جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: یوم الخمسین چه روزی ست ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    239
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    14 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    یوم الخمسین چه روزی ست ؟




    یوم الخمسین چه روزی ست و به چه دلیل این نام انتخاب شده ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 3

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۶/۱۵ در ساعت ۱۰:۳۹


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    426
    مورد تشکر
    169 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم
    جناب آقای محجوب از سوال خوبتان متشکرم
    یوم الخمیس همان روزی است پیامبر صلی الله علیه واله وسلم قلم ودوات تقاضا نمودندتا مطلبی بنویسند که مردم گمراه نشوند
    محدث بزرگ اهل سنت , امام بخارى اين قضيه را در چندين مـوضع از كتاب معروف خود( صحيح بخارى ) آورده است . در يكى از اين نقل ها از قـول ابـن عباس مى گويد:هنگامى كه پيامبر(ص ) در حال احتضار بود و مردانى در خانه او جمع آمـده بودند ,پيامبر(ص ) فرمود: قلم و كاغذ برايم بياوريد تا نوشته اى برايتان بنويسم ( كه با وجود آن ) هـرگز گمراه نشويد . در اين حال خليفه دوم گفت : پيامبر(ص ) را دردو مرض فرا گرفته اسـت و نزد ما كتاب خدا هست كه ما را كافى است . در اين حال افراد حاضر دچار اختلاف شدند و هـمـهمه آنجا را فرا گرفت , كه در اين هنگام پيامبر(ص ) فرمود: برخيزيد و برويد, شايسته نيست در مـحـضر من (كه فرستاده خدايم )اختلاف و تنازع را پيشه كنيد . پس ابن عباس در حال خروج مـى گـفـت : مـصيبت (براى اسلام و مسلمين ) همان چيزى بود كه بين پيامبر(ص ) و آنچه اراده نوشتنش را داشت , مانع ايجاد كرد.(1)
    در نقل ديگرى , ابن سعد در طبقات الكبرى از قول خليفه دوم آورده است كه : ما درنزد پيامبر(ص ) حضور داشتيم و بين ما و زنان پرده اى آويخته شده بود, رسـول خدا(ص )به سخن آمد و فرمود: مرا با هفت مشك آب بشوييد (ظاهرا منظور از آن تخفيف تب آن حضرت بوده است ) و پس از اينكه اين فرمان را اجرا كرديد , كاغذ و دواتى براى من بياوريد , تا براى شما نامه اى بنويسم كه با وجود آن نامه هرگز گمراه نشويد.زنان پيامبر(ص ) از پس پرده گفتند : خواسته پيامبر(ص ) را برآوريد . من (خليفه دوم ) گفتم : ساكت باشيد, شما همانند زنانى هستيد كه اطراف يوسف را گرفته بودند و به او چشم طمع داشتند.
    شما اگر پيامبر (ص ) مريض شـود , چـشـمان خود را مى فشاريد و اشك مى ريزيد و اگر تندرستى يابد , گريبانش را گرفته و خرجى از او طلب مى كنيد.در اين هنگام پيامبر(ص ) فرمود: همانا ايشان (يعنى زنان پس پرده ) از شـمـابـهـتـرند . (2)
    جابر نيز نقل كرده كه پيامبر(ص ) هنگام وفات و در آخرين لحظات عمرش , صـحـيـفـه اى راطـلـب كرده تا براى امت خود نامه اى بنويسد كه نه گمراه شوند و نه ديگران را گـمـراه كـنـند. كسانى كه اطراف بسترش بودند, آنقدر سر و صدا به راه انداختند و حرفهاى ياوه گـفتند كه پيامبر(ص ) از اين كار دست كشيد.
    ابن عباس مى گويد: پيامبر(ص ) در بيمارى مرگ خود فرمود : كاغذ و دواتى بياوريدتا براى شما نوشته اى بنويسم كه پس از آن هرگز گمراه نشويد . عـمـر بـن خطاب سر وصدا راه انداخت و گفت : نخير , اين همه شهرها باقى مانده و فتح نشده اسـت , ايـنـهـابـايـد گشوده شود , پس چه كسى اينها را فتح كند ؟ زينب دختر جحش ؟ همسر پـيـامـبر(ص )گفت : فرمان پيامبر(ص ) را اجرا كنيد , مگر نمى بينيد كه مى خواهد وصيت كند ؟ بـارديـگـر سـر و صدا برخاست . در اين هنگام پيامبر (ص ) فرمود: از جاى برخيزيد و بيرون رويد . همين كه اتاق را ترك كردند , پيامبر اكرم (ص ) دار دنيا را وداع گفت.

    اين ماجراى تاسف بار به صورت هاى مختلف در كتابهاى ديگر نيز نقل شده است (3).از جمله ابن ابى الحديد روايت مى كند كه عمر گفت آن حضرت مى خواست تصريح به نام على بكند و من مانع شدم.(4)
    اما چرا آن را یوم الخمیس نامیدند چون این واقعه در روز پنجشنبه اتفاق افتاد به یوم الخمیس معروف شد
    در صحیح بخاری در کتاب الجهاد و السیر حدیث رقم 2825 آمده است :
    یوم الخمیس و ما یوم الخمیس ثم بکی حتی خضب دمعه الحصباء فقال اشتد برسول الله (ص) وجعه یوم الخمیس فقال ائتونی بکتاب أکتب لکم کتابا لن تضلوا بعده أبدا فتنازعوا ولا ینبغی عند نبی تنازع فقالوا هجر رسول الله (ص) قال دعونی فالذی أنا خیر مما تدعونی الیه و أوصی عند موته بثلاث أخرجوا المشرکین من جزیره العرب و أجیزوا الوفد بنحو ما کنت أُجیزهم و نسیت الثالثه
    ترجمه : (ابن عباس گفت ) روز پنجشنبه و چه روز پنجشنبه ای! سپس گریه كرد بگونه ای كه اشك بر سنگ ریزه ها غلطید (منظور این است که بسیار گریه کرد کاربرد کلمه ی خضب در جمله برای بیان بیش از حد گریه کردن است) سپس گفت بیماری پیامبر شدید شد ایشان فرمودند برایم كاغذی بیاورید تا برایتان نوشته ای بنویسم بعداً هیچ گاه گمراه نشوید اطرافیان نزاع کردند در حالیکه نزد نبی نباید دعوا کرد در این میان عده ای گفتند پیامبر هذیان می گوید پیامبر فرمودند: از من دور شوید حالی که من در آن قرار دارم بهتر است از آن چیزی است که شما من را به آن می خوانید.در صحیح بخاری در کتاب الجهاد و السیر حدیث رقم 2825 آمده است :

    منابع :

    1- صحیح بخاری باب کتابه العلم من کتاب العلم ،ج1ص22. صحیح بخاری ، باب جوائز الوفد من کتاب الجهاد،ج2،ص ؛120 و باب اخراج الیهود من جزیره العرب،ج2،ص 136 بدین لفظ آمده است :"فقالوا : هجر رسول الله صلی الله علیه و سلم ".

    2- طبقات ابن سعد ،ج2ص244، چاپ بیروت.

    3- صحیح مسلم ، باب من ترک الوصیه،ج5،ص 76 و تاریخ طبری 3/193 بدین عبارت آمده است :
    " ان رسول الله صلی الله علیه و سلم یهجر ". مسند احمد حنبل تحقیق احمد محمد شاکر ، حدیث 2992. تاریخ ابی الفداءج1ص15.

    4- ابن ابی الحدید؛ شرح نهج البلاغه،ج3،ص 97.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود