جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اصحاب «رس» چه كساني بودند و عاقبتشان چه شده است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اصحاب «رس» چه كساني بودند و عاقبتشان چه شده است؟




    سلام
    اصحاب «رس» چه كساني بودند و عاقبتشان چه شده است؟
    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۵/۱۹ در ساعت ۰۵:۱۷
    يارب نظر تو برنگردد

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پست جمع بندی

    پرسش:
    اصحاب «رس» چه كسانی بودند و عاقبت شان چه شده است؟

    پاسخ:
    در قرآن در دو مورد سخن از اصحاب الرسّ به میان آمده، نخست در آیه 12 سوره ق، كه از تكذیب آن ها از پیامبرشان، سخن گفته شده، دوم در آیه 38 فرقان، كه بیان گر هلاكت و عذاب شدید اصحاب رس در ردیف قوم عاد و ثمود است، كه همانند آن ها بر اثر عذاب الهى ریشه كن و نابود شدند.

    «رَسْ» در اصل به معنای اثر مختصر است، و جمعی از مفسران بر اين عقيده اند كه رَسْ به معنای چاه است. به هر حال ناميدن اين قوم به اين نام بدان علت است كه اثر بسيار كمی از آن ها به جا مانده يا به جهت آن است كه آن ها چاه های آب فراوان داشتند و يا بدان خاطر است كه آن ها بوسيله فرو كشيدن چاه هايشان هلاك و نابود شدند.

    اين كه اين قوم چه كسانی بودند، ميان مورّخان و مفسران گفتگو بسيار است. نظری كه در اين باره ميان مفسران از شهرت بيشتری برخوردار است، اين است كه اصحاب رس در سرزمين يمامه مي زيستند، و پيامبری داشتند به نام حَنظله. آنان وی را تكذيب كردند و در چاهش افكندند. حتی نوشته اند كه آن چاه را پر از نيزه كرده بودند و دهانه چاه را بعد از افكندن اين پيامبر خدا، بستند تا آن كه او شهيد شد.(1)

    در عيون الاخبارالرضا، از امام علي بن موسی الرضا (علیه السلام)، به نقل از اميرمؤمنان علی (علیه السلام) حديثی طولانی درباره اصحاب «رس» نقل گرديده كه خلاصه آن چنين است :

    «آن ها قومی بودند كه درخت صنوبری را مي پرستيدند و به آن "شاه درخت" می گفتند، و آن درختی بود كه "يافِث" فرزند حضرت نوح ( بعد از طوفان در كناره ای به نام "روشن آب" غرس كرده بود.(كاشته بود)، اين قوم دوازده شهرآباد داشتند كه بر كنار نهری به نام "رَسْ" قرار داشت. اين شهرها به نام های فروردين، ارديبهشت، خرداد، تير، مرداد، شهريور، مهر‌، آبان، آذر، دی، بهمن و اسفند نام داشتند كه ايرانيان نام ماه های سال خود را از آن ها گرفته اند.»

    آن ها به خاطر احترامی كه به آن درخت صنوبر می گذاشتند، بذر آن را در مناطق ديگر نيز كاشتند و نهری براي آبياري آن اختصاص دادند، به گونه ای كه نوشيدن آب آن نهر را بر خود و چهارپايانشان ممنوع كرده بودند، حتی اگر كسی از آن می خورد او را به قتل می رساندند، و می گفتند اين مايه حيات خدايان ماست و شايسته نيست كسی از آن چيزی كم كند.

    آن ها در هر ماه از سال روزی را در يكی از اين شهرها عيد مي گرفتند، و در كنار درختان صنوبر قربانی مي كردند، به سجده مي‌افتادند و گريه و زاری سر می دادند. هنگامی كه نوبت به شهر بزرگی كه پايتخت پادشاهان بود و اسفند نام داشت می رسيد، تمام اهل آبادی ها در آن شهر جمع می گشتند و دوازده روز پشت سر هم عيد می گرفتند و آن چه در توان داشتند قربانی می كردند و در برابر درخت صنوبر سجده می نمودند. اين قوم هنگامی كه در كفر و بت پرستی فرو رفتند، خداوند پيامبری از بنی اسرائيل به سوی آن ها فرستاد تا آن ها را به عبادت خداوند يگانه و ترك بت پرستی و شرك دعوت كند؛ اما آنان ايمان نياوردند. پيامبر خدا برای نابودی منشاء فساد و شرك، از خدا تقاضا كرد و بدين ترتيب آن درخت بزرگ خشك گرديد. هنگامی كه اين قوم چنين ديدند به شدت ناراحت شدند و گفتند اين مرد خدايان ما را سحر كرده، و بعضی گفتند خدايان به خاطر اين كه اين مرد ما را دعوت به كفر می كند بر ما غضب كردند!.
    بدين ترتيب تصميم بر كشتن آن پيامبر خدا گرفتند، چاهي عميق كندند و او را در آن افكندند و سر آن را بستند و بر بالاي آن نشستند و پيوسته نالة او را شنيدند، تا شهيد گشت.»(2)

    آن پیامبر در مناجات خود مى گفت: «خدایا! مكان تنگ مرا مى نگرى، شدّت اندوه مرا مى بینى، به ضعف و بى نوایى من لطف و مرحم كن، هر چه زودتر دعایم را به اجابت برسان، و روحم را قبض كن.»
    آن پیامبر خدا با این وضع در آن چاه به شهادت رسید.(3) در این هنگام خداوند به جبرئیل فرمود: «به این مخلوقات بنگر كه حلم من آن ها را مغرور كرده، و خود را از عذاب من در امان مى بینند، و غیر مرا مى پرستند، و پیامبر فرستاده مرا مى كشند... من به عزّتم سوگند یاد كرده ام كه هلاكت آن ها را مایه عبرت جهانیان قرار دهم.»

    روز عید آن ها فرا رسید، همه آن ها در كنار درخت صنوبر اجتماع كرده و جشن گرفته بودند، ناگاه طوفان سرخ شدیدى به سراغشان آمد، همه وحشت زده به همدیگر چسبیدند و به دنبال پناهگاه بودند، ناگهان دریافتند كه هر جا پا مى گذارند، زمین مانند سنگ كبریت شعله ور، سوزان و داغ است، در همین بحران شدید، ابر سیاهى بر سر آن ها سایه افكند، و از درون آن ابر، صاعقه هایى از آتش بر آن ها باریدن گرفت، به طورى كه پیكرهاى آن ها بر اثر آن آتش ها، هم چون مس ذوب شده، گداخته شد، و به این ترتیب به هلاكت رسیدند.(4)
    پناه مى بریم به خدا از خشم و عذابش

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــ
    (1) تفسير نمونه، ج15، ص92
    (2) تفسيرنمونه، ج15، ص94-93، به نقل از عیون اخبار الرّضا، ج 1، ص 207 و 208
    (3) اقتباس از عیون اخبار الرّضا، ج 1، ص 207 و 208
    (4) همان

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۴/۱۰/۰۴ در ساعت ۰۹:۲۴ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود