جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: درس هائی در باب معرفت نفس(مهم)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    815
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    59 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    درس هائی در باب معرفت نفس(مهم)




    بسمه تعالی
    در این تاپیک درسهائی در باب نافع ترین معارف أعنی معرفت نفس توسط کارشناسان انجمن اخلاق و عرفان خدمت مشتاقان کمال و سیر و سلوک تقدیم می گردد ،امید که مورد توجه حق تعالی قرار گیرد.




    دوستان و کاربران گرامی لطفا در این تاپیک فقط در صورتی که سوال داشتند، پست بزنند و اظهار نظر را در تاپیک های دیگر داشته باشند تا رشته مباحث بریده نشود. از حسن توجه همه دوستان کمال تشکر را دارم.
    ویرایش توسط استاد : ۱۳۹۱/۰۵/۱۲ در ساعت ۰۰:۴۰
    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ،كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ-سوره مبارکه صف-آیه 2 و 3


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    166
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    3 روز 4 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام و ادب خدمت همه دوستان خوب و بزرگوارم
    ممکن است این سوال پیش بیاید که مباحث مربوط به معرفت نفس از کی در عرفان اسلامی مطرح شده است؟
    در جواب این سوال گوئیم:
    جستجو در امت ها و دقت در سنت‏ها و تجزيه و تحليل عقايد و رفتار آنان، نشان مى دهد،كه اشتغال به معرفت نفس به منظور حصول آثار عجيب آن، با همه اختلافاتى كه در طرق آنهاست، در بين همه امّت‏ها مانند برهمنى، بودايى، مانوى، مجوسى، يهودى، مسيحيت و اسلام رواج داشته، و از كارهاى نفيس و پرارزشى به شمار مى رفته است. و از قديم به گرانترين قيمت و صرف نفيس‏ترين اوقات در يافتن معرفت نفس مى‏كوشيده‏اند تا جائي كه براى بدست آوردن معرفت نفس و تحصيل آثار آن نهضت‏هاى عميق و ريشه‏دارى در همه آنهاوجود دارد.
    اما در اين ميان، معرفت نفس، در فرهنگ اسلام از اهميت بيشتري برخوردار بوده است‌ تا جائي که هرگاه صحبت از معرفت و شناخت حق سبحانه وتعالي به میان آید معرفت‌ نفس‌ نیز مطرح می‌گردد. كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله و سلم فرمود: «من عرف نفسه فقد عرف ربه»(1) يعني هركس خود را شناسد خداي خويش را شناخته است.
    در فرهنگ اسلامي، به قدری تاکید بر معرفت نفس شده که به نظر می‌رسد برای هیچ دستوری به این اندازه سفارش و تاکید نشده‌ است و انسان وظیفه‌ای مهمتر از خودشناسي و خودسازي ندارد و وظایف و تكاليف دیگر انسان مبتني بر اين معرفت است.
    دركتاب غرر الحكم روايات متعددي از حضرت على (ع) در ضرورت معرفت نفس نقل شده است كه از جمله آنها اين دو روايت است:
    فرمود: در شگفتم از كسى كه خود را نشناخته چگونه مى‏تواند پروردگار خود را بشناسد.(2)
    و نيز فرمود: جاهل به نفس خود مباش، زيراكسى كه جاهل به نفس خود باشد در حقيقت به همه چيز جاهل است(3)
    پينوشتها:
    1-بحار الأنوار، ج‏2، ص32
    2-غررالحکم / ص،۵۷۵
    3-غررالحکم /ص565

    ویرایش توسط اویس : ۱۳۹۱/۰۵/۱۲ در ساعت ۰۳:۰۳
    ابديت از آن توست خود را هرگز فراموش مكن


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    166
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    3 روز 4 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اولین و مهمترین دستور العمل خودشناسی و معرفت نفس دستور العمل تفکر است
    اگر توفیق رفیق آدمی شود و انسان بتواند یک دوره قرآن کریم را برای استخراج آیاتی
    که خداوند در آنها انسان را به تفکر و تعقل و تدبر در آیاتش توصیه نموده است، قرائت
    کند خواهد دید تعداد آیاتی که انسان به تفکر و تعقل امر شده است بسیار چشمگیر و
    زیاد است. تفکر و تامل در آیات الهی خصوصا تفکر در مورد نفس و شئون شگفت آورش موجب خروج از عادات و تولدی دیگر می شود. تفکر در اینکه به راستی ما که هستیم؟ و از کجا آمده ایم؟ و به چه غایت و هدف آمده ایم؟ و علت خلقت این همه عوالم بیکران برای آدمی چیست؟ و به چه منظور برای انسانی که شریف ترین موجودات است این همه آیات و حقایق آفریده شده است؟ قرار است انسان با وجود این همه اسرار و حقایق بیکران به چه افقی سوق داده شود؟ به راستی اگر نه این است که عقل انسان برای قرائت کتاب علم انباشته روی هم آفریده شده است پس به راستی چرا بیشترین دستور العمل انسان سازی در قرآن به تفکر و تعقل اختصاص یافته است؟
    ای عزیز! برای تو که دغدغه خودسازی و خودشناسی را در سر داری و چون تشنه ای به هر نقطه ای سری میزنی تا از آب زلال معرفت نفس خویشتن جرعه ای بنوشی میگویم که از تفکر در نهاد و اسرار وجودی نفس خویش غافل مشو!
    تفکر میتواند تو را به آب حیات جوشان معرفت الهی رهنمون سازد به شرط آنکه آداب تفکر را خوب بدانی و آنگونه که شایسته است عاملش باشی، چرا که بین تعقل و
    تخیل تفاوت بسیاراندکی است و انسان چه بسا ساعتی را برای تفکر و تعقل در خلوتی
    بنشیند اما حاصل خلوتش جز تخیل و سفر در خاطرات گذشته و مرور حرفها و کارهای آینده و گذشته خود و دیگران نباشد. این تخیلات نه تنها کمکی برای معرفت نفس نمی کند بلکه او را از تعقل و تامل در حقایق باز می دارد چرا که تعقل با تعلق سازگاری ندارد
    .
    اگر خواننده گرامی مایل به شنیدن مطالبی بیشتر در این باره بود اعلام فرماید در غیر این صورت سکوت خود بهتر از هر کلامی بیانگر ناگفته هاست.

    ویرایش توسط اویس : ۱۳۹۱/۰۶/۰۵ در ساعت ۲۰:۴۲
    ابديت از آن توست خود را هرگز فراموش مكن


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    166
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    3 روز 4 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عباداتتان
    از جمله آداب تفکری صحیح برای مشاهده اسرار و حقایق عالم، آن است که محیطی خلوت و بدون مزاحمت را در دل تاریکی شب برگزینیم یعنی ساعتی از شب را که هیچ سر و صدایی ما را مشغولمان نمی کند و کسی از حال ما خبردار نمی شود در گوشه تنهایی خود بنشینیم. ساعتی که در اعتدال کامل باشیم، ساعتی که مقداری استراحت کرده و خسته و نیازمند به خواب نباشیم، ساعتی که نه خیلی سیر باشیم که پری شکم ما را به خود مشغول سازد و نه گرسنگی ما را از توجه به وحدت باز دارد، باید تمامی اسباب راحتی جسم و روان در آن ساعت فراهم شود حتی گرما یا سرما مانع از توجه انسان به عالم معقولات می شود خلاصه آنکه باید محیطی معتدل را برای عدم اشتغال نفس و بدن اختیار کرد.
    جناب بوعلی سینا در فصل اوّل نمط سوم كتاب اشاراتش و نیز در آخر فصل نخستين مقاله نخستين فن ششم کتاب شفایش دستور العمل تفکر را اینچنین بیان نموده است که عبارتش را برایتان نقل به ترجمه میکنم.
    «خويشتن را چنين پندار كه: تمام اندام تندرست و خردمند، چشمها بسته و انگشتان گشاده، دستها و پاها باز و دور از بدن و از يكديگر، در هوايى كه اندازه گرمى آن با گرمى تنت برابر، در فضايى آرام و خاموش كه نه به چيزى وابستهاى و نه بر چيزى ايستاده، به يكبارگى آفريده شدى، و در آنگاه تنها به بود خودت آگاهى و جز آن از همه چيز ناآگاه.»
    ویرایش توسط اویس : ۱۳۹۱/۰۶/۱۷ در ساعت ۰۰:۰۹
    ابديت از آن توست خود را هرگز فراموش مكن


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    166
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    3 روز 4 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جناب بوعلی سینا در عبارت فوق در حقیقت در صدد اثبات روح انسانی یا همان نفس ناطقه است و میخواهد با یک دلیل کاملا تجربی و همه فهم این مطلب را اثبات کند که بدن غیر از نفس است.
    اگر در فلسفه اثبات شود که ما نفسی مجرد داریم اثبات بسیاری از مباحث اعتقادی ما در شریعت همچون وجود معاد و قیامت برای انسانها کار دشواری نخواهد بود چرا که همه این مطالب مبتنی بر وجود نفسی مجرد است.
    در حقیقت اثبات نفس و تجرد آن به منزله پی و بنیان ساختمان است که اگر درست نهاده شود به همراه خود تصدیق به بسیاری از اصول شریعت را به دنبال خواهد داشت.
    در حقیقت توجه به گوهر نفسی مجرد در وجودمان اولین پله معرفت نفس و خودشناسی است.
    لذا جناب شیخ از طریق دستور العمل تفکر و پیشنهاد یک تجربه کاملا ساده این مطلب را برای همگان اثبات میکند که وجود نفس مجرد در ما امری بدیهی و روشن است.
    بدین بیان که می گوید فضایی معتدل را برای خود مهیا کن که هیچ چیزی از بیرون تو را به خود مشغول نکند و نیز درد و رنجی از ناحیه جسم و خستگی و خواب آلودگی و گرما و سرمایی هم نباشد که تو را منصرف و متوجه بدنت نماید، چشمهایت را ببند و تصور کن به یکبارگی با این میزان عقل و شعوری که داری متولد شده ای و هیچ شناختی از اعضا و جوارهت نداری و آنها را تا تاکنون ندیده ای. در آن حال خواهی دید اگر چه از همه اعضا و جوارحت غافلی و توجهی بدانها نداری اما در عین حال نمیتوانی از یک حقیقت بی خبر و بی توجه باشی و آن همان ذات توست که از آن به «من» تعبیر میکنی.
    این توجهت در آن حال به گوهر نفست به نام «من» و غفلت و بی توجهی ات نسبت به بدن و اعضا و جوارحت، خود بهترین دلیل بر مغایرت نفس و بدن است.

    ویرایش توسط اویس : ۱۳۹۱/۰۶/۱۷ در ساعت ۰۰:۱۲
    ابديت از آن توست خود را هرگز فراموش مكن


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    166
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    3 روز 4 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    همچنان كه قبلا به عرض محضر رسانديم بين تفكر با تخيل خط بسيار باريكي است كه همين خط باريك فاصله بين تعقل با تعلق را ايجاد ميكند.
    ايجاد كردن محيطي خلوت براي توجه به حقيقت خويشتن و پرده برداري از اسرار آن حقيقت پنهان، همان تعقل است كه هرگز با مرور خاطرات روزانه و آمال و آرزوها و برنامه ريزي هاي ما براي آينده سازگاري ندارد. چرا كه اولي تعقل است كه وحدت و تمركز قلبي را ميطلبد در حالي كه دومي تخيل است و با كثرات و غرق شدن در انبوه اشكال و صور مناسبت دارد و از آنجا كه وحدت با كثرت سازگار نيست تعقل با تعلق نيز سازگاري ندارد.
    براي فهم بهتر اين معنا كافي است لحظه اي را به ياد آوريد كه براي حل يك مساله سنگين رياضي در اتاقي خلوت ميرويد كه مبادا سر و صدايي شما را از حل معادله رياضي باز دارد. حل مساله رياضي تفكر را مي طلبد و تفكر نيازمند به وحدت و خلوت است لذا سر و صدا و هر نوع دل مشغولي كه با كثرات مناست دارد مزاحم تفكر و حل مساله رياضي مي باشد. اينجاست كه مي گويند تفكر در مقابل تخيل است و تعقل و تفكر با تخيل و تعلق سازگاري ندارد.
    نه تنها سر و صدا مزاحم حل مساله رياضي است بلكه هر چيزي كه نشاني از كثرت و اشتغال ذهن داشته باشد مزاحم تفكر مي باشد؛ مثلا يك سردرد و يا گرما و سرماي بيش از اندازه و يا ناراحتي از يك اتفاق مي تواند مانع از تفكر شود.
    به همين خاطر در ساعتي كه ميخواهيم در مورد حقيقت خويشتن به تفكر بنشينيم مي بايست محيطمان را از مزاحمت كثرات و اشتغالات گوناگون خالي كنيم. بايد سعي كنيم در مورد كارهايي كه در طي روز انجام داده ايم و يا در مورد كارهايي كه در روزهاي ديگر ميخواهيم انجام دهيم ذهنمان را مشغول نكنيم و به ياد آنچه ديده ايم يا شنيده ايم نيفتيم بلكه ذهنمان را به يك نقطه وحدت متمركز كنيم و غرق در اينگونه سوالات شويم:

    ویرایش توسط اویس : ۱۳۹۱/۰۶/۱۷ در ساعت ۰۰:۱۵
    ابديت از آن توست خود را هرگز فراموش مكن


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    166
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    3 روز 4 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من كيستم؟ من كجا بودم؟ من كجا هستم؟ من به كجا مى روم؟ چرا آمده ام؟چرا گاهی شاد و گاهى ناشادم، چرا از أمرى خندان و از امري ديگر گريانم؛ شادی چيست؟ اندوه چيست؟ خنده چيست؟ گريه چيست؟
    می بينم، می شنوم، حرف میزنم، حفظ می كنم، ياد می گيرم، فراموش می شود، ضبط می شود، احساسات گوناگون دارم، ادراكات گوناگون دارم، میبويم، می جويم، می پويم، ردّ می كنم، طلب می كنم؛ اينها چيست؟ چرا اين حالات به من دست می دهد، از كجا می آيد؟ و چرا می آيد؟ كيست اين معمّا را حلّ كند؟!
    چرا خوابم می آيد؟ خواب چيست؟ تشنه میشوم آب میخواهم تشنگی چيست؟ آب چيست؟ خواب مى بينم خواب ديدن چيست؟ بيدار مى شوم بيدارى چيست؟ چرا بيدار میشوم؟ چرا خوابم میآيد؟ نه آن از دست من است و نه اين!
    اين كيست كه اينجا نشسته است؟ نطفه بود و رشد كرد و بدين صورت درآمد. آن نطفه از كجا بود؟ چرا به اين صورت درآمد؟ صورتى حيرت آور در آن نطفه چه بود تا بدين جا رسيد؟ در چه كارخانه اى صورتگرى شد و صورتگر چه كسى بود؟ آيا موزونتر از اين اندام و صورت می شد يا بهتر از اين و زيباتر از اين نمی شد؟ اين نقشه از كيست؟ و خود آن نقاش چيره دست كيست؟
    وانگهی نقاشی را از كجا آموخته و چگونه بر آبی به نام نطفه اين چنين صورتگرى كرد؟ آن هم صورت و نقشهاى كه اگر بنا و ساختمان آن، و غرفه ها و طبقات اتاقهاى آن، و قوا و عمّال وى، و ساكنان در اتاقها و غرفه هايش، و دستگاه گوارش و بينش، و طرح نقشه و پياده شدن آن، و عروض احوال و اطوار و شؤون گوناگون آن شرح داده شود هزاران هزار و يكشب می شود ولی آن افسانه است و اين حقيقت؟! و و و
    به حول و مشيت الهي اين نوشتار ادامه دارد...
    ویرایش توسط اویس : ۱۳۹۱/۰۶/۱۷ در ساعت ۰۰:۲۱
    ابديت از آن توست خود را هرگز فراموش مكن


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    166
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    3 روز 4 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در ادامه موضوع معرفت نفس و تفکر باید بگویم
    ممکن است این سوال در ذهن خواننده گرامی پیش آید که فایده طرح این سوالات چیست؟ خصوصا آنکه عموما ما غالبا جمع همه این سوالات را با یک کلمه جواب میدهیم و میگوییم «همه اینها از خداست» و بدین ترتیب خود را قانع نموده و از اختصاص وقت به تفکر در این امور صرف نظر میکنیم. در حالی که غرض اصلی تفکر اتفاقا این است که نگاهی دوباره به خود و جهان پیرامونمان داشته باشیم و با تامل و تحلیلی عمیق تر به شناخت خود برسیم.
    لذا برای رسیدن به این مهم لازم و ضروری است که ابتدا تمامی آنچه را که یک عمر در ذهن خود اندوخته ایم و در خانه و مدرسه واجتماع آنها را آموخته ایم فراموش نموده و ذهن خود را از هرگونه کلمه و لفظ و معنایی خالی کنیم. یعنی فرض کنیم که هیچ نمیدانیم و هیچ کلمه ای را در ذهن نداریم هیچ چیزی تاکنون نشنیده وهیچ صورتی را در عمر خود ندیده ایم. در این حالت باید فرض کنیم که چون نوزادی که تازه به دنیا آمده است هیچ چیز از این عالم نمیدانیم حتی نسبت به نزدیکترین افراد خانواده خود نیز بی اطلاعیم و آنها را نمیشناسیم باید فرض کنیم با این میزان شعور و درکی که داریم نه به تدریج، بلکه به ناگاه و یکبارگی، متولد شده ایم. یعنی مثلا با قوت عقل جوانی بیست ساله متولد شده ایم اما هیچ چیزی را تاکنون ندیده ونشنیده ایم. تصویر چنین حالتی موجب می شود که انسان به آستانه خروج از عادت برسد و همه غرض از تفکر نیز این است که انسان از عادات روزمره به درآید و با نگاهی عمیق تر به خود و جهان پیرامونش نظر کند.

    ابديت از آن توست خود را هرگز فراموش مكن


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    166
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    3 روز 4 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برای رسیدن به آستانه خروج از عادات در حالت تفکر می بایست صادارات و واردات خود را در طی روز زیر ذره بین قرار دهیم یعنی می بایست همه آنچه را که بواسطه حرف زدن از ما به بیرون از خودمان صادر می شود و همه آنچه را که بواسطه شنیدن و دیدن و خوردن و لمس کردن در درونمان وارد میشود خوب بپائیم و حضور و مراقبتمان را در طی روز از انجام آنچه ناشایست صعود نفسانیمان است بیشتر نمائیم.
    به طور کلی سکوت و کمتر حرف زدن تاثیر فراوانی در ایجاد زمینه ای مناسب برای تعقل در نیمه شب دارد چرا که هر چه اشتغال نفس در طی روز به کثرات بیشتر باشد و بدانها انس بیشتری یابد تفکر و تعقل و رسیدن به نقطه وحدت در دل شب برایش سخت تر خواهد بود. نه تنها سکوت بلکه باز داشتن و جلوگیری نفس از انجام هر کار غیر ضروری مانند رفتن به مکانهای مختلف صرفا برای وقت گذرانی و یا دیدن بسیاری از فیلمها و برنامه های تلوزیونی صرفا برای تفریح و سرگرمی به نوبه خود میتواند تاثیر فراوانی در عدم انس نفس انسانی با عالم وحدت و عدم ایجاد تفکر و تعقلی در خور شایسته خواهد داشت. لذا هر چه اشتغال نفس به کثرات کمتر باشد زمینه برای ورود وی به عالم معقولات بیشتر خواهد بود چرا که تعقل با تعلق سازگاری ندارد.

    ابديت از آن توست خود را هرگز فراموش مكن


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود