انها تقلید کرد .

    در کل هیچ کس نمیتواند ان ولایتی که خدا و پیامبر و امامان دارند بر ما داشته باشد و خودمان هم نباید اجازه این ولایت را به کس دیگری بدهیم .
    ویرایش توسط *zohreh* : ۱۳۹۱/۰۵/۱۲ در ساعت ۱۵:۵۶
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    24
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب اثبات ولايت فقها و ولايت فقيه در عصر غيبت




    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    سلام و عرض ادب
    در مورد مطالبتان که نقل قول کردم : پس ما در زمان غیبت و عدم حضور امام عقلاً موظف به تقلید از کسانی هستیم که همان اشخاص در دین و شرح حال امامان تحقیق کرده و حکم دینی را استخراج کرده اند .
    چون در ایه مذکور فقط ولایت خدا پیامبر و اولی الامر که بنا به نوشته خودتان امام هستند جایز است و کسی نمیتواند داخل در این ولایت شود با گستردگی کامل اطاعت در نتیجه نمیتوان گفت ان گستردگی ولایتی که اطاعت از امام دارد اطاعت از مرجع تقلید دارد .

    و حوزه تقلید مرجع محدود میشود به همان احکام دینی و فقهی و فراتر از ان دیگر جایز نیست مثلا در باب مسایل اجتماعی سیاسی و غیره نباید از انها تقلید کرد .

    در کل هیچ کس نمیتواند ان ولایتی که خدا و پیامبر و امامان دارند بر ما داشته باشد و خودمان هم نباید اجازه این ولایت را به کس دیگری بدهیم .
    سلام مجدد

    گرچه بنظر توضيحات داده شده در پست قبلي خصوصاً رواياتي كه در انتهاي بحث ذكر شد ولايت عامه فقها را اثبات مي كند براي روشن تر شدن موضوع و رفع ابهام شما مطالب تكميلي را تقديم مي كنيم:

    در عصر غيبت كبري، معصومین(علیهم السلام) راهکار مناسبی در اختیار شیعیان گذاشته بودند و آن اینکهدر مواردی که محتاج به مراجعه به حاکم هستید و حاکم رسمی جامعه حاکمی غیرشرعی است، به کسانی مراجعه کنید که عارف به حلال و حرام باشند. و در صورت مراجعه به چنین شخصی حق ندارید از حکم و داوری او سرپیچی کنید این کار ردّ امام معصوم است و ردّ امام معصوم در حدّ شرک به خداست. به مقبوله «عمر بن حنظله» بنگرید که در آن از امام جعفر صادق(علیه السلام) نقل شده است:«من کان منکم قد روی حد یثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فلیرضوا به حکماً فانی قد جعلته علیکم حاکماً فاذا حکم بحکمنا فلم یقبله منه فانّما استخفّ بحکم الله و علینا ردّ و الرّآد علینا کالراد علی الله و هو علی حدالشرک بالله».(1) «فقیه» در اصطلاح امروز همان شخصی است که در روایات با تعبیر «عارف به حلال و حرام» و امثال آن معرفی شده است.

    با توجه به مطالب فوق می توان بر ولایت فقیه در زمان غیبت چنین استدلال آورد که: اگر در زمان حضور معصوم، در صورت دسترسی نداشتن به معصوم و حاکمیت نداشتن او وظیفه مردم مراجعه به فقیهان جامع الشرایط است، در زمانی که اصلاً معصوم حضور ندارد به طریق اولی وظیفه مردم مراجعه به فقیهان جامعه الشرایط است.

    با توجه به روایات مربوط به عصر غیبت، مثل توقیع مشهور حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) که در آن می خوانیم:«اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم؛(2) یعنی در رویدادها و پیشامدها به روایان حدیث ما رجوع کنید، زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنانم.»

    وقتی اثبات کردیم فقیه در عصر غیبت حق حاکمیت و ولایت دارد، یعنی اوست که فرمان می دهد، امر و نهی می کند و امور جامعه را رتق و فتق می کند و مردم هم موظفند از چنین فقیهی تابعیت کنند. همان گونه که در عصر حضور معصوم، اگر کسی از سوی امام (علیه السلام) بر امری گمارده می شد، مردم موظف بودند دستورهای او را اطاعت کنند. وقتی حضرت علی (علیه السلام) مالک اشتر را به استانداری مصر مأمور کرد، دستورات مالک واجب الاطاعه بود. زیرا مخالفت با مالک اشتر، مخالفت با حضرت علی بود. وقتی کسی، دیگری را نماینده و جانشین خود قرار دهد، برخورد با جانشین، در واقع برخورد با خود شخص است. در زمان غیبت که فقیه از طرف معصوم برای حاکمیت بر مردم نصب شده، اطاعت و عدم اطاعت از فقیه به معنای پذیرش یا ردّ خود معصوم (علیه السلام) است.

    به طور خلاصه باید گفت: «اولاً فقیه دارای ولایت تکوینی نیست؛ ثانیاً: ولایت مطلقه فقیه، همان اختیارات معصوم است و مستلزم تغییر دین نیست؛ ثالثاً: اصل ولایت فقیه را هیچ فقیه شیعی منکر نشده است؛ رابعاً: اختلاف فقها در ولایت فقیه، به تفاوت نظر آنان در دامنه ی اختیارات است، نه اصل ولایت.(3)

    موفق باشيد ...

    پاورقي______________________________________ _______-
    1) کلینی ، اصول کافی ، ج 1، ص 67
    2) صدوق ، کمال الدین و تمام النعمه ، ج2 ، ص483.
    3) براي مطالعه بيشتر ر.ك: مشکات هدایت، آيت الله مصباح يزدي، ج 1، ص57 - 59

    ویرایش توسط صفا : ۱۳۹۱/۰۵/۱۵ در ساعت ۱۹:۳۳
    هوالحي

    مفاتيح الجنان، اين كليدهاي بهشتي كه ثمره ي يك عمر تلاش جناب حاج شيخ عباس قمي (رحمه الله) است را وارد زندگي مان كنيم.


    چه تأسف بار است كه آدمي در كنار چشمه ي زلال معارف اهل بيت (ع) كه از طريق دعا و اعمال معنوي (روز و هفته و ماه و سال) بر او وارد شده تشنه و محروم باشد.

    خدايا تو دلهاي ما را به زلال چشمه سارهاي معارف اهل بيت (ع) متصل بفرما. آمين


  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    274
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 16 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت دوستان

    جناب پاسخگو ظاهرا کلامشان تضاد دارد چون ابتدا میفرمایند تقلید واجب است تا موقعی که به درجه ی اجتهاد برسیم بعد از آن هم آیه ای می آورند که کلامشان را نقض میکند
    "فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون" در صورتی که نمیدانید از اهل ذکر سوال کنید مشخص میشود که همیشه نیاز نیست تقلید کنیم و فقط در جاهایی که نمیدانیم سوال کنیم
    البته در این مطالبی که عرض کردم چند نکته را یاداور شوم
    درآیه بالا گفته در صورتی که نمیدانید سوال کنید و بعد از سوال کردن مسلما کلمه "نمیدانم"تبدیل به کلمه ی "دانستم" میشود و دیگر نیاز به تقلید در این مورد نمیشود مانند کسی که برای اولین بار میخواهد به یک مقصد خاصی برود ابتدا از کسی که میداند سوال میکند و پس از چند بار رفتن این مسیر دیگر نیاز نیست سوال کند و خود راه را میداند
    پس نیاز به درجه ی اجتهاد یا هر چیز دیگری نیست و تا رسیدن به این درجه کم کم میتوان از تقلید کردن بی نیاز شد
    پس تقلید همیشه واجب نیست و در زمانهای خاص واجب می شود و ان هم موقعی که مطلب خاصی را نمیدانیم

    ...ربنا لا تؤاخذنا إن نسينا أو أخطأنا...
    ...پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خطا رفتيم بر ما مگير...

    دور می بینی سراب و می دوی *** عاشق آن بینش خود می شوی








  10. تشکر


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    24
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب پاسخ به يك ابهام در باب تقليد از مجتهد




    نقل قول نوشته اصلی توسط wintryflame نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت دوستان

    جناب پاسخگو ظاهرا کلامشان تضاد دارد چون ابتدا میفرمایند تقلید واجب است تا موقعی که به درجه ی اجتهاد برسیم بعد از آن هم آیه ای می آورند که کلامشان را نقض میکند
    "فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون" در صورتی که نمیدانید از اهل ذکر سوال کنید مشخص میشود که همیشه نیاز نیست تقلید کنیم و فقط در جاهایی که نمیدانیم سوال کنیم
    البته در این مطالبی که عرض کردم چند نکته را یاداور شوم
    درآیه بالا گفته در صورتی که نمیدانید سوال کنید و بعد از سوال کردن مسلما کلمه "نمیدانم"تبدیل به کلمه ی "دانستم" میشود و دیگر نیاز به تقلید در این مورد نمیشود مانند کسی که برای اولین بار میخواهد به یک مقصد خاصی برود ابتدا از کسی که میداند سوال میکند و پس از چند بار رفتن این مسیر دیگر نیاز نیست سوال کند و خود راه را میداند
    پس نیاز به درجه ی اجتهاد یا هر چیز دیگری نیست و تا رسیدن به این درجه کم کم میتوان از تقلید کردن بی نیاز شد
    پس تقلید همیشه واجب نیست و در زمانهای خاص واجب می شود و ان هم موقعی که مطلب خاصی را نمیدانیم

    سلام

    جناب wintryflame

    اگر در سير بحث و مطالعه مطالب دقت كنيد هيچ تناقضي مشاهده نمي شود ابهام شما ناشي از عدم آشنائي تان با مسأله ي تقليد و اجتهاد است.

    تقليد، يعني "رجوع جاهل به عالم"، جاهل در اينجا، به معناى جاهل نسبى و كسى است كه در مسائل شرعى، مجتهد و كارشناس نيست؛ هر چند ممكن است خودش در مسائل ديگرى متخصص و كارشناس باشد(مهندس يا دكتر باشد) و يا حتّى در مسائل فقهى، از آگاهى نسبى خوبى برخوردار باشد.

    خودِ مجتهدان نيز در مسائل ديگر، به متخصص رجوع مى‏ كنند و اين را از باب رجوع جاهل به عالم و اهل خبره مى‏ دانند. نمونه بارز آن امام خمينى بود كه پزشك معالج ايشان گفت: تا به حال كسى را نديده‏ ام كه اين قدر در درمان، مطيع پزشك باشد.

    در جهان امروز، تحقيق در همه علوم براى يك نفر كارى غير ممكن و حتي غير ضرورى است. بعبارتي امروزه بدليل گستردگي و توسعه ي علوم يك نفر نمي تواند در چندين علم، به درجه ي اجتهاد برسد از اينرو معمولاً هر فرد تلاش مي كند در يك رشته به درجه اجتهاد برسد. بسيارى از روحانيان نيز در مسائل شرعى تقليد مى‏ كنند؛ زيرا يا هنوز مقدمات اجتهاد را تحصيل نكرده‏ و يا وقت خود را در تخصص‏ هاى ديگر علوم دينى صرف مى‏ نمايند.

    با اين توصيف، اشكال و برداشت شما وارد نيست:

    اولاً؛ گمان مي كنيد كه انسان با صرف تقليد، و پرسيدن چند پرسش در موضوعي، نهايتاً بصورت گام به گام و پس از مدتي بي نياز از تقليد شده و خود مجتهد مي شود، و براي برداشت ناصوابتان هم به آيه "فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون" استناد مي كنيد. و مي گوييد:

    نقل قول نوشته اصلی توسط wintryflame نمایش پست
    "مشخص میشود که همیشه نیاز نیست تقلید کنیم و فقط در جاهایی که نمیدانیم سوال کنیم. درآیه بالا گفته در صورتی که نمیدانید سوال کنید و بعد از سوال کردن مسلما کلمه "نمیدانم"تبدیل به کلمه ی "دانستم" میشود و دیگر نیاز به تقلید در این مورد نمیشود مانند کسی که برای اولین بار میخواهد به یک مقصد خاصی برود ابتدا از کسی که میداند سوال میکند و پس از چند بار رفتن این مسیر دیگر نیاز نیست سوال کند و خود راه را میداند."
    آيا اگر شما در تمام عمرتان با پزشكان زيادي در ارتباط باشيد، نسخه هاي زيادي را عمل كرده باشيد و يا مدتي با يك پزشك مخصوص در ارتباط بوده و پرسشهاي پزشكي تان را بپرسيد آيا بعد از مدتي، خودتان پزشك مي شويد و ديگر نيازي به پزشك نداريد؟(پاسخ روشن است)

    ثانياً؛ گمان مي كنيد كه دامنه و گستره ي فقه، شبيه آنست كه مثلاً راهي را كه قبلاً نمي دانستيد با چند بار پرسيدن و رفتن مسلط مي شويد و ديگر به پرسيدن و تقليد و پيروي از ديگران نيازي نداريد. تصور مي كنيد با پرسش و دانستن يك يا چند مسأله بي نياز از تقليد شده و بعبارتي خودتان مجتهد مي شويد. در حاليكه گفتيم چنانكه امروزه براي همه امكان پدير نيست در علوم مختلف مانند رياضيات، فيزيك، پزشكي، مهندسي و ... به اجتهاد علمي لازم برسند و هر كسي نهايتاً در يك رشته متخصص مي شود در مسائل فقهي نيز تنها گروهي كه بصورت تخصصي وارد آن شوند به مقام اجتهاد مي رسند و ديگران بايد از آنها تقليد كنند.

    موفق باشيد ...

    هوالحي

    مفاتيح الجنان، اين كليدهاي بهشتي كه ثمره ي يك عمر تلاش جناب حاج شيخ عباس قمي (رحمه الله) است را وارد زندگي مان كنيم.


    چه تأسف بار است كه آدمي در كنار چشمه ي زلال معارف اهل بيت (ع) كه از طريق دعا و اعمال معنوي (روز و هفته و ماه و سال) بر او وارد شده تشنه و محروم باشد.

    خدايا تو دلهاي ما را به زلال چشمه سارهاي معارف اهل بيت (ع) متصل بفرما. آمين


  12. تشکرها 2


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    274
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 16 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام خدمت شما جناب پاسخگو
    تقليد، يعني "رجوع جاهل به عالم"، جاهل در اينجا، به معناى جاهل نسبى و كسى است كه در مسائل شرعى، مجتهد و كارشناس نيست؛ هر چند ممكن است خودش در مسائل ديگرى متخصص و كارشناس باشد(مهندس يا دكتر باشد) و يا حتّى در مسائل فقهى، از آگاهى نسبى خوبى برخوردار باشد.
    یعنی حتما باید به یک کارشناس مراجعه کنیم حتی اگر جواب سوال را میدانیم؟
    مثلا بنده متخصص در اشپزی نیستم ولی بلدم نیمرو یا ابگوشت ساده آماده کنم و نیازی به سوال ندارم باید حتما به یک اشپز متخصص رجوع کنم که به من یاد دهد غذایی که درست می کنم دستور اماده سازی ان چیست ؟‌(این مطلب در همه ی زمینه های علمی صدق می کند)چه فقه و چه سوال در مورد آدرس و ...
    خودِ مجتهدان نيز در مسائل ديگر، به متخصص رجوع مى‏ كنند و اين را از باب رجوع جاهل به عالم و اهل خبره مى‏ دانند. نمونه بارز آن امام خمينى بود كه پزشك معالج ايشان گفت: تا به حال كسى را نديده‏ ام كه اين قدر در درمان، مطيع پزشك باشد.
    بنده مخالفتی با رجوع شخص جاهل به اعلم تر ندارم .ولی موقعی که در ان مورد خاص جواب را ندانیم
    بله متخصص هم به متخصص بالاتر از خود رجوع میکند
    در جهان امروز، تحقيق در همه علوم براى يك نفر كارى غير ممكن و حتي غير ضرورى است. بعبارتي امروزه بدليل گستردگي و توسعه ي علوم يك نفر نمي تواند در چندين علم، به درجه ي اجتهاد برسد از اينرو معمولاً هر فرد تلاش مي كند در يك رشته به درجه اجتهاد برسد. بسيارى از روحانيان نيز در مسائل شرعى تقليد مى‏ كنند؛ زيرا يا هنوز مقدمات اجتهاد را تحصيل نكرده‏ و يا وقت خود را در تخصص‏ هاى ديگر علوم دينى صرف مى‏ نمايند.

    با اين توصيف، اشكال و برداشت شما وارد نيست:
    بله تخصص در تمام زمینه ها غیر ممکن است ولی این نیست که فقط دانسته ات فقط در زمینه ی تخصص خودت باشد و بس . مثلا بنده متخصص در مکانیک هستم این نیست که از اشپزی هیچ سر در نیاورم . چه برسد به علومی که هر روز با آن سرو کار داریم و مسئله اخرت ما است
    آيا اگر شما در تمام عمرتان با پزشكان زيادي در ارتباط باشيد، نسخه هاي زيادي را عمل كرده باشيد و يا مدتي با يك پزشك مخصوص در ارتباط بوده و پرسشهاي پزشكي تان را بپرسيد آيا بعد از مدتي، خودتان پزشك مي شويد و ديگر نيازي به پزشك نداريد؟(پاسخ روشن است)
    منظور بنده در آن مورد خاص دیگر نیاز به مراجعه ندارید نه کلا رجوع نکنیم
    دوست گرامی همانطور که دکتر عمومی داریم و دکتر متخصص در زمینه ای خاص .
    برای علوم فقهی هم چنین چیزی وجود دارد
    مثلا دکتر عمومی اگر سرما بخورد دیگر نیاز نیست برود پیش یک متخصص و خود داروی خود را میداند (مسئله ی زیاد پیچیده ای نیست)
    ثانياً؛ گمان مي كنيد كه دامنه و گستره ي فقه، شبيه آنست كه مثلاً راهي را كه قبلاً نمي دانستيد با چند بار پرسيدن و رفتن مسلط مي شويد و ديگر به پرسيدن و تقليد و پيروي از ديگران نيازي نداريد. تصور مي كنيد با پرسش و دانستن يك يا چند مسأله بي نياز از تقليد شده و بعبارتي خودتان مجتهد مي شويد. در حاليكه گفتيم چنانكه امروزه براي همه امكان پدير نيست در علوم مختلف مانند رياضيات، فيزيك، پزشكي، مهندسي و ... به اجتهاد علمي لازم برسند و هر كسي نهايتاً در يك رشته متخصص مي شود در مسائل فقهي نيز تنها گروهي كه بصورت تخصصي وارد آن شوند به مقام اجتهاد مي رسند و ديگران بايد از آنها تقليد كنند.
    اگر به کلام بنده دقت کنید در مورد آن سوال خاص گفتم نیاز به رجوع نیست .ولی این هم هست که هر چقدر در هر زمینه علم داشته باشی به همان اندازه نیاز مراجعه کمتر می شود
    چه یک کلمه و چه هزارو یک کلمه , به همان نسبت نیاز مراجعه کمتر می شود
    و موقعی که جواب سوالی را ندانیم رجوع به شخص عالمتر واجب می شود .در صورتی که جواب را میدانیم چه وجوبی وجود دارد ؟‌!!!قران هم همین مطلب رو فرموده
    در صورتی که نمیدانید سوال کنید
    فاسئلو اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون

    یا حق
    ویرایش توسط هو الحق : ۱۳۹۱/۰۵/۲۳ در ساعت ۰۵:۵۶

    ...ربنا لا تؤاخذنا إن نسينا أو أخطأنا...
    ...پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خطا رفتيم بر ما مگير...

    دور می بینی سراب و می دوی *** عاشق آن بینش خود می شوی








  14. تشکر


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندی

    سوال
    ایا واجب است از زندگی و سخنان امامان که به ما رسیده ،عمل کنیم ؟
    پاسخ
    در پاسخ به سؤال شما توجه به چند نكته حائز اهميت است:

    اولاً؛ چنانكه خود شما اشاره كرده ايد خداوند متعال در قرآن مي فرمايد: "يا ايّها الذين آمنوا اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم" (1)اطاعت در آيه مذكور، مطلق و بي قيد و شرط ذكر شده است معلوم مي شود همانطوري كه بطور مطلق و در تمام زمينه ها بايد از خدا و رسولش، اطاعت كرد از ائمه اطهار عليهم السلام كه اولي الامر هستند نيز اطاعت واجب است.

    و اين اطاعت بايد در همه امور باشد يعني مقصود از اطاعت امام، فقط در امور عادي و وظايف فردي نيست بلكه در امور سياسي، اجتماعي و... هم بايد اطاعت كرد زيرا امام معصوم(ع) رهبري معنوي و مادي، ظاهري و باطني و خلاصه رهبري همه جانبه جامعه اسلامي را بر عهده دارد.

    ثانياً؛ با رجوع به عقل، ضرورت و وجوب اطاعت از امامان معصوم (ع) نيز روشن مي شود زيرا اگر اطاعت از راه و طريق امامان معصوم (ع) بعنوان اولواالامر واجب نبود خداي حكيم آن را واجب نمي شمرد.
    از آنجائيكه اطاعت بصورت مطلق ذكر شده همه ابعاد و شئون، از گفتار و رفتار و سنت و سيره ي زندگي آنها را شامل مي شود.

    ثالثاً سخناني از نبي اكرم (ص) و امامان معصوم (ع) صادر شده كه ضرورت و وجوب اطاعت از ايشان را روشن مي كند:

    امير بيان علي (ع) از قول پيامبر اكرم (ص) در نهج البلاغه مي فرمايد: "... والامامة نظاماً لِلاُمّةِ و الطاعَةَ تَعظيماً للامامَة"(2) خدا امامت را براي نظام اجتماع و امت واجب كرده و اطاعت از امام را به منظور بزرگداشت مقام امامت فريضه قرار داده است.

    و نيز فرموده: "اُنظروا اَهل بيت نبيّكم سَمْتَهم واتّبعوا اَثَرَهم فَلَن يُخرِجُكم مِنْ هُدي ولَنْ يُعيدوكم في رَدي فَاِن لَبَدوا فالبدوا و اِن نَهَضُوا فَانْهَضوا وَ لا تَسْبِقُوهُم فَتَضِلّوا وَ لا تَتَاَخّروا عَنْهُم فَتَهْلِكُوا"(3) اي مردم! به اهل بيت پيامبرتان بنگريد از آنسو كه گام بر مي دارند برويد قدم جاي قدمشان بگذاريد آنها شما را هرگز از راه هدايت بيرون نمي برند و به پستي و هلاكت باز نمي گردانند اگر سكوت كردند سكوت كنيد و اگر قيام كردند قيام كنيد از آنها پيشي نگيريد كه گمراه مي شويد و از آنان عقب نمانيد كه نابود مي شويد.

    اما اگر از امام معصوم خود اطاعت كنيم دينمان حفظ مي ماند و از كج فهمي ها نجات پيدا مي كنيم چرا اينكه آنها چراغ هدايت و كشتي نجات هستند و همچنين شناخت ما نسبت به دين كامل مي شود زيرا امامان عليهم السلام مفسران واقعي قرآن و دين مي باشند.

    پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم فرمودند: "يا ايها الناس انّي تَرَكْتُ فيكُمْ ما اِنْ اَخَذْتُم بِه لَنْ تَضِلّوا كتاب اللّه و عترتي اهل بيتي"(4)؛ اي مردم من ميان شما دو چيز گرانبها گذاشته ام اگر به آن دو چيز اخذ كنيد و پيرو آنها باشيد هرگز گمراه نخواهيد شد و آن قرآن و عترت و اهل بيت من هستند."

    در حديث ديگر كه معروف است به حديث سفينه، پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم چنين مي فرمايند: "اِنَّما مثَلَ اَهْلَ بَيتي في اُمتي كَمَثَل سفينة نوح مَنْ رَكَبَها نَجا وَ مَن تَخَلَّفَ عَنّها غَرَقَ"(5) مَثَل اهل بيت من در ميان امت مانند مثل كشتي نوح مي ماند كه هر كسي كشتي نوح را سوار شد نجات پيدا كرد و هر كسي تخلف كرد و كشتي را سوار نشد غرق شد".

    بنابراين اگر از راه و روش زندگي امامان معصوم عليهم السلام اطاعت بكنيم در دنيا و آخرت نجات پيدا خواهيم كرد و اگر از مسير آنها منحرف شويم گمراه و نابود خواهيم شد.

    رابعاً در زمان غيبت (حال حاضر) كه ما به امام معصوم (ع) دسترسي نداريمیکی دیگر از تکالیف مردم؛ اولاً: معرفت و شناسایی راویان حدیث و دانشمندان دین و آگاهان اخبار اهل بیت «علیهم السلام»، به ویژه عاملین آنها یعنی همان سلسله جلیله فقهای عظام و علمای ربانی و ثانیاً فرمان برداری از آنان است، و این از اهم تکالیف عباد در عصر غیبت و بلکه حتی در عصر ظهور ان حضرت می باشد.

    پیروی و تقلید از یک نفر از مجتهدان آنان، بر مقلدان، واجب و الزامی است که شرح و تفضیل آن در این مختصر نمی گنجد. اما به طور مختصر باید بیان داشت که مؤمن باید در عصر غیبت، یا خود مجتهد باشد و یا در همه اعمال، عمل به احتیاط کند و یا مقلد باشد و در فروغ دین از یک مجتهد جامع الشرایط تقلید نماید و این یک فرع و شاخه از تکلیفی است که بیان شد.

    آنچه تنها در این مختصر می توان اظهار داشت، این است که به حکم عقل و شرع، رجوع به اهل خبره در هر امر و راهی نه تنها صحیح است، بلکه تنها راه پیروزی و نیل به اهداف و مقاصد است و تمام عقلای علم نیز بر آن انفاق دارند.

    چنانكه خداوند دستور داده: "فَاسئَلُوا اَهلَ الذِکرِ اِن کُنتُم لا تَعلَمُونَ."(6) از اهل ذکر بپرسید اگر شما نمی دانید.

    چنانكه حضرت بقیه الله – عجّل الله تعالی فرجه الشریف- در نامۀ خود به اسحاق بن یعقوب می نویسند: "وَ اَمّا الحَوادِثُ الواقِعَةُ فَارجِعُوا فیها اِلی رُوّاةِ حَدیثِنا (اَحادیثنا) فَاِنَّهُم حُجَّتی عَلَیکُم وَ اَنَا حُجَّةُ اللهِ (عَلَیهِم)"(7) "و امّا دربارۀ رویدادها و پیش آمدهایی که در آینده روی خواهد داد، به راویان حدیث ما رجوع نمایید؛ زیرا آنان حجّت من هستند بر شما و من جحّت خدا می باشم (برایشان)."

    و امام حسن عسکری علیه السّلام می فرمایند: "فَأَمّا مَن کانَ مِنَ الفُقَهاءصائِناً لِنَفسِهِ حافِظاً لِدینِهِ مُخالّفَاً عَلی هَواهُ مُطیعاً لِأَمرِ مَولاهُ فَلِلعَوامِ اَن یُقَلِّدُوهُ وَ ذلِکَ لا یَکُونُ اِلّا بَعضَ فُقَهاءِ الشّیعَةِ لا جَمیعُهُم."(8) و امّا، هر فقیه که نگهدار نفس خویش و حافظ دین خود و مخالف با هوا و خواهش خویش و مطیع امر مولای خود باشد، بر عوام لازم است تا از او تقلید کنند و این گونه نمی باشند مگر بعضی از فقهای شیعه، نه همۀ آنان."

    با توجه به توضيحي كه گذشت فهم آيات و روايات، الزاماتي دارد و هر كسي نمي تواند با توجه به فهم و درك سطحي، آيات و روايات را تفسير كند و در اين خصوص، چنانكه گفتيم بايد به اهل خبره و علماي دين رجوع كرد.

    پی نوشت:
    1-سوره نساء/59
    2- نهج البلاغة فيض، حكمت 244 .
    3- نهج البلاغه، خطبه 97، تأليف محمد دشتي.
    4- صحيح مسلم، ج 7، ص 122. سنن الترمذي، ج 2، ص 307 .
    5- مستدرك الحاكم، ج 2، ص 151. الخصائص الكبري للسيوطي، ج 2، ص 266 .
    6- نحل، 43.
    7-بحارالأنوار: ح 2، ص 90، ح 13، و53، ص 181، س 3، وج 75، ص 380، ح 1.
    8- وسائل الشیعه، ج 27، ص 131.


  16. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود