صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عقل

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عقل




    فیض ودرود خدا بر شما باد.
    آیا ما در ایمان ابتدا باید بپذیریم و قبول کنیم وبعد از آن تفکر کنیم یا باید با عقل خود بسنجیم وبعد آنرا بپذیریم. آیا عقل قدرت درک همه چیز را دارد؟

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۵
    نوشته
    84
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    4



    كاربر گرامي با سلام و عرض ادب بايد عرض كنم كه دين اسلام دينى مطابق عقل و فطرت است كه احكام و مسائل آن مخالف علم يقينى و عقل قطعى نمى باشد ؛ امّا اين طور نيست كه تمام مسائل و احكام اسلامى با علم و عقل ما قابل درك باشد ؛ زيرا خيلى از مسائل هست كه عقل نمى تواند حقيقت آن را درك نمايد و راهى براى فهم و دست يابى به آن نيست ؛ جز از طريق وحى و پيامبر و امام (عليهم السلام)و به عبارت ديگر ، فوق عقل است نه مخالف عقل ؛ مثلا ما با عقل و علم خود نمى توانيم درك كنيم كه چرا در اسلام ، نماز صبح دو ركعت قرار داده شده و نماز ظهر چهار ركعت ؟ يا اين كه هنوز علم به اين نكته پى نبرد . كه چگونه پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) با جسم و روحش در يك شب از مسجدالحرام به بيت المقدس برود و از آن جا به آسمان ها صعود كند و سپس در همان شب به مسجدالحرام برگردد ؛ امّا از آن جا كه به واسطه روايات و آيات قرآن ثابت شده كه معراج با قدرت خداوند و به صورت خارق العاده صورت گرفته است ، معراج را مى پذيريم هر چند علم روز نتواند به جزئيات آن پى ببرد .

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    صبا جان فیض با شما
    آیا خودتان این جواب را قبول دارید یا این حرف برای عامه است . بگویید آیا من وشما از نظر عقلی چگونگی بوجود آمدن کوه را میتوانیم بفهمیم یا میدانیم خورشید کجاست ( برای مثال )
    خدای ما هیچ عملی را بدون برنامه و سلسله مراتب قرار نداده ( اگر هست مثال بزنید) بنا به فرموده شما عقل تنها یک وجود زائد وپوچ میشود وخدا چیزی را بیهوده خلق نمیکند. تا بعد ...... برکت برای شما

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوستان خدا در کجا گفته باید هر حرفی را پذیرفت چون عقل ما ناقص است؟ من مثال زدم درباره کوه . در قران آمده (ماکوهها را مثل میخ در زمین فرو کردیم) آقای الهی قمشه ای با زیرکی آیه را چنین ترجمه کرده ( که ما کوهها را نگهبانان زمین قرار دادیم) در هر دو صورت این با عقل جور نیست. اگر ما یکی از این نگهبانان نازنین را منفجر کنیم آیا زمین نا متعادل همیشود؟ چه رخداد عظیمی روی میدهد؟ مثال آنقدر زیاد است که حوصله میخواهد . حالا شما که علم لدنی دارید تفسیری مناسب با عقل ناقص من ( به گفته شما)بدهید. لطفا

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohajer نمایش پست
    دوستان خدا در کجا گفته باید هر حرفی را پذیرفت چون عقل ما ناقص است؟ من مثال زدم درباره کوه . در قران آمده (ماکوهها را مثل میخ در زمین فرو کردیم) آقای الهی قمشه ای با زیرکی آیه را چنین ترجمه کرده ( که ما کوهها را نگهبانان زمین قرار دادیم) در هر دو صورت این با عقل جور نیست. اگر ما یکی از این نگهبانان نازنین را منفجر کنیم آیا زمین نا متعادل همیشود؟ چه رخداد عظیمی روی میدهد؟ مثال آنقدر زیاد است که حوصله میخواهد . حالا شما که علم لدنی دارید تفسیری مناسب با عقل ناقص من ( به گفته شما)بدهید. لطفا
    خدا در هیچ کجا نفرموده هر حرفی را باید پذیرفت بلکه فرموده هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین
    انسان برای پذیرفتن یا نپذیرفتن امری نیاز به دلیل و برهان داره . عقل انسان هم ناقص به اون معنا که نتونه چیزی رو بفهمه نیست بلکه همراه با تکامل تدریجی علم به بسیاری از مسائل وقوف کامل پیدا میکنه ؛ اتفاقا بعکس ، عقل انسان خیلی خوب فرق میان نفهمیدن به دلیل عدم تکامل ابزار لازم و نفهمیدن به دلیل عدم برد عقلی به برخی مسائل ( همان هایی که دوستمان جناب صبا فرمودند ) را درک میکند .
    درباره کوهها و میخ بودن و انفجار یکی از آنها و بهم خوردن تعادل زمین هم یک سرچ کوچک در گوگل بفرمایید درباره میخ بودن کوهها ، کل مطلب دستگیرتان میشود که حتی اگر یکی از کوهها را هم منفجر کنید تعادل بهم نمی خورد .
    ضمنا ندیدم کسی به شما جسارت کرده و عقلتان را ناقص بداند .


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    لطفا خودتان توضیح دهید تا دیگران هم ببینند . ما بحث میکنیم حتی ممکن است از هم دلگیر شویم چرا؟ چون کسانی که مطالب را میبینند چیزی تازه به دست آورند. اجازه دهید مطالب تکراری و دربعضی موارد خرافی نجات پیدا کنیم. این عبادت واقعی است برای ما . بگذارید خودمان مسلمان شویم نه بخاطر مسلمان زادگی. این نظر من است تو خود دانی
    سلامتی با شما

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۵
    نوشته
    84
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    4



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohajer نمایش پست
    بنا به فرموده شما عقل تنها یک وجود زائد وپوچ میشود وخدا چیزی را بیهوده خلق نمیکند. تا بعد ...... برکت برای شما
    جناب مهاجر عزيز کجاي نوشته من اين مدعي شما را مي رساند ؟ حرف من دقيقاً برعکس حرف شما را اثبات مي کند که گفتم دين اسلام دينى مطابق عقل و فطرت است كه احكام و مسائل آن مخالف علم يقينى و عقل قطعى نمى باشد ؛ و اتفاقا ارزش بالايي را براي عقل قائل شده است.

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۵
    نوشته
    84
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    4



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohajer نمایش پست
    دوستان خدا در کجا گفته باید هر حرفی را پذیرفت چون عقل ما ناقص است؟ من مثال زدم درباره کوه . در قران آمده (ماکوهها را مثل میخ در زمین فرو کردیم) آقای الهی قمشه ای با زیرکی آیه را چنین ترجمه کرده ( که ما کوهها را نگهبانان زمین قرار دادیم) در هر دو صورت این با عقل جور نیست. اگر ما یکی از این نگهبانان نازنین را منفجر کنیم آیا زمین نا متعادل همیشود؟ چه رخداد عظیمی روی میدهد؟ مثال آنقدر زیاد است که حوصله میخواهد . حالا شما که علم لدنی دارید تفسیری مناسب با عقل ناقص من ( به گفته شما)بدهید. لطفا
    دوست گرامي مشکل شما و بسيار از کساني که اين گونه اشکالات را مطرح مي کنند اين است که فکر مي کنيد فهم آيات قرآن راحت است و با يک ترجمه عادي مي توان آن را درک کرد
    دوست گرامي در اين که آيا ترجمه به تنهايي کافي نيست در پستي به عنوان نقص يا نقض بحث شده که به آن مراجعه کنيد در آن جا جنابsaeed62مدير كل سايت دليل عدم کافي بودن ترجمه ها را اين گونه بيان مي کند

    1. ترجمه هاي موجود هيچيك پاسخ گوي نياز نيستند و هركدام به صورتي گرايشي به ترجمه آيات پرداخته اند مثلا برخي ادبي، برخي عرفاني ، برخي تفسيري و...
    2. ترجمه برگردان كلامات عربي قرآن به زبان ديگر است و برخي از اصطلاحات قرآن را نمي توان به زبان ديگر برگرداند مگر با تفسير و توضيح
    3. برخي آيات عام هستند و بايستي دنبال مخصص آن در قرآن گشت، برخي آيات مطلقند بايد در قرآن بدنبال مقيدشان گشت، برخي آيات متشابه هستند بايستي سراغ راسخان در علم رفت تا تاويل آن ها را بفهميم.
    4. با توجه به گذشت بيش از هزار سال ازتاريخ نزول قرآن واسطه هاي زيادي افتاده است مثل شان نزول آيات و خبردارشدن از واقعه اي كه در شان آن آيه نازل شده است خيلي به فهم آيه كمك مي كند.
    5. اگرچه قرآن مبين است اما در بخش عمده آيات نياز به مبين دارد چرا كه خود تاكيد مي كند
    وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ {النحل/44}
    و روايات پيامبر و اهل بيت عليهم السلام مبين قرآن است.
    6. مقوله تدبر در قرآن از مقوله قرائت قرآن امري كاملا جداي از هم هستند آنچه درروايات بر قرائت قرآن تاكيد شده است ثوابي براي خود نفس قرائت هست كه حتي تاكيد شده است اگر كسي حافظ قرآن است نيز موقع خواندن به كلمات نگاه كند معلوم مي شود نفس ديدن كلمات قرآن اثراتي دارد اما چگونه نمي دانيم و هنوز كشف نشده است
    و براي تدبر در قرآن به ترجمه قرآن به تنهايي نمي توان اكتفا كرد به دلايلي كه اشاره شد
    7. اگر نحوه تفسير مرحوم علامه طباطبايي ره در الميزان مروري شود متوجه يك نكته مي شويد و آن اين كه چون علامه حافظ كل قرآن بوده و اشراف به همه آيات داشتند، وقتي به آيه اي مي رسند، آيات ديگر كه مرتبط به اين آيه هستند و در فهم آن نقش دارند را نيز مي آورند اين نشان مي دهد كه ميان آيات رابطه اي تنگاتنگ وجود دارد كه اگر كسي تنها ترجمه يك آيه را بداند نمي تواند درمورد قرآن قضاوت كند چه بسا فهم اين آيه منوط به فهم آيات ديگر است.


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۵
    نوشته
    84
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    4



    جناب سيد هم اين گونه آورده که فهم قرآن مانند اصول اوليه نيست چراکه به استناد به خود قرآن در مي يابيم که در قرآن آيات مُحکم و مُتشابه بسياري وجود دارد چنان‌که مي فرمايد:
    هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ [سوره آل‏عمران (3): آيه 7]
    و به گفته خود قرآن تفسير و تاويل آن‌ها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند؛ لذا نمي توان با عقل صرف به آن‌ها دست يافت.

    علت آن اين است كه مراجعه نكردن به منابع دقيق و معتبر واژه شناسى عربى، نه تنها در بازيابى مفاهيم واژه هاى به ظاهر مترادف، مشكل ساز شده، بلكه سبب شده است در ارائه مفهوم واژه هاى هر چند به كلى متفاوت، به اشتباه دچار شويم؛ براى مثال، در ترجمه واژه هايى هم چون فوز و فلاح، به طور معمول معادل فارسىِ رستگارى به كار مى رود، در حالى كه واژه هاى بيان شده، معانى دقيقى دارند كه ترجمه رستگارى، گوياى آن نيست. فوز يعنى كامياب شدن و به مقصود رسيدن؛ نيز فلاح به معناى كنار زدن موانع رشد و شكوفايى و بالندگى است. اگر رستگارى را به معناى رستن و رهاندن از موانع كمال به حساب آوريم؛ در آن صورت، تنها با فلاح، هم آهنگى بيش ترى داشته، با فوز، هيچ ارتباطى پيدا نمى كند.
    در ضمن معارف قرآن، مراتب متعددى دارد كه هر مرتبه آن، بهره گروهى خاص است و به تعبير امام سجاد(عليه السلام) قرآن داراى اشارات و لطايف وحقايقى است غير از عبارات كه براى عوام مردم است.
    و هر كس به ميزان استعداد خود از قرآن بهره مى برد و ظاهر قرآن براى همه افراد قابل فهم است بر خلاف بطون آن.
    در نتيجه فهم و درك مفاهيم واژه هاى قرآن، ترجمه هاى فارسى آن، ملاك نبوده، بلكه بايد به كتاب هاى معتبر لغت عربى يا واژه شناسى قرآن كريم كه به وسيله كارشناسان علوم قرآنى، قرآن شناسان و مفسّران، نگاشته شده مراجعه كرد.



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درود بر شما نازنین
    اتفاقا مشکل اصلی من همین است. مگر خدا معما مطرح کرده که فهم آن مشکل است. آن هم برای مردم 1400 سال پیش! چطور تمام مسلمانان تنها حجت را ظاهر میدانند اما نوبت به شیعه که رسید باید تاویل بشه!!!!! شما لطف کن بگو تفسیر ( ذوالقرنین به محلی رسید که محل طلوع خورشید است) . سید قطب آورده : ( ما نمیدانیم این محل وکوهها در کجای دنیاست. نمیدانیم آنها طبیعی هستند یا مصنوعی !!!!!!! شما تفسیر کن. و بعد نگاه به قران چه مزیتی دارد به نظر خود شما ، که ما بدنبال اثراتش باشیم!؟

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود