جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عصمت و علم لدني پيامبر(ص)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    814
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    7 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    5
    گالری
    0

    عصمت و علم لدني پيامبر(ص)




    با سلام و آرزوي قبولي طاعات
    سوالي داشتم در خصوص شبهه اي در مورد عصمت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و ائمه عليهم السلام
    چون ميخواهم به كسي پاسخ گويم لطفا منابع به طور كامل ذكر شود
    با تشكر

    ما شیعیان امامانمان را معصوم و دارای علم لدنی می شماریم. در حالیکه قرآن حتی برای پیامبر ویژگیهایی چنین برنشمرده و او را آدمی همچون دیگران به شمار می آورد. آیا این افتخاری است برای ما که رهبران دینی مان را افرادی فرا انسانی به شمار آوریم ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 7


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۵/۱۱ در ساعت ۱۶:۱۰
    "اللهم ارزقنا توفیق شهادة فی سبیلک تحت رایة ولیک"

    پروردگارا!هر کس ماوایی جوید و تو ماوای منی و هر کس پناهگاهی جوید و تو پناهگاه منی،بشنو صدایم را و قبول کن دعایم را و قرار ده در پیشت بازگشتگاه و پاسم دار در آزمایش از تماس اهریمن به حق عظمتت

  2. تشکر


  3.  

  4. #2
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب

    پاسخ و جمع بندی

    سؤال: ابعاد عصمت انبیاء علیهم السلام و نظر مذاهب اسلامی در مورد آنها چیست؟

    پاسخ: عصمت انبیاء (علیهم السلام) دارای ابعاد گوناگونی است؛ برخی از آنها مورد اتفاق متکلمان شیعه و سنی، و برخی دیگر مورد اختلاف آنان است که عبارتند از:

    1) عصمت از شرک و کفر:
    دراین باره بین مذاهب و متکلمان اسلامی اختلافی نیست؛ از دیدگاه آنان، پیامبران قبل و بعد از نبوت از شرک و کفر معصوم می باشند.

    2) عصمت در تلقی، حفظ و ابلاغ وحی:
    عصمت از این ناحیه نیز مورد اتفاق است؛ این مرتبه از عصمت، چنانکه متکلمان گفته اند مقتضای معجزه است؛ زیرا مقتضای معجزه آن است که پیامبر در این مدعا که از جانب خداوند به پیامبری برگزیده شده است تا احکام الهی را به بشر ابلاغ نماید، راستگو است، بنابراین هر گونه احتمال خطای سهوی و عمدی در این باره منتفی است.

    3) عصمت از گناه پس از نبوت:
    در باره ی عصمت از گناه کبیره، به صورت عمدی، پس از نبوت اختلافی وجود ندارد، مگر آنچه به «حشویه» نسبت داده شده است. اما درباره ی عصمت پیامبران از گناهان کبیره به صورت سهوی، پس از نبوت، اقوال و آراء مختلفی است. متکلمان امامیه و محققان از معتزله و اشاعره، عصمت از گناهان صغیره را خواه سهوی باشد و خواه عمدی، پس از نبوت لازم می دانند. ولی اکثریت معتزله و اشاعره، گناه صغیره سهوی را بدون قید و شرط جایز دانسته اند و گناهان صغیره عمدی را نیز اگر بر دنائت مقام دلالت نکند، روا شمرده اند. گروهی از محققان از فقها و متکلمان اهل سنت عصمت از صغایر را نیز همانند عصمت از کبائر، بدون قید و شرط لازم دانسته اند؛ زیرا اولا: در حقیقت گناه صغیره و کبیرهاختلاف است، و ثانیا: سلف به تمام اعمال پیامبر صلی الله علیه و آله اقتدا نموده اند.

    4) عصمت از گناه قبل از نبوت:
    در این باره نیز اقوال مذاهب و متکلمان اسلامی متفاوت است. «شیعه امامیه» عصمت از گناه در این مرحله را نیز، به طور مطلق لازم می داند؛ امااکثریت«اشاعره» و گروهی از «معتزله» عصمت از گناه در این مرحله را، خواه عمدی باشد یا سهوی ،کبیره باشد یا صغیره، واجب ندانسته اند.

    اما اکثر معتزله و برخی از اشاعرهو جماعتی از ماتریدیه و اباضیه، معتقدند که عصمت از گناهان کبیره قبل از نبوت واجب است و قبل از بعثت ممتنع است صدور کبیره از انبیاء ولو اینکه بعد از آن توبه نمایند.
    [1] عده ای از آنان میان کبیره و صغیره تفکیک قائل نشده اند؛ به اعتقاد آنان: پیامبران از هر چیزی که نفرت آور باشد، معصومند؛ حتی اگر از افعال آنان نباشد؛ بلکه از قبیل تبهکاری پدر و مادر باشد.

    «
    ملاعلی قاری» از بزرگان علمای حنفی مذهب[2] در ذیل کلام ابو حنیفه که گفته است:«والانبیاء علیهم السلام کلهم منزهون عن الصغائر و الکبائر»می گوید:« هذه العصمة ثابتة للانبیاء قبل النبوة و بعدها علی الاصح».[3] بنابر اصح عصمت انبیاء قبل از نبوت و بعد از آن ثابت است.

    صاحب کتاب «نبراس»[4]می گوید: بعضی از مشایخ می گویند:«زلات الانبیاء بسبب زیادة قربهم الی الله سبحانه، وفی تفسیر النسفی :ان ائمة سمرقند لایطلقون اسم الزلة علی افعال الانبیاء، لانها نوع ذنب، ویقولون فعل الفاضل و ترک الافضل، فعوتبوا عطیة، لان ترک الافضل منهم کترک الواجب من الغیر»: لغزشهای انبیاء به سبب زیادت قربشان به خداوند متعال است و در تفسیر نسفی است: ائمه ی سمرقند بر افعال انبیاء اسم زلت را اطلاق نمی نمودند زیرا «زلت» نوعی گناه است، بلکه در باره ی این افعال معتقدند: این افعال انجام دادن فعل فاضل و ترک کار افضل است ودر برابر این افعال عتاب می شدند از باب عطیه و لطف خدا، زیرا ترک افضل از جانب آنها مانند ترک واجب از غیر ایشان است.

    صاحب کتاب نبراس سپس به آیه ی«وعصی آدم ربه و غوی» اشاره می کند ومی گوید:«بان الحق سبحانه و تعالی سمی ترک الافضل منهم معصیة، لعلو شانهم و عظم رتبتهم، ولا یجوز هذه التسمیة من غیره لان الملک اذا عاتب وزیره بخطاب خشن لم یجز للسوقی ان یخاطبه بذلک الاسم».[5]همانا خداوند سبحان ترک افضل از جانب انبیاء را معصیت نامیده، بخاطر علو و برتری شان و بزرگ بودن مقام آنها. و جایز نیست دیگران چنین اطلاقی را در مورد آنها داشته باشند؛ زیرا وقتی پادشاهی وزیر خود را مورد عتاب شدید قرار می دهد؛ برای مردم کوچه و بازار جایز نیست که وزیر را با لفظی مخاطب سازند که پادشاه وزیر خود رابا آن الفاظ مورد عتاب قرار داده بود.

    شیخ احمد بن حمد الخلیلی«از علمای بزرگ اباضیة» نیز می نویسد:«ذهب اصحابنا الی انهم معصومون عن الکبائر والصغائر فی حال النبوة و قبلها ...وهذا هو اللائق بمقام المختصین بالاصتفاء الالهی..».[6]اصحاب ما معتقدند که انبیاء از کبائر و صغائر در حال نبوت و قبل از آن معصومند ...و این عصمت مناسب با مقام افراد مخصوص و انتخاب شده توسط خداوند هستند.

    5)عصمت از موارد دیگر:
    علاوه بر موارد یاد شده امور دیگری در باب عصمت انبیاء قابل بحث است که عبارتند از:

    الف) عصمت در تشخیص موضوعات احکام شرعی.

    ب) عصمت در تشخیص مصالح و مفاسد امور مربوط به زندگی اجتماعی.

    ج)عصمت در مسائل مربوط به زندگی شخصی و عادی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله.

    تمام موارد یاد شده در حقیقت به عصمت علمی(عصمت از سهو و خطا) باز می گردد ولی با توجه به اقوال متکلمان در موارد پیشین، و نیز با توجه به دلایل عقلی و نقلی عصمت، می توان حکم موارد یاد شده و موضع متکلمان را درباره ی آنها بدست
    آورد.



    [1] .شرح المواقف،ج،ص265:«و قال أكثر المعتزلة تمتنع الكبيرة و ان تاب منها لانه أي صدور الكبيرة يوجب النفرة».

    [2].که در کلام ماتریدی مذهب اند.

    [3] .شرح الفقه الاکبر،ص68.

    [4]. نبراس تاليف محمد عبدالعزیزالفرهاری است. وي، از علمايبرجسته ماتريدي است،کتاب شرح العقائد النسفيه تأليف سعدالدين تفتازاني را شرح کرده و آن را «النبراس» ناميده است. در سال 1239 ه.ق وفات کرده است.

    [5] .النبراس،ص454.

    [6] . جواهر التفسیر،ج3،ص127-129.


    [7]. ر.ک: الکلام المقارن، بحوث مقارنة فی العقائد الاسلامیة،‌علی الربانی الگلبایگانی.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۱۱/۲۰ در ساعت ۱۷:۰۵
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  5. تشکر


  6. #3
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سؤال:‌ آیا از دیدگاه قرآن کریم پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) با سایر انسانها برابرند؟

    جواب: قرآن کریم هیچگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) را بشری عادی قلمداد ننموده؛ بلکه آنچه مطرح شده این است که پیامبر بشر باید از جنس بشر بوده باشد، اما بشری با مصونیت الهی و پوشیده به پرده عصمت؛ همچنان که می فرماید:

    «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَي...»کهف/110، فصلت/6. یعنی پیامبر (صلی الله علیه و آله) از جنس بشر است؛ اما بشری که به او وحی می شود.

    «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ؛ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ؛ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ.الحاقه/44-46»: اگر او سخنى دروغ بر ما مى‏ بست، ما او را با قدرت مى‏ گرفتيم، سپس رگ قلبش را قطع مى‏ كرديم.

    « وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏؛ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى.نجم/4»: هرگز دوست شما [محمّد «صلی الله علیه وآله»]منحرف نشده و مقصد را گم نكرده است،و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى ‏گويد! وآیات متعدد دیگری که امر به پیروی مطلق از پیامبر صلی الله علیه و آله می نماید و اطاعت از آنحضرت را اطاعت از خود می شمرد.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۱۱/۲۰ در ساعت ۱۷:۰۹
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  7. تشکر


  8. #4
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سؤال: ضرورت جایگاه تبیین و ویژگی های امیر المؤمنین علیه السلام در این رابطه چگونه است؟

    جواب:
    شیعه معتقد است همانطور که دراخذ و رساندن و حفظ وحی احتیاج به عصمت است و عدم عصمت مساوی با نقض غرض از جانب خداوند، واز طرفی حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) در طول حیاتشان مبیّن و مفسر قرآن بودند و قول آنحضرت فصل الخطاب بوده؛ همچنان که خداوند متعال می فرماید:«وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ.نحل/44»؛و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند. و از آنجا که این تبیین اختصاصی به زمان آنحضرت نداشته و باید همواره ادامه داشته باشد و از آنجا که امام علی (علیه السلام) دارای صفات و ویژگی های پیامبر(صلی الله علیه وآله) بوده[1] و نفس او نفس آن حضرت است؛ همچنان که در آیه ی مباهله و روایات متعدد آمده[2] و منزلت آنحضرت نسبت به پیامبر
    (صلی الله علیه وآله) همچون منزلت هارون نسبت به موسی بوده[3]و آنحضرت یکی از افراد آیه ی تطهیر بوده است[4] و کسی است که لحظه ای از مسبر توحید منحرف نگشت[5] و کسی است که اطاعت او در قرآن واجب گشت[6] و کسی است که به نص قرآن و روایات فریقین ولی و سرپرست مومنان است[7] و بنابرنص نبوی صلی الله علیه وآله دروازه ی شهر نبوی است[8] و تنها کسی است که گفت سلونی قبل ان تفقدونی،[9] و کسی است که معیار حق بوده و حق با او سنجیده می شود،[10] ودشمنی با او موجب کفر و نفاق است. کسی است که با قرآن است و هرگز از آن جدا نمی شود.[11] کسی است که در خانه ی خدا متولد گردید و در دامان پیامبر(صلی الله علیه وآله) پرورش یافت و در خانه ی خدا هم به شهادت رسید. کسی است که در فضایل همتایی در صحابه و اولین و آخرین نداشته[12] وپیامبر «صلی الله علیه وآله»در مورد او فرمودند: «علی بهترین امت من، وداناترین آنهاوبا فضیلت ترین آنها ازلحاظ بردباری است»[13] ویا «علی بهترین کسی است که پس از خودم می گذارم»[14]؛ آنحضرت اولین مبیّن معصوم بعد از رسول خدا( صلی الله علیه و آله) بوده اند؛ لذا پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) {طبق نقل حاکم نیشابوری که با سند صحیح در مستدرک آورده است} به امام علی علیه السلام فرمودند: قال لعلیّ:«أنت تبیّن لامّتی ما اختلفوا فیه من بعدی»؛[15]ای علی تو هستی که تبیین می کنی برای امّتم؛ آنچه را که بعد از من، در آن اختلاف می کنند.

    پس همانطور که پیامبر اکرم«صلی الله علیه وآله » مبیّن قرآن است ،امام علی «علیه السلام»نیز مبیّن معصوم قرآن و سنت آن حضرت خواهد بود؛ بنابراین برای شیعه افتخار است که به محتوای حدیث ثقلین عمل نمودند و قرآن را از عترت جدا ننمودند و برای هدایت خود به هر دو ثقل متمسک شدند.«
    إنّى تارك فيكم الثقلين‏، كتاب اللّه و عترتى، ما إن تمسّكتم بهما لن تضلّوا و إنّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض‏ و إنّى سألت اللّه عزّ و جلّ أن لا يفرّق‏ بينهما حتّى يوردهما علىّ الحوض»
    . [16]رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند: من در بين شما، دو چيز گرانبها به يادگار مى‏ گذارم: يكى قرآن و ديگرى، عترت من است. تا زمانى كه به اين دو تمسّك كنيد، گمراه نمى‏ شويد و اين دو هرگز از همديگر جدا نمى‏ شوند تا اين كه بر سر حوض كوثر بر من وارد مى‏ شوند و من از خدا خواستم كه بين اين دو تا وقتى كه بر سر حوض كوثر بر من وارد مى‏ شوند، جدايى نيندازد.

    ودیگر اینکه در تمسک به این بزرگواران ما به گفته قرآن عمل نموده ایم که به عالمان رجوع نموده و از جهال پرهیز نموده ایم
    أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلاَّ أَنْ يُهْدى‏ فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُون»[17]. آیا کسی که هدایت به سوی حق می کند برای پیروی شایسته است یا آن کس که خود هدایت نمی شود مگر هدایتش کنند؟ شما را چه می شود چگونه داوری می کنید.



    [1]اشبهت خلقی وخُلقی وأنت من شجرتی الّتی أنا منها.تودر خلقت و اخلاق شبیه من هستی و تو از همان درختی هستی که من از آن درخت هستم ». تاریخ بغدادج11/171، شماره ی: 5870.

    [2]« فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ »؛آل عمران/61.تاریخ الاسلام ،ذهبی،مجلد تاریخ خلفاص627.

    [3]. انت منی بمنزله هارون من موسی الاانه لانبی بعدی.

    [4]. احزاب، 33،« انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا»صحیح مسلم، مناقب اهل البیت حدیث کسا، سنن ترمذی ، ج 5، ص 656، کتاب المناقب، مسند احمد، ج 6، ص 292.

    [5]انت منی وانا منک»، صحیح البخاری ج4ص18.

    [6]. نساء، 59،« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم»، مستدرک حاکم، ج 3، ص 121، تفسیر فخررازی ،ج1، ص 144، اولی الامر باید معصوم باشد.

    [7]. مائده، 55،«إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ ».

    [8]. مستدرک حاکم، ج 3، ص 126؛ جامع الاصول، ابن اثیر، ج 9، ص 473، الاستیعاب، ابن عبد البر، ج 3، ص 1102و...

    [9]. تاریخ الخلفاء، السیوطی ص171، الاستیعاب، ج3، ص 41، تاریخ الاسلام، ذهبی، مجلد تاریخ الخلفاء، ص 638.

    [10]. مستدرک حاکم، ج 3،ص 135، ح 4629؛‌ سنن ترمذی، ج 5، ح 3724؛ التفسیر الکبیر، فخررازی، ج 1، ص 205؛ کفایه الطالب، ص 265، باب 62.

    [11]. مستدرک حاکم، ج 2، ص 134؛ المعجم الاوسط، ج 5، ص 445، ح :4877؛ الصواعق المحرقه، الهیتمی، ص 71؛ الجامع الصغیر،السیوطی، ج 2، ص 177، ح: 5594.

    [12].«ماورد لاحد من اصحاب رسول الله من الفضائل ماورد لعلی»، مستدرک حاکم، ج 3، ص 107، وافقه الذهبی فی تلخیصه؛ تاریخ الاسلام، مجلد تاریخ الخلفا، ص 638.

    [13]علی خیر امتی ،اعلمهم علما ،و أفضلهم حلما»، الذریة الطاهرة، ص93؛‌ مسند احمد ج5،‌ص26،‌ح: 19796و...

    [14]علی خیر من اترکه بعدی»، مواقف ایجی،ج3ص276؛‌ مجمع الزوائد، الهیثمی،‌ج9ص113.

    [15].مستدر ک حاکم نیشابوری، ج3ص122ح4597؛ تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج42ص387؛‌ مناقب خوارزمی، ص329.

    [16].
    بحار الانوار، ج 23، ص 145؛ مسند احمد، ج 3، ص 14.

    [17].سوره ی یونس
    ،35.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۱۱/۲۰ در ساعت ۱۸:۳۴
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  9. تشکرها 2


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    814
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    7 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    5
    گالری
    0



    سلام
    با سپاس فراوان جهت پاسخ گویی

    "اللهم ارزقنا توفیق شهادة فی سبیلک تحت رایة ولیک"

    پروردگارا!هر کس ماوایی جوید و تو ماوای منی و هر کس پناهگاهی جوید و تو پناهگاه منی،بشنو صدایم را و قبول کن دعایم را و قرار ده در پیشت بازگشتگاه و پاسم دار در آزمایش از تماس اهریمن به حق عظمتت

  11. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود