صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩




    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩

    محمّد را نكو همسر، خديجه
    عزيز قلب پيغمبر، خديجه

    يقين باشد، پس از زهرا و زينب
    بُوَد از هر زني برتر، خديجه

    پناه امّتي بود و ، نبي را
    به روز بي كسي، ياور، خديجه

    گهي غمخوار او هنگام سختي
    صفا بخش دل شوهر، خديجه

    گهي با خنده ي نوش آفرينش
    سُرور قلب آن سَروَر، خديجه

    ميان دلبران، همتاي او كيست؟
    دل "لولاك" را، دلبر، خديجه

    زني چون حوريان، مجذوب شوهر
    همه آسايش همسر، خديجه

    وجود " رَحْمةٌ لِلْعالَمينْ " را
    پرستار و نوازشگر، خديجه

    گرفته با ادب، چون هاله ي نور
    چراغ وحي را در بر، خديجه

    به طوفان بلا، چون كوه، محكم
    به كشتيّ امان، لنگر، خديجه

    مبارز محرمي، همراز و نستوه
    شكوه غم، ز پا تا سر، خديجه

    توان بخش صفوف مؤمنان بود
    به تنهائي، چو يك لشگر، خديجه

    چو مي شد سنگباران خانه او
    به پيش مصطفي، سنگر، خديجه

    به شام تار خورشيد نبوّت
    بُوَد مهتاب روشنگر، خديجه

    وفا و عشق و عفّت، زينت اوست
    ندارد غير ازين زيور، خديجه

    چه خوش"الله اكبر" گفت و بگذشت
    زجان و مال، سيم و زر، خديجه

    همين وارستگي، شايسته ي اوست
    چو زهرا را بُوَد مادر، خديجه

    كشد بار عطاي آسماني
    چو باشد مادر كوثر، خديجه

    چه كوثر، آنكه يكتا همچو طاهاست
    صدف شد بر چنين گوهر، خديجه

    ز نامش مادران برخود ببالند
    كه دارد يك چنين دختر، خديجه

    چه خوش باشد غلام خود بخوانَد
    (حسان) را در صف محشر خديجه

    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩



    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۱/۰۵/۰۸ در ساعت ۱۹:۵۶

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩

    اى پیشتر ز بعثت احمد مُحمّدى‏

    اى بارها سلام ترا بر رسول خود
    ابلاغ كرده ذات خداوند سرمدى‏

    چون شمع در فروغ نبوّت گداختى
    پیش از نزول وحى نبى را شناختى

    اى بر تو لحظه لحظه سلام پیمبران‏
    خاك در تو سجده گه خیل سروران‏

    پیش از پیمبرى پیمبر به روى او
    چشم تو دید آنچه ندیدند دیگران‏

    در قلب تو كتاب كمالش نوشته شد
    سر خط مادریت به آلش نوشته شد

    بى دامن توختم رسل كوثرى نداشت‏
    نخل بلند آرزوى او برى نداشت‏

    حتى على كه جان عزیز پیمبر است‏
    در ملك بى حدود خدا همسرى نداشت‏

    اى همدم رسول خدا در نزول وحى
    اى دامن تو مركز نور بتول وحى

    تووصل بر رسول و ز هستى جدا شدى‏
    تو آفتاب بیت سراج الهدا شدى‏

    نیزار وحى مثل على شیر مرد داشت‏
    اى شیر زن تو تالى شیر خدا شدى‏

    دانایى تو هدیه به پروردگار شد
    در جنگ اقتصاد نبى ذوالفقار شد

    تو دیگر و زنان جهان جمله دیگرند
    سادات عالمت پسرانند و دخترند

    دانایى تو، تیغ على، خُلق مصطفى‏
    در پیشبرد فتح نبوّت برابرند



    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩



  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩

    من آن كنيز خدايم كه يار طاهايم
    منم كه مادر امّ الائمه زهرايم

    به افتخار كنيزي مصطفي اين بس
    كه من شريك نبي در نشاط و غمهايم

    خداست شاهد حالم كه من چه‏ها ديدم
    اگر چه شاد ز يك عمر امتحان هايم

    گهي به شعب ابي طالبم گواه بلا
    گهي ستم كش اهل حجاز و بطحايم

    اگر بهشت برين جايگاه شأن من است
    براي اينكه به دنيا مطيع مولايم

    ز نيش طعنه نمام ‏هاي آل قريش
    هنوز وارث درد و بلاست زهرايم

    تمام هستي خود را به عشق بخشيدم
    به عشق اينكه به بيت نبي است مأوايم

    ولي چه زود شنيدم پس از من و احمد
    حريم عشق بسوزد به دست اعدايم

    ستم به فاطمه‏ ام از قديم عادت داشت
    از آن زمان كه به دل بود انيس غم هايم

    هميشه فاطمه مي‏گفت از درون با من
    كه من يگانه معين تو در بلاهايم

    خدا گواه بسوزم از اين كه در غم و درد
    نبود سايه من بر سر تو، اي وايم

    مرا كفن ز بهشت آيد اي خداي حسين
    اگر چه مادر آن بي كفن به صحرايم.


    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩



  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩

    بِین مادرها مقام برتری دارد خدیجه
    زانکه چون زهرای اطهر، دختری دارد خدیجه

    جای دارد گر کند فخر به هر زنهای دنیا
    چونکه مانند محمد شوهری دارد خدیجه

    از زنان انبیاء در شوکت و جاه جلالت
    روز محشر هم مقام بهتری دارد خدیجه

    =اولین بانوی اسلام است او کز لطف یزدان
    زیب دامان حیا خوش گوهری دارد خدیجه

    داده درس حق پرستی را عجب بر خلق عالم
    بر سر از عفت مبارک افسری دارد خدیجه

    غم ندارد گر ندارد روز تنهایی انیسی
    در رحم خود مونس نیکوتری دارد خدیجه

    گر گذشت از مکنت دنیا ندارد غصه زیرا
    همچو پیغمبر به دنیا همسری دارد خدیجه

    غیر راه حق نپوید غیر حرف حق نگوید
    همچو ختم الانبیاء چون رهبری دارد خدیجه

    چشم «خسرو» و روز محشر هست برلطف وعطایش
    چونکه جود بی حساب و وافری دارد خدیجه



    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩



  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩

    امشب دل تنگ مرا اشکم روایت می کند
    امشب خدیجه با تو ای اسما وصیّت می کند

    ای آشنایم– بشنو نوایم (جان تو و زهرای من)

    اسماء ببر از من پیام بر خاتم پیغمبران
    برگو کنار تربتم امشب بیا قرآن بخوان

    جانم فدایت – در بین امت (جان تو و زهرای من)

    اسماء بهار عمر من امشب به پایان می رسد
    زهرا سرش به سینه ام من بر لبم جان می رسد

    ترسم که آهش – باشد پناهش (جان تو و زهرای من)


    آن شب که پیوند گل یاس و صنوبر می شود
    آن شب که زهرا کوثر قرآن حیدر می شود

    با مهربانی – تا می توانی (جان تو و زهرای من)


    آن شب که جسمش را علی شوید به اشک دیده گان
    بر پیکر مجروح او اسماء بریز آب روان

    اسماء علی را – بنما تسلّا (جان تو و زهرای من)


    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩



  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩

    دامان پاك تو ثمرش یازده ولی است
    این ‏رتبه‏ات بس‏است كه داماد تو علیست

    در دور بت پرستى و تاریكى جهان‏
    بودت رخ نیاز به درگاه بى نیاز

    پیش از نزول وحى الهى تو و على‏
    خواندید با رسول خدا در حرم نماز

    چون تو كه با رسول خدا همسرى كند
    دُرّ یتیم آمنه را مادرى كند

    اى تكیه‏گاه خواجه‏ى لولاك شانه‏ات‏
    اى لحظه لحظه ذكر مُحمّد ترانه‏ات‏

    بر یازده ستاره‏ى توحید، آسمان‏
    روى منیر فاطمه خورشید خانه‏ات‏

    در بیت آفتاب مه تام كیست
    تو اول زن مجاهد اسلام كیست

    تو پیغمبر خدا به تو عرض ارادتش‏
    زهراست هم كلام تو پیش از ولادتش‏

    گویى كه با تو گرم سخن بود فاطمه‏
    حتى به لحظه‏ هاى غروب شهادتش‏

    با آنكه سالها ز جهان چشم بسته‏اى
    انگار دور بستر زهرا نشسته‏اى

    اى ام پاك ام پدر، ام مؤمنین‏
    اى مادر بزرگ امامان راستین‏

    روزى كه یار هر دو جهان یاورى نداشت‏
    روزى كه آن معین بشر بود بى معین‏

    مردانه ایستادى و كردى حمایتش
    تا جاودانه ماند چراغ هدایتش

    در مكّه مكرّمه بودى مكرّمه‏
    دشمن شدند با تو دغل دوستان همه‏


    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩



  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩

    از هست خویش دست كشیدى و ذات حق‏
    بخشید گوهرى به تو مانند فاطمه

    الحق تویى تویى تو كه جان پیمبرى
    شایسته‏اى كه بهر نبى كوثر آورى

    آزرد اى فرشته‏ى حق اهرمن ترا
    زخم زبان زدند بهر انجمن ترا

    از بس كه ریخت عطر قداست ز پیكرت‏
    پیراهن رسول خدا شد كفن ترا

    از بس بلند بود مقام و جلال تو
    گردید سال حزن نبى ارتحال تو

    روح تو در بهشت به پرواز مى‏شود
    درهاى غم به قلب نبى باز مى‏شود

    در فصل خردسالى و آغاز زندگى‏
    بى مادرى فاطمه آغاز مى‏شود

    اشك نبى براى تو اى جان پاك ریخت
    بادست خویش بر تن پاك تو خاك ریخت

    بارفتن تو یار مُحمّد ز دست رفت‏
    خورشید روزگار مُحمّد ز دست رفت‏

    شد حمله ور به گلشن دین لشكر خزان‏
    تو رفتى و بهار مُحمّد ز دست رفت‏

    زیبد كه با هزار زبان در ثناى تو
    «میثم» دُر قصیده بریزد بپاى تو

    « میثم » غلامرضا سازگار




    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩



  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩

    هنوز چهره مکه غبار ماتم داشت
    هنوز داغ ابوطالب آتش غم داشت

    دل لطیف پیمبر غمین زهرا بود
    به سینه درد و غم و غصه های عالم داشت

    سخن ز رحلت بانوی با کرامت بود
    کسی که حسن کمال چهار مریم داشت

    چه بانویی که خدایش سلام می فرمود
    که نامه عملش مُهر مِهر خاتم داشت

    یگانه بانوی مردی که از عدالت خود
    تمام عالم و آدم به زیر پرچم داشت

    سخای حاتم طایی کجا و این سفره
    که درب خانه جودش هزار حاتم داشت

    برای حضرت ام الائمه این یک بس
    که نور فاطمه بر دامن مکرم داشت

    خدیجه مادر ما اولین مسلمانی است
    که با ولای علی عهد خویش محکم داشت

    در آخرین نفسش با اشاره می فرمود
    همیشه فاطمه ام غربتی دمادم داشت

    فدای دختر مظلومه ام که در آن شعب
    به روی گونه چو گلبرگ یاس شبنم داشت

    به اهل بیت بگو تا ملازمش باشند
    به هر زمان که به مادر نیاز مبرم داشت

    کسی به صورت او لطمه بعد من نزند
    شنیده ام که فلانی دو دست محکم داشت

    پس از وصیت ام الائمه پیغمبر
    خدیجه را به عبایش ز خود مقدم داشت

    در آن دمی که کفن از بهشت آوردند
    هوای رحلت او روضه محرم داشت


    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩



  19. تشکر


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩

    شد از عالم خدیجه همسر پیغمبر خاتم‏
    سیه چون شامِ ماتم شد، از این فقدان او عالم

    ببار اى آسمان از غم، بنال اى اختر گردون‏
    که از بهر خدیجه شد، پیمبر در غم و ماتم‏

    ز کف داده پیمبر وا مصیبت همسر خود را
    سزد گر قامت صبرش شود از این مصیبت خم

    نهاده فاطمه سر بر سر زانوى پیغمبر
    بریزد در غم مادر سرشک از دیده‏ى پر غم

    از این ثلمه نه تنها قدسیان در سوگ بنشستند
    که سوزان شد از این ماتم دل حوّا و آدم هم

    گرامى مادر زهرا خدیجه آن مهین بانو
    به سوى ملک عقبى‏ شد از این دنیاى رنج و غم

    بنازد مادر گیتى بر این فرزانه فرزندش
    خدا باور، محمد خو، على خصلت، مسیحا دم

    کسى که ثروت خود را، فداى دین و ایمان کرد
    کسى که پایه‏ى اسلام شد ز ایثار او محکم

    به سوگش خامه‏ى خونین گرفته «مجلسى» در کف‏
    شد از این ماتم عظمى‏ سر شک دیده‏اش چون یم
    مجلسى همدانى


    ۩✿ŏ✿۩ شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} ۩✿ŏ✿۩




صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود