صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کنیزان ملکی در آیه 6 مومنون

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    کنیزان ملکی در آیه 6 مومنون




    إِلاَّ عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومينمگر بر جفتهاشان ( که زنان عقدی آنها باشند ) یا کنیزان ملکی متصرفی آنها که هیچ گونه ملامتی ( در مباشرت این زنان ) بر آنها نیست.میخواستم ببینم چجوری کنیزانی که اسیر مومنون میشدند حتی بدون عقد برای آنها حلال بودن به نظر من این عدالت نیست .اگه کسی دلیلشو میدونه بگه آخه واقعا سواله برام .


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۵/۲۶ در ساعت ۱۵:۴۹

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «إِلاَّ عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومينَ»

    تنها آميزش جنسى با همسران و كنيزانشان دارند، كه در بهره ‏گيرى از آنان ملامت نمى ‏شوند. (مؤمنون، 6؛ معارج، 30)



    با سلام و درود

    در این زمینه به چند مطلب عرض می شود:


    مطلب اول:


    یکی از احکام ملک یمین همین است که نیازی به خواندن صیغه ازدواج نیست و بدون آن هم رابطه بین مولا و کنیز، رابطه ای حلال است. حکم آن نیز در این آیه و آیات مشابه آن (نساء، 24)، تشریع شده است.

    کنیز مانند سایر اموال و دارایی های صاحبش است، و مولا اختیار دار و مالک کنیز است و نیازی به قرارداد ازدواج بین آنها نیست زیرا کنیز تا موقعی که مالکش بخواهد، در اختیار او بوده و جزو اموالش و دارایی هایش محسوب می شود.


    لازم به ذکر است که اسلام مبدع و آورنده برده داری نیست بلکه موضوع عبد و کنیز، در آن زمان کاملا عادی و متعارف بوده و نمی شده یکمرتبه آن را تعطیل نمود.

    اسلام با بیان احکام برده داری و توصیه های بسیار در آزادسازی آنها ـ حتی در ادای کفارات ـ و تشریع احکامی که سرانجام به آزاد شدن برده منتهی شود، مسیر برچیدن برده داری را طی نموده است.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مطلب دوم:


    اگر منظورتان در نوع ایجاد ملکیت است که چرا زنی که اسیر شده، به ملکیت در می آید باید گفت:

    1. این موضوع ناظر به جنگ با کفار است.

    2. اسیر گرفتن (کنیز) در جنگ، نیاز به اجازه معصوم دارد و بدون آن جایز و مشروع نیست.

    3. با زن کافری که اسیر شده چگونه باید برخورد کرد؟

    ـ يا بايد به محيط كفر بازگشت داده شود، که این بر خلاف اصول تربيتى اسلام است.

    ـ یا در همان محیط اسلام، آزاد باشد، که این عادلانه نبوده و لازمه اش این است که هر مجرمی اطمینان داشته باشد که مجازات نمی شود.

    ـ یا باید کشته شود، که این ظالمانه است.

    ـ يا باید اسیر بماند و برای همیشه بدون شوهر بماند، که این هم ظالمانه است.

    ـ و يا رابطه او با شوهر سابقش قطع شود و از نو ازدواج ديگرى نمايد. که اسلام این را مناسب تر دانسته و انتخاب کرده است.


    با این انتخاب، او در جایگاه کنیز، به زندگی ادامه داده و اجازه ازدواج هم دارد. افزون بر این که زندگی در کنار مسلمانان باعث آشنایی او با اسلام می شود و فرزندی هم اگر از او متولد شود مسلمان است.

    لذا چنین حکمی با فضای موجود آن زمان منافات نداشته، و با توجه به موارد مجازات، این حکم مناسب ترین راه برخورد با زن کافری است که در جنگ با اسارت درآمده است.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مطلب سوم:


    اسلام هیچ گاه اجازه نداده است كه مسلمانان با زنان شوهردار حتى از ملل و مذاهب ديگر ازدواج كنند.

    زن کافر، اگر اسلام بیاورد، رابطه اش با شوهر کافرش (در صورت ادامه بر کفر) قطع می گردد، و در رديف زنان بدون شوهر قرار خواهد گرفت. لذا با اسلام آوردن، خود به خود، او طلاق داده می شود و پس از گذراندن دوران عده، می تواند مجددا ازدواج کند.

    اسارت نیز همین حکم را دارد.

    زن کافری كه در جنگ به اسارت مسلمانان در مى‏ آيد، اسلام، اسارت او را بمنزله "طلاق" از شوهر سابقش تلقى كرده، و اجازه مى ‏دهد بعد از تمام شدن عده او، با او ازدواج شود و يا همچون يك كنيز با آنان رفتار شود. (ر.ک: تفسير نمونه، ج ‏3، ص 332)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  9. تشکرها 2


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 1 نمایش پست
    «إِلاَّ عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومينَ»

    تنها آميزش جنسى با همسران و كنيزانشان دارند، كه در بهره ‏گيرى از آنان ملامت نمى ‏شوند. (مؤمنون، 6؛ معارج، 30)



    با سلام و درود

    در این زمینه به چند مطلب عرض می شود:


    مطلب اول:


    یکی از احکام ملک یمین همین است که نیازی به خواندن صیغه ازدواج نیست و بدون آن هم رابطه بین مولا و کنیز، رابطه ای حلال است. حکم آن نیز در این آیه و آیات مشابه آن (نساء، 24)، تشریع شده است.

    کنیز مانند سایر اموال و دارایی های صاحبش است، و مولا اختیار دار و مالک کنیز است و نیازی به قرارداد ازدواج بین آنها نیست زیرا کنیز تا موقعی که مالکش بخواهد، در اختیار او بوده و جزو اموالش و دارایی هایش محسوب می شود.


    لازم به ذکر است که اسلام مبدع و آورنده برده داری نیست بلکه موضوع عبد و کنیز، در آن زمان کاملا عادی و متعارف بوده و نمی شده یکمرتبه آن را تعطیل نمود.

    اسلام با بیان احکام برده داری و توصیه های بسیار در آزادسازی آنها ـ حتی در ادای کفارات ـ و تشریع احکامی که سرانجام به آزاد شدن برده منتهی شود، مسیر برچیدن برده داری را طی نموده است.
    به همون خدایی که میپرستم وقتی این دلیل ها رو خوندم اشک تو چشمهام حلقه زد .
    اشکمم از خوشحالی نبود

    البته من اینجا اومدم که بحث کنم امیدوارم هم من هم بقیه دوستان بدون تعصب و با منطق صحبت کنند
    اولا جا دارد اشاره کنم به داستان کوروش و پانته آ که با اینکه حدودا 1000 سال قبل از حضرت محمد بود اما رفتارش با زن شوهر دار شایسته تقدیر بود نه اینکه با اسارت اون حکم طلاق زن رو صادر نکرد بلکه از او محافظت کرد تا شوهرش بازگردد .
    ثانیا اگر برده داری در آن زمان عادی بود دلیلی بر این نبود که اسلام هم آنرا قبول کند و بخواهد کم کم از میان برش دارد اگر اینگونه بود پس حضرت ابراهیم هم نباید اینقدر سریع عمل میکرد و با شکستن بت ها خدا پرستی را رایج میکرد در ضمن اسلام آن زمانی که این آیه ها نازل شده صاحب قدرت بوده.

  11. تشکرها 3


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 1 نمایش پست
    مطلب دوم:


    اگر منظورتان در نوع ایجاد ملکیت است که چرا زنی که اسیر شده، به ملکیت در می آید باید گفت:

    1. این موضوع ناظر به جنگ با کفار است.

    2. اسیر گرفتن (کنیز) در جنگ، نیاز به اجازه معصوم دارد و بدون آن جایز و مشروع نیست.

    3. با زن کافری که اسیر شده چگونه باید برخورد کرد؟

    ـ يا بايد به محيط كفر بازگشت داده شود، که این بر خلاف اصول تربيتى اسلام است.

    ـ یا در همان محیط اسلام، آزاد باشد، که این عادلانه نبوده و لازمه اش این است که هر مجرمی اطمینان داشته باشد که مجازات نمی شود.

    ـ یا باید کشته شود، که این ظالمانه است.

    ـ يا باید اسیر بماند و برای همیشه بدون شوهر بماند، که این هم ظالمانه است.

    ـ و يا رابطه او با شوهر سابقش قطع شود و از نو ازدواج ديگرى نمايد. که اسلام این را مناسب تر دانسته و انتخاب کرده است.


    با این انتخاب، او در جایگاه کنیز، به زندگی ادامه داده و اجازه ازدواج هم دارد. افزون بر این که زندگی در کنار مسلمانان باعث آشنایی او با اسلام می شود و فرزندی هم اگر از او متولد شود مسلمان است.

    لذا چنین حکمی با فضای موجود آن زمان منافات نداشته، و با توجه به موارد مجازات، این حکم مناسب ترین راه برخورد با زن کافری است که در جنگ با اسارت درآمده است.
    در زمان جنگ ایران و اعراب به خلیفگی عمر معصوم چه کسی بود که درباره اسارت زن از او اجازه بگیرند.
    با زن کافر هم میتوان همانگونه که حضرت محمد ابتدا با کافران رفتار میکرد ,رفتار کرد یعنی با صحبت کردن و از لحاظ دینی آزاد گذاشتن او .نه اینکه با زور او را مسلمان کرد.
    ویرایش توسط mehrdad.amirahmad : ۱۳۹۱/۰۵/۲۷ در ساعت ۱۷:۱۹

  13. تشکرها 2


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 1 نمایش پست
    مطلب سوم:


    اسلام هیچ گاه اجازه نداده است كه مسلمانان با زنان شوهردار حتى از ملل و مذاهب ديگر ازدواج كنند.

    زن کافر، اگر اسلام بیاورد، رابطه اش با شوهر کافرش (در صورت ادامه بر کفر) قطع می گردد، و در رديف زنان بدون شوهر قرار خواهد گرفت. لذا با اسلام آوردن، خود به خود، او طلاق داده می شود و پس از گذراندن دوران عده، می تواند مجددا ازدواج کند.

    اسارت نیز همین حکم را دارد.

    زن کافری كه در جنگ به اسارت مسلمانان در مى‏ آيد، اسلام، اسارت او را بمنزله "طلاق" از شوهر سابقش تلقى كرده، و اجازه مى ‏دهد بعد از تمام شدن عده او، با او ازدواج شود و يا همچون يك كنيز با آنان رفتار شود. (ر.ک: تفسير نمونه، ج ‏3، ص 332)
    اولا زن کافری که به اسارت مسلمانان در می آید ,معلوم نیست که اسلام را بپذیرد یا نه پس دلیلی نیست که زن کافر اسیر را مسلمان دانست ,مگر اینکه اسلام به او تحمیل شود .
    ثانیا از دید اسلام اینگونه است اما آیا انسانیت هم این را میگوید که مثلا اگر بهایی ها امروز به ایران حمله کنند حتی در صورتی که شوهره, زن ایرانی زنده است آنها زن را طلاق شده فرض کنند و با کنیزی گرفتن او , او را بهایی کنند (این نکته هم فراموش نشود که همه درست یا غلط فکر میکنند دینشان بهتر از سایر دینهاست همانطور که مسلمانان در آن زمان این فکر را میکردند)
    ویرایش توسط mehrdad.amirahmad : ۱۳۹۱/۰۵/۲۷ در ساعت ۱۷:۱۵

  15. تشکرها 2


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mehrdad.amirahmad نمایش پست
    به همون خدایی که میپرستم وقتی این دلیل ها رو خوندم اشک تو چشمهام حلقه زد .
    اشکمم از خوشحالی نبود

    البته من اینجا اومدم که بحث کنم امیدوارم هم من هم بقیه دوستان بدون تعصب و با منطق صحبت کنند
    اولا جا دارد اشاره کنم به داستان کوروش و پانته آ که با اینکه حدودا 1000 سال قبل از حضرت محمد بود اما رفتارش با زن شوهر دار شایسته تقدیر بود نه اینکه با اسارت اون حکم طلاق زن رو صادر نکرد بلکه از او محافظت کرد تا شوهرش بازگردد .
    ثانیا اگر برده داری در آن زمان عادی بود دلیلی بر این نبود که اسلام هم آنرا قبول کند و بخواهد کم کم از میان برش دارد اگر اینگونه بود پس حضرت ابراهیم هم نباید اینقدر سریع عمل میکرد و با شکستن بت ها خدا پرستی را رایج میکرد در ضمن اسلام آن زمانی که این آیه ها نازل شده صاحب قدرت بوده.


    با سلام و درود

    1. داستانی که اشاره کرده اید موردی است و الا این گونه نبوده که در آن زمان اسیر و کنیز نگیرند بلکه آنها نیز در هر جنگی اسیر و کنیز می گرفته اند، و خود این داستان این موضوع را ثابت می کند.

    ضمنا شما شرائط حاکمیت و قدرت کوروش را با توان و قدرت مسلمانان در صدر اسلام یکسان می دانید و آنها را با هم مقایسه می کنید؟!!!!!! مراجعه به تاریخ صدر اسلام می تواند این ابهام را برطرف کند.


    2. موضوع این است که اسلام نمی توانست آن را یکجا بردارد و تالی فاسد داشت زیرا آن زمان موضوع عبد و کنیز، اصلا غیر انسانی نبوده، بلکه یکی از پایه های ساختار نظام اقتصادی آن زمان را تشکیل می داده است، به گونه ای که اسلام با ورودش به آن سرزمین، اگر می خواست آن را تعطیل کند، موجب اختلال نظام می شد و کسی چنین چیزی را نمی پذیرفت.

    تقریبا شبیه این است که کسی اکنون بخواهد مالکیت خصوصی را ممنوع اعلام نماید.


    در مورد حضرت ابراهیم و مبارزه با بت پرستی باید گفت اهمیت توحید و برده داری با هم قابل مقایسه نیست. توحید از اهم مسائل است و الا در شرائط نادر، مثل خطر جانی و ...، باید اهمیت آن رعایت شود.

    ماهیت شرک و بت پرستی این است که نمی توان یک زمانی آن را اجازه داد و یک زمانی اجازه نداد، ولی برده داری را می توان به مرور زمان تعدیل نمود تا به تدریج مورد آن از بین برود.

    مطلب دیگر این که، توحید مطابق با فطرت انسانی است و برای همه جوامع، شناخته شده است، بر خلاف برده داری.
    نفی برده داری برای هر جامعه ای شناخته شده نیست و چه بسا برای برخی جوامع، برده داری به قدری عادی است که نفی آن اصلا برای آن جامعه ناشناس و نامانوس است، لذا نمی توان به یکباره با آن برخورد نمود بلکه باید مقدمه چینی شود تا بتوان آن را به تدریج محدود کرد.

    مقابله با بت پرستی، علاوه بر زمینه سازی برای اصلاح نظام جامعه، اصلا منجر به تعطیلی و اختلال در نظام زندگی نمی شده است. در حالی که برده داری، رکنی اساسی در نظام اقتصادی آن زمان بوده و تعطیلی آن در آن زمان، مانند تعطیل کردن مالکیت خصوصی در این زمان، بوده است. لذا مقابله و برداشتن یکمرتبه، ممکن نبوده است.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  17. تشکرها 2


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mehrdad.amirahmad نمایش پست
    در زمان جنگ ایران و اعراب به خلیفگی عمر معصوم چه کسی بود که درباره اسارت زن از او اجازه بگیرند.
    با زن کافر هم میتوان همانگونه که حضرت محمد ابتدا با کافران رفتار میکرد ,رفتار کرد یعنی با صحبت کردن و از لحاظ دینی آزاد گذاشتن او .نه اینکه با زور او را مسلمان کرد.

    در آن زمان، حضرت علی علیه السلام بوده اند ولی صرف این، دلیل بر این نیست که آن جنگها با اجازه و رضایت ایشان بوده است. آن جنگها به اذن معصوم نبوده و معصوم نیز در آنها شرکت نمی کرده است لذا منتسب کردن آنها به معصوم، اشتباه و بی اساس است.

    موضوع اسیر گرفتن و کنیز، مختص به جنگ است. کافری که به جنگ با مسلمانان اقدام کرده، با کافری که چنین نکرده فرق دارند.

    چنین کافری باید مجازات شود لذا همان طور که در پاسخ قبلی عرض شد يا بايد او به محيط كفر بازگشت داده شود، که این بر خلاف اصول تربيتى اسلام است، و یا در همان محیط اسلام، آزاد باشد، که این عادلانه نبوده و لازمه اش این است که هر مجرمی اطمینان داشته باشد که مجازات نمی شود.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  19. تشکرها 2


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mehrdad.amirahmad نمایش پست
    اولا زن کافری که به اسارت مسلمانان در می آید ,معلوم نیست که اسلام را بپذیرد یا نه پس دلیلی نیست که زن کافر اسیر را مسلمان دانست ,مگر اینکه اسلام به او تحمیل شود .
    ثانیا از دید اسلام اینگونه است اما آیا انسانیت هم این را میگوید که مثلا اگر بهایی ها امروز به ایران حمله کنند حتی در صورتی که شوهره, زن ایرانی زنده است آنها زن را طلاق شده فرض کنند و با کنیزی گرفتن او , او را بهایی کنند (این نکته هم فراموش نشود که همه درست یا غلط فکر میکنند دینشان بهتر از سایر دینهاست همانطور که مسلمانان در آن زمان این فکر را میکردند)


    1. مسلمان شدن زن کافر مربوط به موضوع اسیر و کنیز نیست بلکه موضوع دیگری است که به عنوان تبیین موضوع در این جا بیان شده است.

    2. بین راههایی که در پیش روی زن اسیر است، آن چه اسلام انتخاب کرده است مناسبترین آنها است. کشتن، رهایی، و یا اسیر ماندن و برای همیشه بدون شوهر بودن، ظالمانه و غیر عادلانه است.

    ضمنا اسلام قانون کلی نداده که در هر جنگی می توان اسیر و کنیز گرفت. اولا مختص به جنگ با کفار است. ثانیا باید با اجازه معصوم باشد لذا در هر جنگی ـ ولو با کفار ـ نمی توان اسیر و کنیز گرفت.

    مطلب دیگر این که خداوند صاحب شریعت است و او حق تشریع و جعل قانون دارد. او است که قانون و حکمی را جعل و تشریع کرده و در اجرا انتخاب موردش را به دست معصوم داده تا اگر به مصلحت بود، انجام دهد.

    لذا در مورد مثال شما باید گفت از طرف خدا بودن و متصل به او بودن ملاک است، اگر کسی بتواند این را ثابت کند که خداوند برای او چنین اجازه ای داده است، مجاز است؛ ولی می دانیم که چنین مشروعیتی ندارد، لذا مجاز نیست.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  21. تشکرها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود