جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شر چیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شر چیست؟




    فیض با همه باد
    شر چیست؟شرور کیست؟
    شر صادره از کیست؟ خدا.شیطان.انسان
    دلیل وجودی آن چیست؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10



    شر در مقابل خير است و خير در مورد ما انسانها به چيزي گفته مي شود كه با وجود ما هماهنگ بوده و مايه پيشرفت و تكامل است. شر چيزي است كه ناهماهنگ با وجود ما باشد و مايه عقب ماندگي و انحطاط گردد.
    خير و شر بر سه گونه است:
    أ) خير مطلق كه هيچ گونه بدي در آن راه ندارد، مانند خداوند كه خير مطلق است.
    ب) شر مطلق كه هيچ گونه جهت مثبتي در آن وجود ندارد، كه چنين چيزي در دار هستي نميتواند وجود داشته باشد.
    ج) خير و شر نسبي كه بين دو قسم بالا است.
    از ديدگاه موحّد و خدا پرست، دو قسم امكان وجود دارد:
    خير مطلق و ديگر آنچه خيرش بيشتر باشد اما آنچه شرّ محض يا شرش بيشتر است، امكان وجود آن از سوي خداوند نيست.
    شرّ و بدي امري عدمي است، نه وجودي، بدين معنا: كسي كه مريض است، مريضي در او همان عدم سلامتي است؛ دروغ گويي همان راست نگفتن است؛ مرگ، عدم زندگي و حيات است وگرنه شر به معناي چيزي كه در خارج وجود داشته باشد، بي معنا است. بنابراين شر چيزي نيست تا مخلوق باشد و نياز به خالق داشته باشد.(1)
    از طرف ديگر شرور نسبي هستند، يعني به خودي خود بد نيستند، بلكه وقتي نسبت به چيزي سنجيده مي شوند، شر است، به طور مثال گرگ ذاتاً حيوان خوبي است كه داراي خلقتي عجيب و يكي از مخلوقات الهي است كه باعث تعادل چرخه طبيعت مي شود. آن نسبت به ذات خود و مجموع نظام هستي مفيد و خير است. اگر گرگ به درختان، گياهان و سنگها سنجديه شود، نسبت به آنها هيچ گونه بدي ندارد، لكن نسبت به گوسفند يا انسان شر است.
    نيز عقرب و مارهاي گزنده كه نيش آنها براي جانداران مضر است، ولي براي خودش لازم است. مولوي مي گويد:
    پس بد مطلق نباشد در جهان
    بد به نسبت باشد، اين راهم بدان
    زهر مار آن مار را باشد حيات
    نسبتش با آدمي باشد ممات
    پس در عالم، شر و بدي مطلق وجود ندارد. آنچه شر نسبي است، به خودي خود خير است اما اين كه چرا خداوند آنها را آفريده است. مصالح و فوايد بسياري مي تواند داشته باشد. بايد در مجموع جهان هستي سنجيده شود. در نسبت به انسانها مي توان گفت هدف اين بوده كه انسان دلبسته و اسير زَرق و برق جهان نباشد و آن را جاودانه نپندارد، زيرا دلبستگي مانع تكامل انسان مي باشد.
    برخي از اين شرور و مصائب شكننده تفاخر و غرور انسانها هستند. گذشته از اين كه شرور داراي آثار تربيتي فراواني است، مانند شكوفايي استعداهاي نهفته، زيرا انسان در پرتو مصائب و مشكلات، قواي ادراكي خود را به كار مي اندازد و به قلههاي مرتفع علم و آگاهي مي رسد.
    اگر سختيها و محروميتها نبود، هرگز بشر از نردبان علم بالا نميرفت. شرور در انسان روح مقاومت و پايداري را تقويت مي كند و او را در برابر حوادث، صبور و بردبار بار مي آورد. طوفان حوادث نميتواند درخت و جود او را از جا كند. نيز زندگي او را از يكنواختي بيرون مي بَرد و او را از غفلت بيدار مي كند.(3)
    پي نوشتها:
    1. عدل الهي، ج 19، ص 216.
    2. الهيات و معارف اسلامي، استاد سبحاني، ص 158.
    3. براي اطلاع بيشتر به پيام قرآن، استاد مكارم شيرازي، ج چهارم، همچنين تفسير نمونه مراجعه نماييد

    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برکت با شما
    آقای شهیدان نظر شخصی خود شما در این مورد چیست؟ با توجه به تجربه های خود.
    پس شر( نسبی) در اصل نوعی خیر و صادره از خداست؟ درست نتیجه گرفتم.؟
    آیا انسان و حتی شیطان نقشی ندارند و شر وخیر به هر صورت صادره از خداست؟ اگر اشتباه نتیجه گرفتم نصحیح کنید.
    اگر توضیح بیشتری دارید لطفا بگویید.

  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohajer نمایش پست
    برکت با شما
    آقای شهیدان نظر شخصی خود شما در این مورد چیست؟ با توجه به تجربه های خود.
    پس شر( نسبی) در اصل نوعی خیر و صادره از خداست؟ درست نتیجه گرفتم.؟
    آیا انسان و حتی شیطان نقشی ندارند و شر وخیر به هر صورت صادره از خداست؟ اگر اشتباه نتیجه گرفتم نصحیح کنید.
    اگر توضیح بیشتری دارید لطفا بگویید.
    بله دوست من..درست فهمیدی، شر مطلق نداریم چون شر مطلق عدم است وعدم وجود ندارد.وآنچه هست یا خیر مطلق است یا خیر وشر نسبی.
    اگر در بعض روايات خداوند به عنوان خالق شرّ و خير ذكر شده (مثل آن چه از امام صادق(ع) نقل شد كه: الخير و الشر كلّه من اللَّه) مقصود شرّهاي نسبي است، كه به امر وجودي بر مي گردد؛ مثل حيوانات موذي، كه گرچه از نظر ما (افراد ظاهربين) شرّ و بد هستند، ولي منافعي دارند ولو اينكه آن منافع از نظر ما مخفي است. در روايتي آمده است اگر مارها و عقرب ها و حيوانات گزنده نبود كه سموم هوا را جذب كنند، هيچ موجودي، زنده روي زمين باقي نمي ماند. و يا مثلاً باران از نظر منافعي كه براي انسان و حيات همه موجودات دارد، خير است، گرچه از نظر آن كسي كه ضرري به خانه او مي رسد، شرّ محسوب مي شود.
    انسانهای شرور وشیطان هم شرشان نسبی است.هرچیزی که خدا خلق می کند بالاخره چون حکمتی دارد برای موجودات خیریتی هم دارد.
    موفق باشی دوست من.فیض وبرکت برشما
    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohajer نمایش پست
    فیض با همه باد
    شر چیست؟شرور کیست؟
    شر صادره از کیست؟ خدا.شیطان.انسان
    دلیل وجودی آن چیست؟
    با سلام و عرض ادب خدمت دوست گرامي
    شر از كسي و يا چيزي صادر نمي شود ؛
    آنچه مسلم است شرور در عالم هستی بر اثر مقایسه و نسبت سنجی بین موجودات عالم ظاهر می شوند ، چنانکه در فلسفه بیان شده و به اثبات رسیده ، وجود خیر محض است ؛ یعنی وجود به خودی خود و بدون در نظر گرفتن و یا نسبت سنجی با موجودات دیگر خیر است ، مثلا وقتی گفته می شود جنگ و کشت و کشتار شر است ؛ البته این سخن درست است، جنگ شر است و بدی ، اما این شر نسبی است نه حقیقی ، مثلا شما یک سلاح جنگی را که گلوله از آن شلیک شده تصور می کنید هیچ شری در آن وجود ندارد چرا که می توان از او در برابر حملۀ دشمن مقابله کرد و از خود دفاع نمود ، انسانی هم که مورد اصابت گلوله قرار گرفته خیر است و همچنین گلوله ای که از سلاح شلیک شده خیر می باشد . اما زمانی که گلوله از اسلحه شلیک می شود و به بدن انسان اصابت می کند ، در نسبت سنجی بین اسلحه و انسان،که گلوله انسان را به ناحق از پای درآورده است ، شر معنی پیدا می کند . و الا همه این امور در ذات خود خیر بوده اند ، با این بیان روشن می شود که شر امر نسبی است . جناب علامه طباطبایی در بدایه الحکمه می فرماید : العدم لا شیئیه له (بدایه الحکمه علامه طباطبایی) ، یعنی عدم شیئیت ندارد و چیزی نیست تا خالق یکتا او را خلق کند « ان الله علی کل شیء قدیر» خداوند بر چیزی که دارای شیئیت و وجود باشد قادر است و متعلق ایجاد قرار می گیرد.
    جناب استاد مطهری می فرماید:
    همه شرور از نوع عدمیات و فقدانیات می باشند و وجود اینها از نوع وجود « کمبودها» و « خلأها» است و از این جهت شر هستند که خود، نابودی و نیستی و یا کمبودی و خلأ هستند ، و یا منشأ نابودی و نیستی و کمبودی و خلأند؛ نقش انسان در نظام تکاملی ضروری جهان ، جبران کمبودها و پر کردن خلأها و ریشه کن کردن ریشه های این خلأها و کمبودهاست.

    گزندگان ، درندگان ، میکروبها و سیلها و زلزله ها و ... از آن جهت بد هستند که موجب مرگ و یا از دست دادن عضوی و یا نیرویی می شوند و یا مانع و سدی در راه رسیدن استعدادها به کمال می گردند . اگر گزنگان موجب مرگ و بیماری نمی شدند بد نبودند ؛ اگر سیلها و زلزله ها تلفات جانی و مالی به بار نمی آوردند بد نبودند . بدی در همان تلفات و از دست دادن هاست. اگر درنده را بد می نامیم نه به ان جهت است که ماهیت خاص آن ، ماهیت بدی است بلکه از آن جهت است که موجب مرگ و سلب حیات از دیگری است.
    زهر مار، آن مار را باشد حیات لیک آن ، م آدمی را شد ممات
    پس باد مظلق نباشد در جهان بد به نسبت باشد این را هم بدان « مولوی»
    هر چیزی خودش برای خودش خوب است، اگر بد است برای چیز دیگر بد است، چنانکه زهر مار برای مار خوب است و برای دیگران بد است. در اینجا باید گفت بد بودن زهر مار در وجود لغیره است نه وجود لنفسه 1
    برای تقریب به ذهن بهتر است به یک مثال حسی متوسل شویم ، چرا که از این طریق این مسئلۀ بهتر تصور می شود ، وقتی خورشید نور خود را بر هستی بی کران می تاباند چیزی که از او ساطع
    می شود نور است و به غیر از نور چیزی ساطع نمی شود ؛ اما می بینیم که در جهان هستی تاریکی وجود دارد ، سایه وجود دارد و ... ، آیا سایه چیزی جز عدم نور است ؟ آیا عدم نور نیاز به خورشید دارد ؟ و آیا خورشید خالق عدم نور است ؟ مسلما پاسخ همۀ این سوالات منفی است ؛ چرا که خورشید خالق نور است و سایه از عدم نور ایجاد می شود.
    عالم هستی نیز نسبت به خداوند این چنین است چرا که خالق یکتا مفیض وجود است و به جهان هستی و ما فیها وجود می بخشد ، و وجود نیز خیر محض است ، از منبع فیض و هستی بخش جز وجود و هستی و جز خیر صادر نخواهد شد ، عدم لا شیء است و چیزی که لاشیء باشد متعلق ایجاد قرار نمی گیرد و علت این هم واضح است ؛ زیرا لا شیء یعنی عدم و چیزی که نیست متعلق ایجاد قرار نمی گیرد. مثل اینکه کسی رباطی را ایجاد می کند، مسلما متعلق ایجادش هستی و وجود اوست ؛ اما یقینا علاوه بر خیراتی که دارد در بعضی اوقات شر نیز خواهد بود . بنابراین عدم خالق نمی خواهد بلکه خالق فقط هستی بخش است و شر که امر عدمی است از ذات مخلوق سرچشمه می گیرد و به عبارتی دیگر لازۀ مخلوق مادی ایجاد شرور است.


    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۸۹/۰۳/۰۴ در ساعت ۲۱:۳۱


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    مطالب زیر چکیده از نظر استاد مطهری درباره عدالت و شرور هست .


    1- حكیم بودن خداوند به این معنی است كه موجودات را به كمالات لایقشان تا هر حدی كه برای آنها ممكن باشد می رساند.حكیم بودن خدا به معنی این است كه فعلش غایت دارد نه ذاتش.


    2- فیض الهی، یعنی فیض هستی كه سراسر جهان را در برگرفته، نظام خاصی دارد، یعنی تقدم و تأخر و سببیت و مسببیّت و علیّت و معلولیّت، میان آنها حكمفرماست و این نظام غیر قابل تخلف است.


    3- صنع خدا، كلی است نه جزئی، ضروری است نه اتفاقی.


    4- برای وجود یافتن یك چیز، تام الفاعلیه بودن خداوند كافی نیست، قابلیت قابل هم شرط است. عدم قابلیت قابلها منشأ بی نصیب ماندن برخی موجودات از برخی مواهب است.


    5- محال است كه موجودی امكان وجود یا امكان كمال وجود پیدا كند و از طرف خداوند افاضه فیض و اعطای وجود نشود.


    6- شرور، یا اعدامند، و یا وجوداتی كه منشأ عدم در اشیاء
    دیگرند و از آن جهت شرند كه منشأ عدمند.


    7- شریّت شرور نوع دوم در وجود اضافی و نسبی آنهاست،
    نه در وجود فی نفسه شان.


    8- آنچه واقعا وجود دارد و جعل و خلق و علیّت به آن تعلق می گیرد، وجود حقیقی است نه وجود اضافی.


    9- شرور مطلقا مجعول و مخلوق بالتبع و بالعرضند، نه مجعول بالذات.


    10- جهان یك واحد تجزیه ناپذیر است، حذف بعضی اجزاء جهان و ابقاء بعضی، توهم محض است.


    11- شرور و خیرات، دو صف و دو رده جدا نیستند، به هم آمیخته اند، عدمها از وجودها و وجودهای اضافی از وجودهای حقیقی تفكیك ناپذیرند.


    12- نه تنها عدمها از وجودها، و وجودهای اضافی از وجودهای حقیقی تفكیك ناپذیرند، وجودهای حقیقی نیز به حكم اصل تجزیه ناپذیری جهان پیوسته و جداناشدنی هستند.


    13- موجودات به اعتبار انفراد و استقلال حكمی دارند و به اعتبار جزء بودن و عضویت در یك اندام، حكمی دیگر.


    14- آنجا كه اصل پیوستگی و انداموارگی حكمفرماست، وجود انفرادی و مستقل، اعتباری و انتزاعی است.


    15- اگر شرّ و زشتی نبود، خیر و زیبایی معنی نداشت. شرور و زشتیها، نمایانگر خیرات و زیباییها است.

    ویرایش توسط neginsabz : ۱۳۸۹/۰۳/۰۴ در ساعت ۱۹:۲۰
    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  9. تشکرها 2


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    واژه شر كه ضد خير است بيش از سى بار در قرآن به كار رفته است كه برخى ازاين موارد، دليل بر پذيرش وجود شر از سوى قرآن است. نمونه هايى از آن عبارت اند از:
    1. «واذا انعمنا على الانسان اعرض ونأى بجانبه و اذا مسه الشركان يؤسا»[1]
    2. «ان الانسان خلق هلوعا اذا مسّه الشّر جزوعا و اذا مسه الخير منوعا»[2]
    3. «ويدع الانسان بالشر دعاءه بالخير و كان الانسان عجولا»[3]
    4. «من شر ما خلق»[4]
    5. «و من يعمل مثقال ذرة شراً يره»[5]


    [1]. اسراء، آيه83.
    [2]. معارج، آيه20.
    [3]. اسراء، آيه11.
    [4]. خلق، آيه2.
    [5]. زلزال، آيه8.



    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohajer نمایش پست
    پس شر( نسبی) در اصل نوعی خیر و صادره از خداست؟
    وقتى واژه شرّ به كار مى رود، دو معنا از آن به ذهن متبادر مى شود. گاهى مقصود گرفتارى ها و سختى هايى است كه هيچ خيرى در آن نيست و به اصطلاح شر محض است و گاهى مراد شرورى است كه گرچه ناگوارى و سختى در آن است امّا درآمدى براى خير و نفع انسان هاست.
    و برخى از شرها كه انسان آن را شر مى پندارد، اين گونه است يعنى شر نيست بلكه خيرى است كه انسان آن را شناخته و به آن باديده شر مى نگرد.
    همان گونه كه كودك ناآگاه داروى طبيب را مايه رنج و اذيت خود دانسته و از آن گريزان است و نمى داند خير او در استفاده از داروى تلخ است و گاهى ممكن است پزشك و حتى پدر و مادر خود را دشمن خود بداند كه در مقام اذيت و آزار او بر آمده اند.
    مانند اين اشتباه ممكن است براى انسان هاى بزرگ تر رخ نمايد. خداوند متعال در قرآن كريم مى فرمايد:
    «عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم...»[1]
    ـ بديهى است صدورشر به معناى نخست كه همان شرّ محض از خداوند سبحان محال است چرا كه اگر انگيزه انجام اين گونه شرور بررسى شود; به امورى مانند جهل، احتياج، حرص، حسد و ترس بازمى گردد كه خداوند عالم، از همه اين كاستى ها منزه و پاك است.
    [1]. بقره، آيه 216.


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود