جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا خطای حضرت آدم (ع) ما را نیز گناهکار کرده است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا خطای حضرت آدم (ع) ما را نیز گناهکار کرده است؟




    سلام
    آیا خطای حضرت آدم (ع) ما را نیز گناهکار کرده است؟ چرا این قدر بر داستان آدم تاکید شده است؟


    ممنونم

    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 11


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۵/۲۴ در ساعت ۲۰:۲۱
    يارب نظر تو برنگردد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    به نام خدا
    با سلام و احترام
    ابتدا لازم است به این مساله پرداخت که آیا اصولاً حضرت آدم مرتکب گناه شده است یا نه ؟ اگر گناه بوده آیا توبه از گناه صورت گرفته ؟ و بعد این که در صورت گناهکار بودن ایشان این گناه دامن نسل ایشان را خواهد گرفت ؟
    پاسخ اجمالی:
    اولا باید دانست که چون محل زندگی حضرت آدم و همسرش حوا، بهشت برزخی بوده و و البته چون قبل از تشریع دین رخ داده، امر و نهی ها ارشادی بوده اند و آنچه معروف به گناه حضرت آدم است: اولاً ظلم به نفس و ثانیاً ترک اولی شمرده می شود که از نتایج تکوینی این گناه نیز هبوط از بهشت به زمین بوده است. ثالثاً حتی اگر کسی مرتکب گناهی شود مسلماً گناه هیچ انسانی را بر دوش انسان دیگر نخواهند گذاشت. رابعاً همه انسانها با فطرتی پاک و الهی متولد می شوند.
    نتیجه این که ترک اولی حضرت آدم ما را گناهکار نکرده است. تاکید بر داستان حضرت آدم از چند جهت قابل تامل است:

    1. تخطی از خواست خدای متعال به ضرر آنهاست.
    2. شیطان دشمن درجه یک آنهاست.
    3. اگر خطا بکنند، خدای متعال مسیر بازگشت را نبسته است و ... .

    البته این روشن ترین های درس آموزی از داستان حضرت آدم (ع) است و به خوبی روشن است که می توان با دقت در جزئیات بیشتر، درس آموزی را توسعه داد.

    ویرایش توسط :طاها: : ۱۳۹۱/۱۲/۰۲ در ساعت ۲۳:۰۱


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما




    پاسخ تفصیلی


    1 . بررسی خطای حضرت آدم علیه السلام

    زندگی حضرت آدم و همسرش حوا در آن دوران زندگی در دوران آزمایش و آمادگی برای هبوط و حضور در زمین و زندگی در زمین بوده است در آن دوران امر و نهی ها ی الهی جنبه تشریع نداشته و مولوی نبوده اند بلکه جنبه ارشادی داشته اند. پس نمی توان گفت حضرت آدم مرتکب گناه شده است بلکه ایشان ترک اولی کرده اند. درهر حال بی شك آدم، مرتكب گناهى نشد بلكه تنها ترك اولايى از او سر زد، يا به تعبير ديگر دوران سكونت آدم در بهشت دوران تكليف نبود، بلكه يك دوران آزمايشى براى آماده شدن جهت زندگى در دنيا و پذيرش مسئوليت تكاليف بود، بخصوص اينكه نهى خداوند در اينجاجنبه ارشادى داشته، زيرا به او فرموده بود كه اگر از درخت ممنوع بخورى حتماً گرفتار زحمت فراوان خواهى شد*

    مخالفت کردن با نهى ارشادى گناه نيست‏ و ظلمی که در این مورد به حضرت آدم نسبت داده شده ظلم به نفس می باشد. ظلم به نفس، و خود را گرفتار تعب و هلاكت كردن، نه ظلم به حقوق خدا، كه در باب مسئله ربوبيت و عبوديت، از منافيات شمرده مي شود. **


    * تفسیر نمونه ج 13ص 318-ذیل آیه 115 سوره طه)نیز تفسیر المیزان، ج1،ص206
    ** المیزان،ج1،ص208

    ویرایش توسط :طاها: : ۱۳۹۱/۱۲/۰۳ در ساعت ۰۰:۵۹


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما




    • 2. مسأله دوم مسأله توبه حضرت آدم است که اگر ایشان توبه کرده اند پس باید به بهشت و موقعیت پیشین خود برمی گشتند در حالی که چنین اتفاقی نیفتاده است؟



    باید دانست چون توبه بمعناى رجوع، و برگشتن بنده به خداست، كه اگر از ناحيه خدا قبول شود، گناه به كلى محو و نابود مى‏ گردد، و شخص گناه كار پس از توبه، مثل كسى مي شود كه اصلا گناهى نكرده، و با چنين كسى معامله بنده مطيع و منقاد را مى‏ كنند، و در خصوص مورد عملى كه انجام داده، معامله امتثال و انقياد را مي نمايند.

    حال اگر نهى از خوردن درخت، نهى مولوى بود، و توبه آدم هم توبه از گناه عبودى، و رجوع از مخالفت نهى مولوىِ مولى بود، بايد بعد از توبه دوباره به بهشت برمى‏گشت، چون توبه مخالفت او را از بين برده بود، زيرا صريح قرآن است كه خدا توبه آدم را پذيرفت، و حال آنكه مى‏بينيم بعد از توبه هم در زمين باقى ماند، و به بهشت بازگردانده نشد.

    از اينجا معلوم مي شود كه بيرون شدن از بهشت، به دنبال خوردن از درخت، يك اثر ضرورى، و خاصيت تكوينى آن خوردن بوده، عيناً مانند مردن به دنبال زهر خوردن، و سوختن در اثر افتادن در آتش‏ افتادن، هم چنان كه در همه موارد تكليف ارشادى، اثر، اثر تكوينى است، نه اثر مولوى، مثلا مجازات، در مورد تكليف مولوى است، مانند سوختن در آتش دوزخ، در برابر ترك نماز، و استحقاق مذمت، و دورى از خدا در برابر مخالفت‏هاى عمومى، و اجتماعى.

    * تفسیر الميزان، ج‏1، ص209-208.

    ویرایش توسط :طاها: : ۱۳۹۱/۱۲/۰۳ در ساعت ۰۰:۵۸

  6. تشکرها 3


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما




    3)تشریع دین پس از هبوط


    سومین نکته ای که در این جا لازم است بدانیم اينكه در آن روز كه اين مخالفت سر زد، اصلا دينى تشريع نشده بود، و بعد از هبوط آدم دين خدا نازل شد، به شهادت اينكه در آيات همين داستان فرمود: "قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنهَْا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنىّ‏ِ هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَاىَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيهِْمْ وَ لَا هُمْ يحَْزَنُونَ(38) وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَ كَذَّبُواْ بَِايَاتِنَا أُوْلَئكَ أَصحَْابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ(39)"
    فرموديم: «جملگى از آن فرود آييد. پس اگر از جانب من شما را هدايتى رسد، آنان كه هدايتم را پيروى كنند بر ايشان بيمى نيست و غمگين نخواهند شد. (38) و [لى‏] كسانى كه كفر ورزيدند و نشانه‏هاى ما را دروغ انگاشتند، آنانند كه اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.» (39)
    4)معنی " عصيان نسبى" و" ترك اولى" :

    توضيح اينكه: گناه بر دو گونه است،" گناه مطلق" و" گناه نسبى"، گناه مطلق همان مخالفت نهى تحريمى و مخالفت با فرمان قطعى خداوند است و هر گونه ترك واجب و انجام حرام را شامل مى ‏شود.
    اما گناه نسبى آن است كه عمل غير حرامى از شخص بزرگى سرزند، كه با توجه به مقام و موقعيتش شايسته او نباشد، ممكن است گاهى انجام يك عمل مباح و حتى مستحبّ درخور مقام افراد بزرگ نباشد در اين صورت انجام آن عمل،" گناه نسبى" محسوب مى‏ شود، مثلا اگر شخص با ايمان و ثروتمندى براى نجات فقيرى از چنگال فقر، كمك بسيار مختصرى كند، شك نيست كه اين كمك هر چند ناچيز باشد، كار حرامى نيست بلكه مستحبّ است، ولى هر كس آن را بشنود مذمت مى‏ كند آن چنان كه گويى گناهى مرتكب شده است و اين به خاطر آن است كه از چنان انسان ثروتمند و با ايمانى انتظار بسيار بيشترى مى‏ رود.
    به همين نسبت، اعمالى كه از بزرگان درگاه پروردگار سرمى‏ زند، با موقعيت ممتازشان سنجيده مى‏شود، و گاهى با مقايسه به آن كلمه" عصيان" و" ذنب" (گناه) بر آن اطلاق مى‏ گردد، فى المثل نمازى كه ممكن است از یك فرد عادى، نماز ممتازى باشد براى اولياى حق، گناه محسوب شود، زيرا يك لحظه غفلت در حال عبادت براى آنها شايسته نيست، بلكه بايد با توجه به علم و تقوى و موقعيتشان به هنگام عبادت غرق در صفات جلال و جمال خدا باشند.

    ساير اعمال آنها غير از عبادات نيز چنين است، و با توجه به موقعيت آنها سنجيده مى‏شود، به همين دليل اگر يك" ترك اولى" از آنها سرزند، مورد عتاب و سرزنش پروردگار قرار مى‏گيرند (منظور از ترك اولى اين است كه انسان كار بهتر را رها كند و سراغ كار خوب يا مباحى برود).*

    *ر.ک:تفسیر نمونه ص124-123.


  8. تشکرها 2


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما





    5)نکته آخر این که آنچه مسلم و روشن است، اینکه گناه هیچ انسانی بر دوش انسان بی گناه دیگر، گذاشته نخواهد شد:
    »
    وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏ وَ إِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلى‏ حِمْلِها لا یُحْمَلْ مِنْهُ شَیْ‏ءٌ وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى‏[فاطر/18] هیچ گنهكارى بار گناه دیگرى را بر دوش نمى ‏كشد و اگر شخص سنگین‏بارى دیگرى را براى حمل گناه خود بخواند، چیزى از آن را بر دوش نخواهد گرفت، هر چند از نزدیكان او باشد«.

    و بر خلاف تلقی مسیحیان، نسل بشر، به دلیل خطایحضرت آدم (ع) نسلی ناپاک نشده است. که خباثت جزئی از ذات او شده باشد. (هر چند آنها نیز معتقدند این ناپاکی با مصلوب شدن مسیح، پایان یافته) بلکه مطابق آیات قرآن هر انسانی از ابتدا، بر فطرتی سالم و استوار خلق شده است که اگر مانعی مسیر او را تغییر ندهد، حتما پاکی ذات منجر به طی مسیر توحید خواهد بود:
    »
    فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ[روم/30] پس روى خود را متوجّه آیین خالص پروردگار كن! این فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفریده دگرگونى در آفرینش الهى نیست این است آیین استوار«

    بنابرآنچه گفته شد، گناه حضرت آدم، قطعا بر ما اثر سوء نگذاشته و این از اصول قطعی است. و تکرار داستان آدم(ع) در باغ بهشتی، و بیان مشروح آن در همه ادیان، به جهت عبرت گیری و درس آموزی است.که فرزندان آدم بدانند، 1-تخطی از خواست خدای متعال به ضرر آنهاست، 2- شیطان دشمن درجه یک آنهاست، 3- اگر خطا بکنند، خدای متعال مسیر بازگشت را نبسته است... .




  10. تشکرها 2


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    6)مشروح پیام های بیان شده از آیات 120-123 سوره مبارکه طه:

    استاد قرائتی در تفسیر نور ذیل آیات 120 تا 123 سوره طه پیام هایی را بیان می فرمایند:

    فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَنُ قَالَ يََادَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلىَ‏ شَجَرَةِ الخُْلْدِ وَ مُلْكٍ لَّا يَبْلىَ‏(120)
    پس شيطان او را وسوسه كرد، گفت: «اى آدم، آيا تو را به درخت جاودانگى و ملكى كه زايل نمى‏شود، راه نمايم؟» (120)

    فَأَكَلَا مِنهَْا فَبَدَتْ لهَُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَ طَفِقَا يخَْصِفَانِ عَلَيهِْمَا مِن وَرَقِ الجَْنَّةِ وَ عَصىَ ءَادَمُ رَبَّهُ فَغَوَى‏(121)
    آن گاه از آن [درخت ممنوع‏] خوردند و برهنگى آنان برايشان نمايان شد و شروع كردند به چسبانيدن برگهاى بهشت بر خود. و [اين گونه‏] آدم به پروردگار خود عصيان ورزيد و بيراهه رفت. (121)

    پيام‏ها:


    1 راه نفوذ شيطان، تمايلات انسانى است. «هَلْ أَدُلُّكَ عَلى‏ شَجَرَةِ الْخُلْدِ» (شيطان بر نيازها و خواسته‏هاى آدمى آگاه بوده است لذا آدم را از راه ميل به جاودانگى، اغفال كرد. آرى آرزوهاى طول و دراز، انسان را به گناه مى‏كشاند.)
    2 شياطين از نام‏ها و عناوين زيبا و جذاب براى انحراف مردم و مقاصد شوم خود استفاده مى‏كنند. «هَلْ أَدُلُّكَ عَلى‏ شَجَرَةِ الْخُلْدِ»
    3 دروغ، ابزار شيطان براى فريفتن انسان‏هاست. «هَلْ أَدُلُّكَ عَلى‏ شَجَرَةِ الْخُلْدِ»
    4 اگر اولياى الهى لغزش داشته باشند، فوراً تنبيه مى‏شوند. «فَبَدَتْ»
    5 ظاهر شدن زشتى‏ها و برهنگى، اوّلين اثر عصيان آدم بود. «فَبَدَتْ لَهُما»
    6 پوشش براى انسان، كرامت و زيبايى، و برهنگى، پستى و زشتى است. «سَوْآتُهُما»
    7 لقمه‏ى نابجا، سبب ريختن شرم وحيا و ظهور زشتى‏ها مى‏شود. «فَأَكَلا ... فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما»
    8 پوشاندن زشتى، در فطرت تمام انسان‏هاست. «وَ طَفِقا يَخْصِفانِ»
    9 مخالفت با امر خدا، مخالفت با رشد و تربيت خود انسان است. «عَصى‏ آدَمُ رَبَّهُ»
    10 پيامدهاى گناه براى تمامى مرتكبان آن يكسان نيست. «فَأَكَلا ... عَصى‏ آدَمُ» (با اينكه هر دو نافرمانى كرده و از درخت ممنوعه خوردند، ولى معصيت به آدم نسبت داده شده است.)
    11 گناه سبب محروميت انسان مى‏شود. «عَصى‏ ... فَغَوى‏»*


    ثمُ‏َّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَ هَدَى‏(طه،122) سپس پروردگارش او را برگزيد و بر او ببخشود و [وى را] هدايت كرد.

    قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعَا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنىّ‏ِ هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَاىَ فَلَا يَضِلُّ وَ لَا يَشْقَى‏(طه،123) «فرمود: همگى از آن [مقام‏] فرود آييد، در حالى كه بعضى از شما دشمن بعضى ديگر است، پس اگر براى شما از جانب من رهنمودى رسد، هر كس از هدايتم پيروى كند نه گمراه مى‏شود و نه تيره‏بخت.»


    پيام‏ها:
    1 در گزينش افراد به سرشت پاك آنها توجّه كنيد و يكى دو لغزش را ملاك ردّ انتخاب قرار ندهيد. «ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ»
    2 گناه آدم، قبل از بعثت او به مقام پيامبرى بوده است. «ثُمَّ اجْتَباهُ»
    3 زمان، در گزينش نقش دارد. «ثُمَّ اجْتَباهُ» ( «ثُمَّ» نشان گذشت زمان است)
    4 پذيرش توبه، از شئون ربوبيت الهى است. «ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ»
    5 به جاى طرد نيروهاى خلافكار، آنها را با عفو، جذب و هدايت كنيم. «فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى‏»
    6 توبه، زمينه‏ى هدايت است. «فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى‏»
    7 پذيرش توبه، مانع بروز آثار وضعى گناه نيست. «فَتابَ عَلَيْهِ اهْبِطا»
    8 يك گناه مى‏تواند نسلى را در هبوط نگه دارد. «اهْبِطا مِنْها جَمِيعاً»
    9 هبوط بشر، سبب بروز دشمنى‏ها مى‏گردد. «اهْبِطا ... بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ»
    10 اوّلين بشارت به آدم، آمدن رهنمودهاى الهى است كه با پيروى از آنها راه براى سعادت و برگشت به بهشت باز مى‏شود. «اهْبِطا فَمَنِ اتَّبَعَ» ...
    11 آمدن انبيا و هدايت الهى قطعى است. ( «يَأْتِيَنَّكُمْ» نون تأكيد دارد)
    12 در مديريت و تربيت، حتّى اگر بنا به مصالحى فرمان اخراج داديم باز هم وسيله‏ى رشد و بازسازى او را فراهم كنيم. «اهْبِطا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً» ... 13
    كسى جز خداوند نمى‏تواند هادى و راهنماى انسان باشد. «يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً»
    14 در جهان مادّيات، بروز تضاد و تزاحم قطعى است، مهم آن است كه انسان در اين بين خط الهى را گم نكند. «بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ... فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ» ...
    15 انسان‏ها در انتخاب آزادند. «فَمَنِ اتَّبَعَ»
    16 خوشبختى و نجات انسان، در سايه‏ى پيروى از اوامر الهى است. «فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى‏» * *


    *تفسیر نور،ج 7،ص404
    ** تفسير نور، ج‏7، ص407-406.

    ویرایش توسط :طاها: : ۱۳۹۱/۱۲/۰۳ در ساعت ۰۱:۰۶

  12. تشکرها 2


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    7 . استفاده از داستان حضرت آدم در بیان آموزه های اسلامی توسط پیامبر(ص) و ائمه علیهم السلام

    "
    امام صادق(ع) می فرمایند: چند نفر یهودى محضر مبارك رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله مشرف شدند و راجع به مسائلى از حضرتش سؤال كردند و در ضمن آنچه پرسیدند عرضه داشتند: اى محمّد بفرمایید: براى چه اعضاء چهارگانه (صورت، دست، پا، سر) را كه نظیف ‏ترین و پاكیزه‏ ترین مواضع جسد هستند وضوء مى ‏دهند؟

    نبىّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: هنگامى كه شیطان آدم را وسوسه كرد و او را به درخت منهى نزدیك كرد و آن حضرت به درخت نگریست آب رو و رونق و جلاء صورتش رفت، سپس ایستاد و به طرف درخت حركت كرد و این اوّلین گامى بود كه در عالم وجود به طرف خطاء و لغزش برداشته شد، پس از آن با دستش از میوه درخت تناول كرد پس زینت و پوشش از جسد و اندامش ریخت، آدم دست بر سر نهاد و گریست و زمانى كه حقّ تعالى توبه آدم را پذیرفت بر او و بر فرزندانش واجب كرد كه این جوارح و اعضاء چهارگانه را وضوء دهند و شرحش چنین است:
    چون به درخت نگریست به او امر كرد صورتش را بشوید و چون با دستها از درخت تناول نمود او را مأمور ساخت كه آنها را تا آرنج بشوید و به خاطر آن كه دست بر سر نهاد مسح سر را بر او واجب نمود و بالاخره چون با پاها به طرف لغزش و خطاء گام برداشت مسح قدمین را بر او لازم نمود."[1]

    این روایت به ما می آموزد که چگونه در هر وضوء، دقت و توجه بیشتری داشته باشیم که وضوء صرف طهارت ظاهری نیست، بلکه طهارت باطنی نیز بوده و می تواند اعضای انسان را به طهارت از گناه برساند تا هنگام حضور در محضر پروردگار از خباثت های گناه منزه شده باشند. و برای بیان این درس از داستان آدم (ع) استفاده شده است.

    [1]. علل الشرائع، ج‏1، ص: 280.

    ویرایش توسط :طاها: : ۱۳۹۱/۱۲/۰۳ در ساعت ۰۱:۰۷


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود