جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا گفته های ملاصدرا با اصول تفسیر قرآن مطابقت دارد ؟سوره واقعه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا گفته های ملاصدرا با اصول تفسیر قرآن مطابقت دارد ؟سوره واقعه




    ملاصدرا ، حکیم و فیلسوف بزرگ عالم اسلام در مقدمه ی تفسیر سوره ی واقعه ، درباره ی قرآن آورده است:

    بسیار به مطالعه ی کتب حکما پرداختم تا آنجا که گمان کردم کسی هستم ، ولی همین که کمی بصیرتم باز شد ، خود را از علوم واقعی خالی دیدم ، در آخر به فکر افتادم که به سراغ تدبر در قرآن و روایات بروم . یقین کردم که کارم بی اساس بوده است ، زیرا در طول عمر به جای نور در سایه ایستاده بودم . از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله کشید تا رحمت الهی دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا کرد و شروع به تفسیر و تدبر در قرآن کردم . در خانه ی وحی را کوبیدم . در باز شد و پرده ها کنار رفت و دیدم فرشتگان به من میگویند : ( سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین ) ، اکنون که دست به نوشتن اسرار قرآن زده ام ، اقرار میکنم که قرآن دریای عمیقی است ، که جز با لطف الهی امکان ورود در آن نیست ، ولی چه کنم ؟ عمرم رفت ، بدنم ناتوان ، قلبم شکسته ، سرمایه ام کم ، ابزار کارم ناقص و قلبم کوچک است.

    آیا گفته های ملاصدرا با اصول تفسیر قرآن مطابقت دارد ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 7

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۶/۰۵ در ساعت ۰۳:۱۴
    يارب نظر تو برنگردد

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    64
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    نقل قول نوشته اصلی توسط نتگرد نمایش پست
    ملاصدرا ، حکیم و فیلسوف بزرگ عالم اسلام در مقدمه ی تفسیر سوره ی واقعه ، درباره ی قرآن آورده است:

    بسیار به مطالعه ی کتب حکما پرداختم تا آنجا که گمان کردم کسی هستم ، ولی همین که کمی بصیرتم باز شد ، خود را از علوم واقعی خالی دیدم ، در آخر به فکر افتادم که به سراغ تدبر در قرآن و روایات بروم . یقین کردم که کارم بی اساس بوده است ، زیرا در طول عمر به جای نور در سایه ایستاده بودم . از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله کشید تا رحمت الهی دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا کرد و شروع به تفسیر و تدبر در قرآن کردم . در خانه ی وحی را کوبیدم . در باز شد و پرده ها کنار رفت و دیدم فرشتگان به من میگویند : ( سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین ) ، اکنون که دست به نوشتن اسرار قرآن زده ام ، اقرار میکنم که قرآن دریای عمیقی است ، که جز با لطف الهی امکان ورود در آن نیست ، ولی چه کنم ؟ عمرم رفت ، بدنم ناتوان ، قلبم شکسته ، سرمایه ام کم ، ابزار کارم ناقص و قلبم کوچک است.

    آیا گفته های ملاصدرا با اصول تفسیر قرآن مطابقت دارد ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 7
    با سلام و تشکر
    جواب سوال شما با تامل در شخصیت علمی و معنوی ملاصدرا و جایگاه ویژه قرآن کریم معلوم می شود.
    ملاصدرا با آن پشتوانه علمی قوی و فهم بالا، که مجهز به وسایل غواصی بود، (نه شخصی که عاری از این وسایل است) خود را در دریای بی کران قرآن، همچون شناگری می بیند که تنها توانسته به عمق کمی از این دریای بی انتها نفوذ کند چرا که قرآن بنابر فرمایش حضرت علی علیه السلام دریایی است که « لا یدرک قعره »1 یعنی عمق آن دست نیافتنی است.قریب به این مضمون ملاصدرا را در کلام بزرگانی همچون حضرت امام ره نیز می توان یافت که این نشانگر عظمت قرآن کریم است.
    قرآن کریم علاوه بر ظواهری که برای عوام است دارای اشارات و لطائف و حقایقی است که خواص و اولیاء از آن بهره می برند و تنها معصوم علیه السلام است که تفسیر کامل و واقعی قرآن را می داند.
    1.نهج البلاغه،سید رضی، ص 120
    موفق باشید

    ویرایش توسط سعید : ۱۳۹۱/۰۶/۱۸ در ساعت ۱۹:۵۷


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    133
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ﴿ سورة الواقعة ﴾

    بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ

    إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ﴿1﴾ لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ ﴿2﴾ خَافِضَةٌ رَّافِعَةٌ ﴿3﴾ إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ﴿4﴾ وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا ﴿5﴾ فَكَانَتْ هَبَاءً مُّنبَثًّا ﴿6﴾

    در زماني واقعه (قيامت) واقع (انجام) شود. که براي واقع شدنش (به يك باره) دروغي نيست. خوار كننده (منكران و مشركان) و سرفراز كننده (مؤمنان) است. در زماني، زمين به جنبشي (شديد) به جنبش و حركت در آورده شود و كوه ها به خاك شدني (شديد) ريزه ريزه و خاك شود. پس، غبارِ گرد و خاكي پراكنده شود.

    [به راهنمائي آيه اعراف : 143 واقعه قيامتی به تجلي الله برآسمان ها و زمين است. « تکوير : 3، فجر : 21، انشقاق : 3-5، حاقه : 14، کهف : 8 و 47 و 98، مزمل : 14، عبس : 33-36، قارعه : 4 و 5، قيامت : 6-14، مرسلات : 10، مريم : 90، طه : 105-107،‌ اسراء : 58، زمر : 68، كهف : 8 و 46-49، طور : 10، حاقه : 14 و 15، معارج : 1 و 9، نبأ : 20، زلزله : 1-5، انشقاق : 3-5ا، نازعات : 6، حج : 1 »]

    وَكُنتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً ﴿7﴾

    و سه گروه می شويد.
    « تكوير : 7،‌ واقعه : 7 ، فاطر : 1 و 32،‌ حجر : 24، نحل : 36، حج : 17، مائده : 66 »


    فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ ﴿8﴾ وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ ﴿9﴾

    پس، « اصحاب ميمنه »، « اصحاب ميمنه » كدامند؟ و « اصحاب مشئمه »، « اصحاب مشئمه » كدامند؟

    [در آيه 8 و 9 و بلد : 18 « أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ » همان « أَصْحَابَ الْيَمِينِ » در مدثر : 39 و « متقين » در قلم : 35 و « شاكر » در انسان : 3 و« مُّقْتَصِدٌ » در فاطر : 32 و لقمان : 32، مائده : 66 (ثابت قدم و پايدار در اجراي امر الله، اسراء : 26 و 29 و فصلت : 30-32) و با عبارت « مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى ، طه : 135، مَّنْ هَدَى اللّهُ ، نحل : 36، وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ ، الْمُسْلِمُونَ جن : 11 و 14 و صالحون ، اعراف : 168 و فَرِيقًا هَدَى ، اعراف : 30 و در آيه مدثر : 32 يَتَقَدَّمَ (پيشرو) به اضافه اعرافيانند اعراف : 46 » بعد از سابقون، به درجاتی در زير مجموعه « انعمت عليهم و الَّذِينَ سُعِدُواْ ، هود : 108 » با ثبات قدم بر« لا الاه الا الله ، صافات : 35 » پيرو كلام الله و مطلقًا بدون شركند و در زمان پيغمبر برنشان دادن شهادت عصر معرفی و شناسائي شده اند و از بعد از پيامبر تا ابد را جز الله نمی شناسد و تا « يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ ، طارق : 9 » ترسان از دريافت نامه اعمالند. « انشقاق : 7-9، فاطر : 34 ، سبأ : 23، مؤمنون : 60 »
    « أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ ، أَصْحَابُ الشِّمَال، أَصْحَابُ النَّارِ، أَصْحَابِ الْجَحِيمِ، مجرمين، قلم : 35، و ظَالِمٌ لِّنَفْسِه ، فاطر : 32، الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ ، واقعه : 92، مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ ، نحل : 36، وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا و الْقَاسِطُونَ، جن : 11 و 14، خَتَّارٍ كَفُورٍ، لقمان : 32، فَرِيقًا حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلاَلَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ اللّهِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ، اعراف : 30 و در آيه مدثر : 32 يَتَأَخَّرَ (پسرو)، وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ ، مائده : 66 » در زير مجموعه « غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ » از اولين تا آخرين از مشمولين آيات « مريم : 68-71، اسراء : 18، مزمل : 12، انسان : 4، فرقان : 11- 14 و 37، غافر : 71، دخان : 47، کهف : 101-106، ابراهيم : 49، ، غاشيه : 2، حاقه : 25-32، انشقاق : 10-15 » مورد برنامه ريزی آيه « ق : 30 و هود : 119 » براساس « جَزَاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا ، يونس : 27، جَزَاءً وِفَاقًا ، نبأ : 26، مَا أَغْنَى عَنِّي مَالِيهْ هَلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيهْ ، حاقه : 29، ذُقْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ ، دخان : 49 » به ميزانيت قرآن داوری شوند.]

    وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿10﴾

    و « سابقون » (پيش روندگانی اکيدًا)، « سابقون » (پيش رونده)

    [گروه « السابقون » يا « سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ، فاطر : 32 » مورد دعوت خاص الله به بهشت « اسراء : 52 »، مورد بازديد پيغمبر « نجم : 14-18 » پيشتازترين در مسابقه عبوديت خالص و حنيف « اسراء : 57 » در راه مستقيم و شايسته در ملك كبير بهشت « انسان : 29 » و ممتاز از بين « أَنعَمتَ عَلَيهِمْ » و آيات « فصلت : 30 و نساء : 69 » ساکن در جنة المأوي « قمر : 54 و 55، اعراف : 206 » که طبق آيه « دخان : 56 » به محض مرگ دنيائي از ترس رهائي يافته « سبأ : 23 » و مانند « عيسي » و مؤمن آيه « يس : 27 » تا زمان پيغمبر به تعداد « ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ » به سوي بهشت الله رافع شده اند « فاطر : 10، نساء : 158 » و به استناد « وَقَلِيلٌ مِّنَ الْآخِرِينَ » آيه 14 از بين « وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ ، سبأ : 13 » بخشي در زمان پيامبر، مشمول آيات « آل عمران : 169، فتح : 18، توبه : 100، مائده : 85 » و بخشي نيز که جز الله احدي نمي شناسد تا زمان رخ دادهاي قيامتي و نهايتًا آخرين مستثني شدگان آيه « زمر : 68 » در « يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ ، طارق : 9 » معرفی شوند. ]


    أُولَـٰئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿11﴾ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿12﴾ ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ ﴿13﴾ وَقَلِيلٌ مِّنَ الْآخِرِينَ ﴿14﴾

    آنان (سابقون) مقرب (درگاه الله) هستند. در باغ هائي نعيم (مملو از نعمات هدايتي و عطيه الله برای رفاه و آسايش) گروهيند از پيشينيان و قليليند از آيندگان.

    عَلَىٰ سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ ﴿15﴾ مُّتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِينَ ﴿16﴾

    برتخت هاي شاهانه مرصَّع تكيه كنان برآن، روبروي هم.
    « انسان : 13 و 20، رحمن : 54 و 76، ص : 51، اعراف : 43، حجر : 47، صافات : 44، كهف : 31، طور:20 »

    يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ ﴿17﴾

    كودكاني جاويدان به دور ايشان مي گردند.

    بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ ﴿18﴾ لَّا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ ﴿19﴾

    با جام ها و با آبريز و با جامي (شرابي) از چشمه اي جاري. از آن مبتلا به سردرد نشوند و (مست) بي عقل نشوند.
    « انسان : 19، صافات : 45، طور : 24 »

    وَفَاكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ ﴿20﴾ وَلَحْمِ طَيْرٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ ﴿21﴾

    و با ميوه هائي و لذائذي از آنچه انتخاب كنند و با گوشت پرندگاني از آنچه اشتهاء و تمايل كنند.

    [پذيرائي در آيات 18-21 به وسيله « ولدان مخلدون » طبق سفارش هر بهشتي است. « مرسلات : 42، فصلـت : 31، زخرف : 71، انبيا : 102، طور : 22 »]

    وَحُورٌ عِينٌ ﴿22﴾ كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ ﴿23﴾ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿24﴾

    و زناني زيبا چشم. همچون مرواريدهائي با ارزش پوشيده. براي پاداشي به آنچه (نسبت به عكس العمل به قرآن) عمل مي كردند.
    « صافات : 61 »

    [در اول آيه « واو » عطف است به آيه 17 و استعاره اي برزيبائي، چون گوهري قيمتي و مكنون، پوشيده از دسترس غير. « رحمن : 56، ص : 52، صافات : 48، نبأ : 33 »]

    لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا ﴿25﴾ إِلَّا قِيلًا سَلَامًا سَلَامًا ﴿26﴾

    در آن لغوي (سخنان غير الله در دين) نمي شنوند و نه نسبت دادن گناهي. مگر گفتاري (قول سديد، همان) سلامي، (به تأکيد) سلامی (سخنی از رب رحيم)

    [بهشت بهترين محيط بردست يابي به هدايت هاي الله و در تعامل مفرح با بندگاني مطهر و خالص و حنيف نسبت به كلام الله مجيد عاری از لغوگوئی (سخن غير الله در دين) با « لَهْوَ الْحَدِيثِ ، لقمان : 6، زُخْرُفَ الْقَوْلِ ، انعام : 112 » با آرامش و برنتيجه گيري از راهنمائي هاي الله، برای انتقال به هم، در كمال خلوص نيت بدون دغدغه زيستي و امنيتي « طه : 118 و 119 » و عاري از ذره اي منيت معمول دنيائي « آل عمران : 180 » مسبب ظهور سرور و شادي است « عبس : 38 و 39، قيامت : 22 و 23، فجر : 28، غاشيه : 9، طور : 23، حاقه : 22، نبأ : 35، یس : 58، يونس : 10، طور : 23، نبأ : 35، فرقان : 63، قصص : 55، لقمان : 18 و 19، اسراء : 37، انعام : 19 و 68، نساء : 140 »]
    ویرایش توسط عبد : ۱۳۹۲/۰۷/۱۹ در ساعت ۱۰:۳۴

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    133
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ادامه سوره مبارکه واقعه :

    وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ ﴿27﴾ فِي سِدْرٍ مَّخْضُودٍ ﴿28﴾ وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ ﴿29﴾ وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ ﴿30﴾ وَمَاءٍ مَّسْكُوبٍ ﴿31﴾ وَفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ ﴿32﴾ لَّا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ ﴿33﴾

    و « اصحاب يمين »، « اصحاب يمين » كدامند؟ در (درختان) سدري پاك شده از خار. « نجم : 14 » و خوشه درختان بزرگ (با ميوه هاي) مرتب روي هم چيده و سايه هائي كشيده
    « انسان : 14، رعد : 35، نساء : 57 » و آبي ريزان (آبشار) و جاري. و ميوه ها و لذائذ زيادي، نه قطع شدني و نه ممنوع.

    وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ ﴿34﴾ إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاءً ﴿35﴾ فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا ﴿36﴾ عُرُبًا أَتْرَابًا ﴿37﴾ لِّأَصْحَابِ الْيَمِينِ ﴿38﴾ ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ ﴿39﴾ وَثُلَّةٌ مِّنَ الْآخِرِينَ ﴿40﴾

    و همسراني بلند مرتبه. يقينًا، ما ايشان را به پرورش
    (خلق خاصي) پرورش (خلق ) نموده ايم. پس، ايشان را دوشيزگاني صاحب جمال مطيع شوهر (نيكو رفتار) همسن قرار داده ايم. « رحمن : 56، 71، 74، ص : 52،دخان : 54، طور : 20، صافات : 48، نبأ : 33 » براي اصحاب يمين، گروهيند از پيشينيان و گروهي (ديگر) از آيندگان.

    وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ ﴿41﴾ فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ ﴿42﴾ وَظِلٍّ مِّن يَحْمُومٍ ﴿43﴾ لَّا بَارِدٍ وَلَا كَرِيمٍ ﴿44﴾

    و « اصحاب شمال »، « اصحاب شمال » كدامند؟ در باد آتشي سوزان و آبي داغ و سايه اي از دودي سياه، نه خنكي و نه نيكوئي.


    [باد خنك، آب خنك و سايه خنك، انسان را از هر محيط گرم و سوزاني مي رهاند كه برعکس در جهنم 1- سَمُومٍ (باد آتش سوزان) 2-حَمِيمٍ (آبي داغ) 3- ظِلٍّ مِّن يَحْمُومٍ (سايه اي از دودي سياه) و آتش « لهب » است. « تكوير : 12، طور : 27 » كه طبق آيه « ظِلٍّ ذِي ثَلَاثِ شُعَبٍ، لَا ظَلِيلٍ وَلَا يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ ، مرسلات : 31 » (به تمسخر) سايه يا رفاه! گفته شده است « اعلي : 13، فاطر : 36، طه : 74، زخرف : 77، ابراهيم : 17، نبأ : 24-26، جَزَاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا ، يونس : 27، جَزَاءً وِفَاقًا ، نبأ : 26، لقمان : 13، نساء : 48 و 116، توبه : 68 » (مجازاتي وفق حنث عظيم « آيه 46 »)]

    إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَٰلِكَ مُتْرَفِينَ ﴿45﴾

    يقينًا ايشان قبل آن (در دنيا) سركشاني هوسران بهره مند بودند.
    (شيطان صفتانی با ثروت و قدرت به حرامخواری) « سبأ : 34، اسراء : 16، انعام : 123، زخرف : 23، مؤمنون : 64 »

    وَكَانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنثِ الْعَظِيمِ ﴿46﴾

    و برگناه عظيم (شرك ) اصرار مي ورزيدند.
    « اعراف : 202 »

    وَكَانُوا يَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿47﴾ أَوَآبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ ﴿48﴾

    و مي گفتند، آيا زماني كه مي ميريم؟ و خاكي و استخوان هائي مي شويم؟ آيا ما و پدران پيشين ما زنده مي شويم؟

    « ق : 3 و 15، يس : 78-83، مريم : 66، نمل : 67 و 68، اسراء : 49 و50، 98، انتهاي آيه هود : 7، انعام : 29، صافات : 16 و 53، سبأ : 7، غافر : 11، دخان : 35، جاثيه : 24، احقاف : 17، مؤمنون : 35-38 ، 82 و 83، رعد : 5، سجده : 10، نازعات : ١١ »

    قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ ﴿49﴾ لَمَجْمُوعُونَ إِلَىٰ مِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿50﴾

    بگو! يقينًا ‌پيشينيان و آيندگان به سوي وعده گاه زماني (ومکانی) معلوم (فقط به علم الله) جمع شوند.
    «مرسلات : 13 و ٣٨، يس : 32، هود : 103،‌ شوري : 29، جاثيه : 26، دخان : 40، نبأ : 17، آل عمران : 9 »

    ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ ﴿51﴾ لَآكِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ ﴿52﴾ فَمَالِئُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ ﴿53﴾ فَشَارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ ﴿54﴾ فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ ﴿55﴾ هَـٰذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ ﴿56﴾

    سپس، يقينًا شما، اي گمراهان انكار كننده! از درختي از زقوم خورنده ايد. پس، از آن شكم ها را پركننده ايد. پس، برآن از آبي داغ نوشنده ايد. پس، مانند نوشيدن شتران بسيار تشنه
    (و بيماران استسقائي) نوشنده ايد. « مريم : 86، زمر : 71 » اين، (به اصطلاح) ضيافتشان! در روز جزا است.

    ویرایش توسط عبد : ۱۳۹۲/۰۷/۱۹ در ساعت ۱۰:۴۰

  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    133
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ادامه سوره مبارکه واقعه :

    نَحْنُ خَلَقْنَاكُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ ﴿57﴾ أَفَرَأَيْتُم مَّا تُمْنُونَ ﴿58﴾ أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ ﴿59﴾

    ما شما را آفريده ايم. پس، چرا (به قيامت) تصديق و باور نمي كنيد؟ (ايمان نمی آوريد)
    « مريم : 66 و 67 » پس، آيا به آنچه (در رحم) منی مي ريزيد، نگريسته ايد؟ آيا او را شما مي آفرينيد؟ يا ما (الله) خالقيم؟ « علق : 2، انسان : 2، نجم : 46، قيامت : 37،‌ مرسلات :20، طارق : 6، سجده : 8 »

    نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ ﴿60﴾ عَلَىٰ أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿61﴾ وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَىٰ فَلَوْلَا تَذَكَّرُونَ ﴿62﴾

    ما (الله) بين شما مرگ را (نيز) تقدير كرده ايم و برما سبقت گيرنده اي نيست، براينكه امثال شما را (با شبيه سازي ) تبديل كنيم و شما را در آنچه نمي دانيد، مي آفرينيم و يقينًا پديد آمدن اوليه (دنيائي) تان را دانسته ايد، پس، چرا (برخلق آخرتی) تذكر (هشدارو انذار) نمي گيريد؟


    1. تقدير مرگ در آيات « نجم : 44، عبس : 21 و 22، اعراف : 37، واقعه : 83، حجر : 23، انعام : 61، لقمان : 34، نحل : 28، انبياء : 35، رعد : 41، سجده : 11، ملك : 2، عنكبوت : 57، حج : 66، آل عمران : 145، نساء : 97 »
    2. « وَنُنشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ، وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ » تقدير الله، برخلق مجدد انسان (با شبيه سازی) به شرح آيات « قيامت : 3 و 13 » در زمينی غير زمين دنيا (زمين آخرت، « ابراهيم : 48 ») است ولي چگونگي زنده شدن در پس از مرگ و چگونگی بدن انسان، فقط در زندگي آخرتي معلوم مي شود « انسان : 28، يس : 81، اسراء : 99، صافات : 16 -18، روم : 27، نجم : 13‍-18، قمر : 54 و 55، اعراف : 206 »



    أَفَرَأَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ ﴿63﴾ أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ ﴿64﴾ لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ ﴿65﴾ إِنَّا لَمُغْرَمُونَ ﴿66﴾ بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ﴿67﴾

    پس، آيا به آنچه زراعت مي كنيد، نگريسته ايد؟ آيا شما آن را مي رويانيد؟ و رشد و نمو مي دهيد؟ يا ما روياننده و رشد و نمو دهنده ايم؟
    « يس : 35، سجده : 27، نمل : 60 » اگر بخواهيم آن را كاه خرد شده اي می گردانيم. پس، هميشه پشيمان مي شويد. ” ما تاوان داده ايم. بلكه ما محروم شده ايم.“« قلم : 27، اعلي : 5، يونس : 24،زمر : 21، كهف : 42 »

    أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ ﴿68﴾ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ ﴿69﴾ لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ ﴿70﴾

    پس، آيا به آب (گوارا) چيزي كه مي نوشيد؛ نگريسته ايد؟ آيا شما آن را از ابر باران دار نازل کرده ايد؟ يا ما نازل کننده ايم؟ اگر مي خواستيم آن را تلخ و شور مي كرديم. پس، چرا شكر نمي كنيد؟
    « هود :انبياء : 30، عبس : 25، شعراء : 79، حجر : 22، مؤمنون‌ : 18، ملک : 30، نمل : 61، فرقان : 53، رحمن : 19-20، فاطر : 12 »

    أَفَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ ﴿71﴾ أَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنشِئُونَ ﴿72﴾ نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْكِرَةً وَمَتَاعًا لِّلْمُقْوِينَ ﴿73﴾

    آيا به آتشي كه روشن مي كنيد نگريسته ايد؟ آيا درخت (هيزم) آن را شما بوجود آورده ايد؟ يا ما بوجود آورنده ايم؟ ما آن را ياد آوري و بهره اي براي نيازمندان (مانند شخص بی توشه در دشت وبيابان) قرار داده ايم.
    « يس : 80 »

    فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ﴿74﴾


    پس، (به طور مطلق) پاك و منـزه دار! (ازشرک) اسم پروردگار عظيمت را.

    [آيه 74 با تكرار در آيه 96 و حاقه : 52 ثبت فرمان اجراي ركوع در نماز پيغمبر و حواريون و ذکر در آن در مساجد مورد تأييد طبق آيات « نور : 36 و 37، توبه : 108 و 109 » از روز اول بعثت مانند راهنمائی به رکوع در نماز به مريم « آل عمران : 43 » قبل از به خاک افتادن در سجدتين نماز به حالت « يَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ سُجَّدًا » شبيه « وَخَرَّ رَاكِعًا ، داود در آيه ص : 24 » و برراکع در آيات « مرسلات : 48، مائده : 55 » با راهنمائی آيه « اسراء : 108 » ذکر « سَبِّحْانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ، سُبْحَانَ رَبِّنَا إِن كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولاً » است]

    فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿75﴾ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ﴿76﴾

    پس، شهادت مي دهم به مكان ستارگان
    (آیه تكوير : 15-17) و يقينًا آن شهادت عظيمی است اگر بدانيد.



    در آيات « تكوير : 15-21 » شهادت همزمان به ستارگان و ستاره نزول وحی به شرح آيات « نجم : 1-18، طارق : 1-4، صافات : 1-5 » نشان از اطاعت پيغمبر و حواريون از کلام جبريل همچون بهشتيان سابقون بود، حال همان قسم عظيم نشانه ای بردستيابی پيامبر و حواريون به فهم قرآن تا نزول سوره واقعه [طبق آيات « مزمل : 4، انسان : 23 » اطلاق « قرآن، کتاب، ذکر » يا « ه » (مثال سوره قدر) به هرتعداد آيه و سوره است] و فهم پادشاهي الله در تقدير برلشكرهاي آسماني « يس : 38-40 » و قدرت الله وحده « لا الاه الا الله، صافات : 35 » برنزول وحی، ، (مانند آيات جاثيه : 2-6) ارتقاء از درجه اصحاب يمين « مدثر : 39 » به سابقون مورد معرفی در آيه 10 به منت و خواست پروردگار « آل عمران : 164، مدثر : 56، تكوير : 29،انسان : 30» با اجرای فرمان سوره مزمل است « توبه : 100، رعد : 1-4، فاطر : 10 » مصداق آيه « لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ ، انشقاق : 19 » (ياد آور آيه « فجر : 5 ») آيات « 57-72، هود : 116، بقره : 24 »



    إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ﴿77﴾ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ ﴿78﴾ لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ﴿79﴾ تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿80﴾

    يقينًا آن، قرآن كريم « شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ » است، در كتاب پنهان داشته شده ای (از شيطان های معزول از سمع قرآن) که جز (اشخاص) مطهر، (خالص بی شرک) به آن دسترسی نيابند. فروفرستادن (وحي) از پروردگار انسان ها است.
    (نظر وسخن احدی به آن پيوند زدنی نيست و در پيشگاه مبارک قرآن «بين يديه» سخنی از احدی مطلقًانيست)

    کتاب، اشاره به نزول وحي تدريجی « عَلَى مُكْثٍ، اسراء : 106 » به برنامهء آيات « فرقان : 32، اسراء : 106 » به تلاوت پيامبر برکاتبين وحی طبق آيات « عبس : 11-16، بينه : 2 و 3 » موصوف به « الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ ، مدثر : 31 و بينه : 7 » در لوحه هاي مطهره مرفوعه « فِي رَقٍّ مَّنشُورٍ ، طور : 3 » و نه به ترتيب نزول، بلکه طبق آيه « فجر : 3 » برقرار گرفتن در جايگاه ثابت، هميشگي و جمع آوری با نظارت حکيمانه مطلق الله در همان زمان نزول و کتابت، به تعهد آيه « قيامت : 17 » تا ابد به همان ترتيب، محفوظ و موصوف به « قرآن کريم » است « بقره : 129، اعراف : 31 ، نور : 37 و 38 »
    مكنون، كنايه به حفاظت مطلق كلام الله مجيد « حجر : 9 » فقط براي پندگيرنده مطيع محض، خالص، بي واسطه و پاك شده از هرشركي موصوف به « مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ ، بینه : 5، إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ، حجر : 40، صافات : 40 » بدون دخالت نظر احدي و بدون هيچ چون و چرا و سؤالي « انبياء : 27 و 29 » به روش اسوه مؤمنان در آيات « انعام : 61، زمر : 2 و 11 و 12، ممتحنه : 4، احزاب : 21 » مورد تعبد حواريون و مؤمنان مورد معرفی زمان پيامبر و ملحقين به آنان (تا ابد فقط به معرفی در داوری است « انشقاق : 7-9 » ) و برعکس، عليرغم كتابي آشكار و جلورو، صفت « مكنون » اعلام عدم دسترسي سردمداران و مقلدين دين های تغير يافته به مذاهب پيرو اشخاص مورد انتقاد آيات « جمعه : 5 و توبه : 33، أُوْتُواْ الْكِتَابَ وَ الأُمِّيِّينَ ، آل عمران : 20، شعراء : 200 و 210 و 211، يونس : 100، حجر : 12 و 13، كهف : 101، علق : 6، مدثر : 11، ، انفال : 48، ‌فصلت : 5 و 44، يونس : 15 » است.
    ویرایش توسط عبد : ۱۳۹۲/۰۷/۱۹ در ساعت ۱۰:۳۷

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    133
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ادامه سوره واقعه :

    أَفَبِهَـٰذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ ﴿81﴾ وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ ﴿82﴾

    پس، آيا شما به اين حديث (قرآن)، نيرنگ زننده و فريب دهنده ايد؟ و روزي تان را قرار مي دهيد كه شما
    (کلام الله را طبق آيه « بقره : 27 » باابداع نظر اشخاص) تكذيب و انکار كنيد؟
    « أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ ، مائده : 42 »

    1. مخالفينِ سركشِ متكبر موصوف به شيطان رجيم، جني و انسي، معزول از سمع آيات، از كلام الله مجيد، به « ابراهيم و اسماعيل » با تغيرات 2500 ساله مثال « استراق سمع خطفه اي، مائده : 41 » طبق آيات « حجر : 18، صافات : 8-10 » با افزودن « زُخْرُفَ الْقَوْلِ ، انعام : 112 و لَهْوَ الْحَدِيثِ ، لقمان : 6 » و پيوند به سخنان و روايات مبتني برشرك و كفر، به مانند سامري « اعراف : 169، فرقان : 18 » برای مجادله و دشمني و شيطنت و نيرنگ نسبت به کلام الله و پيغمبر قرار مي دادند. « قلم : 9-15، طارق : 15، مدثر : 24 و 25، انعام : 113، بروج : 21، اسراء : 60، اعراف : 37 و 175، فاطر : 42، هود : 18، حجر : 91، انعام : 21 و 93 و 110 و 144، سبأ : 43، زمر : 32، غافر : 83، فصلت : 41، زخرف : 30، جاثيه : 9، عنكبوت : 68، آل عمران : 23، نساء : 44 و 65، صف : 7 » ،« مريم : 59، روم : 32، اعراف : 162-166، انعام : 71 و 150، بقره : 65، مائده : 60 »، « شوري : 21، انبياء : 29 » « سوره ماعون » « فصلت : 44 » « يس : 69 » « طه : 7، نساء : 148 » ،« جمعه : 5 ، شوري : 21، نور : 35 ، فرقان : 33 و شوري : 13» « قمر : 2 و 3 »، « اعراف : 51، انعام : 70، بقره : 204، نور : 39 و 40 » ، « انعام : 116 » . « هود : 19، سبحان الله » « بقره : 78 » ،«بقره : 286 »قلم : 8-16 و سوره همزه » « توبه : 34، نساء : 48 و 52 و 53 » « مدثر : 48 » « نجم : 27، نمل : 4، زمر : 45، مؤمنون : 74 »




    فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿83﴾ وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ ﴿84﴾ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ ﴿85﴾

    پس، چرا زمانی که (جان) به حلقوم نرسيده است و
    (می بينيد که زمان مرگ فرارسيده) شما در چنين زمانی (فقط) می نگريد؟ (هيچ کاری از کسی برنمی آيد) و ما به او از شما نزديكتريم و لكن نمی بينيد.
    « فرقان : 59، فاطر : 14 »

    [كساني كه خود را در دنيا براي منافع دنيائي متوفي نزديک و دلسوز مي دانستند، شاهدند كه مطلقًا در زمان مرگ کاري از آنان ساخته نيست آيات « قيامت : 26-30، اعراف : 37، واقعه : 60، انعام : 61 و 93، زمر : 7، لقمان : 34، نحل : 28، انبياء : 35، رعد : 41، سجده : 11، ملك : 2، عنكبوت :57، آل عمران : 145، نساء : 97، كهف : 46، آل عمران : 14 » بلکه فقط اجراي روند برنامه الله را مي نگرند « عبس : 34، معارج : 10-14،حج : 1، مؤمنون : 101 » درحالی که مرگ مقرر طبق آيه 60 نشانه اي بردرستي وعده داوری است. « يس : 81 و 82، اسراء : 99 »

    فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿86﴾ تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿87﴾

    پس، اگر شما (در داوری) بي محاسبه (بی جزا و پاداش در زندگی آخرتی) هستيد، چرا (نفس) را برنمي گردانيد، اگر راست مي گوئيد؟
    «جاثيه : 24،صافات : 53،آل عمران : 168، بقره : 94 و 96و 111، مدثر : 52، قمر : 43، نحل : 62، معارج :38 »
    (خلاصه سوره)
    فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ ﴿88﴾ فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ ﴿89﴾

    پس، اما، اگر از مقربين (درگاه الله) باشد. پس، رحمت و بخشايش الله و رزق و روزي و بهشتي خوشبو و در رفاه و آسايش است.
    « اسراء : 52 »

    وَأَمَّا إِن كَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ ﴿90﴾ فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ ﴿91﴾

    و اما، اگر از اصحاب يمين باشد. پس
    (از داوری) ” سلام برتو (اي) از اصحاب يمين.
    “ « زمر : 73 »


    وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ ﴿92﴾ فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ ﴿93﴾ وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ ﴿94﴾

    و اما اگر از منكرين گمراه باشد. پس، پذيرائي است! از آبي گرم و ورودِ به آتش جهنم.
    « مدثر : 26، ابي لهب : 3، اعلي : 12، فجر : 16، فرقان : 13، مريم : 70، طه : 48، اسراء : 8، زمر : 71 و 72،‌ انشقاق :11 و 12، معارج : 17، غاشيه : 4، مطففين : 16، نساء :30 و 56 و 115 »

    إِنَّ هَـٰذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ ﴿95﴾ فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ﴿96﴾

    يقينًا اين (كلام) حق يقين (الله) است. پس، (به طور مطلق) پاك و منـزه دار! نام پروردگار عظيمت را.
    « حاقه : 52 »
    ویرایش توسط عبد : ۱۳۹۲/۰۷/۱۹ در ساعت ۱۰:۴۲

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود