جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا وجدان فضیلتی فطری ست یا اکتسابی ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    آیا وجدان فضیلتی فطری ست یا اکتسابی ؟




    با نام و یاد خدا

    عرض سلام و ادب و احترام

    حتما شما هم این کلمه را زیاد شنیدید که وقتی کسی به طور مثال سرکسی دیگه ای کلاه میذاره، یا نارو میزنه ،‌یا حق و ناحق میکنه میگن این ادم وجدان نداره . میخوام بدونم این وجدان چیه ؟ آیا همه انسانها فطرتا وجدان دارند ؟ درواقع ایا وجدان فطری ست ؟ یا فضیلتی اکتسابی ست ؟ ایا فرهنگ و اداب و رسوم و تربیت خانوادگی در باوجدان بودن یا بی وجدانی نقش داره ؟

    تشکرمی کنم از پاسخگوی اساتید محترم اخلاقی



    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 4

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۵/۲۲ در ساعت ۱۵:۳۹


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    220
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    حتما شما هم این کلمه را زیاد شنیدید که وقتی کسی به طور مثال سرکسی دیگری کلاه می گذارد، یا نارو میزند ،‌یا حق و ناحق می کند می گویند این آدم وجدان ندارد. می خواهم بدانم این وجدان چیست؟ آیا همه انسان ها فطرتا وجدان دارند؟ در واقع آیا وجدان فطری است؟ یا فضیلتی اکتسابی است؟ آیا فرهنگ و آداب و رسوم و تربیت خانوادگی در با وجدان بودن یا بی وجدانی نقش دارد؟


    پاسخ:
    امور وجدانی را باید از امور فطری جدا کرد، امور فطری اموری هستند که ممکن است مخفی شوند، اما تغییر پذیر نیستند مثلا میل به حقیقت جویی، میل به کمال، میل به زیبایی، میل به پرستش، از امور فطری ای هستند که در نهاد همه انسانها هست، اما ممکن است به علت اعمال و رفتار انسان ها مخفی شده و پنهان گردند، اما در مواردی خاص بیدار شده و بدون تغییر خواهد ماند.

    اما اگر وجدان را تحلیل کنیم خواهیم دید که وجدان اخلاقی در جهتی که مربوط به شناخت خوب و بد است، همان عقل است.
    شناخت، کار عقل است. اما این که انسان را پس از انجام کار، ستایش یا سرزنش می کند این هم یک تحلیل روان شناختی دیگری دارد. حقیقت مطلب این است که انسان یک ملکاتی دارد که در اثر کمک گرفتن از علم و عمل برای او حاصل می شوند.
    ارزش هایی را که شناخته است و در عمل نیز آنها را به کار گرفته است، آرام آرام برای او ملکه شده اند؛ بنابراین اگر انسان کاری را برخلاف آنها انجام دهد، انسان ناراحت می شود. یعنی ملکاتی که، بر اساس شناخت ارزش ها، برای انسان حاصل شده اند اقتضا دارند که آنچه با آنها مخالف باشد، طرد نمایند.

    علت ندامت پس از انجام کار بد این است که وقتی انسان می فهمد که کمالی را از دست داده و نقصی در انسانیتش پدید آمده است، این حالت ندامت برای او حاصل می شود. همان طور که در مراحل پایین تر این حالت رخ می دهد.
    مثلاً زمانی که انسان سرمایه ای را از دست می دهد، ناراحت می شود. در مسائل اخلاقی نیز وقتی فرد متوجه می شود که سرمایه معنوی عظیمی را از دست داده است ناراحت می شود. و خود را سرزنش می کند که چرا آن سرمایه را از دست داده است و چرا خود را از کمالی که برایش فراهم بود، محروم کرده است.

    همه اینها در صورتی است که آن ارزش ها را پذیرفته باشد و چنان ملکه ای نیز برای او به وجود آمده باشد؛
    اما اگر ارزش های دیگری را برای خود تعریف کرده باشد، یعنی بنیان معرفتی و شناختی او از ابتدا خطا باشد و در محیطی رشد کرده باشد که ارزش های انحرافی را به او تعلیم داده باشند، در آن صورت هرگز وجدانش از برخی اموری که ما آنها را گناهان بزرگی می دانیم آزرده نخواهد شد.

    پس وجدان ها در شرایط مختلف، ممکن است امور مختلفی را بفهمند، اما فطرت چنین نیست.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۷/۰۱ در ساعت ۱۵:۰۱ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  4. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود