جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خداوند در قران با چه برهان هایی وجودخود را برای ما اثبات میکند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اشاره خداوند در قران با چه برهان هایی وجودخود را برای ما اثبات میکند؟





    سلام

    ایا خداوند در قران دلیل یا برهانی در ایات خود اورده است که با محتوای ان ایات وجود خود را برای همه ما مخلوقات متفکرش اثبات کند ؟
    لطفا ایات رو هم ذکر بفرمایید.

    با سپاس فراوان




    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 6


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۷/۱۸ در ساعت ۰۱:۰۳
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    قرآن در بحث خدا شناسی بیشتر به بحث توحید پرداخته است تا اثبات خدا و این شاید بدین خاطر باشد که فرض قبول قرآن منوط به پذیرش وجود خداست و از طرفی انسانها بالفطره خدا شناس هستند و مشکل اصلی آنها بحث توحید می باشد
    اما با این همه قرآن بحث اثبات خدا را هم متعرض شده و در چند محور به این امر پرداخته است:
    1. برهان نظم

    اولین و گسترده ترین برهانی که در جای جای قرآن می توان مقدمات آن را دید برهان نظم است برهان نظم از دو مقدمه تشکیل شده است
    صغری: جهان هستي داراي نظم، هدف‎مندي و انسجام است.
    کبری: نظم دقيق به ناظم عالم و قادر احتياج دارد.
    نتيجه: جهان هستی به ناظم عالم و قادر احتیاج دارد.[1]
    تعدادي از آيات قرآن به بیان صغرای این دلیل پرداخته است و کبرای آن چون از واضحات عقلی است بیان نشده است : روم، آيات 20 تا 25، بقره 164، رعد 3، يونس 31، انفال 62 و 63، مؤمنون 12 تا 14،
    انعام 95، بقره 281، شمس 7 و 8 ، طه 50، نحل 79، جاثيه 3 و 4، حجرات 13 و... به‎عنوان يك آيه را با ترجمه ذكر مي‎كنيم:
    «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ»[2]
    در آفرينش آسمان‎ها و زمين و اختلاف شب و روز و حركت كشتي‎ها در دريا به‎سود مردم و باراني كه از آسمان‎ها نازل مي‎شود آن‎گاه زمين‎هاي مرده را احيا مي‎كند و انواع جنبندگان كه در روي زمين پراكنده‎اند و چرخش بادها و ابرهايي كه در ميان آسمان‎ها و زمين به‎كار گرفته شده‎اند نشانه‎هايي است براي قوم خردمند.
    2. برهان حركت

    تغيير و حركت موجودات گواه روشني بر حدوث آنها است و حدوث آنها يعني پيدايش از عدم دليل بر وجود خالقي است كه آنها را ايجاد كرده است.
    آيات قرآن: سورة انعام، آيات 75 تا 79:
    «وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ
    فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِي‏ءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ، إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ»[3]
    اين‎چنين ملكوت آسمان‎ها و زمين را به ابراهيم نشان داديم تا اهل يقين گردد، هنگامي كه (تاريكي) شب او را پوشانيد ستاره‎اي مشاهده كرد، گفت اين خداي من است اما هنگامي كه غروب كرد، گفت: غروب‎كنندگان را دوست ندارم! و هنگامي كه ماه را ديد، گفت اين خداي من است اما هنگامي كه افول كرد گفت: اگر پروردگارم مرا راهنمايي نكند، مسلماً از جمعيت گمراهان خواهم بود. و هنگامي كه خورشيد را ديد گفت: اين خداي من است اين بزرگتر است اما هنگامي كه غروب كرد، گفت: اي قوم من از همتاياني كه شما مي‎سازيد بيزارم، من روي خود را به سوي كسي كردم كه آسمان‎ها و زمين را آفريده، من در راه ايمان خود خالصم و از مشركان نيستم.
    3. برهان وجوب و امكان (فقر و غني)

    با دقت در موجودات جهان، آنها را سراپا نياز و فقر مي‎بينيم كه اين نياز و فقر عمومي جهان در هستي و بودن دليل بر وجود يك منبع عظيم غنا و بي‎نيازي است و آن ذات بي‎نياز خداي متعال است.
    آيات قرآن: سورة فاطر آية 15، سورة محمد آية 38، سورة الرحمن آية 29. به‎عنوان نمونه يك آيه را با ترجمه ذكر مي‎كنيم:
    «يا ايَّها النّاس اَنْتُم الفُقَراءُ إلَي اللّه وَاللّه هُوَ الغَنيِ الحَميد»[4]
    اي مردم شما نيازمندان به خدا هستيد تنها خداوند است كه بي‎نياز و شايسته هرگونه حمد و ستايش است.
    4. برهان علت و معلول

    جهان معلول يعني پديدآمده است و هر معلولي علتي دارد پس اين جهان را علتي است كه هستي آن از خودش مي‎جوشد و عين هستي است.
    آيات قرآن، سورة طور، آيات 35 و 36 و 43.
    «اَم خَلَقوا السّمواتِ و الأَرْضَ بَلْ لايوقِنونَ»[5]
    آيا آنها آسمان‎ها و زمين را آفريده‎اند؟ بلكه آنها طالب يقين نيستند.
    5. برهان صديقين

    اساس اين دليل با الهام از قرآن و روايات بر اين مبناست كه به جاي مطالعة مخلوقات از مطالعة ذات پاك خدا پي به وجودش ببريم «يا مَن دلّ علي ذاته بذاته» دليلي است كمي پيچيده ولي ظريف و روح‎پرور.
    آيات قرآن: فصلت 53، آل عمران 18، بروج 20، حديد 3، نور 35. يك آيه و ترجمة آن:
    «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»[6]
    خداوند (با ايجاد نظام واحد جهان هستي) گواهي مي‎دهد كه معبودي جز او نيست و فرشتگان و صاحبان دانش (هركدام به‎گونه‎اي) گواهي مي‎دهند در حالي‎كه (خداوند) قيام به عدالت (در عالم هستي) دارد معبودي جز او نيست كه هم توانا است و هم حكيم.
    6. برهان فطرت

    اساس اين برهان بر خواسته‎ها و يافته‎هاي غريزي و فطري است يعني راهي است ميان‎بر و از درون انسان، فرد به‎جاي «دانستن» «مي‎يابد» و به‎جاي «فكر كردن» «مي‎بيند» و به‎جاي پرداختن به «مقدمات» به «ذي المقدمه» مي‎رسد.
    آيات قرآن: روم 30 و 33، عنكبوت 61 و 65، يونس 22 و 23 و 31، زخرف 9 و 87 ، مؤمنون 84 و 89، اعراف 172. آيه‎اي و ترجمة آن:
    «وَ لَئِن سَأَلْتَهُم مَنْ خَلَقَ السَمواتِ وَ الأرضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ القَمَرَ ليَقولُنَّ اللّهُ فَأنّي يُؤْفَكون»[7]
    هرگاه از آنها بپرسي چه كسي آسمان‎ها و زمين را آفريده و خورشيد و ماه را مسخر كرده است؟ مي‎گويند «اللّه»، پس با اين حال چگونه (از عبادت او) منحرف مي‎شويد؟

    و آیه دیگر:
    فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ
    "چون به کشتی نشستند خدا را با اخلاص در دين او خواندند و چون نجاتشان داد و به خشکی آورد ، شرک آوردند "
    والسلام

    منابع:
    [1] . ر.ك به: خسروپناه عبدالحسين، قلمرو دين، ناشر: مركز مطالعات و پژوهش‎هاي فرهنگي حوزه علميه، چاپ اول، پاييز 81 و ناصر مكارم شيرازي و همكاران، پيام قرآن، جلد 2، از ص 53 تا آخر اين كتاب مصاديق مختلف نظم و هماهنگي در جهان هستي از ديدگاه قرآن بحث شده است.
    [2] . سورة بقره، آية 164.
    [3] . سورة انعام، آيات 75 تا 79.
    [4] . سورة فاطر، آية 15.
    [5] . سورة طور، آية 36.
    [6] . سورة آل عمران، آية 18.
    [7] . سورة عنكبوت، آية 61.
    [8].عنکبوت 65
    [9]http://www.javanemrooz.com/articles/religion/believes/article-66538.aspx

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 6 نمایش پست
    با سلام
    قرآن در بحث خدا شناسی بیشتر به بحث توحید پرداخته است تا اثبات خدا و این شاید بدین خاطر باشد که فرض قبول قرآن منوط به پذیرش وجود خداست و از طرفی انسانها بالفطره خدا شناس هستند و مشکل اصلی آنها بحث توحید می باشد
    سلام
    منظورتان از توحید چیست ؟
    یعنی میفرمایید به بحث یکتاپرستی و عدم چندگانه پرستی بیشتر پرداخته است ؟
    اگر همین باشد که هرکس میتواند یکتا پرست باشد ولی هر چیزی و هر کسی رو هرچند یکتا باشد تقدیس و پرستش کند


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    سلام
    منظورتان از توحید چیست ؟
    یعنی میفرمایید به بحث یکتاپرستی و عدم چندگانه پرستی بیشتر پرداخته است ؟
    اگر همین باشد که هرکس میتواند یکتا پرست باشد ولی هر چیزی و هر کسی رو هرچند یکتا باشد تقدیس و پرستش کند
    با سلام دوست گرامی
    این که گفته شد خدا در قرآن بیشتر به بحث توحید پرداخته منظور این است که بحث بیشتر روی یگانه بودن خدا و صفات این یکتا است و این که در بعد عملی نیز مردم به یکتایی خدا ایمان داشته باشند به قول معروف توحید عملی پیدا کنند
    حال در راستای این امر خدا به صفات خود نیز پرداخته و انسانها را از پرستش غیر خود نهی کرده است وجودی که شامل تمامی کمالات و به دور از هر گونه نقصی است احد است واحد است صمد (بی نیاز از غیر) است ازلی و ابدی (سرمدی ) است و دارای هر صفت کمالی است که انسان آن را متصور شود و مبری از هر نقصی است که به ذهن برسد.
    این وجود یکتا را هر کس بپرستد خدا را پرستیده است .
    والسلام

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    آیا خداوند در قرآن دلیل یا برهانی در آیات خود اورده است که با محتوای آن آیات وجود خود را برای همه ما مخلوقات متفکرش اثبات کند ؟ لطفا آیات را هم ذکر بفرمایید.
    این که می گویید خدا در قرآن بیشتر درباره توحید بحث کرده تا اصل وجود خدا منظورتان از توحید چیست.؟ یعنی می فرمایید به بحث یکتاپرستی و عدم چندگانه پرستی بیشتر پرداخته است.؟


    پاسخ:
    قرآن در بحث خدا شناسی بیشتر به بحث توحید پرداخته است تا اثبات خدا و این شاید بدین خاطر باشد که فرض قبول قرآن منوط به پذیرش وجود خداست و از طرفی انسان ها بالفطره خدا شناس هستند و مشکل اصلی آن ها بحث توحید می باشد.

    اما با این همه قرآن بحث اثبات خدا را هم متعرض شده و در چند محور به این امر پرداخته است:

    1. برهان نظم
    اولین و گسترده ترین برهانی که در جای جای قرآن می توان مقدمات آن را دید برهان نظم است برهان نظم از دو مقدمه تشکیل شده است
    صغری: جهان هستي داراي نظم، هدف‎مندی و انسجام است.
    کبری: نظم دقيق به ناظم عالم و قادر احتياج دارد.
    نتيجه: جهان هستی به ناظم عالم و قادر احتیاج دارد.(1)
    تعدادی از آيات قرآن به بیان صغرای این دلیل پرداخته است و کبرای آن چون از واضحات عقلی است بیان نشده است: روم، آيات 20 تا 25، بقره 164، رعد 3، يونس 31، انفال 62 و 63، مؤمنون 12 تا 14، انعام 95، بقره 281، شمس 7 و 8 ، طه 50، نحل 79، جاثيه 3 و 4، حجرات 13 و ... .

    به‎ عنوان يك آيه را با ترجمه ذكر می‎كنيم:
    «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ»؛ در آفرينش آسمان‎ها و زمين و اختلاف شب و روز و حركت كشتی‎ها در دريا به‎ سود مردم و بارانی كه از آسمان‎ها نازل می‎شود آن‎گاه زمين‎هاي مرده را احيا می‎كند و انواع جنبندگان كه در روی زمين پراكنده‎اند و چرخش بادها و ابرهايی كه در ميان آسمان‎ها و زمين به‎كار گرفته شده‎اند نشانه‎هايی است براي قوم خردمند.(2)

    2. برهان حركت
    تغيير و حركت موجودات گواه روشنی بر حدوث آن ها است و حدوث آن ها يعنی پيدايش از عدم دليل بر وجود خالقی است كه آن ها را ايجاد كرده است.
    آيات قرآن: سورة انعام، آيات 75 تا 79:
    «وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ
    فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِي‏ءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ، إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ».
    اين‎چنين ملكوت آسمان‎ها و زمين را به ابراهيم نشان داديم تا اهل يقين گردد، هنگامي كه (تاريكي) شب او را پوشانيد ستاره‎اي مشاهده كرد، گفت اين خداي من است اما هنگامي كه غروب كرد، گفت: غروب‎كنندگان را دوست ندارم! و هنگامي كه ماه را ديد، گفت اين خداي من است اما هنگامي كه افول كرد گفت: اگر پروردگارم مرا راهنمايي نكند، مسلماً از جمعيت گمراهان خواهم بود. و هنگامي كه خورشيد را ديد گفت: اين خداي من است اين بزرگتر است اما هنگامي كه غروب كرد، گفت: اي قوم من از همتاياني كه شما مي‎سازيد بيزارم، من روي خود را به سوي كسي كردم كه آسمان‎ها و زمين را آفريده، من در راه ايمان خود خالصم و از مشركان نيستم.(3)

    3. برهان وجوب و امكان (فقر و غني)
    با دقت در موجودات جهان، آن ها را سراپا نياز و فقر می‎بينيم كه اين نياز و فقر عمومی جهان در هستی و بودن دليل بر وجود يك منبع عظيم غنا و بی‎نيازي است و آن ذات بی‎نياز خدای متعال است.
    آيات قرآن: سورة فاطر آية 15، سورة محمد آية 38، سورة الرحمن آية 29. به‎ عنوان نمونه يك آيه را با ترجمه ذكر می‎كنيم: «يا ايَّها النّاس اَنْتُم الفُقَراءُ إلَي اللّه وَاللّه هُوَ الغَنيِ الحَميد»؛ اي مردم شما نيازمندان به خدا هستيد تنها خداوند است كه بی‎نياز و شايسته هرگونه حمد و ستايش است.(4)

    4. برهان علت و معلول
    جهان معلول يعنی پديدآمده است و هر معلولی علتی دارد پس اين جهان را علتی است كه هستی آن از خودش می‎جوشد و عين هستی است.
    آيات قرآن، سورة طور، آيات 35 و 36 و 43. «اَم خَلَقوا السّمواتِ و الأَرْضَ بَلْ لايوقِنونَ»؛ آيا آن ها آسمان‎ها و زمين را آفريده‎اند؟ بلكه آن ها طالب يقين نيستند.(5)

    5. برهان صديقين
    اساس اين دليل با الهام از قرآن و روايات بر اين مبناست كه به جای مطالعه مخلوقات از مطالعه ذات پاك خدا پی به وجودش ببريم «يا مَن دلّ علي ذاته بذاته»؛ دليلی است كمی پيچيده ولی ظريف و روح‎پرور.
    آيات قرآن: فصلت 53، آل عمران 18، بروج 20، حديد 3، نور 35. يك آيه و ترجمة آن: «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»؛ خداوند (با ايجاد نظام واحد جهان هستي) گواهی می‎دهد كه معبودی جز او نيست و فرشتگان و صاحبان دانش (هركدام به‎گونه‎ای) گواهی می‎دهند در حالی‎كه (خداوند) قيام به عدالت (در عالم هستی) دارد معبودی جز او نيست كه هم توانا است و هم حكيم.(6)

    6. برهان فطرت
    اساس اين برهان بر خواسته‎ها و يافته‎های غريزی و فطری است يعنی راهی است ميان‎بر و از درون انسان، فرد به‎جای «دانستن» «می‎يابد» و به ‎جای «فكر كردن» «می‎بيند» و به‎ جای پرداختن به «مقدمات» به «ذی المقدمه» می‎رسد.
    آيات قرآن: روم 30 و 33، عنكبوت 61 و 65، يونس 22 و 23 و 31، زخرف 9 و 87 ، مؤمنون 84 و 89، اعراف 172. آيه‎اي و ترجمة آن: «وَ لَئِن سَأَلْتَهُم مَنْ خَلَقَ السَمواتِ وَ الأرضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ القَمَرَ ليَقولُنَّ اللّهُ فَأنّي يُؤْفَكون»؛ هرگاه از آن ها بپرسی چه كسی آسمان‎ها و زمين را آفريده و خورشيد و ماه را مسخر كرده است؟ مي‎گويند «اللّه»، پس با اين حال چگونه (از عبادت او) منحرف می‎شويد؟.(7)

    و آیه دیگر: «فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ»؛ چون به کشتی نشستند خدا را با اخلاص در دين او خواندند و چون نجاتشان داد و به خشکی آورد، شرک آوردند.(8)


    این که گفته شد خدا در قرآن بیشتر به بحث توحید پرداخته منظور این است که بحث بیشتر روی یگانه بودن خدا و صفات این یکتا است و این که در بعد عملی نیز مردم به یکتایی خدا ایمان داشته باشند به قول معروف توحید عملی پیدا کنند.
    حال در راستای این امر خدا به صفات خود نیز پرداخته و انسان ها را از پرستش غیر خود نهی کرده است وجودی که شامل تمامی کمالات و به دور از هر گونه نقصی است احد است واحد است صمد (بی نیاز از غیر) است ازلی و ابدی (سرمدی ) است و دارای هر صفت کمالی است که انسان آن را متصور شود و مبری از هر نقصی است که به ذهن برسد.
    این وجود یکتا را هر کس بپرستد خدا را پرستیده است.

    ___________
    (1) خسروپناه عبدالحسين، قلمرو دين، ناشر: مركز مطالعات و پژوهش‎هاي فرهنگي حوزه علميه، چاپ اول، پاييز 81 و ناصر مكارم شيرازي و همكاران، پيام قرآن، جلد 2، از ص 53 تا آخر اين كتاب مصاديق مختلف نظم و هماهنگي در جهان هستي از ديدگاه قرآن بحث شده است.
    (2) بقره/ 164.
    (3) انعام/ 75 تا 79.
    (4) فاطر/ 15.
    (5) طور/ 36.
    (6) آل عمران/ 18.
    (7) عنكبوت/ 61.
    (8) عنکبوت/ 65.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۲/۱۲ در ساعت ۱۸:۳۹ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
    توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۸:۵۶
  2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, ۱۸:۳۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۲
  4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
    توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, ۱۵:۴۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود