صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا انتصاب امامت از پدر به پسر شبیه به سیستم موروثی پادشاهی نیست ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    814
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    7 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    5
    گالری
    0

    ایا انتصاب امامت از پدر به پسر شبیه به سیستم موروثی پادشاهی نیست ؟




    سلام
    يكي از دوستان شبهه اي وارد كردند. خواهش مندم پاسخ بفرماييد
    سوال:آیا تا بحال از خود نپردسیده اید در حالیکه آموزه اصلی دین اسلام برتری تقوا و عمل صالح بر اصل و نسب است چرا ما شیعیان اعتقاد داریم که امامان ما در دوازده نسل پیاپی همگی صالح ترین و شایسته ترین افراد زمانه بوده اند حتی اگردر زمان انتصاب به امامت به سن رشد هم نرسیده باشند. آیا این آموزه بیشتر شباهت به سیستم موروثی پادشاهی ندارد؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 8
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۵/۱۷ در ساعت ۱۷:۳۸
    "اللهم ارزقنا توفیق شهادة فی سبیلک تحت رایة ولیک"

    پروردگارا!هر کس ماوایی جوید و تو ماوای منی و هر کس پناهگاهی جوید و تو پناهگاه منی،بشنو صدایم را و قبول کن دعایم را و قرار ده در پیشت بازگشتگاه و پاسم دار در آزمایش از تماس اهریمن به حق عظمتت


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ارثی بودن به معنای آن است كه به دور از هر گونه معیار اساسی و صحیح، حكومت از كسی به خاندان وی منتقل شود. در بسیاری از نظام های شاهنشاهی و سلطنتی این شیوه حكمفرما است و بر اساس آن صلاحیت های لازم جهت اداره جامعه و حكومت، به كلی از نظر دور مانده و باقی ماندن قدرت و سلطنت در یك خانواده، اصل حاكم بر همه ارزش ها و معیارها تلقّی می شود.

    بدیهی است ارثی بودن به این معنا از نظر منطقی كاملاً نادرست و باطل می باشد. بهترین گواه بر بطلان این روش، نظام های موروثی حاكم بر جهان در طول تاریخ است كه موجب سقوط و انحطاطات بسیاری گردیده است.

    يكي از دلايل قيام اباعبدالله(عليه السلام) نيز جلوگيري از موروثي شدن خلافت بود كه اين موروثي شدن آرزوى ديرين ابوسفيان بود كه گفت: «تَلَقَّفوها تَلَقُّفَ الْكُرَةِ وَلِتَصيرَنَّ الى‏ اوْلادِكُمْ وِراثَةً. أما وَالَّذى يَحْلِفُ بِهِ ابوسُفْيانَ لا جَنَّةٌ وَ لا نارٌ ...»
    خلافت را چون توپ به يكديگر پاس دهيد و آن را نزد اولاد خود به ارث نهيد. هان سوگند به آنكه ابوسفيان به او سوگند مى ‏خورد نه بهشتى در كار است و نه دوزخى‏


    معاويه اين وصيت پدرش را در زمان خودش اجرا كرد. براى اولين بار خلافت موروثى را عملى كرد كه پدرى خودش فرزند خودش را تعيين بكند و خليفه با تعيين شخص او معين شود نه با حكميت و نه حتى به دروغ ادعا كند كه خدا او را معين كرده (چون ممكن بود عده ‏اى باور و قبول كنند كه خدا يزيد را معين كرده) بلكه بگويد من معين مى‏ كنم، شما هم بايد بپذيريد[1]





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اما اينكه يك خانداني از سوي خداوند لياقت رسيدن به پيامبري يا امامت را داشته باشند چنين چيزي قبيح نيست و حكومت وراثتي را، با در نظر گرفتن قابليّت‏ها در انبياء گذشته مشاهده مي‏كنيم:

    خداوند متعال مي‏ فرمايد:
    (أمْ يَحْسُدُونَ النّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظيماً)؛[2] «يا حسد مي‏ورزند با مردم چون آنها را خدا به فضل خود بهره‏ مند نمود كه البته ما بر آل ابراهيم كتاب و حكمت فرستاديم و به آنها فرمانروايي بزرگ عطا كرديم.»

    از سوي ديگر مي‏بينيم كه برخي از انبياء، امامت يا نبوت را براي ذريه خود مي‏ خواستند كه اين، در حقيقت با دادن شايستگي به آنان از جانب خداوند متعال است.

    درباره حضرت ابراهيم(ع) مي‏ خوانيم:
    (وَ إذِ ابْتَلى إبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأتَمَّهُنَّ قالَ إنّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ إماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتى قالَ لا يَنالُ عَهْدى الظّالِمينَ)؛[3]«[بياد آر] هنگامي كه خداوند ابراهيم را به اموري چند امتحان فرمود و همه را به جاي آورد خدا به او گفت من تو را به پيشوايي خلق برگزيدم عرض كرد اين پيشوايي را به فرزندان من نيز عطا خواهي كرد؟ فرمود: عهد من هرگز به ستمكاران نمي‏رسد.»

    در اين آيه خداوند حكومت موروثي و نسبي را به طور مطلق نفي نكرده بلكه از خصوص ستمگران از ذريه حضرت ابراهيم(ع) نفي نموده است. از اين رو معلوم مي‏شود كه ذريه و نسل حضرت ابراهيم(ع) و هر پيامبر ديگري در صورتي كه ظالم نباشند، چه ظلم به خدا، چه ظلم به خلق و چه ظلم به نفس، نداشته باشند مي‏توانند مقام امامت و رهبري جامعه را به عهده گيرند.

    و نيز حضرت موسي(ع) از خداوند مي‏ خواهد كه از اهلش كسي را به عنوان وزير خود قرار دهد. خداوند متعال از قول حضرت موسي(ع) مي‏فرمايد:
    (وَ اجْعَلْ لى وَزيرًا مِنْ أهْلى هارُونَ أخى).[4]





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شیعۀ امامیه بر این اعتقاد است که برای امام شروطی از جمله: عصمت، افضل بودن، علم لدنّی و… لازم است.[5] این شرط‏ ها چیزی جز بیان لیاقت ها نیست و بیان این شرط ها از سوی امامیه خود دلیل آن است که آنان امامت را موروثی نمی دانند. بدیهی است که از این شایستگی ها تنها خداوند آگاهی دارد و خدای متعال است که با علم مطلق خود می داند، چه فردی این عصمت را حفظ کرده و شخصی را برگزیده و به او جایگاه پیشوایی می دهد:«اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ؛[6] خداوند آگاهتر است كه رسالت خویش را كجا قرار دهد!»

    بر این اساس تنها راه تعیین امام، نصّ از جانب خداوند متعال و معرّفی از جانب رسول خدا (ص) و امامان معصوم است؛ و لذا به آيه شريفه:
    (يا أيُّها الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ إلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ)[7] تمسّك مي‏ كنند كه پيامبر اكرم(ص) مأمور ابلاغ ولايت امام علي(ع) از جانب خداوند به مردم بوده است. پس در حقيقت اراده و مشيّت الهي بر نصب شخصي لايق براي امامت است كه با وحي به پيامبر(ص)، او مأمور ابلاغ است، از همين رو، آن بزرگوار بر امامت يكايك اهل بيت(ع) تصريح كرده است از این رو پس از امام حسن (ع) برادر گرامی آن حضرت امام حسین (ع) امام می شود و پس از آن حضرت، فرزندش امام سجاد (ع) در حالی که محمّد بن حنفیه برادر امام حسین (ع) هنوز زنده بود و هم چنین در بین فرزندان ائمه (ع) گاهی فرزند کوچک تر به امامت می رسید نه فرزند بزرگ تر، و این نیست مگر این که مقام امامت، یک لیاقت ذاتی را طلب می کرده و خداوند به کسانی که شایستگی این مقام والا را دارا بودند، این مقام را موهبت نموده است.

    در نتيجه امامت ، انتخابي از پيش تعيين شده بود . امام قبلي هم تنها مسئوليت معرفي امام بعدي را داشت، نه اين كه بعد از فوت امام قبلي امامت همچون منصبي اجتماعي به فرزند او اعطا و او داراي اين مقام مي شد .

    براي اطلاع بيشتر ر.ك:
    محسن خرازي، بدايه المعارف الالهيه في شرح عقائد الاماميه، ج 2، ص 111ـ 113
    عبدالرزاق فياض لاهيجي، گوهر مراد، ص 469
    شيعه‏ شناسي و پاسخ به شبهات؛ علي اصغر رضواني، ج 2، صص: 495ـ499



    [1] مجموعه ‏آثاراستاد شهيد مطهرى، ج‏25، ص: 294
    [2]
    سوره نساء، آيه 54
    [3]
    سوره بقره ، آيه 124
    [4] سوره طه، آيه 30
    [5] علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۶۸، داراحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۰۳ هـ.ق؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، باب ما جاء عن الرضا فی علامات الامام، ص ۱۹۲، منشورات اعلمی، بیروت، چاپ اول، ۱۴۰۴هـ ق؛ شیخ حر عاملی، التنبیه بالمعلوم من البرهان فی تنزیه المعصوم عن السهو و النسیان
    [6]
    سوره انعام، آيه124
    [7] سوره مائده،آيه 67






  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بر جناب پاسخگوی اعتقادی 8

    1. خداوند بر آل ابراهیم کتاب و حکمت ارسال فرموده اند و به آنها فرمانروایی عطا فرموده اند. منظور از آل ابراهیم در این آیه همانا پسران و نوادگان آن حضرت همانند یعقوب و اسحاق هستند و می دانیم که پیامبر اسلام خاتم النبیین هستند و دیگر پسران و نوادگان ایشان نمی توانند از جانب خداوند کتاب و حکمت دریافت کنند و یا از جانب خداوند فرمانروا شوند چرا که در این صورت خاتمیت پیامبر اسلام زیر سوال می رود.

    2. در قران برخی پیامبران از خداوند درخواست می کنند که برای آنها پسری عطا فرمایند تا وارث آنها باشند. از این رو نتیجه می گیریم که دختر نمی تواند وارث پیامبر باشد و در مسئله توارث پیامبری تنها مردان محق هستند و زنان در این خصوص اصلا محق نیستند.

    3. با وجودی که فرزندان ذکور پیامبر اسلام در سنین پایین از دنیا رفتند ایشان همانند پیامبر ابراهیم از خداوند درخواست فرزند پسر نفرموده اند.


  7. تشکر


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط دلتنگ مهدی (عج) نمایش پست
    سلام
    يكي از دوستان شبهه اي وارد كردند. خواهش مندم پاسخ بفرماييد
    سوال:آیا تا بحال از خود نپردسیده اید در حالیکه آموزه اصلی دین اسلام برتری تقوا و عمل صالح بر اصل و نسب است چرا ما شیعیان اعتقاد داریم که امامان ما در دوازده نسل پیاپی همگی صالح ترین و شایسته ترین افراد زمانه بوده اند حتی اگردر زمان انتصاب به امامت به سن رشد هم نرسیده باشند. آیا این آموزه بیشتر شباهت به سیستم موروثی پادشاهی ندارد؟
    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 8
    سلام

    بر خلاف نظر پاسخگو که معتقدند هیچ گونه سیستم موروثی در کار نیست بنده به شما میگویم هست و شواهد زیادی بر این مدعا وجود دارد .

    1- وجود پیوستگی امامت تا به قرن حاضر، که از امام علی ع شروع میشود تا اینکه میرسد به امام زمان ع و همین عدم منقطع شدن طی بیش از هزار سال دلیلی میشود بر یک سیستم موروثی از پیش تعیین شده .

    2-پیامبرانی بودند که ابتدا به مقام نبوت میرسیدند سپس مقام رسالت به انها واگذار میشد .نمونه قرانی اش حضرت عیسی بن مریم .
    ولی در سیستم موروثی امامت این نبوده است که وقتی فرزند پسری به دنیا می امده از همان اول به مقام امامت برسد بلکه بعد از شهادت پدر ،فرزند پسر جایگزین امامت ایشان می شده است .

    3- یکی دیگر از دلایل هم اعتقاد شیعه است برای اینکه خداوند ولایت خود را به کسی محول کند باید از ذریه پاک و با اصل و نسبی باشد و این هم یکی دیگر از دلایل است .

    در اخر و نکته مهم نه اینکه عصمت و توانایی امام موروثی بوده ،بلکه به عکس امامت ایشان موروثی بوده است نه عصمت و لیاقت ایشان و همین باعث شده ان فرد فکر کنند عصمت و لیاقت که یکی از شروط مورد نیاز رسیدن به امامت است موروثی و به دنبال این صفت ارثی ،امامت هم ارثی بوده است .
    ویرایش توسط *zohreh* : ۱۳۹۱/۰۵/۲۲ در ساعت ۱۷:۳۹
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Lachini نمایش پست
    سلام بر جناب پاسخگوی اعتقادی 8

    1. خداوند بر آل ابراهیم کتاب و حکمت ارسال فرموده اند و به آنها فرمانروایی عطا فرموده اند. منظور از آل ابراهیم در این آیه همانا پسران و نوادگان آن حضرت همانند یعقوب و اسحاق هستند و می دانیم که پیامبر اسلام خاتم النبیین هستند و دیگر پسران و نوادگان ایشان نمی توانند از جانب خداوند کتاب و حکمت دریافت کنند و یا از جانب خداوند فرمانروا شوند چرا که در این صورت خاتمیت پیامبر اسلام زیر سوال می رود.

    2. در قران برخی پیامبران از خداوند درخواست می کنند که برای آنها پسری عطا فرمایند تا وارث آنها باشند. از این رو نتیجه می گیریم که دختر نمی تواند وارث پیامبر باشد و در مسئله توارث پیامبری تنها مردان محق هستند و زنان در این خصوص اصلا محق نیستند.

    3. با وجودی که فرزندان ذکور پیامبر اسلام در سنین پایین از دنیا رفتند ایشان همانند پیامبر ابراهیم از خداوند درخواست فرزند پسر نفرموده اند.

    با سلام خدمت شما و عرض ادب

    ذكر اين آيات بيانگر اين مطلب بود كه صرفا اگر حجت خداوند بعد از پدر به فرزند برسد يا اينكه در نسلي ادامه داشته باشد از ديدگاه قرآن و روايات مشكلي ندارد و آنچه در موروثي بودن ناپسند است صرف جانشيني بدون هيچ معيار و ملاكي است نه اينكه هر نوع جانشيني ناپسند باشد و در امامت امامان شيعه(عليهم السلام) نيز شخص امام از سوي خدا انتخاب مي شود و امام افضل زمان خود است و اين با نظام هاي موروثي تفاوت بسياري دارد.

    متأسفانه به جهت اشتباه در فهم عقايد شيعه اماميه گروهي از اهل سنت از روي جهل يا كينه‏توزي شيعه را متهم نموده‏اند كه امامت را موروثي مي‏داند، از اين رو امامت و جانشيني پيامبر(صلي اله عليه و آله) را در ذريه پيامبر(صلي اله عليه و آله) خلاصه مي‏كند.

    عبدالقاهر بغدادي مي‏گويد:
    «اكثر اماميه بر اين باورند كه امامت موروثي است.»[1]

    ابوالحسن ندوي مي‏گويد:
    «بديهي است كه ديدگاه داعي اوّل و فرستاده او كه حامل رسالت اوست در مورد حكومت، با ديدگاه ساير حكومت‏ ها و فاتحان و جنگ‏جويان و رهبران سياسي، و حكمرانان مادي‏گرا در طبيعت، ذوق، روش، عمل، مقصد، نتيجه، فرق فاحش داشته باشند... . محور تلاش‏ه اي حاكمان و فاتحان شهرها و رهبران عالم، كه طمع سيطره بر جهان را دارند و نيز عالي‏ ترين هدف آنان برپايي كشوري خاص است، تأسيس حكومتي موروثي است. اين حقيقتي آشكار در طول تاريخ است... .»

    در آخر از كلام خود نتيجه مي‏ گيرد كه:
    «عقيده شيعه اماميه در مسئله امامت و خلافت با اهداف خدا و رسول او سازگاري ندارد؛ كه همان حكومت موروثي است.»[2]

    آوردن آيات اشاره به اين مطلب دارد كه از ديدگاه قرآن نيز خلافت الهي در ذريه برخي از پيامبران وجود داشته و اين به خاطر ويژگي هاي آن ها بوده است و اهل سنت طبق اين مبنا نمي توانند به شيعيان نقدي داشته باشند در حاليكه كتب اهل سنت نيز حاوي احاديثي است كه خلافت را منحصر در قبيله خاصي مي كند:
    جابر بن سمره مي‏گويد:
    «با پدرم محضر رسول خدا رسيديم، شنيديم كه فرمود: اين امر ـ دنيا ـ تمام نمي‏شود تا آن كه دوازده خليفه بر آنان حكومت كنند. آن‏گاه سخني فرمود كه بر من مخفي شد، به پدرم عرض كردم: رسول خدا(ص) چه فرمود؟ پدرم در جواب گفت: رسول خدا(ص) فرمودند: همه آنان از قريشند.»[3]


    [1] اصول الدين، ص 285
    [2] صورتان متضادتان، ص 12ـ13
    [3] صحيح مسلم، ج 2، ص 3، كتاب الاماره، باب: «الناس تبع لقريش و الخلافة لقريش».



  10. تشکر


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    سلام

    بر خلاف نظر پاسخگو که معتقدند هیچ گونه سیستم موروثی در کار نیست بنده به شما میگویم هست و شواهد زیادی بر این مدعا وجود دارد .

    1- وجود پیوستگی امامت تا به قرن حاضر، که از امام علی ع شروع میشود تا اینکه میرسد به امام زمان ع و همین عدم منقطع شدن طی بیش از هزار سال دلیلی میشود بر یک سیستم موروثی از پیش تعیین شده .

    2-پیامبرانی بودند که ابتدا به مقام نبوت میرسیدند سپس مقام رسالت به انها واگذار میشد .نمونه قرانی اش حضرت عیسی بن مریم .
    ولی در سیستم موروثی امامت این نبوده است که وقتی فرزند پسری به دنیا می امده از همان اول به مقام امامت برسد بلکه بعد از شهادت پدر ،فرزند پسر جایگزین امامت ایشان می شده است .

    3- یکی دیگر از دلایل هم اعتقاد شیعه است برای اینکه خداوند ولایت خود را به کسی محول کند باید از ذریه پاک و با اصل و نسبی باشد و این هم یکی دیگر از دلایل است .

    در اخر و نکته مهم نه اینکه عصمت و توانایی امام موروثی بوده ،بلکه به عکس امامت ایشان موروثی بوده است نه عصمت و لیاقت ایشان و همین باعث شده ان فرد فکر کنند عصمت و لیاقت که یکی از شروط مورد نیاز رسیدن به امامت است موروثی و به دنبال این صفت ارثی ،امامت هم ارثی بوده است .
    با سلام خدمت شما

    براي دانستن عقيده يك گروه بايد به منابع ديني و اقوال آن ها رجوع كنيد تا ديدگاه آن ها روشن شود. از دیدگاه شیعه امامیه، راه اصلی و اساسی در تعیین امام، نص شرعی است و معجزه، جنبه ثانوی داشته و مخصوص موارد استثنایی و ویژه است؛ زیرا قرآن و سنت، به عنوان دو سند معتبر شرعی در دسترس مسلمانان است و امامت - با توجه به اهمیت و جایگاه برجسته ای که دارد- بدون شک در کتاب و سنت مورد اهتمام قرار گرفته است. از این رو با وجود نصوص قرآنی و روایی در این باره، معجزه به عنوان راه ضروری تعیین امام، مطرح نخواهد بود و به موارد خاص اختصاص خواهد داشت. بر خلاف نبوت که در آن، معمولاً نص معتبر و گویا در دسترس نیست، و معجزه، اساسی ترین راه اثبات آن به شمار می رود.[1]

    شيعيان عقيده دارند امامان آن ها از سوي خداوند متعال برگزيده شده اند و ملاك هايي كه براي هدايت بشر لازم است در ائمه (عليهم السلام) وجود داشته است.در واقع شيعيان مطيع نص هستند نه اينكه صرفا تا يك امام از دنيا برود بگويند پسرش جانشين او شود بلكه عقيده دارند كه خداوند آن ها را از پيش تعيين كرده است و پيامبر و ائمه(عليهم السلام) از قبل تعداد و نام آن ها را بيان كرده اند.

    خداى تعالى مى فرمايد:

    (وَما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا);[2]
    آن چه را پيامبر آورده بگيريد و از آن چه شما را نهى فرموده بپرهيزيد.

    و نيز مى فرمايد:

    (وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْيٌ يُوحى);[3]
    او طبق هواى نفس خويش سخن نمى گويد مگر آن كه آن سخن وحى الاهى است.

    بر اساس اين آيات روشن است كه قول، فعل و تقرير حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله حجّت است، و هر آن چه رسول خدا
    صلى الله عليه وآله انجام مى دهد نه به خواست خود، بلكه مطابق اراده و فرمان خداى تعالى است.

    رسول خدا صلى الله عليه وآله در مورد نصب امام مى فرمايد:
    إنّ الأمر إلى الله [لله] يضعه حيث يشاء;[4]
    همانا امر به دست خداوند است.

    در مورد اينكه جانشيني از پدر به پسر نيز ملاك بد بودن سيستم موروثي را توضيح داديم كه ارثی بودن به معنای آن است كه به دور از هر گونه معیار اساسی و صحیح، حكومت از كسی به خاندان وی منتقل شود. در بسیاری از نظام های شاهنشاهی و سلطنتی این شیوه حكمفرما است و بر اساس آن صلاحیت های لازم جهت اداره جامعه و حكومت، به كلی از نظر دور مانده و باقی ماندن قدرت و سلطنت در یك خانواده، اصل حاكم بر همه ارزش ها و معیارها تلقّی می شود.
    بدیهی است ارثی بودن به این معنا از نظر منطقی كاملاً نادرست و باطل می باشد.


    [1]امامت در بينش اسلامي ، ص285 ،نويسنده:علي رباني گلپايگاني ، قم:موسسه بوستان كتاب ،انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ، چاپ سوم ، 1390
    [2] سوره حشر: آيه 7.
    [3] سوره نجم: آيه 3 ـ 4.
    [4] الثقات (ابن حبان): 1 / 90; الإصابة: 1 / 52; الكامل في التاريخ: 2 / 93; تاريخ الإسلام: 1 / 286; البداية والنهاية: 3 / 171; السيرة النبوية (ابن هشام): 2 / 289.



  12. تشکرها 2


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 8 نمایش پست
    با سلام خدمت شما
    براي دانستن عقيده يك گروه بايد به منابع ديني و اقوال آن ها رجوع كنيد تا ديدگاه آن ها روشن شود. از دیدگاه شیعه امامیه، راه اصلی و اساسی در تعیین امام، نص شرعی است و معجزه، جنبه ثانوی داشته و مخصوص موارد استثنایی و ویژه است؛ زیرا قرآن و سنت، به عنوان دو سند معتبر شرعی در دسترس مسلمانان است و امامت - با توجه به اهمیت و جایگاه برجسته ای که دارد- بدون شک در کتاب و سنت مورد اهتمام قرار گرفته است. از این رو با وجود نصوص قرآنی و روایی در این باره، معجزه به عنوان راه ضروری تعیین امام، مطرح نخواهد بود و به موارد خاص اختصاص خواهد داشت. بر خلاف نبوت که در آن، معمولاً نص معتبر و گویا در دسترس نیست، و معجزه، اساسی ترین راه اثبات آن به شمار می رود.[1]

    شيعيان عقيده دارند امامان آن ها از سوي خداوند متعال برگزيده شده اند و ملاك هايي كه براي هدايت بشر لازم است در ائمه (عليهم السلام) وجود داشته است.در واقع شيعيان مطيع نص هستند نه اينكه صرفا تا يك امام از دنيا برود بگويند پسرش جانشين او شود بلكه عقيده دارند كه خداوند آن ها را از پيش تعيين كرده است و پيامبر و ائمه(عليهم السلام) از قبل تعداد و نام آن ها را بيان كرده اند.
    سلام

    معجزه که نمیتواند نقشی داشته باشد در قران هم که به وضوح و اشکار اشاره به امامت بعد از پیامبر نشده است .اگر سنت هم میتوانست امامت بعد از خود را تایید کند که اسلام این همه فرقه و انشعابات مختلف نداشت .از کجا معلوم امامی که ، بعد از امام قبل ، به مقام امامت میرسد واجد شرایط رسیدن به امامت بوده است ؟؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 8 نمایش پست
    با سلام خدمت شما

    شيعيان عقيده دارند امامان آن ها از سوي خداوند متعال برگزيده شده اند و ملاك هايي كه براي هدايت بشر لازم است در ائمه (عليهم السلام) وجود داشته است.در واقع شيعيان مطيع نص هستند نه اينكه صرفا تا يك امام از دنيا برود بگويند پسرش جانشين او شود بلكه عقيده دارند كه خداوند آن ها را از پيش تعيين كرده است و پيامبر و ائمه(عليهم السلام) از قبل تعداد و نام آن ها را بيان كرده اند.

    خداى تعالى مى فرمايد:

    (وَما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا);[2]
    آن چه را پيامبر آورده بگيريد و از آن چه شما را نهى فرموده بپرهيزيد.

    و نيز مى فرمايد:

    (وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْيٌ يُوحى);[3]
    او طبق هواى نفس خويش سخن نمى گويد مگر آن كه آن سخن وحى الاهى است.

    بر اساس اين آيات روشن است كه قول، فعل و تقرير حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله حجّت است، و هر آن چه رسول خدا
    صلى الله عليه وآله انجام مى دهد نه به خواست خود، بلكه مطابق اراده و فرمان خداى تعالى است.

    رسول خدا صلى الله عليه وآله در مورد نصب امام مى فرمايد:
    إنّ الأمر إلى الله [لله] يضعه حيث يشاء;[4]
    همانا امر به دست خداوند است.

    در مورد اينكه جانشيني از پدر به پسر نيز ملاك بد بودن سيستم موروثي را توضيح داديم كه ارثی بودن به معنای آن است كه به دور از هر گونه معیار اساسی و صحیح، حكومت از كسی به خاندان وی منتقل شود. در بسیاری از نظام های شاهنشاهی و سلطنتی این شیوه حكمفرما است و بر اساس آن صلاحیت های لازم جهت اداره جامعه و حكومت، به كلی از نظر دور مانده و باقی ماندن قدرت و سلطنت در یك خانواده، اصل حاكم بر همه ارزش ها و معیارها تلقّی می شود.
    بدیهی است ارثی بودن به این معنا از نظر منطقی كاملاً نادرست و باطل می باشد.
    امام قبلی ، امام بعد از خود را که فرزندش محسوب میشده تایید میکرده است .اینطور نبوده که از بین مردم امام را انتخاب و جانشین خود کند .بنده در پست قبلیم نوشتم که امام با توجه به قابلیتهای خود امام میشده و در کل نظرم این است یک سیستم موروثی بوده که معیارهای انتخاب درست در ان دخیل بوده . برعکس سیستم بدی که شما از ان تعریف کردید .
    اتفاقا هیچ اشکالی هم به ان وارد نیست .

    انتصاب پیامبران هم از طرف خداوند بوده است ولی چرا در موقع انتصاب امام هیچ راه دیگری به غیر از اینکه قول امام را برای تایید امام بعدی قبول کنیم نداریم؟؟
    ویرایش توسط *zohreh* : ۱۳۹۱/۰۶/۰۲ در ساعت ۱۲:۱۸
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 8 نمایش پست
    اما اينكه يك خانداني از سوي خداوند لياقت رسيدن به پيامبري يا امامت را داشته باشند چنين چيزي قبيح نيست و حكومت وراثتي را، با در نظر گرفتن قابليّت‏ها در انبياء گذشته مشاهده مي‏كنيم:

    خداوند متعال مي‏ فرمايد:
    (أمْ يَحْسُدُونَ النّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظيماً)؛[2] «يا حسد مي‏ورزند با مردم چون آنها را خدا به فضل خود بهره‏ مند نمود كه البته ما بر آل ابراهيم كتاب و حكمت فرستاديم و به آنها فرمانروايي بزرگ عطا كرديم.»

    از سوي ديگر مي‏بينيم كه برخي از انبياء، امامت يا نبوت را براي ذريه خود مي‏ خواستند كه اين، در حقيقت با دادن شايستگي به آنان از جانب خداوند متعال است.

    درباره حضرت ابراهيم(ع) مي‏ خوانيم:
    (وَ إذِ ابْتَلى إبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأتَمَّهُنَّ قالَ إنّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ إماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتى قالَ لا يَنالُ عَهْدى الظّالِمينَ)؛[3]«[بياد آر] هنگامي كه خداوند ابراهيم را به اموري چند امتحان فرمود و همه را به جاي آورد خدا به او گفت من تو را به پيشوايي خلق برگزيدم عرض كرد اين پيشوايي را به فرزندان من نيز عطا خواهي كرد؟ فرمود: عهد من هرگز به ستمكاران نمي‏رسد.»

    در اين آيه خداوند حكومت موروثي و نسبي را به طور مطلق نفي نكرده بلكه از خصوص ستمگران از ذريه حضرت ابراهيم(ع) نفي نموده است. از اين رو معلوم مي‏شود كه ذريه و نسل حضرت ابراهيم(ع) و هر پيامبر ديگري در صورتي كه ظالم نباشند، چه ظلم به خدا، چه ظلم به خلق و چه ظلم به نفس، نداشته باشند مي‏توانند مقام امامت و رهبري جامعه را به عهده گيرند.

    و نيز حضرت موسي(ع) از خداوند مي‏ خواهد كه از اهلش كسي را به عنوان وزير خود قرار دهد. خداوند متعال از قول حضرت موسي(ع) مي‏فرمايد:
    (وَ اجْعَلْ لى وَزيرًا مِنْ أهْلى هارُونَ أخى).[4]



    دوست عزیز سلام

    قبل از اینکه پست شما را بخوانم می دانستم به چه طریقی می خواهید این سوال را پاسخ دهید

    تنها برای شما می توانم یک لبخند داشته باشم

    امیدوارم خداوند همه مارو هدایت کنه
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود