صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نقش روحانیت در جامعه امروز

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۵
    نوشته
    84
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    4

    نقش روحانیت در جامعه امروز




    دوستان عزيز به خصوص طلاب محترم!
    همانطور که همه مي دانيم روحانیت در جامعه اسلاميمان یك سلسله نقش‌های دیرینه را بر عهده داشته است؛ از سال‌ها و ده‌ها سال و قرن‌ها پیش. به نظر شما مهمترين اين نقش‌ها چه مي باشد؟

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10



    باسلام .من شروع می کنم....بسم الله الرحمن الرحیم
    نقش روحانيت در مورد جوانان , ارشاد و راهنمايي است , هم اكنون روحانيان بسيار در مدارس كشور اقامه نماز و سخنراني دارند. طرح هجرت پنج هزار طلبه را براي كلاس هاي تابستاني اعزام مي كند, درجبهه و جنگ نقش بيشتري را ايفا مي كردند اساتيد معارف در دانشگاه با تدريس خود به جوانان خدمت مي كنند, ولي در كنار ارشاد, مشكلات اقتصادي , تحصيلي , بيكاري و فقدان تربيت صحيح بايد حل و فصل بشود.

    نطقم خوب بود؟؟؟...
    ویرایش توسط شهيدان : ۱۳۸۷/۰۴/۰۷ در ساعت ۰۰:۰۲
    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم

  5. تشکرها 3


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۵
    نوشته
    84
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    4



    با تشکر از جناب شهيدان
    يکي از مهمترين اين نقش ها را مي توان نقش بیان اسلام اصیل برای جامعه دانست. اگر مردم بخواهند بفهمند دینشان، اسلامشان، قرآنشان، كتابشان، سنتشان، عقاید اسلامی و احكام اسلامی و اخلاق اسلامی چه گفته است، به روحانی مراجعه می‌كنند.
    وظیفه ديگر تحقیق درباره اسلام است چراکه اسلام شناس، مجتهد، صاحب نظر، مرجع و كسانی كه صلاحیت مرجعیت در زمینه مسائل اسلامی را داشته باشند در درجه اول باید از حوزه‌های علوم اسلامی و از حوزه‌های روحانیت بیرون بیایند.

  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10



    جامعه منهاي روحانيت يعني جامعه اي كه روحانيت در آن محدود و محصور و كنار گذاشته شده باشد و دخالتي در حكومت و سياست آن جامعه نداشته باشد. اين شعار همه كساني است كه با ((حاكميت ديني)) در جامعه مخالف هستند.نيروهاي ضد دين و خدا و نيروهاي ملي مذهبي كه دين را براي اداره جامعه نميدانند و تفكرجدايي دين از سياست دارند هم صدا با دشمنان اين شعار را كم و بيش داشته اند.

    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم

  9. تشکرها 2


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10



    روحانيت عظيم الشأن در جهان تشيع، از عظمت و قداست بسيار بالا و والايي برخوردار بوده، و پرچمدار نهضت ها و مبارزات ضدّ استكباري و ضدّ استبدادي در دوره هاي مختلف تاريخ بوده است. نگاهي كوتاه و اجمالي به سابقة درخشان روحانيت، نشانگر اين حقيقت است. نهضت مشروطه، ملّي شدن صنعت نفت، نهضت تنباكو، مبارزات سيدجمال الدين اسدآبادي، و بالاخص انقلاباسلامي ايران به رهبري امام خميني( ، حاصل و نتيجه فعاليت مبارزاتي و هدايتگر روحانيت است.
    اما به نظر مي رسد پس از پيروزي انقلاب اسلامي، به چند دليل عمده روحانيت آنگونه كه بايد، نتوانسته است پاسخگوي جامعه، بخصوص نسل جوان باشد :
    1.با پيروزي انقلاب اسلامي، و تشكيل حكومت اسلامي، و حاكميت اسلام و مقررات بر شؤون كشور، بسياري از رسانه ها از جمله صدا و سيما، روزنامه، مجلات، و ... ، فعاليت هاي فرهنگي و تبليغي را كه قبل از انقلاب به عهده روحانيت بود، در برنامه كاري خودشان قرار دادند. لذا بخشي از اعضاي جامعه، با بهره برداري از اين رسانه ها، خود را بي نياز از برقراري ارتباط با روحانيت ديدند، و كمتر در مجالس و محافل حضور يافتند، و مساجد كم رونق شد. از سوي ديگر برادران روحاني نيز كه با عدم استقبال مردمي مواجه شدند، براي برقراري ارتباطي دوستانه تلاش نكردند، و چنين احساسي در آنها نيز بوجود نيامد. شايد ضرورتي نميديدند كه همانند گذشته فعّال و پرتلاش باشند، چون احساس مي كردند كه ساير دستگاهها كار آنان را انجام مي دهند. مباحثي كه در سطح رسانه ها مطرح مي شد، با توجه به اين كه از استادان عاليرتبه و مجتهدان والامقام دعوت مي شد، تا به وعظ و خطابه و نگارش مقاله بپردازند، طبعاً گيرايي و استحكام سخن و كلام و قلم آنها، بيش از طلاب جواني بود كه در يك محلّه و از يك مسجد، به وعظ و خطابه مي پرداختند.
    2. متأسفانه برادران عزيز و روحاني، كه انتظار داشتند مردم و جوانان به سوي آنان بروند (همانند قبل از انقلاب)، چون احساس كردند جوانان نمي آيند، آنها نيز براي برقراري ارتباط دوستانه و صميمي ضرورتي احساس نكردند. و نيز در ارائة مواعظ و سخنرانيها، به مطالعه عميق نپرداختند، تا مراجعان و جواناني كه پاي صحبت آنان مي نشينند، احساس كنند مطالب نويي ميشنوند. در اكثر موارد، مسائل و مطالب تكراري كه از رسانه ها شنيده بودند، در مساجد طرح شده، موجب زدگي مردم شده است.
    3. برادران عزيز روحاني، متناسب با پيشرفت و تحول جامعه، متحول نشده اند. و حال آنكه يكي از شرايط واعظ و مبلغ، درك زمانه است. ولي اين اتفاق حاصل نشده، و موجب بي اقبالي جوانان به مجالس و محافل گرديده است.
    4. اشتغالات سياسي، فرهنگي و اداري برخي از روحانيون، و احتمالاً خطاها و اشتباهات آنان، يا حداقل برآورده نساختن خواسته هاي مردم، ـ به حق يا به ناحق ـ موجب شده كه چهره بسياري از افراد خدوم و با تقواي روحاني، نيز خدشه دار شود، و از اقبال مردم به آنان بكاهد.

    اگر قبول ندارید بفرمایید؟؟؟...
    ویرایش توسط شهيدان : ۱۳۸۷/۰۴/۰۷ در ساعت ۱۰:۳۱
    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    495
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    يك دليل رو جا انداختيد:
    عدم هماهنگي بين گفتار و رفتار بعضي از روحانيون در جامعه كه باعث بدبيني بعضي از مردم به اين قشر شده

  12. تشکر


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    21
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    صحبت های اینجانب تنها جنبه اننتقادی دارد
    "شهیدان" عزیز خیلی راحت از کوتاهی روحانیون صحبت مینمایید و مثل اینکه وظیفه آنها را فراموش کرده اید...از سنگینترین وظایف و شاید خطیر ترین وظیفه متوجه آنان است...دوست من امروز بخش عمده (و نه همه)ریشه اکثر و شاید همه مشکلات ما از کمبود دین است...هنگامی که سخن از روحانیت در به میان می آید بحث "تخصص در دین" مطرح میشود...
    همین چند وقت پیش یک ساختمان فرو ریخت و مهندسین آن مواخذه شدند،ولی حال که خانه ایمان ما فرو ریخته چه کسی مسئول اس؟.چه کسی وظیفه ساخت آن را بر عهده داشته است؟خودمان را با جامعه دینی گول نزنیم،جامعه ما به بیراهه میرود ،ولی هنوز دیر نشده... دوست من وقتی میار مناسبی برای انتخاب روحانیون نباشد ...
    این مساله باز هم جای بحث دارد


  14. تشکر


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10



    دوست عزیز
    من چون خودم حوزوی هستم بهتر با این مسائل آشنا هستم.در مورد تخصص هم که فرمودید؛کاملا درست گفتید ولی بحمدلله درسالهای احیر کارهای بسیاری در این زمینه صورت گرفته .الان در اکثر رشته های دینی دوره ها ی تخصصی راه افتاده وطلاب عزیز براساس علاقه مندیشون در این رشته های تخصصی شرکت می کنند ودوره های کار شناسی؛ کارشناسی ارشد ودکترای رشته مربوطه را می گذرانند.
    امروزه از لخاظ علمی کم نداریم .
    نکته دیگر اینکه:ما نباید این طور فرهنگ سازی کنیم که روحانی باید دنبال مردم بدود والتماس کند تا مردم چند دقیقه پای حرفهای او بنشینند ویا....بلکه باید ضرورت آشنایی با دین رابرای مردم جاا انداخت که خودشان برای خودشان دل بسوزانند.ودنبال یادگیری مسائل دینیشان بروند.
    ویرایش توسط شهيدان : ۱۳۸۷/۰۶/۲۶ در ساعت ۱۴:۰۹
    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم

  16. تشکر


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    21
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    درست است بحث من این نیست، بلکه حرف من این است که با وجود لزوم پیشرفت دین با شرایط این عمر محقق نشده(همانطور که میدانید پیشرففت در این 30 سال مقایسه با گذشته نیست) از نظر من بزرگترین مشکل همینجاست... و مسئولیت عمده آن هم با روحانیون است...
    این مساله باز هم جای بحث دارد

  18. تشکر


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    36 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام آنكه جان را فكرت آموخت
    شايد به نظر برسد كه شايسته تر آن باشد كه اظهار نظر در اين باره را به خود روحانيون واگذاريم ولي من هم به عنوان كاربري ساده مطلبي به ذهنم آمده كه مي نويسم
    من معتقد نيستم كه روحانيون هيچ كوتاهي نكرده و نمي كنند ولي به نظرم اگر از آن طرف بخواهيم همه تقصيرها را هم به گردن روحانيون بيندازيم هم غير منصفانه است :
    به چند نمونه توجه كنيد:
    1- مگر روحانيون و حتي مراجع اين همه تاكيد نكردند كه قمه زني نشود آيا مومنان و خوبان و همانان كه پاي منابر مي نشينند همگي قبول كردند ؟
    2- مگر روحانيون و حتي برخي مراجع به برخي از برنامه هاي صدا و سيما بارهاي بار اعتراض نكردند كه نمونه اخير آن اعتراض به سريال حضرت يوسف است. مگر صدا و سيما توجه كرد ؟
    3- مگر روحانيون چه قدر بودجه دارند كه از آنان انتظار ميرود به تنهايي بتوانند با اين ناتوي فرهنگي غرب مقابله كنند
    - آيا مي دانيد طلاب حوزه هاي علميه - اگر منصب دولتي نداشته باشند ، كه غالب طلاب چنين اند - هيچ حقوقي از دولت دريافت نمي كنند؟
    - آيا مي دانيد ميانگين حقوق طلبه اي كه بيش از ده سال در حوزه درس خوانده از ميانگين حقوق كارمندان بسيار و بسيار كمتر است ؟
    -آيا مي دانيد كه فراروي روحانيون هم اكنون دهها جبهه گشوده شده كه نبرد در همه اين جبهه ها بسيار مشكل است ؟
    - آيا مي دانيد كه وهابيت با هزينه هاي ميلياردي و با توسل به انواع و اقسام روشهاي معقول و غير معقول و گاه دروغ پردازي ، ترور و.... به جنگ تشيع آمده و در حال حاضر تقريبا تنها سپاهي كه در برابرش ايستاده طلاب حوزه ها هستند ؟
    -براستي آيا تا كنون با خود انديشيده ايد كه متوسط هزينه راه اندازي شبكه هاي ماهوارهاي بيشتر است يا هزينه هاي مردمي كه در اختيار حوزه قرار دارد ؟
    و...
    شرح اين هجران و اين خون جگر
    اين زمان بگذار تا وقت دگر

    به نظر من اگر همه اين موارد را در كنار هم بگذاريم ، حوزه تا كنون خوش درخشيده است هر چند انتظار بيشتري از او ميرود


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود