جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا علوم ریاضى و طبیعى در عرف قرآن علم نیستند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    239
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    14 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا علوم ریاضى و طبیعى در عرف قرآن علم نیستند؟




    سلام و خسته نباشید
    آیا علوم ریاضى و طبیعى در عرف قرآن علم نیستند؟
    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی4

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۶/۲۴ در ساعت ۰۱:۵۲

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب
    در مورد سوال شما بايد به چند نكته اشاره كنم:
    1. واژه ی « علم » دارای استعمالات متعدّدی است. بعضاً مراد از آن مطلق ادراک است ، اعمّ از این که از راه ذهن و مفهوم باشد که آن را علم حصولی گویند یا از راه وجدان و درک درونی که علم حضوری گفته می شود. و گاه منظور از علم ، صِرف حصول تصّوری از امور است در ذهن ؛ مثل آگاهی به مفهوم نبوّت یا مفهوم نظم یا مفهوم سیّاره و ... چنین علمی را علم حصولی تصوّری گویند. در مواردی نیز منظور از آن یقین به یک گزاره است ؛ مثلاً علم به اینکه: آب در صد درجه به جوش می آید . این قسم علم را علم حصولی تصدیقی نامند. و مجموع چنین تصدیقاتی را اطلاعات می گویند ؛ که اگر این اطلاعات حول یک موضوع خاصّ بوده ، دارای غایتی معیّن باشند و با روش تعریف شده ای تحصیل شوند و به ترتیبات خاصّی تدوین گردند ، مجموعه ی آنها را علم مدوّن گویند ، مثل علم فیزیک ، شیمی ، فلسفه ، روانشناسی ، طبّ ، علم کلام (عقائد) ، عرفان نظری ، علم اخلاق ، فقه و ...

    چنین علومی به خودی خود و از آن حیث که اطلاعاتی ذهنی می باشند ، صرفاً صورتها ، مفاهیم و تصدیقاتی درذهن اند ، نه کمالی جاودان و مندگار در حقیقت نفس آدمی، لذا اگر دارنده ی این علوم دچار مشکلی مغزی شود و مثلاً حافظه ی خود را از دست بدهد همانگونه که دانسته های فیزیکی و ریاضی او پاک می شوند معلومات فلسفی و عرفانی و اخلاقی و کلامی و فقهی او نیز نابود می شوند. از اینرو نبایداینگونه معلومات و در حد دانش حصولی دل خوش داشت و گمان کرد که کمال برین و متعالی انسان صرفا اینهاست. لذا اهل حقیقت به اعتباری اینگونه علوم را علم به معنایی که در ادامه گفته خواهد شد نمی دانند.

    امّا اطلاق دیگر علم ، که اهل معرفت آن را علم حقیقی و زوال ناپذیر می دانند و معتقدند نه تنها با اختلال مغز که حتّی با انهدام کلّ بدن نیز نابود نمی شود ، آن حقیقت مجرّد و غیر مادّی است که متّحد با وجود انسان می شود. علم به این معنا نه از سنخ مفهوم ذهنی است و نه حتّی از سنخ کشف و شهود عارفانه ، بلکه حقیقت آن ارتقاء وجودی و اتّحاد با مرتبه ی بالاتری از وجود است ؛ که اهل معرفت از آن تعبیر می کنند به مظهر اسماء حقّ تعالی شدن. «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها »( بقره: 31).

    البتّه برای بار یافتن به چنین ارتقاء وجودی ، علل زمینه سازی نیز لازم است که کشف و شهود ضابطه مند عارفانه ، براهین عقلی در زمینه ی الهیّات ، آموزه های فقهی و اخلاقی و امثال آنها از آن جمله اند. بر این اساس ، اگر چه علومی چون فقه ، اخلاق ، کلام ، فلسفه ی اسلامی و عرفان نظری به خودی خود ارتقاء وجودی و علم حقیقی به معنای یاد شده نیستند - چه رسد به دیگر علوم - امّا از آن جهت که در زمره ی علل زمینه ساز چنین ارتقاء وجودی قرار دارند ، نسبت به سایر علوم از ویژگی خاصّی بر خوردارند. لذا دیگر علوم در مقایسه با اینگونه علوم ، فنّ گفته می شوند ؛ کما اینکه خود این علوم نیز در مقایسه با همدیگر چنین حالتی دارند. لذا حتّی فلسفه نیز در مقایسه با عرفان نظری فنّ نامیده می شود. علّامه ی طباطبایی در مقدّمه ی بدایهالحکمه چنین فرموده اند: « فی تعریف هذا الفنّ و موضوعه و غایته» لکن در ادامه از آن کلمه ی علم یاد نموده اند. البته دیگر علوم نیز می توانند در زمینه ترقّی وجودی نقش کمک رسانی داشته باشند ؛ لکن نقش علومی چون فقه ، اخلاق ، کلام ، فلسفه ی اسلامی و عرفان نظری در ترقّی وجودی بیشتر است ؛ چرا که این علوم اساساً برای چنین هدفی طرّاحی شده اند ؛ در حالی که علوم دنیوی در اصل برای مصارف دنیایی به وجود آمده اند و مفید بودن آنها در مسیر رشد معنوی بالعرض است.

    حاصل کلام آنکه علم حقیقی در نگاه اهل معرفت همان مظهر اسماء حقّ تعالی شدن و یکی شدن با حقایق وجودی است ؛ به نحوی که علم انسان عین ذات و حقیقت او گشته در هیچ عالمی از او جدا نگردد. و از آنجا که علومی چون فقه ، اخلاق ، کلام ، علم حدیث ، تفسیر ، فلسفه ی اسلامی و عرفان نظری در مسیر رسیدن به چنین مقصدی هستند و برای این منظور پدید آمده اند آنها نیز بالعرض علم گفته می شوند. امّا علوم دنیوی از آن جهت که برای مقاصد دنیایی طرّاحی شده اند تا نیازهای دنیوی انسان را برآورده سازند لذا در مقایسه با علوم الهی ، فنّ نامیده می شوند. البته این مطالب به معنای بی ارزش دانستن این علوم نیست ، بلکه مراد تبیین رابطه آنها با علمی در سطح دیگر است.

    ادامه دارد...

    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۱/۰۶/۲۵ در ساعت ۱۱:۴۰
    آیا علوم ریاضى و طبیعى در عرف قرآن علم نیستند؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2. پس به نظر این بزرگواران ، علم به معنی خاصّ آن که از فضائل روحی و بلکه بالاتر از فضائل وجودی است یعنی آن حقیقتی که با وجود آدمی در مرتبه ی عقل و روح و بلکه بالاتر در مرتبه ی وجود یکی شده باعث رشد حقیقی او می شود. در این نگاه خاصّ ، علوم دنیوی که کاری با روح و معنویّت ندارند علم نبوده ، فنونی هستند مثل بقیّه فنون دنیوی همچون فنّ نانوایی ، جوشکاری ، کارگری ، نویسندگی و ... که همگی نیاز به یادگیری دارند. امّا این بدان معنا نیست که یادگیری برخی از این فنون ضروری نیست. بلکه طبق آنچه حضرت امام (ره) در همان آدرس مذکور در سوال ، فرمودند ، می توان برخی از این فنون را نه از باب علم بودن بلکه از جهت فریضه ی عادله و تکلیف شرعی بودن آموخت. همانطور که نانوا شدن ، کارگری ، کشاورزی ، خیّاط شدن و امثال این فنون از آن جهت که جامعه محتاج آنهاست واجب کفائی هستند ، این گونه فنون دانشگاهی نیز اگر مورد نیاز جامعه باشند یادگیری آنها برای افرادی که استعداد و علاقه ی لازم را دارند لازم خواهد بود. و اگر کسی آنها را قربه الی الله و برای رفع نیاز جامعه بیاموزد در نزد خدا ثواب خواهد داشت. همچنین اگر ترک این علوم موجب ضعف مسلمین در برابر کفّار باشد جایز نبوده یادگیری آنها طبق آیه ی 60 انفال واجب شرعی خواهد بود. خداوند متعال می فرماید: « وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ .هر نیرویى در قدرت دارید، براى مقابله با آنها ( دشمنان‏) ، آماده سازید! و (همچنین) اسبهاى ورزیده(براى میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید. و(همچنین) گروه دیگرى غیر از اینها را، که شما نمى‏شناسید و خدا آنها را مى‏شناسد. و هر چه در راه خدا(و تقویت بنیه دفاعى اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده مى‏شود، و به شما ستم نخواهد شد!» (انفال:60)

    روشن است که امروزه بسیاری از فنون و ادوات دفاعی و تهاجمی در برابر دشمنان ، در صحنه های نبرد فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی ، نظامی و ... وابسته به همین علوم رایجند. لذا همانگونه که در صدر اسلام تهیّه ی اسب و ساخت برج و بارو و یادگیری فن شمشیر سازی و نیزه سازی و دیگر ادوات رزمی و همچنین یادگیری فنّ شعر و سخنوری برای تبلیغ دین و ... لازم بود ، امروز نیز یادگیری همین فنون دنیوی لازم است تا مسلمین بتوانند برتری خود را نسبت به مسلمین حفظ نمایند. لذا خود حضرت امام(ره) در مدّتی که در ترکیّه بود زبان ترکی یاد می گرفت تا بتواند با مردم آنجا ارتباط برقرار نماید. یا خود علّامه ی طباطبایی ریاضیّات را در سطوح بالای آن می دانست و با علوم روز نیز آشنایی داشت. امّا یادگیری این فنون برای این بزرگوران نه از باب تفریح یا برای گرفتن مدرک یا ... بلکه برای ترویج اسلام و مقابله به شبهات روز بود.

    ضرورت دیگری که یادگیری برخی از این علوم دارند از باب وجوب کسب حلال است. هر کسی که به حکم شرع باید خرج خود و عیال و اولاد خود را بپردازد ، اگر مالی ندارد ، باید شغلی برای خود فراهم نماید تا از این طریق خرج خود و افراد تحت تکفّل خود را فراچنگ آورد. و روشن است که در عصر حاضر افرادی که آشنا به یکی از فنون مورد نیاز در کارخانه ها و ارگانها و ... نباشد کمیتش لنگ است. امروز حتّی اگر کارگر و کشاورز نیز آشنا به علمی دانشگاهی نباشند در تحصیل خرج خانواده دچار مشکل می شوند و به احتمال بسیار زیاد این روند در آینده شدیدتر نیز خواهد شد. پس برای کسب حلال هم که شرعاً مطلوب و بلکه در مواردی واجب است یادگیری برخی از این فنون ضروری است.
    3. به این مطلب هم باید توجّه داشت که کلمات ذکر شده از این بزرگان در متن سوال ، در فضاهایی ویژه و برای افرادی خاصّ بیان شده است. مخاطبان این سخنان عمدتاً افرادی هستند که در پی معرفت حقایق هستی یا در مسیر سلوک معنوی قرار دارند. لذا توصیه هایی هم که کرده اند متناسب حال مخاطبان بوده است نه توصیه های عمومی و برای همه ی اقشار مردم.

    4. مطلب دیگر اینکه پیگیری این گونه علوم برای داشتن یک شغل حلال یا برای حفظ برتری مسلمین یا جهت برآوردن نیاز جامعه یا حتّی به عنوان یک تفریح و برای به دست آوردن نشاط درونی هیچ منافاتی با کسب علم و معرفت حقیقی ندارد ؛ همانطور که داشتن یک شغل حلال مثل کشاورزی یا مغازه داری و امثال آنها منافاتی با کسب علم ندارد. امّا باید مواظب بود که اشتغال به اینگونه علوم دنیوی یا هر امر دنیوی دیگر انسان را از کسب معرفت حقیقی باز نداشته او را از مطالعات دینی مانع نشود. و البته اگر کسی واقعاً در خود روحیّه ، استعداد ، علاقه و شرائط ورود به علوم دینی را می بیند شکّی نیست که در این حیطه نیز نیاز مبرم وجود دارد.

    5. امّا مطلب آخر درزمینه ی ماهیّت اکثر علوم دانشگاهی است. اکثر علومی که در دانشگاهها تدریس می شوند ، اعمّ از علوم طبیعی یا انسانی ، ریشه در غرب داشته با پیش فرضهای سکولاریستی پدید آمده و تکامل یافته اند. لذا گرچه در ظاهر آنها معمولاً سخنی بر ضدّ دین گفته نمی شود ولی ساختار و بافتار و درون مایه های این علوم به گونه ای شکل گرفته اند که در نهایت ، برخی را که پی ریزی محکم اعتقادی و فکری ندارند دچار بحرانهای دینی می کنند. بخصوص این آسیب رسانی به ساختار عقیدتی افراد ، در علوم انسانی همچون روانشناسی و جامعه شناسی و فلسفه های غربی بسیار پر رنگتر دیده می شود. از همین روست که آیهالله جوادی آملی این علوم را لاشه ی علم می نامند ؛ چون در این علوم ، علّت فاعلی و علّت غایی امور که آنها را به ماوراء طبیعت و خدا مرتبط می سازد مورد غفلت واقع شده اند ؛ به نحوی که گویی سر این علوم بریده شده است. از اینرو در دهه های اخیر اندیشمندان مسلمان حوزوی و دانشگاهی بر آن شده اند که تئوری علوم تجربی دینی را تعریف و تبیین نمایند ؛ به نحوی که این علوم ، افزون بر تأمین نیازهای دنیایی انسان ، در مسیر رشد روحی او نیز مستقیماً موثّر باشند. کتابهایی نیز در این زمینه نگاشته شده است.

    آیا علوم ریاضى و طبیعى در عرف قرآن علم نیستند؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    12 روز 14 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندی

    پرسش :

    آیا علوم ریاضى و طبیعى در عرف قرآن علم نیستند؟
    پاسخ :

    در پاسخ به پرسش شما ، به کلام استاد شهید دکتر مطهری به عنوان یکی از کارشناسان بزرگ قرآن و اسلام استناد می کنیم که از ریاضیات به عنوان یکی از علوم اسلامی تعبیر کرده و گفته است: « رياضيات علم قرآني است»
    برای آگاهی بیشتر از این موضع توجه شما را به مطلب مبسوط ذیل جلب می نماییم :
    یکی از مسائل اولیه این است که بفهمیم مقصود از ترکیب اضافی علوم اسلامی چیست. عبارات فلسفه اسلامی، اخلاق اسلامی، معماری اسلامی و ... از جمله اصطلاحاتی هستند که فراوان با آنها برخورد داشته ایم. اضافه شدن اسلام به این علوم به چه معناست. توجه به این موضوع و پرداختن به آن در ابتدای بحث بسیاری از ایرادات و سؤالات مطرح در این مبحث را پاسخ خواهد داد.
    امّا معیار اسلامی بودن علم چیست؟ آیا هر علمی می‌تواند اسلامی باشد، یا این که اسلام بعضی علوم را مردود دانسته و آن را نفی کرده است؟ در هر صورت معیار وملاک اسلامی بودن علوم چیست؟
    ممکن است موضوع، مسائل، غرض و انگیزه و منبع و مستند هر علم وحتی تشویق و ترغیب اسلام به تعلیم و فراگیری یک علم بتواند ملاک و معیاری برای اسلامی بودن آن باشد. به علاوه که گاهی فهم و درک و یادگیری و یاددادن بعضی از علوم و بلکه فهم متون و منابع اسلامی، نیازمند فراگیری علم دیگری است،‌این جنبه مقدمی بودن نیز ممکن است بتواند ملاک و معیار دیگری به شمار آید، بنابراین می‌توان علوم اسلامی را به چند دسته تقسیم کرد.
    اصطلاح علوم اسلامی را می توان در سه معنای علوم از اسلام، علوم در اسلام و علوم برای اسلام (علوم پیش نیازی) دسته بندی کرد که به اختصار توضیحاتی را خواهیم آورد.
    علوم رایج در فضای اسلامی( اقسام علوم اسلامی):
    الف) علوم برای اسلام (علوم پیش نیاز) :
    علوم اسلامی نیاز به یک سری اطلاعات پیش نیاز دارند که گاه به آنها نیز علوم اسلامی می گویند: مثل منطق،ادبیات عرب، علوم قرآنی،علم حدیث ،علم منطق ،اصول فقه و...
    فرضا چون برای فهم و انجام استدلال در بخشی از علوم اسلامی، نیاز به دانستن منطق حاکم بر آنهاست؛ لذا برای طلاب و دانشجویان علوم اسلامی فراگیری این علوم در ابتدا لازم و ضروری است.
    ب) علوم در اسلام (علومی که رنگ اسلامی گرفته است):
    این اصطلاح شامل علومی است که اگرچه وابسته به دین نیستند. اما در یک فضای محیطی، چه مکانی و چه فکری در حوزه‏ های فرهنگیِ اسلامی رشد یافته اند. این علوم اعم از آن که از نظر اسلام واجبند یا نه، و اعم از آن که از نظر اسلام ممنوع هستند یا خیر، به هر حال در جامعه اسلامی و در میان مسلمانان راه خود را طی کرده اند.
    بطور مثال در علم نجوم تا آن جا که به محاسبات ریاضی مربوط است و مکانیسم آسمان را بیان می کند و یک سلسله پیشگویی های ریاضی از قبیل خسوف و کسوف دارد ، جزء علوم مباح اسلامی است ، و اما آن جا که از حدود محاسبات ریاضی خارج می شود و مربوط می شود به بیان روابط مرموز میان حوادث آسمانی و جریانات زمینی و به یک سلسله غیب گویی ها درباره‏ حوادث زمینی منتهی می شود ، از نظر اسلام حرام است . ولی در دامن فرهنگ و تمدن اسلامی هر دو نجوم وجود داشته است
    طبق این تعریف، علومی همچون فلسفه، جزء این علوم اسلامی است. همانند هنر اسلامی؛ در هنر اسلامی، هنر فرهنگ یا رنگ و لعاب اسلامی به خود می گیرد. نه این که تمام شکل و کل وجودیت خود را از اسلام بگیرد. این گونه علوم در حقیقت منشاء اسلامی ندارد. به این معنی که خارج از فضای اسلام هم می توانند ادامه حیات دهند.
    اما به این نکته هم باید توجه کرد که این علوم در فضای اسلامی، مطمئنا تا حدی ( بسته به نوع علم ) متأثر از مفاهیم اسلامی بوده اند و به همین جهت نمی توان آنها را کاملا جدا از اسلام دانست و در یک نگاه کلی مهمترین علت رشد و نمو این علوم در محیط اسلامی را می توان انگیزة یادگیری آن علوم و دیگری تشویق دین اسلام دانست.
    ج)علوم از اسلام :
    علوم و معارفی که برگرفته از اسلام و گزاره های آن مستند به آن است ، جزء این دسته هستند. اصطلاح علوم اسلامی کاملا با این تعریف سازگار است. طبق این تعریف به هر علم و فنی که گزاره های آن مستند و اخذ شده از منابع اسلامی باشد، علوم اسلامی گفته می شود. از جمله این علوم می توان به کلام، فقه، اخلاق و عرفان اشاره کرد. مثلا در علم کلام بخصوص آنچه در ابتدا به عنوان علم کلام و بحث های کلامی مطرح شده است، آیات و روایات،که همگی منبعث از خود دین است، بخش اصلی آن را تشکیل می داد.
    با توجه به این تعریف بسیاری از علوم از حوزه علوم اسلامی خارج می گردند. بطور مثال دیگر فلسفه اسلامی؛ به معنایی که در اینجا مطرح است نخواهیم داشت. چون فلسفه علمی آزاد و منهای هر باوری است و فیلسوف هم فردی است آزاد. او منهای هر باور یا اعتقادی به شناخت جهان می پردازد. حال ممکن است تلاش او منجر به شناخت خدا گردد یا نتیجه ای دیگر را بدنبال داشته باشد. زیرا درمسیر اندیشیدن، او گزاره های خود را از تعقل خویش می گیرد. او در مرحله تفکر مقید به دین نیست و نباید هم باشد. پس در این حالت می توان گفت : فیلسوف مسلمان و فلسفه مسلمانان.
    در واقع فیلسوف مسلمان و هر فیلسوف دیگر، گزاره های خود را از تفکر خویش استخراج می کند. در این جا ذکر یک نکته لازم است و آن این که اگرچه فیلسوف سعی دارد در مسیر تعقلی خود وامدار هیچ مکتبی نباشد و جهان را فارغ از تصاویر معرفی شده دیگران، خود ببیند. اما به واقع نمی توان فردی را یافت که بدون پیش فرض پیرامون موضوعی فکر کند. در حقیقت بهتر است در مورد فلاسفه این گونه بیان شود که سعی آنها بر این است که میزان تأثیر پذیری خود از محیط را کاهش دهند. هنر اسلامی نیز این چنین است.
    نکته مهم در اینجا این است که در ذیل تعریف فوق وقتی علمی را اسلامی می دانیم که آیات قرآن و روایات معصومین بر آن صحه گذاشته اند. لذا گفتار و رفتار افراد مسلمان نمی تواند ملاک و مبنای مناسبی برای آن باشد. بطور مثال در عرفان اسلامی منظور عرفانی است که بر گرفته از آیات و یا احادیث و روایات اسلامی باشد نه گرفته شده از مکاشفات افراد. لذا بعضی اوقات کارهایی که مسلمانان انجام می دهند به عنوان اسلام گرفته می شود در حالی که اصلا مستند به اسلام نیستند.
    پس طبق آنچه در بالا آمد علوم اسلامی به سه شاخه کلی تقسیم می شوند و بطور کلی و در معنای دقیق و منطقی، اصطلاح علوم اسلامی به علوم برآمده و مستند به منابع اسلام اطلاق می شود.
    شهید مطهری علاوه بر دسته بندی علوم اسلامی به سه گروه فوق تقسیم بندی چهارمی را هم مد نظر دارد:
    علومی که به نحوی جزء واجبات اسلامی است ، یعنی علومی که تحصیل آن علوم و لو به نحو واجب کفائی بر مسلمین واجب است و مشمول حدیث نبوی معروف می گرد «طلب العلم فریضه علی کل مسلم » یعنی دانش طلبی بر هر مسلمانی واجب است. می دانیم علومی که موضوع و مسائل آنها اصول و یا فروع اسلامی است و یا چیزهائی است که به استناد آنها آن اصول و فروع اثبات می شود، واجب است تحصیل و تحقیق شود ، زیرا دانستن و شناختن اصول دین اسلام برای هر مسلمانی واجب عینی است و شناختن فروع آن واجب کفائی است. شناختن قرآن و سنت هم واجب است ، زیرا بدون شناخت قرآن و سنت شناخت اصول و فروع اسلام غیر ممکن است. و همچنین علومی که مقدمه تحصیل و تحقیق این علوم است نیز از باب « مقدمه واجب» واجب است، یعنی در حوزه اسلام لازم است لااقل به قدر کفایت همواره افرادی مجهز به این علوم وجود داشته باشند ، بلکه لازم است همواره افرادی وجود داشته باشند که دائره تحقیقات خود را در علوم متن و در علوم مقدمی توسعه دهند و بر این دانشها بیافزایند و علماء اسلامی در همه این چهارده قرن همواره کوشش کرده ‏اند که دامنه علوم‏ فوق را توسعه دهند.
    اکنون می گوییم که علوم فریضه که بر مسلمانان تحصیل و تحقیق در آنها واجب است منحصر به علوم فوق نیست بلکه هر علمی که برآوردن نیازهای لازم جامعه اسلامی موقوف به دانستن آن علم و تخصص و اجتهاد در آن علم باشد بر مسلمین تحصیل آن علم از باب به اصطلاح مقدمه تهیوئی واجب است .
    توضیح این که اسلام، دینی جامع و همه جانبه است، دینی است که تنها به یک سلسله پندها و اندرزهای اخلاقی و فردی و شخصی اکتفا نکرده است، دینی است جامعه ساز. آنچه که یک جامعه بدان نیازمند است، اسلام آن را به عنوان یک واجب کفائی فرض کرده است. مثلا جامعه نیازمند به پزشک است، از این رو عمل پزشکی واجب کفائی است ، یعنی واجب است به قدر کفایت پزشک وجود داشته باشد ، و اگر به قدر کفایت پزشک وجود نداشته باشد،بر همه افراد واجب است که وسیله‏ ای فراهم سازند که افرادی پزشک شوند واین مهم انجام گیرد .و چون پزشکی موقوف است به تحصیل علم پزشکی ، قهرا تحصیل علم‏ پزشکی از واجبات کفائی است . همچنین فن معلمی ، فن سیاست ، فن تجارت، انواع فنون و صنایع . و در مواردی که حفظ جامعه اسلامی و کیان آن موقوف به این است که علوم و صنایع را در عالیترین حد ممکن تحصیل کنند ، آن علوم در همان سطح واجب می گردد . این است که همه علومی که برای جامعه اسلامی لازم و ضروری است جزء علوم مفروضه اسلامی قرارمی گیرد و جامعه اسلامی همواره این علوم را فرائض تلقی کرده است.
    پس علوم اسلامی بر حسب تعریف سوم شامل بسیاری از علوم می شود علی هذا علوم طبیعی و ریاضی که مورد احتیاج جامعه اسلامی است نیز جزء علوم قرآنی و اسلامی ما می باشد.
    منبع :
    با کمی ویرایش و اصلاحات برگرفته از : (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها،

    ویرایش توسط تذکره : ۱۳۹۳/۱۲/۱۹ در ساعت ۰۳:۵۰

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود