جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا از ميان اقوامي چون سرخ پوست و سياه پوست و زرد پوست پيامبري بر نخواسته است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا از ميان اقوامي چون سرخ پوست و سياه پوست و زرد پوست پيامبري بر نخواسته است؟




    سلام

    از ميان اقوامي چون سرخ پوست و سياه پوست و زرد پوست پيامبري بر نخواسته است. و اين با مدعاي ما كه معتقديم براي همه انسان ها پيامبر مي آيد منافات دارد؟

    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 10

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۵/۳۰ در ساعت ۱۲:۰۱
    يارب نظر تو برنگردد

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    24
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نتگرد نمایش پست
    سلام

    از ميان اقوامي چون سرخ پوست و سياه پوست و زرد پوست پيامبري بر نخواسته است. و اين با مدعاي ما كه معتقديم براي همه انسان ها پيامبر مي آيد منافات دارد؟

    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 10
    بنام خدا

    با سلام و ادب
    و تشكر از طرح سؤالتان


    در پاسخ به این سؤال که چرا پيامبران تنها از منطقه ى خاور ميانه برخاستند؛ نوح(عليه السلام) از سرزمين عراق؛ ابراهيم(عليه السلام) در عراق و شام و پس از آن در مصر و حجاز؛ موسى(عليه السلام) در مصر و سپس در فلسطين؛ مسيح(عليه السلام) از شام و فلسطين، و سرانجام پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) در سرزمين حجاز؟ آيا مناطق ديگر جهان به پيامبر نيازى نداشته اند كه پيامبرى براى آنان فرستاده نشده؟؟؟ توجه به چند نکته ضروری است:

    اولا: دليل و شاهدى وجود ندارد كه اثبات كند ساير مناطق جهان از نعمت پيامبر بى بهره بوده اند. شمار بالاى پيامبران در منطقه ى خاور ميانه، دليل بر نبودن پيامبر در سرزمين هاى ديگر نيست. خداوند 124 هزار پيامبر براى بشر فرستاده است[1] و ما تنها نام و سرگذشت برخى از آن ها را مى دانيم[2]؛ چه بسا مناطق ديگر نيز داراى پيامبر بوده اند، ولى ما از آن ها آگاهى نداشته باشيم.

    ثانياً: بر فرض كه دليلى بر وجود پيامبران در ساير مناطق وجود نداشته باشد، ولى نبودن دليل، نبودن آن ها را اثبات نمى كند. (عدم الدليل "يا عدم الوجدان" لا يدل على عدم الوجود).

    ثالثاً: آنچه از روايات و كتب تاريخى به دست مى آيد، عدم انحصار پيامبران در سرزمين هاى ياد شده (در پرسش) مى باشد؛ براى مثال ايران خاستگاه ظهور پيامبران متعددى بوده است كه امروزه قبور برخى از آن ها زيارتگاه مؤمنان است؛ از جمله: مزار حضرت شعيا(عليه السلام) در كنار قبر امامزاده اسماعيل در اصفهان، در اولين مسجدى كه در آن شهر ساخته شده است؛ قبر يوشع(عليه السلام) در اصفهان؛ مزار دانيال(عليه السلام) در شوش خوزستان؛ مزار باقر روبن ـ فرزند يعقوب(عليه السلام) ـ در شمال شهر خرمشهر؛ مزار سه پيامبر در شهر قزوين، از جمله پسر لقمان(عليه السلام)؛ قبر حضرت ارميا در ميامى (در مسير مشهد)؛ قبر قيدار ـ فرزند اسماعيل(عليه السلام) ـ در جنوب زنجان در روستاى قيدار؛ قبر شموئيل(عليه السلام) در ده فرسخى ساوه؛ مزار حيقوق(عليه السلام)در تويسركان[3].

    و يا رسالت حضرت هود (ع) كه افزون بر سرزمين حجاز و عراق، شامل هند و ايران نيز بوده است[4]، و يا ذوالكفل كه در سرزمين روم هدايتگر مردم بوده و در همان جا وفات كرده است[5].

    موارد ياد شده كه براى نمونه ذكر شد، بيانگر آن است كه آگاهى هاى ما از خاستگاه ظهور پيامبران بسيار اندك است: «و ما اوتيتم من العلم الا قليلا[6]؛ و جز اندكى از دانش به شما داده نشده است.»

    رابعاً: از قرآن استفاده مى شود كه خداوند براى هر قوم و ملتى، پيامبر و هادى فرستاده است: (إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْم هاد)؛[7] (اى پيامبر!) تو تنها بيم دهنده اى، و براى هر گروهى هدايت كننده اى است. اين آيه ى شريف به صراحت اعلام مى كند كه هيچ قومى بر روى كره ى زمين از نعمت نبوت و هدايت الهى محروم نبوده و نخواهد بود.

    خامساً: دليل هايى كه ضرورت وجود پيامبران را براى انسان ها به اثبات مى رساند، دليل هايى عقلى و غير قابل تخصيص هستند؛ از اين رو نمى توان ضرورت وجود پيامبران را ويژه ى منطقه اى خاص دانست و مناطق ديگر را مشمول آن دليل ها ندانست.

    بنابراين، آنچه از حکم عقل و نقل (از جمله قرآن و روايات) به دست مى آيد، آن است كه پيامبران در تمامى سرزمين هايى كه محل سكونت انسان ها و تشكيل جوامع بشرى بوده است، حضور داشته و همه ى آن ها در راستاى تحقق هدف خلقت انسان، به وظيفه ى الهى خود عمل مى كرده اند.


    آنچه گفته شد، ضرورت هدايت نبوى را براى انسان ها بيان مى كند، ولى بايد توجه داشت كه تحقق اين هدايت، به وجود پيامبران صاحب كتاب و شريعت مستقل، در تمامى مناطق جهان وابسته نيست؛ از اين رو مانعى ندارد كه اين دسته از پيامبران كه اولواالعزم هستند، تنها در يك منطقه (خاور ميانه) مبعوث شده باشند و پيامبران تبليغى كه مروج دين پيامبر پيش از خود بوده اند، از سوى خداوند در مناطق مختلف جهان به هدايت مردم پرداخته باشند.
    [8]

    گذشته از اینها خداوند در قرآن یکی از شرایط ایمان را بعد از ایمان به خدا و ملائکه و کتب، ایمان به رسالت همۀ پیامبران بر می شمارد. (آمن الرسول بما انزل الیه من ربه والمؤمنون، کل امن بالله و ملائکته و کتبه و رسله لا نفرق بین احد من رسله ...)، [9] بر طبق آنچه از طریق روایات به ما رسیده خداوند 124000 پیامبر برای هدایت و انذار بشر ارسال کرده و به حکم آیات قرآن، خداوند هیچ قوم و ملتی را بدون انذار کننده نگذاشته و این مطلب به حکم عقل و نقل موافق حکمت و عدل الهی و قاعدۀ لطف است.

    به عبارتی اگر خداوند امت هائی را بدون رسول و انذار رها کرده باشد نقض غرض کرده و چون حکمت و عدل الهی در جای خویش ثابت شده، نقض غرض در اراده و افعال الهی راه ندارد از اینرو هیچ قوم و ملتی بدون رسول و انذارکننده نبوده است.

    نتیجه ای که می توان از این بحث گرفت اینکه اگر بدون علم و یقین، و تنها بر اساس گمان و صرف یکسری اطلاعات ظاهری، وجود پیامبران در اقوام گذشته و دور دست را انکار کنیم، نه تنها مخالف حکم عقل و نقل رأی صادر نموده ایم بلکه چه بسا ناخواسته در دام شبهات گرفتار امده و یکی از شرایط ایمان، یعنی ایمان به ارسال رسل و پیامبران الهی (124000 پیامبر) را از دست داده ایم.

    مضافاً اينكه مقتضاي برهان
    حكمت و عدالت و لطف الهي اينست كه هدايت الهي، شامل همه آحاد ملتها باشد. لذا بايد راهي وراي حس و عقل باشد كه بتوان از آن براي هدايت مردم، استفاده كرد. اما فعليت يافتن هدايت افراد مشروط به دو شرط است: يكي آنكه خودشان بخواهند از اين نعمت الهي، بهره‌مند شوند؛ دوم آنكه ديگران موانعي براي هدايت آنان فراهم نكنند. و محروم ماندن بسياري از مردم از هدايت انبيا، بر اثر سوء اختيار خودشان بوده است، چنانچه محروميت بسياري ديگر در اثر موانعي بوده است كه ديگران در راه گسترش دعوت انبيا بوجود آورده‌اند. و مي‌دانيم كه پيامبران الهي همواره براي برداشتن اين موانع مي‌كوشيدند و با دشمنان خدا و بويژه زورمندان و مستكبران به ستيز بر مي‌خاستند و بسياري از ايشان در راه ابلاغ رسالت الهي و هدايت مردم، جان خود را فدا كرده‌اند و در مواردي كه پيروان و ياراني يافته‌اند به جنگ و نبرد نظامي با جباران و ستمگران كه مهمترين عامل ايجاد موانع براي گسترش دين خدا بوده‌اند پرداخته‌اند.[10]

    موفق باشيد ...


    پاورقی______________________________________ _____
    [1]. بنابر ديدگاه مشهور نزد علماى اسلام، مراجعه شود به مقاله ى «تعداد پيامبران».
    [2]. خداوند ـ در قرآن مجيد ـ مى فرمايد: «ورسلا قد قصصنا هم عليك من قبل و رسلا لم نقصصهم عليك؛ و پيش از اين داستان پيامبرانى را بر تو گفتيم و شرح حال پيامبرانى را بر تو نگفتيم» (نساء، 164).
    [3]. تاريخ انبيا از آدم تا خاتم، ص563.
    [4]. همان، ص 191.
    [5]. همان، ص569.
    [6]. اسراء، 85.
    [7]. رعد، 7.
    [8]. براي مطالعه بيشتر ر.ك:
    پایگاه اینترنتی اندیشه قم.
    [9].
    بقره، 285.
    [10]. آيت الله مصباح يزدي، آموزش عقايد، ص185-186.



    ویرایش توسط صفا : ۱۳۹۱/۰۷/۲۵ در ساعت ۰۹:۵۷
    هوالحي

    مفاتيح الجنان، اين كليدهاي بهشتي كه ثمره ي يك عمر تلاش جناب حاج شيخ عباس قمي (رحمه الله) است را وارد زندگي مان كنيم.


    چه تأسف بار است كه آدمي در كنار چشمه ي زلال معارف اهل بيت (ع) كه از طريق دعا و اعمال معنوي (روز و هفته و ماه و سال) بر او وارد شده تشنه و محروم باشد.

    خدايا تو دلهاي ما را به زلال چشمه سارهاي معارف اهل بيت (ع) متصل بفرما. آمين



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود