صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حجاب اختیاری,اختیار اجباری!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    363
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    حجاب اختیاری,اختیار اجباری!




    به نام خدا.
    هدفم از قرار دادن این تایپیک در بخش مناظرات,این است که اگر خدا خواست بحثمان از حالت پاسخگویی بیرون بیاید و به مناظره ای دو یا چند طرفه تبدیل شود.اما به هر روی صلاح کار دست مدیران سایت است.اگر احساس نمودند که جای این تایپیک در انجمن دیگری است,زحمت انتقالش گردن خودشان است.:
    غالب علما در وجوب شرعی حجاب تردیدی ندارند و حجاب را یکی از احکام واجب برای زن مسلمان می‌دانند. اما در اینجا سوالی مطرح می‌شود که آیا حکومت اسلامی می‌تواند این واجب شرعی را، به عنوان واجب قانونی در نظر بگیرد و برای رعایت آن در جامعه، ساز و کار کیفری تعبیه کند و با بدحجابی برخورد نظامی کند؟
    ------------------
    در این مناظره بنده مخالف اجباری شدن حجاب در جامعه اسلامی و برخورد تحکم آمیز با آن هستم.
    بسم الله
    !


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 14

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۵/۱۰ در ساعت ۱۳:۵۲
    ای مالک!
    هرگز مگو که من مامورم و معذور و هرگز مگو که به من دستور داده اند,از خشم ملت بترس که نمونه ای از خشم خداوند است,از اجتماعات عمومی جلوگیری مکن,و بدان که از کشور ویران کسی خراج نمیگیرد.(امام علی ع)


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    538
    مورد تشکر
    25 پست
    حضور
    13 روز 11 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام خدمت شما در ابتدا بنده از شما سوالی دارم وآن اینکه کار حکومت اسلامی چیست؟وقوانین اسلامی براساس چه مبنایی پایه ریزی می شوند؟آیا حکومت اسلامی برای برای پیاده کردن ارزشهای اسلامی ومعارف واحکام آن در جامعه نمی باشد؟شما در ابتدا خود اذعان نموده اید که حجاب ازواجبات هر دینی من جمله دین اسلام است،حال مگر حکومت اسلامی می تواند نسبت به امر حجاب قانونی نداشته باشد؟در حالی که حجاب از ضروریات دین اسلام است.بنده می خواهم با دو دلیل اثبات کنم که حکومت اسلامی می تواند حجاب را در جامعه اجباری کند:1-حجاب از ضروریات دین بوده وواجب می باشد وحکومت اسلامی نمی تواند در مورد واجبی از واجبات دینی بی تفاوت باشد.2-حجاب امری اجتماعی است ودر واقع از هنجارهای اجتماعی محسوب می شودواز طرف دیگر قوانین اجتماعی سلسله ای از بایدها ونبایدها است که با در نظر گرفتن مصالح ومفاسداجتماعی وضع می شودودر قوانین اسلامی اولویت اول در تشخیص مصالح ومفاسد احکام ومعارف دینی می باشد.حتما توجه دارید حجاب یک هنجار اجتمامی می باشد وعدم رعایت آن موجب ناهنجاریهای اجتماعی بوده وبه دنبال خود مفاسد دیگری را خواهد داشت که نتیجه آن فساد جامعه ودر نتیجه سست شدن ایمانها وضعف دین در جامعه خواهد بود.خلاصه اینکه حکومت اسلامی می تواند با توجه به اجتماعی بودن امر حجاب برای حفظ حقوق مسلمانان که در وهله اول همان معارف وارزشهای دینی باشد حجاب را در جامعه اجباری کند.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «مسئله مشهور به «مسئله حجاب» ابعاد مختلفی دارد. قبل از هر بحثی لازم است تأمّلی دربارة واژه مناسب این معنی بکنیم. واژه صحیح عربی آن «ساتِر» و واژه فارسیِ دقیق آن هم «پوشش» است. حجاب در زبان عربی و نیز در قرآن کریم به معنای «مانع» و «پرده» استعمال شده است. حجاب قرآنی، مختص همسران پیغمبر(ص) بوده است. وقتی می‌خواهید چیزی از زنان پیغمبر(ص) بگیرید ، از پشت پرده از ایشان بگیرید. «وَ إذا سَألتُمُوهُنََّ مَتاعاً فَاسئَلوُهُنََّ مِن وَراءِ حِجاب» (سوره احزاب، آیه 53. امّا نسبت به دیگر بانوان چنین تکلیفی صادر نشده است، یعنی شرعاً واجب نیست از پشت پرده با ایشان سخن بگوئیم. امّا فعلاً مراد از حجاب، دیگر لزوماً پرده نیست، بلکه به همان معنای ساتر و پوشش مورد نظر به کار می رود. مشتقّاتی از قبیل کشفِ حجاب، بی حجاب، مُحَجَّبِه، حجابِ اسلامی و بد حجاب حاکی از معنای حقیقی جدید این لفظ هستند. ما نیز در دنبال به اجبار از همین واژه استفاده می کنیم. معنای حجاب، ساترِ شرعی و پوششِ واجبِ دینی است، آن حدّی از استتارِ زینت که زنانِ مسلمان در مقابل مردانِ نامحرم رعایت می کنند، و منحصر در پوشش موی سر هم نیست، بلکه شامل لباس موقّر و پوشیده نیز می شود.

    حجاب: حوزه عمومی یا خصوصی؟

    این كه حجاب جزء حوزه عمومی است یا حوزه خصوصی و شخصی؟ نه کاملاً خصوصی است و نه کاملاً عمومی. به نظرمی‌رسد مرز بین حوزه خصوصی و عمومی باشد. مانند نما و دیوار بیرونیِ خانه است. آیا نمای خانه‌ها جزء حوزه خصوصی است یا حوزه عمومی؟ آیا شهروندان هر طور خواستند می‌توانند نمای خانه‌ هایشان را تزئین كنند؟ یا شهرداری ها حق دارند برای زیبا سازی شهر یا دیگر مقاصد عقلانی، ضوابطی را برای نمای بیرونی ساختمانها الزامی کنند؟ شما می‌توانی با رعایت قانون شهرداری در دیوار بیرونی خانه خودت تصرف كنی، این دیوار، اگرچه متعلق به شما است و از این حیث حوزه خصوصی شما است، اما از حیث دیگر جزئی از نمای شهر است و از این حیث بخشی از حوزه عمومی است. شما حق نداری آنرا مثل یک خرابه رها کنی، هرچند با رعایت ضوابط شهرداری می توانی آنرا مطابق سلیقه خودت بسازی. یعنی ترکیبی از حوزه خصوصی و حوزه عمومی. با این تذکر که مقررات حوزه عمومی نیز توسط نمایندگان شهروندان در مجلس شورا یا شورای شهر تعیین می شود و با تغییر افکار عمومی قابل تغییر است.

    این‌كه پوششِ شهروندان جزء حوزه‌ خصوصی است یا عمومی؟ پرسش بغرنجی است. اگر تماماً حوزه‌ خصوصی باشد، در این صورت می‌توانیم بگوییم هیچ دولتی حق ندارد در آن دخالت کند و حد و قانونی در مورد آن تعیین کند. اگر هم تماماً حوزه عمومی باشد، لباس تبدیل به اونیفورم می شود مثل اونیفورم نظامی یا بیمارستانی. آن وقت جامعه می شود سربازخانه و پادگان. در اکثر جوامع دو حد پوشش مشاهده می شود، یکی حد قانونی و دیگری حد عرفی. حد قانونی غالباً بسیار حداقلی است و در بسیاری جوامع خیلی از حد عرفی نازل تر است. مثلا در برخی جوامع غربی حد قانونی در معابر عمومی، لخت نبودن و در حد لباس شنا پوشیده بودن است.اگر از این حد تجاوز شود پلیس دخالت می کند. در معدودی جوامع غربی این حد قانونی هم وجود ندارد و عریانی هم منع قانونی ندارد. اما حد عرفی همان حدی که در محل کار و خیابان عملا توسط اکثر مردم رعایت می شود، بسیار بالاتر از حد قانونی است. اگر شما با لباس شب‌نشینی به محل كار بروید، همه چپ‌چپ نگاهتان می‌كنند. هیچ كس حرف نمی‌‌زند، پلیس هم یقه‌تان را نمی‌چسبد، اما دارید كار غیرمتعارف انجام می‌دهید و معمولاٌ كسانی كه این گونه می‌پوشند، با تلقی مثبتی از طرف جامعه روبه‌رو نمی‌شوند.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حجاب: تفاوت حد قانونی و حد متعارف

    در اکثر جوامع پوشش شهروندان در حوزه عمومی محدود به حدی قانونی است، اما در تمام جوامع این پوشش حدی متعارف رعایت می شود، که البته متناسب با وضعیت جغرافیائی، فرهنگ، سنت و دین جوامع متفاوت است. در اینکه چنین حدود قانونی در اکثر جوامع وجود دارد بحثی نیست، به عبارت دیگر اکثر دولتها برای پوشش شهروندان در حوزه عمومی حدی قانونی تعیین کرده اند، مشکل در حق دولتها در این حوزه نیست، مشکل در جای دیگر است. مشکل اول در دولتهایی است که دموکراتیک و نماینده افکار عمومی نیستند. مشکل دوم در میزان حدی است که این گونه دولتها به دور از کارشناسی حقوقی و روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی تعیین می کنند و به زور بر جامعه تحمیل می کنند. بحث روی حد پوشش است نه اصلش.

    در جوامعی که حد قانونی پوشش در حوزه عمومی مضیّق تر و بالاتر از حد متعارف پوشش در همان جوامع است، طبیعی است که این حد قانونی با مقاومت شهروندان مواجه می شود، دولتها برای اعمال این قانون غیر متعارف دست به دامان قوه قهریه و مجازات و زندان می شوند. اگر فاصلة عرف و قانون زیاد باشد، پر کردن این شکاف با زور میسر نیست، اعمال زور تنها به ازدیاد ناهنجاری های اجتماعی می افزاید. اصلاح الگوهای متعارف جوامع در گرو پیش گرفتن راهکارهای مناسب است، که آخرین و کم اثرترین آنها راهکار حقوقی و مجازات قانونی است. اگر قانونی تصویب کردیم که بسیاری از شهروندان از جمله اکثر جوانان متخلف محسوب شدند، در اعتبار آن قانون باید تردید کرد، حتی اگر در بطلان موضع آن متخلفان نیز تردیدی نداشته باشیم. بحث در صحت روش و کارآمدی شیوه است، نه در اعتبار هدف و مقصود.



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حکم شرعی حجاب در اسلام

    در بحث حجاب ما یك حكم دینی داریم ویك مسئلة قانونی. اول ببینیم حكم دینی چیست؟ این حكم دینی خطابش نسبت به مؤمنان است، یعنی درمورد زنان و مردانی كه ایمان دارند و تسلیم خداوند و پیامبر او هستند. خطاب این حکم «یا ایّها النّاسّ» نیست، «یا ایّها الّذین آمنوا» است. قرآن کریم درباره پوشش بانوان دو آیه اصلی دارد. اولّی آیه 59 سورة احزاب «یا ایّها النّبی، قُل لأزواجك و بناتك و نساءِ المؤمنین یُدنیِن علیهِنَّ مِن جَلابیبِهِنَّ ذلک أدنی أن یُعرَفنَ فلایُؤذَینَ» یعنی «ای پیامبر، به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنین بگو که روسری های خویش را به خود نزدیک سازند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند نزدیکتر است.» بر اساس این آیه پیامبر موظف شده حکم دینی پوشش مو را به بانوان خانواده اش و بانوان مؤمن ابلاغ کندو بانوان مؤمن همه زنان جامعه نیستند، بخشی از ایشان هستند.

    آیات 28 تا 31 سوره نور که مجموعه ای از احکام مورد نظر را در بر دارد، با خطاب خاصّ «یا ایّها الّذین آمنوا» آغاز می شود. در آیه 30 با خطاب «قل للمؤمنین» وظیفه مردان مؤمن را بهداشت نگاه و پاکدامنی تعیین می کند. آنگاه در آیه 31 حدود شرعی پوشش بانوان را چنین مقرر می دارد: «و قُل لِلمؤمنات یَغضُضنَ مِن أبصارِهِنَّ و یَحفَظنَ فُرُوجِهُنَّ و لایبُدینَ زینتَهُنَّ إلّا ما ظَهَرَ مِنها وَ لیَضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ و لایُبدینَ زینتَهُنَّ إلّا لِبُعُولَتِهِنَّ أو آبائِهِنَّ ...» یعنی «به زنان مؤمنه بگو دیدگان خویش فرو خوابانندو دامنهای خود حفظ کنند، و زیور خویش آشکار نکنندمگر آنچه پیداست، سرپوشهای خویش بر گریبان بزنند، زیور خویش آشکار نکنند، مگر برای شوهران، پدران و...». باز خطاب آیه به بانوان مؤمن است، نه همه زنان.

    بر اساس دو آیه فوق و دیگر ادله معتبر دینی، بحث اول این است كه پوشش اسلامی، چه برای مرد مسلمان و چه برای زن مسلمان ضوابطی دارد. اصل این ضوابط(فارغ از بعضی جزئیات) اجماعی علمای مسلمان هست. حداقل پوششی كه یك زن مؤمنه یا یك مرد مؤمن به كار می‌برند، چیست؟ پوشیده بودن بدن و موی سر و گردن در بانوان مؤمنه. علمای فریقین ـ شیعه و سنی ـ همه اجمالاٌ در این زمینه اتفاق ‌نظر دارند(اختلاف در بیش از این حد است: در لزوم پوشش صورت و دستها، یعنی روبنده و دستکش). در فقه موارد كمی داریم كه اتفاق نظر در آنها باشد و این یكی از آن موارد است. اگر دختر یا زن مؤمنه ای بخواهد ضوابط دینیش را در مورد پوشش شرعی رعایت کند، به لحاظ دینی موظف است به مفادّ آیات فوق گردن نهد. این جزء کوچکی از عمل صالح است.

    حال اگر كسانی مؤمن نباشند تکلیف چیست؟ بحث دوم تکلیف غیرمؤمنین و غیر مسلمانان (اعم از پیروان دیگر ادیان یا افراد بی دین) است. مرحله به مرحله پیش می‌رویم. مثلاٌ نامسلمان‌اند، مسیحی‌اند، اصلاٌ بی‌خدا هستند. خوب این وظیفه آنها محسوب نمی‌شود. نهایتاٌ می‌توانیم بگوییم طبق قانون اگر با دولت اسلامی قراردادی بسته‌اند، مطابق با آن قرارداد رفتار می‌كنند. آنها الزام دینی ما را ندارند، و شرعا موظف به پوشش اسلامی نیستند. با شهروندان غیر مسلمان جامعه اسلامی تنها می توان با قانون در باره پوشش در حوزه عمومی سخن گفت نه احکام اسلامی که مختص مسلمانان است.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حجاب، از حکم دینی تا قانون اجباری

    در مورد پوشش اسلامی یك حكم شرعی داریم، یك مسئله قانونی داریم. درباره‌ی حكم شرعی، به نظر می‌رسد این مطلب الزامی باشد، واجب است و حد موردبحث آن اتفاق نظر علمای مسلمان است. اما مشكل اصلی این است كه خیلی چیزهای اتفاقی دیگر هم در دین هست كه وظیفه مؤمنین است. مثلاٌ نماز كه از همه اینها بالاتر است. حال اگر كسی نماز نخواند، آیا ما شرعاً موظفیم مجبورش ‌كنیم كه نماز بخواند؟ خوب نه، اگر با رعایت ضوابط امر به معروف و نهی از منکر نمازخوان نشد، تکلیف از ما ساقط است. درمورد روزه كمی دقیق‌تر است. بخشی از آن همانند نماز است. می‌گوییم: روزه برای مؤمنانی که عذر شرعی ندارند واجب است، حال اگر تو نمی خواهی به وظیفه دینی ات عمل کنی، تو می‌دانی و خدای خودت، اما حق نداری تظاهر به روزه‌خواری كنی. اگر كسی درماه رمضان روزه نیست، به ما ربطی ندارد، اگر وظیفه‌اش روزه گرفتن است و نمی‌گیرد، خودش گناه می‌كند. اما چه زمانی قانون به سراغش می‌رود؟ زمانی كه وی علناٌ در خیابان روزه‌خواری كند. اینجاست که می‌گوییم قانون می‌تواند جلوی متخلف از حکم دینی را بگیرد.

    حالا حجاب و پوشش، مثل كدام‌یك از اینهاست؟ مثل نماز است یا مثل روزه؟ به نظر می‌رسد که پوشش یك بعد بیرونی هم داشته باشد، مثل نماز كاملاٌ درونی نیست، مثل روزه است كه علاوه بر بعد ایمانی و درونی یك بعد بیرونی هم دارد. خوب این بعد بیرونی را چه باید كرد؟

    راه حل رسمی که نزدیک سه دهه با تمام امکانات ممکن تجربه شده و متأسفانه با موفقیت همراه نبوده، مبتنی بر یک اصل است: انطباق قانون بر حکم شرعی. اولاً آن حکمی که مختص مؤمنان بود به همه شهروندان اعم از مسلمان و غیر مسلمان، و اعم از معتقد و لاابالی تعمیم داده شده است. ثانیاً عنصر اختیار و انتخاب که مهمترین پشتوانه این امر ایمانی بود به عنصر اجبار حقوقی و الزام قانونی تقلیل داده شده است. ثالثاً بجای ثواب و عقاب اخروی که ضمانت انتخاب ایمانی است، مجازات دنیوی با زور قوه قاهره پشتیبان قانون حجاب شده است. رابعاً حجاب که به نص قرآن کریم حق دینی و وجه امتیاز بانوان مؤمن بر دیگر زنان بود، به تکلیف الزامی و ابزار اجباری همگانی تبدیل شده است. آنچه در این حجاب اجباری مدفون شده، اهداف متعالی عفاف و پوشش دینی بوده است. حجاب اجباری که خود را در پدیده ای بنام بدحجابی بروز داده است، گاه بی پرواتر و بی نجابت تر از بی حجابی است. اجباری کردن آنچه در ذات خود وجه امتیاز مؤمنات از لاابالی ها بوده است، تهی کردن حکم دینی از فلسفه آن است.

    پوشش شرعی یک انتخاب آگاهانه از موضع ایمان دینی است. انتخاب زمانی معنی دارد که امکان اختیار گزینه مقابل نیز میسر بوده و فرد آگاهانه و آزادانه گزینه ایمانی را برگزیده است. با استمرار این آزادی در انتخاب، مومن در دفاعی مداوم از موضع ایمانیش پیوسته با ایمان به برتری راهش آنرا ادامه می دهد. به پشتوانه این آزادی استمراری انتخاب، روسری و مانتوی پوشیده بانوی مؤمن نمای بیرونی یک فرهنگ است. جزئی از سبک زندگی اسلامی مؤمنانه زیستن است. اجباری کردن حجاب شرعی، تهی کردن این مجموعة منسجم از رکن آن، و تبدیلش به یک جسد بی جان است. تکه پارچه ای منفور و منزجر کننده که زن بی ایمان تنها از ترس پلبس و مجازات به زور بر سر کشیده و به لطایف الحیل مخالفت خود را با آن ابراز می دارد. ترویج حجاب شرعی تنها یک راه دارد و آن ارتقای ایمان دینی است تا بانوی مؤمن آزادانه و آگاهانه آنرا اختیار کند. با زور و اجبار قانونی نه ایمان تولید می شود نه اخلاق نجابت و عفاف، بلکه با تهی کردن این حکم دینی از درون مایه آن، حجاب شرعی به یک ضدِّ ارزش تبدیل می شود. حجاب شرعی اگرچه حکم خداست، اما مگر می شود حکم خداوند را با زور و مجازات اقامه کرد؟ پیامبر(ص) از راه قلوب مردم در آنها نفوذ کرد، نه با زور شمشیر و قدرت نظامی.



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حجابِ اختیاری

    برای برون رفت از مشکل باید چاره ای اندیشید. نه راه حلّ رسمی توان حلّ مشکل را دارد، نه رخنه نادیده گرفته شدن تدریجی ضوابط دینی پوشش در میان خانواده های مذهبی قابل دفاع. راه‌حلی که در زمینه حجاب شرعی به ذهن قاصر می رسد، مبتنی بر دو نکته محوری است. نکته اوّل، اختیاری بودن حجاب شرعی است. یعنی سلب اجباری بودن آن. حجاب شرعی همانند دیکر تکالیف دینی الزام ایمانی دارد، نه اجبار قانونی. معتقدم پوشش در صدر اسلام، امتیازی برای زنان مؤمن بوده كه خودشان را از دیگر زنان متمایز كنند، تا محفوظ بمانند و از آسیبهای اجتماعی که معلول عدم رعایت حد شرعی حجاب است در امان بمانند. نص قرآن(احزاب/59) هم همین را می‌گوید: «ذلک أدنی أن یُعرَفنَ فلایُؤذَینَ» یعنی « این کار[رعایت پوشش مو وسر و گردن] برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند نزدیکتر است.» تا زنان مؤمنه از دیگر زنان متمایز شوند، از افرادی كه احیانا به دنبال نجابت نیستند، و جاذبه های زنانه شان در برابر مردان نظرباز رها است. خوب، ما همین اصالت قرآنی را حفظ كنیم، حجاب را به عنوان یك حق انتخاب برای خانم‌های مؤمن حفظ كنیم، زنی كه می‌خواهد درجامعه از ضوابط دینی استفاده كند، برایش امكانات این مهم را فراهم كنیم.

    در صدر اسلام، در عصر پیامبر(ص)، حجاب شرعی تمایزی بود بین بانوان مؤمن آزاد با دیگر زنان(یکی کنیزان، دوم خانمهای مسیحی و یهودی، سوم زنان مشرک). در قرون اولیه دسته چهارمی از زنان و دختران مسلمان هم بودند که حجاب شرعی را چندان رعایت نمی کردند( از قبیل زنان بادیه نشین عصر امام صادق). به بیان دیگر سه دسته از زنان در آن دوره بی حجاب بودند (حداقل روسری و مقنعه زنان مؤمن را فاقد بودند): کنیزان، و زنان ذمیّه و مشرکه. تاریخ اعمال زور و اجبار از سوی رسول اکرم(ص) یا امیرالمؤمنین(ع) یا دیگر ائمة هدی(ع) به زنان را در امر حجاب ثبت نکرده است. اگر کسی سراغ دارد، برمن منّت گذاشته، ارائه نماید.

    معنای انتخاب این است كه اگر فردی نخواست و به هردلیلی (مسلمان نبود یا مسلمان لاابالی بود) دنبال ضوابط دینی باشد، او هم بتواند سبک زندگی خود را داشته باشد. اما به چه شرطی؟ به این شرط که قانون پایین‌تر از حدّ شرعی باشد. اشكالی كه درجامعه ما ایجاد شده این است كه قانون منطبق بر حكم شرعی تنظیم شده است و می‌بینیم كه جواب نمی‌دهد. یعنی به جای این كه پوشش اسلامی عمومی شود، به اصطلاح «بدحجابی» یا «كم‌پوششی» همگانی شده است. این تالی فاسد قطعاٌ مورد نظر خود افراد قانون‌گذار هم نبوده است. یعنی امروز بعضی از خانواده‌های مذهبی مشاهده می‌كنند كه خانم‌هایشان، خواهرانشان، بویژه دختران جوانشانشان،این ضوابط را رعایت نمی‌كنند. عدم رعایت دقیق حجاب شرعی تبدیل به یك هنجار اجتماعی شده است، دیگر قبیح نیست، زشت نیست، بد نیست، در حالی كه در جریان نهضت اسلامی و سالهای اول انقلاب، بعد از این كه خود بانوان با اختیار و آگاهی این پوشش را پذیرفتند، اگر فردی این حد را رعایت نمی‌كرد، قبیح شمرده می‌شد. چنان که نگاه سنگین جامعه او را مجبور می‌كرد این حد را رعایت كند. اما امروز این نگاه سنگین وجود ندارد، سهل است، می‌توانم بگویم برعكس هم شده است. چنان که گویی امروز این نگاه، متوجه كسانی است كه دارند رعایت می‌كنند. این اتفاق بسیار نامیمونی است؛ قابل دفاع نیست.

    اگر ما اجبار را از پوشش دینی برداریم، پوشش تبدیل به یك اختیار دینی می‌شود. شما به عنوان دیندار، شرعاٌ موظفید آن را انجام دهید. اما آیا باید به عنوان یك شهروند هم موظف به انجام آن باشید؟ یعنی به عبارت دیگر، اگر كسی رعایت نكرد، به صورت قانونی مجازات شود؟ در این صورت دیگر امتیاز انتخاب را برداشته‌ایم، چون تبدیل به یك الزام و اجبار قانونی شده كه اگر فرد آن را انجام ندهد مجازات می‌شود. این مجازات نیز عملی نیست. چون اگر تعداد «زیر پا گذارندگان» قانون زیاد شد، امکان مجازات منتفی می شود. واضح است که اگر تعداد «مجرمان» زیاد باشد، دیگر مجازات بی‌بهاست وتأثیری ندارد. قانون‌گذار باهوش، قانون‌گذار زیرك، قانون‌گذاری است كه قانون را به نحوی ننویسد كه اكثریت جامعه تخلف كنند.



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حدِّ قانونیِ پوشش: مادونِ حجابِ شرعی

    راه حل به شكل دقیق‌تر کاهش حد قانونی پوشش الزامی است. در فیلم‌های خارجی که از تلویزیون جمهوری اسلامی نمایش داده می‌شود، یك حدی را رعایت می‌كند، این حد، در ادبیات ما بی‌حجابی است، اما پورنوگرافی در آن ممنوع است. در آن صحنه‌های مستهجن نمایش داده نمی‌شود، ولی اجمالاٌ زنان مكشّفه نمایش داده می‌شوند. با این شكل شرعی این مسأله را حل كرده‌اند كه عكس انسان، با خود انسان تفاوت می‌‌كند، و فیلم هم درحكم عكس است. به لحاظ فقه سنتی، عکس زن بی‌حجاب را می‌شود نگاه كرد. حتی اگر صاحب عكس مسلمان باشد، ولی به شرطی که ناشناس باشد. از این حكم استفاده می‌كنند و می‌گویند این عكس آنهاست، خودشان كه نیستند؛ پس اشكالی ندارد. به هر صورت من كاری به این راه حل فقهی ندارم. این شیوه در حال نمایش دادن است. خوب چه فرقی می‌كند، اگر ما همان حد را در جامعه هم رعایت كنیم ولی بگوییم حداقل قانون لباس متعارفی است که اندام زنان اجمالاً پوشیده باشد، در همان حدی که در اکثر جوامع خود زنان در معابر عمومی رعایت می کنند، همان حدی كه در تلویزیون دولتی ما هم رعایت می شود. تجاوز از این حد متعارف که بسیار اندک خواهد بود، جرم شناخته شده و مجازات داشته باشد. حالا ممكن است امروز بیایند و بگویند قانون همین است كه روسری‌تان از وسط سرتان بیشتر عقب نرود. اما حداقل شرعی برای مؤمنین، همان است كه در قرآن آمده است، كه فقها به آن فتوا داده‌اند. فی‌الواقع الزام حقوقی از پوشش دینی برداشته شده، تبدیل به الزام دینی می‌شود.

    پوشش دینی برای كسانی الزامی است كه ایمان آورده‌اند؛ مراد از ایمان هم نه فقط این است که گفته باشند من مسلمانم، بلکه به این معنا که خودشان بخواهند، اختیاركرده باشند. اماكسانی كه این اختیار ایمانی را نداشته باشند، یك حداقل قانونی می‌گذاریم و آن حداقل قانونی همان چیزی است كه در تلویزیون رسمی نمایش می‌دهند، كمتر از آن نباشد. مثلاٌ از گردن تا زانوی خودشان را بپوشند. این درحدی است كه آنها دارند رعایت می‌كنند، سرشان هم باز است. فكر نكنیم فردا همه، اكثریت جامعه، دین را زیر پا گذارند. نمونه‌ی عملی‌اش تركیه است. در تركیه آنهایی كه دین دارند، انتخاب دینی دارند، حجاب دینی را رعایت می‌كنند. پوشش اسلامی را رعایت می‌كنند و اتفاقاٌ برخلاف جامعه ما كه این روند رو به كاهش است، آنجا روبه رشد است. چون خانواده‌ها خودشان درك می‌كنند که این شیوه برای كیان خانواده به مراتب قابل دفاع‌تر از آن شیوه بی حجابی است. می‌بینیم لباس‌ها متنوع‌ترند، زیباترند و با ضوابط پوشش اسلامی هم‌خوانی دارند. در مالزی، اندونزی، و اكثر كشورهای اسلامی این مشاهده می‌شود. اگر پذیرش این قانون عرفی دشوار است، می توان بتدریج به این سمت پیش رفت و هر ده سال، هر پنج سال قانونی متناسب با واقعیتهای جامعه تدوین کرد، یا حداقل متناسب با واقعیتهای جامعه عمل کرد.

    حجاب اجباری فقط در ادارات دولتی(الگوی فرانسه و ترکیه)

    نهایتش اگر حكومتی كه به نام دین و فقه سر كار آمده، بخواهد حد شرعی حجاب را به هر قیمتی الزامی كند و قانون بگذارد، حداکثر این الزام را می‌تواند درمورد كارمندانش و در محیط های دولتی اجرا كند، بگوید بسیار خوب، شما اعتقاد ندارید، نداشته باشید، كارمند هستید، باید با اونیفورم سر كار بیایید. در ادارات شاید بتواند اجرا كند، اما درخیابان نمی‌تواند اجرا كند. نهایتاًَ مثل تركیه و فرانسه، لائیکها می‌گویند در ادارات دولتی ما هیچ‌كس حق ندارد با حجاب باشد، حکام ما هم می گویند هیچ كس حق ندارد بی‌حجاب بیاید. هردو لنگه هم هستند. من هیچ كدام‌شان را قابل دفاع نمی‌دانم. اما اگر خواستید مثل فرانسه وتركیه راه حل بگذارید، شما در ادارات دولتی برعكس عمل كنید. یعنی کارمندان رسمی دولت در محیط کارشان باید محجّبه باشند و بقیه جامعه هم در چارچوب قانون پوششان آزاد باشد.

    اگر بگوید نه من زورم می‌رسد، پیاده كنم، پاسخ می‌دهیم که بفرما پیاده كردید و حاصلش همین است. حاصلش این می‌شود كه نه روسری رارعایت می‌كنند، نه آن حد شرعی لباس را. از هر طرفی دارند پیش‌روی می‌كنند و مثل شوروی سابق شده كه فساد اخلاقی در آن تبدیل به یک نوع مبارزه سیاسی شده است. بدا به حال جامعه‌ای كه در آن فساد سیاسی، اقتصادی و اخلاقی، عنوان اپوزیسیون سیاسی به خود بگیرد. طرف دارد عیاشی می‌كند، می‌گوید به این شكل دارم مخالفت می‌كنم، یك توجیه دارد. امروز می‌گوید: چرا خودت را این شكلی كردی؟ می‌گوید: دارم مبارزه سیاسی می‌كنم! یعنی مفهوم عوض شده است. مبارزه كه با رنج همراه بوده در جامعه‌ی ما با لذت همراه شده است! بدا به حال حكومتی که سوء تدبیر سیاسیش، لذت‌های جنسی را هم تبدیل به مبارزه سیاسی كند.

    ما حوزه دین ورزی را برای دین‌داران امن كنیم، تبدیل به ارزش كنیم و بدانیم پوشش شرعی و امور دینی با اختیار است كه ارزش دارد. و به محض این که الزامی شوند، ارزش خود را از دست می‌دهند
    .


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    538
    مورد تشکر
    25 پست
    حضور
    13 روز 11 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام در اینکه یک ارزش وهنجار دینی مانند حجاب باید از طریق فرهنگ سازی ورشد دینی وعقلانی مردم ترویج شود حرفی نیست وباید اینچنین باشد اما سخن در این است که جامعه ای که اکثر آن مسلمانان هستند وعدم رعایت حجاب موجب گمراهی ونگاههای ناپاک شده ومفاسدی به دنبال خواهد داشت همانطور که خداوند متعال می فرماید: يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ‏ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً (احزاب/32)آنچه از این آیه بر می آیدقلبهای مریض وناپاک وقتی زنی حجاب خود را رعایت نکرده باشد با نگاه آلوده به او نگاه می کنند وبه مرور این امر موجب فساد جامعه می شود.ماگفتیم که بهترین کار در اشاعه فرهنگ اسلام کار معرفتی است اما زمانی که در جامعه افرادی به دنبال گسترش فساد هستند که در هر اجتماعی هم این افراد پیدا می شوند که برای منافع دنیوی ولذتهای نامشروع این فعالیتها را انجام می دهند آیا حکومت اسلامی می تواند بی تفاوت باشد وبه خاطر رعایت حال غیر مومنین نظاره گر رواج بی بند وباری باشد.نکته دیگر اینکه در جامعه مسلمانی که اقلیتهای مذهبی نیز هستند آیا رعایت حقوق مسلمانان لازم نیست زن غیر مسلمانی که با ظاهری ناپاک در خیابان ظاهر می شودجوانان مسلمان ومومن را نیز به خطر خواهد انداخت وود اذعان کرده اید که ظاهری نامناسب نگاه آلوده را به دنبال خواهد داشت ومسلما به دنبال آن مفاسد دیگری که به وجود خواهد آمد. آیا حکومت اسلامی می تواند نسبت به ایمان جامعه اسلامی که بد حجابی آنرا به خطر می اندازد بی تفاوت باشد؟ آیا ایمان انسانها حق آنها نیست که این قدر راحت به حراج گذاشته شود وازعوامل نابودی آن جلوگیری نشود؟دوست عزیز تلویزیون ملاک احکام وقوانین اسلام وحکومت اسلامی نیست وما به دلیل اینکه در تلویزیون زنان اروپایی با پوششی نیمه عریان نشان داده شده اند نمی توانیم بگوییم پس این پوشش ملاک پوشش جامعه شود مگر مرجع قانونگذاری رسانه است؟شما اذعان می کنیدحجاب مانند روزه است که جنبه اجتماعی دارد نه مثل نماز که فردی است واطاع دارید که روزه خواری علنی تعزیر دارد وکسی حق ندارد که در ملا عام روزه بخورد.واین حکم برای کارمندان دولت نیست بلکه برای همه افراد جامعه است که حق ندارند این کار را انجام دهند.


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    363
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 14 نمایش پست
    کار حکومت اسلامی چیست؟وقوانین اسلامی براساس چه مبنایی پایه ریزی می شوند؟آیا حکومت اسلامی برای برای پیاده کردن ارزشهای اسلامی ومعارف واحکام آن در جامعه نمی باشد؟
    درود.
    اگر میبینید که این مثنوی این قدر تاخیر شده,تقصیر ما نیست.دوستان تایپیک را بسته بودند.
    و اما پاسخ شما:
    همانطور که خودتان میفرمایید کار حکومت اسلامی پیاده کردن ارزشها و هنجارهای دین اسلام است.این هنجارها همانهایی هستند که دین و شریعت میگوید و حکومت به صرف حکومت بودن! نمیتواند و نباید در آنها تغییری ایجاد کند.همچنین نمیتواند هنجارهایی را که دین میگوید اختیار است به اجبار تبدیل کند و بالعکس.
    کار حکومت اسلامی هرچه که باشد,هدفش آسایش و آرامش مردمانش است.حکومت نمیتواند هنجاری را که کاملا جنبه و وجهه شخصی و درونی دارد به قانونی همه گیر مبدل کند.برترین دلیل بر عدم این توانایی,نبود دستوری محکم و مستدل از سوی دین است.دین میگوید که نماز خواندن امری است کاملا شخصی و خصوصی که سود و زیان آن تماما به خود فرد میرسد پس حکومت اسلامی نمیتواند آن را هنجاری اجتماعی تعریف کند و مثلا برای نماز نخواندن حد بگذارد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 14 نمایش پست
    -حجاب از ضروریات دین بوده وواجب می باشد وحکومت اسلامی نمی تواند در مورد واجبی از واجبات دینی بی تفاوت باشد.
    حکومت اسلامی نمیتواند بی تفاوت باشد.اما باید دید که این عکس العمل نشان دادن باید چگونه باشد.به طور مثال:آیا حکومت میتواند همان واکنشی را که در مقابل اختلاس 300000000000 میلیاردی انجام داده در مورد حجاب هم به کار گیرد؟مجوز این کار را چه مرجعی به حکومت میدهد؟میفرمایید دین و شریعت.لطف کنید و یک آیه از قرآن مجید دال بر الزامی و همگانی بودن حجاب در جامعه اسلامی بیاورید.
    حکومت باید در این زمینه به کار فرهنگی و آموزشی بپردازد نه اینکه با تهدید و ترعیب رنگ و جلوه حجاب و عفاف را نزد مردمش بریزد.وظیفه حکومت شناساندن فواید و حسنات حجاب به مردمش است تا خود با علاقه و سعه صدر به انتخاب آن بپردازند نه اینکه هر روز از آن دورتر شوند.مثال این کار را میتوانید در انمر واجب نماز بیابید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 14 نمایش پست
    -حجاب امری اجتماعی است ودر واقع از هنجارهای اجتماعی محسوب می شودواز طرف دیگر قوانین اجتماعی سلسله ای از بایدها ونبایدها است که با در نظر گرفتن مصالح ومفاسداجتماعی وضع می شودودر قوانین اسلامی اولویت اول در تشخیص مصالح ومفاسد احکام ومعارف دینی می باشد..
    این برهانتان هم محلی از اعراب ندارد.شما ابتدا باید تعریف دقیقی از اجتماع ارائه دهید و سپس به واکاوی هنجارهای آن بپردازید.با این استدلال شما همه امور انسان جنبه ای اجتماعی دارند.شما برای توجیه سخن خود,امری کاملا شخصی را به کل بزرگ(جامعه) تعمیم میدهید و نتیجه گیری میکنید.
    بر طبق فرموده شما:نماز و روزه و نماز شب و الخ... همه و همه امری اجتماعی میباشند که حکومت باید برای حسن اجرای آنها تابوهای سخت وضع نماید تا انشالله جامعه از سقوط و ازمحلال دور بماند!
    ویرایش توسط Angel1943 : ۱۳۹۱/۰۵/۲۴ در ساعت ۰۸:۵۹
    ای مالک!
    هرگز مگو که من مامورم و معذور و هرگز مگو که به من دستور داده اند,از خشم ملت بترس که نمونه ای از خشم خداوند است,از اجتماعات عمومی جلوگیری مکن,و بدان که از کشور ویران کسی خراج نمیگیرد.(امام علی ع)


صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود