جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بازگشت به جاهلیت اولی بعد از رحلت پیامبر چیست ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش بازگشت به جاهلیت اولی بعد از رحلت پیامبر چیست ؟




    سلام
    این سوال بعد از خواندن یکی از تاپیکهای این انجمن برایم پیش امد .چرا بعد از رحلت نبی اکرم افکار و عقاید عرب دوباره به دوران جاهلیت خود بازگشت ؟
    ایا این امر نشان دهنده این نیست که ان حضرت نتوانستند رسالت خود را به خوبی به پایان برسانند؟

    باسپاس




    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 8

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۶/۲۹ در ساعت ۲۳:۲۴
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما کاربر گرامی

    در مورد سوال شما باید این نکته را تذکر دهم نتیجه رسالت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را اگر هم اکنون مشاهده کنیم نمی توان چنین عقیده ای داشت که حضرت در رسالتشان ناموفق بودند زیرا هم اکنون تعداد شیعیان بسیاری وجود دارد که گواه بر این مدعاست.

    در مورد بازگشت به جاهلیت نیز اینگونه نیست که بگوییم تمام عقاید آن ها بازگشت به جاهلیت کرد بلکه در برخی موارد مهم همان راه جاهلیت را در پیش گرفتند و با حکم خدا مخالفت ورزیدند و بعد از مدتی از اشتباه خود بازگشتند.

    شیعیان به تبع امامان بزرگوارشان برای صحابه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ارزش بسیاری قائلند. اما نکته ای که شیعیان بر آن اتفاق دارند و عقل سلیم هم می پذیرد این است که صرف صحابی بودن و یا هجرت کردن از دیار خود دلیل نمی شود آنها همگی سعادت مند شوند و بر هدایت باقی بمانند. تاریخ اسلام خود بزرگترین گواه بر این ادعاست.چه نفاق هایی که در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) صورت نگرفت و چه خون هایی که بعد از ایشان به زمین ریخته نشد!

    برخي از اهل سنت با استناد به برخي از احاديث موجود در كتب شيعه ، فرصتي پيدا كرده اند تا به هجمه و افترا عليه شيعه بپردازند و شيعه را گروهي معرفي كنند كه قائلند بعد از وفات رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) ، همه مسلمين به غير از تعداد اندكي كافر و مرتد شدند.

    بريد بن معاويه از ابن جعفر عليه السلام نقل مى كند كه فرمود:
    همه مردم بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشتند مگر سه نفر: مقداد بن اسود، ابوذر غفارى و سلمان فارسى. سپس مردم شناخت پيدا كردند و ملحق شدند.[1]


    [1] الاختصاص،ص6 ، مفيد، محمد بن محمد ، الموتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید ، ایران-قم ، چاپ اول ، 1413ق
    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۲/۱۵ در ساعت ۱۰:۰۴ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اما امامیه با دلایل مختلف این مطلب را رد می کنند و جدای بحث سندی که بر برخی از روایات اشکال وارد می کنند[2] از لحاظ دلالی نیز چنین سخنی را رد می کنند:

    كساني كه خلافت علي (عليه السلام) را قبول داشتند محدود به اين چند نفر نبودند بلكه بسياري از بني هاشم و غير بني هاشم در منزل علي (عليه السلام) تجمع كرده بودند و با آنچه كه در سقيفه اتفاق افتاده بود مخالفت مي كردند و از آنجا نرفتند مگر با تهديد و اجبار!

    ابن قتيبة مي گويد :
    زماني که انصار با ابوبکر بيعت کردند ، بني هاشم و زبير بن عوام ـ که خود را از بني هاشم به شمار مي آورد ـ دور علي بن ابي طالب جمع شدند ... [3].

    همچنين يعقوبي در تاريخ خود مي گويد:
    وکان المهاجرون والأنصار لا یشکّون فی علی[4] تمام مهاجرین و انصار ، در اینکه علی(عليه السلام) خلیفه است ، شکّی نداشتند .

    چگونه ممكن است گفته شود مردم مرتد شدند مگر سه نفر در حالي كه صدوق(رض) تعداي از منكرين خلافت ابوبكر را ذكر مي كند كه بالغ بر 12 نفر از مهاجرين و انصار بودند.[5]

    چگونه ممكن است منظور از اين روايات معناي ارتداد ايماني و فقهي باشد در صورتي كه در بين آن ها اشخاصي بودند كه شيعه و سني بر علو درجات آن ها شهادت داده اند. أمثال : بلال الحبشي ، حجر بن عدي ، أويس القرني [6]

    همچنين تعداد بسياري از اصحاب در ركاب اميرالمومنين (عليه السلام) بودند و حضرت را در جنگ ها ياري مي كردند.همچنين شيعيان هفتاد نفر از نقبا كه از اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بودند را مدح مي كنند .علامه مامقاني(ره) در اين مورد مي گويد:
    شيعيان هفتاد نفر از نقبا كه از اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بودند را مدح مي كنند و مراد از آن ها كساني بودند كه در عقبه با رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بيعت كردند كه 12 نفر از آن ها قبل از آن با حضرت بيعت كرده بودند كه نقباي انصار شناخته مي شدند..[7]

    برقي(ره) و علامه حلي(ره) تعدادي از اصحاب و تابعين را جزو اصفياء اميرالمومنين(عليه السلام) مي دانند .[8]


    [2]بحوث في الملل والنّحل - ج ٦،ص421-425 ، سبحانی ، جعفر، موسسه الامام الصادق علیه السلام ،قم ، الطبعه الثالثه ، 1431ق
    [3] الإمامة و السياسة ـ ج1 ، ص 28 ، ابن قتيبه دينوري ، تحقیق:علی شیری، دار الاضواء ، بیروت ، الطبعه الاولی ، 1410ه-1990م
    [4] تاریخ یعقوبی : ج 2 ، ص 124 ، یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب بن جعفر بن وهب، دار صادر،بیروت-لبنان،بی تا
    [5] الاحتجاج: 75 ـ 76 طبرسی ، نشرالمرتضی ، ایران-مشهد ، چاپ اول ، 1403ق
    [6] نهج البلاغة ، نامه 62 ، شریف رضی ، محمد بن حسین ، تحقیق صبحی صالح، هجرت ، قم ، چاپ اول ، 1414ق
    [7] تنقيح المقال 1: 198 / الفائدة 12 ، مامقانی ، شیخ عبدالله، بی تا ، بی چا
    [8]همان ص197-198

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۲/۱۵ در ساعت ۱۰:۰۵ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    چرا بعد از رحلت نبی اکرم افکار و عقاید عرب دوباره به دوران جاهلیت خود بازگشت؟ ایا این امر نشان دهنده این نیست که آن حضرت نتوانستند رسالت خود را به خوبی به پایان برسانند؟


    پاسخ:
    نتیجه رسالت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اگر هم اکنون مشاهده کنیم نمی توان چنین عقیده ای داشت که حضرت در رسالتشان ناموفق بودند، زیرا هم اکنون تعداد شیعیان بسیاری وجود دارد که گواه بر این مدعاست.
    در مورد بازگشت به جاهلیت نیز این گونه نیست که بگوییم تمام عقاید آن ها بازگشت به جاهلیت کرد، بلکه در برخی موارد مهم همان راه جاهلیت را در پیش گرفتند و با حکم خدا مخالفت ورزیدند و بعد از مدتی از اشتباه خود بازگشتند.
    شیعیان به تبع امامان بزرگوارشان برای صحابه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ارزش بسیاری قائلند. اما نکته ای که شیعیان بر آن اتفاق دارند و عقل سلیم هم می پذیرد این است که صرف صحابی بودن و یا هجرت کردن از دیار خود دلیل نمی شود آن ها همگی سعادت مند شوند و بر هدایت باقی بمانند.
    تاریخ اسلام خود بزرگترین گواه بر این ادعاست. چه نفاق هایی که در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) صورت نگرفت و چه خون هایی که بعد از ایشان به زمین ریخته نشد!
    برخي از اهل سنت با استناد به برخی از احاديث موجود در كتب شيعه، فرصتی پيدا كرده اند تا به هجمه و افترا عليه شيعه بپردازند و شيعه را گروهي معرفی كنند كه قائلند بعد از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، همه مسلمين به غير از تعداد اندكی كافر و مرتد شدند.
    بريد بن معاويه از ابن جعفر (عليه السلام) نقل مى كند كه فرمود: همه مردم بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشتند مگر سه نفر: مقداد بن اسود، ابوذر غفارى و سلمان فارسى. سپس مردم شناخت پيدا كردند و ملحق شدند.(1)

    اما امامیه با دلایل مختلف این مطلب را رد می کنند و جدای بحث سندی که بر برخی از روایات اشکال وارد می کنند(2) از لحاظ دلالی نیز چنین سخنی را رد می کنند:
    كساني كه خلافت علی (عليه السلام) را قبول داشتند محدود به اين چند نفر نبودند بلكه بسياری از بني هاشم و غير بنی هاشم در منزل علی (عليه السلام) تجمع كرده بودند و با آن چه كه در سقيفه اتفاق افتاده بود مخالفت می كردند و از آن جا نرفتند مگر با تهديد و اجبار!
    ابن قتيبة می گويد: زمانی که انصار با ابوبکر بيعت کردند، بنی هاشم و زبير بن عوام ـ که خود را از بنی هاشم به شمار می آورد ـ دور علی بن ابی طالب جمع شدند ... (3).
    هم چنين يعقوبی در تاريخ خود می گويد: "وکان المهاجرون والأنصار لا یشکّون فی علی"(4) تمام مهاجرین و انصار، در این که علی (عليه السلام) خلیفه است، شکّی نداشتند.

    چگونه ممكن است گفته شود مردم مرتد شدند مگر سه نفر در حالی كه صدوق (رحمه الله علیه) تعدای از منكرين خلافت ابوبكر را ذكر می كند كه بالغ بر 12 نفر از مهاجرين و انصار بودند.(5)
    چگونه ممكن است منظور از اين روايات معنای ارتداد ايمانی و فقهی باشد در صورتی كه در بين آن ها اشخاصی بودند كه شيعه و سني بر علو درجات آن ها شهادت داده اند؛ امثال: بلال الحبشی، حجر بن عدی، أويس القرنی.(6)
    هم چنين تعداد بسياری از اصحاب در ركاب اميرالمومنين (عليه السلام) بودند و حضرت را در جنگ ها ياری می كردند. هم چنين شيعيان هفتاد نفر از نقبا كه از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بودند را مدح می كنند. علامه مامقانی (رحمه الله علیه) در اين مورد می گويد:
    شيعيان هفتاد نفر از نقبا كه از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بودند را مدح می كنند، و مراد از آن ها كسانی بودند كه در عقبه با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بيعت كردند، كه 12 نفر از آن ها قبل از آن با حضرت بيعت كرده بودند كه نقبای انصار شناخته می شدند.(7)
    برقی و علامه حلی (رحمه الله علیهما) تعدادی از اصحاب و تابعين را جزو اصفياء اميرالمومنين (عليه السلام) می دانند.(8)

    در اين گونه احاديث هيچ اشاره ای نشده كه منظور از مرتد؛ معنای فقهی آن است، بلكه قرائن موجود در روايات حكايت از آن می كنند منظور از ارتداد همان بازگشت آن ها از دستور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و عدم قبول نص بر خلافت اميرالمومنين (عليه السلام) است. تبعيتی كه می توانست باعث هدايت مسلمانان و دوری آن ها از اختلاف و گمراهی شود؛ و معنای ارتداد در حدیث فوق، بازگشت به ارزش های جاهلی است نه ارتداد اصطلاحی.

    پس معنای حديث اين است كه مردم بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از چيزی كه به آن در زمان حيات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ملتزم شده بودند كه آن كه بيعت با علی (عليه السلام) به اميری مومنين بود، بازگشتند و با ديگری بيعت كردند و به خاطر اين معنا برای ارتداد است كه ابن اثير اين لفظ كه در احاديث حوض وارد شده است را به ارتداد معنا نكرده است.(9)

    ________________
    (1) الاختصاص، ص 6، مفيد، محمد بن محمد، الموتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید، ایران-قم، چاپ اول، 1413ق.
    (2) بحوث في الملل والنّحل - ج ٦، ص 421-425، سبحانی، جعفر، موسسه الامام الصادق علیه السلام، قم، الطبعه الثالثه، 1431ق.
    (3) الإمامة و السياسة ـ ج1 ، ص 28، ابن قتيبه دينوري، تحقیق: علی شیری، دار الاضواء، بیروت، الطبعه الاولی، 1410ه-1990م.
    (4) تاریخ یعقوبی: ج 2، ص 124، یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب بن جعفر بن وهب، دار صادر، بیروت-لبنان، بی تا.
    (5) الاحتجاج: 75 ـ 76 طبرسی، نشرالمرتضی، ایران-مشهد، چاپ اول، 1403ق.
    (6) نهج البلاغة، نامه 62، شریف رضی، محمد بن حسین، تحقیق صبحی صالح، هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق.
    (7) تنقيح المقال 1: 198 / الفائدة 12، مامقانی، شیخ عبدالله، بی تا، بی چا.
    (8) همان ص197-198.
    (9) كشف الحقايق علي آل محسن 158-177، مطابق با نرم افزار مکتبه الشامله، بی تا.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۲/۱۵ در ساعت ۱۰:۱۳ دلیل: همکار ویراستار تدوین


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود