صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬




    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬

    از جمادی ثانی آمد روز بیست
    هیچ روزی بهتر از این روز نیست


    طاهره تنها درون خانه بود
    منتظر بر کودکی دردانه بود

    ناگهان دردی درون خویش دید
    حالتی زیبا در او آمد پدید

    خواب‌های صادقه نور و عطور
    یک ستون از آسمان سبز و قطور

    بوی یاس و نور آمد از اثاث
    مجمعی روحانی از خیرالاثاث

    بوی جنّت می‌رسیدش بر مشام
    آمد آن نوزاد در آغوش مام

    دختری اسپید همچون برگ یاس
    نوگلی بشکفته اندر بین ناس

    خنده آمد بر لبان طاهره
    او نوازش کرد روی باهره

    جملگی شادان آن افلاکیان
    هم چنین پرخنده جمع خاکیان


    خانه احمد پر از نور و سرور

    گشت آن‌جا مملو از غلمان و حور

    پنجمین فرزند، احمد را رسید
    داد آن بنت اسد او را نوید

    در میان شرک و کفر و زندقه
    لحظه‌ای احمد بشد بی‌دغدغه

    خوابهای طاهره تعبیر شد
    خیر بر عالم از او تقدیر شد

    خنده آمد بر لبان احمدی
    گفت: فاطم باشد او از هر بدی

    آمد الهامی محمّد را به یاد
    فاطمه نام گل اندامش نهاد

    بر خدیجه زندگی چون شهد شد
    کوثر احمد درون مهد شد

    مهد او پر بود از گلهای یاس
    عطر افشان بود اندام و لباس


    بر گرفته از:
    کتاب مثنوی ریحانه الرسول (شعر زندگانی فاطمه الزهرا البتول)،
    سروده‌ای از محسن سید اسماعیلی


    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬

    ویرایش توسط neginsabz : ۱۳۹۰/۰۳/۰۴ در ساعت ۱۵:۴۲

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬



    شنید گوش دلم مژده از ولادت زهرا
    گشود بلبل طبعم زبان به مدحت زهرا

    فضاى کعبه منور شد از فروغ جمالش‏
    صفا گرفت صفا از صفاى صورت زهرا

    خداى اکبر و اعظم نکرده خلق به عالم
    ز نسل حضرت آدم زنى به شوکت زهرا

    به جز خدیجه کبرا که هست مظهر عصمت
    نزاد مادر دیگر زنى به عصمت زهرا

    بخوان حدیث کسا و بین که خالق یکتا
    نموده خلقت دنیا براى خلقت زهرا

    نهاده ساره سربندگى به پاى سر یرش
    ستاده هاجر چو خادمان به خدمت زهرا

    چو اوست نور حق و حق در او نموده تجلى
    به غیر حق نشناسد کسى حقیقت زهرا

    ولى چه سود که با این همه جلالت و شوکت
    زمانه بود مدام از پى اذیت زهرا

    چنان به درد و مصیبت نمود صبر و تحمل‏
    که صبر شد متحیر ز صبر و طاقت زهرا


    سید عباس جوهرى (ذاکر)



    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬

    ویرایش توسط neginsabz : ۱۳۹۰/۰۳/۰۴ در ساعت ۱۵:۴۴

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬

    پیچید عطر سر زده‌ای در مشام خاک
    وقتی خدا دو چشم تو را رو به راه کرد

    آغازِ دامنت را از نور آفرید،
    روی تمام شبزدگان را سیاه کرد

    پلکی زدی به هستی، باران فرارسید...
    فریاد شکر از لب دنیا بلند شد

    گل‌بوسه رسول به رخسار عصمت‌ات
    لبهای سُبحه وار تو را افتتاح کرد

    از برق چشمهای تو یک شعله پر گرفت
    خورشید شد به سنیه هفت آسمان رسید

    از مرمر حریر نفسهای تو خدا،
    پیراهنی به پیکر بی تاب ماه کرد

    پیش از تو دختران بی آزار روزگار،
    محکوم شام بی سحر گور می‌شدند

    اما صدای پای تو در رخوت زمین،
    پیچید و خوابهای زمان را تباه کرد

    دستان بی شباهت تو ـ آبروی زن! ـ
    دست دعای رفته به آغوش عرش بود

    پروردگار از در مهر آمد و نشست
    هر گاه، در دو چشم ترِ تو نگاه کرد...

    انگار از ازل همه قیل و قالها،
    تنها برای خلقت بی شبهه تو بود

    یزدان برای خستگی بی پناه تو
    هفت آسمانِ یکسره را سرپناه کرد

    سروده‌ی: سودابه مهیجی


    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬

    ویرایش توسط neginsabz : ۱۳۹۰/۰۳/۰۴ در ساعت ۱۵:۴۵


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    البشارت كه عيان مهر فروزان آمد
    ظاهر از پرده عصمت رخ جانان آمد

    سر زد از برج نبوت مه رخشنده دين
    روشن از نور رخش عالم امكان آمد

    دختر ختم رسل هادى گل شاه رسل
    از پس پرده عيان چون مه كنعان آمد

    دسته دسته ملك از عالم بالا به زمين
    بهر ديدار رخش خرم و خندان آمد

    عزت و فضل و شرافت بنگر ز امر خدا
    سوى زهرا ز جنان حورى و غلمان آمد

    ساره و آسيه و مريم حورا ز بهشت
    از پى خدمت آن زهره تابان آمد

    آن چنان نور رخ دخت نبى جلوه نمود
    كه قصور همه مكه نمايان آمد

    نه همين مكه منور شده از طلعت او
    ز سما تا به سمك يكسره رخشان آمد







    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬
    گــــــــــــل

    چـون گـيـتـي قـدم نــهـد تـا گـــل
    پر طـراوت شود جهان با گل

    غرض از گل شمايل زهراست
    کـه وجــودش بـود سـراپـا گل

    روز ميلاد کوثر اسـت امـروز
    زان سبب گشته ديده اش واگل

    سـالـگــرد ولادت نــور اسـت
    مي شـود باز هم شــکـوفا گـل

    مــيزنـد بـر رخ پــدر لــبــخـند
    خـيره مـانــد بـه روي بابا گل

    ديـده دوزد پـدر بـه فــرزندش
    بــسـکه دارد بسـي تـماشـا گل

    نــو گــل بــاغ احــمـــدي آمــد
    که ندارد چـو خـويش همتا گل

    شـد مزيـن سـراي پــيـغـمـبـر
    زيـنب خـانه چـيست اينجا گل

    جـمـله گـلها کنـند اســـتقــبال
    از چـنـين غـنچـه اي مـطرا گل

    مهر و مه روشـني از و يابد
    شـرم دارد از ايــن مصـفا گل

    مقدمش را عزيز بايد داشـت
    کز قدومش شده اسـت دنيا گل

    اين چنين عيد را گرامـي دار
    که نبـي را سزاسـت يکـتا گل

    عطـر جانـبخش فاطــمــه آيد
    بـا خـوشـامـد بـگـو بـفرما گل

    (پير)گويد به چشم من بگذار
    آن قـــدوم مــبـارکــت را گل

    شعر از کتاب چه عاشقانه سياهکل. شاعر اسماعيل پير سياهکل متخلص به (پير)


    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬


    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬
    ولادت حضرت زهرا(س)
    اي نخست هميشگي يكتا
    آفتاب قديمي ي دنيا
    سيب سرخ بهشت پيغمبر
    يك سبد ياس بر جمال شما
    ابتدايت هميشه نا معلوم
    انتهاي تو نيز نا پيدا
    راستي گر نباشي اي بانو
    چه غريب است حرفهاي خدا
    خانه ات پايتخت اين عالم
    حجت من حديث سبز كسا
    فاطمه اي فرشته خيرات
    بر تو و خاندان تو صلوات
    چشمهايت ستاره مي بارد
    مثل خورشيد روشني دارند
    نور ماه و ستاره و خورشيد
    چقدر پيش چشم تو تارند
    جلوه كردي و از مكان خودت
    آمدي وفرشته ها دارند ...
    از بلندا ي عرش تا مكه
    سر راه تو ياس مي كارند
    آمدي و تمام هر چه كه هست
    به مقام تو سجده مي آرند
    فاطمه اي فرشته خيرات
    بر تو و خاندان تو صلوات
    اي خداوندي تجسم ما
    كعبه بي نشان مردم ما
    صبح روز نخست ريخته اند
    جاي انگور سيب در خم ما
    سوره ي مكي رسول خدا
    نذر چشمانتان تبسم ما
    بامتان پشت بام جبرا ئيل
    خانه ات آسمان هفتم ما
    گردش مهربان اين دستاس
    آرد داري براي گندم ما
    فاطمه اي فرشته خيرات
    بر توو خاندان تو صلوات
    تو فرادا تو فرد تو تو حيد
    تو مساوي سيزده خورشيد
    تو همان سيب روشني كه از ل
    از درخت خدا پيمبر چيد
    تو رسولي ولي به طرز دگر
    مرتضايي ولي به شكل جديد
    معجر روشن تو هجده سال
    به خودش رنگ آفتاب نديد
    شب ندارد مدينه ام با تو
    السلام عليك يا خورشيد
    فاطمه اي فرشته خيرات
    بر توو خاندان تو صلوات
    سر تو روي بالش پر بود
    جلوه ات جلوه اي معطر بود
    نان تو از بهشت مي آمد
    آب نوشيدنيت كوثر بود
    مثل يك گنبد طلايي شهر
    پشت بامت پر از كبوتر بود
    آمدي و ملائك بالا
    عرض تبريكشان به حيدر بود
    روز ميلاد تو براي رسول
    به خداوند "روز مادر "بود
    فاطمه اي فرشته خيرات
    بر تو و خاندا ن تو صلوات
    اي خداي جمالي ي دنيا
    جلوه بي مثالي ي دنيا
    نام تو بي وضو نمي آيد
    بر زبان اهالي دنيا
    اي پري اي فرشته بالا
    تو كجا و حوالي دنيا
    تو كنار خداي خويش، خوشي
    كوري جاي خالي دنيا
    ما هميشه پي جواب توايم
    اي غروب سئوالي دنيا
    فاطمه اي فرشته بركات
    بر تو و خاندان تو صلوات
    بي تو اين سفره ها كريم نداشت
    بي تو اين بادها نسيم نداشت
    تو اگر جلوه اي نمي كردي
    طور موساي ما كليم نداشت
    با وجود وجود تو ديگر
    حضرت آمنه يتيم نداشت
    بي تو ذكر رئوف " بسم اله "
    داشت رخمن ولي رحيم نداشت
    حرمت قبله هم ترك مي خورد
    خانه ي تو اگر حريم نداشت
    فاطمه اي فرشته خيرات
    بر تو و خاندان تو صلوات
    آينه صفحه كتاب تو
    آسمان شيشه گلاب تو بود
    اولين عكس در حجاب خدا
    دور تا دور عرش قاب تو بود
    صبح ها، ظهرها نگاه علي
    چشم به راه آفتاب تو بود
    روزها نيمه ي جنوب زمين
    سنگ زيرين آسياب تو بود
    چادر خاكي زمين خورده
    مرتضي هم ابوتراب تو بود
    فاطمه اي فرشته خيرات
    بر تو و خاندان تو صلوات

    سروده علي اكبر لطيفيان
    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬


    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2




    ز سرا پرده عصمت گهری پیدا شد
    که جهان روشن از آن گوهر بی همتا شد

    خرما طرفه نسیمی که زانفاس خوشش
    دامن خاک طرب خیز و طرب افزا شد


    آفتابی ز شبستان رسالت بدمید
    که چو خورشید جهان گیر و جهان آرا شد


    در رحمت بگشودند و سراپای وجود
    روشن از نور رخ فاطمه زهرا شد


    گلشن عفت از او رونق و آرایش یافت
    پایه عصمت از او محکم و پا برجا شد


    مژده کاندر شب میلاد بتول عذرا
    بر رخ خلق، در لطف و عنایت وا شد






    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬

    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬


    البشارت
    كه عيان مهر فروزان آمد

    ظاهر از پرده عصمت رخ جانان آمد

    سرزد از برج نبوت مه رخشنده دين

    روشن از نور رخش عالم امكان آمد

    دخترختم رسل هادى گل شاه رسل

    از پس پرده عيان چون مه كنعان آمد

    دسته دسته ملك از عالم بالا به زمين

    بهر ديدار رخش خرم و خندان آمد

    عزت و فضل و شرافت بنگر ز امر خدا

    سوى زهرا ز جنان حورى و غلمان آمد

    ساره و آسيه و مريم حورا ز بهشت

    از پى خدمت آن زهره تابان آمد

    آنچنان نور رخ دخت نبى جلوه نمود

    كه قصور همه مكه نمايان آمد

    نه همين مكه منور شده از طلعت او

    ز سما تا به سمك يكسره رخشان آمد

    شدهاز مكه همان نور نمايان كه به طور

    سالها در طلبش موسى عمران آمد

    بهراين نور كه در صلب خليل ‏اللَّه بود

    نار نمرود به يك باره گلستان آمد

    گر نبردى به زبان نوح نبى نامش را

    كى نجات از يم وگرداب و ز طوفان آمد

    يوسف مصر گر اين نام نبردى به زبان

    كىنجاتش ز چَه و گوشه‏ ى زندان آمد

    چون نباشد ز ازل تا به ابدهمتايش

    همسرش شير خدا سرور مردان آمد

    زين دو درياى فضيلتكه بهم شد واصل

    يازده گوهر رخشنده بدامان آمد

    به همين امابيها نبى‏ اش خواند ز حق

    ام‏ فضل ام ‏الكتاب ام ‏امامان آمد

    شب مولود مهين دخت محمد باشد

    عرش پر نور شد و فرش چراغان آمد

    تاكه تبريك بگويد به جهان شيعه او


    (
    كربلائى) ز شعف شاد و غزل خوان آمد
    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬
    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬



    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************



  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278



    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬

    بگوشم مژده می آید دمادم
    دل شوریده گردد شاد و خرم

    تولد یافت در ماه جمادی
    عزیز که بود او فخر عالم

    گل نشکفته از دامان مادر
    رسد بوی خوشش اندر مشامم

    دو تا گل از گلستان نبوت
    به زهرا و به رهبر خیر مقدم

    از این مولودی فرخنده تبریک
    بگوید دوستان با هم دمادم

    قدوم مادر و فرزند امروز
    مبارک باشدی بر اهل عالم

    عیان شد آیه نور علی نور
    ملائک صف به صف دربان و همدم

    علی را همسر و مام شبیر است
    به پیغمبر نگین از به خاتم

    ز زهرا بر همه زنها خطاب است
    رعایت کن حجاب ای زن به عالم

    کجایی ای امید قلب امت
    ز هجر روی تو بشکسته بالم

    زبان اصغری قاصر از آن است
    کند وصف تو ای نیکو خصالم

    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬

    معصومه اصغری




    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان



  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬
    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬

    آنشب زمين مكه بر خود ناز مى‏ كرد
    با ناز خود درهاى رحمت باز مى‏كرد

    آن شب حرم سر تا قدم حق را هدف بود
    گوياى تكبير بلال از هر طرف بود

    آن شب شفق در باغ دلها لاله مى ‏كاشت
    آن رابه عشق يار هجده ساله مى‏ كاشت

    آن شب سحر سجاده ‏ى دل باز مى‏ كرد
    قامت به قد قامت، مودّت ساز مى ‏كرد

    آن شب فلق شعر گل مهتاب مى‏ خواند
    از
    بهر غم، شادى، حديث خواب مى ‏خواند

    آن شب سپيده جامه بر تن چاكمى‏ كرد
    گرد ملال از روى احمد پاك مى‏ كرد

    آن شب زمان چرخ وفلك را تاب مى ‏كرد
    كلك قضا لوح قدر را آب مى‏ داد

    آن شبزمين آبستن شور و شعف بود
    غواص دل آماده‏ ى صيد صدف بود

    آنشب منا شعر مباركباد مى‏ خواند
    زيبا سرود آن شب ميلاد مى‏ خواند

    آنشب خديجه بود و درد بار دارى
    از باردارى بود كارش بيقرارى

    آنشب ز تنهايى روانش رنج مى ‏برد
    رنج شكوفايى به پاى گنج مى‏ برد

    آنشب زنان مكه بر او پشت كردند
    از او بريدند و نكوهش مشت كردند

    آنشب درّ ناسفته ‏اى، بحر كرم سفت
    طفلى كه بودش در رحم با او سخنگفت

    آن شب ميان آن دو اسرارى مگو بود
    وقت شكوفايى نخل آرزوبود

    آن شب به مادر از بهشت و حور مى ‏گفت
    از مرگ ظلمت درديار نور مى‏ گفت

    آن شب سحر آهنگ شادى ساز مى ‏كرد
    در رابراى صبح صادق باز مى‏ كرد

    آن شب خديجه بود و آه جانگدازش
    لطفخداى مهربان و سوز و سازش

    آن شب بهشتى بانوان امداد كردند
    بايارى خود قلب او را شاد كردند

    آن يك به دستش ساغرى آكنده از مُل
    آنيك برايش سندس و استبرق و گل
    ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬



    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************



صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود