صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا احادیثی که از نظر محتوا با قران در تنافی اند را نباید پذیرفت ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ایا احادیثی که از نظر محتوا با قران در تنافی اند را نباید پذیرفت ؟




    سلام

    جهت تشخيص حديث صحيح از غير صحيح ، ملاكی که براي ما ارائه شده اين است :هر سخني كه از ما براي شما نقل شد، در صورتي آن را بپذيريد كه با كتاب خدا موافق باشد و اگر با كتاب خدا مخالف بود، آن را نپذيريد؛ چنانكه امام صادق ـ ع ـ مي‌فرمايد: فما وافق كتاب الله فخذوه و ما خالف كتاب الله فدعوه

    بعضی از احادیث مثل اینها :

    1-امام باقر (ع) نقل است كه فرمودند: همانا خداوند سبحان در وحدانيتش تنها بود سپس به كلمه اي تكلم كرد و آن كلمه تبديل به نور شد. سپس از آن نور محمد و علي و عترتش (ع) را خلق كرد. سپس به كلمه اي تكلم كرد و آن كلمه تبديل به روح شد. و آن كلمه را در آن نور ساكن كرد و آن روح را در بدنهاي ما ساكن فرمود. پس ما روح الله و كلمه الله هستيم كه بوسيله ما خداوند از خلقش پنهان شده ‌است. زماني كه خورشيدي نبود و ماهي نبود و چشمي نبود كه بر هم زده شود. ... / بحارالأنوار ج25 ص23


    2-قال امیرالمؤمنین(ع) ... إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْأَرْوَاحَ قَبْلَ الْأَبْدَانِ بِأَلْفَيْ عَامٍ
    امیرالمؤمنینع فرمود : ... همانا خداوند خلق نمود ارواح{انسان‌ها} را دو هزار سال قبل از اینکه بدن ‌{های‌ ذره‌ای} آنها را خلق کند.

    3-قال رسول اللّه (ص ): يا جابر زُر قبر الحسين عليه السلام بكربلا فانّ كربلا قطعة من الجنّة .رسول خدا (ص ) فرمود:اى جابر زيارت كن قبر حسين عليه السلام را در كربلا، پس هر آينه كربلا پاره اى از بهشت است .

    خوب احادیثی مثل حدیثهای فوق با قران جور در نمی ایدو با ایات قران در تضادند و اگر هم در تضاد نباشند در قران هیچ اشاره ای به انها نشده است .
    چگونه این احادیث به قران رجوع داده میشود در حالی که با ظاهر ایات در تنافی اند؟؟
    پس با توجه به حدیث امام صادق (ع) این احادیث را نباید پذیرفت ؟؟؟
    اگر هم بگویید که باید پذیرفت بر خلاف سخن امام عمل کرده ایم


    متشکرم



    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۶/۰۵ در ساعت ۰۳:۳۱
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود

    چند نکته در این زمینه عرض می شود:

    1. تعارض و تخالف در جایی است که هر دو (حدیث و آیه) در یک مورد واحد، دو حکم متفاوت داشته باشند.

    2. تعارض و تخالف از نوع تباین مراد است، یعنی به گونه ای که قابل جمع نباشند؛ لذا عام و خاص، مطلق و مقید و ... با این که در آنها تخالف است ولی هیچ مشکلی ایجاد نمی کند و کسی نمی گوید اینها متباین هستند.

    3. این گونه نیست که تنها معیار سنجش حدیث، قرآن باشد، بلکه یکی از معیارهای تشخیص و سنجش حدیث، قرآن کریم است.

    4. احادیثی که آورده اید از جمله إخباریات است و منافاتی با آیات قرآن ندارند.

    5. نیامدن در قرآن به معنای تضاد با قرآن نیست.

    6. قرآن دارای تأویل است و خودش دستور داده که در این زمینه به راسخون درعلم (اهلبیت علیهم السلام) مراجعه شود. «وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فىِ الْعِلْم‏» (آل عمران، 7)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چند تا حدیث مشابه احادیث بالا قرار میدم :
    في كتاب كشف اللئالي تأليف صالح بن عبد الوهاب بن العرندس أنّه روي عن الشيخ ابراهيم بن الحسن الذّراق عن الشيخ علي بن هلال الجزائري عن الشيخ احمد بن فهد الحلّي عن الشيخ زين الدّين عليّ بن الحسن الخازن الحائري عن الشيخ ابيعبدالله محمد بن مكي الشهيد بطرقه المتصلة إلي أبي جعفر محمّد بن علي بن موسي بن بابويه القميّ بطريقه إلي جابر بن يزيد الجعفي عن جابر بن عبدالله الانصاري عن رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ عن الله تبارك و تعالي أنّه قال: يا أحمد لولاك لما خلقت الافلاك و لولا عليّ لما خلقتك و لولا فاطمة لما خلقتكما. ثمّ قال جابر هذا من الاسرار الّتي أمرنا رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ بكتمانه إلّا عن أهله."
    ترجمه ... خداوند تبارك و تعالي فرمود: اي احمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ اگر تو نبودي زمين و آسمان را خلق نميكردم و اگر علي ـ عليه السّلام ـ نبود تو را خلق نميكردم و اگر فاطمه نبود شما دو تن را خلق نميكردم. سپس جابر گفت اين از اسراري است كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به ما دستور پنهان داشتن آن را داد مگر براي اهل آن.



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 1 نمایش پست
    با سلام و درود
    3. این گونه نیست که تنها معیار سنجش حدیث، قرآن باشد، بلکه یکی از معیارهای تشخیص و سنجش
    حدیث، قرآن کریم است.
    چند تا سوال دیگه :
    اینگونه احادیث در قران از ان مطلبی به میان نیامده است پس قران نمیتواند این احادیث را پشتیبانی نماید و همچنین قابل ازمایش هم نیستند تا تایید شوند .خوب الان این احادیث چگونه صحت و سقم ان تایید میشود ؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 1 نمایش پست

    4. احادیثی که آورده اید از جمله إخباریات است و منافاتی با آیات قرآن ندارند.

    5. نیامدن در قرآن به معنای تضاد با قرآن نیست.
    وقتی برای نفی حدیثی برهان لازم است برای اینکه تاییدش هم کنیم نیاز به برهان و دلیل داریم
    انوقت چرا مطلبی که در قران نیامده است را باید بپذیریم ؟ در صورتیکه اشاره ای کوچک هم به ان نشده است

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 1 نمایش پست

    6. قرآن دارای تأویل است و خودش دستور داده که در این زمینه به راسخون درعلم (اهلبیت علیهم السلام) مراجعه شود. «وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فىِ الْعِلْم‏» (آل عمران، 7)
    اخرش ما نفهمیدیم این راسخان در علم چه کسانی اند ،پیامبر است یا اهل بیت ؟ مفسران کلاسیک اند یا جدید ؟ اخرش برای درک قران به کی مراجعه کنیم



    ویرایش توسط *zohreh* : ۱۳۹۱/۰۶/۱۱ در ساعت ۱۱:۵۸
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست

    چند تا سوال دیگه :
    اینگونه احادیث در قران از ان مطلبی به میان نیامده است پس قران نمیتواند این احادیث را پشتیبانی نماید و همچنین قابل ازمایش هم نیستند تا تایید شوند .خوب الان این احادیث چگونه صحت و سقم ان تایید میشود ؟

    وقتی برای نفی حدیثی برهان لازم است برای اینکه تاییدش هم کنیم نیاز به برهان و دلیل داریم
    انوقت چرا مطلبی که در قران نیامده است را باید بپذیریم ؟ در صورتیکه اشاره ای کوچک هم به ان نشده است


    اخرش ما نفهمیدیم این راسخان در علم چه کسانی اند ،پیامبر است یا اهل بیت ؟ مفسران کلاسیک اند یا جدید ؟ اخرش برای درک قران به کی مراجعه کنیم





    با سلام و درود

    1. همان طور که عرض شد قرآن یکی از معیارهای سنجش حدیث است و وقتی قرآن نسبت به آن قضاوتی ندارد باید به سراغ معیارهای دیگر سنجش رفت، مانند:

    حدیث از معصوم خاصی نقل شده یا مشخص نیست از کدام معصوم است
    همه راویان در همه طبقه ها متصل هستند یا کسی فاصله شده
    همه راویان مشخص و شناخته شده هستند یا نه
    راویان از نظر ثقه بودن، عادل بودن، و ...، شرائط یک راوی معتبر و موثق را دارا هستند یا نه
    آیا این راوی روایات دیگری نیز دارد یا نه
    جایگاه این راوی در بین روات، در چه سطحی است
    راوی از نظر اعتقادی چه عقیده و مذهبی دارد
    راوی در چه دوره ای از زندگی اش، جوانی، پیری و ...، آن روایت را نقل کرده است
    خودش روایت را مستقیما شنیده یا با واسطه نقل می کند
    آیا این روایت معارضی اعم از روایات دیگر و یا ادله عقلی و ... دارد یا نه
    آیا قدماء (عالمان حدیث و ...) که نزدیکتر به عصر معصوم بوده اند این روایت را پذیرفته اند یا نه
    آیا ............

    علم حدیث و رجال برای همین است تا روایات را از جهات مختلفی اعم از جهت صدور، جهت دلالت، جهت سندی و ... مورد بررسی و ارزیابی قرار داده و به هر حدیثی اعتماد نکند.


    2. برای این که یا همه چیز در قرآن نیامده و یا اگر هم آمده، آن همه چیز را همه کس نمی فهمند، و این انسان کامل است که می تواند مراد الهی را از آیات قرآن بفهمد.

    برای همین وقتی قرآن نسبت به حدیثی قضاوتی ندارد باید آن حدیث را از جهات دیگر مورد بررسی قرار داد، و همان احادیثی هم که یکی از معیارهای سنجش حدیث را قرآن قرار داده اند، نگفته اند اگر قرآن نسبت به حدیثی قضاوت نداشت آن حدیث دیگر اعتبار ندارد.


    3. راسخ در علم، معنای وسیعی می تواند داشته باشد و هر عالم و دانشمندی را می تواند شامل شود ولی هر كس به اندازه وسعت دانشش از اسرار و تاويل آيات قرآن، آگاه مى ‏گردد.

    لذا وقتی سخن در مورد کلام الهی و تاویل و تفسیر آن است روشن و واضح است کسانی كه علمشان از علم بى ‏پايان پروردگار سرچشمه مى ‏گيرد طبعا به همه اسرار و تاويل قرآن آشنا هستند در حالى كه ديگران تنها قسمتى از اين اسرار را مى ‏دانند.

    در این میان پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام هستند که از این ویژگی به نحو کامل برخوردار هستند.


    در ذیل همین آیه، روایتی تفسیری آمده که راسخون در علم را چنین معرفی می کند:

    «فَرَسُولُ اللَّهِ (ص) أَفْضَلُ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ قَدْ عَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَمِيعَ مَا أَنْزَلَ عَلَيْهِ مِنَ التَّنْزِيلِ وَ التَّأْوِيلِ وَ مَا كَانَ اللَّهُ لِيُنْزِلَ عَلَيْهِ شَيْئاً لَمْ يُعَلِّمْهُ تَأْوِيلَهُ وَ أَوْصِيَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ يَعْلَمُونَهُ كُلَّه‏»

    پيامبر خدا(ص) بزرگ ‏ترين راسخان در علم بود و تمام آنچه را خداوند بر او نازل كرده بود از تاويل و تنزيل قرآن مى‏ دانست، خداوند هرگز چيزى بر او نازل نكرد كه تاويل آن را به او تعليم نكند، و او و اوصياى وى همه اينها را مى ‏دانستند. (الكافي، ج ‏1، ص 213، حدیث 2)

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۰۶/۱۱ در ساعت ۱۸:۳۱

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام خدمت شما
    یکی دو مورد از این احادیث تو انجمن بررسی شده اما از نظر کلامی اما دلایلی که پاسخگوها داده اند زیاد قانع کننده نبوده .
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 1 نمایش پست

    1. همان طور که عرض شد قرآن یکی از معیارهای سنجش حدیث است و وقتی قرآن نسبت به آن قضاوتی ندارد باید به سراغ معیارهای دیگر سنجش رفت، مانند:

    حدیث از معصوم خاصی نقل شده یا مشخص نیست از کدام معصوم است
    همه راویان در همه طبقه ها متصل هستند یا کسی فاصله شده
    همه راویان مشخص و شناخته شده هستند یا نه
    راویان از نظر ثقه بودن، عادل بودن، و ...، شرائط یک راوی معتبر و موثق را دارا هستند یا نه
    آیا این راوی روایات دیگری نیز دارد یا نه
    جایگاه این راوی در بین روات، در چه سطحی است
    راوی از نظر اعتقادی چه عقیده و مذهبی دارد
    راوی در چه دوره ای از زندگی اش، جوانی، پیری و ...، آن روایت را نقل کرده است
    خودش روایت را مستقیما شنیده یا با واسطه نقل می کند
    آیا این روایت معارضی اعم از روایات دیگر و یا ادله عقلی و ... دارد یا نه
    آیا قدماء (عالمان حدیث و ...) که نزدیکتر به عصر معصوم بوده اند این روایت را پذیرفته اند یا نه
    آیا ............
    علم حدیث و رجال برای همین است تا روایات را از جهات مختلفی اعم از جهت صدور، جهت دلالت، جهت سندی و ... مورد بررسی و ارزیابی قرار داده و به هر حدیثی اعتماد نکند.
    این احادیث از نظر محتوا اطلاعاتی دارد که درک و قبولش خیلی سخته ولی چون از حیث سند و تواتر و راوی تایید شده اند بر اونها مهر تایید خورده است در نتیجه هیچ گونه توجهی به محتوای ان نشده است . مثلا حدیثی که در پست سوم اوردم مشاهده میکنید که قبول بدون دلیل محتوای ان باعث میشود فکر کنیم خداوند عادل نیست و کل جهان را خلق کرده برای چند نفر و بقیه هیچ اند و هیچ کاره .
    مثلا حدیث کسا که در فضایل اهل بیت است و نمونه های دیگر ان که اهل بیت از خودشان تعریف کرده اند.
    یعنی علم حدیث در خصوص محتوای این احادیث هیچ گونه اظهار نظری ندارد ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 1 نمایش پست

    2. برای این که یا همه چیز در قرآن نیامده و یا اگر هم آمده، آن همه چیز را همه کس نمی فهمند، و این انسان کامل است که می تواند مراد الهی را از آیات قرآن بفهمد.

    برای همین وقتی قرآن نسبت به حدیثی قضاوتی ندارد باید آن حدیث را از جهات دیگر مورد بررسی قرار داد، و همان احادیثی هم که یکی از معیارهای سنجش حدیث را قرآن قرار داده اند، نگفته اند اگر قرآن نسبت به حدیثی قضاوت نداشت آن حدیث دیگر اعتبار ندارد.
    3. راسخ در علم، معنای وسیعی می تواند داشته باشد و هر عالم و دانشمندی را می تواند شامل شود ولی هر كس به اندازه وسعت دانشش از اسرار و تاويل آيات قرآن، آگاه مى ‏گردد.

    لذا وقتی سخن در مورد کلام الهی و تاویل و تفسیر آن است روشن و واضح است کسانی كه علمشان از علم بى ‏پايان پروردگار سرچشمه مى ‏گيرد طبعا به همه اسرار و تاويل قرآن آشنا هستند در حالى كه ديگران تنها قسمتى از اين اسرار را مى ‏دانند.
    در این میان پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام هستند که از این ویژگی به نحو کامل برخوردار هستند.

    در ذیل همین آیه، روایتی تفسیری آمده که راسخون در علم را چنین معرفی می کند:

    «فَرَسُولُ اللَّهِ (ص) أَفْضَلُ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ قَدْ عَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَمِيعَ مَا أَنْزَلَ عَلَيْهِ مِنَ التَّنْزِيلِ وَ التَّأْوِيلِ وَ مَا كَانَ اللَّهُ لِيُنْزِلَ عَلَيْهِ شَيْئاً لَمْ يُعَلِّمْهُ تَأْوِيلَهُ وَ أَوْصِيَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ يَعْلَمُونَهُ كُلَّه‏»
    پيامبر خدا(ص) بزرگ ‏ترين راسخان در علم بود و تمام آنچه را خداوند بر او نازل كرده بود از تاويل و تنزيل قرآن مى‏ دانست، خداوند هرگز چيزى بر او نازل نكرد كه تاويل آن را به او تعليم نكند، و او و اوصياى وى همه اينها را مى ‏دانستند. (الكافي، ج ‏1، ص 213، حدیث 2)

    پس از نظر قران راسخان در علم کسانی اند که به همه قران علم کامل دارند ،اگر علم کامل دارند و همه چیز هم در قران امده است با توجه به اینکه قران خودش گفته در ان همه چیز هست این سوال پیش میاد : چه ایرادی داشت که همان راسخون در علم اگر این احادیث را میگفته اند به دنبالش هم میگفتند که از کجای قران و در کدام سوره و ایه همچین تفسیری ارایه داده اند .هم به عظمت قران افزوده میشد و هم اینکه به نوعی قران را تفسیر میکردند و هم برای اینده گان مفید میبود .
    مثل ان حدیثی که در مورد روح گفته بود :

    1-امام باقر (ع) نقل است كه فرمودند: همانا خداوند سبحان در وحدانيتش تنها بود سپس به كلمه اي تكلم كرد و آن كلمه تبديل به نور شد. سپس از آن نور محمد و علي و عترتش (ع) را خلق كرد. سپس به كلمه اي تكلم كرد و آن كلمه تبديل به روح شد. و آن كلمه را در آن نور ساكن كرد و آن روح را در بدنهاي ما ساكن فرمود. پس ما روح الله و كلمه الله هستيم كه بوسيله ما خداوند از خلقش پنهان شده ‌است. زماني كه خورشيدي نبود و ماهي نبود و چشمي نبود كه بر هم زده شود. ... / بحارالأنوار ج25 ص23
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    سلام خدمت شما
    .....
    این احادیث از نظر محتوا اطلاعاتی دارد که درک و قبولش خیلی سخته ولی چون از حیث سند و تواتر و راوی تایید شده اند بر اونها مهر تایید خورده است در نتیجه هیچ گونه توجهی به محتوای ان نشده است . مثلا حدیثی که در پست سوم اوردم مشاهده میکنید که قبول بدون دلیل محتوای ان باعث میشود فکر کنیم خداوند عادل نیست و کل جهان را خلق کرده برای چند نفر و بقیه هیچ اند و هیچ کاره .
    مثلا حدیث کسا که در فضایل اهل بیت است و نمونه های دیگر ان که اهل بیت از خودشان تعریف کرده اند.
    یعنی علم حدیث در خصوص محتوای این احادیث هیچ گونه اظهار نظری ندارد ؟






    با سلام و درود

    وقتی روایتی قطعی الصدور باشد یعنی با دلائل و شواهد، یقین حاصل شود که از معصوم صادر شده و معصوم چنین گفته است، پس محتوای آن هم صحیح است ـ ولو ما فهم کاملی نسبت به آن نداشته باشیم.

    همین که معصوم چنین مطلبی را گفته است، مسلم است که صحیح است و حقیقت دارد، لذا خود این، تاییدی بر صحت محتوا است.

    معصوم که نمی آید بر خلاف عدل الهی سخن بگوید و یا چیزی بگوید که مغایرت با اعتقاد صحیح و ارزشهای اسلامی داشته باشد. به همین جهت وقتی معصوم چنین می گوید پس راست است و ما باید برای فهم صحیح آن حدیث، آن را به وجوه صحیح حمل نماییم.

    لذا اگر ما از آن حدیث، چیزی خلاف عدل و ... می فهمیم بایستی برای فهم صحیح آن حدیث، تلاش بیشتری نموده و آن را بر وجه صحیح آن حمل نماییم ـ که البته وجه صحیح هم دارد ـ و اگر این را هم پیدا نکردیم باید در مقابل آن ساکت باشیم زیرا قطعا معصوم چیزی غیر از تعالیم قرآن و ارزشهای الهی، نفرموده است و این عیب از فهم قاصر ما است که نمی دانیم مراد از آن چیست.

    بنا بر این، یکسری معیارها را علم حدیث به ما می دهد و یکسری از معیارها نیز بر اساس اعتقادات ثابت شده، به ما داده شده است.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست

    پس از نظر قران راسخان در علم کسانی اند که به همه قران علم کامل دارند ،اگر علم کامل دارند و همه چیز هم در قران امده است با توجه به اینکه قران خودش گفته در ان همه چیز هست این سوال پیش میاد : چه ایرادی داشت که همان راسخون در علم اگر این احادیث را میگفته اند به دنبالش هم میگفتند که از کجای قران و در کدام سوره و ایه همچین تفسیری ارایه داده اند .هم به عظمت قران افزوده میشد و هم اینکه به نوعی قران را تفسیر میکردند و هم برای اینده گان مفید میبود .


    اولا: آن همه چیز را قرار نیست ما نیز بفهمیم بلکه فهم کامل قرآن، اختصاص به انسان کامل دارد.

    ثانیا: راسخ در علم می تواند معنای وسیعی داشته باشد که البته مصداق کامل آن، انسان کامل (معصوم) است.

    ثالثا: در برخی روایات تفسیری می بینیم که مستند آن از قرآن نیز برای سؤال کننده بیان شده است.


    دو نکته:

    1. البته با ذکر مستند قرآنی نیز این گونه نیست که استنباط و فهم آن حکم از آن آیه، برای ما وضوح داشته و آشکار باشد، لذا قرار نیست هر استناد و فهمی از آیه از طرف معصوم بیان می شود، برای ما نیز به همان میزان واضح و روشن باشد، یعنی چه بسا اگر معصوم چنین استنباطی از آن آیه نمی کرد هیچگاه ما به آن هدایت نمی شدیم.


    2. وجود تفسیر جامع و کامل از معصوم، که تفسیر اول و آخر باشد، متصور و ممکن نیست، زیرا این گونه نیست که هر حکمی با استناد به یک آیه باشد بلکه معصوم با ترکیب چندین آیه متفاوت است که یک حکم را استخراج می کند. و از آن جا که وقایعی که اتفاق می افتند بی نهایت هستند ترکیب این آیات برای رسیدن به حکم آنها نیز متفاوت و بی نهایت می شود.
    لذا این گونه نیست که از یک حکم فقط از آیه فهمیده شود و برای همیشه و در هر زمان هم ثابت باشد.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 1 نمایش پست
    با سلام و درود

    چند نکته در این زمینه عرض می شود:

    1. تعارض و تخالف در جایی است که هر دو (حدیث و آیه) در یک مورد واحد، دو حکم متفاوت داشته باشند.

    2. تعارض و تخالف از نوع تباین مراد است، یعنی به گونه ای که قابل جمع نباشند؛ لذا عام و خاص، مطلق و مقید و ... با این که در آنها تخالف است ولی هیچ مشکلی ایجاد نمی کند و کسی نمی گوید اینها متباین هستند.

    3. این گونه نیست که تنها معیار سنجش حدیث، قرآن باشد، بلکه یکی از معیارهای تشخیص و سنجش حدیث، قرآن کریم است.

    4. احادیثی که آورده اید از جمله إخباریات است و منافاتی با آیات قرآن ندارند.

    5. نیامدن در قرآن به معنای تضاد با قرآن نیست.

    6. قرآن دارای تأویل است و خودش دستور داده که در این زمینه به راسخون درعلم (اهلبیت علیهم السلام) مراجعه شود. «وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فىِ الْعِلْم‏» (آل عمران، 7)
    با توجه به بند 3 از سخنان شما:

    مگر اینطور نیست که قرآن جدا کننده حق و باطل است و کتابی است کامل؟این را خود قرآن گفته...پس شما چه معیاری کامل تر از قرآن می شناسید که قرآن برایتان ناقص است در جدا کردن حق از باطل؟

    در مورد بند 4 از سخنان شما:

    این دوست ما بخاطر اینکه تخصصی آنچنان ندارد نتوانسته احادیث تابلوتری بیاورد

    یک حدیث من می گویم که نقل می کنید از حضرت محمد مبنی بر اینکه هر کس به من و آل من درود نفرستد اهل جهنم است

    مگر نه اینکه غرور برای خداوند سزاوار است و برای بنده اش عملی ناشایست و مگر نه اینکه پیامبر معصوم است پس این سخن را چنین شخصی نمی گوید

    چه انسان بزرگی را دیده اید که بگوید به من درود فرستید؟اگر خداوند گفته است به محمد دورد بفرستید فرق دارد تا اینکه خود شخص بگوید

    این نکته آخر را گفتم چون همیشه با این دلیل که خدا گفته میخواهید بحث را بیراهه بکشی پاسخگو جان

    در مورد بند 6 از سخنان شما:

    چه کسی گفته راسخون در علم اهل بیت؟اینو کدام عقل سلیم خواهد پذیرفت مگر عقل نادان های افراط گرای در مذهب ها



    احادیث دروغین بسیارند که پدر و پدر پدر پدر پدر این ملت را هم در گور می لرزانند چه برسد به خود ملت
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    چند تا حدیث مشابه احادیث بالا قرار میدم :
    في كتاب كشف اللئالي تأليف صالح بن عبد الوهاب بن العرندس أنّه روي عن الشيخ ابراهيم بن الحسن الذّراق عن الشيخ علي بن هلال الجزائري عن الشيخ احمد بن فهد الحلّي عن الشيخ زين الدّين عليّ بن الحسن الخازن الحائري عن الشيخ ابيعبدالله محمد بن مكي الشهيد بطرقه المتصلة إلي أبي جعفر محمّد بن علي بن موسي بن بابويه القميّ بطريقه إلي جابر بن يزيد الجعفي عن جابر بن عبدالله الانصاري عن رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ عن الله تبارك و تعالي أنّه قال: يا أحمد لولاك لما خلقت الافلاك و لولا عليّ لما خلقتك و لولا فاطمة لما خلقتكما. ثمّ قال جابر هذا من الاسرار الّتي أمرنا رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ بكتمانه إلّا عن أهله."
    ترجمه ... خداوند تبارك و تعالي فرمود: اي احمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ اگر تو نبودي زمين و آسمان را خلق نميكردم و اگر علي ـ عليه السّلام ـ نبود تو را خلق نميكردم و اگر فاطمه نبود شما دو تن را خلق نميكردم. سپس جابر گفت اين از اسراري است كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به ما دستور پنهان داشتن آن را داد مگر براي اهل آن.



    چند تا سوال دیگه :
    اینگونه احادیث در قران از ان مطلبی به میان نیامده است پس قران نمیتواند این احادیث را پشتیبانی نماید و همچنین قابل ازمایش هم نیستند تا تایید شوند .خوب الان این احادیث چگونه صحت و سقم ان تایید میشود ؟

    وقتی برای نفی حدیثی برهان لازم است برای اینکه تاییدش هم کنیم نیاز به برهان و دلیل داریم
    انوقت چرا مطلبی که در قران نیامده است را باید بپذیریم ؟ در صورتیکه اشاره ای کوچک هم به ان نشده است


    اخرش ما نفهمیدیم این راسخان در علم چه کسانی اند ،پیامبر است یا اهل بیت ؟ مفسران کلاسیک اند یا جدید ؟ اخرش برای درک قران به کی مراجعه کنیم


    خواهرم این فیلتر های مغزتان را بر اساس اصول صحیح و بزرگی که در روح جان خود بنیان نهاده اید به کار بی اندازید

    عقل شما حجتی است از جانب خداوند که در همه اعصار به یک شکل بوده و همیشه با استفاده از مبانی و اطلاعاتی صحیح به شما بهترین پاسخ و صحیح ترین پاسخ را می دهد

    یک حدیث درست و غلط را برای شما بازگو می کنم به کاربرد عقل پی خواهید برد

    دقت بفرمایید:

    یک ساعت تفکر بهتر از 70 سال عبادت بدون تفکر است

    اما در بین مردم اینگونه نقل می شود

    یک ساعت تفکر بهتز از 70 سال عبادت است


    عقل در اینجا می گوید مگر می شود؟حتما این سخن یک ایرادی دارد چون بر اساس داده هایی که در گذشته در مغزتان بوده می دانید عبادت یعنی تفکر در آفرینش ، یعنی تفکر درباره خدا و خویشتن خود

    پس این تفکر با ان تفکر برای مثلا خواندن درس ریاضی چه تفاوتی دارد

    و کلی دلایل دیگر در هر حدیث که کاربرد دارد


    جان کلام:
    اطلاعات درست و صحیح را در مغز خود پایه گذاری کنید آنگاه با استفاده از تفکر درباره مسائل مختلف این قدرت را خواهید داشت که تشخیص بدهید چه سخنی صحیح و چه سخنی غلط است

    عقل عقل عقل
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط حقیقت نمایش پست
    با توجه به بند 3 از سخنان شما:

    مگر اینطور نیست که قرآن جدا کننده حق و باطل است و کتابی است کامل؟این را خود قرآن گفته...پس شما چه معیاری کامل تر از قرآن می شناسید که قرآن برایتان ناقص است در جدا کردن حق از باطل؟


    با سلام و درود

    در این که قرآن معیار حق و باطل است، شکی نیست. ولی آیا معنای این حرف این است که قرآن همه چیز را در همه موضوعات، آن هم به گونه ای که همه آن را بفهمند بیان کرده است؟! کجای قرآن راجع به این موضوعاتی که در روایات بالا مطرح شده سخن گفته شده است؟ با ذکر سوره و آیه؟

    این که می گویند معیار سنجش حدیث، قرآن است، یعنی اگر حدیثی مخالف قرآن بود، ارزش و اعتباری ندارد، نه این که هر حدیثی اگر در قرآن نیامده بود هم اعتبار ندارد.




    در مورد بند 4 از سخنان شما:

    این دوست ما بخاطر اینکه تخصصی آنچنان ندارد نتوانسته احادیث تابلوتری بیاورد

    یک حدیث من می گویم که نقل می کنید از حضرت محمد مبنی بر اینکه هر کس به من و آل من درود نفرستد اهل جهنم است

    مگر نه اینکه غرور برای خداوند سزاوار است و برای بنده اش عملی ناشایست و مگر نه اینکه پیامبر معصوم است پس این سخن را چنین شخصی نمی گوید

    چه انسان بزرگی را دیده اید که بگوید به من درود فرستید؟اگر خداوند گفته است به محمد دورد بفرستید فرق دارد تا اینکه خود شخص بگوید

    این نکته آخر را گفتم چون همیشه با این دلیل که خدا گفته میخواهید بحث را بیراهه بکشی پاسخگو جان

    این روایت را با سندش بیاورید تا بعدا راجع به آن گفتگو کنیم.




    در مورد بند 6 از سخنان شما:

    چه کسی گفته راسخون در علم اهل بیت؟اینو کدام عقل سلیم خواهد پذیرفت مگر عقل نادان های افراط گرای در مذهب ها


    احادیث دروغین بسیارند که پدر و پدر پدر پدر پدر این ملت را هم در گور می لرزانند چه برسد به خود ملت


    1. این که عقل یکی از معیارهای شناخت است شکی نیست ولی این که همه چیز را می توان با عقل فهمید، صحیح نیست و خود عقل هم چنین ادعایی ندارد؟!

    2. این حرف شما ارتباطی با موضوع گفتگو ندارد. موضوع گفتگو در مورد احادیث جعلی و ساختگی نیست، بلکه سخن بر روی روایات و احادیث صحیح و معتبر است. روایاتی که اطمینان به صدور آن از معصوم داریم.

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۱۰/۰۷ در ساعت ۱۸:۱۶

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود