جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: الا به ذکر الله تطمن القلوب یعنی تسبیح به دست گرفتن و یکسره ذکر گفتن ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    الا به ذکر الله تطمن القلوب یعنی تسبیح به دست گرفتن و یکسره ذکر گفتن ؟




    با سلام

    آیا منظور از " الا به ذکر الله تطمئن القلوب "ویا " ذکر الله ذکرآ کثیرا " اینه که تسبیح به دست بگیریم و یک کلمه خاص را مرتب و مکرر تکرار کنیم ( مثلا یا دائم ،‌یا قائم, یا فتاح , یا رزاق ....). آیا منظور از ذکر خدا و یاد خدا بودن همینه ؟ و به این طریق ما بنده مقبول و مطلوب خدا میشیم ؟ یا در پست این ایات مفاهیم عمیقتری نهفته است که باید به آن بپردازیم . ممنون میشم راهنمایی کنید


    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 6


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۵/۲۷ در ساعت ۰۱:۱۰
    يارب نظر تو برنگردد

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسمه تعالی
    باسلام:
    معنای حقیقی ذکر توجه ویاد آوری است که امری است مربوط به قلب انسانی واین الفاظی که بر زبان جاری می کنیم در حقیقت ورد هستند نه ذکر والبته چون این الفاظ وسیله وعاملی هستند جهت توجه قلبی از باب تسمیه اسم مسبب بر سبب به آنها ذکر می گویند
    پس مراد از ذکر در این نوع بیانات توجه درونی به حق تعالی است یعنی همان امری که اولیا الهی واهل معرفت از آن تعبیر به حضور عندالله می کنند.انسان باید دائم خود را در محضر حق تعالی ببیند وبداند. ودر عین حال که مشغول فعالیت وتلاش های روز مره ودنیاوی خود است از وجود وشهود باریتعالی غفلت ند اشته باشد
    وبه تعبیر جناب سعدی:هرگز وجود حاضر وغائب شنیده ای/من در میان جمع ودلم جای دیگراست
    وبه تعبیر حضرت علامه حسن زاده آملی در کلمه 168 هزار ویک کلمه:تن به دنیا دار ودل به مولی
    موفق باشید


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    بنام خدا
    دراين مقال ياد شعر شيخ اجل افتادم كه فرمود:
    فضل خدای را که تواند شمار کرد؟

    یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟


    آن صانع قدیم که بر فرش کائنات

    چندین هزار صورت الوان نگار کرد


    ترکیب آسمان و طلوع ستارگان

    از بهر عبرت نظر هوشیار کرد


    بحر آفرید و بر و درختان و آدمی

    خورشید و ماه و انجم و لیل و نهار کرد


    الوان نعمتی که نشاید سپاس گفت

    اسباب راحتی که نشاید شمار کرد


    آثار رحمتی که جهان سر به سر گرفت

    احمال منتی که فلک زیر بار کرد


    از چوب خشک میوه و در نی شکر نهاد

    وز قطره دانه‌ای درر شاهوار کرد


    مسمار کوهسار به نطع زمین بدوخت

    تا فرش خاک بر سر آب استوار کرد


    اجزای خاک مرده، به تأثیر آفتاب

    بستان میوه و چمن و لاله‌زار کرد


    این آب داد بیخ درختان تشنه را

    شاخ برهنه پیرهن نوبهار کرد


    چندین هزار منظر زیبا بیافرید

    تا کیست کو نظر ز سر اعتبار کرد


    توحیدگوی او نه بنی آدمند و بس

    هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد


    شکر کدام فضل به جای آورد کسی؟

    حیران بماند هر که درین افتکار کرد


    گویی کدام؟ روح که در کالبد دمید

    یا عقل ارجمند که با روح یار کرد


    لالست در دهان بلاغت زبان وصف

    از غایت کرم که نهان و آشکار کرد


    سر چیست تا به طاعت او بر زمین نهند؟

    جان در رهش دریغ نباشد نثار کرد


    بخشنده‌ای که سابقهٔ فضل و رحمتش

    ما را به حسن عاقبت امیدوار کرد


    پرهیزگار باش که دادار آسمان

    فردوس جای مردم پرهیزگار کرد


    نابرده رنح گنج میسر نمی‌شود

    مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد


    هر کو عمل نکرد و عنایت امید داشت

    دانه نکاشت ابله و دخل انتظار کرد


    دنیا که جسر آخرتش خواند مصطفی

    جای نشست نیست بباید گذار کرد


    دارالقرار خانهٔ جاوید آدمیست

    این جای رفتنست و نشاید قرار کرد


    چند استخوان که هاون دوران روزگار

    خردش چنان بکوفت که خاکش غبار کرد


    ظالم بمرد و قاعدهٔ زشت از او بماند

    عادل برفت و نام نکو یادگار کرد


    عیسی به عزلت از همه عالم کناره جست

    محبوبش آرزوی دل اندر کنار کرد


    قارون ز دین برآمد و دنیا برو نماند

    بازی رکیک بود که موشی شکار کرد


    ما اعتماد بر کرم مستعان کنیم

    کان تکیه باد بود که بر مستعار کرد


    بعد از خدای هرچه پرستند هیچ نیست

    بی‌دولت آنکه بر همه هیچ اختیار کرد


    وین گوی دولتست که بیرون نمی‌برد

    الا کسی که در ازلش بخت یار کرد


    بیچاره آدمی چه تواند به سعی و رنج

    چون هرچه بودنیست قضا کردگار کرد


    او پادشاه و بنده و نیک و بد آفرید

    بدبخت و نیک بخت و گرامی و خوار کرد


    سعدی به هر نفس که برآورد چون سحر

    چون صبح در بسیط زمین انتشار کرد


    هر بنده‌ای که خاتم دولت به نام اوست

    در گوش دل نصیحت او گوشوار کرد


    بالا گرفت و دولت والا امید داشت

    هر شاعری که مدح ملوک دیار کرد


    شاید که التماس کند خلعت مزید

    سعدی که شکر نعمت پروردگار کرد




    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسمه تعالی

    جمع بندی

    ذکر
    پرسش:

    آیا منظور از " الا به ذکر الله تطمئن القلوب "ویا " ذکر الله ذکرآ کثیرا " اینست که تسبیح به دست بگیریم و یک کلمه خاص را مرتب و مکرر تکرار کنیم ( مثلا یا دائم ،‌یا قائم, یا فتاح , یا رزاق ....). آیا منظور از ذکر خدا و یاد خدا بودن همینست ؟ و به این طریق ما بنده مقبول و مطلوب خدا میشیم ؟ یا در پشت این ایات مفاهیم عمیقتری نهفته است که باید به آن بپردازیم .


    پاسخ:


    معنای حقیقی ذکر توجه ویاد آوری است که امری است مربوط به قلب انسانی واین الفاظی که بر زبان جاری می کنیم در حقیقت ورد هستند نه ذکر والبته چون این الفاظ وسیله وعاملی هستند جهت توجه قلبی از باب تسمیه اسم مسبب بر سبب به آنها ذکر می گویند
    پس مراد از ذکر در این نوع بیانات توجه درونی به حق تعالی است یعنی همان امری که اولیا الهی واهل معرفت از آن تعبیر به حضور عندالله می کنند.انسان باید دائم خود را در محضر حق تعالی ببیند وبداند. ودر عین حال که مشغول فعالیت وتلاش های روز مره ودنیاوی خود است از وجود وشهود باریتعالی غفلت ند اشته باشد
    وبه تعبیر جناب سعدی:هرگز وجود حاضر وغائب شنیده ای/من در میان جمع ودلم جای دیگراست
    وبه تعبیر حضرت علامه حسن زاده آملی در کلمه 168 هزار ویک کلمه:تن به دنیا دار ودل به مولی



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود