صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نمی دانم چه بگویم ............ (بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی )

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278

    نمی دانم چه بگویم ............ (بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی )




    نمی دانم چه بگویم ............ (بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی )



    نگاه نگران مادر و چشمهای پر از دلهره پدر حکایت از دردی کهنه دارد. صورتهای رنگ پریده و خسته این دو نفر نشان می دهد بیخوابی و چشم انتظاری، جزئی جدایی ناپذیر از زندگی فقیرانه آنهاست؛ زندگی که با دردها و گریه ها و اشکهای دختر پنج ساله آنها رنگ غم و اندوه به خود گرفته است.


    زخمهای کهنه معصومه دختری که به واقع معصوم است، سکانسهایی نه چندان دلچسب از فیلم زندگی خانواده قاسم بریسم را رقم زده است که بی شک تنها تصور آن و نه دیدنش برای خیلی از مردم سخت و غیرقابل تحمل باشد.


    نمی دانم چه بگویم ............ (بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی )


    دیدن دختری که هر روز رشد می کند و قد می کشد اما با زجری کشنده، دختری که بازی کردن و خندیدن را مثل خیلی از دخترکان روستای دوسلق شهرستان شوش دوست دارد ولی توان آن را ندارد، شاید زجرآورترین صحنه های زندگی را برای مادری تشکیل می دهد که دوست دارد دخترش همانند سایر هم سن و سالانش بخندد، بازی کند و حرفهای شیرین و با نمک بر زبان جاری کند.


    نمی دانم چه بگویم ............ (بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی )


    حکایت این گزارش، زندگی غم انگیز معصومه بریسم دختری پنج ساله از شهرستان شوش است که با یک بیماری ناشناخته و از همان دوران نوزادی دست و پنجه نرم می کند به گونه ای که هم اکنون بدن این دختر همیشه خونی و زخمی است.


    نمی دانم چه بگویم ............ (بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی )


    در حالیکه برای خیلی از ما تنها یک زخم کوچک، آه از نهادمان بلند می کند، معصومه پنج سال از زندگی کودکانه خود را در حالی پشت سرگذاشته که پوست بدنش خود به خود همیشه در حال جدا شدن بوده و این وضع یک زندگی کابوس وار را برای معصومه رقم زده و خنده را از لبان وی گرفته است.


    نمی دانم چه بگویم ............ (بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی )


    ویرایش توسط ╫❀نیایش❀╫ : ۱۳۹۱/۰۶/۲۵ در ساعت ۲۱:۲۳

    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278



    مادرش که نشان می دهد سختی روزگاری که با این دختر پنج ساله پشت سرگذاشته، ضربات عمیقی به چهره اش وارد کرده است در توصیف وضع معصومه می گوید: دخترم دوست دارد بدون لباس باشد زیرا لباس ها بعد از چند ساعت به تنش می چسبند و باعث درد شدید وی می شوند و بعد از مدتی جدا کردن آنها از بدنش مثل کندن پوست یک انسان از بدنش عذاب آور می شود.

    نمی دانم چه بگویم ............ (بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی )


    پدرش قاسم که نگاه کردن به صورتش می تواند تلخکامی ایامی که با زخمها و گریه های دخترش بر او گذشته را تداعی کند، یک روز کار می کند و چند روز بیکار است که در سالهای اخیر حتی در تامین مخارج اولیه زندگی خود و خانواده اش نیز مانده چه برسد به اینکه بتواند هزینه های سرسام آور درمان دخترش را تامین کند.


    نمی دانم چه بگویم ............ (بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی )


    وی می گوید: خیلی سخته ببینی دخترت و پاره تنت جلوی چشمانت از زخمی هایی که خود به خود روی بندش ظاهر می شود، زجه بزند ولی نتوانی برایش کاری بکنی. ببینی مادرش شب و روز دعا می کند ولی کاری از دستمان برنیاید. زندگی ما با قحطی لبخند و خنده مواجه شده است.


    نمی دانم چه بگویم ............ (بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی )


    وی ادامه می دهد: تاکنون به پزشکان فراوانی مراجعه کرده ایم که گفته اند بیماری دخترم ناشناخته است. حتی یک بار معصومه را به تهران نیز برده ایم که گفته اند این بیماری لاعلاج است. راستش را بخواهید وضع زندگی ما به گونه ای نیست که بتوانیم این مخارج سرسام آور را تامین کنیم به همین دلیل اکنون امیدمان به خداست که به دخترمان یک زندگی عادی ببخشد و خنده را بر لبان مادرش بنشاند.


    نمی دانم چه بگویم ............ (بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی )


    پدر معصومه عنوان می کند: برخی مردم می گویند که پزشکان متخصصی در تهران هستند که توانایی درمان دخترم را دارند ولی دست ما به آنها نمی رسد چون توانایی این کار را نداریم و این ناتوانی، عذاب و ناراحتی من را بیشتر می کند.


    نمی دانم چه بگویم ............ (بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی )


    قاسم این را هم می گوید که همین حالا هم شرمنده زن و بچه ام هستم زیرا هرچه دارم برای درمان معصومه فروخته ام و دیگر جایی برای درآمدزایی نیست.


    نمی دانم چه بگویم ............ (بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی )


    وقتی می خواهم با معصومه صحبت کنم تا بتوانم ناراحتیش را بیشتر درک کنم، فقط یک چیز را از او می شنوم. گریه، گریه و گریه و در نهایت دیدن چشمانی پر از اشک...


    نمی دانم چه بگویم ............ (بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی )


    فرماندار شوش هم در این خصوص می گوید: از وضع آنها اطلاع داریم چند بار به آنها کمک شده ولی امکان درمان برای آنها میسر نشده است به هر حال این بیماری ظاهرا به گونه ای است که از بین 4.5 میلیون نفر، یک فرد به آن مبتلا می شود به گونه ای که پوست بدن فرد بدون دخالت عاملی، از بدن جدا می شود.


    نمی دانم چه بگویم ............ (بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی )


    عبدالرضا سعیدی نیا در خصوص زندگی خانوده معصومه می گوید: زندگی سختی دارند و در روستایی به نام دوسلق زندگی می کنند که 70 کیلومتر با شوش فاصله دارد. فکر می کنم حتی رفت و آمد در این شهر نیز هزینه ای هنگفت را به خانواده قاسم بریسم تحمیل می کند.


    نمی دانم چه بگویم ............ (بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی )



    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278



    وقتی عکاس به پدر و مادرش می گوید که قصد دارد از بدنش عکس بگیرد و باید پیراهنش را بالا بزنیم مادرش با گریه می گوید: نمیشه. لباس به بدنش چسبیده است. اما اصرار ما باعث می شود مادر برخلاف میل باطنی دست به چنین کاری بزند تا با صحنه هایی دردآور مواجه شویم. مادر می گوید هر وقت می خواهم لباسهایش را از بدنش جدا کنم، معصومه تا حد مرگ، درد می کشد و گریه می کند.


    نمی دانم چه بگویم ............ (بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی )



    معصومه را در حال زجه زدن در حین ملاقات پدر و مادرش با استاندار خوزستان برای اولین بار دیدم.

    همه افرادی که در آنجا بودند تحت تاثیر بیماری دخترک قرار گرفته بودند و من با خود فکر می کنم که این درد و رنجی که معصومه بابت این زخمهای بی درمان تحمل می کند ممکن برای بچه های هر کدام از ما رخ دهد.

    پس به شکرانه سلامتی فرزندانمان که می توانیم با دیدن لبخندشان، تا اوج خوشبختی پرواز کنیم و با دیدن دویدنشان گل از گلمان بشکفد باید امثال معصومه بریسم را دریابیم.





    ویرایش توسط ╫❀نیایش❀╫ : ۱۳۹۱/۰۶/۲۶ در ساعت ۱۵:۵۷

    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278




    نمی دانم چه بگویم ............ (بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی )


    بر همین اساس شماره کارت 6273533100563938 نزد بانک تجارت به نام قاسم بریسم برای کمک به این دختر اعلام می شود. همچنین هموطنان برای دریافت اطلاعات بیشتر از وضع این دختر شش ساله می توانند با شماره 09163344202 به نام علی نواصر نیز تماس بگیرند.



    منبع: خبرگزاری مهر



    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196




    بنام خداوندی که نامش دوای دردمندان و یادش شفای بیماران است


    ضمن تشکر از سرکار خانم نیایش بابت ایجاد این تایپیک که باعث اطلاع رسانی شد

    با دیدن این تصاویر دلم آشوب شد و قلبم به درد آمد ، انشاالله همه دوستان برای شفای این کودک بیمار دعا کنند

    و اونهایی که می تونند کمک مالی بکنند

    به نظر بنده اگر با کمک دوستان بتونیم یه ختم قرآن هم به نیت شفای این کودک بگذاریم خیلی خوبه

    منتظر نظر بزرگواران هستم

    یا حق



    ویرایش توسط قاری قرآن : ۱۳۹۱/۰۶/۲۶ در ساعت ۱۶:۱۴
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278



    نقل قول نوشته اصلی توسط قاری قرآن نمایش پست


    به نظر بنده اگر با کمک دوستان بتونیم یه ختم قرآن هم به نیت شفای این کودک بگذاریم خیلی خوبه

    منتظر نظر بزرگواران هستم

    یا حق



    سلام خدمت همگی
    با آرزوی شفای این دختر 6 ساله
    اسم این دختر معصوم
    معصومه است

    داریم به میلاد کریمه اهل بیت حضرت معصومه(س)
    نزدیک می شیم و بعد از آن هم میلاد آقا امام رضا (ع)

    من هم با ختم قرآن موافقم
    و امیدوارم خبر شفای این دختر عزیز را هر چه زودتر بشنویم





    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    36
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    15 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط قاری قرآن نمایش پست
    به نظر بنده اگر با کمک دوستان بتونیم یه ختم قرآن هم به نیت شفای این کودک بگذاریم خیلی خوبه

    خداوندا همه بیماران را لباس عافیت بپوشان

    بنده هم موافقم و در این ختم قرآن کریم شرکت خواهم کرد

    بنده جزء 30 رو ختم میکنم









    ویرایش توسط مسافرآخرت : ۱۳۹۱/۰۶/۲۶ در ساعت ۱۶:۵۶
    اللهم الرزقنی شفاعه الحسین

    یوم الورود


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,109
    صلوات
    49
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    36 روز 15 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط قاری قرآن نمایش پست
    به نظر بنده اگر با کمک دوستان بتونیم یه ختم قرآن هم به نیت شفای این کودک بگذاریم خیلی خوبه



    من جزء یک، و بیست و نه را قرائت میکنم و با ختم قران بسیار موافقم



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    با سلام و عرض ادب

    بنده هم جزء 4 رو تلاوت میکنم ، به امید روزی که خبر سلامتی این کودک رو بشنویم

    خداوندا همه بیماران رو شفای عاجل عنایت بفرما

    التماس دعا



    ویرایش توسط قاری قرآن : ۱۳۹۱/۰۶/۲۶ در ساعت ۱۹:۲۰
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    69
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 16 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام خدمت دوستان و سپاس فراوان از خانم نیایش به خاطر اطلاع رسانیشون
    منم به نیت شفای این عزیز جزء 2 و 3 را میخوانم.
    یا علی

    با هر چي دوست دارم ،شكل و فرم ميگيرم پس
    اگه عاشق خدا بشم
    چه زيبا شكل ميگيرم.


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود