صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ژن و دخالت در خیر و شر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    12 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ژن و دخالت در خیر و شر




    باسلام و احترام

    مطالب ارائه شده در خصوص انتخاب همسر را مطالعه کردم و خیلی مفید بود . یکی از مباحث در مورد انتخاب همسر توجه به خانواده اوست که اگر خودش آدم با ایمانی بود ولی خانواده درستی نداشت نباید با او ازدواج کرد چون ژن در این امر دخیل و برای فرزندان آینده ممکن است ایجاد مشکل کند. مطلبی که ذهن من را مشغول کرده اینکه اگر انسان مختار به شر و خیر پس این بحث ژن دیگه چه ؟
    با تشکر




    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 8
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۵/۰۷ در ساعت ۱۷:۰۳


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط دخان نمایش پست
    باسلام و احترام

    مطالب ارائه شده در خصوص انتخاب همسر را مطالعه کردم و خیلی مفید بود . یکی از مباحث در مورد انتخاب همسر توجه به خانواده اوست که اگر خودش آدم با ایمانی بود ولی خانواده درستی نداشت نباید با او ازدواج کرد چون ژن در این امر دخیل و برای فرزندان آینده ممکن است ایجاد مشکل کند. مطلبی که ذهن من را مشغول کرده اینکه اگر انسان مختار به شر و خیر پس این بحث ژن دیگه چه ؟
    با تشکر
    با سلام خدمت شما

    ما معتقديم كه چون خداوند عالم , قادر و خيرخواه مطلق است , نظام و جهان هستي را به بهترين وجه خلق كرده است :

    ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ[1]

    آنگاه از آن نطفه ، لخته خونی آفريديم و از آن لخته خون ، پاره گوشتی ، واز آن پاره گوشت ، استخوانها آفريديم و استخوانها را به گوشت پوشانيديم ، بار ديگر او را آفرينشی ديگر داديم در خور تعظيم است خداوند ، بهترين آفرينندگان

    لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ[2]

    ما آدمی را در نيکوتر اعتدالی بيافريديم

    عالم ماده به دليل سنخ و ماهيت مخصوص به خود و با توجّه به مرتبه وجودي‏ اش، در نظام هستي داراي احكام ويژه خود است كه اگر اين احكام، قوانين و سنن نباشد، عالم ماده ديگر عالم ماده نخواهد بود. در اين عالم تزاحم، محدوديت، زوال و بطلان هست. جهان طبيعت مملو از قطع‏ها و وصل‏ها، بريدن‏ها و پيوند زدن‏ها است؛ آميخته با نشاط و غم، شادي و رنج، اميد و شكست و ... است. تمامي اين آثار، لازمه ساختمان مخصوص اين عالم است.
    به هر روي عالم ماده، به دليل احكام مختص به خود منشأ بلاها، رنج‏ ها، محنت‏ ها، بيماري‏ ها و ... است كه ما از آن به «شرور» ياد مي‏ كنيم. همچنين منشأ خوش وقتي‏ ها، موفقيت‏ ها، شادي‏ ها، پيروزي‏ ها و ... است كه ما از آن به «خيرات» نام مي‏ بريم. گاه در اين شرور و خيرات، اراده آدمي نيز دخيل است؛ يعني، انسان با انتخاب، علم و آگاهي خويش - كه لازمه وجودي او در اين عالم مادي است - به راه غلط گام مي‏گذارد و منشأ شرور مي‏گردد و يا در صراط مستقيم حركت كرده، سرچشمه خيرات متعددي براي خود و جامعه مي‏شود. امّا گاه در اين شرور و خيرات، اراده آدمي دخيل نيست؛ بلكه علل طبيعي و خارج از حيطه اختيار انساني - كه مقتضاي سنن و قوانين عالم مادي است - بعضي از شرور را پديد آورده و يا موجب برخي خيرات مي‏ گردد.[3]



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در اينكه ژن ها در بدن انسان تاثير گذار هستند ترديدي نيست و حتي اين مسئله تنها مربوط به ژن ها نمي شود بلكه عوامل ديگري نيز در انسان تاثير گذار هستند مانند لقمه حرام و محيط اجتماعي و ...
    اما نكته اي كه نبايد فراموش كرد اين است كه مقدار اين تاثير گذاري چقدر است؟آيا به كلي اختيار را از انسان سلب كرده و انسان را موجودي مجبور مي كند كه هيچ اراده اي از خود ندارد؟روشن است كه حتي كساني كه قائل به تاثير گذاري ژن ها هستند چنين ديدگاهي ندارند.

    افرادي كه از مادر متولد مي شوند، داراي سرشت متفاوتي هستند. بعضي ميلشان به خوبي ها بيشتر است؛ بعضي ميلشان به بدي بيشتر است. ممكن است افرادي كه وَلَد حيض يا ولد زنا بوده اند، بيشتر ميلشان به بدي ها باشد، امّا خُبث باطني علّت براي فاسد شدن نيست، بلكه زمينة آلودگي در آنان بيشتر است. در عين حال مي توانند خود را از آلودگي حفظ كنند.

    در مورد مسائلي همچون تاثير ژن ها و لقمه حرام و يا حرام زادگي اين سخن گفته مي شود كه درست است كه اين عوامل در شخصيت و رفتار انسان ها تاثير گذار هستند اما به كلي اختيار را از انسان سلب نمي كنند بلكه در رفتار انساني نقش علت ناقصه را ايفا مي كنند و زمينه ها و گرايش ها را در انسان تقويت مي كنند .

    آدمي به حسب فطرت به سوي حق و معارف حقه كشش دارد و خواهان حق است و اين طور هم نيست كه تاثير چنين عواملي، استعداد انسان را در پذيرفتن حق به كلي از بين ببرد بلكه دل ،پس هر قدر تربيت اوليه فاسد باشد بالاخره دل از قابليت هدايت ساقط نمي شود گرچه شايد بر ايشان سخت باشد و محتاج به رياضت و مجاهدت بيشتر با هواهاي نفساني داشته باشند.اين گونه افراد اگر با سختي و مجاهدت جلوي شرارت باطني خود را بگيرند، ثواب بيشتري دارند.


    [1]سوره مباركه مومنون،آيه 14
    [2]سوره مباركه تين ، آيه 4
    [3] عدل الهي , شهيد مرتضي مطهري , صدرا, قم , چاپ دهم , شهريور 57, صص 169 - 172






  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0




    سرشت انسان؛ خیر یا شر؟
    ژن و دخالت در خیر و شر● آیا گرایش به شر در سرشت انسان وجود دارد؟
    درباره گرایش یا عدم گرایش انسان به شرور، دیدگاه‏های متفاوتی مطرح شده که عبارتند از:
    ۱) برخی معتقدند که انسان گرایش به خیر و کمال مطلق دارد و هرچند خداوند فجور و تقوا را به او الهام کرده، اما تمایل او به تقواست و او به نیکی‏ها گرایش دارد؛ مگر آن که محیط خانواده و تربیت غلط، او را به سمت فجور بکشانند که این، نوعی انحراف از فطرت و حقیقت است. بنابراین، انسان فطرتاً متمایل به حق است و گرایش به باطل، تحت تأثیر شرایط بر او عارض می‏شود.۱
    طبق این دیدگاه، اگر انسان تحت تربیت غلط قرار نگیرد و محیط و خانواده او را به سمت فجور نکشند، انسان به طور فطری، راه خیر و سعادت را طی خواهد کرد و همواره نیکی‏ها را برخواهد گزید.
    انسان گرایان (مانند مازلو و راجرز) می‏گویند: انسان، استعداد خوب بودن و خوب شدن را دارد و اگر نیازهای اجتماعی یا تصمیم‏های نادرست او دخالت نکنند، خوبی او، خود را نشان خواهد داد.۲
    رمانتیست‏ها (مانند روسو) نیز معتقدند: انسان از بدو تولد، صاحب یک خوبی طبیعی است و هر عمل بدی که انجام می‏دهد، ناشی از شرایط اجتماعی مخرّب است، نه ناشی از چیزی در ذات خود او.۳
    ۲) عده‏ای دیگر معتقدند که هرچند انسان مورد تکریم خداوند است، اما با این حال، خداوند او را موجودی هلوع، جزوع، منوع، ضعیف و عجول نامیده است و این اوصاف، ذاتی انسان هستند و نه عارض بر او؛ زندگی، اجتماع و محیط، این اوصاف را در او ایجاد نمی‏کنند؛ بلکه او این گونه آفریده شده است. اینان، علاوه بر آیات قرآن، سیر تاریخ طبیعی انسان را گواه مدعای خود می‏دانند و می‏گویند: تاریخ نشان می‏دهد که پرونده انسان، پر از سیاهی، تباهی، کج روی و مخالفت و عصیان در برابر حق می‏باشد.



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    ژن و دخالت در خیر و شر

    از سوی دیگر، گرایش به حق، فداکاری، عدالت خواهی و عشق به نیکی ها نیز همواره در نهاد انسان وجود داشته است. با این وصف، نمی توان همه بدی های انسان را معلول محیط، خانواده و جامعه دانست و معتقد شد که انسان، پاک و فرشته خو وارد این عالم می شود؛ اما جامعه او را آلوده می سازد؛ زیرا جامعه، چیزی جز انسان ها نیست و تاریخ، عرصه تجلی طبایع انسانی است؛ هم در جنبه نیکی ها و هم در جنبه شرور.4

    مطابق دیدگاه مزبور، انسان دارای دو نوع گرایش می باشد؛ گرایش های متعالی و گرایش های پست و به عبارت دیگر، گرایش به شر و گرایش به خیر.5

    برخی از اندیشمندان نیز انسان را دارای دو «من»، یکی «مَن» متعالی و دیگری «من» پست (حیوانی) می دانند و بر همین اساس، گرایش های انسان را به دو قسم گرایش های مقدّس و گرایش های با محوریت «من» تقسیم می کنند. گرایش های مقدّس را همان میل به خوبی، خیر، فضیلت، پرستش، حقیقت و زیبایی می دانند و گرایش های با محوریت «من» را همان غرایز مشترک میان انسان و حیوان می دانند. در این تقسیم بندی، هیچ کدام از گرایش های منفی و ضدارزش وجود ندارند.6


    ژن و دخالت در خیر و شر






  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    ژن و دخالت در خیر و شر


    رفتارگرایان (مانند واتسن و اسکینر) معتقدند: انسان دارای شخصیتی خنثی می باشد و ذاتاً خوب یا بد نیست؛ بلکه محیط او را می سازد.

    اگزیستانسیالیست ها (مانند سارتر) می گویند: انسان، اساساً خوب یا بد نیست و هر عملی که انسان انجام می دهد، بر جوهرِ سرشت او اثر می گذارد. از این رو، اگر همه آدم ها خوب باشند، سرشت انسان نیز خوب است و به عکس.7

    3. اما دیدگاه کاملا متفاوتی نیز در مورد انسان مطرح شده است. در این دیدگاه، انسان موجودی منفعت طلب، لذت جو، شرور و در نهایت، گرگ معرفی شده است. غرایزی مثل غریزه جنسی و پرخاش گری به او سرشتی اهریمنی داده است و تنها قراردادهای اجتماعی و زنجیر قانون، توان مهار کردن او را دارند.8

    در این دیدگاه های متضاد، دلایل مدعا عبارتند از: مشاهدات تجربی و تاریخی (در انسان تجربی)، دریافت های شهودی و عقلی (در انسان شناسی عرفانی و فلسفی) و متون مقدّس (در انسان شناسی دینی).


    ژن و دخالت در خیر و شر




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    ژن و دخالت در خیر و شر

    سرشت و شخصیت


    بحث از طبیعت و شخصیت انسان، از مباحث مهم، جالب و گره گشا در معارف انسانی است. همچنین اثبات و تبیین تفاوت سرشت ها، علاوه بر حلاوت و جذابیت خاص خود، نتایج علمی و عملی سودمندی در بسیاری از شاخه های علوم انسانی دارد.


    این مباحث در انسان شناسی عرفانی و فلسفی، تحت عنوان «طینت» و در انسان شناسی تجربی، با عنوان «شخصیت»، از آن یاد می شود. بین آن چه روان شناسان تحت عنوان «شخصیت» ذکر می کنند و طینت و سرشت مطرح شده در متون دینی و فلسفی، تفاوت هایی وجود دارد. روان شناسان بیشتر به سطوح بیرونی روح آدمی که همان پدیده های روانی مانند ذهن و توانایی های آن است، می پردازند و صفات شخصیتی مانند هیجان پذیری و مردم آمیزی را مورد مطالعه قرار می دهند؛ اما آن چه در متون دینی و فلسفی تحت عنوان «طینت» مطرح می گردد، زوایای عمیق تر روح انسانی است که با کمال و نقص او و احیاناً با سعادت و شقاوت او در ارتباط است؛ مانند کمال خواهی، گرایش به حق، پرستش و گرایش به خیر.

    شخصیت مورد مطالعه در روان شناسی، مرتبه نازل طینت می باشد. تفاوت دیگر، این است که ابزار شناخت در روان شناسی تجربی، همان رفتار پیدا و نیمه پیدای آدمی است؛ اما طریقه راه یابی به طینت در مباحث دینی و فلسفی، اندیشه عقلانی و شهود عرفانی و وحیانی است.




    ژن و دخالت در خیر و شر




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    ژن و دخالت در خیر و شر


    جنبه هاى متفاوت بحث از سرشت انسان



    بحث از سرشت انسان مانند ديگر مباحث انسان شناسى (همچون جبر و اختيار)، از دو جنبه طبيعى و ماوراى طبيعى مورد توجه قرار مى گيرد:


    در جنبه طبيعى بحث، به ملاحظه طبيعت انسان و تفاوت هاى روانى و شخصيتى انسان ها پرداخته مى شود; عوامل سازنده شخصيت افراد و تفاوت هاى روانى و علل اين تفاوت ها در شاخه اى از روان شناسى به نام روان شناسى اختلافى يا روان شناسى تفاوت هاى فردى به طور جدّى مورد مطالعه و بررسى قرار گرفته اند. روش تحقيق نيز علمى و تجربى و بر اساس آزمايش بر روى افراد مى باشد.


    اما در جنبه ماوراى طبيعى بحث، انسان به عنوان مخلوق خداوند، داراى روحى مجرّد و متافيزيكى مورد كنكاش قرار مى گيرد و چگونگى تكوين و خلقت سرشت او تأثير عوامل ماوراى طبيعى در ايجاد اختلاف در روحيات و طينت ها مورد توجه قرار مى گيرد.


    نكته حايز اهميت اين است كه در اين گونه مباحث مهم انسان شناسى، جنبه طبيعى بحث از جهاتى حسّاس تر و با اهميت تر از جنبه ماوراى طبيعى آن است; چرا كه در جنبه طبيعى بحث، همگان شركت دارند. مربّى، روان شناس، جامعه شناس، قانونگذار و بسيارى ديگر با جنبه طبيعى اين مسئله به نوعى سر و كار دارند و به نحوى از نتايج اين مباحث به عنوان اصول و قوانينى در حيطه تخصص خود استفاده مى كنند. از سوى ديگر، در بسيارى از موارد، راه يابى به جنبه ماوراى طبيعى هم از همين مجرا خواهد بود.9 به عبارت ديگر، نتايج قطعى حاصل از آزمايش هاى علمى و تجربى و مشاهدات عينى در مورد خصوصيات روانى انسان وسيله اى براى راه يابى ما به مسائل ماوراى طبيعى روح مى گردد و ما را در فهم مطالب مطرح شده در انسان شناسى دينى و فلسفى كمك مى كنند.


    ژن و دخالت در خیر و شر







  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286




    ژن و دخالت در خیر و شر

    اختلاف سرشت ها

    از یک منظر، مجموعه خصوصیات انسان ها به سه دسته زیر تقسیم می شوند:


    الف) خصوصیات جسمی؛ مانند قد، وزن، رنگ مو و پوست و استخوان بندی.


    ب) خصوصیات روانی؛ مانند ادراک، استدلال، هوش، سرعت واکنش، دقت، فعالیت پذیری، هیجان پذیری، میزان مقاومت در برابر عوامل داخلی و خارجی، اراده، حدس، تیزبینی، مردم آمیزی و استعدادهای خاص؛ مثل نقاشی و خط.


    ج) خصوصیات روحی؛ مثل حقیقت جویی، کمال خواهی، گرایش به خیر و فضیلت و فضایل اخلاقی؛ مثل صدق، وفا، عفو، احسان و جود.
    این خصوصیات سه گانه، تمام تفاوت ها و شباهت های ما انسان ها هستند و به عبارت دیگر، همه آن چه را که ما در آنها با همدیگر مشترک هستیم، در همان ها نیز از یکدیگر متمایزیم؛ مثلا ما در داشتن وزن، هوش، اراده و گرایش به خیر، مشترک هستیم، در عین حال، تفاوت و تمایز ما هم به میزان بهره مندی از این عوامل است.


    همان گونه که ما در میزان قد و حافظه با هم متفاوت هستیم، در میزان بهره مندی از اراده، حقیقت خواهی و گرایش به خیر نیز متفاوت هستیم. در برخی افراد، پدیده نظارت «من»، قوی تر است. از این رو، نیروی اختیار در آنها قوی تر است و کمتر تحت تأثیر عوامل مکانیکی درونی و برونی واقع می شوند و در افرادی نیز میزان نظارت «من» کمتر است و افعال اختیاری آنها کمتر و بی اهمیت ترند و انفعال بیشتری از عوامل درونی و برونی دارند.9 در فرهنگ اسلامی نیز درجه کمال انسان ها با میزان بهره مندی از اراده، ارتباط بسیار دارد. از این رو، هر قدر انسان کامل تر باشد، میزان تأثیرپذیری او از عوامل مادی کمتر است.


    در قرآن و روایات نیز بر تفاوت سرشت و طینت افراد تأکید شده است. تفاوت افراد در گرایش به هدایت یا ضلالت و تفاوت در بهره مندی از عقل و ایمان، در روایات اهل بیت علیهم السلام به طور مکرّر ذکر شده است.


    بر این اساس، در پاسخ به سوءال «گرایش یا عدم گرایش انسان به شرور»، می توان گفت: که انسان ها در میزان این گرایش، متفاوتند و نمی توان حکمی کلی بیان کرد. هرقدر انسان از بعد الهی و ملکوتی خود دور شود و به بعد حیوانی خود نزدیک گردد، گرایش او به شرور، نمود بیشتری پیدا می کند؛ ولی باز فاقد آن گوهر ملکوتی نخواهد بود.


    ژن و دخالت در خیر و شر





  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286




    ژن و دخالت در خیر و شر

    عوامل اختلاف سرشت ها


    چه عواملی موجب اختلاف انسان ها در خصوصیات سه گانه می باشند؟ در ابتدای ظهور علم روان شناسی، به مدت چند دهه، مسئله «وراثت و محیط»، یکی از بحث انگیزترین موضوعات این علم بود. افرادی مانند گالتون و پیرسون، علاقه فراوانی به اثبات تأثیر کامل وراثت در انسان داشتند و اثرات محیط را جزئی و کم اهمیت جلوه می دادند. پیرسون می گفت: «ما خلق و خو، وجدان، کم رویی، توانایی والدینمان و حتی قامت، سرپنجه و فراخنای سینه آنها را به ارث می بریم.12


    از سوی دیگر، عده ای مانند اسکینر، تنها محیط را عامل تعیین کننده شخصیت می دانستند. پس از چند دهه افراط و تفریط، اینک روان شناسان به کنش متقابل عوامل وراثتی و محیطی در رفتار و صفات آدمی معتقدند و این مسئله، امروزه به صورت یک اصل مسلّم درآمده است.


    امروزه به اثبات رسیده است که علاوه بر خصوصیات جسمی که اساساً در هنگام بسته شدن نطفه تعیین می گردند، هوش و بعضی استعدادهای خاص، مانند استعداد موسیقی و هنر نیز تا حد زیادی به وراثت بستگی دارند و شواهد روزافزون نشان می دهند که ممکن است تفاوت آدمیان از لحاظ پاسخ دهی به هیجان نیز وابسته به وراثت باشد.


    البته در میزان تأثیر هر کدام از محیط و وراثت، اظهار نظر قطعی مشکل است. روان شناسان با بررسی میزان همبستگی هوش در افراد دوقلوی یک تخمکی و افراد بدون رابطه خویشاوندی، میزان تأثیر وراثت را از 50 تا حتی 90 درصد تخمین زده اند.13


    ژن و دخالت در خیر و شر





صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود