جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بينش خداپرستان و مادى گرايان درباره آينده جهان چه تفاوتى دارد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    239
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    14 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بينش خداپرستان و مادى گرايان درباره آينده جهان چه تفاوتى دارد؟




    سلام
    بينش خداپرستان و مادى گرايان درباره آينده جهان چه تفاوتى دارد؟
    با تشکر


    کارشناس بحث : پاسخگویی اعتقادی 8

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۶/۲۸ در ساعت ۱۴:۵۳

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما

    از دید یک انسان مادی نمی توان برای آخر دنیا اوصافی را بر شمرد زیرا تنها راه شناخت آخر دنیا از دید مادی ، علم است و علم در این زمینه توانایی پاسخگویی ندارد:

    جهان‏بينى علمى به حكم محدوديتى كه ابزار علم (فرضيه و آزمون) براى علم جبراً به وجود آورده است، از پاسخگويى به يك سلسله مسائل اساسى جهان‏شناسى كه خواه ناخواه براى ايدئولوژى پاسخگويى قطعى به آنها لازم است، قاصر است، از قبيل: جهان از كجا آمده است؟ به كجا مى‏رود؟ ما در چه نقطه و موضع از مجموع هستى هستيم؟ آيا جهان از نظر زمانى، اول و آخر دارد يا ندارد؟آيا پس از اين حيات فانى يك حيات باقى وجود دارد؟ و امثال اين پرسشها.

    از نظر علم، جهان كهنه كتابى است كه اول و آخر آن افتاده است، نه اولش معلوم است نه آخرش. اين است كه جهان‏بينى علمى، جزءشناسى است نه كل‏شناسى. علم، ما را به وضع برخى اجزاء جهان آشنا مى‏كند نه به شكل و قيافه و شخصيت كل جهان.

    علم از جنبه نظرى، يعنى از جنبه ارائه واقعيت آنچنان كه هست و از نظر جلب ايمان به چگونگى واقعيت هستى، متزلزل و ناپايدار است. چهره جهان از يك ديدگاه علمى روز به روز تغيير مى‏كند، زيرا علم بر فرضيه و آزمون مبتنى است نه بر اصول بديهى اوّلىِ عقلى. فرضيه و آزمون ارزش موقت دارد. به همين جهت جهان‏بينى علمى يك جهان‏بينى متزلزل و بى‏ثبات است و نمى‏تواند پايگاه ايمان واقع شود. ايمان پايگاه و تكيه‏ گاهى محكم‏تر و تزلزل‏ناپذيرتر، بلكه تكيه‏گاهى كه رنگ جاودانگى داشته باشد مى‏ طلبد.

    علم در پاسخ همه اين پرسشها به
    «نمى‏دانم» مى‏رسد، زيرا نمى‏توان اينها را آزمود. علم به مسائل محدود و جزئى پاسخ مى‏ دهد، اما از تصوير كلى جهان ناتوان است[1]

    ویرایش توسط اندیشمند : ۱۳۹۱/۰۹/۰۸ در ساعت ۲۱:۵۳

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اما از دیدگاه الهیون این دنیا همیشگی نیست و روزی به پایان می رسد و همگی باید در محضر الهی پاسخگوی اعمال خود در این دنیا باشند.از دیدگاه الهی دنیا مزرعه آخرت است و هر عملی در این دنیا انجام دهد در آخرت نتیجه آن را خواهد دید.
    آینده بشریت در همین دنیا نیکی و رخت بر بستن ظلم و آمدن عدالت است، و اگر انسان در درجه اول قرآن کریم را تأمل بکند می بیند قرآن این مطلب را تأیید و تأکید می کند، نوید به آینده می دهد و آینده دنیا را روشن می بیند. آیات زیادی در این زمینه هست، از جمله آیه 55 سوره نور: «وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا؛ خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، وعده داده است که حتما آنان را در زمین جانشین کند، چنان که اسلافشان را جانشین کرد و دینشان را که برایشان پسندیده، برای آنها استقرار بخشد و خوفشان را به ایمنی بدل سازد، آنان مرا بندگی بندگی می کنند و چیزی را با من شریک نمی سازند.»

    از دید اسلام رستاخیز پایان این دنیا است :

    قيامت كبرى برخلاف عالم برزخ كه مربوط به فرد است و هر فردى بلافاصله وارد عالم برزخ مى‏گردد، مربوط است به جمع، يعنى به همه افراد و همه عالم؛ حادثه ‏اى است كه همه اشياء و همه انسانها را دربر مى‏گيرد و واقعه‏اى است كه براى كل جهان رخ مى‏دهد؛ كل جهان وارد مرحله جديد و حيات جديد و نظام جديد مى‏گردد.قرآن كريم كه ما را از حادثه بزرگ قيامت آگاه كرده است ظهور اين حادثه بزرگ را مقارن با خاموش شدن ستارگان، بى‏فروغ شدن خورشيد، خشك شدن درياها، هموار شدن ناهمواريها، متلاشى شدن كوهها و پيدايش لرزشها و غرّشهاى عالمگير و دگرگونيها و انقلابات عظيم و بى‏مانند بيان كرده است. مطابق آنچه از قرآن كريم استفاده مى‏شود تمامى عالم به سوى انهدام و خرابى مى‏رود و همه چيز نابود مى‏شود و بار ديگر جهان نوسازى مى‏شود و تولدى ديگر مى‏يابد و با قوانين و نظامات ديگر كه با قوانين و نظامات فعلى جهان تفاوتهاى اساسى دارد، ادامه مى‏يابد و براى هميشه باقى مى‏ماند.[2]

    در اسلام زمان رستاخیز معلوم نگشته است :

    « یَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا یُدْرِیكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِیبًا »[3]؛ «مردم از تو درباره رستاخیز می پرسند، بگو «علم آن فقط نزد خداست» و چه می دانی؟ شاید رستاخیز نزدیک باشد».

    بنابر اين هميشه براى استقبال از قيام قيامت بايد آماده بود و اصولا فلسفه مخفى بودنش همين است كه هيچكس خويش را در امان نبيند و قيامت را دور نپندارد، و خود را از عذاب و مجازات الهى بر كنار نداند.[4]

    با توجه به منابع اسلامی نیز می توان شمه ای از اوصاف قیامت را بر شمرد.در سوره تکویر مواردی به عنوان وقایع پایان جهان و آغاز رستاخیز ذکر شده است:1- طومار خورشيد درهم پيچيده شود 2-ستارگان بى فروغ گشته و افول كنند 3-كوهها به حركت در آيند 4- درياها بر افروخته شود و موارد دیگر

    [1] مجموعه‏ آثار استاد شهيد مطهرى، ج‏2، ص: 79-81 ، با تلخیص
    [2] همان، ج‏2، ص: 526
    [3] سوره احزاب ، آیه 63
    [4]تفسیر نمونه ، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران ، ذیل آیه 63 سوره احزاب





اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود