صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مهمترین دلیل امامت حضرت علی (ع)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    513
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مهمترین دلیل امامت حضرت علی (ع)




    مهم ترین دلیل قرانی امامت حضرت علی (ع) چیست ؟؟؟؟؟؟

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : مهمترین دلیل امامت حضرت علی (ع)




    به نام خدا
    با عرض سلام
    براي اثبات امامت علي بن ابيطالب(علیه السلام ) به آياتي از قرآن استدلال شده و از جمله آنها اين آيه شریفه است:
    انما ولیکم الله و الذین امنو الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و هم راکعون
    يعني: سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند. (سوره مائده, آيه 55)
    مفسرين سني و شيعي اتفاق دارند كه این ايه در شان على‌بن‌ابيطالب نازل شده است و روايات كثيري از عامه و خاصه نيز بر آن دلالت دارد.
    ابوذر غفاري یار صدیق حضرت رسول اعظم (صلی الله علیه و اله )م می گوید روزي نماز ظهر را با پيغمبر خوانديم سائلي از مردم تقاضاي كمك نمود ولي كسي عطایی ننمود سائل دستش ر ا به آسمان بلند كرده گفت : خدايا شاهد باش در مسجد پيغمبر كسي به من چيزي نداد على‌بن‌ابيطالب(علیه السلام ) در حال ركوع بود با انگشتش به سائل اشاره كرد او انگشتر را از دست آن حضرت گرفت و رفت.
    پيغمبر اكرم(صلی الله علیه و اله ) كه جريان را مشاهده مى‌فرمود سرش را به جانب آسمان بلند كرده عرضه داشت: خدايا برادرم موسي به تو گفت: خدايا شرح صدري به من عطا كن و كارهايم را آسان گردان و زبان گويايي به من بده تا سخنانم را بفهمند و برادرم هارون را وزير و كمك من قرار بده پس وحي نازل شد كه ما بازوي تو را به واسطه برادرت محكم مى‌گردانيم و نفوذ و تسلطي به شما عطا خواهيم نمود. خدايا من هم پيغمبر تو هستم صدري برايم عطا كن و كارهايم را آسان گردان و علي را وزير و پيشتيبانم قرار بده
    ابوذر مى‌گويد: هنوز سخن پيغمبر تمام نشده بود كه این آيه(ایه 55 سوره مائده ) نازل گشت
    بحراني در كتاب غاية المرام , ص 103، 24 حديث از كتب عامه(اهل تسنن ) و 19 حديث از كتب خاصه(شیعه ) در شأن نزول آيه نقل كرده است.
    در پناه حق باشید
    ویرایش توسط zare : ۱۳۸۶/۰۲/۱۶ در ساعت ۱۶:۴۵

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : مهمترین دلیل امامت حضرت علی (ع)




    با خواندن پاسخ فوق من که قانع نشدم. چرا؟ عرض می کنم
    اگر شیعه معتقد است که اساس و اصل اسلام اتصال نبوت به امامت است و امام علی وجودش برای اسلام حقیقی همچون آب برای درخت اسلام است تا جاییکه گروهی از شیعیان اهل تسنن را به خاطر عدم اعتقاد به امامت کافر می دانستند و ده ها دلیل دیگر بر اهمیت امامت خصوصا مفاد زیارت جامعه کبیره، چگونه می شود که در قرآن هیچ ذکر مستقیمی از امام علی نیامده است.؟ چرا واضح و مبرهن امامت علی و جانشینی پس از پیغمبر توسط ایشان در قرآن نیامده است؟ چرا به جای آوردن آیات روشن و آشکار در اثبات امامت علی و فرزندان معصومش، باید متوسل به آیاتی شویم که در لفافه و کنایه وار سخن از امامت می زنند؟ و ممکن است به گونه های دیگری هم تفسیر شوند. کما این که اهل سنت به گونه ای دیگر تفسیز می کنند. این در حالی است که در مورد چیزهای بسیار جزیی که به هیچ وجه جز اصول دین و حتی فروع دین هم شمرده نمی شوند در قرآن سخن رفته است. برای مثال نوبت های همخوابگی پیامبر با زنانش و یا بریده شدن دست ابولهب و یا ....

  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    513
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : مهمترین دلیل امامت حضرت علی (ع)




    به نام خدا
    با عرض سلام
    اقا كوروش قران مجيد عمدتا به شخصيت ممتاز امامان معصوم (عليهم السلام ) پرداخته نه به شخص ان بزرگواران و اين شيوه بيان حكمتهاي متعددي دارد كه در پست بعدي خدمتتان عرض خواهم نمود
    يا حق

  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : مهمترین دلیل امامت حضرت علی (ع)




    با سلام خدمت کاربر گرامی، سخن آشنا
    اتفاقاً همین پرداختن به شخصیت امامان و نه شخص آنان مشکل ساز شده است. مشکل از آن جا پیش آمد که هر کس بنا به معتقدات خود که مبتنی بر مسائل بسیاری بوده است از این توصیفات و کنایات قرآنی صید مصداق خود کرده است.
    هنگامی که " محمد حنفیّه " وفات یافت، پیروانش که " کیسانیه " نامیده می شوند، گفتند او نمرده و پس از مدتی ظهور خواهد کرد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد.
    پس از امام محمد باقر برادرش زید را امام نامیدند و گفتند او نمرده بلکه روزی ظهور خواهد کرد. پیروانش را زیدیه نامیدند.
    پسر امام صادق، اسماعیل، را امام نامیدند و با مرگش سلسله امامت را پایان یافته تلقی کردند. این عده را اسماعیلیه نامیدند.
    حال خود قضاوت کنید اگر واضح و آشکار از نام و کنیه امامان در قرآن سخن رفته بود بگونه ای که جای چند و چون در آن نمی ماند چه جای این همه تشتت و خونریزی. هر کدام از فرقه هایی که نام بردم و آنهایی که نام نبردم توصیفت قرآنی را بر امام خویش نیز منطبق می دانستند. این است اشکال اساسی پرداختن به توصیفات کلی و کنایی بجای ذکر مستقیم نام امامان و مشخصات آنها.

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۵
    نوشته
    742
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 6 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    119

    پرسش نقل قول : مهمترین دلیل امامت حضرت علی (ع)




    هر چند در قرآن آياتى وجود دارد كه به گفته شيعه و اهل سنت ، جز بر على (عليه السلام)و برخى ديگر از امامان(عليهم السلام)بر هيچ كس ديگرى قابل انطباق نيست ; همچون آيه ولايت (مائده ، 55) ، آيه مباهله (آل عمران ، 61) و.. . ولى به خاطر مصالحى نام آنان بصراحت در قرآن نيامده است . يكى از دليل هاى نيامدن نام امامان(عليهم السلام)در قرآن اين است كه قرآن تنها كليات مسائل را بيان كرده و تبيين جزئيات آن ، به پيامبر(صلى الله عليه وآله) واگذار شده است . شخصى به نام ابى بصير گويد : از امام صادق (عليه السلام)پرسيدم : مردم مى گويند چرا از حضرت على (عليه السلام) و اهل بيت او نامى در قرآن كريم نيامده است ؟ امام(عليه السلام)فرمودند : به كسانى كه چنين اعتراضى مى كنند ، بگوييد همان گونه كه نماز در قرآن آمده ، ولى سه يا چهار ]ركعت [ بودن آن مشخص نشده و پيامبر(صلى الله عليه وآله)آن را براى مردم تفسير كرد ; همچنين زكات ]در قرآن[ نازل شده ولى مقدار آن مشخص نشده و رسول خدا(صلى الله عليه وآله)آن را براى مردم تفسير كرد و.. . همين طور در قرآن نازل شده است كه «أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول و أولى الأمر منكم ; از خدا و رسولش و اولى الامر اطاعت كنيد .» (نساء ، 59) اين آيه درباره على و حسن و حسين (عليهم السلام)نازل شده و پيامبر(صلى الله عليه وآله)فرمود : هر كه من مولاى اويم ، پس على مولاى اوست . ]يعنى همان گونه كه تفسير جزئيات نماز ، زكات و حج به پيامبر(صلى الله عليه وآله)واگذار شده كه دستورهاى الهى را به مردم ابلاغ كنند ، معرفى اولى الامر نيز به ايشان واگذار شده و پيامبر(صلى الله عليه وآله)نيز آنها را به مردم معرفى كردند . [سپس امام صادق(عليه السلام)ساير آيات و رواياتى را كه در اين باره آمده فرموده است .•
    يكى ديگر از حكمتهاى نيامدن نام على (عليه السلام) و اهل بيت(عليهم السلام) در قرآن اين است كه در اين كتاب الهى ، آياتى درباره اهل بيت (عليهم السلام)نازل شده كه بسان تصريح به نام آنان و بهتر از تصريح است ; مانند آيه 55 سوره مائده كه مى فرمايد : «ولىّ و سرپرست شما تنها خداوند و پيامبرش و افراد مؤمن هستند . افراد مؤمنى كه نماز برپاى داشته و در حال ركوع زكات مى دهند .» دانشمندان شيعه و اهل سنت نقل كرده اند كه فقط حضرت على (عليه السلام) در حال ركوع انگشتر خود را به فقير داد .• در نتيجه تفاوتى نداشت كه خداوند متعال بفرمايد : «سرپرست شما خداوند و رسولش و حضرت على (عليه السلام)هستند يا اينكه صفاتى را از آن حضرت نقل كند كه منحصر به فرد و تنها بر حضرت على (عليه السلام) منطبق باشد .» و كسى كه به دنبال حقيقت باشد از هر دو گفتار يك مطلب را مى فهمد ; با اين تفاوت كه اگر نام حضرت على (عليه السلام) بصراحت در قرآن مى آمد ، به احتمال قريب به يقين نااهلان قرآن را تحريف كرده ، به خاطر دشمنى با آن حضرت و محو و حذف نام ايشان از قرآن ، در قرآن دست مى بردند ; چنان كه تا مدتى تدوين احاديث پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) را به همين منظور ممنوع كردند ; ولى در صورتى كه با ذكر اوصاف گفته شود ، ديگر افراد نااهل دست به تحريف آيات قرآن نزده و ولايت اميرمؤمنان على (عليه السلام)نيز براى حقيقت جويان روشن مى شود .
    شيعه و اهل سنت متفقند كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود : من از ميان شما مى روم و دو چيز گرانبها در بين شما به يادگار مى گذارم كه اگر به آن دو متمسك شويد ، هيچ گاه گمراه نمى شويد . كتاب خدا و اهل بيتم . خداوند دانا به من خبر داده كه اين دو هيچ گاه از يكديگر جدا نمى شوند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند .•
    ولى عدّه اى چون عمربن خطاب در مريضى منجر به وفات پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرياد برآوردند كه كتاب خدا ما را كافى است و اجازه ندادند وصيت پيامبر(صلى الله عليه وآله) نوشته شود ; چون مى دانستند كه مى خواهد درباره اهل بيتش وصيت كند .•
    پس يقين بدانيد كه اگر حتى در يكصد آيه بصراحت نام حضرت على (عليه السلام) مى آمد ، اين عدّه آن آيات را از قرآن حذف كرده ، مى گفتند : بقيه قرآن ما را كافى است و مردم نادان هم دم برنمى آوردند ; چنان كه به حضرت على (عليه السلام) و حضرت زهرا(عليها السلام)آن همه آزار رساندند و مردم چيزى نگفتند . وانگهى خليفه اوّل و دوم كه صدها روايت از پيامبر(صلى الله عليه وآله) را جمع آورى كرده و همه راسوزاندند .• بعيد نبود كه جهت مطامع دنيايى خود ، بسيارى از آيات قرآن را نيز بسوزانند ; افزون بر آنچه گذشت حكمت هاى ديگرى نيز در نيامدن نام اهل بيت(عليهم السلام)در قرآن وجود دارد كه بيان همه آنها در اين مختصر نمى گنجد .
    در قرآن آياتى وجود دارد كه به گفته شيعه و سنّى درباره امامت و ولايت و عصمت ائمه(عليهم السلام)نازل شده است : از آن جمله مى توان به آيات زير اشاره كرد :
    1 . آيه اولى الامر (نساء ، 59) كه مى فرمايد : «يـأيّها الذين ءامنوا أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول و أولى الأمر منكم ; اى كسانى كه ايمان آورده ايد ، از خدا و پيامبر و اولياى امر خود اطاعت كنيد .»
    2 . آيه تبليغ (مائده ، 67) كه مى فرمايد : «يـأيّها الرسول بلّغ ما أنزل إليك من ربّك و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته ; اى پيامبر آنچه را از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ، ابلاغ كن ، و اگر نكنى پيامش را نرسانده اى .»
    3 . آيه ولايت (مائده ، 55) كه مى فرمايد : «إنما وليكم الله و رسوله و الذين ءامنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكـوة و هم ركعون ; جز اين نيست كه ولىّ شما خداست و رسول او و مؤمنانى كه نماز مى خوانند و همچنان كه در ركوعند انفاق مى كنند .»
    پاورقي ها:
    1 . ر .ك : غاية المرام ، محدّث بحرينى ، ص 265 ، چاپ سنگى ، حديث سوم ، باب 59
    2 . ر .ك : پيام قرآن ، آيت الله مكارم شيرازى ، ج 9 ، ص 201 ـ 213 ، انتشارات مدرس
    3 . تنها در غاية المرام ، ص 211 ـ 235 ، 82 منبع از اهل سنت و 39 منبع از شيعه آمده است
    4 . اجتهاد در مقابل نص ، سيدعبدالحسين شرف الدين ، ترجمه على دوانى ، ص 167 ـ 181
    5 . ر .ك : اجتهاد در مقابل نص ، همان ، ص 156 ـ 162 .
    http://sshams.andishvaran.ir/fa/scholarmainpage.html
    صفحه شخصی


  10. تشکر


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۵
    نوشته
    742
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 6 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    119

    راهنما نقل قول : مهمترین دلیل امامت حضرت علی (ع)




    نقل قول نوشته اصلی توسط سخن اَشنا نمایش پست
    مهم ترین دلیل قرانی امامت حضرت علی (ع) چیست ؟؟؟؟؟؟
    همان طور كه مستحضريد و از ممارست و مطالعه دقيق قرآن مجيد به دست مى آيد ، اين كتاب پر ارج آسمانى در بيان دستورهاى خود ، شيوه مخصوص دارد كه بيان به شكل كلّى و بسيط است و سپس خداى تعالى تبيين و تفسير آن را به عهده رسول خدا(صلى الله عليه وآله) قرار داده ; «و أنزلنآ إليك الذّكر لتبيّن للنّاس ما نزّل إليهم » (نحل ، 44)
    نظير دستور كلّى نماز «أقيموا الصلوة» و زكات «ءاتواالزكوة» و حج «و للّه على الناس حجّ البيت من إستطاع إليه سبيلا» و.. . كه بيان تعداد ركعات نماز و يا بيان حدّ و نصاب زكات و توضيح هفت دور طواف و كيفيت حج ، همه اينها را پيامبر اكرم براى مسلمانان تفسير و تشريح فرمود كه هيچكدام از توضيحات آن حضرت در قرآن به نحو ريز و جزئى ذكر نشده ، بلكه به نحو اجمال و كلّى و سربسته ذكر شده است .
    مسأله امامت امامان اثنى عشر كه اوصياى گرامى پيغمبر اسلام هستند نيز با همين شيوه در قرآن ذكر و اثبات شده كه حدود 84 آيه به امامت امامان معصوم(عليهم السلام) دلالت دارند از جمله آيات ، 59 از سوره نساء «أطيعوا الله.. . و أولى الأمر منكم » «فسـلوا أهل الذّكر إن كنتم لاتعلمون » (نحل ، 43 ; انبيا ، 7) «اتّقوا اللّه و كونوا مع الصّـدقين » (توبه ، 119) «إنّما وليّكم اللّه و رسوله و الّذين ءامنوا.. .» (مائده ، 55) «يريد اللّه ليذهب عنكم الرّجس أهل البيت » (احزاب ، 33) و همچنين آيه تطهير و مباهله و غيره كه اين آيات را پيامبر اكرم به ائمه اثنى عشر معصومين(عليهم السلام) تفسير و تك تك آنها را با نام و نشان و خصوصيات براى مسلمانان معرفى كردند كه از جمله آن اين حديث مشهور ، به نقل از جابربن عبدالله انصارى است : جابر مى گويد : خدمت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) رسيدم ; در حالى كه تازه آيه 59 از سوره نساء نازل شده بود . عرض كردم : يا رسول الله ، خدا و رسول خدا را شناختيم و اطاعت مى كنيم . امّا اولى الامرى كه در اين آيه آمده كيانند كه اطاعتشان همچون اطاعت شما و خداوند بر ما واجب شده است ؟
    پيامبر گرامى فرمودند : «اى جابر! اولى الأمر ، جانشينان من و امامان مسلمانان بعد از منند كه اوّل آنها على ، فرزند ابوطالب ، سپس حسن ، بعد حسين ، بعد على فرزند حسين ، سپس محمّد فرزند على ـ كه در كتاب آسمانى تورات به باقر مشهور است و تو ايشان را خواهى ديد و وقتى ديدى ، سلامم را به او برسان ـ سپس صادق جعفر فرزند محمّد سپس از آن موسى فرزند جعفر بعد على فرزند موسى ، سپس محمّد فرزند على ، بعد على فرزند محمّد پس از آن حسن فرزند على ، سپس هم نام من و هم كنيه ام حجت خدا در زمين و باقيمانده خدا در ميان بندگانش فرزند حسن بن على ، همان شخصى كه خداوند به وسيله او مشارق و مغارب زمين را فتح مى كند و او از پيروانش غايب مى شود . در زمان غيبت آن حضرت كسانى در اعتقاد به امامت او ثابت قدم مى مانند كه خداوند دلهايشان را با ايمان امتحان كرده است .•
    در روايتى ديگر از ابوبصير نقل شده كه به امام باقر(عليه السلام) عرض كردم ! مردم (اهل سنت ) به ما اعتراض مى كنند كه اگر امامان حقّند ، چرا خدا نامى از آنها در قرآن نبرده است ؟ امام باقر فرمود : در پاسخ آنها بگوييد : خدا نماز را بر پيغمبر(صلى الله عليه وآله) نازل كرد و اسمى از سه يا چهار ركعت آن نبرد تا اينكه رسول خدا آن را توضيح داد و نيز فريضه حج را نازل فرمود ، ولى تعداد طواف هاى هفتگانه آن را نازل نكرده تا پيغمبر(صلى الله عليه وآله) آن را تفسير كرد ; همين طور است امامت ما ; خداوند آيه «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم » را نازل و پيامبر أولواالأمر را به ائمه اثنى عشر تفسير فرمود و اگر ساكت مى شد و بيان نكرده بود ، آل عباس و آل عقيل و يا ديگران مدعى مى شدند كه مراد از اولى الأمر ماييم .. .»•
    پاورقي ها:
    1 . كتاب كمال الدين ، باب نص الله عزوجل على القائم ، ص 253 .
    2. تفسير عياشى ، ذيل آيه 59 سوره نساء .
    http://sshams.andishvaran.ir/fa/scholarmainpage.html
    صفحه شخصی


  12. تشکر


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۶
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : مهمترین دلیل امامت حضرت علی (ع)




    با سلام
    نوشته ايد : " قرآن تنها كليات مسائل را بيان كرده و تبيين جزئيات آن ، به پيامبر(صلى الله عليهوآله) واگذار شده است ."
    اين سخن در بدايت امر معقول و منطقي مي نمايد ولي نشان از آن دارد كه كامنت هاي قبلي مرا به دقت نخوانده ايد. اگر قرآن در بيان همه مسايل جانب كليات را مي گرفت و امر تبيين جزييات را به پيامبر وامي گذارد بحثي نبود. ولي مشكل آنجاست كه در قرآن جزيياتي مي بينيم كه در قياس با تبيين مسئله جانشيني پيامبر بطور اعم و تبيين جايگاه ديگر امامان بطور اخص، به هيچ روي مسئله اي جدي و حياتي به شمار نمي رود. نوبت هاي همخوابگي پيامبر با زنانش آيا جز اصول دين است يا فروع دين؟ اين كه خداوند خشم خود را نسبت به يك بنده بي مقدار و فاني همچون ابو لهب با آن شدت و حدت بيان مي كند در قياس با مسئله ي امامت از چه درجه اي از اهميت برخوردار است؟ اين كه ذوالقرنين كه بود و چه كرد با آن طول و تفصيلش جز اصول دين است يا فروع دين؟ اين كه پيراهن يوسف از عقب دريده شد يا از جلو جز اصول دين است يا فروع دين؟ اين كه تعداد اصحاب كهف چهار نفر بودند يا پنج نفر يا شش نفر يا هفت نفر جز اصول دين است يا فروع دين؟ اين كه مورچه به سليمان چه گفت و سليمان خنديد يا لبخند زد جز اصول دين است يا فروع دين؟ هنوز بنويسم يا كافيست؟ ببينيد در قرآن جزيياتي آمده است كه در قياس با مسئله امامت كه حقايق تكان دهنده ي آن را در زيارت جامعه كبيره مي خوانيم ، فاقد اهميت است. امامي كه قطب عالم امكان است و به يمن وجود اوست كه حتي ( بكم ينزل الغيث ) و به يمن وجود اوست كه خداوند شناخته مي شود و دين اسلام كامل مي شود ( اكملت لكم دينكم ) چگونه مي شود كه تببين مشخصات دارندگان چنين مقامي و توصيف وي‍ژگي هاي شخصيت آنها در قرآن نيايد آنگاه جزيياتي همانند جزييات فوق در كتاب آسماني ما بيايد؟ چگونه مي شود كه آن جزييات و جزييات بي شمار ديگر را كه من در اين جا ذكر نكردم را ناديده مي گيريد آنگاه به امامت كه مي رسيد مي نويسيد: " قرآن تنها كليات مسائل را بيان كرده و تبيين جزئيات آن ، به پيامبر(صلى الله عليهوآله) واگذار شده است ." اگر كمي واقع بيني و دوري از تعصب را پيشه خويش كنيم چنين نمي نويسيم.
    نوشته ايد: " يكى ديگر از حكمتهاى نيامدن نام على (عليه السلام) و اهل بيت(عليهم السلام) در قرآناين است كه در اين كتاب الهى ، آياتى درباره اهل بيت (عليهم السلام)نازل شده كهبسان تصريح به نام آنان و بهتر از تصريح است."
    سخن در همين است كه اين عدم تصريحات و آياتي كه كنايه وار درباره ي امامان نازل شده ( البته به زعم شيعه ) مورد قبول اهل سنت نيست. و اگر هم در پاره اي موارد مورد قبول باشد آنگونه كه ما اهل بيت را مي فهميم آنها نمي فهمند. هر كس صاحبان امر را بگونه اي مي فهمد زيرا هر كس از آن صيد مصداق خود مي كند. نمي توان هم گفت به جهنم كه نفهمند. عمده سخن اين كه چرا در قرآن بطور واضح و آشكار از امامت و شخص امامان سخن نرفت تا اكنون بيش از يك ميليارد مسلمان به زعم شيعه راه را اشتباه نروند. اهل سنت حتي عصمت پيامبر را به گونه اي ديگر مي فهمند. آنها معتقدند كه پيامبر تنها هنگام ابلاغ وحي واجد عصمت بوده و در زمانهاي ديگر مانند ديگر مردمان است ( انا بشر مثلكم ). اگر در قرآن به جاي آن همه جزييات از عصمت آنگونه كه شيعه مي فهمد و از جايگاه نبوت و امامت آنگونه كه شيعه مي فهمد بطور آشكار و واضح سخن رانده بود و نام يك يك امامان را با مشخصات غير قابل اشتباهي ذكر مي كرد چه جاي اين كه بيش از يك ميليارد مسلمان به زعم شيعه راه به بيراهه روند؟
    نوشته ايد: " يقين بدانيد كه اگر حتى در يكصد آيه بصراحت نام حضرت على (عليه السلام) مى آمد ،اين عدّه آن آيات را از قرآن حذف كرده ، مى گفتند : بقيه قرآن ما را كافى است."
    لازمه چنين سخني انكار قدرت و توانايي خداوند و انكار سخن خداوند است كه درباره قرآن مي فرمايد ( انّا له لحافظون ). خداوندي كه اين چنين با ادوات تاكيد حفاظت از كلام خويش را بر عهده مي گيرد آيا آنقدر ضعيف مي شود كه نتواند ركن ركين اسلام يعني امامت را در قرآن حفظ كند؟ اگر چنين است پس نعوذبالله خداوند لاف توخالي مي زند و اگر چنين بپذيريم پس بايد درباره ديگر مدعيات خداوند مانند تحدي و دگر موارد نيز شك كنيم. اگر خداوند نتواند كلام خويش را از دستبرد بندگان بي مقدار خويش محافظت كند پس چه جاي تكيه بر او و اميد بستن به او؟


  14. تشکر


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    51
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما نقل قول : مهمترین دلیل امامت حضرت علی (ع)




    بسم الله الرحمن الرحيم
    با سلام و عرض ارادت خدمت دوستان
    1.تذكر اين نكته نيز لازم است كه اصولا،‌ اصول عقايد بايد از طريق براهين عقلي ثابت شود نه نقلي كه دور لازم مي آيد و لذا متكلمين بزرگ شيعه همچون خواجه نصير طوسي در تجريد الاعتقاد و علامه حلي در شرح تجريد ( كشف المراد) از برهان لطف و مانند آن براي اثبات امامت استفاده كردند .
    2. بايد صحنه امتحان در دنيا به طور كامل موجود باشد تا افراد با اختيار تام راه حق را برگزينند اگر قرائن و شواهد به حدي برسد كه اختيار ضعيف شود امتحان كامل نخواهد بود. و انصافا هر كس براي يافتن حق سراغ قرآن و سنت پيغمبر صلي الله عليه وآله و تاريخ اسلام برود و عقل را داور قرار دهد خواهد يافت كه راه هدايت پيروي از اهل بيت و تمسك به اين سفينه نجات است .
    3. اگر بنابود قرآن همه آنچه براي هدايت انسان لازم است را بيان كند ضرورتا بايد در قالب اصول كلي و عام بيان كند، اگر موارد جزيي نيز به ظاهر درقرآن مشاهده مي شود بانگاه دقي مشخص مي شود كه كلي و عام است.
    موفق باشيد
    حسن السئوال نصف العلم

  16. تشکر


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : مهمترین دلیل امامت حضرت علی (ع)




    با عرض سلام خدمت جناب آقای شاهرودی
    من همچنان مواردی را که طی آخرین کامنت گفتم بی پاسخ می بینم.فقط یک سئوال کوچک و آن این که مسئله امامت و جانشینی بعد از پیامبر مهمتر است یا این که شمار اصحاب کهف دقیقاً چند نفر است؟
    من گفتم با واقع بینی و دوری از تعصب پاسخ دهید.
    متشکرم

صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود