جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اگر نمیتوانیم درانجام فرایض دینی تغییری دهیم پس چرا ادیان شبیه هم عبادت نمیکنند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اگر نمیتوانیم درانجام فرایض دینی تغییری دهیم پس چرا ادیان شبیه هم عبادت نمیکنند؟




    سلام

    عبادت خداوند از نظرش فقط همین عبادتی است که طریق پیامبر خاتم به ما رسیده و تغییر در انجام و نحوه فرایض عبادی ،جایز و مقبول درگاه خداوندی نیست و خداوند از ما همانگونه عبادت را که توسط قران و سنت ارایه شده میپذیرد. . من باب مثال ما باید 17 رکعت نماز واجب بخوانیم یا باید نماز را به زبان عربی بخوانیم یا 30روز روزه بگیریم با نخوردن و نیاشامیدن و غیره ...

    خوب سوالاتم :پس چگونه است که اقوام در گذشته عبادات خود را به شکل دیگر به جا میاوردند ؟
    چرا اعمال عبادی در زمان پیامبران دیگر شبیه اعمال اسلام نیست ؟

    با سپاس


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 13

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۶/۲۴ در ساعت ۱۵:۱۳
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام و وقت بخیر
    در مورد سوال حضرتعالی باید گفت که عبادت همانیست که پیامبر هر عصر و هر زمانی به امت خود دستور داده است و در زمان ما همان است که حضرت رسول اکرم ص به ما دستور داده است و اینطور نیست که ما ملکف به انجام دستورات پیامبران گذشته باشیم و یا این که گذشتگان مکلف بوده اند که به دستورات پیامبر اسلام ص عمل کنند. پس عبادت هر قومی همان است که پیامبر آن قوم به آنها ابلاغ کرده است.
    شرح این مطلب این چنین است :
    علماى دين‏شناسى و نويسندگان تواريخ مذاهب معمولًا تحت عنوان «اديان» بحث مى‏كنند؛ مثلًا مى‏گويند دين ابراهيم، دين يهود، دين مسيح و دين اسلام؛ هريك از پيامبران صاحب شريعت را آورنده يك دين مى‏دانند. اصطلاح شايع ميان مردم نيز همين است.
    ولى قرآن اصطلاح و طرز بيان ويژه‏اى دارد كه از بينش خاص قرآنى سرچشمه مى‏گيرد. از نظر قرآن دين خدا از آدم تا خاتم يكى است. همه پيامبران اعم از پيامبران صاحب شريعت و پيامبران غيرصاحب شريعت به يك مكتب دعوت مى‏كرده ‏اند. اصول مكتب انبياء كه «دين» ناميده مى‏شود يكى بوده است. تفاوت شرايع آسمانى يكى در يك سلسله مسائل فرعى و شاخه‏اى بوده كه برحسب مقتضيات زمان و خصوصيات محيط و ويژگيهاى مردمى كه دعوت مى‏شده‏ اند متفاوت مى‏شده است و همه شكلهاى متفاوت و اندامهاى مختلف يك حقيقت و به سوى يك هدف و مقصود بوده است، و ديگر در «سطح تعليمات» بوده كه پيامبران بعدى به موازات تكامل بشر، در سطح بالاترى تعليمات خويش را كه همه در يك زمينه بوده القاء كرده ‏اند. مثلًا ميان تعليمات و معارف اسلام در مورد مبدأ و معاد و جهان، و معارف پيامبران پيشين از نظر سطح مسائل، تفاوت از زمين تا آسمان است، و به تعبير ديگر بشر در تعليمات انبياء مانند يك دانش‏آموز بوده كه او را از كلاس اول تا آخرين كلاس بالا برده ‏اند. اين، تكامل دين است نه اختلاف اديان.
    پيامبران با همه اختلافات فرعى و شاخه‏اى، حامل يك پيام و وابسته به يك مكتب بوده‏ اند. اين مكتب تدريجاً برحسب استعداد جامعه انسانى عرضه شده است تا بدانجا كه بشريت رسيد به حدى كه آن مكتب به صورت كامل و جامع عرضه شد و چون بدين نقطه رسيد نبوت پايان پذيرفت. آن كسى كه به وسيله او صورت كامل مكتب عرضه و ابلاغ شد، حضرت محمّد بن عبداللَّه صلى الله عليه و آله است و آخرين كتاب آسمانى قرآن است و همان طورى كه قرآن كريم فرموده است:
    وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ
    پيام راستين و موزون پروردگارت كامل گشت؛ كسى را توانايى تغيير دادن آنها نيست.




  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نظر می رسد عبادت همه پیامبران یکسان بوده است. گفته می شود در جامعه مدینه ، یهودیان و مسیحیان به امامت پیامبر اسلام نماز اقامه می کردند. بنی امیه با وارد کردن نام پیامبر در نماز دین اسلام را اختصاصی کردند و به آن هویتی عربی بخشیدند.

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام و احترام

    اگر عبادت خداوند جز فروع است

    1-پس چرا عمل به ان واجب است ؟

    2-پس چرا نمیتوانیم نمازمان را فارسی بخوانیم و یا به جای روزه نخوردن و نیاشامیدن ،روزه سکوت بگیریم مثل ادیان الهی قبل که روزه سکوت میگرفتند ،یا تعداد رکعات نماز را افزایش بدهیم .با افزایش رکعات ثواب بیشتری هم میبریم .
    خلاصه اش کنم چرا نمیتوانیم هر طور که دلمان خواست خدا را عبادت کنیم ؟

  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    با عرض سلام و احترام

    اگر عبادت خداوند جز فروع است

    1-پس چرا عمل به ان واجب است ؟

    2-پس چرا نمیتوانیم نمازمان را فارسی بخوانیم و یا به جای روزه نخوردن و نیاشامیدن ،روزه سکوت بگیریم مثل ادیان الهی قبل که روزه سکوت میگرفتند ،یا تعداد رکعات نماز را افزایش بدهیم .با افزایش رکعات ثواب بیشتری هم میبریم .
    خلاصه اش کنم چرا نمیتوانیم هر طور که دلمان خواست خدا را عبادت کنیم ؟
    با عرض سلام و ادب
    هر مكتبي از دو عنصر جهان بيني و ايدئولوژي، تشكيل شده است جهان‌بيني يعني شناخت و دقت نظر در جهان پيرامون خويش و ايدئولوژي يعني يكسري بايدها و نبايدها. مكتب هنگام بهره‌گيري و استفاده از جهان‌ هستي، ما را با توجه به دستورات خويش بر غايت و هدفي مي‌رساند. مكتب اسلام (دين اسلام) هم، داراي جهان بيني و ايدئولوژي خاص خود مي باشد. يعني ما مسلمانان نيز بايد با دقت و شناخت در جهان هستي، ‌اصول اوليه مكتب خويش را استوار سازيم و بعد با توجه به اين جهان بيني، بايدها و نبايدهاي ايدئولوژي، نردبان ترقي و تكامل انسان را مهيا سازيم
    نكته‌اي كه بايد اينجا متذكر شد اين است كه، در مكتب اسلام از جهان بيني و ايدئولوژي، تعبير به «اصول دين» و« فروع دين» مي‌شود.
    پس دانسته شد كه اصول دين يا عقايد، حكم پايه و اساس و ريشة دين را دارد و فروع دين شامل احكام و دستورات عملي كه متناسب با آن پايه يا پايه‌هاي عقيدتي و برخاسته از آنها است مي‌باشد.
    امّا توضيح بيشتر اينكه اولاً: اصول يا جهان‌بيني را به اين خاطر اصول مي‌گويند كه پايه و اساس يك مكتب است و نوع فكر و نگرش و ديدگاه انسان به جهان مي باشد و از طرفي اين جهان بيني وجه تمايز بين همة مكاتب ديگر است، يعني در هر مكتبي نوع نگاه به جهان هستي با ديگر مكاتب فرق دارد. مثل اينكه آيا اين جهان هدف دار است يا نه؟ آيا آفريننده‌اي دارد يا بدون آفريننده و بي‌هدف است؟ و اگر آفريدگاري دارد، آفريدگارش چگونه است؟ واحد است يا متعدد؟ و...
    ثانياً اصول و فروع، هر دو را بايد به منزلة دو بالي تصور كرد كه پرنده‌اي بنام مكتب آنها را براي هدايت و رساندن انسان به هدفش لازم دارد و اگر يكي از اين دو بال نباشد يا خللي به آن وارد شود انسان از رسيدن به هدف محروم مي‌شود. در مكتب اسلام نيز چنين است، اگر انسان ،ضروري دين را منكر شود، چه از اصول دين باشد، چه از فروع دين ،مثل «انكار نماز» ، هر دو موجب خروج فرد از حوزه دين و مكتب مي‌شود. و از طرف ديگر هر فردي كه مي‌خواهد به نماز بايستد و به معراج مؤمنان دست يابد، ابتدا بايد جهان بيني و عقايد خود را تصحيح كند سپس به انجام نماز و مسائل ديگر بپردازد. و اين اهميت نماز را مي‌رساند، چرا كه «نماز ستون دين است».
    پس نتيجه آن كه اگر عباداتي مثل نماز (كه جامع تمام عبادات است و بهترين و مقرب‌ترين عبادات به شمار مي‌آيد) در زمرة فروع دين قرار مي‌گيرد نه اصول دين، لازمه‌اش بي‌اهميتي آن در مكتب اسلام نيست، بلكه به اين معناست كه اين عبادت از دستة اعمال و افعال و دستورات عملي (بايد ها و نبايد ها) اسلام است و مبتني بر نگرش و نوع جهان بيني انسان و متفرع و متوقف بر پذيرفتن اصول و پايه‌هاي اساسي دين اسلام است يعني كسي نماز مي‌خواند و نمازش قبول است كه ابتدا دين اسلام و عقايد آنرا پذيرفته و ايمان به داشته باشد.

    به عبارت دیگر فروع دین بودن کنایه از قرار گرفتن عمل در سنخ بایدها و نبایدهاست و نباید تصور کرد که فروع دین بودن کنایه از بی اهمیت بودن و کم ارزش بودن است.
    در مورد عبادات هم باید گفت که اعمال عبادی که جزء فروع دین است باید همانگونه باشد که از طریق پیامبر ص و ائمه ع به ما امر شده و الا آثار خاص خود را ندارد و از نظر فقهی هم مجزی نخواهد بود البته سخن گفتن با خداوند و ارتباط برقرار كردن با حقيقت عالم منحصر به نماز نيست، بلكه در هر حالي كه دوست داشته باشي با او ارتباط پيدا كني، مي تواني، با زبان خودت سخن بگويي لكن چون نماز و عبادات، آداب خاصي دارد كه اگر آنها رعايت نشود، آن عمل مورد قبول واقع نمي شود. لذا انسان بايد همين طور كه دستور داده شده نماز را به عربي بخواند.



  9. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی آیا این روایت های در تایید تحریف قرآن معتبر است ؟
    توسط ساحل نجات در انجمن دلایل عدم تحریف قرآن
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۲/۱۷, ۱۸:۰۸
  2. بگویید روضه حضرت قاسم(ع) نخوانند (مرحمت)
    توسط مقاومت در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۲/۱۳, ۱۵:۳۶
  3. فرهنگ اموی را بیان فرمایید چه بود و اصلاحات علوی چگونه صورت گرفت؟
    توسط شهید علی اصغر پازوکی در انجمن حکومت ها ، اقوام و ملل و سنت های در قرآن
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۰۹, ۲۳:۳۸
  4. *¸ღ¸ღ¸* بیایید از کودکان بیاموزیم *¸ღ¸ღ¸*
    توسط ╫❀نیایش❀╫ در انجمن کودک و خانواده
    پاسخ: 35
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۱۴, ۱۰:۴۸
  5. آیا آموختن هنر قرآن از نظر پیامبر و ائمه تایید شده است؟
    توسط رضوانه در انجمن آموزش ترجمه و مفاهیم قرآن کریم
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۲/۱۴, ۲۱:۴۸

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود