جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا قرائنی وجود دارد که کلمه مولی در زمان پیامبر (ص) به معنی سرپرست بوده؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    239
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    14 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا قرائنی وجود دارد که کلمه مولی در زمان پیامبر (ص) به معنی سرپرست بوده؟




    سلام
    کلمه مولی در قرآن به چه معناست ؟ اگر به معنای سرپرست است نه دوست و یاور ، آیا قرائنی وجود دارد که اثبات نماید کلمه مولی در زمان پیامبر (ص) به همان معنای سرپرست بوده است؟
    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 4


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب
    1) کلمه «مولا» کرارا در قرآن کریم آمده است از جمله در آیات ذیل:
    1- انفال: 40.
    2- حج: 13.
    3- حج: 78.
    4- دخان: 41.
    5- محمد: 11.
    6- آل عمران: 150.
    7- حدید: 15.
    8- تحریم: 2.
    9- بقره: 286.
    10- توبه: 51.
    11- نحل: 76.
    12- تحریم: 4. و...
    2) قرآن می­فرماید: «...رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرینَ»(1)
    ... پروردگارا! تکلیف سنگینی بر ما قرار مده، آن چنان که (به خاطر گناه و طغیان،) بر کسانی که پیش از ما بودند، قرار دادی! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوی! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان!(2)
    مولا به معنای ناصر و یاری کننده می­باشد ولی نه هر ناصری بلکه کمک دهنده ای که تمام امرور منصور (کمک شونده) به عهده اوست و امور او را به عهده می­گیرد. چون این کلمه از ماده ولایت گرفته شده است و به معنای سرپرستی و تصدی امر می­باشد و از آنجا که خدا ولیّ مؤمنین است پس مولایشان نیز هست.(3) لذا می­بینیم که در این آیه شریفه نصرت و یاری خداوند را معلول مولا بودن او بر این گروه از مؤمنان قرار داده است و از زبان مؤمنین می­فرماید: چون تو مولای ما هستی پس ما را یاری کن و بر کفار پیروز گردان.
    چنانچه در آیه دیگر می ­فرماید:
    «ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ مَوْلَی الَّذینَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْکافِرینَ لا مَوْلی‏ لَهُمْ»(4)
    یعنی: این برای آن است که خداوند مولا و سرپرست کسانی است که ایمان آوردند؛ امّا کافران مولایی ندارند!(5)
    لذا در زمان پيامبر هم همين معني مد نظر بوده است و لا غير.

    1. سوره بقره آیه 286.« لا یُکَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاّ وُسْعَها لَها ما کَسَبَتْ وَ عَلَیْها مَا اکْتَسَبَتْ رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسینا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْرًا کَما حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرینَ(286)»
    2. ترجمه آیت الله مکارم.
    3. المیزان ج 2 ذیل آیه 286 سوره بقره.
    4. سوره محمد (ص) آیه 11.
    5. ترجمه آیت الله مکارم.

    آیا قرائنی وجود دارد که کلمه مولی در زمان پیامبر (ص) به معنی سرپرست بوده؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در عرف مسلمانان حتى خود اهل سنت نیز از کلمه مولا، معناى‏رهبرى را مى‏ فهمند، نمونه بارز آن بکار بردن کلمه مولوى و یا مولانا بر علما مى‏ باشد. براى روشن شدن حقیقت ولى و مولى برخى از روایات اهل‏ سنّت را بیان مى ‏کنیم:
    مسلم بن حجاج نیشابورى به نقل از خلیفه دوم، آنگاه که امیرالمؤمنین علیه‏السلام و عباس جهت مطالبه ارث نزد او رفته بودند، مى‏ نویسد: «... فَلَمَّا تُوُفِّىَ رَسُولُ اللَّهِ صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم قَالَ أَبُو بَکْرٍ أَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِیرَاثَکَ مِنَ ابْنِ أَخِیکَ وَیَطْلُبُ هَذَا مِیرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِیهَا فَقَالَ أَبُو بَکْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله‏ وسلم مَا نُورَثُ مَا تَرَکْنَا صَدَقَةٌ . فَرَأَیْتُمَاهُ کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّىَ أَبُو بَکْرٍ وَأَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم وَ وَلِىُّ أَبِى بَکْرٍ فَرَأَیْتُمَانِى کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا»؛ پس از وفات رسول خدا صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم ابوبکر گفت: من ولى رسول خدا هستم، شما دو نفر (عباس و على) آمدید و تو اى عباس میراث برادر زاده‏ ات را درخواست کردى و تو اى على میراث فاطمه دختر پیامبر را و ابوبکر گفت: رسول خدا فرموده است: ما چیزى به ارث نمى ‏گذاریم، آن‏چه مى‏ ماند صدقه است و شما او را دروغگو، گناه‏کار، حیله ‏گر و خیانت‏کار، معرفى کردید و حال آن که خدا مى ‏داند که ابوبکر راستگو، دین دار و پیرو حق بود. پس از مرگ ابوبکر، من ولى پیامبر و ولى ابوبکر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن، دروغگو، حلیه گر و گناهکار خواندید. (مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیرى (متوفاى 261 ه)، صحیح مسلم، ج 3، ص 1378، ح 1757، کِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّیَرِ، بَاب حُکْمِ الْفَیْءِ، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربى – بیروت).
    در این روایت صحیح، خلیفه دوم اهل سنت، تصریح مى‏کند که ابوبکر خود را «ولى» و خلیفه رسول خدا صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم مى‏ دانست؛ ولى امیر المؤمنین و عباس او را تکذیب کرده‏اند و عمر نیز خود را ولى رسول خدا صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم مى‏ دانست و همانند ابوبکر از سوى آنان دروغگو خیانت کار و... معرفى شد.

    ابوبکر: من «ولى» شما شده ‏ام
    أبو بکر بعد از به خلافت رسیدن در خطبه‏ هایى که براى صحابه ایراد کرده است، با استفاده از کلمه «ولى» خود را «ولى امر مسلمین» خوانده است. بلاذرى در انساب الأشراف، ابن قتیبه دینورى در عیون الأخبار، طبرى و ابن کثیر در تاریخشان و بسیارى دیگر از بزرگان اهل سنت، نخستین خطبه ابوبکر را این گونه نقل کرده‏ اند: «لما ولى أبو بکر رضى الله تعالى عنه، خطب الناس فحمد الله وأثنى علیه ثم قال: أما بعد أیها الناس فقد ولیتُکم ولستُ بخیرکم»؛ آنگاه که ابوبکر رضى الله تعالى عنه خلافت را به عهده گرفت براى مردم سخنرانى نمود و بعد از حمد خدا گفت: اى مردم من ولى شما شده ولى بهترین شما نیستم. (1)
    این خطبه با سندهاى صحیح نقل شده است. ابن کثیر دمشقى، بعد از نقل این خطبه مى‏ نویسد: این روایت از نظر سند صحیح است.

    ابوبکر: عمر را «ولى» آنها نمودم
    خلیفه اول احساس کرد که عمرش به پایان رسیده و لذا خلیفه دوم را به ولایت بعد از خودش منصوب کرد در این انتساب صریحا از واژه "ولى" استفاده کرد و به صحابه اعلام کرد که او (عمر) «ولى» مسلمین بعد از من است.
    ابن حبان بستى مى ‏نویسد: «... ثم رفع أبو بکر یدیه فقال اللهم ولیته بغیر أمر نبیک ولم أرد بذلک إلا صلاحهم وخفت علیهم الفتنة فعملت فیهم بما أنت أعلم به وقد حضر من أمرى ما قد حضر فاجتهدت لهم الرأى فولیت علیهم خیرهم لهم وأقواهم علیهم وأحرصهم على رشدهم و لم أرد محاماة عمر...»؛ سپس ابوبکر دستش را بلند کرد و گفت: خدایا من عمر را بدون این که پیامبرت، دستور داده باشد، ولى نمودم و تنها قصدم از این کار صلاح مردم و ترس از ایجاد فتنه بود، عملى انجام دادم که تو از آن آگاه‏ترى و زمان مرگ من فرا رسیده لذا به مصلحت مردم اقدام کرده و بر آنان بهترین و قوى ‏ترى و حریص‏ترینشان به هدایت را ولى نمودم و محرومیت عمر را نخواستم. (الثقات، ج 2، ص 192 ـ 193، اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التمیمى البستى الوفاة: 354، دار النشر: دار الفکر ـ 1975 ـ 1395، الطبعة: الأولى، تحقیق: السید شرف الدین أحمد).

    ابوبکر خطاب به فرماندهان نظامى: عمر «ولى» شماست
    ابن اثیر جزرى مى‏ نویسد که خلیفه اول اهل سنت بعد از انتصاب عمر به جانشینى خود، به فرماندهان سپاه این چنین نوشت: «وکتَبَ إِلى أُمرَاءِ الأجنَادِ: وَلَّیْتُ علیکم عمرَ...». ابوبکر به فرماندهان نظامى نوشت: من عمر را ولى شما قرار دادم... (معجم جامع الأصول فى أحادیث الرسول، ج 4 ص 109، اسم المؤلف: المبارک بن محمد ابن الأثیر الجزرى الوفاة: 544).
    استفاده از کلمات «خلیفه» و «ولى» در این دو روایت، نشانگر آن است که در آن زمان مردم از هر دوى آن‏ها یک معنا را استنباط مى‏ کرده‏اند و «ولى» همان معنایى را داشته که از لفظ «خلیفه» فهمیده مى‏ شده است.
    و.....

    1. أنساب الأشراف، ج 1، ص 254، اسم المؤلف: أحمد بن یحیى بن جابر البلاذرى المتوفى: 279 ه الوفاة: 279، دارالنشر؛ عیون الأخبار، ج 1 ص 34، اسم المؤلف: أبو محمد عبد الله بن مسلم بن قتیبة الدینورى (المتوفى: 276ه) الوفاة: 276؛ تاریخ الطبرى، ج 2 ص 237 238، اسم المؤلف: لأبى جعفر محمد بن جریر الطبرى الوفاة: 310، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت.

    آیا قرائنی وجود دارد که کلمه مولی در زمان پیامبر (ص) به معنی سرپرست بوده؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 4 نمایش پست

    مولا به معنای ناصر و یاری کننده می­باشد ولی نه هر ناصری بلکه کمک دهنده ای که تمام امرور منصور (کمک شونده) به عهده اوست و امور او را به عهده می­گیرد. چون این کلمه از ماده ولایت گرفته شده است و به معنای سرپرستی و تصدی امر می­باشدو از آنجا که خدا ولیّ مؤمنین است پس مولایشان نیز هست.(3)
    با سلام واحترام
    با توجه به مطالب فوق در جمله مشهور اذان :
    اشهد ان علي ولي الله
    مولي چگونه تفسير ميشود؟چون علي(ع)ولي خداست ايا ميشود گفت پس مولايش نيز هست؟يا جمله اي كه شما درج نموده ايد بايد اصلاح شود؟
    ...
    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    توضيح ما مربوط به آياتي بود كه معني مذكور استفاده مي شود و نه مطلق مولي.
    و الا واژه‌ی «ولیّ» به معانی متعددی آمده است که مهم‌ترین آن عبارتند از:

    1. به معنای سرپرست و عهده‌دار بودن؛ چنان‌که در آیات متعددی از قرآن کریم واژه‌ی «ولیّ» در همین معنا به‌کار برده شده است؛ مانند: «خداوند کسى است که آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش روز [شش دوران‏] آفرید، سپس بر عرش (قدرت) قرار گرفت، هیچ سرپرست و شفاعت کننده‏اى براى شما جز او نیست آیا متذکّر نمى‏شوید؟!».‏(1)

    2. به معنای دوست(2) که در قرآن به این معنا نیز آمده است: «هرگز نیکى و بدى یکسان نیست بدى را با نیکى دفع کن، ناگاه (خواهى دید) همان‌کس که میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است!».(3)

    ج. به معنای ناصر و یاور آمده است.(4) قرآن می فرماید: «مردان و زنان با ایمان، ولىّ (و یار و یاور) یکدیگرند».(5)

    منبع:
    1. «اللَّهُ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما فی‏ سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ ما لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا شَفیعٍ أَ فَلا تَتَذَکَّرُون»؛ سجده، 4.
    2. نمایه‌های «معنای ولایت»، سؤال 153؛ «ولایت در قرآن و اهل سنت»، سؤال 8435.
    3. «وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیم»؛ فصلت، 34.
    4. ابن منظور، محمد بن مکرم‏، لسان ‏العرب، ج 15، ص 407، دار صادر، بیروت‏، چاپ سوم‏، 1414ق‏.
    5. «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْض»؛ توبة، 71.
    آیا قرائنی وجود دارد که کلمه مولی در زمان پیامبر (ص) به معنی سرپرست بوده؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    12 روز 14 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندی
    پرسش :
    کلمه مولی در قرآن به چه معناست ؟ آیا قرائنی وجود دارد که اثبات نماید کلمه مولی در زمان پیامبر (ص) به همان معنای سرپرست بوده است؟
    پاسخ :

    کلمه «مولا» کرارا در قرآن کریم آمده است از جمله در آیات ذیل:
    انفال: 40. - حج: 13.- حج: 78. - دخان: 41. - محمد: 11. - آل عمران: 150. - حدید: 15. - تحریم: 2. - بقره: 286. - توبه: 51. - نحل: 76. - تحریم: 4. و...
    واژه‌ی «مولی و ولیّ » به معانی متعددی آمده است که مهم‌ترین آن عبارتند از:
    1. به معنای سرپرست و عهده‌دار بودن:
    چنان‌که در آیات متعددی از قرآن کریم واژه‌ی «ولیّ» در همین معنا به‌کار برده شده است؛ مانند: «خداوند کسى است که آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش روز [شش دوران‏] آفرید، سپس بر عرش (قدرت) قرار گرفت، هیچ سرپرست و شفاعت کننده‏اى براى شما جز او نیست آیا متذکّر نمى‏شوید؟!».‏(1)
    2. به معنای دوست(2) :
    که در قرآن به این معنا نیز آمده است: «هرگز نیکى و بدى یکسان نیست بدى را با نیکى دفع کن، ناگاه (خواهى دید) همان‌کس که میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است!».(3)
    ج. به معنای ناصر و یاور آمده است.(4):
    قرآن می فرماید: «مردان و زنان با ایمان، ولىّ (و یار و یاور) یکدیگرند».(5)
    اما مهم ترین معنای مولا و ولی به معنای ناصر و یاری کننده می­ باشد ولی نه هر ناصری بلکه کمک دهنده ای که تمام امرور منصور (کمک شونده) به عهده اوست و امور او را به عهده می­ گیرد. چون این کلمه از ماده ولایت گرفته شده است و به معنای سرپرستی و تصدی امر می­ باشد و از آنجا که خدا ولیّ مؤمنین است پس مولایشان نیز هست.(6) لذا می ­بینیم که در این آیه شریفه نصرت و یاری خداوند را معلول مولا بودن او بر این گروه از مؤمنان قرار داده است و از زبان مؤمنین می­ فرماید: چون تو مولای ما هستی پس ما را یاری کن و بر کفار پیروز گردان.
    چنانچه در آیه دیگر می ­فرماید:
    «ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ مَوْلَی الَّذینَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْکافِرینَ لا مَوْلی‏ لَهُمْ»(7)
    یعنی: این برای آن است که خداوند مولا و سرپرست کسانی است که ایمان آوردند؛ امّا کافران مولایی ندارند!(8)
    لذا در زمان پيامبر هم همين معني مد نظر بوده است و لا غير.

    در پایان به دو مورد از بیانات اهل سنت اشاره می کنیم :

    1- ابوبکرگفت : من «ولى» شما شده ‏ام
    أبو بکر بعد از به خلافت رسیدن در خطبه‏ هایى که براى صحابه ایراد کرده است، با استفاده از کلمه «ولى» خود را «ولى امر مسلمین» خوانده است. بلاذرى در انساب الأشراف، ابن قتیبه دینورى در عیون الأخبار، طبرى و ابن کثیر در تاریخشان و بسیارى دیگر از بزرگان اهل سنت، نخستین خطبه ابوبکر را این گونه نقل کرده‏ اند: «لما ولى أبو بکر رضى الله تعالى عنه، خطب الناس فحمد الله وأثنى علیه ثم قال: أما بعد أیها الناس فقد ولیتُکم ولستُ بخیرکم»؛ آنگاه که ابوبکر رضى الله تعالى عنه خلافت را به عهده گرفت براى مردم سخنرانى نمود و بعد از حمد خدا گفت: اى مردم من ولى شما شده ولى بهترین شما نیستم. (9)
    این خطبه با سندهاى صحیح نقل شده است. ابن کثیر دمشقى، بعد از نقل این خطبه مى‏ نویسد: این روایت از نظر سند صحیح است.

    2- ابوبکرگفت : عمر را «ولى» آنها نمودم
    خلیفه اول احساس کرد که عمرش به پایان رسیده و لذا خلیفه دوم را به ولایت بعد از خودش منصوب کرد در این انتساب صریحا از واژه "ولى" استفاده کرد و به صحابه اعلام کرد که او (عمر) «ولى» مسلمین بعد از من است.
    ابن حبان بستى مى ‏نویسد: «... ثم رفع أبو بکر یدیه فقال اللهم ولیته بغیر أمر نبیک ولم أرد بذلک إلا صلاحهم وخفت علیهم الفتنة فعملت فیهم بما أنت أعلم به وقد حضر من أمرى ما قد حضر فاجتهدت لهم الرأى فولیت علیهم خیرهم لهم وأقواهم علیهم وأحرصهم على رشدهم و لم أرد محاماة عمر...» ؛ سپس ابوبکر دستش را بلند کرد و گفت: خدایا من عمر را بدون این که پیامبرت، دستور داده باشد، ولى نمودم و تنها قصدم از این کار صلاح مردم و ترس از ایجاد فتنه بود، عملى انجام دادم که تو از آن آگاه ‏ترى و زمان مرگ من فرا رسیده لذا به مصلحت مردم اقدام کرده و بر آنان بهترین و قوى ‏ترى و حریص ‏ترینشان به هدایت را ولى نمودم و محرومیت عمر را نخواستم.(10)

    پی نوشت ها :

    1. «اللَّهُ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما فی‏ سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ ما لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا شَفیعٍ أَ فَلا تَتَذَکَّرُون»؛ سجده، 4.
    2. نمایه‌های «معنای ولایت»، سؤال 153؛ «ولایت در قرآن و اهل سنت»، سؤال 8435.
    3. «وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیم»؛ فصلت، 34.
    4. ابن منظور، محمد بن مکرم‏، لسان ‏العرب، ج 15، ص 407، دار صادر، بیروت‏، چاپ سوم‏، 1414ق‏.
    5. «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْض»؛ توبة، 71.

    6. المیزان ج 2 ذیل آیه 286 سوره بقره.
    7. سوره محمد (ص) آیه 11.
    8. ترجمه آیت الله مکارم.

    9. أنساب الأشراف، ج 1، ص 254، اسم المؤلف: أحمد بن یحیى بن جابر البلاذرى المتوفى: 279 ه الوفاة: 279، دارالنشر؛ عیون الأخبار، ج 1 ص 34، اسم المؤلف: أبو محمد عبد الله بن مسلم بن قتیبة الدینورى (المتوفى: 276ه) الوفاة: 276؛ تاریخ الطبرى، ج 2 ص 237 238، اسم المؤلف: لأبى جعفر محمد بن جریر الطبرى الوفاة: 310، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت.
    10. (الثقات، ج 2، ص 192 ـ 193، اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التمیمى البستى الوفاة: 354، دار النشر: دار الفکر ـ 1975 ـ 1395، الطبعة: الأولى، تحقیق: السید شرف الدین أحمد).


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود